متناسبتر ازدواج کنید
آبان ۴, ۱۳۸۸ توسط : admin موضوع : رابطه جنسي و عشق, مطالب اجتماعي
فاطمه تارمیغ – نقد ازدواجهای غیرهمسن در گفتگو با جامعهشناسان
متناسبتر ازدواج کنید
مرد فروشنده، جعبههای رنگارنگ کوچک و بزرگی را که حاوی خریدهای زن و مرد بود، به کارگرش میدهد تا آنها را به دقت در خودروی شیک و آخرین مدلشان جا بدهد و بعدش با چربزبانی خاص خودش رو به زن میگوید: «مبارک باشد؛ یک میلیون و سیصد هزار تومان، البته اصلا قابلتان را ندارد!» زن در حالی که چکپولهای خود را میشمارد، صدای فروشنده را میشنود که رو به مرد جوان میگوید: «واقعا مادر دستودلبازی دارید؛ قدرشان را بدانید!» مرد جوان که دیگر مدتهاست دیدن نگاههای متعجب و پچپچهای درگوشی برایش عادی شده، ترجیح میدهد به روی خودش نیاورد و سکوت کند اما باز هم این زن است که بلافاصله با گفتن اینکه: «ایشان همسرم هستند، نه پسرم»؛ فروشنده را از اشتباه درمیآورد. برای لحظاتی سکوت بر فضا حاکم میشود. فروشنده در حالی که به سختی تعجب خود را پشت لبخند تصنعیاش مخفی کرده و نمیداند چطور باید سر و ته قضیه را هم بیاورد، میگوید: «حالا چه فرقی میکند؟ مهم این است که آدم در ازدواج شانس بیاورد.» زن و مرد مغازه را ترک میکنند. فروشنده همچنان با نگاهی متعجب بدرقهشان میکند و آنها در حالی دور میشوند که ذهن هر کدامشان پر از هزاران اما و اگر ریز و درشت است که همگی در نهایت به این پرسش میرسد: «آیا ما واقعا خوشبختیم؟» …
در چند سال اخیر، روند همسریابی و ازدواج جوانان، تغییرات قابل توجهی داشته است که بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج یکی از این موارد است؛ طوری که در حال حاضر تعداد ازدواجهایی که سن زوجه، ۱۰تا ۲۰سال بیشتر از زوج است، در ۳ماهه اول سال ۸۶ ، ۱۰۵۹ مورد بوده که این رقم در مدت مشابه سال ۸۷ به ۱۰۴۹ مورد رسیده است. آخرین آمار رسمی سازمان ثبت احوال از افزایش ازدواج دختران با پسرانی که چند سال از آنها کوچکترند، حکایت میکند. در ۰۸/۲ درصد ازدواجهای ثبت شده در ۳ماهه اول سال ۸۶، سن زوجه ۲ سال بیشتر از زوج بوده که این رقم در ۳ ماهه اول سال جاری به ۱۷/۲ درصد رسیده است. این در حالی است که درصد طلاق همین گروه سنی در ۳ ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته ۱۷/۰ درصد افزایش داشته است.
عروسهایی که از دامادها بزرگترند
تفاوتهای زندگیهای دیروزی و امروزی و شرایط مادی، اجتماعی و روحی و روانی مردمی که در این دورهها زندگی میکنند، سنتهای حاکم بر مقوله ازدواج در هریک از این دورهها را تحت تاثیر قرار میدهد که ازدواج دختران با پسران کمسن و سالتر از خودشان یا به عبارت دیگر، ازدواج پسران با دخترانی بزرگتر از خودشان از جمله این پدیدههای نوظهور در جامعه است که اگرچه هنوز عمومیت پیدا نکرده؛ اما آمارهای به دست آمده از مراجع قانونی همچون سازمان ثبت احوال، گویای این واقعیت است که طی سالهای اخیر چنین ازدواجهایی هرچند با حرکتی آرام؛ اما از روند روبه رشدی در جامعه برخوردار بوده است. امروزه کم نیستند دخترانی که در جوانی، تب رفتن به دانشگاه و مستقل شدن در آنها داغ بوده و احساس میکردند ازدواج، مانعی بر سر راه پیشرفتشان است و در نتیجه پیشنهادهای ازدواج را رد کرده یا جواب منفی میدادند؛ اما اکنون به سنی رسیدهاند که تنهایی آزارشان میدهد و مردان کمتری خواهان ازدواج با آنها هستند، درنتیجه برخی از این دختران حاضرند برای خلاص شدن از حرف و حدیثهای اطرافیان و نگاه جامعه، با پسرانی کوچکتر از خودشان ازدواج کنند.
