هفت علت تعجب‌ آور افسردگی

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

افسردگی محرک‌های زیادی دارد: ضربه‌ روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اگر افسرده هستید و هیچ کدام از این ها در مورد شما صدق نمی‌کند، تعیین دلیل خاص برای افسردگی کمی دشوار است. در واقع، ممکن است افسردگی تان دلیل خاص و مشخص نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.

۱٫ هوای گرم تابستان
به گزارش سرویس بهداشت و سلامت قدس آنلاین، اختلال عاطفی فصلی بیشتر با افسردگی زمستانی شناخته شده است که افراد را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد. اما برای تعدادی از این افراد، این نوع افسردگی در تابستان اتفاق می‌افتد. افسردگی هوای گرم زمانی اتفاق می‌افتد که بدن برای هماهنگ شدن با فصل جدید با تاخیر وارد عمل می شود. این می‌تواند به‌ خاطر عدم توازن در شیمی مغز و هورمون ملاتونین باشد.
۲٫ دود کردن سیگار
خیلی وقت است دود کردن سیگار یکی از عوامل افسردکی معرفی شده است. افرادی که در معرض افسردگی قرار دارند بیشتر به دود کردن سیگار روی می‌آورند. اما گفته می‌شود نیکوتین بر فعالیت انتقال ‌دهنده‌های عصبی در مغز اثر می‌گذارد و موجب بالا بردن سطح دوپامین و سروتونین (که مکانیزم عمل داروهای ضدافسردگی نیز هست) می‌شود. این می‌تواند ذات اعتیادآور دارو و تغییرات خلق‌ و خو که با آن همراه است و هم چنین اینکه چرا افسردگی با ترک سیگار همراه است را توضیح می‌دهد. خودداری از کشیدن سیگار و ترک آن می‌تواند به متوازن کردن مواد شیمیایی مغز کمک کند.
۳٫ بیماری تیروئید
وقتی غده تیروئید نتواند هورمون تیروئید کافی تولید کند، به آن کم‌کاری تیروئید گفته می‌شود که افسردگی یکی از علائم اش است. این هورمون چند کاره است اما یکی از مهمترین وظایف آن انتقال ‌دادن پیام های عصبی و تنظیم سطح سروتونین بدن است. اگر علائم جدیدی از افسردگی را در خود مشاهده می‌کنید -مخصوصا اگر همراه با حساسیت به سرما، یبوست و خستگی باشد – بد نیست عملکرد تیروئید تان را بررسی کنید.
۴٫ اختلالات خواب
تعجب آور نیست کمبود خواب می‌تواند منجر به آسیب ‌پذیری شود اما می‌تواند احتمال بروز افسردگی را نیز افزایش دهد. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۷ انجام گرفت مشخص شد وقتی شرکت ‌کننده‌های سالم تصاویر ناراحت‌ کننده مشاهده کردند، فعالیت مغزی شان بیشتر شد و بی خواب شدند. این واکنش درست شبیه واکنشی است که افراد افسرده نشان می دهند. اگر به اندازه کافی نخوابید، وقت کافی برای استراحت کردن و ترمیم شدن دوباره سلول‌های مغزی نداشته و مغز خوب کار نخواهد کرد و افسردگی نمایان می شود.
۵٫ فعالیت بیش از حد در فیس بوک
وقت زیادی را در اتاق های گفت و گو و وب سایت‌های اجتماعی می‌گذرانید؟ نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که فعالیت در این اتاق ها و شبکه های اجتماعی می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد. معتادان به اینترنت با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش هستند و معمولا نگاه شان به دنیا غیر واقعی است. برخی متخصصین حتی آن را ” افسردگی فیس بوکی ” می‌نامند. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۰ انجام گرفت، محققان دریافتند که حدود دو درصد از افراد بین ۱۶ تا ۵۱ سال بیش از اندازه در اینترنت حضور دارند و در معرض افسردگی قرار دارند.
۶٫ اتمام برنامه تلویزیونی یا فیلم
وقتی چیز مهمی تمام می‌شود، مثل یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا بازسازی خانه، می‌تواند در برخی افراد سبب ابتلا به افسردگی شود. در سال ۲۰۰۹ برخی طرفداران فیلم آواتار احساس افسردگی و حتی میل به خودکشی داشتند، چون دنیای ساختگی فیلم واقعی نبوده است. واکنش مشابهی نیز در مورد تماشاگران فیلم های هری‌ پاتر نیز گزارش شده است.
۷٫ محل زندگی
بحث بر سر این که زندگی شهری بهتر است یا روستایی بحثی بی‌پایان است اما تحقیقات نشان داده افرادی که در شهر زندگی می‌کنند تا ۳۹ درصد بیشتر در معرض اختلالات روحی هستند تا آنها که در نواحی روستایی زندگی می‌کنند. تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفت، برای این مسئله توضیح ارائه می‌دهد: شهرنشینان در بخشی از مغز که اضطراب را تنظیم و تعدیل می‌کند فعالیت بیشتری دارند. مقدار بیشتر اضطراب می‌تواند موجب اختلالات روانی شود. میزان افسردگی در کشورها و شهرهای مختلف نیز متفاوت است. افسردگی در برخی کشورها شایع‌تر است.
قدس آنلاین

افسردگی شایع ترین اختلالات خلقی

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

دبیر علمی سی و یکمین همایش سالیانه انجمن روانپزشکان ایران گفت:اختلالات خلقی جزو شایع ترین اختلالات روانپزشکی محسوب می شود که معمولا به صورت افسردگی و اختلالات دوقطبی بروز می کند.

به گزارش ایرنا، دکتر سید مهدی صمیمی اردستانی اظهار کرد: سی و یکمین همایش سالیانه انجمن روانپزشکان ایران با محوریت بررسی اختلالات خلقی ۲۲ تا ۲۵ مهرماه سال جاری در سالن غرضی بیمارستان میلاد برگزار می شود.

وی ادامه داد: در این همایش ابعاد مختلف اختلالات خلقی از قبیل اپیدمیولوژی، روش های تشخیص و درمان های دارویی و غیر دارویی این اختلالات در کنار انواع روان درمانی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

صمیمی اردستانی گفت:از آنجا که در مواردی افسردگی و بیماری دوقطبی با اختلالات اضطرابی و مصرف مواد مخدر همراه است در این همایش شیوه های نوین درمانی این قبیل اختلالات نیز ارایه خواهد شد.

دبیر علمی سی و یکمین همایش سالیانه انجمن روانپزشکان ایران اضافه کرد: طی چهار روز برپایی این همایش هر روز یک سخنرانی جامع در سالن اصلی دکتر غرضی از سوی چهره های مطرح روانپزشکی که از خارج کشور در این همایش حضور دارند، انجام خواهد شد.

وی افزود: دکتر محمد تقی یاسمی که در ژنو و سازمان جهانی بهداشت ( WHO) به فعالیت مشغولند ، یکی از سخنرانان اصلی این همایش هستند.

صمیمی اردستانی از دکتر سید نصیر قائمی از استادان دانشگاه ‘ تافت ‘ امریکا و نیز دکتر شاهرخ سردارپور گودرزی از کشور استرالیا به عنوان دیگر سخنرانان اصلی این همایش نام برد.

وی گفت: از دیگر سخنرانان اصلی این همایش پروفسوری از کشور ترکیه است که از استادان برجسته انجمن جهانی روانپزشکی و جزو کاندیداهای ریاست انجمن جهانی روانپزشکی به شمار می رود .

دبیر علمی سی و یکمین همایش سالیانه انجمن روانپزشکان ایران خاطر نشان ساخت: این همایش قرار است به روش مرسوم کنگره های سراسر دنیا، پژوهش های گروهی را به صورت سمپوزیوم برگزار و مقالاتی را که به صورت انفرادی ارسال شده است در قالب پوستر ارایه کند.

وی گفت: مخاطبان این همایش را عمدتا روانپزشکان تشکیل می دهند، اما پزشکان عمومی، متخصصان مغز و اعصاب، جراحان اعصاب و روانشناسان در تمامی مقاطع تحصیلی جزو مخاطبان این همایش هستند.

صمیمی اردستانی ادامه داد: طی چهار روز برپایی این همایش، نمایشگاه محصولات دارویی از سوی شرکت های تولید کننده و وارد کننده دارو برگزار خواهد شد که این شرکت ها محصولات جدید خود و دیگر داروهایی را که برای درمان های بیماری های اعصاب و روان مورد استفاده پزشکان قرار می گیرد در معرض نمایش و معرفی می گذارند.

چرا موقع رانندگی به یکدیگر اجازه عبور نمی‌دهیم؟/ خشمی که با لجبازی جا به جا می‌شود

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانپزشک معتقد است بخش زیادی از تصادفات رانندگی بر اثر جا به جایی خشمی است که افراد موقع رانندگی با لجبازی نشان می‌دهند و در این میان آموزش نظریه اسناددهی به عموم جامعه می‌تواند بیش از نیمی از مشکلات اجتماعی را کاهش دهد.

افشین طیبی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، در پاسخ به سؤال یکی از شهروندان درباره اینکه چرا افراد موقع رانندگی آستانه تحمل پایینی دارند، اظهار داشت: تعریف شکست و پیروزی در مورد افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد تصور می‌کنند چنانچه موقع رانندگی به دیگران فرصت سبقت گرفتن بدهند فردی ضعیف تلقی می‌شوند.

وی افزود: خطر این موضوع زمانی است که به باوری یا ناهوشیار جمعی تبدیل ‌شود و وقتی فرهنگی غالب شود در جامعه اشاعه پیدا می‌کند.

این متخصص حوزه بهداشت روان با اشاره به تأثیر الگوی مشاهده‌ای و یادگیری اجتماعی، گفت: اگر نوجوان یا کودکی این تصاویر را ببیند طبق نظریه یادگیری چنین باوری را در خود تثبیت می‌کند.

وی ادامه داد: برخی باورها حد واسط، برخی مرکزی و برخی نیز طرح‌واره هستند مثلاً یکی از طرح‌واره‌ها این است که میهمان حبیب خداست، بنابراین افراد در بدترین شرایط نیز از میهمان پذیرایی می‌کنند و او را با رویی باز می‌پذیرند. اجازه ندادن افراد برای سبقت گرفتن دیگران از آن‌ها نیز در حال حاضر به اسکیما یا طرح‌واره تبدیل شده است و به دیگران نیز یاد داده می‌شود.

این روانپزشک تصریح کرد: در تحقیقی مشخص شده است که چنانچه راننده‌ای به رانندگان دیگر اجازه عبور دهد، تنها ۱۵ دقیقه از وقت خود را صرف کرده است، در حالی که تنش حاصل از درگیری با رانندگان دیگر که بر اثر اجازه ندادن برای عبور ایجاد می‌شود منجر می‌شود تا فرد جهت تمدد اعصاب ۱۰ ساعت استراحت کند تا بتواند دوباره به کار خود ادامه دهد.

وی افزود: این در حالی است که افراد چنانچه از ۱۵ دقیقه وقت خود بگذرند علاوه بر یاد دادن رفتارهای توأم با گذشت می‌توانند با استراحت کوتاهی به سایر امور زندگی خود بپردازند.

این متخصص حوزه بهداشت روان، عدم همگونی قوانین با وضعیت فرهنگی جامعه را منجر به افزایش تخلف و تخطی از قوانین عنوان کرد و ادامه داد: وقتی قوانین با وضعیت فرهنگی موجود در جامعه همسو نباشد تخلف بیشتر می‌شود و وقتی مردم نتوانند قوانین را اجرا کنند حریم آن در جامعه شکسته می‌شود، به عنوان مثال وقتی فردی مشاهده می‌کند که خسارت ناشی از ضرر و زیانی که چاله بدون هشدار در مسیری به خودروی او وارد آورده است توسط مسئولان گردن گرفته نمی‌شود ممکن است با سرعت غیرمجاز حرکت کند.

وی افزود: عدم اجرای قوانین منجر به شکستن حرمت آن می‌شود و مردم را وادار به تخطی و بی‌اعتنایی نسبت به قانون می‌کند.

این روانپزشک با بیان جابه جایی خشم به عنوان فرایندی دفاعی، اظهار داشت: در فرایند دفاعی جابه جایی، خشم جابه جا می‌شود مثلاً فردی که با مدیر خود درگیر می‌شود ممکن است خشم ناشی از آن را به افراد خانواده خود جابه جا کند گاهی گفت‌وگوهای میان رانندگان و مسافران بر اثر پول خود ناشی از خشمی است که در افراد وجود دارد و از این طریق جابه جا می‌شود.

طیبی گفت: بسیاری از تصادفات بر اثر لجبازی به وقوع می‌پیوندد که می‌تواند ناشی از جابه جایی خشم باشد، همچنین افکار بدبینانه در رانندگی بالاست، طبق نظریه اسناد دهی انسان‌ها مشکلات خود را به موقعیت و مشکلات دیگران را به شخصیت آن‌ها ارتباط می‌دهند، مثلاً در رانندگی چنانچه فردی با خودروی دیگری تصادف کند می‌گوید چرا فاصله مجاز را رعایت نکردی و چنانچه خودرویی با او تصادف کند می‌گوید چرا با این سرعت رانندگی می‌کنی، در واقع افراد پیشرفت خود را به شخصیت و شکستشان را به موقعیت اسناد داده و در مورد دیگران موفقیت را به موقعیت و شکست را به شخصیت ارتباط می‌دهند.

وی خاطرنشان کرد: اگر نظریه اسناد دهی را به عموم جامعه آموزش دهیم بیش از نیمی از مشکلات اجتماعی موجود کاهش می‌یابد.

افسرده‌ها دچار درماندگی خودآموخته می‌شوند/ سرخوردگی در انتظار تک‌فرزندها

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس، افسردگی را، افکار منفی نسبت به خود، آینده و جهان پیرامون دانست و گفت: سبک اسنادی مبتلایان به افسردگی، درونی، کلی و غیرقابل پیش‌بینی است که به درماندگی خودآموخته منجر می‌شود.

امیرمحمد شهسوارانی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، با اشاره به اینکه در افسردگی فرد از نظر حالات روانی، احساسی و رفتاری وارد فاز منفی می‌شود، اظهار داشت: در افسردگی شناخت و افکار منفی نسبت به خود، آینده و جهان پیرامون به وجود می‌آید.

وی افزود: بخشی از علل افسردگی ژنتیکی است اما عمده‌ترین علل افسردگی رفتاری است و در واقع افسردگی واکنش به ناکامی فرد است.

وی ادامه داد: وقتی فرد ناکام می‌شود با انجام رفتارهایی که برای حصول نتیجه است روی می‌آورد که یکی از آنها پرخاشگری است اما وقتی که او نتواند به نتیجه دلخواه خود برسد دچار درماندگی می‌شود و به تدریج این درماندگی آموخته شده و علت اصلی افسردگی او می‌شود.

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: این موضوع دو پیامد به همراه دارد یکی بحث ارتباط با محیط است که فرد یاد می‌گیرد که محیط غیرقابل پیش‌بینی و کنترل است و نمی‌تواند پیامد آن را کنترل کند و دوم اینکه سبک‌های اسنادی او به گونه‌ای است که او موارد منفی را به صورت خارج از کنترل کلی و غیرقابل پیش‌بینی تفسیر می‌کند.

شهسوارانی تصریح کرد: حالت‌های سبک‌های اسنادی به صورت درونی، بیرونی، کلی، جزئی و پیش‌بینی و عدم پیش‌بینی‌پذیری است.

در سبک درونی، فرد مشکلات را به خود ارتباط می‌دهد مثلاً فرد مبتلا به افسردگی موارد مثبت را به خارج از کنترل خود و موارد منفی را به درون خود ارتباط می‌دهد.

وی گفت: در حالت کلی، جزئی فرد مبتلا به  افسردگی موارد منفی را به صورت کلی تقسیم می‌کند و معتقد است همیشه اوضاع به همین منوال خواهد ماند.

وی افزود: در مورد پیش‌بینی و عدم پیش‌بینی پذیری نیز مبتلایان به افسردگی قادر به پیش‌بینی موقعیت‌ها نیستند در حالی که فرد عادی می‌تواند پیش‌بینی و کنترل نسبت به امور زندگی خود داشته باشد، همچنین ترکیب این حالات می‌تواند موجب ویژگی‌هایی مانند آرامش و استرس شود.

شهسوارانی با بیان نقش یادگیری در ابتلا به افسردگی، گفت: اگر فردی مدام با سرزنش مواجه شود و در محیطی باشد که نداند چه پیش خواهد آمد دچار عدم پیش‌بینی و کنترل می‌شود.

مثلاً در سبک دلبستگی ایمنی دوسوگرا که برخی والدین در مورد فرزندان خود اعمال می‌کنند و بر اساس آن گاهی خوش خلق و گاهی نیز شخصیت خشن دارند. این مسئله موجب سردرگمی کودک می‌شود در این حالت کودک نمی‌تواند پیش‌بینی از رفتار والدین داشته باشد.

وی افزود: این رفتار در نهایت احساس منفی را در کودک ایجاد می‌کند، همچنین پیام‌های دو سطحی که بر اساس آن والدین رفتار و گفتارشان متفاوت است موجب عدم پیش‌بینی‌پذیری موقعیت‌ها توسط فرزندان می‌شود.

این متخصص حوزه بهداشت روان با اشاره به سبک فرزندپروری سهل‌گیر که امروز در جامعه به ویژه در مورد تک‌فرزندها اعمال می‌شود گفت: در سبک سختگیرانه که به ویژه در مورد تک‌فرزندها اعمال می‌شود کودک با مقاومت و ‌«نه» مواجه نمی‌شود، بنابراین با ورود به محیط‌های اجتماعی ثانویه مانند مدرسه با سرخوردگی مواجه می‌شود، همچنین ممکن است موقع ازدواج از طرف مقابل «نه» بشنود و این موضوع به سرخوردگی و در برخی موارد نیز خودکشی او منجر شود.

این روانشناس تأکید کرد: لزوم آموزش‌های پیش از ازدواج برای  همسرگزینی و الزام والدین به یادگیری سبک‌های فرزندپروری قبل داشتن فرزند ضروری به نظر می‌رسد زیرا هدف از افزایش جمعیت، افزایش افرادی است که با کوشا و سالم باشند و با آداب اسلامی رشد یابند.

وی خاطرنشان کرد: دین مبین اسلام دستورات ضد افسردگی زیادی دارد که باید در قالب آموزش‌های عمومی به جامعه ارائه شود.

جملاتی که رهبران موفق هرروز تکرار می کنند

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

مدیران دوست دارند بدانند با هر یک از رده‌های مختلف سازمان چگونه ارتباط برقرار کنند، و چه مقدار وقت خود را به آنان اختصاص دهند، چگونه به سرعت تصمیم‌گیری کنند، چگونه تیم خود را بسازند تا در میدانهای پرچالش، بهترین نتایج را بگیرند.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، مدیران دوست دارند بدانند با هر یک از رده‌های مختلف سازمان چگونه ارتباط برقرار کنند، و چه مقدار وقت خود را به آنان اختصاص دهند، چگونه به سرعت تصمیم‌گیری کنند، چگونه تیم خود را بسازند تا در میدانهای پرچالش، بهترین نتایج را بگیرند، چگونه قدرت اقناع و ترغیب خود را افزایش دهند تا دیگران، تصمیمات آنها را به اجرا درآورند، و در نهایت، چگونه با خلاقیت و نوآوری در سازمان، سازمانی بالنده پدید آورند (تقاضا می‌کنم برای مطالعه بیشتر در حوزه بینشهای مدیریتی و ابزارهای آن، به کتاب چهل‌گفتار پیرامون مدیریت و رهبری مراجعه کنید).

رهبران بزرگ تجارت، می‌دانند که نحوه برخورد آنها با کارمندان تاثیر زیادی بر ایشان دارد. شما به عنوان یک رهبر کسب و کار، می‌توانید با استفاده از  عباراتی که در ادامه می‌خوانید، به طور منظم هر روز این تاثیر را بهتر سازید.  رهبران موفق از این رویکرد استفاده می‌کنند زیرا نگرش مثبتی دارند و می‌دانند که چگونه روابطی قوی و پایدار با کارمندان خود ایجاد کنند. مدیران توانمند،  با کارمندان خود همراه و همکار هستند و  در مقابل احترام، اعتماد و وفاداری آنها را دارند. آنها به طور واقعی با کارکنان خود ارتباط دارند و آنها را در کارها دخالت و مشارکت می‌دهند و این احساس را به کارکنان می‌دهند که باارزش و مورداحترام هستند.

با تکرار این عبارات که هر مدیر موفقی در هر روز با خود می‌گوید ، از یک رهبر خوب به یک رهبر فوق‌العاده تبدیل بشوید:

۱٫ شما چه فکر میکنید؟

کارکنان شما یک منبع پایان‌ناپذیر از ایده هستند که ممکن است بسیاری از آنها هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. هنگامی که از آنها بخواهید که نظرات و ایده‌های خود را بگویند، به آنها می‌گویید که ایده‌های آنها برای شما ارزشمند است.

۲٫ به شما اعتماد دارم.

هر کارمندی می‌خواهد احساس کند که توانسته است اعتماد رئیس خود را جلب کند. هنگامی که کارکنانتان بدانند که به آنها اعتماد دارید ، با کار خوب، وفاداری و اعتماد خود به شما پاسخ خواهند داد.

۳٫ مطمئنم که توانایی انجام آن را دارید.

هنگامی که کارکنان احساس کنند که شما به تواناییهای آنها اطمینان دارید، اعتماد به نفس آنها بهبود می‌یابد و احتمال اینکه به اهداف خود دست یابند، افزایش می‌یابد.

۴٫ تقصیر تو نیست.

گاهی اوقات مشکلات رخ می‌دهند و کارکنان نیز هیچ کاری نمی‌توانند برای جلوگیری از آنها انجام دهند. در شناسایی اینگونه شرایط سریع عمل کنید و زمانی که رخ دادند به کارکنان خود اجازه دهید بدانند که آنها را به دلیل اینگونه اشتباهات سرزنش نمی‌کنید.

۵٫ به شما افتخار می‌کنم.

چه کسی دوست ندارد که والدین یا رئیسش به او، کارش و موفقیتهایش افتخار کند؟ هیچگاه از اینکه به کارکنان خود بگویید که به آنها و کارشان افتخار می‌کنید، طفره نروید.

۶٫ لطفا.

هیچ کارمندی دوست ندارد که به او دستور داده شود. شما حتی در مقام رئیس هم باید هنگام درخواست از کارمندانتان برای انجام کاری، آن را مودبانه درخواست کنید.

۷٫ ممنونم.

مطالعه‌ای که  روی تعدادی کارکنان انجام شد، نشان داد که از میان ۵۸ درصد از کارمندان به ندرت (اگر نگوییم هرگز) برای کار خوبی که انجام داده‌اند، از آنها تشکر نشده است. رهبری باشید که در ستایش و تشویق و تشکر از دیگران، سخاوتمند است، کارکنان به خاطر این ویژگی از شما قدردانی خواهند کرد.

۸٫ ایده خوبی بیاید تا آن را انجام دهیم.

اگر شما ایده‌های خوب کارکنان خود را دریافت می‌کنید اما کاری برای عملی شدن آنها انجام نمی‌دهید، آنها نیز دیگر خود را برای ارائه ایده‌های جدید به زحمت نمی‌اندازند. افراد خود را با اجرای ایده‌های خوب آنها، به نوآوریهای بیشتر تشویق کنید.

۹٫ من همیشه برای شما زمان دارم.

