آشنایی با دستگاه های مختلف بدن انسان

دی ۲۷, ۱۳۸۵ توسط :   موضوع : علوم

قلب

مقدمه

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است . قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند . در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان می کند . برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد , نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری , به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد .
قلب چگونه کار می کند

عملکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و روشن که حاوی مقادیر زیادی اکسیژن و مواد غذایی است از طریق شریانهای بزرگ به سرتاسر بدن می باشد وقتی اکسیژن این خون توسط بافتها برداشته شد, وریدها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیره تری در آمده است را دوباره به قلب بر می گردانند .
قلب دارای دو قسمت می باشد که هر قسمت آن به صورت یک تلمبه جداگانه عمل می کند . هر یک ازاین قسمت ها نیز به دو بخش تقسیم می شود . بنابراین قلب کلا دارای چهار حفره می باشد . حفره های بالایی را که اصطلاحا
“دهلیز” می نامند , به صورت جمع کننده خون ورودی به قلب عمل می کنند و حفره های پایینی که به آنها
“بطن” گفته می شود , با انقباض خود باعث می شوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود . قسمت راست قلب , خونهایی را که از وریدهای تمام بدن می آید را گرفته و به سمت ریه ها تلمبه می کند تا اکسیژن ریه ها بتوانند وارد این خون شوند . قسمت چپ قلب , خونی را که از ریه ها خارج می شود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمتهای بدن می فرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید .
برای اینکه خون به همراه اعضا و عضلات بدن برسد , باید با فشار زیادی تلمبه گردد . شما وقتی یک شریانتان بریده می شود , می بینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره می زند . برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی قوی باشند و هیچگاه مثل سایر عضلات (مثلا عضلات پا ها ) دچار خستگی نگردند . بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود . این خونرسانی خود عضلات قلب , توسط شریانهای کرونری و شاخه های آنها صورت می پذیرد .

 

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می شوند و تقریبا یک مسیر دایره ای را ایجاد می کنند . وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این شبیه تاج می باشد به همین دلیل کلمه لاتین “شریانهای کرونری” (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می شود .
از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخه ها و تغییراتی که می تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده اند . شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می باشد که به آنها اصطلاحا “نزولی قدامی” و “شریان سیرکومفلکس” یا چرخشی می گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه های دیگری نقسیم می شوند . این شریانها , باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می شوند . بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می باشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است . شریانهای کرونری راست , معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه ها می باشد .
شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربان های قلب که قلب در حالت ریلکس قرار دارد , خون دراین شریانها جریان می یابد . وقتی عضله قلب منقبض می شود , فشار آن به قدری زیاد می شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی دهد , به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که باعث می شود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد . در بیماران کرونری قلب , شریانهای کرونری تنگ و باریک می شوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می گردند ( مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند ) . در حالت استراحت , ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود , اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود , شریانهای کرونری نم توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات , به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله ها دچار درد سینه (آنژین ) می گردد . در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند , درد معمولا از بین خواهد رفت . اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون , به طور کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود , قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی رسد , خواهد مرد .

شریانهای کرونری

شریانهای کرونری از آئورت بیرون می آیند . آئورت , شریان اصلی بدن می باشد که از بطن چپ , خون را خارج می شازند . شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می دارند . دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند .

دستگاه گوارشمقدمه
هر چیزی که وارد معده شما می شود با آنزیمهای درون معده مخلوط می گردد تا با اجزا ساده تری تجزیه شود . سپس این مخلوط از معده خارج شده و به روده ها می رود تا از آنجا , مواد غذایی تجزیه شده جذب جریان خون شوند . مواد غذایی تجزیه شده از طریق جریان خون به سرتاسر بدن می روند و در اختیار سلولهای بدن قرار می گیرند تا در آنها مصرف شده و یا ذخیره شوند . اجزا غذایی که جذب نمی شوند از بدن دفع می گردند ( از طریق مدفوع )

