چالشهای آموزش سلامت جنسی در ایران
تیر ۲۶, ۱۳۸۷ توسط : admin موضوع : رابطه جنسي و عشق, مطالب اجتماعي
چالشهای آموزش سلامت جنسی در ایران
در چند ماهه اخیر شاهد بحثهایی جسته و گریخته در زمینه آموزش بهداشت و روابط جنسی از جانب مقامات، متخصصان و رسانههای عمومی بودهایم. بحث لزوم آموزش بهداشت و روابط جنسی از مدتها قبل در سطح کارشناسان مطرح بوده اما امروزه با توجه به آمار رو به افزایش طلاق و مبتلایان به بیماریهای مقاربتی از جمله ایدز، بهنظر میرسد که مسئولان به فکر افتادهاند تا بهطور فعال اقداماتی جهت آگاهسازی مردم در این زمینه انجام دهند.
در بحث روابط جنسی، بیشتر به بررسی نقش و چگونگی رابطه جنسیِ بین زوجها میپردازیم. چگونگی برقراری رابطه، مثل نفس کشیدن غریزی نیست. انسان موجودی اجتماعی است بنابراین باید بیاموزیم که بهعنوان یک فرد در اجتماع چگونه ارتباطات خود را تنظیم نماییم. رابطه جنسی تنها یک بخش از رابطهای است که زوجها با هم تجربه میکنند.
برای اینکه یک زوج رابطه جنسی موفقی داشته باشند باید اصول برقراری ارتباط با یکدیگر، خانوادههای هم و فرزندانشان را نیز بیاموزند. در این بحث با وجود اینکه آموزشهای کلی قابل ارائه به تمامی افراد در سطح جامعه هستند اما هر زوجی الگوی خاصی برای رابطه خود دارد که باید بهطور خاص مورد بررسی قرار گرفته و آموزشهای لازم را دریافت نماید.
در حال حاضر در ایران متخصصان روانشناس و روانپزشک این مهم را بر عهده دارند و برخی از مشاوران خانواده نیز به این مسئله میپردازند. اما از طرفی تمامی زوجها نمیدانند و یا نمیتواند پیش از ازدواج از راهنماییهای این متخصصان بهره ببرند و از طرف دیگر تمامی این متخصصان هم آموزشهای کافی را جهت راهنمایی افراد ندیدهاند که خود این مسئله میتواند به مشکلات آتی دامن بزند. برخی از افراد نیزبنا به شرایط اعتقادی خود به علمای دینی مراجعه کرده و یا از رسالههای موجود جهت آگاه شدن از مسائل جنسی، روابط خانوادگی و اجتماعی استفاده میکنند.
کلاسهای آمادگی پیش از ازدواج میتوانند ازدرصد بسیار بالایی ازمشکلات پس از ازدواج جلوگیری کنند، اما همه ما به خوبی مطلع هستیم که ازدواج و بودن در یک رابطه همه جانبه با همسر تنها شامل کنترل تعداد فرزندان نیست. گرچه در زمانی که این کلاسها بنیان گذاشته شدند مفید بودند، اما در حال حاضر نیاز جامعه، آموزشی فراگیرتر و کامل تر را می طلبد.
وزارت بهداشت ایران در مقایسه با کشورهای منطقه همیشه پیشگام فعالیتهای نوین بوده و مطمئناً با برنامهریزی همهجانبه میتواند سطح بهداشت جنسی جامعه را هم به حد مطلوبی برساند. اما این کار بدون مشارکت ارگانهای مسئول دیگر همچون وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی و همچنین نهادها و مراجع دینی که هر یک طیف بسیار گستردهای از افراد جامعه را پوشش میدهند، امکان پذیر نیست.
برخی افراد عقیده دارند که لزومی برای درگیری بخشهای دولتی در اینگونه آموزشها نیست زیرا افراد قادر هستند در صورت نیاز اطلاعات کافی را بدست بیاورند. در صورتیکه این موضوع حقیقت ندارد. ما معمولاً در مورد مسائل جنسیمان با هم صحبت نمیکنیم و افرادی که با ایشان احساس راحتی میکنیم و از آنها راهنمایی میخواهیم، لزوماً اطلاعات کافی و صحیح ندارند (حتی متخصصان.) بنابراین علیرغم میل باطنی خود ممکن است باعث گمراهی ما شوند و مسائلی به تعاقب آن برایمان پیش بیاید که قابل جبران نباشد.
از طرفی برخی اعتقاد دارند که کسب اطلاعات جنسی، افراد را به تجربه ارتباط جنسی تشویق مینماید در حالیکه پژوهشها حاکی از این است که اکثر افراد بهخصوص در سنین پایین بهدلیل نداشتن اطلاعات لازم، از روی حس کنجکاوی به دنبال تجربههای جنسی میروند که اکثراً هم پرخطر هستند.
در سال ۱۸۳۱ تحقیقی بر روی۰۰۳ نفر از دانشجویان خانم در دانشگاه آزاد انجام دادیم. در این پژوهش از شرکت کنندگان پرسیدیم که اطلاعات خود در زمینه بهداشت و روابط جنسی را از چه منابعی بهدست آوردهاند؛ و آیا انتخاب این منابع ترجیح خودشان بوده یا مایل بودند که اطلاعات خود را از منابع دیگری بدست بیاورند.