کارکنان شایسته شما مهمترین و باارزشترین دارایی شما هستند، بسیار باارزشتر از امکانات و تجهیزات، موجودی کالا، مالکیت معنوی و تمام پولی که در بانک دارید. لذا در صورت امکان، هر زمان که آنها درخواست ملاقات شما را دارند زمانی هرچند کوتاه را به آنها اختصاص دهید.

۱۰٫ بدون کمک شما نمی‌توانستم این کار را انجام دهم.

کارکنان می‌خواهند به خاطر کاری که به خوبی انجام داده‌اند شناخته شوند. اجازه دهید تا بدانند که برای تلاشهای آنها ارزش قائل هستید و اینکه نقش مهمی در سازمان ایفا می‌کنند. حتی بهتر از آن اینکه به آنها دقیقا بگویید که برای انجام چه کاری از آنها متشکر هستید.

۱۱٫ هیچ کس کامل و بی عیب نیست.

به جای سرزنش کارکنان خود زمانی که اشتباهی را مرتکب می‌شوند ( که فقط باعث می‌شود تا از انجام هر کاری فراتر از حداقل موردنیاز و ورای وظایف خود در آینده خودداری کنند)، اجازه دهید بدانند که شما درک می‌کنید که اشتباه پیش می‌آید و درصورتی که از این اشتباهات درس بگیرند شما آنها را حمایت می‌کنید.

۱۲٫ برای کمک به شما چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

کارکنان شما به دنبال حمایت شما هستند. با پرسیدن اینکه چه کاری برای کمک به آنها می‌توانید انجام دهید، به وضوح نشان می‌دهید که شما کسی هستید که آنها می‌توانند در صورت نیاز روی او حساب کنند.

۱۳٫ اشتباه کردم.

هیچ کارمندی برای رئیسی که اشتباه خود را حاشا می‌کند و یا می‌خواهد که آن را به گردن بقیه اعضای تیم بیندازد، احترام قائل نیست. احترام کارکنان خود را  با پذیرفتن اشتباهات خود و سپس انجام هر کاری که برای جبران آن لازم است، بدست آورید.

۱۴٫ به کمک شما نیاز دارم.

هنگامی که برای انجام کاری به کمک کارمندان خود نیاز دارید، از اینکه آن را به آنها بگویید اِبایی نداشته باشید. آنها نه تنها بار شما را سبکتر خواهند ساخت بلکه از اینکه شما فکر می‌کنید که برای کمک به شما به اندازه کافی خوب هستند، خوشحال خواهند شد.

۱۵٫ هر چیزی ممکن است.

رهبران موفق می دانند که باوجود منابع و انگیزه کافی، هیچ محدودیتی برای آنچه که می‌توانند به آن دست یابند وجود ندارد. از آن دسته افرادی باشید که نیمه پر لیوان را می‌بینند و خواهید دید که نگرش مثبت شما بر روی کارکنانتان نیز تاثیر خواهد داشت.

۱۶٫ معذرت می‌خواهم

زمانی که کاری می‌کنید یا حرفی می‌زنید که باعث ناراحتی یا توهین به یک کارمند می‌شوید، هرگز قدرت تاثیر یک معذرت خواهی قلبی را دست کم نگیرید. “متاسفم” و ” معذرت می‌خواهم” بسیار قدرتمند هستند و می‌توانند بسیاری از زخمها را بهبود بخشند.

۱۷٫ از شما پشتیبانی می‌کنم.

کارکنان باید بدانند زمانی که به کمک و پشتیبانی نیاز دارند شما پشتیبانشان هستید. در تعهد به کارکنان خود ثابت قدم باشید و هرکاری را که در توانتان است انجام دهید تا به فردی تبدیل شوید که بتوانند روی او حساب کنند.

منبع: برترین ها

چگونه در ذهن دیگران ماندگار شویم؟

شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

در واقع، بسیاری از ما علاقمند هستیم که اطرافیانمان برداشت مطلوبی از برند شخصی‌مان داشته باشند. این مهم به ویژه در تعاملات و مناسبات سازمانی از جلوه بیشتری برخوردار است. به عبارتی تصور و قضاوت سایرین برای ما انسانها از اهمیت بالایی برخوردار است.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، در واقع، بسیاری از ما  علاقمند هستیم که اطرافیانمان برداشت مطلوبی از برند شخصی‌مان داشته باشند. این مهم به ویژه در تعاملات و مناسبات سازمانی از جلوه بیشتری برخوردار است. به عبارتی تصور و قضاوت سایرین برای ما انسانها از اهمیت بالایی برخوردار است و تلاش بسیاری از ما در جهت ایجاد تصویری مطلوب از خود در ذهن دیگران است . هنر مدیریت برداشت (impression management)،  از جمله مهارتهای اساسی افراد در برقراری ارتباطات و تعاملات است. مدیریت برداشت بر اهمیت ارتقای شایستگی‌های باطنی و ظاهری تأکید دارد، ودرواقع بر دو محور اساسی صورت و سیرت زیبا متکی است.

مدیریت برداشت فرآیند مدیریت ادراکات دیگران از خود و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی‌ها و قضاوت‌های آنان است و فرد تلاش دارد از این طریق تصویری برجسته و شاخص از خود  ارائه دهد. سیرت نیکو و روی گشاده و آراسته از جمله ویژگی های یک برند شخصی موفق و عاملی تمایزبخش است .

تکنیک‌های مدیریت برداشت و مهارت‌های خود-ارتقایی موجب می‌شوند تا افراد بتوانند به گونه‌ای شایسته‌تر عملکرد خود و دیگران را ارزیابی و تصویری مثبت از خود ارائه کنند. و حتی در هنر اقناع بهتر ظاهر شوند. وفای به عهد ، فروتنی ، عالم بی عمل نبودن، روی گشاده، پندار، گفتار و کردار  نیک و برقراری توازن میان گفتار و کردار از جمله شاخصه‌ها و مهارتهای مدیریت برداشت هستند .

بهتر است قبل از اینکه به جلسه ملاقات و یا رویداد بعدی بروید، رویکردی اندیشمندانه‌تر را برای صحبت با یک غریبه همفکر در پیش بگیرید. زیرا ممکن است آنها در نهایت یک شریک، مشتری، سرمایه‌گذاری و یا دوست جدید کسب‌وکار شما شوند. در اینجا ۱۴ ایده را که می‌توانید برای این کار استفاده کنید، مطرح می‌کنیم:

۱٫ یک سوال متفکرانه بپرسیم

سوالی بپرسیم که باعث آغاز یک مکالمه منحصر‌به‌فرد شود. مثلا به جای ” کار شما چیست؟” سوالمان را اینگونه مطرح کنیم: ” هدف شما از شرکت در این رویداد چیست؟” و یا ” انتطار دارید که این رویداد چه نتیجه‌ای برای شما دربرداشته باشد؟”، از آنها بپرسیم که درمورد ایده جدید ما چه فکر می‌کنند. افراد همیشه یک مکالمه جالب را به یاد خواهند داشت.

۲٫گوش دهیم

اگر اجازه دهیم که طرف مقابل اول صحبت کند و یا پس از مطرح کردن سوال یا شروع بحث، با دقت به پاسخ او گوش دهیم، تاثیری به مراتب بیشتر، مثبت و به‌یادماندنی‌تر خواهیم داشت. اینکه ما دو گوش و یک دهان داریم، دلیلی دارد، پس باید از آنها بر همین اساس نیز استفاده کنیم.

۳٫بپرسیم که چه کمکی می‌توانیم انجام دهیم

هنگام ملاقات با یک فرد جدید، یک استراتژی خوب این است که به سرعت بفهمیم که کار طرف مقابل چیست و بلافاصله به دنبال راه‌هایی برای کمک به او باشیم. از او بپرسیم: ” آیا اگر شما را به آقای ایکس مرتبط کنم، کمکی به شما خواهد کرد؟” و یا ” آیا می‌توانم شما را به آقای ایکس معرفی کنم؟”

۴٫ آنها به دلیلی نیاز دارند تا ما را به خاطر بسپارند

یکی از مهمترین کارهایی که می‌توانیم در پنج دقیقه اول ملاقات با افراد جدید انجام دهیم، این است که به آنها دلیلی بدهیم تا ما را به خاطر بسپارند. در یک رویداد مرتبط با کسب‌وکار، ممکن است که آنها افراد مختلفی را ملاقات کنند، اما زمانی که شما در اولین برخورد تاثیری قوی و به‌یادماندنی از خود به جای بگذارید، دفعات بعد آنها شما را در یاد خواهند داشت.

۵٫بر کیفیت تمرکز  کنیم، نه کمیت
درحین مکالمه، از خود شور و علاقه واقعی نشان دهیم و  بر روی کیفیت ارتباطاتی که پیدا می‌کنیک تمرکز کنیک، نه بر  تعداد کارت ویزیتهایی که جمع می‌کنیک. کارتهای ویزیت برای شما تبدیل به مشتری نخواهند شد، اما ارتباطات و روابط قوی خواهند شد.

۶٫از رویدادها غافل نشویم و نبض بازار را بدست گیریم

شرکت در رویدادهای کسب‌وکار و مجامع صنفی و تخصصی نظیر سمینارها و همایش‌ها ، یک راه عالی برای گسترش شبکه‌های حرفه‌ای خود از طریق ملاقات با سایر افراد این حرفه است. ما هیچ وقت نمی‌دانیم که چه کسانی را ملاقات خواهیم کرد و به چه روابط کاری در آینده دست خواهیم یافت.

۷٫به طور شفاف و واضح بگوییم که در انجام چه کاری بهترین هستیم

سعی کنیم که مکالمه خود را با افراد جالب سازیم و آن را با شور و علاقه ادامه دهیم. درمورد کار خود باافتخار و باهیجان صحبت کنیم تا پیام خود را شفاف‌تر و دلچسب‌تر ارائه کنیم.

۸٫یک داستان بگوییم

گفتن داستان بهترین راه برای ایجاد یک استعاره است و به دیگر افراد اجازه می‌دهد نوع تفکر ما را بشناسند.

۹٫لبخند بزنیم و مدیریت توجه را جدی بگیریم

افراد در هفت ثانیه اول پس از ملاقات، ما را قضاوت می‌کنند. لبخند زدن به روی آنها و ایجاد تماس چشمی، به آنها نشان می‌دهد که ما خونگرم و به صحبت کردن با آنها علاقمند هستیم. این حرکات کوچک زمینه را برای شروع یک مکالمه معنادار آماده می‌کند.

۱۰٫نام آنها را تکرار کنیم

همه افراد دوست دارند که صدا زدن نام خود را بشنوند، این کار کمک زیادی به ایجاد ارتباطات می‌کند. این کار همراه با ارتباط چشمی و دست دادن به روش اصولی، تصور مثبتی از ما را در ذهن آنها ایجاد خواهد کرد (می‌توانید مطالب بیشتر درخصوص مهارتهای ارتباطی غیرکلامی و زبان بدن را در کتاب مهارتهای ارتباط با مشتریان شاکی به قلم اینجانب بخوانید)

۱۱٫سربزنگاه بر کیفیت ارتباطات خود بیفزاییم

تکنولوژی آنقدر پیشرفت کرده است که شاید روشهای قدیمی‌تر مثل کارتهای ویزیت کمی تحت‌الشعاع قرار گیرند (البته نباید اثرات کارت ویزیت و ضرورت آن را دست کم گرفت)، البته می‌توانید در پایان هر ملاقات و ردوبدل کردن کارت، از آنها بخواهید تا آدرس ایمیل و دیگر اطلاعات خود را در تلفن همراه شما وارد کنند. پس از آن، می‌توانید در همان لحظه‌ ایمیل یا ژیامی را از طرق مختلف از جمله پیامک، وایبر،… را برای آنها ارسال کنید و اینجاست که در همان لحظه با آنها مرتبط می‌شوید. ممکن است کمی عجیب به نظر برسید و انجام آن سخت باشد، اما تعداد پیگیریهای افراد بعد از ملاقاتها را بسیار افزایش خواهد داد. این همان مفهوم بازایرابی سر بزنگاه است!

۱۲٫درمورد علایق خود صحبت کنیم

در مورد علایق خود با آنها صحبت کنیم و از آنها نیز درمورد علایقشان بپرسیم. این کار از گارد گرفتن افراد جلوگیری می‌کند و به ایجاد رابطه کمک زیادی می‌کند.

۱۳٫آنها را تحسین کنیم

اطمینان حاصل کنیمد که ظاهر و رفتارشما منعکس‌کننده سلامت و انرژی‌مان است. به افرادی که ملاقات می‌کنیم، علاقه واقعی نشان دهیم؛ از آنها سوالاتی در مورد خودشان بپرسیم و سعی کنیم چیزی در آنها بیابیم تا آن را تعریف و تحسین کنیم.

منبع: برترین ها

قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این شش موضوع روشن کنید

شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

شب خواستگاری کم از صبح پادشاهی نیست! خواستگاری، نقطه مهم‌ترین تغییر در مسیر زندگی است؛ مسیری که می‌تواند همراه خوشبختی باشد یا نباشد. معلوم است که نمی‌توان انتظار داشت دو طرف در این شب به شناختی دقیق و کافی از هم برسند
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، گاهی اشتباه‌های ناخواسته در شب خواستگاری می‌تواند سرنوشت دختر و پسری را تغییر دهد. توصیه‌های کارشناسان ما را در مورد سوال‌هایی که باید بپرسید یا نپرسید، رفتارهایی که باید انجام دهید یا ندهید و حرف‌هایی که باید بزنید یا نزنید بخوانید.

شباهت اقتصادی و فرهنگی
هر دو خانواده باید از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در یک رده باشند؛ برای مثال طبقه آنها از نظر اقتصادی متوسط محسوب شود. اگر تفاوت فاحشی بین دو خانواده وجود داشته باشد، حتی اگر عضو یک خانواده یا یک قوم باشند، بهتر است با هم ازدواج نکنند.

در این راستا پرسش‌ها و نکته‌های متداولی وجود دارند که دو خانواده می‌توانند از یکدیگر بپرسند یا به آنها توجه کنند؛ برای مثال شغل پدر و حدود درآمد او، شغل پسر و درآمد احتمالی او، محل قرار گرفتن خانه‌ دو طرف، وضعیت ظاهری خانه دختر و‌…

همچنین یکی از راه‌هایی که در تشخیص تناسب فرهنگی دو خانواده به دختر و پسر کمک می‌کند این است که به نوع رابطه اعضای خانواده طرف مقابل با یکدیگر و نوع واکنش‌های آنها در برابر مسائل مختلف دقت کنند

زیبایی ظاهری
توصیه می‌شود دختر و پسر از نظر ظاهری تاحدودی در یک سطح باشند؛ به این معنا که یکی از آنها خیلی زیبا و دیگری زشت یا یکی خیلی چاق و درشت هیکل و دیگری ضعیف و کوچک نباشد. البته مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندند و نظر دیگران در این میان مطرح نیست.

گاهی دختر و پسر از نظر ظاهری با هم تفاوتی دارند که در عرف چندان پسندیده نیست؛ برای مثال قد دختر از قد پسر بلندتر است. در این شرایط هم خواست و تمایل دو طرف مهم است. دختر و پسر در مورد بحث مقبولیت ظاهری، باید به یک نکته توجه کنند.

سلامت و بلوغ عاطفی
دختر و پسر باید به بلوغ روانی و پختگی عاطفی رسیده باشند. آنها باید از نظر روانی برای ازدواج آماده باشند. در این صورت دعوا، درگیری و قهر کمتری بین همسران رخ می‌دهد. در صورت بروز اختلاف‌نظر نیز با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

یکی از مواردی که می‌تواند از درگیری بی‌دلیل بین همسران جلوگیری کند این است که از حساسیت‌های همدیگر آگاه باشند؛ برای مثال دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر بپرسند: «چقدر برای تو مهم است روزهای خاص مانند تولد و سالگرد ازدواج را به یاد داشته باشم؟»، «اگر زمانی یادم نبود یا دیر به یادش افتادم خیلی ناراحت می‌شوی؟

عکس‌العمل تو چه خواهد بود؟» آنها می‌توانند از همدیگر درباره حساسیت‌ها و علاقه‌ها (مواردی که آنها را خوشحال یا عصبانی می‌کند)، میزان روابط اجتماعی، نوع رابطه با خانواده، علاقه به رفت‌وآمد با دوستان و اقوام و مواردی از این دست بپرسند. دو طرف باید از نظر روانی و عاطفی سالم باشند؛ البته در جلسه نخست نمی‌توان در این مورد مطمئن شد و شناخت کاملی از طرف مقابل به دست آورد. با این وجود دختر و پسر می‌توانند از همدیگر در مورد سلامتی هم سوال کنند.

تشابه ارزش‌های اخلاقی و مذهبی
ارزش‌های اخلاقی و مذهبی دختر و پسری که می‌خواهند ازدواج کنند باید مشابه باشد. هر دوی آنها باید به ارزش‌هایی مانند راستگویی یا ظلم نکردن به دیگران، به یک ‌اندازه اعتقاد داشته باشند. چهارچوب اعتقادی و ایدئولوژیک آنها نیز باید مشابه باشد. در این راستا دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر مثلا درباره نوع پوشش خانم بپرسند؛ خانم تمایل دارد چه پوششی داشته باشد و آقا به چه پوششی اعتقاد دارد. چنین مسائلی باید از همان ابتدای آشنایی مشخص شود.

افراد زیادی هستند که پیش از ازدواج درباره اعتقادات و حساسیت‌های این چنینی با هم گفت‌وگو نکرده‌اند و با خود گفته‌اند: «بعد از ازدواج اصلاحش می‌کنم» یا «او را تغییر می‌دهم». ولی بعد از ازدواج قرار نیست هیچ‌ یک از دو طرف تغییر کند. دختر و پسر هر انتظاری که از یکدیگر دارند باید قبل از ازدواج با هم در میان بگذارند.

اشتغال خانم
در صورتی که دختر تصمیم دارد پس از ازدواج به کار و اشتغال خود ادامه دهد، باید از همان ابتدا در این مورد با آقای خواستگار صحبت کند. پسر هم باید نظر خود را در این مورد با صداقت و دقیق بیان کند؛ آیا به طور کلی با کار کردن زن مخالف است و ترجیح می‌دهد همسر آینده‌اش خانه‌دار باشد؟ آیا با کارکردن او در بعضی محیط‌های کاری یا به صورت پاره‌وقت موافق است؟ یا به طور کلی با اشتغال همسرش مشکلی ندارد؟

تناسب سطح تحصیلی
سطح تحصیلی دختر و پسر باید تناسب داشته باشد. اگر فاصله بین مدرک تحصیلی آنها زیاد باشد احتمال اینکه دچار مشکل شوند و همدیگر را درک نکنند، وجود دارد. ضمن اینکه اگر سطح تحصیلات دختر بالاتر باشد، ممکن است مرد احساس حقارت کند.

منبع: بیتوته

کنترل شوهرتان را اینگونه در دست بگیرید

شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

واکنش به رسانه های خشن وابسته به مدار مغز هر فرد می تواند اثرات منفی بر روی ذهن داشته باشد.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، با استفاده از اسکن مغز در افراد با سطوح مختلف، محققان دریافتند که واکنش هر فرد به تصاویر خشن وابسته به مدار مغز و سطح پرخاشگری ذاتی است و مردان بد اخلاق و پرخاشگر بیشتر تلویزیون تماشا می کنند.

بررسی ها نشان می دهند، بسیاری ازافراد از صحنه های خشونت آمیز تلویزیون لذت نمی برند، ولی ناخواسته به تماشای آنها می نشینند. در واقع فیلم ها و سریال های خشن جذابیت و کششی برای جوانان بخصوص مردان دارد. بر اساس برخی تئوری ها، فیلم های خشن می توانند باعث تخلیه روانی فرد شوند. چون فرد با شخصیت های فیلم احساس همذات پنداری می کند و در نتیجه سرخوردگی هایش را با رفتارها و حرکات او تخلیه می کند.

گفتنی است، فیلم های خشن در ذهن مردان می تواند اثرات منفی زیادی داشته باشد و خشونت را در آن ها افزایش می دهد. روان شناسان با انجام آزمایشات و مطالعاتی دریافتند دیدن های فیلم های خشن و منفی می تواند رفتار فرد را با دیگران تغییر دهد.

تهدید کودکان شب ادراری آنها را تشدید می‌کند

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

‌یک روانشناس کودک اظهارکرد: والدین نباید در مواقع شب ادراری کودکان آنها را تهدید و یا دعوا کنند، زیرا این مسئله شب ادراری کودکان را تشدید خواهد کرد.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از ایسنا،عظیم عظیمی  عوامل ارگانیکی، عادتی و یادگیری، روانی و عصب شناختی را از جمله عوامل موثر در بروز شب ادراری کودکان عنوان کرد.

وی عوامل اضطرابی و روان شناختی را بیشترین عامل موثر در بروز شب ادراری کودکان دانست و اظهارکرد: برخی مشکلات شب ادراری کودکان نیز به مشکلات دستگاه ادراری آنها بر می گردد.

عظیمی با بیان اینکه هر نوع اختلال در کنترل ادرار شب ادراری محسوب نمی‌شود، اظهارکرد: شب ادراری تا سن سه سالگی طبیعی بوده و مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد.

وی اظهارکرد: والدین باید شب ادراری کودکان چهار سال به بالای خود را مورد توجه قرار دهند و در جهت شناخت عوامل آن و نیز درمان آن اقدام کنند.

این روانشناس کودک خاطرنشان کرد: علت شب ادراری در کودکان باید با مراجعه به روانپزشک و روانشناس تشخیص داده شده و برای درمان آن اقدام شود.

عظیمی تهدید کودک و عصبانی شدن از او به هنگام شب ادراری را عامل تشدید شب ادراری کودکان دانست و اظهار کرد: شب ادراری کودکان علت دارد و باید آن را درمان کرد و دعوا کردن و تهدید کردن کودک نه تنها کمکی به رفع این مشکل نمی‌کند، بلکه زمینه تشدید این مشکل را نیز فراهم می کند.

وی محیط خواب کودک را در کاهش شب ادراری کودکان موثر دانست و اظهارکرد: ایجاد یک محیط امن و آرام و نیز فراهم کردن یک بستر مناسب قطعاً در کاهش شب ادراری کودکان موثر خواهد بود.

این روانشناس کودک دعواهای خانوادگی، مشاجره والدین، دیدن کارتون‌ها و فلیم‌های ترسناک و خشن و اضطراب ناشی از ورود فرزند جدید به خانواده را نیز از جمله دیگر عوامل ایجاد شب ادراری در کودکان دانست و عنوان کرد: در صورت عدم درمان شب ادراری این مسئله می‌تواند در کودکان به شکل مزمن درآید.
قدس آنلاین

دنیای انسانهایی که وسواس فکری دارند ناامن است

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس و استاد دانشگاه: بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری به علت ترس از انگ اختلال روانی مشکلاتشان را مخفی کرده تا آنجا که فشارهای آنها بر افراد خانواده می تواند منجر به فرو پاشیدگی کانون خانواده شود.

