پزشکان بدون مرز درمان
خبر فوری
خانه / جهان پزشكي / بازی درمانی چيست ؟
مجله پزشکی

بازی درمانی چيست ؟

بازی درمانی
اين تكنيك براساس انعكاس رفتار كودك است. بايد احساسات كودك را طوري شناسايي كرد و آن را به كودك منتقل كرد كه كودك نسبت به اعمال و رفتار خود آگاه شود.
كاربرد:
جهت درمان كودكان ناسازگار و كساني كه نسبت به حل مسائل مربوط به سازگاري مشكل دارند استفاده مي‌شود.
محيط بازي‌درماني:
محيط بازي بايد ثابت باشد و در واقع شامل يك محدودة بسته كه عمدتاً يك اتاق مخصوص است كه از لحاظ روشنايي و دما در جاي مناسبي از ساختمان قرار داشته باشد. بچه‌ها بايد در محدودة اتاق بازي كنند و هيچيك از اسباب‌بازيها را نبايد از اتاق خارج كنند.
براي هر جلسه درمان يكسري اسباب‌بازي از قبل تهيه مي‌شود و در نظر گرفته مي‌شود كه عمدتاً شامل نوزاد عروسكي، بطري شير نوزاد، مداد رنگي، سربازان عروسكي، تفنگ عروسكي، تعدادي عروسكهاي كاغذي كه بيانگر اعضاي خانواده باشد،‌ خانه عروسكي، خميرهاي بازي و توپ است كه در اختيار بچه‌ها قرار داده مي‌شود و مي‌گوييم: ((هر بازي كه دوست داري انجام بده)).
اصول بازي‌درماني:
ترغيب نمي‌كنيم: براي مثال نمي‌گوييم (( اطمينان دارم كه تو اينكار را انجام مي‌دهي)).
حمايت نمي‌كنيم: براي مثال نمي‌گوييم ((من به تو كمك خواهم كرد تا تو اين كار را انجام دهي)).
فشار وارد نمي‌كنيم: براي مثال نمي‌گوييم ((سعي كن مثل ديگران اينكار را انجام دهي)).
در اتاق بازي بچه آزاد است تا هر كاري كه خواست انجام بدهد و هر بازي كه انتخاب كرد بكند. اولين مكالمه از سوي بچه شروع مي‌شود و درمانگر، گفتار بچه را عيناً فقط با تغيير ضمائر و افعال به خودش برمي‌گرداند.
اگر مكالماتي بين مربي و كودك در اتاق بازي انجام مي‌شود نبايد جلوتر از احساس كودك باشد چون اين دخالت در تبيين احساس دروني كودك است مثلاً كودك مي‌گويد من در اينجا از انجام هيچ كاري نمي‌ترسم و هر كاري كه مي‌‌خواهم انجام مي‌دهم. مربي برمي‌گردد و به كودك مي‌گويد تو اينجا از انجام هيچ كاري نمي‌ترسي و هر كاري كه دوست داري انجام مي‌دهي (ولي در بيرون، مقررات به تو اجازه چنين كاري نمي‌دهند). اين جمله واپسين در واقع دخالت در تبيين احساسات كودك است و نبايد در اتاق بازي‌درماني گفته شود.
در مواقعي هم درمانگر نبايد سكوت كند؛ براي مثال زماني كه كودك در شخصيت خود شك ايجاد كرد و سؤالي برايش ايجاد شد براي مثال پسري در حاليكه با اسباب‌بازيهاي دخترانه بازي مي‌كند مي‌گويد: من دوست داشتم كه دختر باشم. در چنين لحظه‌اي مربي بايد شخصيت و هويت بچه را برايش قطعي كند و بگويد تو دوست داشتي دختر باشي در حاليكه يك پسري.
حالا ممكن است كودك در محيط بازي كاري انجام بدهد كه عملي تخريبي و غلط باشد. اصولاً بچه‌ها در چنين شرايطي به صورت مربي يا درمانگر نگاه مي‌كنند. جمله‌اي كه درمانگر بايد بگويد اين است كه تو فكر مي‌كردي كه من براي اينكار تو را سرزنش كنم،‌مگر نه؟ مددجو مي‌فهمد كه شما در اينجا اين كار را انجام نمي دهيد و اصولاً يك پوزخندي تحويل شما مي‌دهد و به كارش در آن زمان ادامه مي‌دهد و شما نبايد در آن مقطع مانع او شويد.