دستگاه گوارشدستگاه گوارش شما که از دهان تا مقعد امتداد دارد , شبیه لوله ای است که حدود هفت متر طول دارد .دهان و معده

از هنگامی که شما شروع به جویدن غذا می کنید , هضم غذا نیز شروع می گردد . از غدد بزاقی دهان , بزاق ترشح می شود که در هنگام جویدن غذا , با آن ترکیب می شود تا بلع غذا را آسانتر نماید . بزاق حاوی آنزیمی به نام
آمیلاز ( Amylase ) می باشد که باعث تجزیه غذاهای کربوهیدراتی نشاسته ای به قند های ساده تر می شود که بتوانند جذب بدن شوند . آنزیم آمیلاز فقط می تواند در یک محیط قلیایی عمل نماید.
وقتی که غذا بلعیده می شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده , عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا “
اسفنکتر”( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند . وقتی غذا به معده می رسد , دریچه یا اسفنکتر بالایی معده باز شده و اجازه می دهد که غذا وارد معده شود . سپس این دریچه بسته می شود تا غذا و شیره گوارشی در معده نگهداری شوند . اگر این اسفنکتر خراب شود ویا نشتی داشته باشد , شیره گوارشی که حاوی اسید معده نیز می باشد , به سمت بالا رفته و وارد مری می گردد . وقتی چنین اتفاقی افتاد , شما احساس سوزش سر معده خواهید کرد ( ترش کردن ) , زیرا اسید معده شما باعث تحریک مری شما می گردد .
شیره گوارشی از غدد بسیار کوچکی که در دیواره معده قرار دارند , ترشح می شود و با غذا مخلوط می گردد . این شیره گوارشی حاوی مواد شیمیایی است که باعث تجزیه غذا ها می شود تا بتوان از آنها استفاده نمود . دو تا از این مواد شیمیایی عبارتند از :
آنزیم پروتئاز( که باعث تجزیه پروتئین ها می شود ) و
اسید هیدروکلریک ( که باعث نابودی اکثر باکتریها و میکروبهایی که در غذا وجود دارند می شود و نیز ایجاد یک محیط اسیدی در معده میکند تا آنزیم پروتئاز بتواند عمل خود را انجام دهد ) تنها ماده ای که با این روند هضم غذا ارتباطی ندارد , الکل می باشد که بطور مستقیم از طریق دیواره معده جذب جریان خون می شود . معده شما به عنوان یک محفظه نگهداری غذا عمل می کند . غذا در معده به صورت نیمه مایع در می آید و به مدت دو الی چهار ساعت در آن باقی می ماند . سپس از طریق دریچه یا اسفنکتر تحتانی معده , وارد روده کوچک می شود.
دو قسمت دیگر روده کوچک که بعد از اثنی عشر قرار دارند به ترتیب عبارتند از ژژنم ( Jejunum ) و ایلئوم ( Ileum ) که به روده بزرگ متصل می گردد .
وقتی غذا از معده وارد اثنی عشر می شود , به علت مخلوط بودن با اسید معده , هنوز اسیدی می باشد . در محل اثنی عشر , یک شیره گوارشی قلیایی به این غذا اضافه می گردد تا حالت اسیدی آن را خنثی نماید . این شیره گوارشی از عضوی که در قسمت زیر معده قرار دارد و به آن اصطلاحا “
لوزالمعده ” یا “
پانکراس” ( Pancreas ) گفته می شود ترشح می گردد , که حاوی آنزیمهایی است که باعث ادامه هضم غذا می شود . صفرا نیز در همین محل به غذا اضافه می گردد صفرا مایعی سبز رنگ است که در کبد شما ساخته می شود و سپس از کبد به کیسه صفرا وارد می گردد تا در آنجا ذخیره شود . این صفرا به حل شدن مواد غذایی چرب کمک می نماید. وقتی که شیره گوارشی وظیفه خود را انجام داد , مواد غذایی اصلی به اجزا ساده تر خود تجزیه می شوند که عبارتند از :
* پروتئین ها به آمینو اسیده ها تجزه می شوند
* کربو هیدراتها به گلوکز و سایر قندهای ساده تر تبدیل می شوند
* چربی ها به اسید های چرب و گلیسرول تجزیه می گردند
در قسمتهای پایین تر روده کوچک ( یعنی در ژژنوم و ایلئوم ) , محصولات نهایی غذای هضم شده از طریق دیواره روده کوچک به جریان خون جذب می گردند . بر اثر انقباضات موجی شکل عضلات دیواره روده ها , غذا در طول روده حرکت کرده وبه جلو می رود . این حرکت را اصطلاحا “
پریستا لسیس ” ( peristalsis ) می نامند . دیواره روده ها صاف نمی باشد بلکه دارای میلیونها برجستگی انگشت مانند به نام “
پرز” (Villi)
می باشد . این پرزها باعث می شود که سطح وسیعی در روده های شما ایجاد شود تا جذب غذاها بهتر صورت گیرد . ویتامین های محلول در آب و مواد معدنی در این مرحله , جذب جریان خون میشوند.
وقتی که مواد غذایی جذب جریان خون شد , باقی مانده غذایی که هضم نشده است وارد روده بزرگ می گردد بدن شما می تواند بعضی از مواد غذایی , مثل آنهایی که ایجاد انرژی می کنند و بعضی از ویتامینها و مواد معدنی را ذخیره نماید . اضافی مواد غذایی که بدن نمی تواند آنها را ذخیره نماید از طریق مدفوع از بدن خارج می گردد .
روده بزرگ