به گزارش قدس آنلاین،وسواس نوعی اختلال است که بدون اختیار و از روی اجبار عملی مکرر انجام می شود و یا موضوعی در فکر و ذهن تکرار می شود که اولی را وسواس عملی و دومی را وسواس فکر ی می گویند ،در ذهن فرد وسواسی ،اختلالی به وجود می آید که توقف آن فکر یا عمل حاصل نمی شود .اغلب مبتلایان  به سواس فکری ،افکار بیهوده یا شرم آور و وحشتناکی دارند که در چرخ های بی پایان مرتب تکرار می شود ،در گفت و گویی با دکتر تقی پور ابراهیم روانشناس و استاد یار دانشگاه شهید بهشتی با شایع ترین وسواس های فکری،آسیب ها و راههای درمان آن آشنا می شویم.
-اگر بخواهیم وسواس فکری را تعریف کنیم چه آغاز و پایانی خواهد داشت؟
-وسواس فکری به عقیده،هیجان و تفکراتی اطلاق می شود که مکررا و مصرانه برخلاف میل شخص به طور مکرر و مقاوم و به طور غیر ارادی  در ذهن  مرور می شود  و به ناراحتی و اضطراب دامن می زند ،این افکار ممکن است با تشریفات ذهنی هم همراه شود در واقع فرد می داند که افکارش و تکرار آن بیهوده است اما گویی مجبور است به آن مساله فکر کند و سپس آن را در برخی موارد انجام دهد،اگر این کار را انجام ندهد فرد به آرامش نخواهد رسید ،بعد از انجام فکری که به ذهنش رسیده فرد تا مدت کوتاهی آرام می شود اما این آرامشی دیری نمی پاید و باز همان افکار در ذهن فرد وارد شده و او را آزار می دهد،البته مصادیق و انواع افکار در ذهن افراد وسواسی از فردی به فرد دیگر می تواند متغیر و متفاوت باشد .
-طبعا وسواس انواع مختلفی دارد در مورد آن لطفا توضیح دهید؟
-در این نوع دو گونه وسواس داریم ،اختلال شخصیت وسواسی و اختلال اضطرابی وسواسی،اختلال اضطرابی وسواسی می تواند در هر سنی به وجود بیاید و فرد از اضطرابهای موقتی رنج برده و حرکاتش وسواس گونه می شود و در باره موضوعات مشخصی فکر می کند ،در این نوع ممکن است وسواس فکری در زمانی به وجود آمده و در مدتی کوتاه از بین برود، اما اختلال شخصیتی وسواس،به رفتارهایی اطلاق می شود که فرد در آن یک رویه را در پیش گرفته و عملکرد خاصی را در زندگی روزمره اش پیاده می کند ،حتی این رفتارها می تواند به زندگی بین فردی و اجتماعی او نیز آسیب بزند ،در واقع سبک زندگی این افراد متفاوت از دیگران است،این اختلال از نوجوانی به وجود آمده و تابزرگسالی ادامه پیدا می کند
-اگر بخواهیم وسواس فکری را ریشه یابی کنیم ریشه آن را در چه عواملی باید جست و جو کرد؟
-ریشه وسواس در اضطراب و نگرانی است،انسانهایی که از وسواس فکری رنج می برند در واقع در دنیایی نا امن زندگی می کنند که این وسواس ها پوششی است برای اضطراب آنها،کلا ماهیت وسواس این است که با پناه بردن به آن خود و اطرافشان را کنترل کنند ،احساس ناامنی که مدام فکر میکنند باید همه چیز را تحت کنترل خود درآورند تا اضطراب و ناامنی که احساس می کنند را کاهش دهند ،متاسفانه این امنیت پایدار نیست و ممکن است در چند دقیقه یا ساعت در نظر فرد مبتلا به وسواس ذهنی ایجاد شود اما به خودی خود و زود از بین می رود و باز همان افکار او را آزار خواند داد

-تفکرات وسواس گونه را اگر بخواهیم به صورت ملموس مرور کنیم تا ببینیم در زندگی روزمره انجام مکرر کدام کارها می تواند ناشی از وسواس فکری باشد به نظر شما کدامیک از اعمال و رفتار ما می تواند معرف این وسواس باشد؟
-مثلا اهمیت بیش از حد به نظم،ترتیب وسایل خانه که برخی از این افراد در مراجعاتشان می گویند که وسایل منزل را میلیمتری می چینند یعنی تکان خوردن میلیمتری یک گلدان یا مجسمه را متوجه و بلافاصله آن را درست می کنند و فکر اینکه این وسیله که میلیمتری تغییر کند آزارشان می دهد،عجول بودن،تردید در انجام کارها و تصمیم گیری ها،حساس بودن بیش از حد به وقت و زمان ،اطمینان طلبی از دیگران مثلا برای خرید چیزی دهها بار از دیگران خوب یا بد بودن آن را سوال کنند ،احساس گناه بیش از حد و مقصر دانستن خود در وقایع زندگی،نگرانی از اینکه کارها به خوبی انجام نشده باشد حتی وقتی خود فرد می داند کارش را به نحو احسن انجام داده است،ترس از افکار گمراه کننده و گاها شیطانی و فکر کردن تمام وقت به یک صدای خاص،مجسم کردن یک تصویر در ذهن و یا یک کلمه و عدد خاص،نیاز به اطمینان مجدد از اعمال و رفتارشان که مجبورند دایما کارهایشان را چک کنند ،ترس از صدمه زدن به افراد خانواده یا یکی از دوستان ،البته وسواس فکری مربوط به نگرانی از آسیب زدن به خود یا اعضاء خانواده هیچ گاه نمی تواند به تنهایی موجب شود که فرد رفتارهای آسیب رسانی را انجام دهد ، حتی می توان خاطر نشان شد که وی در چنین وضعیتی بیشتر از افراد عادی نگران سلامت خود و اطرافیانش می باشد، بنابراین این بیمار جزء بیماران خطرناک محسوب نشده و درمان باید بر بهبود حالات روحی فرد متمرکز شود،قابل ذکر است که خیلی اوقات وسواس فکری می تواند با کمال گرایی اشتباه گرفته شود و یکی از تفاوت های مهم آن است که فرد وسواسی معمولا درگیر موضوعات پیش پا افتاده ای است که به پیشرفت در زندگی مربوط نمی شود ولی فرد کمال گرا به دنبال پیشرفت در زندگی شخصی ، تحصیلی و شغل اش می باشد البته اگر بتواند با واقعیت منطبق باشد.
-آیا خانواده ها می توانند در بهبود یا تشدید وسواس فکری موثر باشند؟
-بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری به علت ترس از انگ اختلال روانی مشکلاتشان را سالها از خانواده هایشان مخفی می کنند یا در برابر اعتراض های دیگران مشکل خود را نمی پذیرند و همین موضوع باعث تشدید مشکلشان می شود، در حالی که این افراد به نوعی اختلال اضطرابی دچار شده اند که زندگی اشان را تحت تاثیر قرار داده است ،این مشکل روان شناختی زمانی فقط در متون تخصصی شناخته شده بود اکنون متاسفانه جزء فرهنگ عامه شده است،این مشکل برای برخی آنقدر شدید است که سالها به مسافرت نمی روند از ترس آنکه هیچ جا جز منزلشان تمیز نیست و همه جا آلوده و نجس است و ارتباط خود را با بسیاری از دوستان و اقوام که از حساسیت های آنها راضی نیستند قطع کرده اند ،براساس تجارب بالینی اطرافیان می توانند در تشدید یا بهبود علائم وسواس فکری موثر باشند ،احتمال افسردگی و وسواس در فرزندان و همسر فرد وسواسی زیاد است و در بسیاری از موارد افراد خانواده از اینکه باید بیش از حد مراقب رفتار خود باشند ناراحت و عصبی می شوند ،از این رو یکی از بخشهای درمان این است که به طور منطقی در برابر اعتراضات بیجای فرد وسواس فکری بایستند و او را به کارهای غیر قابل قبولش آگاه کنند که انجام این رفتارها ضرورتی نداشته و به کسی و چیزی آسیبی نمی رساند ،برخی از زنان از هر روز از دم در منزل تا در حمام را روزنامه می چینند تا همسر و فرزندانشان از روی آنها عبور کرده به حمام بروند ،تمیز و ضدعفونی شوند،لباسهایشان عوض شده و آنگاه اجازه دارند روی مبل ها بنشینند و در فضای منزل راه بروند!!و این سخت گیری ها منجر به نگرانی ها و ناراحتی ها حتی در پاره ای از اوقات به جدایی و از بین رفتن زندگی مشترک می شود.
-وسواس فکری چه آسیب هایی می تواند به فرد و  اعضای خانواده و دیگران وارد کند؟
-مثلا سخت گیری در آموزش آداب والدین در دستشویی رفتن و آداب نظافت در سالهای اولیه کودکی می تواند کودکان را به بزرگسالانی با وسواس فکری تبدیل کند ،متاسفانه والدین در سبک های فرزند پروری سخت گیرانه به عمق ماجرا وآسیب هایی که این روش ها می تواند بر فرزندانشان وارد شود نمی اندیشند و از فرزندانشان انتظارات غیر واقع بینانه ای دارند که ممکن است در آینده دور و نزدیک به زندگی خود و فرزندانشان آسیب بزند ،از آسیب هایی که بر فرد وسواس فکری وارد می شود می توان به اتلاف وقت و از دست رفتن عمر که سرمایه ای گرانبهاست  اشاره کرد وهمچنین عدم توانایی در تمرکز حواس و حواس پرتی ،زیرا این فرد فکرش دایما درگیر با چیزهایی است که نه کمکی به او می کنند و نه در زندگیش می توانند تغییرات مثبتی را به وجود بیاورند ،باز ماندن از کارهای اصلی زندگی هم از عوارض ابتلا به وسواس فکری است،زیرا ذهن افراد خسته می شود و بی حوصله شده و فرد وقت و حوصله ای ندارد تا به موضوعات اساسی زندگی ا ش فکر کند،مثلا یکی از شایع ترین وسواسهای فکری،ترس از چاق شدن است که به بی اشتهایی و کسالت فرد منجر می شود،وسواس کندن مو هم نوعی وسواس فکری است که هم در آقایان و هم در خانمها مشاهده می شود،تیک های مختلفی مثل بیرون آوردن زبان،چشمک زدن،صاف کردن گلو هم از جمله حالاتی است که فرد مدام آنها را تکرار می کند

-فردی که به بیماری وسواس فکری خود آگاه شده است درمان را از کجا باید آغاز کند؟
-درمان در اولین قدم آن است که فرد بپذیرد این مشکل را دارد و وسواس علت بسیاری از مشکلات اوست و آمادگی مواجهه با حساسیتهایش را داشته باشد و اتفاقا آنها را انجام دهد و مدتی به قول عامیانه با ( دل نچسبی )زندگی را ادامه دهد زیرا اگر قرار باشد کارهایی که تا کنون انجام میداده تکرار کند در درمان او موفقیتی حاصل نمی شود،بنابراین می بایست بپذیرد هر آنچه را که در گذشته برایش سخت و غیر قابل قبول بوده ترک کند،دقیقا مثل ترک اعتیاد که با سختی هایی همراه است،البته لازم به ذکر است اگر از زمانی که فردی رفتاری را انجام می دهد شش ماه بگذرد می توان گفت او به وسواس فکری مبتلا شده ،زیرا رفتارهای کوتاه مدت و در حد یکی و دو بار را نمی توان به وسواس فکری مربوط کرد. بنابراین برای درمان بهتر با کمک گرفتن از روانشناس و مشاورمی توان بر ترسها و اضطرابهای خود فائق آمده تا این افراد دنیایی متفاوت از آنچه که پشت سر گذاشته را تجربه کنند.
قدس آنلاین

قصه بگویید

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

کودکانی که زود می خوابند و خواب آرامی دارند، در طول روز کمتر دچار گرسنگی کاذب می شوند.

بر اساس مطالعات انجام شده در کانادا فرزندان والدینی که با کودکان خود صحبت می کنند، آن ها را در آغوش می گیرند، برایشان قصه می خوانند و در هنگام خواب آنها را همراهی می کنند کمتر دچار اضافه وزن و چاقی می شوند.

متخصصان معتقدند کودکانی که زود می خوابند و خواب آرامی دارند، در طول روز کمتر دچار گرسنگی کاذب می شوند و به ریزه خواری و خوردن تنقلات ناسالم روی نمی آورند.

همراهی کودک در زمان خواب علاوه بر اثرات مثبت جسمی، به ایجاد و تحکیم ارتباط عاطفی والدین با فرزند نیز کمک موثری می نماید.

سختگیری، فرزندان را به سوی اعتیاد سوق می‌دهد

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بسیاری از والدین تصور می‌کنند که جدی رفتار کردن با فرزندانشان بهترین شیوه برای دور کردن آنان از مواد مخدر است.
به گزارش ایسنا، نتایج یک مطالعه جدید روانشناسی نشان می‌دهد که والدین سختگیر صاحب فرزندانی هستند که به مواد مخدر روی می‌آورند. در واقع فرزندانِ والدین اقتدارگرا که کمتر از سوی والدین خود مورد توجه و مهربانی قرار می‌گیرند بیشتر مستعد مصرف مواد هستند.

در این مطالعه که در شش کشور اروپایی انجام گرفت مشخص شد داشتن رفتارهای سخت‌گیرانه والدین به اندازه عدم کنترل فرزندان می‌تواند تاثیر منفی داشته باشد. همچنین مشاهده شد کودکان اسپانیایی و انگلیسی جزو بیشترین گروه‌های کم‌سنی هستند که به مصرف‌ مواد الکلی و تنباکو در اروپا روی می‌آورند.

دکتر «آمادور کالافات» از موسسه مطالعات پیشگیرانه گفت: نتایج مطالعه ما از این ایده حمایت می‌کند که افراط به صورت سخت‌گیر بودن یا رها کردن فرزندان و فقدان کنترل بر رفتارهای آنها هر دو خطرناک است.

به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه دیلی‌میل، دکتر کالافات تصریح کرد در شرایط مختلف به کار گرفتن رویکردهای تربیتی متنوع توصیه می‌شود. به طور مثال برای دور نگه داشتن دانش‌آموزان از مواد مخدر یکی از نکات ضروری و تاثیرگذار حفظ روابط خوب با آنان است.

والدینی که رفتار منطقی و معقولانه با کودکانشان دارند، قوانین شفاف و مشخصی برای زندگی خانوادگی تعریف می‌کنند اما در عین حال رفتار سلطه‌جویانه و متکبرانه با فرزندانشان ندارند، کودکان خود را به سوی یک زندگی سالمتر سوق می‌دهند و این کودکان در سنین بالاتر نیز کمتر به مصرف مواد و الکل تمایل نشان می‌دهند.

برای پیشگیری از آزار جنسی این ده نکته را به کودک بیاموزید

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

اگر مدرسه‌ات یا کلاس ورزش یا هر کلاسی که بودی تعطیل شد و هنوز بابا و مامان یا سرویس نیامده بود سراغت، به کوچه و خیابان نرو و در حیاط منتظر بمان.

اگر مامان و بابا خیلی دیر کردند، از معلم یا ناظم یا مدیر یا دوستت بخواه که به آنها تلفن بزند.

در خیابان همان جایی که مامان و بابا گفته‌اند، بایست و اصلا دورتر نرو.

اگر کسی صدایت کرد و گفت تو را کار دارد ولی تو او را نمی‌شناختی، نه با او حرف بزن و نه به جایی که می‌گوید، برو.

اگر کسی به زور خواست تو را با خودش ببرد یا سوار ماشین کند، نترس، داد بزن و بلند بگو: «من تو را نمی‌شناسم!»

اگر دیدی یک ماشین یا موتور یا کسی دنبال تو است و تو او را نمی‌شناسی حتما به مامان یا بابا و معلم بگو. تو می‌توانی شماره پلاک ماشین یا موتور را هم جایی بنویسی و به مامان و بابا و پلیس بدهی.

اگر تلفن با خودت داری، می‌توانی به پلیس زنگ بزنی و بگویی توی خیابان تنها ماندی. شماره پلیس را بلدی؟ آره … آفرین؛ ۱۱۰

هیچ کس حق ندارد به تن تو دست بزند و اگر کسی این کار را کرد اشتباه تو نبوده و تو کار بدی نکرده‌ای. حتما به مامان یا بابا بگو و اگر نتوانستی به آنها بگویی، زنگ بزن به شماره تلفن ۱۲۳، آنجا آدم‌های مهربانی هستند که کمکت می‌کنند.

حتما تلفن پدر، مادر، خانه و مادربزرگ را به یادت داشته باش یا جایی یادداشت کن و اگر جایی تنها ماندی از یک نفر بخواه تا برای تو شماره تلفن آنها را بگیرد.

هیچ وقت نه در پارک و نه در ورزشگاه از پدر و مادرت دور نشو و همیشه جایی بازی کن که هم صدای آنها را بشنوی و هم راحت آنها را ببینی.

منبع:هفته نامه سلامت

حال مثلث عشق تان چه طور است؟

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

ما از آن گوی های شیشه ای مخصوص پیشگویی نداریم تا آینده رابطه تان را بگوییم اما امروز می خواهیم درباره مثلثی برای تان بنویسیم که می توانید عشق تان را نسبت به آن بسنجید تا بفهمید از چه نوعیست و احتمالاً رابطه عاشقانه تان در آینده با چه کیفیتی پیش می رود. روانشناس ها این مثلث را « مثلث عشق» می‌گویند و ابداع کننده اش روانشناسی به نام رابرت استرنبرگ در سال ۱۹۹۷ میلادی بوده است.

عشق در تئوری استنبرگ یک مثلث است که زاویه هایش عبارت است از صمیمیت، کشش جنسی و وفاداری. صمیمیت یعنی احساس نزدیکی ، پیوستگی و یکرنگی با طرف مقابل. کسی که با شریک زندگی اش صمیمیت دارد به شادی او و تأمین نیازهایش اهمیت می دهد. به او احترام می گذارد. آسایش او برایش مهم است و قصد دارد در زندگی داشته هایش را با او قسمت کند.

شور و کشش، میل جنسی دو نفر به یکدیگر را نشان می دهد که مسلماً یکی از عناصر مهم زندگی مشترک است و وفاداری نیز ، میزان تعهد دو عاشق و میل آنها به ماندن در زندگی مشترک برای مدتی طولانی و نقشه کشیدن برای آینده ای دور را کنار یکدیگر نشان می دهد.

کم و زیاد شدن این زاویه ها یعنی تغییر در کیفیت عشق. بررسی پرونده های زناشویی در سراسر دنیا ثابت کرده است رابطه ای که صرفا بر اساس یکی از این سه عنصر باشد ، نسبت به عشق هایی که هر سه زاویه در آنها وجود دارد، بی ثبات تر است.

بر این اساس، عشقی که زاویه های کشش جنسی و تعهد را نداشته باشد فقط یک نوع علاقه است و دو طرف برای یکدیگر، دو دوست عادی می شوند که از هم لذت نمی برند و از سوی دیگر ممکن است از کنار هم بودن خسته شوند و زندگی مشترک را ترک کنند چون تعهدی وجود ندارد.

عشقی که صرفاً بر مبنای تعهد باشد اما صمیمیت و کشش جنسی نداشته باشد شبیه یک جور انجام وظیفه است یعنی دو طرف به وظایف و مسئولیت هایی در قبال هم عمل می کنند و کنار هم می مانند اما باز هم لذتی از وجود هم نمی برند و علاوه بر آن مهری نسبت به هم ندارند. به این عشق می گویند عشق تهی اما عشقی که صمیمیت و تعهد در آن نباشد و فقط کشش و شور جنسی داشته باشد هوس است.

این نوع آدم ها عاشق جسم هم شده اند و پس از مدتی هم از جسم یکدیگر خسته می شوند و هر کدام می روند سراغ جسم های جذاب تر . این مدل عشق گاهی در برخی دوستی های خیابانی هم دیده می شود و به همین خاطر است که در این نوع دوستی ها معمولا یکی از دو طرف یا هر دو ، پس از مدتی از ارتباط جنسی با هم انصراف می دهند و رابطه را ترک می کنند.

ما تا اینجای کار درباره مثلث عشق به شما توضیح داده ایم اما عجله نکنید امروز را فقط اختصاص بدهید به فکر کردن درباره این که عشق تان چه نوع عشقی است آیا رابطه شما همه این زوایا را دارد؟ کدام زوایا در ارتباط تان قوی تر است؟ کدام زوایا را در رابطه نادیده گرفته بودید؟ آیا مطمئن هستید طرف مقابل هم درباره رابطه تان چنین اعتقادی دارد؟ و به هر سه زاویه پایبند خواهد بود؟

فردا ، پس از این مقایسه ، ما به شما دومین بخش از نظریه استنبرگ را می گوییم که به بررسی ۸ مدل عشق با توجه به نسبت این زوایا می پردازد.

منبع:روزنامه جام جم

کدام گریه کودک نشانه افسردگی است؟

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

کودکان مراحل رشدی مختلفی را در زندگی می‏گذرانند که شناخت آنها به والدین کمک می‌کند منطقی‌تر با آنها رفتار کنند.

«دکتر! بچه‌ام زیاد گریه می‌کنه، می‌ترسم افسرده باشه…»، «شنیدم لجبازی بچه نشانه افسردگی او است…»، «آیا برخورد بد والدین با بچه تاثیری در افسردگی‌اش ندارد؟» با این مقدمه، در این مطلب با دکتر کتایون خوشابی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به گفت‌وگو نشستیم تا بیشتر در این باره صحبت کنیم.

آیا لجبازی کودکان از علائم ابتلای آنها به افسردگی است؟

تشخیص افسردگی کودکان به‌خصوص در سنین زیر ۳ سال کمی مشکل است زیرا با دوره‌های بدقلقی و لجبازی آنان اشتباه گرفته می‌شود. به‌طور طبیعی کودک از ۱۵ ماهگی تا ۵/۳ سالگی رفتارهای لجبازانه و قشقرق‏هایی برای رسیدن به خواسته‌هایش دارد که شامل پا کوبیدن، سر کوبیدن، جیغ و داد کردن و… است. بروز این رفتارها در این سن کاملا طبیعی است، نه نشان‌دهنده افسردگی. به همین دلیل تشخیص علائم افسردگی معمولا از حدود ۳ سالگی به بعد راحت‏تر است.

با لجبازی کودک چطور باید رفتار کرد که از نظر روانی لطمه‏ای به او وارد نشود؟

مهم‌ترین کار، مطالعه و افزایش آگاهی والدین از خصوصیات و ویژگی‌های روان‌شناختی کودکان در دوره‌های مختلف سنی است که می‏تواند در کنترل رفتارهای آنها موثر باشد. مثلا پرت کردن حواس کودک از خواسته‏هایی که می‌تواند او را به سمت لجبازی سوق دهد، ‏یکی از راه‌های کنترل لجبازی او است. در واقع مادر باید همواره در فکر پیشگیری از بروز لجبازی و قشقرق باشد زیرا مدیریت رفتار کودک وقتی در فاز قشقرق می‌افتد، بسیار دشوارتر است. گاهی هم لازم است به خواسته کودک «نه» گفته شود. در این صورت والدین باید جدیت لازم را در رفتار خود داشته باشند و با مشاهده لجبازی کودک مستاصل نشوند، کوتاه نیایند و نگران افسرده شدن او نباشند زیرا همان‌طور که اشاره شد، این رفتارها در سنین نوپایی کاملا طبیعی است. البته مشابه این رفتار را در دوره نوجوانی هم تا حدی طبیعی می‌دانیم چون طبق تعریف کنوانسیون کودک، دوره کودکی تا سن ۱۸ سالگی است.

آیا عصبانیت کودک هم می‏تواند نشانه افسردگی باشد؟

بله، اما اگر این علائم از حدود ۴-۵/۳ سالگی به بعد مداوم و حداقل ۲ تا ۳ هفته در کودک وجود داشته باشد، به افسردگی‌اش شک می‌کنیم. یکی از علائم مهم افسردگی کودکان، تحریک‌پذیری و عصبانیت آنهاست. مثلا می‏بینید کودکی که تا چندی قبل خوش‌اخلاق بوده و مشکلی نداشته، حالا علاوه بر اینکه غمگین است خیلی زود عصبانی می‌شود و واکنش نشان می‌دهد.