وقتی پول حرف اول را میزند
گفتگو با برخی از زوجهایی که به این شیوه با یکدیگر ازدواج کردهاند، گویای این است که شرایط مناسب مالی و برخورداری از رفاه اقتصادی دختران یا زنان مطلقه، یکی از مهمترین دلایلی است که پسران را به ازدواج با چنین دخترانی ترغیب میکند و در واقع موجب میشود با وجودی که شرایط سنی چنین مردانی، این امکان را به آنها میدهد تا با دخترانی به مراتب کمسن و سالتر از خودشان نیز ازدواج کنند؛ اما عدم برخورداری از شرایط مالی و شغلی مناسب در پسران موجب میشود که بهرغم تمام مشکلات و نگرش منفی خانواده و جامعه به چنین ازدواجهایی تن دهند، اگرچه نمیتوان با قاطعیت گفت که عشق و علاقه در چنین ازدواجهایی جایگاهی ندارد یا هیچگاه عشق و علاقه نمیتواند دلیل اصلی چنین پیوندهایی باشد؛ اما نباید تاثیر برخورداری از شرایط و امکانات مناسب مالی و اقتصادی در ازدواج پسران با دخترانی بزرگتر از خودشان را نادیده گرفت.
زنانی که با مردان کوچکتر از خود ازدواج میکنند، در حقیقت نهتنها نقش همسر بلکه نقش یک مادر را برای همسر جوان خود ایفا میکنند و شوهران خود را مانند یک فرزند حمایت و تر و خشک میکنند؛ تنها به این قیمت که در مقابل از حمایت روحی و روانی این مردان بهعنوان یک همسر برخوردار شوند؛ این در حالی است که به دلیل سابقه فرهنگی و کلیشههای سنتی در مورد این نوع ازدواجها، گاهی زنان مجبور به تحمل فشارها، مشکلات ریز و درشت، حرف و حدیثها و گوشه و کنایههای اطرافیان و دوستان شده و به دلیل نوع ازدواجشان مورد اتهام و حتی تمسخر قرار میگیرند.
اینکه عرفشکنیهای سنی در ازدواج به ویژه از این منظر که مردان از زنان کوچکتر باشند، آیا میتواند به یک بحران نگرانکننده تبدیل شود و این که آیا چنین ازدواجهایی موانع ازدواج بر سر راه دختران و پسران مجرد را برطرف میکند؟ آیا افزایش تمایل پسران مجرد به ازدواج با دختران یا زنان مجرد یا مطلقه سن بالا، راه ازدواج را برای دسته دیگری از دختران در آستانه ازدواج که در گروه سنی خود به دنبال همسر مناسبی میگردند، میبندد؟ این پرسشها و هزاران اما و اگر دیگر احتمالهایی است که هنوز از نگاه کارشناسان و صاحبنظران از حد یک فرضیه به مرحله اثبات قطعی نرسیده؛ اما واقعیت این است که نمیتوان و نباید از بحث تفاوت سنی که به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در ازدواجهای ناهمسان همواره از سوی کارشناسان و مشاوران خانواده روی آن تاکید شده و میتواند زمینه بروز اختلاف خانوادگی و در نهایت طلاق و فروپاشی زندگیهای مشترک را فراهم کند، غافل شد.
نه؛ آنقدرها هم بد نیست!
دکتر سیدهادی معتمدی، پژوهشگر مسایل اجتماعی و مدرس دانشگاه، شیوع پدیده ازدواج دختران با پسران کوچکتر از خود را به حدی نمیداند که موجب نگرانی متولیان بحث ازدواج و ایجاد احساس خطر در این زمینه شود؛ چرا که جامعه را همانند موجودی زنده و پویا میداند که با قابلیت درک صحیح خلأهای موجود میتواند خود را با شرایط خاص تطبیق دهد و چهبسا در شرایط امروز که برخی دختران به هر دلیل امکان پیدا کردن زوج مناسب خود را نداشتهاند، پذیرش این امر از سوی جامعه مردان که با دخترانی بزرگتر از خودشان ازدواج میکنند، برای جلوگیری از افزایش آمار دختران مجرد در سنین بالا بد نیست؛ اما به شرطی که بهدرستی مدیریت شود.