بازي‌درماني انفرادي:
به علت داخل نشدن عناصر انتقاد و تشويق در محيط درمان، درمان فردي به مراتب آسانتر و كاراتر از درمان گروهي است.
بازي‌درماني گروهي:
در بازي درماني گروهي ترجيحاً دختر و پسر را از هم جدا مي‌كنند. در ضمن اصل بازتاب احساسات و نقطه‌نظرهاي كودك با دقت بيشتري بايد حفظ شود تا كودك احساس نكند با ساير بچه‌هاي گروه مقايسه مي‌شود؛ چه لفظ تحسين و چه لفظ انتقاد چنين احساسي را ايجاد مي‌كند. براي مثال اگر كودكي كار مثبتي انجام داد نبايد از كلمات ((آن مي‌داند چه كاري انجام بدهد)) استفاده كرد و اگر كودكي بي‌هدف به گذراندن وقت خود مشغول بود نبايد گفت ((تو مثل اينكه نمي‌داني چه كار بكني؟)). درمانگر بايد احتياط كافي بكار ببرد تا مبادا تمركز واكنشهايي بر روي يك كودك به بهاي بي‌توجهي به كودكان ديگر تمام شود. درمانگر بايد كوشش كند تا عقب‌ترين كودك عضو گروه وارد جرگة ارتباط شود؛ حتي اگر آن فقط يك لبخند دوستانه باشد.
بازي‌درماني گروهي از لحاظ اينكه حضور كودكان ديگر در اتاق، تنشهاي دروني كودك را كاهش مي‌دهد و نسبت به درمانگر واكنش طبيعي‌تر خواهد داشت و بطوركلي دامنة گسترش ارتباط بين درمانگر و كودك را افزايش مي‌دهد مفيد است.
چگونه كودك را وارد اتاق بازي كنيم؟
برخوردهاي كودكان در اتاق بازي از دامنة ترس همراه با اشك‌ريختن و حالاتي شبيه هيستريك شروع مي‌شود تا فعاليتهاي گستاخانه اكتشافي در اولين جلسه كه حاكي از صميميت است.
ارتباط با كودك را از طريق سلام و احوالپرسي شروع مي‌كنيم. ما به كودك مي‌گوييم ((آن عروسكي كه روي ميزه دوست داري؟)) در اينجا اكثر بچه‌ها با خنده جواب مثبت مي‌دهند و وارد اتاق بازي مي‌شوند ولي تعدادي از بچه‌ها ممكن است برخورد ديگري داشته باشند براي مثال مي‌گريزند يا مي‌گويند نه!
احتمال چنين امري هست. احتمال فراوان وجود دارد كه كودك در پاسخ به سلام يك درمانگر پشت خود را به او بكند؛ در چنين شرايطي اصلاً نبايد از زور استفاده كرد. حتي نبايد جملاتي مثل اين كه ((اي واي چه اسباب‌بازيهاي قشنگي، آنجا پر از عروسك و ماشينه. تو كه آنها را دوست داري، مگر نه؟)) را گفت؛ زيرا با اين سؤال آخر در واقع شما مسؤليت تصميم‌گيري داشتيد نه كودك.
در چنين شرايطي درمانگر بايد از خطاب سوم شخص استفاده كند و بگويد: ((بچه‌هاي زيادي اينجا مي‌آيند و از اتاق ما خوششان مي‌آيد)). اگر كودك باز قيافه‌اي منفي گرفت و علاقه‌اي به اتاق بازي نداشت، درمانگر بايد بگويد ((تو از اين عصباني هستي كه تو را اينجا آورده‌اند))، ((تو دوست نداري كسي با تو اينجوري رفتار كند)) يا بگويد ((مثل اينكه تو دوست نداري با من صحبت كني چون تو من را نمي‌شناسي؟)). بين اين سؤالات پرسشي كمي هم توقف مي‌كنيم تا كودك احساسات خود را نمايان كند. ((تو مي‌خواهي برگردي خانه (كلاس)، بهرحال اتاق بازي آنجاست))، ((مي‌خواهي قبل از اينكه به خانه برگردي (يا به كلاس برگردي) يكسري به آنجا بزني؟)). اگر باز هم مثمر‌ثمر نشد مي‌گوييم قبل از اينكه به خانه برگردي بايد در دفتر منتظر باشي، حالا خودت انتخاب كن! مي‌خواهي در دفتر باشي يا در اتاق بازي؟ اگر باز هم نتيجه نداد هرگز از زور استفاده نمي‌كنيم و روي به گروه‌درماني مي‌آوريم تا از تنشهاي بچه كاسته شود. بعد از وارد شدن در اتاق بازي كودك را كاملاً در انتخاب بازي آزاد مي‌گذاريم و هرگز كارهاي انجام شده توسط كودك را تحسين نمي‌كنيم چون اين عمل از سوي كودك به عنوان مراقبت تلقي مي‌شود و بعدها جملاتي شبيه اينكه معلم مواظبمان هست را بيان مي‌كنند.
گزارش يك نمونة عملي:
جيمز كودكي است پنج ساله كه توسط درمانگرش اينگونه توصيف مي‌شود:
او كودكي است سرگردان، جيغ‌جيغو، فردي كه به اصطلاح قدرت تشخيص و شناسايي‌اش صفر است و گفتار هم ندارد.
در درجه اول اين كودك در ورود به اتاق بازي واكنشهاي منفي نشان مي‌دهد و به هر طريق ارتباطي ممكن وارد اتاق بازي مي‌شود.
در مرحله اول اين كودك اسباب‌بازيها را برداشته و به كف اتاق پرت مي‌كند و يك نيم نگاهي به درمانگر مي‌كند. خانوادة عروسكي را بهم مي‌ريزد،‌ماشينها را با سر و صداي تمام به هم مي‌كوبد، فرياد مي‌زند و خلاصه هر آنچه به دست مي‌گيرد به وسط اتاق پرت مي‌كند.
در جلسه دوم دوباره اسباب‌بازيها را برمي‌دارد و به وسط اتاق پرتاب مي‌كند، ماشينها را روي زمين هل مي‌دهد و واگنها را جابجا مي‌كند، گهگاهي صداي خنده و گاهي هم صداي ناله از خودش توليد مي‌كند در چنين شرايطي به محض خنده كودك درمانگر مي‌گويد ((جيمي اينكار را دوست داره)) يا ((جيمي فكر مي‌كنه اين كار جالبه)) و در هنگام ناله كودك درمانگر مي‌گويد ((جيمي اين كار را دوست نداره، جيمي ناراحت شده)).
در جلسه سوم جيمي فعاليتهايش را معطوف اين كار مي‌كند. اين بار درمانگر به محضي كه كودك اسباب‌بازي از زمين برمي‌دارد، اسم آنرا مي‌گويد. در مراحل بعدي كودك از اين كار خوشش مي‌آيد به دفعات اين كار را انجام مي‌دهد و منتظر مي‌ماند كه درمانگر نام آن وسيله را بگويد. درمانگر در ضمن بايد حالات كودك را بيان كند. براي مثال جيمي داره واگن را هل مي‌ده. جيمي داره تيراندازي مي‌كنه.
در جلسات بعدي، درمانگر به همان ترتيب عمل مي‌كند؛ منتها اين بار جيمي منتظر شنيدن نام وسيله‌ها مي‌ماند و در صورت توانايي خودش هم با درمانگر تكرار مي‌كند. بعد از گذشتن چند جلسه جيمي داراي گفتار دو كلمه‌اي است. او وقتي وارد اتاق بازي مي‌شود سلام مي‌كند و به آرامي به سمت اسباب‌بازيها مي‌رود و شروع به بازي مي‌كند و هر وقت اسباب‌بازي از زمين بر‌مي‌دارد به صورت مربي نگاه مي‌كند و نام آنرا مي‌گويد رفتار پرخاشي او بسيار كم شده است و مي‌توان گفت در بسياري از موارد قطع شده است و هر روز به ذخيرة واژگاني او افزوده مي‌شود و در واقع كار درماني ما مناسب پايه‌ريزي و انجام شده است.
نویسنده مقاله :

خانم سيدزاده کارشناس گفتاردرمانی

مطالب داغ امروز :

علائم کودک بيش فعال

داشتن ۶ علامت يا بيشتر از علائم اختلال كم توجهي يا بيش فعالي كه بايد …

همسفر خوب

برای خیلی ها این دغدغه مطرح می شود که «تعطیلات عید کجا بریم؟». بر عکس …