بسیاری از کودکان بی‏دلیل گریه می‏کنند. آیا این علامت هم نشانه افسردگی است؟

کودک در طول دوره افسردگی حساس‌تر و زودرنج‌تر می‌شود، سریع‌تر بغض می‌کند و گریه‌کردن‌هایش افزایش می‌یابد اما هر گریه‏ای نشانه افسردگی نیست. در افسردگی گاهی حتی کودک برای موارد بسیار بی‌اهمیت تا یکی دو ساعت گریه می‌کند و این در کنار سایر علامت‌های افسردگی می‌تواند خانواده را به افسرده‌بودن فرزند مشکوک کند. به عبارتی در دوران افسردگی، کودک دچار افت کیفی در زندگی می‌شود، کمتر سراغ دوستانش می‌رود، در بازی‌های گروهی شرکت نمی‌کند و از زندگی‌اش لذت نمی‌برد. والدین نباید گریه‌کردن بچه‌ها را به افسردگی ارتباط دهند چون در بیشتر موارد این‌طور نیست.

پس به راحتی نمی‏توان مشکلات رفتاری کودک را از افسردگی افتراق داد؟

خیلی هم سخت نیست چون مشکلات رفتاری کودک معمولا کیفیت زندگی او را مختل نمی‌کند. کودک بازی می‏کند، می‏خندد، با دوستانش ارتباط برقرار می‏کند و… ولی افسردگی اختلالی است که روی کیفیت و زندگی طبیعی کودک اثر چشمگیری می‌گذارد. در این زمان است که والدین باید به ابتلای فرزندشان به افسردگی شک کنند و او را نزد روان‌پزشک ببرند.

والدین تا چه اندازه در بروز افسردگی کودکشان نقش دارند؟

در صورتی که کودک در محیط خانواده مورد بی‌توجهی و غفلت، کودک‌آزاری جسمی، تنبیه سخت و… قرار بگیرد، قطعا در معرض ابتلا به افسردگی قرار خواهدگرفت. احتمال ابتلا به افسردگی در کودکانی که یکی از والدین آنها افسرده است، ۲ برابر و در کودکانی که هر ۲ والد آنها افسردگی را در زندگی تجربه کرده‏اند، ۴ برابر بیشتر از سایر کودکان است. علاوه بر ژنتیک، عوامل هورمونی، استرس‌های روزمره زندگی، فشار والدین و… هم ‌می‌تواند در ایجاد و بروز افسردگی کودک نقش داشته باشد.

منبع:هفته نامه سلامت

با همسر داغدارم چگونه رفتار کنم؟

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

حتما شما هم هنگامی که همسرتان شاد و خوشحال است در کنار او از زندگی لذت می‌برید اما زمانی که با غم، رنج و ناراحتی‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند چطور؟

این غم او را از پا در آورده؛ مرگ عزیزش را می‌گوییم. شما به‌عنوان همسر و شریک زندگی می‌دانید باید چگونه در تحمل این رنج او را همراهی کنید؟ در این مطلب سعی داریم با ارائه راهکارهایی مهارت‌هایی را به شما بیاموزیم. پس با ما همراه شوید؛ چون ممکن است ندانستن نحوه مواجهه با این موضوع آسیب‌های جدی به روابط آینده شما با همسرتان بزند یا اینکه همسرتان به لحاظ روحی و روانی با آسیب‌های جدی مواجه شود. پس نکات را بخوانید و اگر سؤالی داشتید برای ما بفرستید تا کارشناسمان در شماره‌های بعدی به سؤالات شما پاسخ بدهد.

همدلی از هم زبونی بهتره

یک سوگ چگونه رخ می‌دهد؟ واکنش ما به سوگ عزیزان چگونه باید باشد؟

همدلی از هم زبونی بهترهسوگ یک پاسخ هیجانی طبیعی است که نسبت به یک فقدان روی می‌دهد. واکنش افراد در جریان سوگ نه‌تنها از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند بلکه در طول زندگی شخص هم از یک دوره به دوره دیگر می‌تواند متفاوت باشد. با وجود اینکه روش منحصربه‌فردی برای بیان سوگ وجود ندارد معمولا بیشتر افراد مراحل مشترکی را تجربه می‌کنند و دانستن این مراحل هم برای فرد داغدیده و هم شخصی که وظیفه حمایت از او را برعهده دارد مفید است.

۱- نخستین مرحله‌ای که فرد تجربه می‌کند مرحله انکار است و نخستین واکنش انکار ممکن است چند ساعت یا چند روز طول بکشد. ماندن در این فاز می‌تواند بعدها برای فرد خطرساز شود.

واکنش مناسب: در این مرحله، هم نباید با انکار او مخالفت کنید و هم نباید آن را تأیید کنید. تأیید و تکذیب انکار سبب تثبیت آن می‌شود.

۲- دومین مرحله خشم است. در این مرحله، فرد از یادآوری مشاجرات و بحث‌های ناخوشایندی که با فرد ازدست‌رفته داشته از خودش خشمگین می‌شود یا از عدم‌بیان احساسات و آرزوهایش با فرد متوفی احساس گناه شدیدی می‌کند. حتی گاهی نسبت به دیگران هم دچار خشم می‌شود؛ مثلا تصور می‌کند دیگران باعث از دست رفتن عزیزش شده‌اند یا خودش را عامل مرگ او می‌داند.

داغ را بر دل غم بگذار!

واکنش مناسب: نباید احساس گناه او را نادیده بگیرید یا صریحا به او بگویید که رفتارش غیرمنطقی است بلکه باید به او فرصت دهید خشم‌اش را ابراز کند و با فراهم کردن بستری مناسب به او امکان بروز هیجاناتش را بدهید؛ مثلا اگر افسوس می‌خورد و می‌گوید: «اگر می‌دانستم او را از دست می‌دهم سر فلان مسئله هرگز با او مشاجره نمی‌کردم» برایش توضیح دهید: «حق داری ناراحت باشی ولی دعوا و مشاجره ممکن است بین همه افراد به‌وجود بیاید و همه ما این اجازه را داریم که عقایدمان را بیان کنیم و ممکن است در این بین بحث و مجادله‌ای نیز به‌وجود بیاید. درست است که او الان بین ما نیست اما تو هم نباید به‌علت اختلاف‌نظری که با او داشتی خودت را نبخشی و سرزنش کنی».

۳- بعد از تخلیه خشم، فرد وارد مرحله چانه‌زنی می‌شود. چانه‌زنی عبارت است از تلاش فرد برای کسب یکسری توافقات یا آرزوی برگشتن به گذشته برای انجام وظیفه‌ای که انجام نداده است؛ مثلا فرد می‌گوید: «کاش فرصتی داشتم و می‌توانستم به گذشته برگردم و فلان کار را برای مادرم انجام بدهم».

واکنش مناسب: به‌عنوان یک همسر حمایتگر به چانه‌زنی‌هایش گوش دهید. درست است که این چانه‌زنی‌ها ماهیتا غیرممکن هستند اما نباید این را صریحا به او بگویید. از دیدگاه او به قضیه نگریسته و او را درک کنید. درواقع او به این طریق سعی دارد اضطراب و غم خود را کاهش دهد و به نوعی آرامش برسد. همچنین تلاوت قرآن کریم یا پخش آن می‌تواند فضای آرامی برای همسرتان فراهم کند.

۴- مرحله بعد مرحله افسردگی است. هنگامی که تلاش‌های فرد برای جبران ناکامی‌ها از طریق چانه‌زنی به نتیجه‌ای نمی‌رسد و این مفهوم که دیگر کاری از دستش ساخته نیست در ذهنش نقش می‌بندد، دچار افسردگی می‌شود. درواقع سوگواری آنقدر فرد را ملول می‌کند که دیگر انرژی‌ای برایش باقی نمی‌ماند و عواطف، نگرش‌ها و رفتارهای فرد تحت‌تأثیر افسردگی قرار می‌گیرد.

واکنش مناسب: ابتدا نسبت به علائم افسردگی شناخت کافی پیدا کنید تا از رفتارهای او دچار سوءبرداشت نشوید. اگر همسرتان بهانه‌گیر شده و نسبت به همه‌‌چیز دید منفی دارد نگران نباشید چون این حالت گذرا بوده و با طی شدن مرحله افسردگی به‌تدریج تعدیل می‌شود. درباره تفسیرهای اشتباه و اغراق‌آمیز او از مسائل با او جروبحث نکنید. هرچه بیشتر با افکار و رفتارش به ستیز بپردازید او منزوی‌تر می‌شود. مراقب باشید در این دوران ارتباطش را با دوستان و آشنایان قطع نکند. متخصصان می‌گویند که افراد مذهبی کمتر دچار افسردگی می‌شوند. پس سعی کنید رفتارهای دینی او را تقویت کنید. حواستان به برنامه غذایی و ورزشی او هم باشد. فرزندانتان را از وضعیت همسرتان آگاه کنید تا از تغییر رفتار و نگرش او مضطرب نشوند.

۵- مرحله آخر مرحله پذیرش است. پذیرش نه به‌معنای احساس رضایت و خرسندی بلکه به‌معنای پذیرفتن مرگ عزیز برای ایجاد انطباق و سازگاری. در این مرحله معمولا علائم باقیمانده افسردگی برطرف می‌شود و الگوی زندگی و خواب فرد به حالت طبیعی بازمی‌گردد.

واکنش مناسب: شرایط را در محیط خانه طوری فراهم کنید که او بتواند در این مرحله با آسایش خاطر با خود و خدای خودش خلوت کند و برای آرامش روح عزیز از دست رفته‌اش دعا کند یا مثلاً واجبات دینی‌اش را انجام دهد از جمله خواندن قرآن، نماز قضا و …

مرگ پایان شکیبایی نیست

برای اینکه پا به پای همسر داغدارمان حرکت کنیم چه کنیم؟

همدلی به جای همدردی

بیان جملات کلیشه‌ای از این دست که «تو باید قوی باشی» و «به خاطر فرزندانت نباید بی‌تابی کنی»، چندان بار مثبتی ندارد. از آنجا که همدردی در یک پیام کلامی متوقف می‌شود به‌عنوان یک همسر باید یک قدم فراتر گذاشته و با او همدلی کنید؛ یعنی از دیدگاه او به احساسات، عواطف، باورها، شناخت‌ها و رفتارهایش بنگرید. وقتی او می‌گوید: «من از نبود پدرم زجر می‌کشم» زجر کشیدن او را حس کنید و این پیام را به او انتقال دهید که درک می‌کنید او چگونه از این فقدان در رنج است.

عواطف او را بشناسید

برای اینکه بتوانید هنگام سوگواری با همسرتان همدلی کنید باید با عواطف و هیجانات او از قبل آشنا باشید و بدانید هنگام شادی و غم چه واکنش‌هایی نشان می‌دهد. نباید هیچ‌کدام از آنها را نفی یا بیش از حد تصدیق کنید. همچنین باید از مراحل سوگواری آگاه باشید و خود را برای همراهی کردن او در این مراحل آماده کنید. سپری کردن این مراحل را به‌عنوان تکلیفی درنظر بگیرید که مسئولیت انجام آن با شماست.

با او وقت کافی بگذرانید

در تمام طول مجالس و مراسم سوگواری در کنار او باشید به‌گونه‌ای که او حس کند وقت و انرژی کافی را برایش صرف می‌کنید. سعی کنید از اندیشه‌های وسواسی او مثل اینکه «اگر من این کار را می‌کردم شاید این اتفاق نمی‌افتاد» آگاهی پیدا کنید. آنها را کنترل کرده و به آنها نه به‌عنوان باورهای غیرمنطقی بلکه به‌عنوان افکاری که ممکن است برای هر کسی در چنین شرایطی ایجاد شود، سمت و سو دهید.

پدیده مرگ را برایش معنا کنید

برای پدیده مرگ در ذهن همسرتان معنایی پیدا کنید. مثلا ممکن است او مرگ عزیزش را اینچنین معنا کند: «بیماری او را از پا درآورد» یا «به‌علت آزار و اذیت‌های فلانی مرد» یا مثلا افرادی که عزیزی را در سانحه تصادف از دست می‌دهند راننده را باعث مرگ او می‌دانند. در این صورت باید سعی کنید معانی جدیدی مثل «هر کسی عمر معینی دارد و این دست ما نیست» و «زمان مرگ او فرا رسیده بوده» را جایگزین آن کنید.

از اهمیت موضوع نکاهید

بعضی افراد گمان می‌کنند با کم‌اهمیت جلوه‌دادن موضوع می‌توانند از شدت آن بکاهند و تحمل فرد را نسبت به آن بیشتر کنند، درصورتی‌که برعکس، با دست‌کم گرفتن اهمیت فقدان نه‌تنها آستانه تحمل فرد بالا نمی‌رود بلکه تأثیرات منفی جبران‌ناپذیری در روحیه او می‌گذارد. باید صبورانه به او اجازه و فرصت عزاداری، گریه و سوگواری را بدهید.

هنگام تخلیه هیجانی مراقب او باشید

اگر به‌علت هیجان‌زدگی زیاد، خطر آسیب زدن به‌خود یا خودکشی وجود دارد به‌هیچ‌وجه او را تنها نگذارید. اگر همسرتان بیش از حد بی‌قراری می‌کند به طریقی او را متوجه کنید که هیجان‌ زیاد او باعث رنجش خاطر دیگران و اذیت شدن بیشتر خودش می‌شود. بعضی افراد هنگام سوگواری به‌قدری هیجان‌زده می‌شوند که بعدها از یادآوری آن خجالت می‌کشند. به همسرتان کمک کنید شخصیت و وقار خود را هنگام سوگواری حفظ کند.

خودسرانه دارو تجویز نکنید

بعضی افراد برای تحمل رنج داغدیدگی خودسرانه برای همسرشان قرص‌های آرامبخش و خواب‌آور تجویز می‌کنند. مصرف اینگونه داروها شاید به‌طور موقت او را تسکین دهد اما در طولانی‌‌مدت نه‌تنها اثرگذار نیست بلکه رفتارهای ناهنجار او را تقویت می‌کند. اگر همسر داغدیده‌تان بیش از حد بی‌قرار است یا به‌علت بی‌اشتهایی و اختلالات خواب در انجام کارها با مشکل مواجه شده حتما با یک پزشک مشورت کنید.

در انجام امور به او کمک کنید

او را یاری کنید تا زندگی منطبق‌شده با شرایط جدید را آغاز کند. سنگینی بار وظایف نباید سبب دشواری مراحل سوگواری شود بنابراین در انجام امور منزل و فرزندان به او یاری برسانید. البته این کمک‌ها نباید افراطی باشد به‌گونه‌ای که او با گذشت زمان عادت کند از قبول مسئولیت‌هایش شانه خالی کند. در این صورت گاهی به او گوشزد کنید که در انجام وظایف و مسئولیت‌هایش کنار او هستید؛ مادامی که او به بهبودی نسبی دست پیدا کند و بتواند سکان امور زندگی را خود به‌دست بگیرد.

طبیعی‌ها و غیرطبیعی‌ها را بشناسید

اگر همسرتان بعد از گذشت یک سال هنوز سوگوار و نسبت به انجام فعالیت‌های روزمره بی‌علاقه است برای کمک به او باید از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید. این را بدانید که او عامدانه اینگونه رفتار نمی‌کند پس او را سرزنش‌اش نکنید؛ مثلا به او بگویید: «درد و رنجی که کشیده‌ای شدید بوده اما عوارضی که در تو ایجاد کرده غیرطبیعی است». اگر نسبت به درمان سرسخت است اهمیت مسئله را اینگونه برایش روشن کنید که نه به‌خاطر خلاصی خودتان از این شرایط دشوار بلکه به‌دلیل اهمیتی که برایش قائل هستید می‌خواهید او را در مسیر درمان قرار دهید. به او بگویید: «چون تو را دوست دارم، سلامت و شادابی تو برایم مهم است و نمی‌خواهم شاهد رنج و آسیب تو باشم. پیشنهاد می‌کنم به یک مشاور متخصص مراجعه کنی». اگر با وجود تلاش‌های شما او هنوز در برابر مراجعه به درمانگر مقاومت می‌کند ابتدا خودتان به متخصص مراجعه کنید تا راهکارها و مهارت‌های لازم را برای متقاعد کردن و هدایت او به سمت درمان دریافت کنید.

پیشنهادهایی برای خانم‌ها و آقایان

چون نیمکره چپ مغز خانم‌ها غالب‌تر است احساسات و هیجانات آنها شدیدتر است و تخلیه هیجانی بیشتری نشان می‌دهند. آقایان بیشتر سعی می‌کنند غرور، بزرگی و عظمت مردانه‌شان را حفظ کنند و معمولا دوست ندارند آدم ضعیفی جلوه کنند. اگر زن سوگوار است، همسرش باید عواطف و احساسات او را بشناسد و هنگام سوگواری به لحاظ عاطفی حمایت بیشتری از او بکند. این حمایت‌ها می‌تواند در قالب جملاتی نه‌تنها التیام‌بخش بلکه حمایت بخش باشد. اما اگر مرد سوگوار است خانم‌ باید بداند شوهرشان به‌هیچ‌وجه دوست ندارد ضعفش هنگام سوگواری نمایان شود و تلاش می‌کند غرور خود را حفظ کند. بنابراین در حضور جمع نباید همدردی‌ و ابرازهای ظاهری زیادی نشان دهید.

منبع:همشهری آنلاین

خواب دیدن مردان چگونه است؟

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

این خبر علمی است: مردان و زنان خواب‌های متفاوتی می‌بینند.

به گزارش سرویس علمی جام نیوز به نقل از شفاف، میشاییل شردل، پرفسور همکار موسسه مرکزی بهداشت روان در مانهایم آلمان می‌گوید: مردان اغلب خواب خشونت و مسایل جسمانی می‌بینند، زنان بیشتر خواب اقلام خانگی و پوشاک می‌بینند.

هانس گونتر ویئس، رییس مرکز میان‌ رشته‌ای خواب در فالتسکلینیکوم، مرکز روانشناسی در آلمان نیز می‌گوید در خواب مردان، اغلب افراد غریبه دیده می‌شوند، در حالی که در خواب زنان، دیدن افراد مورد اعتماد محتمل‌تر است.

شردل در جمع‌بندی پژوهش بالینی که به تازگی انجام شده است گفت در همین حال، در خواب کودکان، بیشتر حیوانات هستند که آمد و شد دارند.

احتمال ابتلا به افسردگی در زنان نابارور سه برابر بیشتر است

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بر اساس نتایج یک مطالعه، احتمال ابتلا به افسردگی در زنانی که نمی توانند بچه دار شوند حتی بعد از درمان ناباروری سه برابر بیشتر است.

به گزارش ایرنا از هلث، محققان دانشگاه «کاردیف» در انگلیس که این مطالعه را انجام داده اند، علت بروز مشکلات سلامت روانی در این زنان را آرزوی برآورد نشده آنها برای داشتن یک خانواده عنوان می کنند.

این اولین مطالعه ای است که گروه بزرگی از زنان را برای ارزیابی بهداشت روانی آنها در عرض ده سال بعد از درمان ناموفق باروری بررسی کرده است.

در این مطالعه محققان هفت هزار زن را در که فاصله زمانی میان سال های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ تحت درمان های ناباروری در بیمارستان های هلند قرار گرفته بودند، بررسی کردند.

محققان به این زنان ۱۱ تا ۱۷ سال بعد از انجام درمان های ناباروری پرسش نامه هایی را دادند.

شش درصد از این زنان در زمان پاسخ دادن به این پرسشنامه ها هنوز می خواستند که بچه دار شوند.

بر اساس این مطالعه که در مجله Human Reproduction منتشر شد، این خواسته با یک افزایش ۲٫۸ درصدی در خطر ابتلا به مشکلات بهداشت روانی ارتباط داشت.

دکتر «سوفیا کامیرو» از دانشگاه کاردیف که ریاست این مطالعه را بر عهده داشت، گفت: مشخص شده است افرادی که تحت درمان ناباروری قرار می گیرند و بچه دار نمی شوند مشکلات بهداشت روانی آنها بدتر است افرادی که است که بعد از انجام این درمان ها بارور می شوند.

وی افزود: زنانی که بعد از انجام درمان های ناباروری بچه دار نمی شوند اما بازهم آرزوی داشتن بچه دارند نسبت به زنانی که از این آرزوی خود صرفه نظر می کنند ۲٫۸ برابر بیشتر احتمال دارد که به مشکلات جدی بهداشت روانی مبتلا شوند.

همچنین بر اساس این مطالعه زنانی که بعد از درمان های ناباروری بچه دار می شوند اما بازهم آرزوی داشتن بچه دارند خطر ابتلا به مشکلات بهداشت روانی در آنها ۱٫۵ برابر بیشتر از سایرین است.

قلدری بر کودکان «افسردگی» را افزایش می‌دهد

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

محققان دریافتند که میزان افسردگی در افرادی که در دوران کودکی خود مورد آزار و اذیت و قلدری خواهر یا برادر خود قرار گرفتند، ۲ برابر بیشتر از دیگر افراد است.
خبرگزاری فارس: قلدری بر کودکان «افسردگی» را افزایش می‌دهد

به گزارش گروه دانستنی‌های خبرگزاری فارس، مطالعات مشترک نشان داده است که تجربه قلدری توسط یک خواهر یا برادر زمانی که یکی از آنها بزرگتر است، ۲ برابر میزان افسردگی را افزایش می‌دهد.

این تحقیقات که توسط «آسفورد ‌بریستول» و دانشگاه «وارویک» انجام شد، حدود ۷ هزار کودک ۱۲ ساله که خواهر و برادر پر آزار داشتند که به آنها صدمه زده و یا آنها را نادیده گرفتند و یا درباره آنها دروغ گفتند را مورد بررسی قرار داد.

سؤالات این تحقیقات در مورد آن زمانی بود که برادری یا خواهری تلاش کرده است تا با گفتن حرف‌های تند و زننده آنها را ناراحت کند یا اینکه آنها را به طور کامل نادیده بگیرد و اینکه آنها را هل دهد و در مورد آنها دروغ بگوید.

نتایج پرسش‌نامه نشان می‌دهد: وقتی که یک برادر یا خواهر می‌خواهد تا شما را با گفتن حرف‌های تند ناراحت کند یا به طور کامل شما را از لیست دوستانش حذف کند،‌ معمولاً به شما لگد می‌زند، هل می‌دهد و یا داد و بیداد در اطراف شما راه می‌اندازد و یا شایعات مختلف به پا می‌کند.

کودکان تا ۱۸ سالگی تحت مراقبت بودند و وضعیت سلامت روحی آنها محک زده شد؛ افرادی که قلدری را تجربه کرده بودند حدود ۲ برابر احتمال افسردگی، اضطراب و خود آسیب‌زنی بیشتری نسبت به افرادی که فاقد چنین تجربه‌ای بودند، داشتند.

نویسنده دکتر لوسی بوئز، از بخش سیاست اجتماعی دانشگاه آکسفورد، گفت: ما در مورد نوع اذیت کردن که اغلب در درون خانواده وجود دارد صحبت نمی‌کنیم؛ منظور اذیت‌هایی است که چندین بار در هفته در خانواده‌ها اتفاق می‌افتد که در آن قربانیان توسط برادران یا خواهران خود نادیده گرفته می‌شوند و یا با خشونت‌های کلامی و یا جسمی اذیت می‌شوند.