روده بزرگ شامل :کولون (Colon ) , راست روده ( Rectum ) و مقعد می باشد . طول روده بزرگ حدود یک متر است . آبی که برای هضم غذاها مورد استفاده قرار گرفت بود در روده بزرگ باز جذب می شود و باعث می شود که مدفوع بدون آب و خشک ایجاد شود .
هنگامی که مدفوع به راست روده می رسد , بر اثر انقباضات واکنشی که در راست روده ایجاد می شود و عضلات دریچه یا اسفنکتر مقعده را شل می نماید , احساس دفع مدفوع به شخص دست می دهد . اسفنکتر های مقعد , عضلات حلقوی شکلی می باشند که کنترل باز شدن و بسته شدن مقعد را در اختیار دارند.
معمولا حدود یک تا سه روز طول می کشد که غذا از دهان تا مقعد برسد . بعضی از افراد روزی دو یا سه بار مدفوع می کنند , د رحالیکه سایرین روزی یک بار و بعضی ها نیز هردو یا سه روز یک بار مدفوع می کننی که تمام این موارد , طبیعی هستند .

روده کوچکروده کوچک , طولانی ترین قسمت دستگاه گوارش شما می باشد که ۵ یا ۶ متر طول دارد . از آنجایی که قطر این روده , باریک می باشد و فقط ۲ تا ۴ سانتیمتر قطر دارد , به آن روده کوچک یا روده باریک گفته می شود ( در مقایسه با روده بزرگ که قطر آن ۶ سانتیمتر می باشد ) روده کوچک شما دارای سه قسمت می باشد . اولین قسمت روده کوچک که درست بعد از معده قرار دارد را اصطلاحا “
اثنی عشر ” یا دوازدهه ویا “
دئودنوم ” ( Duodenum ) می نامند , که کوتاهترین قسمت روده کوچک می باشد

 