لطفا” درباره ترک افراط جنسی هم بنویسید
درصورتی که این ازدواجها براساس علاقه وعشق باشه و هردو باشرایط سنی همدیگه کنار اومده باشند،میتونه خوب باشه و دیدگاه جامعه و اطرافیان مهم نیست
سلام.من از شوهرم یک سال بزرگترم و خیلی خوشبختیم
من و وشوهرم ۵ سال است با هم ازدواج کردیم من از شوهرم ۲ سال بزرگترم . برای کسانی که می گویند این نوع ازدواج اشتباه است بگویم که در عرض این ۵ سال حتی یک بار هم دعوا نکردیم شاید بگو مگوهای معمول بین مان اتفاق افتاده باشد ولی در هر خانواده ای اختلاف سلیقه است. ما یک پسر ۲ ساله هم داریم و امیدوارم این خوشبختی تداوم داشته باشد .
درود اگر عشق نباشه چه سن کم چه زیاد فرقی ندارد دوست من ۱۰سال از شوهرش بزرگتر است اما چنان زندگی خوبی دارند که همه حسرت ان میخورند من خودم ۸سال از شوهرم کوچکتر هستم با اینکهبچه هم نداریم خوش هستیم
با سلام
به نظر من سنت و فرهنگ آن چیزی است که افراد خودشون بتونن از یک دیگر درک کنن و بهش احترام بزارن نه سن مهم نه سنت
به نظر من نباید دختر از پسر بزرگتر باشه چون درک یه دختر ۱۸ ساله از محیط اطرافش بیشتر از یه پسر ۱۸ سالس . به همین نسبت اختلاف نظر ها و مشکلات بینشون بیشتر می شه . درسته که علاقه خیلی مهمه و شرط اول زندگیه ولی بعد از اینکه چند سال از زندگی مشترک گذشت مسایل دیگه و مشکلات هم جزیی از زندگی میشن که انجاس که دختر و پسر باید همفکر و هم سطح باشن.
به نظر من اختلاف سنی بین زن و مرد خوبه که کم باشه چون توی زندگی یک شرایطی پیش میاد که زن و مرد نمی تونن مهدیگه رو درک کنن و اختلاف پیش میاد من خودم از شوهرم ۱۵ سال کوچیکنرم اما باز با گذشت میشه مشکلات روحل کرد و اختلاف سنی چیزی نیست
با سلام
به نظر من اختلاف سنی کم دو سه سال در مورد هیچ کدوم چندان فرقی نمی کنه. ویا افراد مسن هم بالای ۵۰سال اگر با اختلاف سنی بالا ازدواج کنن باز زیاد نمیتونه مشکل ساز باشه وهمچنین اختلاف سن در این که سن مرد زیاد تر از خانومشه باشه البته تا ده سال نه بیشتر بد نیست ولی در اختلاف سنی اگر خانوم از آقا بیش از دو سه سال بزرگتر باشه مشکلات زیادی به همراه میتونه داشته باشه هم از لحاظ اجتمائی و هم از لحاظ خانوادگی
وبه نظرم دوام زندگی به خیلی از چیزها بستگی داره وتنها نمیتونه پول باشه
مثلا اگر کسی نتونه در زندگی خانوادگی بچه مشترکی با زنش داشته باشه بعداز چند سالی این زندگی با تمام خوشی هائی که داره تبدیل به جهنم میشه
تازه زندگی زناشوئی اصلا مفهوم اصلی شو هیچ وقت نداره به عنوان مثال مرد ۳۰ ساله با یک زن ۵۰ ساله ازدواج کنه حالا به هر دلیلی
این دو نفر چه جور میتونن با هم زندگی کنند.زندگی این دوتا چند سال میتونه دوام پیدا کنه واین دو نفر از هم جدا نشوند