محققان نتیجه گرفتند که افرادی که توسط برادر یا خواهر مورد قلدری واقع شده بودند خطر افسردگی و خودآزاری را در دوران بلوغ خود بالقوه داشتند.

چگونه در کسب‌وکار و زندگی شیر باشیم؟

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بسیاری از کارآفرینان شباهتهایی با شیر دارند. شیرها هنگام شکار متمرکز می‌شوند و برای اینکه سلطان جنگل بمانند استراحت می‌کنند و رژیم غذایی خاص خود را دارند، همچنین برای موفقیت به تلاشهای تیمی متکی هستند.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، در ادبیات فارسی همواره از شیر به‌عنوان سلطان جنگل و مظهر شجاعت و جسارت یاد می‌شود. بزرگی می‌گوید: لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. پس اگر می‌خواهید مولدتر و سالم‌تر باشید و به یک مدیر و رهبرکسب و کار بهتر تبدیل شوید، و از رفتار شیرها الگو برداری آگاهانه کنید.

بسیاری از کارآفرینان شباهتهایی با شیر دارند. شیرها هنگام شکار متمرکز می‌شوند و برای اینکه سلطان جنگل بمانند استراحت می‌کنند و رژیم غذایی خاص خود را دارند، همچنین برای موفقیت به تلاشهای تیمی متکی هستند. در اینجا سه راه که می‌توانید به شیر کسب‌وکار و زندگی تبدیل شوید باهم می‌خوانیم:

۱٫ داشتن تمرکز لیزری با حذف هرگونه عامل انحرافی

هنگامی که شیرها در حال شکار حیوانی هستند تمام حواس خود را  بروی کاری که قصد آن را  دارند متمرکز می‌کنند. اآنها ممکن هستند. حتی تا ساعت‌ها در کمین بنشینند، اما حتی لحظه‌ای چشم از هدف خود برنمی‌دارند. شما نیز باید هنگام انجام کسب‌وکار به همین شیوه عمل کنید. بهترین راه برای انجام این کار این است که عوامل انحرافی اطراف خود را حذف کنید.

ابتدا از شر فناوری های جدید از جمله شبکه‌های اجتماعی هر چقدر که  شده برای ساعاتی از روز خلاص شوید زیرا یکی از بدترین قاتلان زمان است. دوم لیستی از افرادی که به طور منظم با آنها رفت‌وآمد می‌کنید تهیه کنید. سپس از خود بپرسید که کدام یک از این افراد به شما در تبدیل شدن به شخصی که می‌خواهید بشوید، کمک می‌کنند. آنهایی که چنین تاثیری ندارند را از زندگی خود حذف کنید. ممکن است سخت و خشن به نظر برسد، اما اگر آنها را از مسیر خود حذف نکنید، باعث شکستتان خواهند شد.

در نهایت اینکه شروع راز و نیاز جدی بگیرید. ده دقیقه راز و نیاز بعد از بیدار شدن از خواب، ذهن شما را باز خواهد کرد و به شما کمک می‌کند تا بتوانید بروی کارهای روز خود تمرکز کنید. همچنین با گذشت زمان، به شما کمک خواهد کرد که اهمیت کمتری به آنچه مردم درمورد شما فکر می‌کنند، بدهید. یک شیر هیچگاه خود را اسیر حرفهای موجودات ضعیف نمی‌کند.

۳ راه برای اینکه در کسب‌وکار و در زندگی شیر باشید

۲٫ مراقبت از خود

شیرها ساعاتی زیادی را در خواب هستند. لازم نیست که شما هم طولانی مدت بخوابید اما باید زمانی را صرف استراحت کنید. محروم کردن خود از خواب را متوقف کنید. به دلایلی کارآفرینان و مدیران به اینکه بگویند فقط ۴ یا ۵ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند، افتخار می‌کنند. اما اینگونه برنامه خواب نه تنها باعث از دست رفتن تمرکز و سلامتی می ‌شود بلکه می‌‌تواند اینطور به نظر می‌رسد که شما به تیم خود اعتماد و اطمینان ندارید.

افراد شما را با نتایج قضاوت خواهند کرد. لیستی از کارهایی که در هر روز مسئول انجام دادن آنها هستید، تهیه کنید. هنگامی که دیدید قادر به تکمیل وظایف خود نیستید، آنها را به اعضای تیم تفویض کنید یا چند ساعت از آخر هفته خود را برای کار اضافی برنامه‌ریزی کنید. تا جایی کار کنید که بتوانید هفت تا هشت ساعت خواب در هر شب داشته باشید.

پس از گنجاندن خواب کافی در برنامه، نوبت ورزش است. بسیاری از افراد در آغاز یک کسب‌وکار، سلامتی خود را قربانی کارآفرین شدن می‌کنند زیرا زمان زیادی را صرف فکر کردن به آن می‌کنند. گام کلیدی برای شروع یک زندگی سالم این است که یک عادت سالم را پیش بگیرید. سپس، اضافه کردن عادات بیشتر در طول زمان ساده‌تر می‌شود. صبحها زود بیدار شوید و حتی به تیم خود بگویید که دیرتر سرکار می‌آیید زیرا باید ورزش کنید. اگر به این برنامه‌ها در طول یک ماه ادامه دهید، اضافه کردن دیگر عادات سالم بسیار آسانتر خواهد شد.

۳٫ کار با دیگر شیرها

در میان گربه‌سانان، شیرها تنها حیوانات اجتماعی هستند، (به ویژه هنگام شکار). برای اینکه یک کارآفرین موفق باشید، باید افرادی را که ذهنی کارآفرینانه دارند استخدام کنید. به اعضای تیم خود اجازه دهید و حتی آنها را تشویق کنید تا خود تصمیم بگیرند و چالشهای جدیدی را برای خود ایجاد کنند. زمانی را صرف یافتن راه‌هایی کنید تا به کارکنانتان کمک کند تا در سازمان رشد کنند.

درمورد افرادی که مایل به یادگیری مهارتهای جدید نیستند محتاط باشید. اگر این افراد در سازمان شما وجود دارند، باید هرچه زودتر آنها را از آنجا دور کنید. تمرکز بر برنامه‌های خودارتقایی، بهترین راه برای تشویق تیم خود به ریسک‌پذیری، کار بیشتر و علاقه به شرکت است. هنگامی که کارکنان شما چشم‌اندازی هماهنگ با سازمان نداشته باشند و در جهت آن حرکت نکنند، باعث شکست سازمان می‌شوند. همانطور که استیو جابز می گوید: ” یک تیم کوچک با اعضای درجه یک، بسیار بهتر از یک تیم بزرگ و شلوغ با اعضای درجه دو و سه است.”

منبع: برترین ها

تلقین روشی برای کاهش درد

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

تلقین می‌تواند منجر به آزاد شدن مواد آرامش بخش شود.
حسین ابراهیمی مقدم روانشناس و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: تلقین می‌تواند منجر به آزاد شدن مواد آرامش بخش شود و این مواد منجر به کاهش احساس درد و بعضا موجب بی‌حسی می‌شوند.

وی بیان کرد: از طرف دیگر از طریق تلقین فرد قادر خواهد بود که توجه خود را به عوامل دیگر معطوف سازد.

وی اضافه کرد: هنگامی که شما به یک عامل خاص فکر می‌کنید و تمام فکر و ذهنتان درگیر آن می‌شود به چیز دیگری نمی‌توانید بیندیشید به عنوان مثال وقتی کسی درگیر یک مسئله خاص مثل تماشای یک مسابقهٔ فوتبال است در‌‌ همان لحظه دندان درد خود را فراموش می‌کند، اما هنگامی که فردی دندان درد او را یادآوری می‌کند؛ متوجه درد آن خواهد شد.

وی ادامه داد: در چنین حالتی درد دندان از بین نمی‌رود اما چون به آن توجهی نمی‌شود، قابل ادراک نیست پس تلقین با جلب توجه شما به مسائل دیگر نیز می‌تواند موجب کاهش درد شود.

وقتی تک فرزندی رفتار عاطفی کودکتان را متوقف می‌کند

شهریور ۲۱, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

در عصر حاضر که عصر مدر‌نینه و تکنولوژی است، تک فرزندی تبدیل به یک معضل برای جامعه در حال حاضر و برای نسل آینده شده است.
دکتر مهدی دوایی، روانشناس و عضو پژوهشکده علوم‌شناختی، در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: اگر ویژگیهایی مثبت و منفی تک فرزندی را بسنجیم و با هم مقایسه کنیم، کفه معایب آن سنگینی می‌کند و مشکلاتی که ناشی از تک فرزندی برای کودک وجود دارد، بسیار بیشتر از محاسن آن است.
هر کودکی نیاز به رشد اجتماعی و رشد عاطفی دارد که در مورد کودکانی که تک هستند، این روند رشد، ناکافی و ناقص است.

دکتر دوایی گفت: رشد اجتماعی یک کودک به معنای تعامل وی با دیگران و شرکت در کار‌ها و فعالیت‌های گروهی است.
کودکانی که تک فرزند هستند، چون از نظر اجتماعی، رشد کمتری دارند، تمایل حضور و مشارکتشان در فعالیت‌های جمعی کمتر است و این در آینده موجب می‌شود اکثر این کودکان درون گرا‌تر از هم سالانشان باشند که طبیعتا فرصت بسیاری از موقعیت‌ها و موفقیت‌ها را از دست خواهند داد.

این روانشناس ادامه داد: در مورد رشد عاطفی، کودکان تک فرزند دچار مشکل هستند.
کودکان به طور معمول تا ۴ سالگی، حس مالکیت در مورد و‌سائل و اسباب‌بازی‌ها را دارند و از این سن به بعد در تعامل با سایر همسالان و کودکان یاد می‌گیرند که مشارکت داشته و وسا‌یلشان را در اختیار دوستا‌نشان قرار دهند.
ولی در مورد کودکان تک فرزند این احساس به اشتراک‌گذاری خیلی دیر شکل می‌گیرد و این موجب مشکل شده کار والدین می‌شود.

دکتر دوایی همچنین گفت: تک فرزندان چون با بزرگسالان بیشتر در تعاملند، گرایش بیشتری به بزرگسالان دارند و علاوه بر اینکه دوست دارند با بزرگ‌تر از خودشان بازی کنند معمولا از رفتار والدین کپی برداری می‌کنند و بنابر این خوب کودکی نمی‌کنند و در پی آن، دوره نوجوانی و جوانی را هم خوب نمی‌گذرانند که در آینده مشکل ساز خواهد بود.

روی اعصاب بچه ها راه نروید

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

۱٫ کودکی دارم که روان‌شناس گفته به اضطراب مبتلاست و مرتب خود را می‌خاراند و باعث زخم و خراش روی پوستش شده است. تا درمان‌ها انجام شود، بگویید با او چه کنم که ضایعات پوستی جدید روی بدنش ایجاد نشود؟

اصطلاحی داریم به نام خارش با زمینه اضطرابی؛ یعنی افراد از روی اضطراب پوستشان را می‌خارانند و ادعا می‌کنند که پوستشان خارش دارد. در این افراد باید پوست مرطوب نگه‌داشته شود. از صابون‌های کرم‌دار استفاده کنند و به کمک داروهای ضدخارش به شرطی که تداخل اثر با داروهای زمینه‌ای نداشته باشد، مشکل را برطرف کنند. در صورتی که پوست زخم شده باشد، می‌توان از زینک اکساید هم استفاده کرد. سعی کنید مدام حواسش را پرت کنید و پوست را چرب نگه دارید.

تاثیر اعصاب و روان بر پوست

۲٫ کودکم موی سر، ابرو و مژه‌اش را می‌کند. چه کنم؟

یک بیماری عصبی داریم به نام «تریکوتیلومانیا» که در افراد مبتلا به آن که موهایشان را می‌کنند. ابتدا باید زمینه اضطراب را از بین برد. موهایی که در اثر این مشکل از بین می‌روند، در ابتدا مجدد می‌رویند اما بعد از مدتی ریزش دائمی می‌شود. درمان دارویی برای این افراد وجود ندارد ولی برای آنکه التهاب ناشی از کندن مو کاهش یابد، می‌توان از قطره بتامتازون برای سر استفاده کرد و برای مژه و ابرو در کودکان از پماد چشمی هیدروکورتیزون به‌صورت موقتی کمک گرفت تا التهاب تا حدی کاهش یابد اما درمان اصلی کاهش اضطراب و استرس است. در این میان گاهی نه‌تنها کودک بلکه افراد خانواده نیز باید تحت مشاوره و درمان قرار بگیرند.

۳٫ دخترم از صبح که چشم باز می‌کند، شیئی را محکم در تمام طول روز در دستش نگه می‌دارد. این کار باعث تعریق زیاد کف دست می‌شود و من نگران قارچ پوستی و ایجاد زخم به واسطه فشردن بیش از حد جسم تیز در دستش هستم. او ۴ ساله و مبتلا به اوتیسم است. وقتی آن را از دستش می‌گیرم، جیغ می‌زند و بی‌قرار می‌شود. چه کنم؟

ابتدا باید مطمئن شویم کف دست واقعا دچار قارچ شده است. گاهی در دست گرفتن طولانی‌مدت یک شیء باعث می‌شود پوست به آن ماده حساسیت نشان دهد. فشار و تعریق نیز باعث تشدید اثر مواد حساسیت‌زا می‌شود. توصیه می‌کنم برای دخترتان اول آزمایش قارچ بدهید و اگر جواب مثبت بود، درمان‌های لازم قارچ را دریافت کند در غیر این صورت به فکر درمان اگزما باشید. در مورد زخم‌ها نیز باید دید عمق‌ آنها چقدر است. گاهی ترک‌های کم‌عمقی در اثر حساسیت در کف دست ایجاد می‌شود. اگر زخم‌ها عمیق باشد، حتما باید کف دست را ضدعفونی و از کرم زینک‌اکساید استفاده کرد اما اگر مشکل آلرژی باشد، معمولا کرم‌های استروئیدی ضعیف و بتامتازون تجویز می‌شود. برای کم شدن تعریق نیز می‌توان از ترکیب‌های آلومینیوم فلوراید استفاده کرد.

به شما مادرگرامی توصیه می‌کنم که شب‌ها وقتی کودکتان خواب است، کف دستش را کاملا خشک کنید و این ترکیب یا کرم‌ها را به پوست بزنید. سایر درمان‌ها را هم می‌توان شب‌ها استفاده کرد اما حتما باید زیرنظر متخصص پوست و روان‌پزشک این کار انجام شود.

۴٫ کودکی دارم که ۵ ساله است و مبتلا به اوتیسم خفیف. او درمان شده اما مرتب لب‌هایش را به دهان می‌برد و شکل خاصی به لبش می‌دهد. پوست لب‌هایش خشک و پر ترک شده است.

این عادت رفتاری اشتباه باعث اگزمای ناشی از لیسیدن در این کودک شده است. باید تلاش کنید این عادت را از سر کودک بیندازید. برای بهبود وضعیت لب می‌توان از کرم‌های نرم‌کننده مثل اوسرین یا وازلین یا کرم‌های لب آماده استفاده کرد. این کرم‌ها را باید مرتب در طول روز به لب زد اما اگر امکان این کار وجود نداشت، باید شب‌ها که کودک خواب است، این کار را انجام داد.

منبع: برترین ها

چرا کودکان قهر می‎کنند؟

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

محمدعلی سپهوندی در گفت‎وگو با ایسنا، درباره علل قهر کودکان اظهار کرد: وقتی کودکی از دست پدر و مادر خود ناراحت می‎شود و توان دشمنی با آنها را ندارد، قهر می‎کند.

وی با اشاره به اینکه لجاجت کودکان در نهایت سبب قهر آنها می‎شود، اظهار کرد: قهر کردن کودکان از زمانی که او به دوران کودکی اولیه وارد می‎شود، آغاز شده و با شروع شدن امر و نهی پدر و مادر، کودک قهر می‎کند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان تصریح کرد: یکی از عمده دلایل قهر بین کودکان، بی‎توجهی والدین به اوست؛ کودک برای رسیدن به خواسته‎ها و یا جلب توجه بزرگترها قهر می‎کند.

این روانشناس ادامه داد: کودکان در سنین اولیه به شدت نیاز دارند که پدر و مادر آنها را به آغوش طبیعت و گردش برده و بیش از پیش به آنها توجه کنند.

سپهوندی اضافه کرد: نیازهای کودکان شامل نیاز به فیزیولوژیک، ایجاد ایمنی و امنیت، تعلق و وابستگی، صحبت و ملاطفت بوده که در صورت بی‎توجهی والدین به این موارد، کودک از دست پدر و مادر قهر می‎کند.

وی اظهار کرد: وقتی پدر و مادر به نیازهای کودک خود پاسخی ندهند، او قهر کرده و با لجبازی قصد دارد که به هدفش برسد.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در برخورد با بچه‎هایی که زیاد قهر می‎کنند بهتر است که پدر و مادر رویه معقولی را در پیش گرفته و در برابر خواسته‎های نامعقول او پاسخ منفی داشته باشند.

اگر همسرتان قهر کرد اینگونه واکنش نشان دهید

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک قانون کلی درباره شکل گیری و ادامه رفتارهای منفی وجود دارد: رفتارهای منفی با وجود آسیب زایی شان در صورتی ادامه پیدا می کنند که پاداش دریافت کنند و تقویت شوند.

مثال زیر به روشن تر شدن این موضوع کمک می کند:

کودکی را در نظر بگیرید که در خیابان از والدینش تقاضای خرید یک خوراکی را دارد که برای او مضر است. والدین با خواسته او مخالفت می کنند. کودک که دوست دارد به خواسته اش برسد شروع می کند به گریه کردن و جیغ و داد کشیدن. والدین هم به خاطر جلوگیری از گریه او خواسته اش را برآورده می کنند. به دست آوردن خوراکی نقش پاداش برای رفتار گریه کردن و جیغ زدن را دارد. اگر این ماجرا باز هم تکرار شود، کودک یاد می گیرد که در صورت گریه کردن و جیغ زدن به خواسته اش می رسد و این رفتار با وجود آزار دهنده بودنش ادامه پیدا می کند.

درباره رفتار قهر کردن همسرتان نیز باید بررسی کرد که چه پاداش هایی برای این رفتار دریافت می کند. چندین احتمال وجود دارد:

ممکن است قهر کردن وی باعث شود شما خواسته‌هایش را سریع تر و بهتر اجابت کنید.

ممکن است او به طور معمول از جانب شما توجه و محبت کافی را دریافت نمی کند و از این طریق می تواند توجه و محبت بیشتری دریافت کند.

اگر این نکات درباره شما و همسرتان صدق می کند باید به برطرف کردن آن کمک کنید.

خاموش شدن یک رفتار منفی در صورتی اتفاق می افتد که ارتباط آن رفتار با پاداش هایی که دریافت می کند قطع شود. درباره مثال کودک، اگر والدین بخواهند رفتار جیغ زدن و گریه کردن کودکشان از بین برود، باید برای مدتی گریه های او را تحمل کنند و خواسته های همراه با گریه و جیغ وی را اجابت نکنند. از طرف دیگر در صورت بروز رفتارهای مثبت، تشویق و توجه ویژه نشان دهند. بعد از مدتی این عادت بد، کم کم به سمت خاموشی خواهد رفت.

محبت فراموش نشود!
شما نیز می توانید با حذف پاداش هایی که در پاسخ به قهر همسرتان می دهید به کم شدن رفتار منفی وی کمک کنید.البته این به تنهایی کافی نیست. در مواقع عادی سعی کنید توجه و محبت کافی نسبت به او ابراز کنید تا دیگر دلیلی برای استفاده از روش های منفی باقی نماند.

احتمال دیگری هم که می تواند وجود داشته باشد این است که شاید در رابطه شما مسائل و دلخوری های جزئی زیادی از گذشته به طور حل نشده باقی مانده و کوچک ترین موردی دوباره یادآور مسائل گذشته و دلخوری می شود. اگر فکر می کنید این مسئله درباره شما صدق می کند با همسرتان در شرایط عادی و آرام گفت وگو کنید و مسائل گذشته را بیان و البته حل و فصل کنید.

منبع:سایت روان آگاهی

بعد از طلاق چند ساعت با هم بمانید

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس کودک معتقد است: والدینی که از هم طلاق می‌گیرند باید بخاطر فرزندشان ساعاتی را کنار هم بگذارنند تا فرزند آنها وجود پدر و مادر را در کنار هم حس کند.

عظیم عظیمی در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به مشکلاتی که متوجه کودکان طلاق است، اظهار کرد: کودکانی که تک والد می‌شوند با مشکلات فراوانی مواجهند و هیچگاه یکی از والدین به تنهایی نمی‌تواند خلاء وجود دیگری را پر کند.

وی ادامه داد: اگرچه خلاء نبود یک والد هم از بعد روانی و هم از بعد مالی حس می‌شود، اما بعد عاطفی و روانی آن بیشتر به کودک لطمه می‌زند.

به گفته این روانشناس، کودکانی که بعد از طلاق والدین با یک والد زندگی می‌کنند، چون نسبت به کودکان دیگر که هر دو والد را دارند، احساس نقص می‌کنند اعتماد به نفس اجتماعی پایینی خواهند داشت و از حضور در جامعه می‌گریزند.

عظیمی در خصوص راهکار کمک به چنین کودکانی یادآوری کرد: توصیه می‌شود والدینی که از هم جدا شده‌اند بخاطر فرزند خود ساعتی را برای حضور کنار بچه با هم بگذارند، با هم بیرون بروند، خرید کنند و … تا کودک کمتر خلاء یک والد را حس کند.

وی گفت: البته این کار در شرایط فرهنگی جامعه ما بسیار سخت است، اما می‌توان آن را عملی کرد.

این روانشناس اظهار کرد: در برخی موارد که پدر و مادر از هم جدا شده‌اند و کودک گاهی پیش مادر و گاهی پیش پدر نگهداری می‌شود، امکان تربیت دوگانه برای کودک وجود دارد.

عظیمی با تاکید بر اینکه هیچکدام از والدین نباید در ساعتی که فرزند پیش آنها است از والد دیگر بدگویی کند و سعی در تخریب آن داشته باشد، تصریح کرد: اگر چنین شرایطی حاکم باشد، بهتر است کودک تنها پیش یکی از والدین نگهداری شود و والد دیگر را نبیند.

وی اضافه کرد: والدین باید در نزد کودک حرمت یکدیگر را حفظ کنند و از تخریب و بدگویی بپرهیزند، زیرا این کار کودک را نسبت به پدر و مادر بدبین می‌کند.

برای کودک خود در سنین دبستان تبلت نخرید

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس با اشاره به اینکه فیلم‌ها و بازی‌های خشن کودکان را مستعد بزهکاری در بزرگسالی می‌کند گفت: والدین باید تا جایی که ممکن ‌است از خریدن تبلت به ‌عنوان اسبا‌ب‌بازی در سنین دبستان خودداری کنند زیرا تبلت و سایر وسایل دیجیتالی محاسن و معایبی دارد که معایب آن در‌ این سنین بیشتر است.

دکتر الهام فروزنده در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه کودکانی که فیلم‌ها و بازی‌های خشن تماشا می‌کنند پرخاشگری را می‌آموزند گفت: این کودکان ۱۰ ‌سال بعد مستعد بزهکاری می‌شوند.

وی در خصوص انواع بازیهایی که کودکان به آن تمایل دارند گفت: باید دید که تبلت به‌ عنوان اسباب ‌بازی برای کودک خریداری شده است یا نوعی ابزار برای مدرسه است. اگر این وسیله به ‌عنوان اسباب‌بازی تهیه شده باشد، این بازیها باید متناسب با سن کودک باشد.