گوشها ، شنوایی و تعادل

گوشهای ما مسئول دو حس حیاتی اما کاملا متفاوت هستند : شنوایی و تعادل. صداهای تشخیص داده شده از طریق گوشها ، اطلاعات اساسی را درباره محیط خارجی به ما می دهند و به ما اجازه می دهند با روشهای پیچیده ای چون گفتار و موسیقی ارتباط برقرار کنیم . علاوه بر این گوشها در حس تعادل ما نیز سهم دارند . درک ناخود آگاه وضعیت بدن در فضا به ما اجازه می دهد تا بایستیم و حرکت کنیم بدون آنکه زمین بخوریم .
گوش دارای اندام های مجزای شنوایی و تعادل است که صداهای دنیای اطرافمان و اطلاعات درونی درباره وضعیت و حرکتمان را تشخیص می دهد . ساختمان های حسی داخل گوش ، اشکال متفاوت اطلاعات را بصورت ایمپالسهای عصبی برگردانده تا از طریق اعصاب به قسمتهای مختلف مغز ، جایی که اطلاعات تجزیه و تحلیل می شوند ، فرستاده شوند . توانایی ما در تفسیر اصوات و استفاده از اطلاعات ، درباره تعادل در زمان نوزادی و کودکی شکل می گیرد .

کیفیت صوت
درواقع صوت ارتعاش مولکولها در هوای اطراف ماست . درجه بلندی (Pitch) یک صدا (میزان بم یا زیر بودن) ویژگی ای از امواج صوت می باشد که فرکانس (تواتر) نامیده میشود . فرکانس تعداد ارتعاش در هر ثانیه است و در واحدهایی بنام ((HZ)Hertz) سنجیده می شود . هر چقدر فرکانس بالاتر باشد صدا زیرتر است .
شدت و قدرت یک صدا به نیروی امواج صوتی بستگی دارد که در واحد هایی بنام دسی بل ((db) Decibel) اندازه گیری می شود . با هر ١٠ دسی بل افزایش در قدرت , صدایی به بلندی دو برابر شنیده می شود ، بنابراین صدایی با ٩٠ دسی بل دو برابر قویتر از صدایی با ٨٠ دسی بل است . مکالمه بطور معمول در حدود ۶٠ دسی بل است صدایی تقریبی ترافیک معمولا در حدود ٨٠ دسی بل می باشد. قرار گرفتن در معرض صدای بالاتر از ١٢٠ دسی بل حتی برای مدتی کوتاه می تواند به شنوایی ما آسیب برساند .
میزان توانایی ما در تجزیه صداهای مرکب مثل موسیقی و اینکه یک صدا چقدر بلند باشد تا قادر به شندین آن باشیم با یکدیگر متفاوت است . گوش انسان بطور معمول قادر است صداهایی با فرکانس های بین ٢٠٠٠٠-٣٠ هرتز را تشخیص دهد ، اما توانایی شنیدن صداهای فرکانس بالا با افزایش سن ، کاهش می یابد . حیواناتی مثل خفاش bat)) و سگ می توانند صداهایی با فرکانس های بالاتر از حد طبیعی شنوایی انسان را بشنوند .

مکانیسم شنوایی
توانایی شنوایی به یک سری وقایع پیچیده در گوش بستگی دارد . امواج صوتی در هوا از طریق ساختمانهایی به گیرنده شنوایی منتقل می شوند . این گیرنده اندام کرتی نام داشته و در گوش داخلی قرار گرفته است . داخل اندام کرتی ، ارتعاشات فیزیکی بوسیله سلولهای مویی (hair cells) حسی تشخیص داده می شود و این سلولها با تولید سیگنالهای الکتریکی پاسخ می دهند . اعصاب این سیگنالها را به مغز منتقل می کنند و در آنجا این سیگنالها تفسیر می شوند . فرکانس های مختلف صوتی سلولهای مویی را در قسمتهای مختلف اندام کرتی تحریک کرده و باعث درک اصواتی مثل موسیقی و مکالمه می شوند .

مغز در حین شنوایی

صدا در نواحی شنوایی دوطرفه مغز پردازش می شود . اما صحبت بیشتر در طرف چپ مغز تفسیر می شود . این اسکن pet در حال شنیدن آواز گرفته شده و هر دو طرف مغز فعالیت تحریک داشته است .