منابع رایج جهت کسب اطلاعات جنسی بدین شرح بود: والدین و افراد خانواده، همسر، دوستان (بخصوص در مورد جوانان)، رسانهها، اینترنت، کتاب و مجلات. نکته بسیار جالب در مورد این یافته ها این بود که اکثر پاسخدهندگان گفتند ترجیح میدادند از طریق والدین خود آموزش ببینند اما والدین یا اطلاعات کافی نداشتهاند یا اگر اطلاعاتی هم در بین بوده بنا به وجود شرم و حیا در رابطه خانواده ایرانی، والدین امکان انتقال و فرزندان جسارت پرسش نداشته اند!
یافتههای این پژوهش به نتیجه تحقیقات بینالمللی نزدیک بود چراکه افراد جوان در اکثر جوامع اعلام کرده بودند که دریافت اطلاعات جنسی از والدین برایشان راحتتر است اما بدلیل روابط خاص والد و فرزند همه والدین احساس راحتی نمیکنند که فرزندان خود را آموزش دهند و یا اطلاعات کافی برای این کار ندارند.
بر اساس همین سری از تحقیقات بود که طرح آموزش بهداشت و روابط جنسی در مدارس جهان توصیه شد. از این طریق، هم بار مسئولیت از روی دوش خانوادهها برداشته میشد و هم تمامی دانش آموزان در طول تحصیل خود از سطح استاندارد آگاهی در زمینه بهداشت جنسی برخوردار میشدند. حال اینکه این آموزشها از چه سنی باید شروع شوند خود بحثی جداگانه است.
نکته قابل ذکر درباره نتایج پزو هش یاد شده در ایران، اشاره خانم ها به همسرانشان به عنوان یکی از منابع مهم جهت کسب آگاهی و آموزش در زمینه بهداشت و روابط جنسی است. این مسئله از آنجا که مسئولیت پیامدهای کوتاهی در آموزش درست را بر دوش آقایان میگذارد، جای تامل و نگرانکننده است.
در نظر بگیرید مرد جوان متعهد و سالمی را که در جامعه ما رشد کرده، تحصیلات خود را در همین جامعه به انجام رسانیده است و… آیا در کدام مقطع زندگیش در زمینه بهداشت روابط جنسی آموزش دیده که حال پس از ازدواج، باید راهنمای شخص دیگری نیز باشد؟ و تازه چنانچه صادقانه به نااگاهی خود در این زمینه اشاره ای داشته باشد و اظهار بیتجربگی و بیاطلاعی بنماید
به عنوان یک مرد، مورد تمسخر گرفته و به اصطلاح مردانگیش زیر سئوال میرود.! بنابراین، وادار میشود در سطح معلومات خود دست به ایجاد یک رابطهی کور بزند و زمانی که اموردرست پیش نمیروند و مسئلهای پیدا میشود این مرد ایرانی است که بهدلیل کم توجهی به همسرش مورد سرزنش قرار میگیرد.
اکثر مراجعان مردی که من به شخصه دیدهام مسئله ناتوانی جنسی و یا عدم ارضای جنسی را مطرح میکنند و از طرف دیگر خانمها درد هنگام مقاربت را عنوان کرده و اذعان میکنند که از رابطه زناشویی خود احساس رضایت نمیکنند. اکثر این افراد حتی نمیدانند که ارتباط جنسی صحیح چگونه ارتباطی است.
همانطوری که پیشتر اشاره کردم، تنها آموزشهایی که در این زمینه دیدهاند (اگر اصلاً اطلاعاتی دریافت کرده باشند) از طریق دوستانی است که تجربیات خود را با آنها در میان گذاشتهاند و یا خرافاتی است که در طول نسلها سینه به سینه به آنها منتقل شده و یا برنامههای غلط و مضّری است که از رسانههای غربی در اختیار افراد قرار داده میشود که اکثراً اهداف تجاری داشته و از زندگی واقعی بهدور است.
برای گفتن از لزوم آموزش بهداشت و روابط جنسی این چند سطر کافی نیست، تنها به این نکته بسنده میکنم که در جامعه ما خوشبختانه هنوز تقدس خانواده شکسته نشده و کنش به موقع و آموزش درست متناسب با فرهنگ و عرف جامعه ما، هنوز میتواند راه بر تاسف و اشک ریختن بر گور ارزشها و فرهنگ دیرپای ایرانی را توسط تهاجم فرهنگ های دست ساز بیرونی که تا بن دندان مسلحند، ببندد.
دکتر سارا ناصرزاده
پژوهشگر و مشاور آموزش بهداشت جنسی دانشگاه میدلاسکس لندن










سلام.من به طور اتفاقی به این وبلاگ سر زدم . این حرفها همه درسته همه هم میدونیم مشکل اساسی اینه که هیچ منبع درست و قابل اعتمادی در دست نیست واسه اموزش وعموما منابعی که جوان ها ازش اطلاعاتی پیدا میکنن غیر اخلاقی هستن.پس چرا شما که به این امر واقفید اموزش های علمی را در اختیار جوانهای بی گناه و بی خبر قرار نمیدین.
ممنون
merci ali bood