فروزنده افزود: بر ‌این اساس والدین باید تا جایی که ممکن ‌است از خریدن تبلت به ‌عنوان اسبا‌ب‌بازی در سنین دبستان خودداری کنند. تبلت و سایر وسایل دیجیتالی محاسن و معایبی دارد که معایب آن در‌ این سنین بیشتر است.

این دکترای روانشناسی با تاکید بر اینکه والدین باید فرزند خود را قانع ‌کنند که تبلت مناسب سن او نیست گفت: مرحله‌ اول صحبت‌کردن پیرامون وسایل مورد نیاز و مناسب هر سن و گام بعدی جانشین‌ کردن وسایل و ابزار دیگر است.

فروزنده گفت: «درک زمان» مفهومی است که بر اساس آن وقتی فردی به کاری مشغول است باید بتواند بگوید چه‌مدتی آن کار را انجام داده است. کودکان دبستانی توانایی «درک‌زمان» را ندارند، برخی والدین از‌این مسأله شکایت دارند که وقتی فرزندشان با تبلت بازی می‌کند و آنها از ‌آن می‌پرسند که چند ساعت است که با تبلت بازی می‌کنی کودک قادر به پاسخگویی نیست.

این دکترای روانشناسی یادآور شد: تفکر انتزاعی در حدود سن ۱۴سالگی به‌ وجود می‌آید و در ‌این زمان است که فرد می‌تواند تصویری از «درک‌زمان» داشته باشد. کودکان دبستانی به دلیل اینکه در این محدوده‌ی سنی قرار ندارند قادر به درک زمان نیستند.

وی گفت: هر سنی اقتضای خاص خودش را دارد. کودک در سنین دبستان دوره‌ حساس رشد جسمی خود را سپری می‌کند که بهتر است به جای عدم تحرک و استفاده از ابزار دیجیتال، به جنب ‌و جوش بپردازد.

جنب ‌و جوش در سنین دبستان اساس عدم ابتلا به اختلالات یادگیری است

فروزنده با بیان اینکه جنب ‌و جوش در این سنین، اساس عدم ابتلا به اختلالات یادگیری است گفت: علاوه بر این مشکلات چشمی و ستون فقرات در کمین کودکان و نوجوانانی است که با وسایل دیجیتال به ویژه تبلت و کامپیوتر بازی می‌کنند.

وی تصریح کرد: برخی بازی‌ها اعتیادآور است و افراد بزرگسال را نیز گرفتار می‌کند. اعتیاد به کامپیوتر نیاز به ترک دارد منتهی به دلیل اینکه اعتیاد مجاز محسوب می‌شود کسی خطر آن را احساس نمی‌کند. این خطر زمانی محسوس است که کودک با مشکلاتی مانند پرخاشگری در رفتار نسبت به اطرافیانش مواجه می‌شود.

فروزنده گفت: والدین برای تشویق کودکان دبستانی به او قول خریدن تبلت، کامپیوتر یا گوشی تلفن همراه را ندهند زیرا این وسایل متناسب با سن کودک نیست حتی اگر کودک شاگرد ممتاز شود نمی‌توان دلیل قانع ‌کننده‌ای برای اختصاص تبلت به او باشد.

این دکترای روانشناسی خاطر نشان کرد: بهترین نوع تشویق را خود کودک می‌تواند تعیین کند. می‌توان در این رابطه از او پرسید که دوست دارید برای شما چه جایزه‌ای بخرم در صورتی ‌که کودک وسایلی مانند تبلت را نام برد باید با توضیحات قانع‌کننده او را از نظرش برگردانیم.

وی گفت: در‌ حال ‌حاضر برخی نوجوانان در دوره‌ی دبیرستان هستند که از تلفن همراه استفاده نمی‌کنند و این نشأت گرفته از تربیت والدین آنهاست زیرا ضرورتی برای استفاده از این وسیله در‌ این سنین وجود ندارد.

فروزنده یادآور شد: شیوه‌ کنترل منطقی که بر اساس آن می‌توان فرزند را متقاعد کرد که چه وسیله‌ای برای او لازم است ممکن ‌است به والدین کمک کند تا در تربیت فرزندان موفق باشند.

وی افزود: بهترین جانشین برای تبلت و رایانه، پازل و مهارت‌های حرکتی است. والدین بدانند که هیچ چیزی جای تحرک و جنب ‌و جوش را نمی‌گیرد.

این دکترای روانشناسی در پایان گفت: کودکان در سنین دبستان باید مهارتی مانند موسیقی یا ژیمناستیک را یاد بگیرند تا در دوره‌ی‌ بعدی با ارائه‌ی آن مهارت تشویق شوند. این موجب می‌شود تا اعتماد به نفس آنها افزایش یابد.

پنج گام برای کاهش استرس عاطفی بچه های طلاق

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

طلاق را در واقع باید نوعی شکست و پاره شدن رشتههای محبت و قلب دانست و این شکستن تجربه بسیار سخت و تلخی برای کودکان است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران، کودکان و نوجوانانی که شاهد طلاق والدین خود بودهاند پایان زندگی مشترک پدر و مادر خود را سخت ترین اتفاق زندگیشان دانسته اند.متخصصان روانشناسی بخشی از علت این مسأله را کوچ آنان و زندگی با یکی از والدین میدانند و به علت آنکه حضور ناگهانی یکی از والدین در کنار آنان بیرنگ میشود بخشی از ارتباط آنها با یک جای خالی مواجه شده و این ضربه سختی است که باید در برابر آن تاب بیاورند.کارشناسان امور خانواده به پدر و مادرانی که قصد جدایی دارند، توصیه می کنند با توجه به رفتارهای خود که از روی ناآگاهی یا لجبازی است از وارد شدن آسیبها و ناکامیهای عمیقتر در قلب فرزندان خود جلوگیری کنند.
گام نخست
گروهی از والدین پس از طلاق سعی میکنند با یک تلاش بیش از اندازه نگاه و محبت فرزندشان را به خود جلب کنند.این تلاش به نوعی استرس عاطفی نادرست و ناهمگونی را به فرزندان آنها وارد میکند و آنان را در موقعیتی قرار میدهد که خود را مجبور به مذاکره و همصحبتی در مورد پدر و مادرشان و وضعیتی که ایجاد شده است، میکند. این استرس عاطفی در واقع یک نوع فشار مضاعف را بر روح و روان آنان وارد میکند. متخصصان معتقدند به جای ایجاد این فشارهای عاطفی مستقیم بهتر است از طریق ایمیل، پیامک و… مدتی به او فرصت دهند که به ترمیم زخمهای عاطفیاش که حاصل فاصله ایجاد شده از درگیریهای قبلی و طلاق است، بپردازد. با این شیوه او به سلامت عاطفی دست خواهد یافت.

گام دوم
والدین هرگز نباید با بیان جزئیات خشم، نفرت، اضطراب و درگیریهایی که با شریک زندگیشان داشتهاند، جهان درونی کودک را وارونه سازند اگرچه بسیاری از والدین به علت وقوع طلاق و هجوم افکار و احساسات منفی و تنشها نیاز به همصحبت دارند و از طریق بیان سختیهایی که در حال لمس آن هستند باید با کسی درد دل کنند، ولی باید به خاطر داشته باشند که فرزندانشان گزینه خوبی برای به دوش کشیدن این ناراحتیها نیستند و در صورتی که این مرزها را رعایت نکنند، در آینده باید شاهد آسیبهای عمیقتری باشند.

گام سوم
کودکان و نوجوانان نیاز به درک شدن دارند. این نیاز پس از طلاق والدین شدت مییابد و باید احساسات آنها از سوی والدین درک شده و مورد توجه قرار گیرد.در این مواقع لازم نیست که بهعنوان پدر و مادر که در هفته چندساعتی با او همصحبت هستند، از او انتقاد کرده یا او را نصیحت کنند. بچهها در این سن به جای واکنشهای والدین و دلنگرانیهایشان نیاز به کسی دارند که حرفهایشان را بشنود، در واقع راهحل در همین شنیدن و همراهی با اندوه آنان نهفته است. در صورتی که والدین بتوانند ارتباطی با فرزند خود برقرار کنند که احساسات خود را برایشان بازگو کند، مشکلات عاطفی او کمتر خواهد شد.

گام چهارم
ارتباط با نزدیکان دیگر در آخر هفته بخشی از آلام و ناراحتی آنان را کم خواهد کرد. در این ارتباطها بچهها نباید مورد سؤال و جواب قرار گیرند، زیرا باعث میشود تنشهای آنها افزایش پیدا کند. به جای سؤال و جواب در مورد او و ریز شدن روی زندگی همسر سابقتان دامنه سؤالات را به خواستهها، علایق و… گسترش داده و عمومیتر با او به صحبت بپردازید.

گام پنجم
کودکان بخشندهتر از آن هستند که در ذهن میگنجد، بنابراین بهترا ست به جای تقسیمبندیهای عاطفی تند و بروز خشم به ایجاد رابطههای مثبت با آنان پرداخت.والدین طلاق باید از فرزندان خود عذرخواهی کنند و از سوی دیگر گاه به انتقاد از خود بپردازند. این شیوه یک سیگنال امن را به او میدهد زیرا مطمئن میشود خشم و اضطرابی که والدیناش درگیر آن بودهاند، هیچوقت او را درگیر نخواهد کرد و آنها متوجه اشتباهات گذشته خود هستند. این برخورد او را از خشم، نفرت، کینه، انتقام و… دور خواهد کرد.

روز بدون استرس با چند ساعت خواب؟

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

خواب و استراحت،در واقع عمیق‌ترین حالت تمرکز ذهن است که موجب برطرف شدن استرس و اضطراب می‌شود. داشتن خواب کافی در طول شبانه‌روز بسیار با اهمیت است.
دکتر مهدی دوایی روانشناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم شناختی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: خواب کافی، موجب بهبود عملکرد ذهن و بالا رفتن تمرکز ذهن می‌شود و وقتی فکر فرد بر روی مسئله‌های پیرامونش متمرکز باشد، تا حد زیادی از استرس و اضطرابش کم می‌شود.

وی ادامه داد: حداقل خواب مکفی برای شروع یک روز کاری موفق برای یک فرد معمولی، ۷ ساعت است که طی این خواب، به مغز استراحت داده می‌شود و مغز آمادگی برای برخورد با مسائل پیرامونی را پیدا می‌کند.

در حالت خمیازه کشیدن، که نوعی تمرین تن‌آرامی مصنوعی است، فرد با کشیدن و انقباض و انبساط عضلات مختلف بدن، به حالت رها شدن می‌رسد.

دکتر دوایی اظهار داشت: خواب، تن‌آرامی واقعی است به شرط اینکه فرد در طی حداقل ۷ ساعت خواب شبانه به خواب عمیق رفته باشد و مدام از خواب بیدار نشود و یا برای خوابیدن، زمان طولانی را صرف نکند.

ترس از بیکاری خشم پنهان می‌آورد

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس گفت: پرخاشگری به شکل‌های فعال و منفعل و به ۲ صورت کلامی و غیرکلامی خود را نشان می‌دهد، در این میان ترس از بیکاری، اتفاقات روزمره و درگیری با دیگران موجب خشم پنهان می‌شود و گاهی خود را با گریه و پرتاب اشیا نشان می‌دهد.

اصغر کیهان‌نیا در گفت‌وگو با فارس، با بیان اینکه خشونت عوامل متعددی دارد که در چند جمله نمی‌توان به آن پاسخ داد، اظهار داشت: فروید معتقد است خشونت ویران‌کننده زندگی است و با دو صفت درشت‌گویی و تندخویی آن را تعبیر می‌کنیم. یعنی خشونت ضرب و شتم نیست و گاهی تمسخر، تحقیر و مجازات نیز جزء خشونتها محسوب می‌شود.

وی افزود: برخی مدیران آمرانه معتقدند که به دلیل افزایش سن، تجربه و تحصیلاتی که دارند دیگران باید از آنها حرف‌شنوی داشته باشند بنابراین به یکطرفه گویی می‌پردازند.

وی ادامه داد: متأسفانه این رفتار در روابط بین فردی اثر سوئی می‌گذارد مثلاً فرزندان تا ۱۴ سالگی می‌توانند از دستورات والدین بی چون و چرا اطاعت کنند اما بعد از آن ممکن است عصیان کنند و مقابل آنها بایستند.

این متخصص حوزه بهداشت روان درباره چرایی به وجود آمدن خشم در افراد گفت: انسان ها یکسری خشم‌های پنهان مانند ترس از بیکاری، اتفاقات روزمره و درگیری با دیگران در مغزشان دارند و وقتی با فردی جدید یا موقعیتی تازه مواجه می‌شوند خشم پنهان خود را با گریه، پرتاب کردن اشیاء و رفتارهای کودکانه بیرون می‌ریزند زیرا احساس می‌کنند با این روش به آرامش می‌رسند.

وی ادامه داد:‌ در این مواقع فرد به دلیل خشم زیاد کنترل زبانش را از دست می‌دهد. مولانا می‌گوید که ای زبان هم رنج بی‌پایان تویی، ای زبان هم گنج بی‌پایان تویی یعنی می‌توان پرده را به شرط کنترل کردن زبان با خود همراه داشت.

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: بعضی از افراد با مجازات اقتصادی و ندادن پول خشم خود را بروز می‌دهند برخی دیگر افراد را از محبت خود محروم می‌کنند یا اجازه نمی‌دهند آنها فعالیت مورد علاقه‌شان را نشان دهند این رفتارها به پنهان‌کاری منجر می‌شود و صمیمیت را بین اعضای خانواده از بین می‌برد.

وی درباره راهکار رویارویی با کسانی که نمی‌توانند خشم خود را کنترل کنند، اظهار داشت:‌ این افراد معتقدند که به دلیل عادت کردن به رفتارهای پرخشونت نمی‌توانند با شیوه دیگری با موقعیت‌ها روبرو شوند و با راه‌انداختن سر و صدا کار خود را پیش می‌برند.

وی افزود: نمی‌توان به آدم‌ها گفت خشم خود را کنترل کنید اما باید کاری کنید میزان صمیمت خود را بالا ببرند. وقتی پای علاقه به میان آید کسانی که دوست‌شان داریم را کمتر مورد خشونت قرار می‌دهیم.

این متخصص حوزه بهداشت روان نوشیدن آب خنک و ترک محلی که در آن خشونت انجام شده است را راهکاری سنتی اما مؤثر عنوان کرد و ادامه داد: همیشه باید به این نکته فکر کنیم که بعد از عصبانیت و خشم ممکن است پشیمان شویم و خود را سرزنش کنیم که چرا دیگران را رنجانده‌ایم.

این روانشناس تصریح کرد:‌ به مجرد اینکه با فرد خشمگین مواجه شدیم باید در مقابل او سکوت کنیم اما سکوت ما معنای بی‌اعتنایی ندهد. اجازه دهیم خشم خود را تخلیه کند و ۳ تا ۵ دقیقه او را تحمل کنیم این رفتار موجب می‌شود تا او علاوه بر تخلیه هیجانی تخلیه اطلاعاتی نیز شود و بدانیم که موضوع از چه قرار است.

وی خاطرنشان کرد: متأسفانه در اغلب محاورات طرف مقابل مکان را ترک می‌کند اما این ترک ناشی از قهر و بی‌اعتنایی است که این موضوع می‌تواند خشم طرف مقابل را بیشتر کند. باید بدانیم خشم گاهی ناشی از ترسی است که فرد از موقعیت اجتماعی خود دارد.

زندگی «شاد» یا زندگی «پرمعنا»؟

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

شادی و زندگی معنادار و هدفمند از مهم‌ترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را با آن می سنجند. با اینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم فرق دارند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از برترین ها،سلامتی، دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور یا پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می روند اما هیچکدام نمی توانند باعث شاد زیستن شوند.

این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد است که درویژه نامه «جورنال روانشناسی مثبت» منتشر شده است.

زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟

دانشمندان شادی را سعادتی ذهنی تعریف می کنند که تاثیر عاطفی مثبتی بر فرد می گذارد و این تاثیر در تمام جوامع و فرهنگ ها یکسان است. شادی می تواند از چیزهای کوچک نشات بگیرد مثلا پیدا کردن گردنبند گمشده یا از رویدادهای مهم‌تر مثل پایان گرفتن جنگ. شادی، عواطف و احساسات مثبت و خوشایند با خود می آورد و باعث می شود فرد ارزیابی مثبتی از زندگی خود داشته باشد.

شادی ریشه در غرایز و طبیعت دارد. برآورده شدن نیازها و خواسته ها شادی می آورد. این اتفاقی است که در تمام حیوانات می افتد. شادی در لحظه و در زمان حال معنی پیدا می کند و «دم را غنیمت است» به نوعی عصاره مفهوم شادی و زندگی در لحظه اکنون است. با این حال، بررسی دانشمندان نشان می دهد شاد بودن ربطی به زندگی معنادار ندارد.

البته شادی و زندگی در لحظه اکنون می تواند عناصری از گذشته را در خود داشته باشد اما باز هم از منظر زمان حال به آن نگاه می شود. به همین دلیل اگر امروز زندگی دردناکی داشته باشیم، گذشته شاد، به ما احساس خوشبختی نمی‌دهد. شادی چون در حال اتفاق می افتد گذراست و ثبات به همراه نمی آورد.

آیا زندگی «شاد» با زندگی «پرمعنا» فرق دارد؟

اما زندگی با معنا ریشه ای متفاوت دارد. معنا از ارزش‌های فردی و اجتماعی زاییده می شود بنابراین منشاء فرهنگی دارد. معنا از زبان و فرهنگ و نمادها شکل می گیرد و گذشته و حال و آینده را با هم در پیوند و ارتباط معنادار قرار می دهد. با اینکه معنای زندگی از پیگیری اهداف و ارزش‌ها بوجود می آید اما الزاما شادی به همراه نمی آورد. مثلا یک زندانی سیاسی که زیر فشار بازجویی است نمی تواند شاد باشد اما می تواند عمیقا زندگی خود را معنادار ببیند.

معنا در گستره زمان شکل می گیرد، مثلا ازدواج را می توان «نوشته ای بر یک تکه کاغذ» دید یا آن را «پیوند مادام العمر به معشوق» معنا کرد. ماهیت زندگی تغییر و تحول است و معنا دادن به آن راهی است برای ثبات بخشیدن به جریان پرتلاطم زندگی. مثلا احساس یک زوج به یکدیگر مرتب و روز بروز تغییر می کند اما ازدواج به آن معنایی دائمی و ثابت می دهد. در عمل هم ازدواج به تثبیت رابطه کمک می کند چون قطع رابطه را دشوار می کند اما روشن است که ازدواج الزاما زندگی را شادتر نمی کند.

یکی از مهم‌ترین راه‌های معنا دادن به زندگی پاداش دادن به خود است، از راه برنامه ریزی و تعهد به اجرای آن که نیاز به انضباط فردی دارد.

بنابراین وقتی فرد با فعالیت و درگیری‌های روزمره ای که با هم ربط دارند، هدف‌هایش را پیگیری و برآورده کند در عمل به زندگی خود معنا می‌دهد. تحصیل، کسب مهارت، شکل دادن به رابطه ای جدی و صمیمانه همگی به زندگی معنی می دهند، چرا که گذشته و حال و آینده در راستای هدفی مشخص یکپارچه می کنند. به نظر دانشمندان هر چه بیشتر برای تحقق این هدفها «خودتان» باشید، زندگی خود را معنی دار تر می بینید.

اما بر اساس این تحقیق، چه عواملی در شادی موثرند و چه معیارهایی به زندگی معنا می دهند؟

سختی زندگی

افرادی که زندگی خود را آسان و به دور از دشواری می بینند شادترند و آنها که زندگی خود را پرمشقت می دانند افراد شادی نیستند.

اما همان ها که با سختی‌ها دست و پنجه نرم می کنند زندگی خود را با معنی تر می بینند.

بنابراین وقتی به دشواری یا آسانی زندگی نگاه می کنید در واقع شادی زندگی را می سنجید نه معنی آن را.

سلامتی

سلامتی نیازی همگانی و اولیه است و افراد سالم افراد شادتری هستند. اما سلامتی معنای بیشتری به زندگی نمی دهد. استیون هاوکینگ دانشمند سرشناس کاملا فلج است اما شاید زندگی بسیار معنی دارتری از افراد سالم داشته باشد و تاریخ پر از مثالهایی این چنین است.

احساسات مثبت و منفی

بدیهی است که احساس خوب شادی می آورد اما این تحقیق نشان می دهد احساس خوب زندگی را معنی دارتر نمی کند.

از بین احساساتی که در این تحقیق بررسی شده اند، شاید جالب‌ترین مورد بی حوصلگی باشد. بی حوصلگی بی تردید احساسی ناخوشایند است و خوشحالی نمی آورد اما از طرف دیگر، نشانه نبود معنا هم هست، بنابراین فرد بی حوصله نه شاد است نه در طلب معنا.

پول

می گویند پول خوشبختی نمی آورد. این تحقیق نشان می دهد که پول تاثیر شدیدی بر احساس شادی می گذارد اما معنایی به زندگی نمی دهد. خرید ضروریات یا حتی تجملات با شادی رابطه نزدیک دارد و بی ثباتی و بحران اقتصادی لذت از زندگی را کاهش می دهد.

اما دخل و خرج مناسب و هدفمند اثری معکوس دارد. به زندگی معنا می دهد ولی شادی نمی آورد. وقتی برای آینده فرزندتان پس انداز می‌کنید، قسط خانه را کامل می‌پردازید یا بدهی خود را تسویه می‌کنید، زندگی معنی دارتر می شود. تاثیر پول بر زندگی ارتباط نزدیکی با ارزش‌های فردی دارد و اینکه فرد چگونه خود را در رابطه با پول تعریف می کند.

روابط

ارتباط‌های اجتماعی یکی از عواملی است که هم زندگی را شادتر می کند و هم به آن معنا می دهد. تنهایی یکی از مهم‌ترین عوامل شاد نبودن است. بسیاری از افرادی که در این تحقیق شرکت کرده بودند ارتباط با خانواده و دوستان را معنای زندگی خود می دانستند. به یاد آوردن ساعت‌ها و روزهایی که در تنهایی گذشته و یا احتمال تنها ماندن در آینده تاثیر شدیدی بر شادی دارد.

اما در کمال شگفتی، اینکه چقدر با دوستان یا کسانی که دوستشان داریم وقت می گذرانیم تاثیر زیادی بر شادی ندارد هرچند که به زندگی معنا می دهد. وقت گذراندن با آنها که دوستشان داریم می تواند کار بسیار سختی باشد بنابراین ممکن است خوشحالی زیادی عاید ما نکند اما به زندگی ما معنایی دیگر می‌بخشد. کسانی که در این تحقیق شرکت کرده بودند و زندگی معنادارتری داشتند، روابط را مهم‌تر از دستاوردهای زندگی شان می دانستند.

شادی از منفعتی که از دیگران می بریم زاییده می شود و معنا از آنچه به دیگران می دهیم. «گیرنده» شاد است و «دهنده» زندگی با معنایی دارد. کمک به دیگران زندگی را با معناتر می کند اما مستقیما ما را شاد نمی کند. اگر کمک به دیگران لذت دارد برای این است که زندگی معنادارتر می شود. بر اساس این تحقیق فداکاری و از خودگذشتگی تاثیر چندانی بر شادی می گذارد، شاید هم اندکی آن را کاهش می دهد، اما اهمیت بسیاری در معنادار بودن زندگی دارد.