حس تعادل

توانایی ایستادن صاف و راه رفتن بدون آنکه بیفتیم به حس تعادل ما بستگی دارد . ساختمانهایی در گوش داخلی مثل دستگاه وسیتبولار(دهلیزی) شناخته شده اند که با تعیین وضعیت و حرکت سر در ایجاد تعادل نقش دارند . دستگاه وستیبولار از سه مجرای نیم دایره و دو دهلیز ساخته شده است .

نقش سلولهای مویی

حرکت سر بوسیله سلولهای مویی در ساختمانهایی در مجاری نیمدایره که کریستا cristae نامیده می شوند و دو ساختمان در دهلیز که ماکولا (maculae) نامیده می شوند تشخیص داده می شود.

حرکت خطی و وضعیت ایستا(ساکن static ) دو ماکولای درون و ستیبول در گوش داخلی حرکت خطی راحس می کنند . بعنوان مثال هنگام مسافرت با ماشین یا استفاده از آسانسور موقعیت سر به نیروی جاذبه بستگی دارد . تشخیص موقعیت سر در ارتباط با جاذبه به ما کمک می کند . بعنوان مثال ، هنگامیکه درون آب عمیق شیرجه می زنیم به ما می فهماند از چه جهتی به سطح آب بیاییم .حرکت چرخشی

حرکات چرخشی سر بوسیله کریستا که در مجاری نیم دایره قرار دارند تشخیص داده می شوند . بنابراین حرکت سر در هر جهتی بوسیله حداقل یک مجرا تشخیص داده می شود . این اطلاعات باعث حفظ تعادل و ثبات بینایی هنگام حرکت سر می شود.

راههای ارتباطی

اگر چه گوشها به ظاهر ساختمانهای مجزایی دارند ، آنها مستقیما با بینی و حلق (Throat (pharynx)) ارتباط دارند . قسمت قابل رویت گوش ، لاله گوش (pinna) با مجرای گوش مرتبط است که در انتهای آن پرده گوش (eardrum) قرار دارد. پشت این پرده ، گوش میانی است که یک فضای پر از هواست که از طریق مجرایی بنام شیپور استاش (Eustachian tube) با حفره پر پشت بینی و حلق مرتبط می باشد . این مجرا مسوول ایجاد فشار مشابه در هر دو طرف پرده است . ساختمان گوش داخلی در عمق جمجمه قرار گرفته و حاوی اندامهای حسی برای صدا و تعادل می باشد.

تعادل و حرکت

در تعادل و حرکت گوشها دارای این عملکرد هستند : آگاهی از موقعیت سر و تشخیص چرخش و حرکت سردر تمامی جهات . مغز اطلاعات گوشها را با اطلاعات حاصل از گیرنده های موقعیت در عضلات ، تاندونها و مفاصل و اطلاعات بینایی بدست آمده از چشمها ترکیب می کند . ترکیب این اطلاعات با هم ما را قادر می سازد تا بدون از دست دادن تعادل در جهات مختلف حرکت کنیم .گوش از سه قسمت خارجی ، میانی و داخلی ساخته شده است . گوش خارجی دارای لاله گوش و مجرا می باشد . این لوله پر از هوا به پرده گوش منتهی می شود که در پاسخ به صدا مرتعش می شود . پشت پرده گوش ، گوش میانی قرار دارد که از هوا پر شده و دارای سه استخوان ظریف می باشد که استخوانهای شنوایی نامیده می شوند . چکش(malleus) ، سندانی (incus) ، رکابی (stapes) این استخوانها ارتعاش پرده را به غشا دریچه بیضی که جدا کننده گوش میانی از گوش داخلی است ، منتقل می کنند . در گوش داخلی که پر از مایع می باشد حلزون قرار دارد که دارای گیرنده حسی برای شنوایی و ساختمانهای دیگری برای حرکت و تعادل است .

