تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه

آبان ۱۱, ۱۳۸۸ توسط :   موضوع : براي پسرها و دخترها, رابطه جنسي و عشق

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه
در دنیای دوستی همه روابط، عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند.

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک و شرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد.

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است. دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت. دنیای دوستی سراسر شیرینی، امید و شرایط مطلوب است. اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست. برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد. زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند.

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی. همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند. اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است. در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است. در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی. اینجا رفع نیازهایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنابراین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی. اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند. و مردان بر اساس ساختار مغزی و نوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند. اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.

اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است. بنابراین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند. اینجا یک رابطه ساده و عاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد. بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پررنگ و ثابت بود.

در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را در مهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند. او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم. من کانون عشق و عاطفه هستم. من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم. محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات وظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند. بلکه این کار نیازمند پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است. چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند. چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد. در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند.

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند. در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.

  • آسان طب



نظرات

۹ نظر در موضوع “تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه”
  1. idonsee says:

    بسیار عالی بود. برای من که تازه روابطی رو شروع کردم. خیلی آموزنده بود. فهمیدم یک مرزی بین دوستی و ازدواج وجود داره.

  2. سهیل says:

    مطلب خوبی ولی در دوران دوستی همیشه عشق نیست و محبت دو نفر که هم دیگه رو برای اینده در نظر دارند با دو تا دوستی که فقط برای نیازهای خود با هم هستن خیلی متفاوت هستن -

  3. سارا says:

    من فکر می کنمرابطه ی دختر و پسری که به نیت ازدواج و برای شناخت بیشتر و بهتر هم برای شروع زندگی زناشویی وقت خود را با هم سپری می کنند تا از همه نظر طرف مقابل خود را محک بزنند دوستی محسوب نمی شود حتی اگر مدت زیادی طول بکشه تا شرایط ازدواج برای هر دو فراهم شه.
    البته ۲ نکته اینجا ضروری است:
    ۱: اینکه هر دو به بلوغ فکری و شخصیتی رسیده باشند
    ۲:به تعهدی که در این دوران و برای ازدواج دارند پایبند باشند.
    ۳:این دوران پس از شناخت نسبی از یکدیگر و ویژگی های مناسبی که خود را زوج مناسبی برای هم دیدند شروع شود حتی اگر مدت طولانی شود با وجود تعهد و علاقه مشکلی نیست
    با تشکر از مطالب با ارزش شما

  4. علی says:

    با سلام
    من با نظر سارا موافق نیستم. هر چند بحث اینجا به این موضوع مربوط نمیشه که چی دوستی هست و چی نیست ولی در مورد بحث سارا من فکر میکنم در شرایطی که ایشون گفتن ازدواج موقت راه مناسبی هست. با هم بودن زیاد دختر و پسر طوری که تو جمع آشناها نباشند و فقط خودشون باشند (مثلا مسافرت) حتی اگه قصد ازدواج داشته باشند درست نیست تا وقتی که با هم ازدواج کنند. (دائم یا موقت)

  5. سوگند says:

    مرسی.خیلی عالی بود و من کاملا موافق اینم که دوران دوستی و بعد از ازدواج اصلا قابل مقایسه با هم نیست.چون قبل از ازدواج خانواده ها دخالتی ندارن-بحث مالی وجود نداره-و دو نفر تمام تلاششون و می کنن تا توی اون تایمی که با هم هستن عالی به نظر برسن و مشکلاتشون و فراموش می کنن.آرزو می کنم همه با چشم باز ازدواج کنن و بعد از ازدواج تا می تونن چشاشون و ببندن.

  6. سوگند says:

    من کاملا موافقم امیدوارم همه با چشای باز ازدواج کنن و بعد از ازدواج تا می تونن چشاشون و ببندن.

  7. بهاره says:

    مطالب جالبی بود اما بهتره که از حالت کلیشه ای دربیاد.ممنون

  8. سجاد س says:

    بسیاربسیار عالی بود، من هم اعتقادی مشابه داشتم اما چون وارد دنیای دوستی با جنس مخالف شدم توجهم فقط به همان جلب بود تا موقعی که شکست را تجربه کردم. تشکر

  9. امیر says:

    سلام مرسی.خیلی جالب بود.

همکاران ما از نظرات و پیشنهادات شما استقبال می نمایند

نظر يا مطلب خود درباره اين مقاله را بفرماييد
اگر مي خواهيد تصويري در كنار نظر شما نشان داده شود اينجا را امتحان كنيد . gravatar