نکته جالب دیگری که در این تحقیق روشن شد این بود که جرو بحث با دیگران شادی را کم می کند اما به زندگی معنایی بیشتر می بخشد. افراد شاد کمتر تمایل به جر و بحث دارند.

فرزند

بزرگ کردن بچه برای بسیاری از پدرها و مادرها دستاوردی مهم تلقی می شود چرا که نیازمند از خود گذشتن و وقف دیگری شدن است. به همین دلیل برای بسیاری از پدر و مادرهایی که در این تحقیق شرکت کرده بودند بزرگ کردن بچه، شادی شان را کمتر کرده اما به زندگی شان معنا داده بود. آنها هرچه وقت بیشتری برای فرزندشان گذاشته بودند زندگی معنی دارتری پیدا کرده بودند و این همان چیزی است که به آن «تناقض بچه داشتن» می گویند.

استرس و نگرانی

نیازی به گفتن نیست که استرس و نگرانی شادی را کم می کند اما عجیب این که به زندگی معنا می دهد. این که چرا چنین است تفسیرهای متفاوتی می تواند داشته باشد. شاید پیوند گذشته و حال و آینده، احتمال خطرهای پیش رو را بیشتر برای فرد آشکار می‌کند و یا استمرار فعالیت‌های دشوار و سنگین برای رسیدن به هدفی در آینده دور (که البته تحقق آن تضمین شده هم نیست) برای فرد استرس و نگرانی می آورد ، هرچند که به زندگی اش معنا می دهد.

محققان در پایان نتیجه می گیرند که شادی بیشتر حاصل برآورده شدن خواسته ها و نیازهاست، بخصوص از طرف دیگران و یا حتی با پول خرج کردن. اما معنا بیشتر فراهم کردن برای دیگران است و بیشتر با با تعریفی که فرد از «خود» دارد مربوط است. خلاقیت و خردمندی و افکار عمیق به زندگی معنی می دهد اما با استرس و نگرانی همراه است.

سه تمرین برای رسیدن به اعتماد به نفس

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

۱- در مسیر آرامش قدم بگذارید!
به حالت ایستاده یا نشسته، به بدنتان و آنچه که به آن تکیه کرده است فکر کنید.چشمانتان را ببندید و با تنفس خود ارتباط برقرار کنید. خود را در محلی واقعی یا خیالی تجسم کنید. با آرامش روشنایی روز و هوا را حس کنید و از صداها، رنگ ها و بوهای خوش محیط لذت ببرید.
همان جا بنشینید.یکی از نگرانی هایتان را به یاد بیاورید. به آنچه که در ذهنتان نگرانی به وجود آورده است فکر کنید.یک نماد مثل درخت، قایق و … برای آن در نظر بگیرید.به تصویر ذهنی که خلق کرده اید نگاه کنید و آن را به خاطر بسپارید. اکنون لحظه ای را تصور کنید که نگرانی شما برطرف شده است .
بی هیچ عجله ای به خاطر آن شاد باشید. کجا هستید؟حالت چهره تان چگونه است؟ چه کسی نزدیک شماست؟ او به شما چه می گوید؟ آیا او به شما چیزی تعارف می کند؟ شور و هیجانی را که از تحقق خواسته تان به وجود آمده حس کنید. نماد جدیدی برای موفقیت خود خلق کنید و آن را به خاطر بسپارید. دوباره نماد اولی را که ساخته بودید به ذهن بیاورید. فکر کنید که برای متناسب کردن دو نماد،چگونه می توان آنها را به هم پیوند داد،ادغام کرد یا تغییر شکل داد.
به دنبال جنبه عقلانی بخشیدن به آنها نباشید، این نمادها تنها تصوراتی هستند که هر یک دیگری را اصلاح می کند.

۲- شغل رویارویی تان را تصور کنید!
در حالی که کاملا آرام هستید،خود را در یک زندگی دیگر با نقشی متفاوت تصور کنید؛ در زندگی ای که در آن به شغل رویایی تان مشغول هستید.آن روز فرا رسیده است؛ شما در تصورات خود با شغل مورد علاقه تان زندگی می کنید(با جزییاتی کامل از قبیل صبحانه خوردن تا لباسی که می پوشید). خود را تجسم کنید که برای این شغل آموزش می بینید ، سپس به آن مشغول می شوید.تصور کنید راه حل هایی پیدا می کنید که شادی موفقیت را همراه با خانواده تان احساس می کنید. بدون این که از خودتان بپرسید چگونه به این مرحله رسیده اید، از ثمرات این موفقیت لذت ببرید. دوباره اعتماد به نفس و اعتماد به اینکه می توانید به هدف هایتان برسید را در خود احساس می کنید.

۳- در ذهنتان کسانی را که آرزو دارید ببینید و آنها را دور هم جمع کنید.

به آنها خوش آمد بگویید، به همدیگر معرفی شان کنید و خصوصیت مورد علاقه تان را در مورد هریک از آنها، بیان کنید.خیلی مختصر و کوتاه برنامه آینده و نگرانی های خود را برای آنها شرح دهید. هرکس نظرش را در مورد صحبت های شما و راه حلی را که به ذهنش می رسد بیان می کند. وقتی که همه آنها نظراتشان را شرح دادند، تک تکشان را در حالی که از آنها تشکر می کنید تا دم در همراهی کنید. در سالنی که اکنون خالی شده بی هیچ عجله ای و با آرامش، پیشنهادات آنها را با هم ترکیب و راه حل مناسبی پیدا کنید و بدون اینکه درباره چگونگی آن سئوال کنید از نتیجه به دست امده شاد باشید.

منبع:مجله آرامش برتر

سلامت نیوز: ۳ تمرین برای رسیدن به اعتماد به نفس

خبرهایی که تلویزیون را خاموش می‌کند

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس با تأکید بر این نکته که اخبار تلویزیونی نباید پر از جنبه‌های مأیوس‌کننده باشند، می‌گوید وقتی خبرهای ناراحت‌کننده پشت سر هم پخش می‌شوند، ذهن افراد گنجایش آن را ندارد و به همین دلیل مخاطبان تصمیم می‌گیرند تلویزیون را خاموش کنند.

محمد مهدی شریعت باقری در گفت‌وگو با ایسنا، درباره اخبار تلویزیون اظهار کرد: باید در نحوه بیان و ترتیب اخبار تجدید نظر شود. وقتی ۱۵ دقیقه اخبار تلویزیون را دنبال می‌کنیم، می‌بینیم که پر از جنبه‌های مأیوس‌کننده است. نباید با اخبارمان در نظر دیگر کشورها این طور القاء شود که ما به دنبال خشونت هستیم، حال آنکه نه دین ما این خشونت را می‌پذیرد و نه اخلاق آن را تأیید می‌کند. متأسفانه در این موضوع کار نشده یا کارهای صورت‌گرفته کم بوده است.

این روانشناس در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان بین آگاهی‌بخشی از طریق خبر و کنترل تأثیرات منفی روحی که اخبار بر مخاطبان می‌گذارد، توازن برقرار کرد؟ گفت: ما در بحث امر به معروف و نهی از منکر می‌دانیم که وقتی می‌خواهیم از یک فرد انتقاد کنیم، باید زمینه اقدام فراهم باشد تا اثربخشی آن را ببینیم. در این زمینه باید ابتدا موارد مثبت را دید و القای مثبت‌نگری و یا مثبت‌اندیشی کرد. نباید در یک بخش خبریِ ۱۰ دقیقه‌ای همه خبرها بد باشند. می‌توانیم اول مواردی را پخش کنیم که امید، ‌خودباوری و توانمندی‌ها را به نمایش می‌گذارد و بعد در کنار این مسائل، به موضوعاتی مثل جنگ غزه هم بپردازیم. در این صورت تأثیر مطالب بیشتر می‌شود.

او افزود: اگر می‌خواهیم افراد را تحت تأثیر قرار دهیم و تهییج کنیم، با در نظر داشتن این نکات می‌توان تأثیر بیشتری هم داشت. خود من این موضوع را دیده‌ام که وقتی خبرهای ناراحت‌کننده پشت سرهم پخش می‌شوند، ذهن افراد گنجایش آن را ندارد. نمی‌توانند نگاه کنند. بنابراین تصمیم می‌گیرند تلویزیون را خاموش کنند.

شریعت باقری سپس درباره‌ی پخش صحنه‌های خشن از تلویزیون گفت: چنانچه قرار است موارد این چنینی پخش شود، باید از قبل علائم و اخطارهایی روی آنتن بفرستیم که خانواده‌ها در جریان باشند و در آن اعلام شود تماشای این فیلم به کودکان و افراد آسیب‌دیده توصیه نمی‌شود.

او ادامه داد: این هشدارها مرسوم است و رسانه‌های ما باید آنها را رعایت کنند. اما نکته کلی این است که در مجموع نباید برنامه‌های رادیو و تلویزیون بیشتر به موارد منفی یا اخبار و اطلاعاتی که ناامیدی به همراه دارد‌، بپردازد یا با نمایش صحنه‌هایی که قساوت و خشونت در آن زیاد است، همراه باشد. حتی باید نحوه‌ی نگارش و پردازش فیلم‌هایی که اجتماعی است و می‌خواهد معضلات و دردهای اجتماعی را بیان کند، حتما زیر نظر یک روانشناس انجام شود. اگر در صداوسیما یک فرد متخصص حضور داشته باشد تا برنامه‌ها را جدا از مسائل ارشادی از این نقطه نظر بازبینی کند، بسیار مناسب است.

او درباره تأثیر صحنه‌های خشن بر کودکان گفت: در روانشناسی بخش مفصلی وجود دارد درباره‌ی کودکان و یادگیری‌های تقلیدی و مشاهده‌ای آنها خصوصا اگر با الگوها همانندسازی کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد بچه‌ها با یادگیری مشاهده‌ای از برنامه‌های تلویزیونی تقلید می‌کنند. در برخی از فیلم‌ها شخصیت داستان طوری پردازش می‌شود که کودک یا نوجوان کاملا خود را در مقام قهرمان می‌بیند و اگر ساخت فیلم طوری باشد که مخاطب نتواند قهرمان را پردازش کند و بفهمد وجهه مثبت دارد یا منفی، آن فیلم اثرات مخرب دارد.

شریعت باقری ادامه داد: نکته بعدی این است که بالا بردن اضطراب در بچه‌ها به روحیه آنها آسیب جدی وارد می‌کند و‌ آنها را برای انجام بزه و جرم، حتی در سطح خیلی کم، آماده می‌کند و اگر این برنامه‌ها تکرار شوند، بچه‌ها عادت می‌کنند، قبح این کارها برایشان از بین می‌رود و بعد از آن کودکان می‌توانند به‌ راحتی به اقدامات خلاف دست بزنند.

شریعت باقری همچنین گفت: در همه جای دنیا به مقوله روانشناسی تبلیغات توجه می‌شود و کارشناس مربوطه تشریح می‌کند که اثربخشی هر برنامه چه موقع بیشتر است. متأسفانه ایران در این زمینه کمتر کار کرده است. حتی اگر فیلم یا مطلبی به معرض نمایش گذاشته شده، بد نیست در زمان نمایش و یا پس از آن، روانشناسان آن را از منظر روانشناسی نقد کنند.

او در پاسخ به این پرسش که با توجه به علاقه گروه‌هایی از مخاطبان به فیلم‌ها یا سریال‌های خشن، چگونه می‌توان بین این علاقه و عوارض منفی که این برنامه‌ها برای برخی مخاطبان به دنبال دارند، توازن برقرار کرد؟ اظهار کرد: باید در هر زمانه‌ای وجدان عمومی جامعه را در نظر گرفت و با توجه به شرایط خاص تصمیم گرفت. اگر جامعه آمادگی ندارد، نباید فیلم‌ها و سریال‌های خاصی پخش کرد؛ به عنوان مثال در ماه رمضان، افراد روحیه حساس و لطیفی پیدا می‌کنند. در این دوره باید علاوه بر اینکه فیلم‌ها محتوای خاصی دارند، به روحیه حساس مخاطبان هم توجه کرد.

این روانشناس همچنین گفت: به نظرم زمینه‌هایی که به طور کلی جامعه را به سمت پرخاشگری سوق می‌دهد و قبح این مسائل را از بین‌ می‌برد، در هر جامعه‌ای آسیب‌زاست. لازم نیست الزاما صحنه‌های خاصی به نمایش درآید. در مورد نمایش فیلم‌ها و سریال‌ها هم لازم است اگر فیلم یا سریالی تم خاصی دارد، حتما پیش از پخش آن، هشدارهای لازم به مخاطبان داده شود. حداقل کاری که باید انجام شود این است که در ابتدای برنامه، در کادری به بینندگان هشدار داده شود که این فیلم به کودکان، آسیب‌دیدگان و… توصیه نمی‌شود.

او افزود: فیلم‌های ترسناک و فیلم‌های خشن پلیسی طرفداران خاص خود را دارند، اما معمولا پیش از پخش این فیلم‌ها، تم آنها اعلام می‌شود. بهتر است توضیح داده شود که کودکی که به اندازه کافی در خود فرورفته است، ممکن است با دیدن این صحنه‌ها دچار مشکلات بیشتری شود. حتی می‌توان پیش از شروع یک نمایش، با حضور یک روانشناس درباره اثرات تماشای برنامه بر بچه‌ها یا افراد افسرده هشدار داد.

والدین تک فرزند متوقع‌ترند

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بسیاری از پدر و مادر‌‌ها ترجیح می‌دهند تنها یک فرزند داشته باشند و امکانات و انرژی‌شان را صرف یک فرزند کنند ولی اینکه آیا این به نفع والدین و کودک است یا نه موضوع این مصاحبه است.
مهدی دوایی روانشناس و عضو پژوهشکده علوم شناختی در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: والدینی که تنها یک فرزند دارند تمام وقت، انرژی، تمرکز و توانشان را برای آن کودک صرف می‌کنند تا جایی که معمولا خود را فراموش می‌کنند.

وابستگی نسبت به فرزند امری طبیعی و غریزی است و اگر پدر و مادری ۱۰ فرزند هم داشته باشند این وابستگی وجود داد ولی در مورد تک فرزندان، مشترک و عمق این وابستگی خیلی بیشتر است.

دوایی ادامه داد: والدینی که تک فرزند دارند رسیدگی و سرویس‌دهی بیش از حد نیاز و ضرورت به کودک دارند و در واقع خود را فدای کودک می‌کنند و در بسیاری موارد خواسته ها و نیازهای خود را زیر پا می‌گذارند که این نه به نفع کودک است و نه برای والدین خوب است.

وی گفت: سرویس دادن‌های افراطی به کودک نشات گرفته از مسائل عاطفی و روحی والدین است. در واقع خودشان بیش از کودک به این فداکاری نیاز دارند

وی در پایان خاطرنشان کرد: می‌توان به این نتیجه کلی رسید که تک فرزندی به نفع هیچ یک از پدر و مادر و فرزند نیست.

پنج علامت برجسته ابتلا به اسکیزوفرنیا

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بیماری اسکیزوفرنی، از بیماری‌های شدید روانپزشکی است که طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود.
غلامرضا حاجتی، متخصص اعصاب و روان، در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: بیماری اسکیزوفرنیا یک بیماری مزمن و شدید روانپزشکی است که حدود ۱ درصد از جامعه به آن مبتلا می‌شوند. طیف این بیماری بسیار وسیع است. در موارد خفیف تا متوسط این بیماران،‌ پس از گذراندن دوره درمان و کنترل بیماری و پس از آموزش‌های روان درمانی که به آنها و خانواده‌شان داده می‌شود،‌ می‌توانند به جامعه برگردند و به شرط کنترل بیماری،‌ زندگی طبیعی داشته باشند.

حاجتی علت این بیماری را ناشناخته دانست و گفت: تنها راه درمان این بیماری،‌درمان دارویی و بستری شدن در مراکز روان درمانی است. دیده شده در افرادی که پیشینه خانوادگی ابتلا به اسکیزوفرنیا دارند، این بیماری بیشتر امکان بروز دارد.

وی در مورد شایع ترین علائم این بیماری گفت: این افراد دچار توهمات هستند یعنی درک بدون وجود محرک در محیط. مثلا صدایی را می‌شنوند بدون اینکه باشد و یا فردی را می‌بینند بدون اینکه وجود داشته باشد.

دیگر علامت مهم این بیماری هزیان گفتن است بدین معنی که باورهای نادرستی دارند که با نرم‌های فرهنگی جامعه سازگار نیست.

حاجتی ادامه داد: سومین علامت بیماران اسکیزوفرنیا این است که این افراد استدلال‌پذیر نیستند و مسائلی را عنوان می‌کنند که خلاف عقل و منطق است و استدلالی که برایشان آورده شود را قبول نمی‌کنند.

رفتارهای مهارگسیخته و عجیب از دیگر علائم این بیماری است به طور مثال پرخاشگری‌های شدید،‌ بدون علت از خود نشان می‌دهند.

این متخصص اعصاب و روان ادامه داد: گفتار و کلام از هم گسیخته از دیگر نشانه‌های اسکیزوفرنیا است به طوری که در گفتگو با این افراد،‌ متوجه منظور و صحبت آنها نمی‌شویم که اگر فردی ۳ علامت از این ۵ علامت کلی را داشته باشد،‌ پزشک را به بررسی بیشتر در مورد تشخیص بیماری اسکیزوفرنیا،‌ وادار می‌کند.

تمرکز حواستان را با ریلکسیشن بالا ببرید

شهریور ۲۰, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

ریلکسیشن برای تمرکز حواس که در نتیجه اضطراب فرد به وجود آمده است موثر واقع می‌شود.
مهدی دوایی، روانشناس در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: هنگامی که بر اثر اضطراب اکسیژن به مغز انسان نمی‌رسد یا به دنبال آن گرفتگی عضلانی در فرد ایجاد می‌شود اضطراب افزایش پیدا می‌کند.

وی افزود: اضطراب یک دوره معیوب است که سبب انقباض عضلانی و کاهش رسیدن اکسیژن به مغز انسان می‌شود یک راه برای بر هم خوردن این دوره معیوب، ریشه یابی اضطراب است به طور موقت نیز می‌توان از افزایش اضطراب در فرد جلوگیری کرد. مغز انسان و انبساط عضلانی سبب می‌شود اضطراب فرد تشدید پیدا نکند ریلکسیشن انقباض و انبساط عضلانی به همراه نفس عمیق است.

دوایی اظهار داشت: هنگامیکه از مراجع خود می‌خواهیم نسبت به عضلات دست خود آگاهی پیدا کند پس از این آگاهی، عضلات خود را منقبض و رها می‌سازد همچنین سه نفس عمیق بکشد با این روش از تشدید اضطراب وی جلوگیری کرده‌ایم.

این روانشناس خاطر نشان کرد: ریلکسیشن برای تمرکز حواس فرد که در نتیجه اضطراب وی به وجود آمده است نیز موثر واقع می‌شود همچنین برای کاهش اضطراب فرد در سر جلسه امتحان نیز موثر است علاوه بر آن شستشوی بینی را نیز برای کاهش اضطراب امتحان توصیه می‌کنیم.

وی عنوان کرد: در نتیجه انجام ریلکسیشن، دقت فرد در جلسه امتحان افزایش پیدا می‌کند همچنین ریلکسیشن برای جلوگیری از عصبانیت و پرخاشگری در فرد تأثیر دارد.

چگونه از افکار بیهوده رها شویم

شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

اساساً فکر کردن کار خوبی است و با اینکه بعضی از مردم به ‌اندازه کافی این کار را نمی‌‌کنند، برخی در این زمینه واقعاً زیاده ‌روی می‌کنند. امروز می‌خواهیم درمورد کسانی حرف بزنیم که خیلی فکر می‌کنند.

بعضی‌ها آنقدر فکر می‌کنند که خود را خسته، مضطرب و بیمار می‌کنند. این افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند. آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه ‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند. آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایده آلیست هستند. بیش از حد نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس.

آنها سعی می‌کنند همیشه همه را خشنود نگه دارند و می‌خواهند که تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند. برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی هستند که بیش از حد فکر می‌کنند. بپذیرید که فکر و خیال هایی که دارید بی مورد هستند. همانطور که به غذاخوردن برای زنده ماندن نیاز داریم، به فکر کردن نیز نیاز داریم، لذا گاهی تشخیص اینکه فکرهای شما بی مورد هستند، کمی برایتان دشوار می شود.

معیارهای چندی برای تشخیص وجود دارند که به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:

- آیا بارها و بارها فکرتان درگیر یک موضوع مشابه شده است؟ آیا با فکر کردن در مورد آن موضوع راه به جایی نبرده و راه حلی به ذهنتان نرسیده است؟

- آیا موضوعی خاص را از زوایای بسیاری مورد تحلیل قرار داده اید؟ آیا فکر کردن زیاد به همان موضوع، نتیجه ای معکوس را برای شما ایجاد کرده و نتوانستید آن مشکل را حل و یا مدیریت کنید؟

- آیا تمام دوستان نزدیکی که می توانند در مورد موضوعی به شما کمک کنند را در ذهن خود به صف کردید؟ آیا از آنها کمک خواسته اید؟

- آیا تمام دوستان شما به شما می گویند که فکر و خیالی که دارید بی مورد است؟ آیا دوستانتان شما را به خاطر افکار بی مورد و پوچی که دارید، دست انداخته اند؟

اگر احساس می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود می‌بینید، نکات زیر به شما کمک می‌کند با این مشکل خود کنار بیایید.

۱. از صبر کردن برای ایده آل هر چیز خودداری کنید. جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایده آل غیر واقع بینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.

۲. فکر و خیال نکنید. روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.

۳. فعال‌تر باشید. از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.

۴. درست‌ترین سوال‌ها را از خودتان بپرسید. سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت، عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.

۵. یک مدیر داشته باشید (یک مربی، دوست، یکی از آشنایان و …) که بازخورد مرتبط، خاص، معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید بشنوید.

۶. برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل شوید، برنامه بریزید و کاملاً به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به آنها متعهد بمانید.

۷. دست از توجیه کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید. صادقانه تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.

۸. دفترچه ثبت موفقیت داشته باشید. نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما موثرتر است.

۹. از افکارتان بیرون بیایید. جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید. جایی که آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن برداشتن چقدر سخت است. برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم.

۱۰. بعضی از افکاری که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود، بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند.

به افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید، از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که، «اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!» کمی اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را می‌ترساند، «اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی». این آدم‌ها درواقع آن افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و اضطراب از بین می برند.

شناسایی این افکار خیلی ساده است، ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را بیرون بیندازید. همین الان شروع کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند، گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست و این شما هستید که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

همه چیز درباره تیک‌های عصبی

شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک متخصص کودکان گفت: برای درمان انواع تیک عصبی در درجه اول باید محیط خانواده را بررسی و به اطرافیان گوشزد کرد که انتظارات بیش از حد از کودک نداشته باشند.

دکتر اکبر کوشانفر در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقه علوم پزشکی تهران، با اشاره به اینکه تیک‌های عصبی میان پسران بیشتر از دختران است، گفت: این حالت ممکن است تا سن میانسالی ادامه داشته باشد. میزان شیوع تیک در خانواده‌ای که عضو مبتلا دارند، به مراتب بیشتر است. تیک ممکن است به دنبال یک حادثه روانی و اضطراب ناشی از حوادث خانه یا مدرسه به وجود آید.