ستون فقرات

 

مقدمه

نقش ستون فقرات ، حمایت از کل بدن ، توانایی در خم شدن و چرخیدن در تمام مسیرها ، ونیز حمایت از ساختمانهای حیاتی بدن مثل اعصاب و نخاع می باشد که در داخل آن قرار دارند . هیچ ساختمان مهندسی ای وجود ندارد که ویژگیها و ریزه کاریهایی که در ستون فقرات موجود است را داشته باشد.ستون فقرات

ستون فقرات انسان از مهره هایی استخوانی که بر روی هم قرار گرفته اند تشکیل شده است . ستون فقرات شامل هفت مهره گردنی در گردن ، دوازده مهره سینه ای یا پشتی در قسمت بالا و پشت و پنج مهره کمری در قسمت کمر می باشد . مهره پنجم کمری که به L5 معروف می باشد بر روی استخوان خاجی (ساکوم) قرار دارد که آن هم به استخوان دنبالچه چسبیده است . استخوان خاجی از چند مهره که به یکدیگر جوش خورده اند تشکیل شده است . استخوان خاجی از قسمت لبه هایش به استخوان لگن متصل است .دیسکهای بین مهره ای

به علت اینکه بین مهره ها یک بالشتک قابل ارتجاع یا همان دیسک قرار دارد ، ستون فقرات توانایی خم شدن و چرخیدن را دارا می باشد . هر دیسک دارای ساختمان پهن و صافی می باشد که در وسط آن ماده ژله مانند به نام نوکلئوس وجود دارد که در اطراف آن نیز ماده سفت و سختی به نام آنولوس قرار دارد .سطوح مفصلی مهره ها

مهره ها توسط مفصلهای کوچکی به یکدیگر متصل می شوند . این مفصلها بر اثر فشار یا ساییدگی آسیب می بینند و ممکن است بر روی آن قسمتهای صدمه دیده استخوان مهره دچار تورم شده و باعث شود که بر روی اعصاب اطرافش فشار وارد آید .شبکه اعصاب

سیستم عصبی را می توان به نحوی به شبکه تلفن ها تشبیه نمود زیرا از طریق آنها ، پیغام عصبی از مغز به سراسر بدن متصل شده و از همین طریق نیز به مغز بر می گردد . پیغامهایی که از مغز به سمت پایین می آیند باعث می شوند که عضلات منقبض شده و در نتیجه بر روی حرکاتی از بدن همچون راه رفتن ، کنترل صورت گیرد . پیغامهایی که از پایین به بالا و به سمت مغز می روند حامل حس هایی مانند لمس و درد می باشند. نخاع