تیک چیست؟

کوشانفر گفت: تیک ختلالی رفتاری به دلیل ناسازگاری شخصیتی، احساس بی‌کفایتی و ناامنی، خصومت، تحریک‌پذیری، لکنت زبان، ترس و دلواپسی است. تیک نوعی پرش ناگهانی یا انقباض غیرارادی عصبی عضلانی است که در هر قسمت از بدن می‌تواند به صورت مزمن یا زودگذر در کلام یا رفتار ظاهر شود.

این متخصص کودکان با اشاره به اینکه تیک در هنگام خواب از بین می‌رود، گفت: تیک کلامی یا رفتاری به دو شکل ساده و مرکب است و از مشخصات آن تکراری و ناموزون بودن آن است. تیک ساده مدت کوتاهی به طول می‌انجامد و بعد از چند هفته یا چند ماه از بین می‌رود.

انواع تیک

کوشانفر گفت: شایع‌ترین تیک‌ها، تیک چهره‌ای است و می‌تواند به انواع مختلف مانند پلک زدن، کشیدن ابروها، گاز گرفتن لب، چین دادن پیشانی و … تظاهرکند. چرخش غیرارادی گردن در جهت‌های مختلف، بالا انداختن شانه‌ها، کشیدن دست به مو و سر و صورت، خم کردن زانو و حرکات اضافی در راه رفتن در رده تیک‌های گردن و اندام‌هاست.

درمان انواع تیک

کوشانفر با بیان اینکه عوامل محیطی و هیجانی از جمله مواردی شناخته شده‌ای هستند که در تشدید تیک موثر هستند، گفت: این گونه افراد در مواجهه با موفقیت‌های هیجانی و اضطراب و اختلاف‌های خانوادگی پرش‌های عصبی تشدید می‌شود و در مواقعی که در آرامش هستند، این عمل به حداقل می‌رسد.

وی تصریح کرد: برای درمان این گونه رفتارها در درجه اول باید محیط خانواده را بررسی و به اطرافیان گوشزد کرد که انتظارات بیش از حد از کودک نداشته باشند. فشار آوردن روی فرد برای ترک یا کاهش این رفتارها نه تنها مفید نیست بلکه نتیجه عکس دارد و باعث تشدید این گونه رفتارها می‌شود.

این متخصص کودکان یادآور شد: بر اساس تجربه نشان داده شده که تذکر مستقیم یا تنبیه کودک برای ترک رفتار عادتی به هیچ‌وجه موثر نیست، باید از شیوه تربیتی مبتنی بر تشویق استفاده شود.

وی با تاکید بر اینکه باید در مواقعی که کودک تیک ندارد، بیشتر به او توجه و او را نوازش کرد، گفت: چنانچه در درمان تیک با رفتار درمانی بهبودی حاصل نشد، باید چالش‌های درمانی این گونه اختلالات عصبی را مورد تجدیدنظر داد. اولین روش عدم توجه مستقیم به تیک‌ها است که توسط خانواده اعمال می‌شود. در صورت عدم پاسخ به روش‌های غیرداروئی، داروهایی توسط روانپزشک کودک تجویز می‌شود.

قوانین غلط ازدواج که باید در زندگی زناشویی تان آنها را دور بریزید

شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

ما نیز جزو افرادی هستیم که توصیه می‌کنیم باید برخی از قوانین قدیمی ازدواج را در هم شکست تا نتیجه بهتری حاصل کرد.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، تقریبا همه می دانیم نسل جدید و قدیم بسیار با هم فرق دارند و طرز فکر و نگاه آنها به ازدواج کاملا با هم متفاوت است. برخی این تفاوت را خوب می دانند و برخی دیگر به این قایل هستند که قوانین گذشته ها و بزرگ ترها همچنان باید در زندگی های کنونی نیز اجرا و پیاده‌سازی شود تا ازدواج پایدارتری داشته باشند. اما بسیاری از زوج های کنونی برخی از اعتقادات قدیمی را کنار گذاشته و به روشی جدید زندگی خود را پیش می برند و بسیار هم خوشبخت و شاد هستند.

ما نیز جزو افرادی هستیم که توصیه می کنیم باید برخی از قوانین قدیمی ازدواج را در هم شکست تا نتیجه بهتری حاصل کرد.

دعوا به طلاق منجر می‌شود
همیشه مشکلات بزرگ و غیرقابل حل به طلاق و جدایی منجر می‌شوند. اما این طرز فکر که با هر دعوای زن و شوهری، رابطه آنها به طلاق منتهی شود، بسیار کودکانه است. هنگامی که زن و شوهر با هم بحث و مشاجره می‌کنند، بسیار اشتباه است که تصور کنید دیگر رابطه تان درست نمی‌شود و باید از هم جدا شوید. برای هر مشکلی راهکاری وجود دارد.

همیشه با هم سفر بروید
خوب است که زن و شوهر همیشه با هم سفر بروند. اما گاهی تنهایی مسافرت رفتن نیز می تواند به بهتر شدن رابطه کمک بسیاری کند. خوب است در طول زندگی زناشویی، زن و شوهر در طول یک بازه زمانی واحد به صورت جداگانه مسافرت بروند. این باعث می شود تا هر فردی فضای فردی موردنیاز خود در زندگی را بیابد.

باید سرگرمی‌هایتان یکسان باشند
هنگامی که ازدواج کرده اید، دلیلی وجود ندارد همه سرگرمی‌های هر دوی شما عینا مشابه هم باشند. همه انسان ها، عقاید و طرز فکرهای متفاوتی دارند و این باعث می شود تا علاقه مندی‌های آنها نیز تغییر کند. هرگز به یکدیگر اجبار نکنید که هر چه شما دوست دارید، همسرتان نیز دوست داشته باشد.

بر تعهدات خود پایبند باشید و دروغ نگویید
همیشه سرقول و تعهد خود بودن بسیار دشوار است. اما این به این معنا نیست که دروغ بگویید یا با یکدیگر صادق نباشید. اینکه همیشه راست بگویید و تعهدات خود را نیز به جا بیاورید واقعا تحسین برانگیز است اما می تواند احساسات واقعی شما را نیز خدشه دار کند. به طور مثال، اگر از مدل موی همسرتان خوشتان نیامده است، لازم نیست صادقانه به او بگویید زیرا می تواند به ناراحتی منجر شود. اما این نباید رویه دایمی شما باشد.

زندگی را از یکنواختی خارج کنید
بسیاری از قدیمی ها اعتقاد دارند، دایم باید کاری کنید که حال و هوای زندگی تغییر کند. این حرف بسیار عالی است و شکی در آن وجود ندارد، اما لازم نیست هر روز یک تغییری در آن ایجاد کنید. اما بسیاری از مواقع لازم است برای دوری از استرس، در یک مسیر مشخص و ثابت حرکت کنید. هیجان بخشیدن به زندگی لازم است، اما هر کاری حد و اندازه‌ای دارد.

هیجان عشق که از بین برود، آتش عشق خاموش می‌شود
خیلی از مواقع عشق با یک جرقه کوچک شروع می شود و برای همیشه ادامه می یابد. این طرز فکر قدیمی ها که می گویند آتش عشق پس از مدتی خاموش می شود، به هیچ عنوان درست نیست. هر زمان که احساس می کنید احساس و علاقه شما در حال کم یا گم شدن است، صفحه جدیدی برای کتاب رابطه خود بنویسید.

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

به اطرافتان، رنگ سلامتی بزنید

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

رنگها، تأثیرات مستقیم بر روان و روحیه ما دارند. انتخاب رنگها در محیط کار و زندگی‌مان، بسیار با روحیات ما نزدیک است. مهدی دوایی، روانشناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم شناختی، در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: نسبت دادن حس‌های مختلف به هر رنگی، در طی تحقیقات بسیار زیاد، انجام گرفته است. نشان دادن یک رنگ به یک گروه آماری و پرسیدن احساس آنها،‌ از مشاهده آن رنگ و انجام MRI و بررسی احساسات نورونی بخشهای مختلف مغز با مشاهده رنگهای مختلف، دلیل نسبت دادن احساسات به رنگها است.

دوایی ادامه داد: ۷ رنگ اصلی که در هماهنگی و هارمونی زندگی بسیار مهم است شامل بنفش،‌ آبی،‌ نیلی، سبز، زرد،‌ نارنجی و قرمز هستند.

زمینه‌ایی که ما در آن زندگی می‌کنیم که شامل محیط کار و منزل است، اگر مملو از رنگهای شاد باشد، موجب بروز رفتار خوشایند از ما می‌شود. رعایت هارمونی و هماهنگی بین رنگها، حال روانی افراد را تغییر می‌دهد.

این روانشناس گفت: رنگ آبی، عمق دارد. رنگ قرمز،‌ سرشار از شادی، سرزندگی، حرکت و پویایی است. رنگ سبز، نشان آرامش و رنگ زرد، نشاط را به همراه دارد. بنابراین با ادغام و به کارگیری تمام این رنگها در محیط زندگی و کارمان، می‌توانیم به سلامت روان برسیم.

با داشتن این چهره ها دیگران را به خود جذب کنید

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

عاشق ها راست می گویند؛ برای دل بستن به کسی یا فاصله گرفتن از او تنها یک نگاه کافی است. به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران، محققان دریافته اند ما در همان نگاه اول در مورد آدم ها قضاوت می کنیم و بر اساس چهره افراد روی آن ها برچسب می زنیم.   بررسی ها نشان می دهند، بر اساس تحقیقات پژوهشگران اگر ما سه ویژگی خوش برخوردی سلطه طلبی و جذابیت را در چهره فردی بخوانیم ترجیح می دهیم با او بیشتر ارتباط برقرار کنیم اما اگر در کسی این ویژگی ها را نبینیم از او فاصله می گیریم.

گفتنی است؛ دانشمندان با انجام آزمایشات و بررسی هایی روز هزاران داوطلب دریافتند افراد برای شناسایی یکدیگر در مراحل اولیه به این سه ویژگی اکتفا می کنند و اگر آن ها را در چهره فردی بخوانند به آن ها اعتماد می کنند و وابسته می شوند از این رو اگر می خواهید فردی را به خود علاقه مند کنید باید این ویژگی ها را در چهره خود به طرف نشان دهید.

به تاخیر انداختن تصمیم، اولین قدم مقابله با وسوسه

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

وسوسه با وسواس تفاوت دارد، وسوسه میل و رغبت فرد برای انجام کاری است که تصمیم بر ترک آن داشته است. دکتر مهدی دوایی، روانشناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم‌شناختی، در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران  گفت: برای ترک وسوسه در هر زمینه‌ای که هست، فرد باید سه مطلب مهم را در مد نظر قرار دهد.

اول اینکه تصمیمات بزرگی که از عهده آن‌ها بر نیاید نگیرد، مثلا اگر فردی در حال ترک سیگار است و برای کشیدن وسوسه می‌شود سیگار کشیدن را به ۱ ساعت بعد موکول کند و به تاخیر انداختن تصمیم به زمانهای کوتاه بعدی، بسیار در موفقیت فرد در مقابله با وسوسه و رسیدن به هدفش موثر است.

دکتر دوایی ادامه داد: دومین مطلب این است که فرد ابتدا به تغییر باور و نگرش برسد و بعد اقدام به تغییر رفتار کند، بطور مثال اگر فردی رژیم غذایی کاهش وزن دارد و برای خوردن شیرینی وسوسه می‌شود، ابتدا باید دلایل رژیم داشتن را بررسی کند. برای حفظ سلامتی، برای داشتن زندگی با کیفیت در کنار عزیزانش و… با در نظر گرفتن این دلایل، مقابله با وسوسه راحتتر می‌شود.

این روانشناس در پایان گفت: فرد برای خودش تشویق در صورت مقابله با وسوسه و تنبیه در صورت عدم مقابله با آن در نظر بگیرد.

چگونه نگرانی کودک خود را برطرف کنیم؟

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس کودک با تاکید بر اینکه برخی کودکان نگران مسائل مطرح شده از سوی بزرگسالان یا خبرها می‌شوند گفت: نقش والدین در کاهش این نوع نگرانی‌ها بسیار مهم است. پدر یا مادر با ارائه اطلاعات دقیق به کودک و اصلاح سوء ‌برداشت‌های او می‌توانند دغدغه‌های او را کاهش دهند.

 

دکتر محمد زارع نیستانک در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، با بیان اینکه والدین باید از آنچه موجب نگرانی آنها شده است، آگاه شوند گفت: پدر و مادرها باید سعی کنند در مواقعی که فرزند دچار نگرانی و استرس است، در کنار او حاضر باشند تا او بتواند با آنان در رابطه با مشکلش صحبت کند.

 

وی افزود: اگر کودک حاضر نیست علت نگرانی‌اش را به طور مستقیم در میان بگذارد، باید از راه‌های غیر مستقیم علت را جویا شد. به جزئیات حرف‌های فرزند توجه کرد. اگر وی مشکل را در میان گذاشت، با او همدردی کرد. گاه همین صحبت کردن باعث کاهش استرس فرزند می‌شود.

 

 

به فرزندتان نشان دهید که مشکلش برای شما مهم است

 

نیستانک خاطر نشان کرد: به نگرانی‌های فرزند توجه کنید و اجازه دهید، او نیز از این توجه آگاه شود. همین کار باعث می‌شود، وی احساس کند فردی حامی‌ اوست و می‌تواند به کسی تکیه کند. به او بگویید که دغدغه‌های او برای شما هم مهم است و شما احساس او را به خوبی درک می‌کنید.

 

این روانشناس کودک با تاکید بر اینکه یکی از بهترین و موثرترین راه‌های کاهش استرس کودک، آموزش راه‌های مقابله با چالش‌ها است، گفت: هر گاه فرزندتان شما را از مشکلش آگاه کرد، به او بگویید با او همکاری می‌کنید تا او برای مشکلش راه حل مناسبی پیدا کند. توجه داشته باشید که باید در این کار با فرزندتان همکاری داشته باشید نه اینکه خودتان به تنهایی برای مشکل او راه حل ارائه دهید. با اینکار، کودک به‌تدریج یاد می‌گیرد، هنگام مواجهه با مشکلات، خودش به تنهایی مشکلاتش را حل و فصل کند.

 

 

همه جوانب را برای فرزندتان روشن کنید

 

نیستانک گفت: تجربه کودکان بسیار محدود است. قدرت استدلال و قیاس آنها نیز در مقایسه با بزرگسالان ضعیف است به همین جهت هم ممکن است کودکی هنگام مواجه با یک مشکل و بحران نتواند جوانب مختلف موضوع را بسنجد و راه‌های چاره را پیدا کند.

 

وی افزود: ممکن است کودک پس از مواجهه با یک مشکل، هر چند بسیار کوچک، احساس ضعف و ناتوانی کند. در چنین شرایطی است که والدین وظیفه دارند، فرزند را از همه جوانب آگاه کنند و به او اطمینان دهند که مشکل او آنقدرها هم که او تصور می‌کند بزرگ نیست.

 

 

بر فرزندتان تاثیرگذار باشید

 

نیستانک با اشاره به اینکه برخی کودکان نگران مسائل بزرگی از سوی بزرگسالان یا خبرها می‌شوند گفت: نقش والدین در کاهش این نوع نگرانی‌ها بسیار مهم است. پدر یا مادر با ارائه اطلاعات دقیق به کودک و اصلاح سوء ‌برداشت‌های او می‌تواند دغدغه‌های او را کاهش دهد.

 

وی تصریح کرد: اگر پدر یا مادر نسبت به چنین موضوعاتی عکس العملی عادی و طبیعی داشته باشد، کودک نیز نگران نمی شود اما اگر والدین نیز خود را حساس نشان دهند، کودک نیز حساس می‌شود.

 

این روانشناس کودک گفت: والدین می‌توانند به دنبال راه‌هایی باشند که بتوانند به کمک فرزند مشکلات خانواده را حل کنند. مثلا اگر دچار مشکلات اقتصادی هستند، از او بخواهند به دنبال راه‌هایی برای صرفه جویی بیشتر و یا افزایش درآمد باشد یا اگر از گرم شدن زمین می‌ترسد، با هم به دنبال راه‌های حفظ زمین باشد.

 

نکات مثبت کودک را برجسته کنید

 

نیستانک گفت: والدین باید سعی کنند نقاط قوت و مثبت فرزندتان را برجسته کنند. از او بخواهند راجع به چیزهایی که دوست دارد و نقاط قوت خود صحبت کند. هنگامی که کودک در حال صحبت است با اشتیاق به سخنان او گوش دهند. اتفاقات خوبی که در زندگی می‌افتد را بزرگ جلوه دهید و فرزندتان را تشویق کنید.

 

 

الگوی خوبی باشید

 

وی با تاکید بر اینکه موثرترین آموزه‌های والدین به فرزندان آنهایی هستند که به آنها نشان می‌دهیم گفت: واکنش شما به نگرانی‌ها، استرس‌ها و مشکلات زندگی خودتان در نوع عکس‌العمل فرزندتان نسبت به چالش‌ها بسیار موثر است.

 

نیستانک یادآور شد: اگر شما هنگام مواجهه با تکالیف و مشکلات، عصبی و دستپاچه می‌شوید، احتمال اینکه فرزند شما نیز چنین ویژگی‌هایی پیدا کند بسیار زیاد است پس بهتر است برای تربیت فرزندی قوی و مثبت اندیش، ابتدا در خود تغییراتی مثبت پدید آورید. در موقعیت‌های گوناگون، هر چند مشکل، با روحیه‌ای خوب با مشکلات برخورد کنید و اعتماد به نفس خود را از دست ندهید. به فرزندتان نشان دهید که مشکلات موقتی هستند و همیشه فرصت برای بهبود شرایط وجود دارد.

نمایش شکنجه در تلویزیون ممنوع

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانشناس معتقد است، نمایش صحنه‌های شکنجه در تلویزیون کاری نادرست است و حتی دادن هشدار قبلی هم از تبعات منفی نمایش چنین صحنه‌هایی جلوگیری نمی‌کند.

 

 

مصطفی تبریزی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی پخش صحنه‌های شکنجه در تلویزیون گفت: متأسفانه مسأله شکنجه در بسیاری از جوامع و کشورها وجود داشته و دارد. هر رژیمی هم برای شکنجه‌های خود توجیهی دارد. یکی از این توجهیات این است که اگر ما فرد را شکنجه نکنیم و توضیحات لازم را از او نگیریم، طرح‌هایی دارد که صدمات اجتماعی گسترده وارد می‌کند.

 

او ادامه داد: یک گروه نیز به ایدئولوژی‌هایی معتقدند که در شرایطی شکنجه را مجاز یا حتی حکم می‌دانند. راه رهایی از این مسائل این است که حقوق فطری انسان فارغ از رنگ‌، نژاد و مذهب به رسمیت شناخته شود. در حال حاضر این حقوق انسانی یا همان حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است و شکنجه را در هیچ شرایطی مجاز نمی‌داند.

 

این روانشناس سپس درباره این‌که نشان دادن صحنه‌های شکنجه در رسانه‌های جمعی کار درستی است یا نه، اظهار کرد: به نظر من نشان دادن این صحنه‌ها اصلا کار درستی نیست. وقتی رسانه عمومی است یعنی بچه‌ها و بزرگترها همه، برنامه‌های آن را می‌بینند. تأثیر نمایش این صحنه‌ها روی بچه‌ها این است که می‌بینند یک راه مقابله شکنجه است. این را یاد می‌گیرند و حتی ممکن است در شرایطی الگو بگیرند و این کار را تکرار کنند.

 

او ادامه داد: علاوه بر این ممکن است بعد از دیدن این صحنه‌ها، بچه‌ها وقتی در مقابل تهدید کلامی قرار می‌گیرند، این اضطراب را پیدا کنند که آنها هم شکنجه خواهند شد. تأثیر پخش این صحنه‌ها بر بزرگسالان هم این است که قبح شکنجه را از بین می‌برد و آن را به یک امر عادی تبدیل می‌کند؛ بنابراین در هیچ شرایطی نباید این صحنه‌ها نشان داده شود.

 

تبریزی در پاسخ به این پرسش که آیا معتقد است نمایش این صحنه‌ها با هشدار قبلی هم کار نادرستی است؟ اظهار کرد: در این شرایط هم کار درستی نیست؛ اگر شکنجه را بد می‌دانیم و لازمه‌ی آن را هشدار دادن می‌بینیم، چرا این صحنه‌ها را پخش می‌کنیم؟ هشدار از چیزی جلوگیری نمی‌کند. آیا هشدارِ شما، تضمین می‌کند که افرادی که تحت تأثیر صحنه‌ها قرار می‌گیرند، آن را نگاه نکنند؟ هیچ تضمینی وجود ندارد.

 

او ادامه داد: پیش‌بینی این است که خیلی‌ها علی‌رغم هشدار، به این صحنه‌ها نگاه می‌کنند. حتی ممکن است هشدار تلویزیون چند دقیقه پیش از این که آنها تلویزیون را روشن کنند، پخش شده باشد. مسأله این است که اساسا نباید این چیزها نشان داده شود، چه با هشدار و چه بی‌هشدار؛ چرا صحنه‌های جنسی را نشان نمی‌دهند؟ هشدار هیچ چیز را توجیه نمی‌کند.

چهار راهکار برای مقابله با احساس تنهایی

شهریور ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

افرادی که احساس تنهایی دارند عمدتا مشکلات اعتماد به نفس و عزت نفس پیدا می‌کنند و این احساس به عنوان یکی از ویژگی‌ها و مشخصه‌های افراد افسرده تلقی می‌شود. همایون ابراهیمی مقدم روانشناس در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران، گفت: بین تنهایی و احساس آن تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر فرد می‌تواند تنها باشد اما احساس تنهایی نکند و این فکر را داشته باشد که هر وقت بخواهد یا اراده کند می‌تواند افراد، دوستان یا کسانی را در کنار خود داشته باشد.

وی افزود: کسی که احساس تنهایی می‌کند حتی شاید در جمع حضور داشته باشد و در کنار دیگران است اما احساس نمی‌کند که تنها است و احساس می‌کند که کسی نیست که حرف دل او را بخواهد بزند به همین خاطر است که به این حالت احساس تنهایی گفته می‌شود.

ابراهیمی مقدم تصریح کرد: معمولا احساس تنهایی و غمگینی به عنوان یکی از ویژگی‌ها و مشخصه‌های افراد افسرده تلقی می‌شود و این افراد با پایین آمدن خلق و کم شدن انگیزه‌ها نسبت به دنیای اطراف احساس روانی مثبتی ندارند تا جایی که شاید عمدتا افکار منفی گریبان گیرشان شود و حتی این احساس را داشته باشند که قابلیت، لیاقت و یا توانایی داشتن دوست را از دست می‌دهند.

وی اظهار داشت: افرادی که احساس تنهایی دارند عمدتا مشکلات اعتماد به نفس و عزت نفس پیدا می‌کنند. این کمبود انگیزه‌ها منجر به افت محسوس در عملکردهای شغلی، اجتماعی و اقتصادی شده تا آنجا که معمولا در دراز مدت دیگر زمینه‌های زندگی آن‌ها مانند زمینه‌های زناشویی و ارتباط با فرزندان نیز به مخاطره می‌افتد.

این متخصص در پایان خاطرنشان کرد: از این افراد خواسته می‌شود که تلاش کنند فرآیند دوست‌یابی صحیح را به مرحله اجرا بگذارند، در حفظ دوستان خود کوشا باشند، قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود را دست کم نگیرند و تا جایی که ممکن است نسبت به دنیای اطراف دید مثبت و خوش بیانه‌ای را اتخاذ کنند.

Next Page »