یک دسته از بافت عصبی که اصطلاحا به آن طناب نخاعی گفته می شود ، از طریق مجرا یا کانالی که در داخل مهره ها وجود دارد ، از مغز به سمت پایین می آید . ریشه های عصبی از طناب نخاعی خارج شده و مسافتی کوتاه در کانال را طی می کنند ، سپس از هر سمت مهره (چپ و راست) یک عصب خارج می شود تا قسمت مربوط به خودش (تنه ، دستها و یا پاها) را عصب رسانی کند .
آسیب های پشتاین حقیقت که طناب نخاعی حامل پیغامهایی است که به سمت بقیه بدن رفته و از آنجا هم برمی گردد ، بدین معنی است که در صو.رت آسیب رسیدن به آن ، این ارتباط ممکن است صدمه دیده و می تواند منجر به از دست دادن یا تغییر حس ، ایجاد درد و ضعف حرکتی شود . این همان اتفاقی است که بدنبال یک تصادف شدید بروز کرده و منجر به فلج شدن افراد می گردد . تعداد دستها یا پاهایی که در این موارد فلج می شوند بستگی به محل آسیب طناب نخاعی دارد . اگر صدمه به طناب نخاعی در ناحیه گردن رخ دهد ، فلج و از دست دادن حس میتواند هم در دستها و هم در پاها ایجاد شود. با اینحال اگر آسیب در طناب نخاعی در قسمتهای پایین تر سینه ای یا کمری رخ دهد ( در زیر سطح بازوها) ، فقط عضلات پاها دچار مشکل خواهند شد . در اکثر مشکلات پشت بدن ، اعصابی که از طناب نخاعی خارج می شوند آسیب می بینند اما خود طناب نخاعی معمولا کمتر آسیب می بینند.
در اثر صدمات مستقیم به لیگمانها ، تاندونها ، مفصلها و سایر ساختمانهایی که در مهره یا اطراف آن قرار دارد ، درد می تواند فقط در همان قسمت پشت ایجاد گردد ، اما به علت اینکه همان اعصابی که این بافتها را عصب رسانی می کنند همچنین پا ها را نیز از نظر عصبی تغذیه می نمایند ، بیماران ممکن است در پاهایشان هم درد ایجاد شود و آنها اینطور فکر کنند که مشکل اصلی درپاها است ، در حالیکه علت اصلی را باید در مهره های کمری جستجو نمود .
بعلاوه ، ممکن است فشار وارد آمده بر روی اعصاب ، همچنین تولید درد ، تغییر در حس و ضعف عضلات پاها نماید .
واضح است که پشت انسان دارای ساختمان پیچیده ای است . وقتی صدمه ای وارد می شود، به دلایل مختلفی پشت درد میتواند رخ دهد . برای اینکه در هر فردی ببینیم که علت این دردها چه چیزی می باشند ، بررسی ها و آزمایشهای دقیقی لازم است انجام شود . خوشبختانه اکثر حملات پشت درد یا کمر درد ، بدون اینکه نیازی به بررسی های بیشتری باشد ، بهبود می یابند . بنابراین بطور کلی برای پیدا کردن علت واقعی بروز درد ، نیازی به انجام آزمایشها و بررسی های پیچیده وجود ندارد . با اینحال وقتی علایم خیلی شدید بوده و به مدت زیادی طول بکشند ، پیدا کردن علت بروز آنها اهمیت ویژه ای دارد . در این موارد باید آزمایشات و معاینات دقیقی بعمل آید .

دستگاه ادراری  دستگاه ادراری، مواد دفعی را از خون پاک کرده، آنها را به همراه آب اضافی با ادرار دفع می کند. همچنین غلظت مایعات بدن را تنظیم و تعادل اسید ـ باز بدن را برقرار می کند. این دستگاه از یک جفت کلیه، مثانه، حالب که کلیه را به مثانه وصل می کند( و پیشابراه )لوله ای که از طریق آن ادرار بدن خارج می شود تشکیل می شود. کلیه ها اعضایی لوبیایی شکل و به رنگ قرمز مایل به قهوه ای هستند که در پشت شکم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوی واحدهایی به نام نفرون هستند که خونی را که از کلیه ها می گذرد، تصفیه و ادرار تولید می کنند. سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پایین می رود. مثانه به وسیله یک حلقه عضلانی (اسفنکتر) که دور خروجی پایینی آن قرار دارد، بسته می ماند. این عضله می تواند به طور ارادی شل شود و اجازه خروج ادرار از پیشابراه را بدهد. پیشابراه مرد، بزرگتر از پیشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مایع منی(مایعی که حاوی اسپرم است و در حین فعالت جنسی خارج می شود) عمل می کند. از آنجا که پیشابراه زن کوتاهتر است و نزدیک به مهبل و مقعد باز می شود، زنان بیش از مردان، مستعد عفونت های ادراری هستند.

ساختار کلیه

کلیه شامل۳ ‌ناحیه است: قشر (لایه خارجی)، مدولا(لایه میانی) و لگنچه کلیوی (ناحیه داخلی). قشر حاوی واحدهای کارکردی به نام نفرون است. هر نفرون شامل یک گلومرول (مجموعه ای از مویرگ های تخصص یافته که خون در آنها تصفیه می شود و یک لوله کلیوی که از آن مایعات دفعی حاصله عبور کرده، به ادرار تبدیل می شوند) است. مدولا شامل گروهی از مجاری جمع کننده ادرار اسـت. ادرار از این مجـاری وارد کالیس های کوچک و سپس کالیس های بـزرگ مـی شود که به لگنچه کلیوی باز می شوند. از اینجا ادرار وارد حالب می شود.

ادرار چگونه ساخته می شود؟

ادرار از موادی تشکیل می شود که در نفرون ها بر اثر تصفیه خون ایجاد شده اند. هر کلیه حدود یک میلیون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه ای از مویرگ های باریک به نام گلومرول و لوله ای به نام لوله کلیوی تشکیل می شود. این لوله ۳ قسمت دارد: لوله پیچیده نزدیک، قوس هنله و لوله پیچیده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور می کند. دیواره های مویرگ ها، منافذی دارند که اجازه عبور آب و ذرات کوچک (مثل نمک ها ) را می دهند، ولی ذرات بزرگتر مثل پروتئین ها و گلبول های قرمز از آنها عبور نمی کنند. مایعی که از خون گرفته شده است و ماده تصفیه شده نام دارد، وارد لوله کلیوی می شود و در آنجا آب و سایر مواد مفید آن مثل گوکز و نمک ها در صورت لوزم به داخل جریان خون بر می گرداند.

ناحیه هوایی دستگاه تنفسی

بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژه‌ها دارای پوشش مطبق کاذب مژک‌دار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل می‌شوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت می‌کند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.

این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید می‌کند و به پوشش مخاطی می‌رسد و
باکتریها و ویروسها را می‌کشد. استخوان دیواره‌های حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام می‌بخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشته‌های ارتجاعی باعث کشیده شدن لوله‌های هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم می‌شود.
حفره بینی

حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم می‌شود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا می‌کند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غده‌های چربی و غده‌های عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی می‌تواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.
حلق

حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا می‌کند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژه‌دار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزه‌های حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.

حنجره

حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن می‌شود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا می‌شود یک زایده غضروفی به نام اپی‌گلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را می‌بندد و مانع ورود غذا به درون نای می‌شود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا می‌شود.

ششها

شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشته‌های ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژه‌های اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها می‌شوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت می‌کند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخه‌ای است که به نام درخت نایژکی خوانده می‌شوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان می‌کند. حدود ۳۰۰ میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.
نای

نای دارای ۱۶ تا ۲۰ بند است و هوا پس از حنجره وارد نای می‌شود. هر یک از بندها قطعه‌ای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پری‌کندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل می‌شوند. نوارهای ماهیچه‌ای بطور طولی و مایل قرار گرفته‌اند. حلقه‌های غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل می‌شوند.

انشعابات نای

نای انشعاب یافته نایژه اصلی را می‌سازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژه‌ها نامنظم می‌شود. نایژه‌های اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژه‌های بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.

ناحیه تنفسی

نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسه‌های هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم می‌شوند. کیسه‌های هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشته‌های ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.بین حبابها دیواره‌ای از رشته‌های شبکه‌ای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت می‌گیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.
چگونگی تنفس تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج می‌شود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمی‌شوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچه‌های تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دنده‌ها در پایین‌ترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر می‌شود اعصاب حرکتی ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی و دیافراگم را منقبض می‌کنند.انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی موجب حرکت دنده‌ها به بالا و طرفین می‌شود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه می‌شود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسه‌ها می‌شوند و هوا را به درون خود می‌کشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسه‌های هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار می‌افتد. در پایان دم ماهیچه‌ای ویژه دم استراحت می‌کنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب می‌شود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا می‌شود بازدم را بطور فعال نیز می‌توان انجام داد.
تنظیم حرکات دم و بازدم

نورونهای بصل‌النخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصل‌النخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچه‌های بازدم را فعال می‌کند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچه‌های تنفسی پایان می‌یابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت می‌گیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دی‌اکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

  • پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
  • پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
  • پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.

در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها
غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ،
یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ
تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.
بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز ۱۲ جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.
بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در ۴ ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.
مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین ۱۵۰ – ۸۰ میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد. 

  • مجله اطلاعات پزشکی



همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar