اصول برنامه‌ریزی برای موفقیت در سال جدید

فروردین ۱۹, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

اولین قدم برای استفاده بهینه از فرصت‌ها و اوقات زندگی، داشتن یک برنامه کارآمد و صحیح است؛ و در حالی که تنها ۱۵ روز از سال جدید گذشته، آشنایی با اصول برنامه ریزی کلی و اساسی برای رسیدن به زندگی موفق ضروری به نظر می‌رسد.

محسن رجبی، کار‌شناس و مشاور خانواده، در این باره می‌گوید: من به جای اینکه بگویم امیدوارم سال خوبی داشته باشید، می‌گویم که امیدوارم سال خوبی برای خودتان بسازید. او همچنین نکاتی را درباره شیوه‌های بهتر برنامه ریزی برای ساختن سالی سرشار از موفقیت ارائه می‌کند که می‌توانید در ادامه مطلب بخوانید.

برای رسیدن به موفقیت باید با اصول برنامه ریزی و آسیب شناسی‌های آن آشنا شد:

برنامه ریزی فقط مکتوب:

قبل از هر گامی برای داشتن یک برنامه منظم، لازم است بدانید که یک برنامه موفق، برنامه‌ای است که نوشته شود. آمار‌ها و پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تعداد بسیار کمی از افراد برنامه‌‌هایشان را روی کاغذ ثبت می‌کنند. افراد می‌توانند برای برنامه ریزی‌های مکتوبشان از یک سالنامه استفاده کنند و برای هر روزشان برنامه‌ای تنظیم کنند.

تعیین هدف:

اولین قدم برای نوشتن یک برنامه موفق، دانستن این نکته است که هدف‌ها ۲ نوع است. اهداف هر انسانی شامل هدف‌های کلی و هدف‌های جزئی است. هدف‌های کلی مثل بالا بردن سطح اطلاعات عمومی، تصمیم به بهتر زندگی کردن و هدف‌های جزئی هم می‌تواند موفقیت در یک رشته خاص یا کم کردن ۵ کیلو از وزن و… باشد. برای یک برنامه ریزی موفق، افراد باید هر دو این هدف‌ها را برای خودشان مشخص کنند و برای هر کدام برنامه ریزی جداگانه‌ای داشته باشند.

تبیین هدف:

تبیین به معنای مشخص کردن چرایی و چگونگی رسیدن به هدف است. برای رسیدن به هدف دلیل انتخاب آن و همچنین چگونگی اجرای آن باید بررسی شود، این مسئله از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که تبیین هدف مهم‌تر از تعیین آن است وقتی فرد چرایی کاری را پذیرفته باشد با چگونگی اجرای آن کنار خواهد آمد. مثلا اگر فردی تصمیم بگیرد که سطح مطالعاتش را بالا ببرد، باید دلیل آن را برای خودش مشخص کند تا احتمال موفقیتش بیشتر شود.

تشخیص نیاز‌ها و خواست‌ها:

برای داشتن یک برنامه ریزی موفق باید به ملزومات اجرای آن برنامه و امکانات مورد نیاز هم توجه شود. اگر ملزومات اجرای یک برنامه در دسترس نباشد، انجام برنامه دشوار و گاهی غیر ممکن خواهد شد.

تعیین زمان لازم:

برای انجام هرچه بهتر برنامه‌ها و تحقق اهداف، افراد باید حتما یک فرصتی را در نظر بگیرند تا مشخص شود که چند روز در هفته یا ماه را برای رسیدن به هدف‌‌هایشان باید اختصاص دهند. افراد معمولا در تعیین هدف و حتی تبیین آن مشکلی ندارند ولی چون تعیین زمان کافی برای رسیدن به هدفشان را به درستی در نظر نمی‌گیرند، به موفقیت نمی‌رسند.

داشتن برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدت: برای هر برنامه ریزی موفقی باید ۲ برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت انجام شود. وقتی فرد برنامه بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشد، با رسیدن به اهداف کوتاه مدت، تقویت روحی و برای رسیدن به اهداف بلند مدت انگیزه‌اش بیشتر می‌شود. برای مثال اگر فردی می‌خواهد برنامه ریزی کند که در سال جدید ۵ کیلو از وزنش کم کند، این یک هدف بلند مدت است. حالا اگر این شخص تصمیم بگیرد که در ماه اول یک کیلو کم کند و به نتیجه برسد، شانس اینکه بتواند وزنش را به میزان ایده آل کاهش دهد، بسیار زیاد‌تر می‌شود.

طبقه بندی اهداف بر اساس اولویت:

هدف‌ها باید بر اساس اضطرار و اهمیتشان طبقه بندی شوند. بنابراین اگر به هر دلیلی قسمتی از برنامه ریزی انجام شود، افراد مطمئن هستند که برنامه‌های اصلیشان با موفقیت انجام شده است. کارهای ضروری کارهایی است که اگر انجام نشود، ضرری به آینده فرد می‌رسد.

تناسب با توانمندی:

برنامه باید در حد توان افراد باشد و از حد تعادل و توان خارج نباشد وگرنه افراد نمی‌توانند برنامه را به پایان برسانند.

تقویت روحیه انعطاف پذیری:

افراد باید روحیه انعطاف پذیری را در خودشان تقویت کنند. البته هر فردی باید تمام تلاشش را بکند که کار‌هایش را طبق برنامه ریزی انجام دهد ولی باید به این نکته هم توجه کند که گاهی ممکن است اتفاقاتی بیفتد که پیش‌بینی نشده است و کنترل آن‌ها در دست او نیست. در نتیجه باید همیشه، آمادگی تغییر در برنامه را داشته باشد و از ایجاد تغییر در برنامه ریزی، نا‌امید و ناراحت نشود.

بازخورد گرفتن از برنامه: بعد از اینکه مدتی از اجرای برنامه گذشت، باید با ارزیابی فعالیت‌های خودمان ببینیم که چقدر به هدفمان نزدیک شده‌ایم. این باز خورد گرفتن و بررسی برنامه باعث می‌شود که ضعف‌های برنامه‌مان زود‌تر مشخص شود.

آسیب‌شناسی برنامه‌ها

در ادامه با چند آفت که بیشتر برنامه ریزی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، آشنا خواهید شد.

* نداشتن پشتکار: یکی از مسائلی که باعث می‌شود برنامه‌ریزی‌ها به سرانجام مورد نظر نرسد، نداشتن تلاش کافی و پشتکار است. افراد نباید به صرف داشتن برنامه، توقع موفقیت داشته باشند.
هرچند که داشتن یک برنامه مناسب، اولین گام برای موفقیت است ولی تلاش و پشتکار هم لازمه آن است. توصیه من به افرادی که برنامه ریزی اصولی انجام دادند، کار، کار و کار است.
* زود ناامید شدن: ممکن است افراد در روزهای اولیه به خاطر میزان دسترسی پایین به هدف‌‌هایشان، دست از ادامه آن بردارند. در روزهای ابتدایی برنامه به کندی پیش می‌رود ولی باید توجه داشت که افراد به مرور زمان به برنامه عادت می‌کنند. افراد به هیچ وجه نباید فراموش کنند که سخت‌ترین گام برای رسیدن به موفقیت، گام اول یا‌‌ همان روزهای ابتدایی عمل به برنامه است. افراد به جای اینکه در این مرحله ناامید شوند باید به بررسی برنامه‌شان بپردازند تا راه حل‌های بهتری برای اجرای آن پیدا کنند.
* سازگار نشدن با برنامه: انسان به خاطر کمبود وقت، هیچ‌گاه نخواهد توانست به همه خواسته‌هایش برسد، بنابراین بی‌تردید لازمه رسیدن به موفقیت چشم پوشی از بعضی تفریحات است. پس افراد اگر نتوانند خودشان را با چنین شرایطی سازگار کنند، موفقیت از آن‌ها دور خواهد شد. اینکه افراد بخواهند بیش از اندازه به تفریحاتشان هم بپردازند و به موفقیت هم برسند، خیالی واهی است. در پایان اگر افراد باز هم در عمل به برنامه ریزی‌هایشان دچار مشکل شدند و اصلا متوجه شدند که برنامه ریزی‌‌هایشان ایراد اساسی دارد، باید به یاد داشته باشند که با بازنگری می‌توانند در برنامه ریزیشان تغییراتی ایجاد کنند تا به موفقیت برسند.

خراسان

راز سلامت و شادابی

فروردین ۱۷, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

سبزی ها که ما در کشورمان آنها را بعنوان سبزی خوردن می شناسیم شامل ریحان، نعنا، تره، پیازچه، شاهی، مرزه، جعقری و….. صیفی ها مثل انواع کلم، هویج، کدو تنبل، کدوی سبز، بادمجان، گل کلم، چغندر (لبو)، سیب زمینی، کرفس، ریواس، انـــواع تــرب، شــلغم، فلفل های دلمه ای و فلفل سبز با تنوع رنگها و طعم هایشان رازهای بی شماری در دل دارند.

انواع ویتامین ها  واملاح معدنی مثل ویتامین  A ، ویتامین C  ، پتاسیم، منیزیم و آهن از دل خاک جذب این گیاهان می شود و ما از طریق مصرف مداوم آنها می توانیم نیازهای سلولی مان را رفع کنیم.

سبزیها منابع ویتامین A و C:

سبزی های سبز برگی مثل (سبزی خوردن) سرشار از ویتامین C و سبزیهای زرد یا نارنجی یا قرمز سرشار از بتاکاروتن پیش ساز ویتامین A  می باشند و توصیه می شود در برنامه معمول روزانه هم از سبزی های سبز برگی و هم از سبزی های زرد و نارنجی استفاده شود.

سبزی هایی مانند فلفل سبز، فلفل دلمه ای، کلم پیچ، گل کلم ،گوجه فرنگی حاوی ویتامین C زیادی بوده و به علت داشتن آنتی اکسیدان در پیشگیری از سرطانها مفید هستند.

سبزی هایی مانند هویج، کدو حلوایی، اسفناج حاوی ویتامین A بوده و علاوه بر پیشگیری از شبکوری در جلوگیری از سرطان هم مفید هستند.

چه مقدار مصرف کنیم؟

استفاده از سبزیها به میزان ۳ تا ۵ واحد در روز توصیه می شود. یک واحد از سبزیها عبارت است از یک لیوان سبزی های خام برگدار (کاهو واسفناج) یا نصف لیوان سبزیهای پخته یا خام خرد شده ، یا نصف لیوان نخود سبز، لوبیا سبز وهویج خرد شده ، یا یک عدد گوجه فرنگی یا هویج یا پیاز یا خیار متوسط.

سبزی ها و ویتامین E:

بعضی از سبزی ها مانند اسفناج و گوجه فرنگی حاوی ویتامین E هستند. این ویتامین برای کارآئی بهتر سایر ویتامینها خصوصا” ویتامین C اهمیت زیادی دارد و اثر آن در جلوگیری از سرطان شناخته شده است.  ویتامین E اثر حفاظتی بر روی ریه ها در مقابل آلودگی هوا دارد.

سبزیها حافظ روده و ضد یبوست:

سبزی ها علاوه بر ویتامین ها و املاح حاوی فیبر هستند که  اثر حفاظتی در برابر سرطان روده دارد و برای پیشگیری از یبوست نیز مفید است.

خام مصرف کنیم یا پخته؟

تعدادی از سبزی ها و صیفی ها خام خورده می شوند که ویتامین های بیشتری به ما می رسانند چون حرارت بعضی  از ویتامین ها خصوصا” ویتامین C را از بین می برد.

برخی از سبزی ها و صیفی ها پخته مصرف می شوند مانند اسفناج ، هویج، چغندر، شغلم وکدو حلوایی . گاهی از یک نوع، هم آن را خام و هم پخته مصرف می کنیم مانند هویج، کلم ها، فلفل های دلمه ای.برای ادامه لینک زیرا دانلود کنید.

دکتر زهرا عبداللهی،دفتر بهبود تغذیه جامعه

معاونت بهداشت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

بیماری های روانی با منشا پوستی

پیشرفتهای علمی راه را برای درک و درمان شرایط موجود در سطح پوست و روان پزشکی فراهم آورده‌اند. هر دو آنها از اکتودرم منشا گرفته‌اند که در آن پوست و دستگاه عصبی با عواملی فراتر از ماهیت خود به هم مربوطند.

پوست یکی از مسیرهای اصلی است که ما توسط آن دنیا را درک می‌کنیم و در حقیقت توسط دنیا درک می‌شویم.

زمانی که این تصورات غلط از آب در می آیند بیمار دچار استرس وسیعی می شود مانند توهم ابتلا به انواع انگل. زمانی که خود پوست تحت تاثیر شرایط اولیه پوستی قرار می گیرد معمولا عوارض روانی به دنبال خواهد داشت که به شدت غزت نفس، اعتماد به نفس و کیفیت کلی زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.

سیستم عصبی مرکزی (CNS) می تواند بر روی سلامتی سایر سیستم های بدنی مانند پوست تاثیر بگذارد.

دسته بندی بیماری های روانی با منشا پوستی:

بر اساس تقسیم بندی دکتر کبلنزر یک بیماری پوستی با منشا روانی می تواند بر اساس علل اولیه دسته بندی شود:

اختلالات روانی اولیه می تواند تظاهرات واقعی پوستی و یا غیر واقعی ایجاد نماید..

اختلالات پوستی اولیه باعث تحریک و یا تشدید بیماری روانی موجود و یا ثانویه مانند اضطراب و افسردگی که باعث عدم تعادل روحی بیمار می گردد، می شود.

نقش متخصص پوست:

بین ۲۰ الی ۴۰ درصد بیمارانی که به دنبال درمان پوست خود هستند دارای نوعی اختلال روحی و روانی می باشند. تعداد بسیار زیادی از بیماران به علل ژنی علائم خود توجه نمی کنند و تمایل به مراجعه به یک روانپزشک را هم ندارند .بنابراین با فقدان کلینیک های ارتباط روانی در شرایط پوستی ،متخصصان پوست باید به این تشخیص ها و علائم کلینیکی و اصول درمان آشنا باشند.
زمانیکه به این موضوع مواجه می شویم مهم است که علائم روانی و روانپزشکی و نوع داروها بررسی شود. افرادی مانند اعضای خانواده می توانند کاملا موثر واقع شوند البته درصورتی که بیمار اجازه این کار را بدهد و در آخر اینکه نتایج این گونه علائم بر روی زندگی خانوادگی و اجتماعی بیمار تاثیر می گذارد. در درک موضوع مورد نظر متخصص کمک می کند. درمان های غیر دارویی برای مدیریت و کنترل این بیمارها بسیار تاثیر دارد.

اختلالات روانی اولیه:

۱- توهم ابتلا به انواع انگل ها (Delusion of Parasitosis ) :
در این بیماری شخص بیمار تصور واهی از ابتلا به انگل خاصی مانند کک ، یا شپش و یا گال را دارد. بیماران پوستی معمولا شواهدی از اختلالات روحی بیمارگونه را نشان می دهند که از طریق توهم و خیال بیمار مشخص می شود. توهمات ثابت هستند، و تصور غلط این است که بیماران عقاید ثابتی دارند که توسط فرهنگ بزرگتر، قومیت، و جامعه تایید می شود .خیال، یک سری تصورات حسی است که بدون هیچ گونه محرک خارجی اتفاق می افتد و در هر پنج حس به وقوع می پیوندد. رایجترین نوع این شرایط توهم ابتلا به انواع انگل می باشد که در آن بیمار تصورات محدود اشتباهی دارد که انگار به انگل آلوده شده است و این تنها نشانه بارز این بیماری روانی است. این بیماران معمولا به جای روانپزشک به حشره شناس و یا متخصص پوست مراجعه می کنند.

درمان های غیر دارویی توهم ابتلا به انواع انگل ها :

درمان شناختی- رفتاری
روان درمانی مبتنی بر دیدگاه insight-oriented psychotherapy
هیپنوتیزم
درمان شناختی بر مبنای توجه آگاهانه به حال
Biofeedback
درمان خانوادگی
درمان رفتاری

بیماری پوستی با منشا روانی

شیوع بیماری توهم ابتلا به انواع انگل اکثرا در خانم های میانسال و مسن یعنی در سنین آغاز تنهایی اجتماعی دیده می شود. در تعداد کمی از این بیماران، یکی دیگر از اعضای خانواده آنها نیز مبتلا می باشد.

یافته های کلینیکی:

بیمارانی که دچار توهم ابتلا به انگل هستند، مرتب به پزشکان با حالتی عصبی و مغلوب شده و با تعداد جلسات ویزیت زیاد بدون رضایتمندی مراجعه می کنند. شواهد پوستی در صورت وجود داشتن بسیار متغیر هستند. در برخی اوقات آنها منعکس کننده تلاش های ناموفقی در درمان این حملات هستند که نتیجه آن صدماتی است که دامنه آن از عوارض کم تا زخم های بزرگ است که شامل آسیب از درمان های موضعی انجام شده توسط بیماران در تلاش برای رها کردن خود از دست این بیماری است. زیرا این اختلالات توهمی تک نشانه ای هستند ، برخی بیماران حالت فکری و ظاهر مناسبی دارند باعث می شود که اطرافیان بیمار فکر کنند که این تصورات درست باشند .زمانی که متخصص به دقت بیمار را معاینه و مورد پرسش قرار می دهد، توهم گرایی شخص برایش آشکار می شود.

درمان دارویی:

اصل اساسی درمان، مشغول نگه داشتن بیمار است . این بیماران از مراجعه مداوم به پزشک سر باز می زنند و به همین علت باید پزشک روش هایی را به کار گیرد که بیمار به طور مداوم برای درمان مراجعه کند. در گذشته درمان این بیماری توسط دارویی به نام Pimozide انجام می شده است. اگرچه درمان هم اکنون توسط داروهای Olanzapine/Aripiprazole/Risperidone انجام می شود که عوارض جانبی روانی کمتری را به همراه دارد. ولی مسلم است که انتخاب دارویی مناسب باید توسط پزشک متخصص انجام شود.

۲- اختلال عضوی غیر واقعی) Body Dysmorphic Disorder):
در این بیماری شخص به علت عدم وجود و یا وجود یک نقص خیلی کوچک فعالیت اجتماعی اش تحت تاثیر قرار می گیرد و به طور مداوم جلوی آینه می ایستد و آرایش می کند و یا اینکه ممکن است چندین عمل جراحی زیبایی انجام دهد که در نظر او هیچ کدام موفقیت آمیز نمی باشد. از نظر متخصصان ۱۰ الی ۱۴ درصد دچار این بیماری هستند. این بیماران اکثرا دارای زمینه افسردگی ، ترس از اجتماع و یا بیماری وسواسی هستند. طبیعتا مهمترین روش درمان، مشاوره های روانپزشکی و اطمینان از عدم وجود نقص عضو می باشد.

۳- اختلال هیپوکندریازیس (Hypochondriasis):
این بیماران اصرار به ابتلا یا ترس از ابتلا به بیماری های بسیار جدی مانند ایدز، سرطان ها و یا انواع بیماری های جنسی را دارند. انجام آزمایشات بسیار زیاد و جواب منفی آزمایشات آنها را ارضا نمی کند.

۴- تریکوتیلومانیا (Trichotillomania):
اینگونه بیماران آگاهانه و یا به صورت ناخودآگاه تمایل شدیدی به کندن موهای ناحیه سر، ریش و یا ابرو ممکن است نشان دهند. در صورت ناآگاهانه بودن این عمل تشخیص این بیماری توسط متخصص پوست ممکن است کمی دشوار باشد.

۵- آکنه دستکاری شده (Acne Excoriee):
در این بیماری که کمیاب هم نمی باشد، و معمولا بین جوانان و نوجوانان بالاخص خانم ها رایج می باشد، به علت وجود جوش های غرور جوانی معمولی و همچنین وجود زمینه عصبی، بیمار شروع به دستکاری و کندن جوش های خود کرده و ظاهر بیماری را بسیار تشدید می کنند.

۶- درماتیت دروغی (Dermatitis Artefacta):
در این بیماری شخص به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه پوست خود را با وسایلی مانند سیگار روشن ، اجسام داغ یا تیز دچار آسیب می کند. وجود بیماری های عصبی زمینه ساز این بیماری است.
بیماران برای درمان همه این بیماری ها باید حتما به پزشک متخصص مراجعه کنند.|دکتر محمد گلشنی

افراد عصبانی اطراف خود را به رنگ قرمز می‌بینند

دانشمندان دانشگاه ایالتی داکوتای شمالی در تحقیقات جدید خود نشان داده‌اند که افراد عصبانی واقعا اطراف خود را به رنگ قرمز می‌بینند.

محققان دریافتند که انسان اطراف خود را در زمان خشم به رنگ قرمز می‌بیند، در حالیکه این تغییر رنگ برای افراد با حالت عادی قابل مشاهده نیست. همچنین ترجیح رنگ قرمز بر آبی حتی ممکن است نشان‌دهنده یک شخصیت خصمانه‌تر باشد.

دانشمندان در پژوهشی با بررسی ارتباط کهن انسانی رنگ قرمز با عصبانیت، دریافتند که افراد با شخصیتهای خصمانه‌تر در زمان مشاهده تصاویری که نه کاملا قرمز و نه کاملا آبی بودند، بیشتر رنگ قرمز را می‌بینند.

به گفته محققان، این ارتباط ممکن است با تکامل انسان از زمان اجدادی شکارچی- جمع‌آوری کننده پیوند داشته باشد که رنگ قرمز را با خطر و تهدید مرتبط می‌دانستند.

تصور می‌شود که این اولین پژوهشی باشد که به بررسی شخصیت، خصومت و رنگ قرمز پرداخته و شامل چند آزمایش جداگانه بوده است.

در اولین آزمایش، محققان از گروهی از افراد درباره رنگ مورد علاقه‌شان بین قرمز و آبی سوال کردند. سپس شرکت‌کنندگان آزمایشهای شخصیتی را تکمیل کردند. نتایج این پژوهش نشان داد افرادی که رنگ قرمز را ترجیح می‌دادند، از لحاظ درون‌شخصیتی خصمانه‌تر بودند.

در آزمایش دوم، به شرکت‌کنندگان تصاویری از ترکیب رنگ آبی و قرمز نشان داده شد.

هیچکدام از رنگها بطور کامل در این تصاویر غلبه نداشتند و هر کدام قابل درک بود.

افرادی که عمدتا رنگ قرمز را می‌دیدند، ۲۵ درصد بیشتر نشانگرهای خصومت را در بخش آزمایش شخصیت‌شناسی داشتند.

به شرکت‌کنندگان در مرحله بعد سناریوهای خیالی داده شد که در آن می‌توانستند اقدامات مختلف را داشته باشند. افرادی که رنگ قرمز را ترجیح می‌دادند بیشتر از افراد متمایل به رنگ آبی احتمال این را داشتند که به فرد دیگر در سناریوی خود آسیب برسانند.

به گفته محققان، پیام اصلی این پژوهش این است که رنگ می‌تواند به انتقال پیام روانشناختی پرداخته و از این رو تنها یک موضوع زیباشناسی محسوب نمی‌شود.

نتایج این پژوهش در مجله Personality منتشر شده است

آموزش کنترل خشم

فروردین ۶, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

خشم و عصبانیت و نحوه کنترل آن یکی از مهارت‌های اساسی برای بهتر زیستن است که به گفته متخصصان و صاحب نظران این حوزه باید آموزش آن از دوران کودکی آغاز شود.

خشم پدیده‌ای طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت، تندرستی و عواطف انسانی است اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می‌تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی به وجود آورد.

همواره توصیه‌های زیادی درمورد مهار و کنترل خشم و جهت دهی مناسب آن در آموزه‌های دینی و فرهنگی ما ارایه شده است و از سوی دیگر متخصصان و کار‌شناسان امر بر توجه به ارایه آموزش‌های لازم در این زمینه از دوران کودکی تاکید کرده‌اند. افراد باید از دوران کودکی بیاموزند که به چه نحوی خشم خود را کنترل کنند و آن را به عنوان عاملی برای احترام به حقوق خود و دیگران سرلوحه امور زندگی روزانه قرار دهند.

مهارت‌های کنترل خشم ازجمله مهارت‌های زندگی است که یادگیری آن ابتدا از خانه و از رفتار والدین آغاز می‌شود و در ادامه به محیط زندگی و جوامع کوچک و بزرگی که کودکان در آن قرار می‌گیرند، تسری می‌یابد.
وضعیت کنترل خشم در بین جوامع مختلف متفاوت است؛ در کشور‌ها و در بین اقوام مختلف در هر کشور و انواع فرهنگ‌ها، آستانه تحمل افراد فراز و نشیب‌های متفاوتی دارد.
احمد جلیلی عضو انجمن روان پزشکان ایران در این مورد اظهار داشت: در طول تاریخ، ایرانیان همواره به عنوان مردمی آرام و در عین حال با دانش و فرهنگ معرفی شده‌اند. این درحالی است که اکنون تعبیراتی از خلق و خوی ایرانیان می‌شود مانند اینکه مردم با یکدیگر نامهربان شده‌اند و بیشتر به فکر منافع خود هستند و نمونه آن را می‌توان در رفتارهای ترافیکی و کم صبر شدن مردم در هنگام رانندگی مشاهده کرد. این روز‌ها مردم کمتر می‌توانند خشم خود را کنترل کنند و مصداق آن را می‌توان در برخورد با مردم کوچه و خیابان دید.
خوردن آب سرد تاثیری در فرونشاندن خشم ندارد اما فرصتی است برای تامل بیشتر و دور شدن از محل تا در ‌‌نهایت کنترل خشم رخ دهد

وی با بیان اینکه بخشی از این رفتارهای ناخوشایند اجتماعی مربوط به تاثیرات رسانه‌ای است، افزود: متاسفانه میزان خشونت در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی خیلی زیاد است؛ در سریال‌ها اغلب می‌بینیم که افراد به جای حرف زدن با یکدیگر، به صورت کمدی یا جدی بر سر هم فریاد می‌زنند.
جلیلی ادامه داد: یا اینکه گاهی دوربین‌های فیلم برداری بر روی صحنه چاقو زدن به یک فرد زوم می‌کند و رسانه ملی نیز آن را بدون توجه به رعایت زمان پخش، در ساعاتی که هنوز کودکان بیدار هستند، پخش می‌کند و این مساله می‌تواند بسیار آسیب رسان باشد.
وی گفت: همچنین نمایش برخوردهای قهرآمیز برخی از افراد شاخص جامعه و گفت‌و‌گوهای همراه با خشونت، پرخاش و ادبیات به دور ازشان افراد و پخش آن از رادیو و تلویزیون همچون یک برنامه آموزشی برای مردم و جوانان عمل می‌کند و عموم مردم نیز این گونه رفتار‌ها را یاد می‌گیرند.
بروز خشم در افراد متفاوت است؛ افرادی هستند که بسیار آرام و صبورند اما به دلیل نبود آگاهی و آموزش کافی ممکن است در برخی موارد مغلوب خشم خود شوند و دست به انجام اعمالی بزنند که گاهی برای آن‌ها پشیمانی‌های غیرقابل جبران به همراه می‌آورد.
در هنگام بروز خشم و عصبانیت که معمولا با فحاشی، پرخاشگری و زد و خورد همراه است، ابتدا این فرد مهاجم است که از نظر آسیب‌های جسمی و روحی متضرر می‌شود و در ادامه فرد یا افراد مورد تهاجم به ویژه اگر آن‌ها نیز نتوانند خشم خود را کنترل کنند، آسیب‌های جدی می‌بینند.
در دستورات دینی و فرهنگ ایرانی اسلامی و سنتی ما همواره به خونسردی و جلوگیری از بروز خشم توصیه شده است؛ شاید بار‌ها این جمله را در هنگام دعواهای لفظی یا فیزیکی افراد از دهان بزرگتر‌ها شنیده‌ایم که ˈصلوات بفرستˈ، ˈیک لیوان آب بخورˈ و یا اینکه ˈبرو بیرون دوباره برگردˈ این‌ها جملاتی است که آمیخته با دین و فرهنگ ما است و در بسیاری موارد توانسته از پیش آمدن بسیاری مسایل جدی پیشگیری کند.
خوردن آب سرد تاثیری در فرونشاندن خشم ندارد اما فرصتی است برای تامل بیشتر و دور شدن از محل تا در ‌‌نهایت کنترل خشم رخ دهد.
جلیلی مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و معیشتی و همچنین اختلالات روان پزشکی را از ریشه‌های عصبانیت و پرخاشگری‌ها معرفی کرد.
وی افزود: برخی به دلیل اختلالات شخصیتی و روان پزشکی از ابتدای کودکی پرخاشگر بوده‌اند ولی برخی دیگر تنها در شرایط خاصی دچار پرخاش و عصبانیت می‌شوند و به اصطلاح کنترل خود را از دست می‌دهند.
جلیلی بر لزوم افزایش آموزش‌های کنترل خشم به عموم مردم تاکید کرد و گفت: فراگیری مهارت‌های کنترل خشم باید از دوران کودکی آغاز و سپس نهادینه شود به همین دلیل لازم است علاوه بر والدین، مسوولان و دست اندرکاران آموزش و تربیت کودکان، نوجوانان و حتی جوانان به این امر توجه ویژه داشته باشند.
به گفته وی، حتی افرادی که آموزش‌های لازم را در این زمینه در دوران کودکی نگرفته‌اند و در شرایط خاصی دچار عصبانیت‌های مقطعی می‌شوند، با مطالعه و ارایه آموزش‌های علمی عمومی می‌توانند خشم را از خود دور کنند و موفق به کنترل خشم خود شوند.

با توجه به اهمیت فراگیری راه‌های کنترل خشم، برخی یافته‌های علمی در زمینه کنترل خشم در ادامه ارایه می‌شود:

*گفتن عبارت ˈایستˈ به خود
در زمانی که عصبانی هستیم بیان کردن این عبارت می‌تواند ما را تا حدودی از اسیربودن در دست احساسات هیجانی که منجر به ادامه خشم و عصبانیت می‌شود، رهایی بخشد.

* تنفس عمیق
آرام نفس کشیدن و تمرکز روی مواردی متفاوت از آنچه که ما را عصبانی می‌کند، می‌تواند در کنترل خشم به ما کمک کند. هرگاه فرد بتواند هیجاناتش را تا حدودی کنترل کند، بهتر می‌تواند برای ارایه پاسخ‌ها و راه حل‌های مناسب به عاملی که او را خشمگین کرده است، بیاندیشد.

*شمردن اعداد
متخصصان توصیه می‌کنند زمانی که عصبانی هستیم از ۱ تا۱۰۰ بشماریم چراکه شمارش اعداد سبب می‌شود کمی از موقعیت فاصله بگیریم و از شدت انرژی منفی حاصل از عصبانیت کاسته شود.

* مرور برخی جمله‌ها
مرور کردن برخی جمله‌های موثر در ذهن مانند اینکه ˈآرام باشˈ، ˈموضوع را زیاد بزرگ نکنˈ، ˈیک نفس عمیق بکش، خونسردی‌ات را حفظ کن و فکرت را به کار بیندازˈ می‌تواند به ما در کنترل خشم خود کمک کند.

* ترک موقعیت
یکی از راه‌های کنترل عصبانیت ترک موقعیت برانگیزاننده عصبانیت است. با ترک موقعیت، به خود فرصت فکر کردن می‌دهیم و می‌توانیم از وضعیتی که ما را به عصبانیت رسانده است، خود را دور کنیم و بهترین تصمیم را بگیریم.

غذاهایی که شما را عصبانی می کنند

همه ما از عوامل استرس‌زایی که هر روز و هر ساعت اعصاب و روان ما را تحریک می‌کنند آگاهیم. در این زمینه برخی غذاها هم تصمیم به عصبانی کردن ما گرفته‌اند. در واقع مصرف این غذاها شما را نسبت به تأثیرات این عوامل استرس‌زا تحریک‌پذیرتر می‌کند.

بنابراین شما در اثر کوچک‌ترین تحریک از کوره در می‌روید. پس غذاها این‌گونه شما را غمگین، بدخلق و عصبانی می‌کنند. هیچ کس دوست ندارد این‌گونه کم حوصله باشد. و البته هیچ کس یک فرد تحریک‌پذیر و بی‌حوصله را دوست ندارد. بنابراین در این مقاله با هم به بررسی مهم‌ترین غذاهای تحریک‌کننده و عصبانی کننده می‌پردازیم.

چیپس سیب‌زمینی

ممکن است خواندن این جمله یک ضربه روحی برای دوستداران سیب‌زمینی باشد، اما چیپس سیب‌زمینی متهم ردیف اول در میان غذاهای تحریک‌کننده و ایجاد عصبانیت است. این ویژگی چیپس سیب‌زمینی به خاطر سرخ شدن عمیق و کامل آن در روغن است و چربی‌های امگا ۶ موجود در روغن سرخ کردنی که با ورود به بدن، مانع عملکرد صحیح چربی‌های امگا ۳ می‌شود. چربی‌های امگا ۳ چربی‌های متفاوتی هستند که در تنظیم خلق و خو بسیار تأثیرگذارند و باعث تحکیم رفتار می‌شوند. بنابراین ممانعت از عمل و اثر آنها بر بدن احتمال صبور بودن و شکیبایی را در فرد کاهش خواهد داد. پس تا جای ممکن مصرف چیپس سیب‌زمینی در رژیم غذایی روزانه خود را کاهش دهید. فراموش نکنید چیپس سیب‌زمینی با کالری بالا، در ایجاد چاقی و در نهایت بیماری دیابت و … نقش بسیار مهمی دارد.

نوشیدنی‌های قندی کربوهیدراتی

نوشابه‌ها و نوشیدنی‌های قندی نه تنها باعث تحریک رفتار و تاثیر بر خلق‌وخوی فرد می‌شوند، بلکه برای سلامت کلی بدن مضرند. این نوشیدنی‌ها سرشار از قندهای شیرین و نیز شیرین‌کننده‌های مصنوعی‌اند. ازاین‌رو، وقتی شما این نوشابه را می‌خورید، این حجم بالای قند در بدن به چربی تبدیل می‌شود و در نهایت تأثیر قند بر بدن را به صورت کاهش شادی و خوشحالی و تبدیل شخص به فرد عصبانی برجای می‌گذارد. فراموش نکنید جایگزین‌های بسیاری برای این نوشابه‌ها وجود دارد. مثل چای یخ خانگی، آب میوه‌های طبیعی و خنک، و حتی آب‌های طعم‌دار با تکه‌های میوه!

شیرینی‌ها و پیراشکی‌ها

دل خوشی امروزه بسیاری از افراد برای شروع یک روز جدید، خوردن شیرینی بزرگ داخل یخچال است! شیرینی و پیراشکی نه تنها سرشار از قند و شکر و البته روغن و کالری‌اند، بلکه مصرف آنها می‌تواند دلیل عصبانیت و کج خلقی باشد. ممکن است خوردن شیرینی‌ها از عادات همیشگی شما در صبحانه باشد، اما زمان آن رسیده تا مصرف آنها را کاهش دهید. فراموش نکنید مصرف آنها به تحریکات روزمره و عامل استرس‌زا قدرت خواهد داد تا شما را مضطرب و خشمگین کنند. برای شروع، بهتر است شیرینی‌های کم‌شیرین‌تر و تهیه شده از غلات کامل و سبوس‌دار را جایگزین آنها کنید. این شیرینی‌ها علاوه بر داشتن قند کمتر، به دلیل وجود سبوس، با کنترل اشتها راه کمکی کاهش وزن را ارائه می‌دهد.

مارگارین

اگرچه گفته می‌شود مارگارین یک روغن خوب است و هیچ ضرری برای سلامتی ندارد، اما واقعیت آن است که همین مارگارین متظاهر هم سرشار است از چربی‌های امگا ۶ که تأثیر زیادی بر تغییر خلق‌وخو دارد. مارگارین یک غذای واقعی نیست. به همین خاطر بدن در مواجهه با این ترکیب گیج می‌شود که چگونه با این همه چربی سر کند! پس چرا به جای مصرف مارگارین کره‌های گیاهی را انتخاب نکنیم؟

بادام‌زمینی‌های بسته‌بندی‌شده

بادام‌زمینی بسته‌بندی‌شده که در تمام مغازه‌ها به فروش می‌رسد را همه می‌شناسیم. این بادام زمینی فراوری شده سرشار از سدیم، افزودنی‌های طعم‌دهنده و رایحه‌های مصنوعی است که می‌تواند با اختلالاتی نظیر مشکلات تنفسی، خس‌خس کردن سینه، میگرن و احساس سوزش و ضعف عضلانی در ارتباط باشد. در عوض بهتر است بادام‌زمینی و سایر مغزهای تازه و بدون نمک یا حداقل فراوری نشده را انتخاب کنید.

چگونه خشم خود را کنترل کنیم

فروردین ۶, ۱۳۹۳ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

ممکن است ابراز خشم در یک مرحله یا مراحلی از ازدواج موثر واقع شود، اما معمولاً مخرب است و وقتی آثارش از یک زمان به زمان دیگر امتداد پیدا می‌کند حالت تخریب می‌گیرد. در این مطلب با خشم و عصبیت در زندگی زناشویی بیشتر آشنا می‌شوید.

مشاجره‌های پی در پی روی طرز تلقی زن و شوهر از یکدیگر تاثیر می‌گذارد. طرز تلقی‌های آرمان گرایانه از خشم و باورهایی از این قبیل که باید در هر شرایطی از ابراز آن اجتناب کرد.

ممکن است زنی که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد به این نتیجه برسد که اگر خشم خود را بروز دهد به سود او تمام شود. بعضی از اشخاص تصور می‌کنند که ابراز خشم موثر‌ترین راه تاثیر گذاردن روی همسر آنهاست اما متوجه نیستند که بروز خشم می‌تواند نتایج منفی قابل ملاحظه‌ای بر جای گذارد. و در ‌‌نهایت ممکن است بطور موقت یک رفتار ناپسند را فرو نشاند تا پس از رفع تهدید مجازات، از نو بروز کند.

در جریان زندگی زناشویی،‌گاه به‌نظر می‌رسد که احساس حق‌شناسی، عشق و محبت تاثیر خود را از دست می‌دهند. ممکن است زن و شوهر رفتار محبت‌آمیز دیگری را با این طرز تلقی که طبیعی است و باید باشد، بدیهی شمارند و درصدد واکنش متقابل برنیایند. در این شرایط و در غیاب ابراز خشنودی (که باید تقویت‌کننده رفتار مطلوب همسر باشد) احتمال اینکه زن و شوهر به شیوه‌های تنبیهی روی آورند افزایش می‌یابد. ممکن است زن و شوهر بعد از مشاجره با یکدیگر احساس آرامش کنند و بتوانند رفتارهای خوشایندتری داشته باشند اما‌گاه غرامت سنگینی پرداخت می‌شود. ممکن است زن و شوهر خاطره حرف‌های تند و تیز یکدیگر را سال‌ها در ذهن خود زنده نگهدارند و وقتی مشاجره‌های تند اسباب دلگیری زن و شوهر از یکدیگر می‌شود، احساس عشق و محبت در آن‌ها فرو می‌نشیند.

ما رفتارهای مطلوب را فرض مسلم می‌دانیم، اما رفتارهای نامطلوب را احساس کنیم و برای آن معنای سمبلیک منفی در نظر می‌گیریم. به همین دلیل است که از کنار صد‌ها رفتار خوب و متناسب همسر خود بی‌تفاوت می‌گذریم، اما از جزئی‌ترین کج‌رفتاری و خلاف او خشمگین می‌شویم و دود دعوا به چشم خودمان می‌رود

این پدیده ناشی از این حقیقت است که طرز تلقی‌های منفی به احساسات منفی نظیر رنجش و غم و اندوه می‌انجامد، به طور کلی، بهترین کاری که زن و شوهر می‌توانند بکنند این است که ابراز خشم خود را به حداقل برسانند. در ادامه مطلب به نکاتی در این زمینه اشاره کرده‌ام.

منبع گرفتاری

زن و شوهر در جریان اختلاف تقریباً همیشه یکدیگر را مقصر قلمداد می‌کنند، اما اگر بخواهیم بی‌طرفه قضاوت کرده باشیم، باید بگوییم هر دو در ایجاد مسئله نقش دارند. اما رجوع تنها به برخورد ظاهری زن و شوهر با یکدیگر کافی نیست.‌گاه عناد موجود ناشی از سوء تفاهمات، قضاوت‌های اشتباه ناشی از چشم‌اندازهای متفاوت زن و شوهر از یکدیگر است مشاجره زن و شوهر را اغلب به اختلاف در سبک و عادت آن‌ها نسبت می‌دهند: «مثلا یکی از طرفین آدم وقت‌شناسی نیست.»
مسئله اینجاست که زن و شوهر در اصل نمی‌دانند که اختلافشان از کجا نشأت می‌گیرد و بر سر چه می‌جنگند. با آنکه بنظر می‌رسد وقت‌شناس بودن هسته مرکزی دعوا باشد، واقعیت جز این است. مسئله عدم احساس مسئولیت و بی‌احساسی به خواسته‌های همسر و عدم رعایت آنهاست این خود رفتار نیست که خشم برانگیز است، بلکه تفسیری که روی این رفتار گذاشته می‌شود، یا سوء برداشت‌هاست که تولید دردسر می‌کند.
از آنجایی که به‌نظر می‌رسد رفتارهای مطلوب را فرض مسلم می‌دانیم، احتمال اینکه رفتارهای نامطلوب را احساس کنیم و برای آن معنای سمبلیک منفی در نظر بگیریم بیشتر می‌شود. به همین دلیل است که از کنار صد‌ها رفتار خوب و متناسب همسر خود بی‌تفاوت می‌گذریم، اما از جزئی‌ترین کج‌رفتاری و خلاف او خشمگین می‌شویم.
در این شرایط به احتمال زیاد زن و شوهر به جنگ طرز تلقی‌های خیالی یکدیگر می‌روند، اما با آنکه همین طرز تلقی‌های خیالی زمینه‌ساز اختلاف شده‌اند، دود دعوا به چشم خودشان می‌رود.

حل مسئله درونی

به عنوان نخستین قدم برای تخفیف شدت خشم در زندگی زناشویی، باید سهم ذهنیت خود را در ایجاد مسئله مشخص سازید و چون احتمال اینکه رفتار همسرتان را به اشتباه تفسیر کرده باشید زیاد است، برداشتن این قدم ضروری می‌نماید.

وقتی احساس می‌کنید که به خشم آمده‌اید از خود بپرسید: آیا خشم من بجاست؟ آیا متناسب و به اندازه است؟ آیا ناشی از خود من است؟ یا در اثر مشکلی که در روابط ما وجود دارد صورت خارجی گرفته است؟ آیا ممکن است برداشت من اشتباه باشد؟ آیا برداشت من با آنچه اتفاق افتاده ارتباط منطقی دارد؟ اگر رفتار همسر خود را درست تفسیر کرده‌اید، و به راستی رفتار بدی داشته است، از خود بپرسید آیا ممکن است که این طرز تلقی ناشی از خطاهای‌شناختی گسسته‌بینی، تجریدهای بی‌پایه و اساس، و … باشد. هم‌چنین از خود سوال کنید که آیا از حمله به همسر خود لذت می‌برید؟ باید دید که آیا در اصل به روابط زناشویی شما کمکی می‌کند یا خیر.

تفکر خود را تغییر دهید

تا اینجا به تاثیر طرز تفکر، سوء‌تفاهم و خطای فکر که بر شدت خشم شما می‌افزاید توجه کردیم. با توجه به نقش این عوامل باید افکار و معانی موجود در پس پرده عصبانیت را تحلیل کنیم.
برای استفاده از روش‌های شناخت درمانی به خلاصه زیر توجه کنید:
۱- به افکار اتوماتیک و واکنش‌هایتان توجه کنید و مترصد خطاهای‌شناختی خود باشید.
۲- در طرز تلقی خود نسبت به همسرتان تجدید نظر کنید.
۳- چشم‌اندازهای خوب همسرتان را ببینید.
۴- حواس خود را به امور دیگری جلب کنید.

افکار اتوماتیک و واکنش‌های منطقی (قالب بندی)

هدف این است که زن و شوهر بتوانند تصویر متعادل‌تری از یکدیگر بدست آورند اگر بخواهید می‌توانید برای رفتارهای خود دلیلی حدس بزنید و بعد درستی برداشت خود را با رجوع مستقیم به نقطه نظر همسرتان بیازمائید.

افکار اتوماتیک:

با دوستانش به گردش رفته است و این ثابت می‌کند که برای من و بچه‌ها ارزشی قایل نیست.
مادر بی‌عرضه‌ای است، بچه‌ها هر کاری که بخواهند با او می‌کنند.

خیلی وسواس به خرج می‌دهد.

در سفر با همه صحبت می‌کند.

در پول خرج کردن وسواس عجیبی دارد، حساب دینارهای خرج مرا نگه می‌دارد.

واکنش منطقی:

با این کار اعصابش راحت می‌شود. هر وقت با دوستانش به گردش می‌رود روحیه‌اش بهتر می‌شود.
مادر بسیار مهربانی است بچه‌ها هم عاشق او هستند. از آن گذشته بچه‌ها هم بد نیستند و مشکلی تولید نمی‌کنند.

بدرفتاری و شیطنت کردن برای بچه‌ها طبیعی است، آن‌ها هیچ اشکالی ندارند.

کدبانوی بسیار منظمی است بالاخره کسی هم باید به مسائل مالی خانه توجه کند. او از عهده این کار بخوبی بر می‌آید.

با تمرین این دیدگاهها می‌توان ذهنیت خود را بررسی و خشم را تا اندازه زیادی کنترل کرد.

استرس در کودکان

مرداد ۲۶, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

بعضی کودکان ممکن است بسیار کلافه باشند و حالات آنها کاملاً طبیعی به نظر بیاید. و بعضی ممکن است حالات مختلفی بروز دهند؛ که می توان به تغییر الگوی خواب و بیداری و یا برگشت به رفتارهای خردسالی(مکیدن انگشت شصت، خیس کردن رخت خواب، چسبیدن به والدین و …) اشاره کرد.

استرس علائم متفاوتی دارد که هر کدام از آنها می توانند ند علائم شرایط یا بیماری های دیگری غیر از استرس باشند. ولی به هر حال به هر تغییر ناگهانی در رفتار کودکان که مربوط به مراحل رشد نباشد باید توجه کرد. بعضی از این علائم و یا یک یا دو مورد ناگهانی که مدتی دراز به طول انجامند، نیازمند مراقبت های بیشتر هستند. به هر صورت هرگاه استرس وارد زندگی کودک شود به طوریکه کودک احساس سرخوردگی، پریشانی یا بیماری فیزیکی کند باید به یک متخصص( پزشک کودکان، مشاور مدرسه و یا یک روان شناس) مراجعه کرد.

علائم استرس: تا ۵ سالگی

کودکان اغلب نمی توانند به شما بگویند که دچار استرس شده اند اما رفتارشان آنرا آشکار می کند. نوزادان، نوپاها و کودکان پیش دبستانی استرس خود را با چسبیدن به والدین، گریه ی بیش از حد معمول، کج خلقی و رفتارهای واپس رو (مثل مکیدن انگشت شصت، خیس کردن رخت خواب، ترس از تاریکی و …)، جنبش، دعوا و کتک کاری و نرفتن به دستشویی، نشان می دهند. البته گریه، کج خلقی و بیدار خوابی شبانه ممکن است واکنشی طبیعی به مرحله ای از رشد هم باشد. کودکان ممکن است طی فراگیری ایستادن، صحبت کردن یا دیگر مهارت ها دچار خستگی شوند. ممکن است چند روزی بیش از حد گریه کنند و دوباره به خصوصیات معمولشان برگردند. اگر این حالت ادامه یافت ممکن است نشانه ی استرس باشد.

از دیگر علائم استرس می توان به عصبانیت، رفتار های پر خطر و حتی واکنش نا متعارف به صداهای ناگهانی و بلند اشاره کرد. این واکنش تکان خوردن یک عامل بارز وجود استرس در نوزادان و کودکان نوپااست.

علائم استرس: ۶ تا ۱۱ سالگی

این گروه نسبت به گروه سنی قبلی بهتر می توانند درباره استرس خود به شما پیام بدهند و به شما بگویند که استرس دارند.  البته چه بگویند که استرس دارند یا خیر در صورت مواجه شدن با استرس بازهم رفتارهای غیرعادی از خود بروز می دهند.

کودکان مدرسه ای که استرس دارند اغلب علائمی چون شکم درد، سردرد، مشکلات تنفسی، مشکلات خواب، بی اشتهایی یا پر اشتهایی، بهبود دیر پس از بیماری، لکنت زبان، نیاز زیاد به رفتن دستشویی یا دندان غروچه کردن خصوصا هنگام خواب دارند.

آنها اغلب بینی شان را زیاد می گیرند و ناخن هایشان را کوتاه می کنند و کابوس می بینند و ممکن است به رفتارهای خردسالی برگردند( خیس کردن رختخواب، کج خلقی و حرف زدن بچه گانه).

همچنین کودکان استرس دار ممکن است دروغ بگویند، قلدری و سرکشی کنند، خشم بروز دهند، تحریک پذیر شوند، رفتارهای نامنظم داشته باشند، دیگر کودکان را بزند، از رفتن به مدرسه سرباز زنند و در مدرسه نمرات پایینی بگیرند. ممکن است حملات وحشتزدگی داشته باشند، عقب بکشند، ناله کنند، افسرده باشند، علاقه به انجام فعالیت های روزانه را از دست بدهند، نگران به نظر برسند، تمرکز نداشته باشند، گریه کنند و تنبل باشند، سانحه پذیر باشند و یا دوستانشان را از دست بدهند.

علائم استرس: ۱۲ تا ۱۸ سالگی

قبل از نوجوانی و جوانی گرچه فرد مستعدترین دوره را برای تقویت مهارت های ارتباطی می گذراند، اما اغلب کمتر صحبت می کنند. آنها ممکن است تاثیر همه چیز بر خود را رد کرده و از صحبت کردن سرباز زنند.

در زمان استرس، نوجوانان رفتارهای ابتدایی از خود بروز می دهند که کودکان مدرسه ای در هنگام استرس بروز می دهند. هرچند رفتار واپس رو آنها خیس کردن رختخواب و صحبت بچه گانه نیست ولی به صورت نپذیرفتن مسولیت های بزرگسالان و بازی کردن بیشتر بروز می دهند یا ممکن است نخواهند به دانشگاه بروند و آنرا به زبان بیاورند.

نوجوانان استرس دار ممکن است رفتارهایی مخاطره آمیز و یا حتی تمایل به خودکشی از خود نشان دهند.

در پایان باید بگویم که بچه ها قادر نیستند که برای ما استرسشان را بیان کنند یا حداقل این کار برای آنها ساده نیست اما رفتارها و نشانه های فیزیکی از خود بروز می دهند که برای ما نشانه ای است تا با یک روانشناس یا مشاور با تجربه صحبت کنیم.

yadbegir.com

علم روانشناسی

مرداد ۱۵, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

هزاران سال است که «روح و روان» ، را به خود مشغول کرده است: این موضوع را می‌توان با نگاهی به آثار برجای مانده از گذشتگان استنباط کرد. انواع مختلفی از مراسم مذهبی یا غیر مذهبی که برای آرامش ارواح مردگان یا دور کردن ارواح خبیثه انجام می‌شد موید این مطلب است.

امروزه نیز به مانند گذشته «روح و روان» همان اهمیت گذشته خود را با وجود تغییرات بنیادی در ارزش‌ها و تعاریف ما از مسائل حفظ کرده است و کمتر کسی را می‌توان سراغ داشت که «علم روان شناسی» بی‌نیاز باشد.

این علم با همه جوانب زندگی ما در ارتباط است. شیوه‌های تعامل والدین با فرزندان ، شیوه‌های فرزند پروری ، درمان مشکلات روانی و خانوادگی ، گزینش افراد مناسب برای یک کار ، تعلیم و تربیت دانش آموزان استثنایی و … همه نمونه‌هایی از مسائل مربوط به روان شناسی است.

تعریف روانشناسی

روان شناسی علمی است که به بررسی علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی می‌پردازد. منظور از «رفتار» در روان شناسی ، آن دسته از فعالیت‌های جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاه‌های آزمایشگاهی قابل مشاهده است. و منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیت‌های جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی می‌توان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد.

نمونه‌هایی از رفتار عبارتند از : مطالعه کردن ، صحبت کردن ، ورزش کردن ، خوابیدن ، حرف زدن در خواب ، آب دهان انداختن ، گره کردن مشتها و … و نمونه‌هایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از : حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و …

تاریخچه

سال ۱۸۷۹ میلادی سال آغازروانشناسی علمی است، سالی که «ویلهم وونت» – بنیانگذار و پدر علم روانشناسی – اولین آزمایشگاه روان شناسی را رسما در دانشگاه لایپزیک آلمان تاسیس کرد. این کار او باعث شد، روان شناسی از فلسفه جدا شود. روان شناسی وونت مبتنی بر مکتب درون‌نگری به عنوان روشی برای برای مطالعه ذهن و روان بود.

درون‌نگری یعنی «مشاهده و تجزیه کردن فرآیندهای ذهنی هوشیار درون فرد (احساسات ، تصورات ، تفکرات) به همان صورتی که فرد (آزمودنی) اظهار می‌دارد. روش درون نگری از فلسفه به وونت رسیده بود ولی بنظر او درون نگری فلسفی به تنهایی کافی نبود، بلکه باید با آزمایش کنترل شده تکمیل شود

کارهایی که برای آرامش باید انجام دهید

مرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

کارهایی که برای آرامش باید انجام دهیم عبارتند از:

۱نفس عمیق بکشید

برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی ‌تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپر مارکت.

۲٫ به یک سفر خیالی بروید

خیلی وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید. طبق روش، برای انجام دادن این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمانتان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی‌آفتاب.

۳٫ کمی ‌آهنگ گوش کنید

آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای این جور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان‌هانسر، مسئول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید:” فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد.”

۴٫ برعکس حرف بزنید

وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید، تمرکز روی این کار موجب می‌شود که ذهنتان عامل استرس و فکر ناراحت‌کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف‌زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.

۵٫ بالانس بزنید

در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.

۶٫ از ته دل بخندید

از نظر روانشناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید. به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین طور الکی بخندید.

۷٫ آفتاب بگیرید

وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی‌آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام دهید یا ماشین‌تان را کمی ‌دورتر پارک کنید و کمی‌ زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی‌ کنار پنجره بایستید.

۸٫ طناب بزنید

طناب زدن فقط برای بدن سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که ۲۰ دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب بوجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.

۹٫ با دوستان تان تماس بگیرید

حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرفتان را می‌فهمد از هر آرام بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.

۱۰٫ ماساژ درمانی را فراموش نکنید

اگرچه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند. طبق مطالعات انجام شده، مشخص شده است در آغوش گرفتن کودک و یا ماساژ دادن بدن یک نوزاد با روغن بچه می‌تواند علاوه بر آرامش کودک مجب آرامش مادر هم شود. با این کار سطح هورمون استرس کورتیزول در خون مادر پایین می‌آید.

حفظ آرامش در زمان امتحانات

مرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

باید روند برنامه های مدرسه را طبیعی جلوه دهیم . بهترین اقدام برای راحت رسیدن به هدف حفظ آرامش ، داشتن روحیه بانشاط و فعال است . سعی کنیم در ایام امتحانات خود را کاملاً آرام کنیم

در برنامه های روزانه خود یکسره درس نخوانیم

حداقل برای هر ۵۰ دقیقه برنامه مطالعاتی ۱۰ دقیقه به مغز خود استراحت بدهیم ، پژوهشگران معتقدند بازده ۶ ساعت مطالعه مداوم به اندازه ۲ ساعت مطالعه با استراحت بین فاصله های زمانی است

زمانی که ۱۰ دقیقه به ذهن خود استراحت دهید ، کارکرد ذهن را افزایش میدهید

هرگز با برنامه های مدرسه و کلاس به مقابله نپردازیم ، زیرا تصور این فکر ، جسم و روح را خسته می کند و یادگیری را مشکل میسازد

حتماً نکاتی را که برای شما سخت است ، یادداشت برداری نموده تا در فرصتهای مرده چندین بار آنها را مطالعه کنید

در حین مطالعه حتماً مواد قندی سالم مثل خرما ، شیرینی جات مصرف کنید

همیشه به فرا رسیدن پایان امتحانات فکر کنید و همچنین به این مطلب که این ایام به سرعت می گذرد

ضعف دروس عربی و زبان را می توان با تمرین و تکرار خصوصاً از طریق نوارهای ضبط شده بالا برد که کاملاً در حافظه ثبت شود

در هفته یک تفریح ۵-۴ ساعته برای خود مثل رفتن به پارک ، استخر ، سینما و موزه در نظر بگیرید

هرگز با ذهن خسته درس نخوانید ، یک ساعت درس خواندن با ذهن آرام موثرتر از چندین ساعت مطالعه با ذهن خسته است

در ایام امتحانات به تغذیه خود توجه کنید

اگر در ایام امتحانات برای یک درس زمان اضافه دارید ، به درسهایی که نیاز به زمان بیشتری دارند ، بپردازید

برای درسی که ضعف بیشتری دارید ، هر روز نیم ساعت زمان در نظر بگیرید و طبق تقسیماتی که دارید ، تمام بخشها را رفع اشکال کنید

تمام اطلاعات را به صورت نکته ثبت کنید

در اوقات مُرده به پیش مطالعه بپردازید

برای درک مطالب مشکل ، مثال ، رمز و تصویری در نظر بگیرید و بدین طریق آنها را رمز گذاری کنید

در مطالعه با افزایش سرعت خواندن از پراکندگی حواس جلوگیری و تمرکز حواس خود را افزایش دهید

حتماً درس ها را دوست بدارید ، چون ارتباط برقرارکردن با درس به میزان ۳۰ % فهم و درک مطلب را افزایش می دهد

در نظر داشته باشید که یک دانش آموز توانمند ، اراده و اعتماد به نفس خود را تقویت می کند و با روحیه ای شاد و آرام و اعتقاد به خدا برنامه ها را دنبال میکند

روش کنترل اضطراب و نگرانی

مرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

استرس در زندگی روزمره، امری عادی است و گاه می‌‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد؛ اما هنگامی که جنبه مرضی پیدا کند و بصورت نگرانی و اضطراب دائم درآید و افکار و اعمال انسان را تحت تأثیر قرار دهد، می‌‌تواند خطرناک باشد.

میزان اضطراب در افراد گوناگون، متفاوت است. ممکن است موقعیتی که برای فردی بسیار نگران کننده است برای دیگری اصلا استرس زا نباشد و بالعکس. مثال بارز این مسأله، سخنرانی در میان جمع است که در برخی افراد نگرانی زیادی ایجاد می‌‌کند، در صورتیکه برای برخی دیگر امری بسیار عادی تلقی می‌‌شود. بنابراین بهترین راه برای غلبه بر استرس پیدا کردن راه حل و تکنیکی متناسب با شخصیت فرد می‌‌باشد.

عوامل استرس زا

برای اینکه بر اضطراب خود غلبه کنید، باید تشخیص دهید که چه زمانی و چرا دچار نگرانی می‌‌شوید. اکثر ما فکر می‌‌کنیم که اضطراب نتیجه عوامل خارجی است، اما باید بدانیم که عامل اضطراب در خود ما وجود دارد و واکنش و نگرش ما به موقعیت‌ها و مسائل است که اضطراب را به وجود می‌‌آورد. اگر شما یک دانش آموز هستید، ممکن است حضور در کلاس، کنفرانس دادن، صحبت با معلمان، برقراری ارتباط با دیگر دانش آموزان، امتحان و بسیاری مسائل دیگر در شما ایجاد اضطراب کند. البته این یک امر عادی است، اما شما باید سعی کنید عوامل و موقعیت های استرس زا را به خوبی تشخیص دهید تا بتوانید بر اضطراب بی مورد خود غلبه کنید.

غلبه بر اضطراب

راههای زیادی برای غلبه بر اضطراب وجود دارد، اما شما باید راهکار مناسبی را که با شخصیت شما متناسب است، بیابید و بکار ببرید. بخاطر داشته باشید بعضی از این مهارت‌ها نیاز به تمرین مستمر دارند تا ثمر بخش شوند. درست مثل دوچرخه سواری و یا شنا که نیاز به تمرین مداوم دارند، این مهارت نیز با تمرین مداوم، پرورش می‌‌یابد و به زودی شما می‌‌توانید احساس نگرانی خود را به راحتی کنترل کنید.

۱- نفس عمیق بکشید

وقتی مضطرب هستید، نمی توانید به راحتی نفس بکشید و این مسأله به خودی خود تولید استرس می‌‌کند. ممکن است حتی بدون آنکه متوجه باشید نفس خود را در سینه حبس کنید. میزان اکسیژن در خون کاهش می‌‌یابد و عضلات شما منقبض می‌‌شوند. ممکن است احساس سردرد کنید و یا نگرانی شما افزایش یابد. بعد از این هرگاه احساس نگرانی کردید، نفس عمیق بکشید، و چند ثانیه هوا را در ریه های خود نگه دارید. سپس به آرامی تا ۱۰ بشمارید و هوا را آزاد کنید.

۲- برای انجام کارهای خود برنامه ریزی کنید

یکی از عوامل استرس زا استفاده نادرست از زمان و نداشتن برنامه ریزی مناسب می‌‌باشد. لیستی از وظایف روزانه خود تهیه کنید و بر اساس درجه اهمیت آنها را تنظیم کنید. سعی کنید کارهای مهم تر را زودتر انجام دهید. بعد از انجام هر کار، آن را از لیست برنامه خود خط بزنید. صبح قبل از هر چیز کارهای را انجام دهید که علاقه چندانی به آنها ندارید، اما مجبورید انجام دهید. به این ترتیب، بقیه روز احساس نگرانی کمتری خواهید کرد.

۳- با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنید

سعی کنید دوستان بیشتری پیدا کنید. هرگاه احساس تنهایی و یا نگرانی کردید به دیدار یکی از دوستان خود بروید و با او صحبت کنید.

۴- به ذهن خود استراحت بدهید

تجسم یک منظره زیبا می‌‌تواند ذهن شما را از یک موقعیت استرس زا دور کند. هر گاه فرصت کردید، چشم های خود را ببندید و مکانی آرام و زیبا را در ذهن خود مجسم کنید. سعی کنید تمام جزئیات آن مکان را احساس کنید. ( نوای دلنشین، منظره زیبا، عطر دل انگیز و … ) همچنین می‌‌توانید با خواندن یک کتاب و یا گوش کردن به یک موسیقی آرام و دلنشین، اضطراب را از خود برانید.

۵- فعال باشید

فعالیت های بدنی نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. شما با ورزش کردن و سایر فعالیت های بدنی می‌‌توانید فشارهای روانی ناشی از اضطراب را کاهش دهید. سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا کنید و بطور منظم به انجام آن بپردازید. ورزش، کارهای هنری، رسیدگی به گل‌ها و باغچه و … در زمانیکه مضطرب هستید می‌‌تواند شما را آرام کند و انرژی بیشتری به شما بدهد. بخاطر داشته باشید که جسم و روح جدایی ناپذیرند.

۶- مراقب سلامتی خود باشید

شرط داشتن جسم و روحی سالم، تغذیه مناسب و استراحت کافی می‌‌باشد. بدن سالم و قوی برای غلبه بر استرس آمادگی بیشتری دارد. درست مثل یک ماشین که بدون بنزین از حرکت می‌‌ایستد، بدن شما نیز بدون تغذیه مناسب و خواب کافی قدرت خود را از دست داده و به راحتی تسلیم موقعیت های استرس زا می‌‌شود. پس مراقب خواب و خوراک خود باشید.

۷- خندیدن را فراموش نکنید

خنده بهترین راه برای غلبه بر استرس می‌‌باشد. گاه گاهی فیلمی کمدی نگاه کنید و یا جمله طنزی بخوانید تا حس شادی و نشاط در شما زنده شود.

۸- خوش بین باشید

وقتی که مضطرب هستید اغلب به همه چیز با دید منفی نگاه می‌‌کنید. برخی افراد به این مسئله عادت کرده اند و در واقع همیشه نیمه خالی لیوان را می‌‌بینند. اگر شما جزو این دسته افراد هستید، سعی کنید این عادت را ترک کنید. به نقاط روشن و زیبای زندگی فکر کنید و خوش بین باشید. بعد از این به دنبال نکات مثبت یک مسأله باشید نه نکات منفی. خنده یک کودک، دیدن یک دوست قدیمی، آواز یک پرنده، طلوع خورشید، سلامتی، شادابی، جوانی و…. نمونه هایی از نکات مثبت و روشن زندگی می‌‌باشند.ممکن است این نکات بسیار ساده و ناچیزبه نظر آیند،اما به تدریج همین نکات ناچیز می‌‌توانند دید شما را نسبت به زندگی تغییر دهند و از اضطراب شما بکاهند.

۹- به خدا توکل کنید

آخرین و مهمترین نکته آنکه در همه حال به خدا توکل کنید و از او یاری بخواهید تا همواره در آرامش به سر ببرید.

تاثیر هیجان و فشارهای روانی بر مادر باردار

تاثیر هیجان و فشارهای روانی بر مادر بارداراز جمله خصایص طبیعی مادران باردار سرعت و شدت هیجان و احساسات است، بنابراین نامساعد بودن محیط زندگی بر این سرعت و شدت می افزاید یا موجب ناراحتی روانی او می شود و این حالت هیجانی شدیداً و مستقیماً روی جنین اثر می گذارد و خطراتی را برای او به بار می آورد و در بعضی از موارد باعث مرگ مادر باردار می شود یا این امکان وجود دارد فرزند او از همان دوران کودکی یک فرد هیجانی و عصبی مزاج باشد.

به بیان دیگر فشار روانی مداوم مادر کودک را به اضطراب های مادرزادی مبتلا می کند و رشد پس از تولد او را تحت تاثیر قرار می دهد. فراموش نکنیم که «هیچ چیز مانند هیجان های درست و منطقی و عواطف پاک، انسان را سرزنده نگه نمی دارند.»

● عواملی که در دوران بارداری باعث فشار روانی می شوند عبارتند از؛

▪ آبستنی ناخواسته یا بدون برنامه ریزی
▪ طفل ناخواسته
▪ بچه نخست
▪ خانواده بزرگ
▪ ناکافی بودن درآمد خانواده
▪ تغذیه نامناسب مادر
▪ نبودن مراقبت پیش از تولد
▪ فشارها و ناراحتی های بدنی
▪ ترس از تولد بچه
▪ کار کردن مادر در دوران بارداری و فشارهای کاری
▪ احتمال ناهنجاری های بچه
▪ احتمال بد شکلی بچه
▪ سن کم مادر
▪ سن زیاد مادر
▪ فشارهای اجتماعی و گاهی اوقات اطرافیان مادر
▪ فاصله کم بین بارداری ها

● بهترین فاصله بین دو بارداری چقدر است؟

وقتی خبر تولد اولین فرزند خانواده به گوش می رسد، همه بدون استثنا خوشحال می شوند. مادر هم که از همه خوشحال تر است چون باری را که ۹ ماه با خودش حمل کرده بر زمین می گذارد.
اما بعد از مدتی کوتاه سیلی از افکار مختلف و نگرانی های تازه به ذهن او هجوم می آورند. یکی از این نگرانی ها ترس از بارداری مجدد است و اینکه مادر و پدر هر دو باید تصمیم بگیرند که دومین فرزند خود را (البته اگر می خواهند فرزندی دیگر داشته باشند) چه موقع به دنیا دعوت کنند، و اینجاست که بحث فاصله گذاری بین بچه ها داغ می شود.یک مادر ۳۴ساله می گوید؛ «ما ۳ فرزند داریم که فاصله آنها از هم ۱۹ ماه است. وقتی خیلی کوچک بودند زندگی ما به یک جهنم واقعی تبدیل شده بود. تصور کنید سه بچه با فاصله کم و با نیازهای تقریباً مشترک چه بلایی بر سر آدم می آورند؟ اما الان که آنها بزرگتر شده اند اوضاع خیلی خوب است. آنها تنها نیستند و حسابی با هم بازی می کنند.»

ایراد این ماجرا کاملاً مشخص است. پدر و مادر از شدت خستگی جسمی و روحی تاب و توان ندارند. وقتی فاصله سنی بچه ها از هم کم باشد پدر و مادر حداقل برای یکی دو سال اول به شدت خسته اند. این صحنه را تصور کنید که مادر باید در همان حالی که به نوزادش شیر می دهد، بچه بغل به دنبال کودک نوپای خودش هم بدود. ای کاش فقط دویدن بود چون باید همراه او از مبل و میز و صندلی هم بالا و پایین برود،به این ترتیب پشت سر هم بچه دار شدن که در قدیم بسیار دیده می شد، طوری که فاصله بچه ها از هم فقط ۹ ماه بود، در این روز و زمانه، یک فاجعه محسوب می شود. از نظر علمی هم عدم فاصله گذاری مناسب بین فرزندان مردود است.
همزمان با شیر دادن به یک فرزند، مادر باید به فرزند دیگر هم که در رحم در حال رشد است، مواد غذایی برساند که در بسیاری موارد این کار به ضرر هر سه نفر تمام می شود. ضمناً مادر بارداری که با تهوع و علائم اولیه بارداری دست به گریبان است و به دلیل مراقبت از فرزند دیگر که هنوز کوچک است، خواب کافی هم ندارد نمی تواند مراقبت خوبی از خود و کودک متولد شده به عمل آورد که در این بین تکلیف جنین هم کاملاً مشخص است.

در اواخر بارداری هم که مادر سنگین می شود، کودک اول انتظار دارد که مادر او را در آغوش گرفته و راه ببرد و این مساله برای مادر کاملاً عذاب آور و در شرایطی غیرممکن است. شاید به خاطر همین مشکلات، بسیاری از خانواده ها تصمیم می گیرند که فاصله بین بچه ها بیشتر باشد. بعضی ها صبر می کنند تا فرزند اول کاملاً مستقل شده یعنی خودش غذا بخورد، دستشویی برود و لباس بپوشد و بعد به فرزند دوم فکر کنند، بعضی ها هم معتقدند بچه اول به مدرسه برود و چند سال هم صبر کنند تا او از پس مشکلات مدرسه برآمده و بعد بچه دار شوند.شاید جالب باشد بدانید فاصله گذاری بیش از حد بین بچه ها هم خودش دردسرهایی دارد که باید به آنها هم توجه کرد.

● نه کم، نه زیاد

جدیدترین مطالعات نشان داده اند فاصله خیلی کم یا خیلی زیاد بین بچه ها باعث بروز مشکلاتی در دومین کودک شده و احتمال این خطرها بسیار زیاد می شود.
این مطالعه که در مجله انجمن پزشکی امریکا به چاپ رسیده، توسط محققان دانشگاه کلمبیا انجام شده است. آنها معتقدند اگر فاصله بین بچه ها کمتر از ۱۸ ماه یا بیشتر از ۵۹ ماه باشد، امکان بروز مشکلات متعدد برای فرزند دوم افزایش پیدا می کند.در این مطالعه سن مادر و حتی وضعیت اجتماعی اقتصادی او هم در نظر گرفته شده است.

آنها بر این باورند اگر فاصله بارداری ها کمتر از ۱۸ ماه باشد، ۴۰ درصد خطر تولد نوزاد نارس بیشتر شده، امکان کم بودن وزن نوزاد حین تولد ۶۱ درصد افزایش پیدا کرده و زمان تولد نوزاد هم در ۲۶ درصد موارد کمتر از یک نوزاد طبیعی می شود. شاید جالب باشد که به این نتایج بیشتر و دقیق تر توجه کنیم. اگر فاصله بین بارداری ها کمتر از ۱۸ ماه باشد به ازای هر یک ماهی که این فاصله کوتاه تر می شود، باید منتظر این اتفاقات باشیم؛ خطر تولد نوزاد نارس تا ۲ درصد و خطر تولد نوزاد با وزن کم تا ۳/۳ درصد بیشتر می شود.

از طرف دیگر اگر فاصله بارداری ها بیش از ۵۹ ماه (یا ۵ سال) باشد، خطر تولد نوزاد نارس تا ۶/۰ درصد و نوزاد با وزن کم تا ۹/۰ درصد بیشتر می شود. شاید به همین دلایل باشد که متخصصان زنان و زایمان معتقدند برای فاصله گذاری بین بچه ها باید عاقلانه تصمیم گرفت. از طرفی خانواده باید از نظر جسمی، روحی و مالی به وضعیت مناسب تری برسند و وقت کافی برای هر بچه بگذارند.

از طرف دیگر اگر این فاصله بسیار زیاد باشد علاوه بر بروز خطرات جسمی، مادر دچار سالخوردگی و بی حوصلگی شده و امکان رشد و پرورش مناسب را برای او ندارد ضمن اینکه خطرات ژنتیکی هم برای کودک دوم مطرح است.در واقع، وقتی فاصله بارداری ها زیاد باشد ظرفیت و توان بارداری مادر کم شده و همین کاهش توان باروری مادر باعث می شود جنین نتواند به طور صحیح و مطلوب رشد و تکامل پیدا کند.

تحقیقی دیگر که در مجله پزشکی انگلیس چاپ شده است، نشان داده فاصله کم بین بارداری ها خطر مرگ نوزاد را بیشتر می کند. این محققان به پروتئینی اشاره کرده اند که تنظیم کننده زایمان است و وقتی فاصله بارداری ها کم باشد امکان توان این پروتئین در بارداری وجود ندارد، در نتیجه خطر مرگ جنین را تهدید می کند.

● عجله، کار کیست

تحقیقات و بررسی های متعدد فواید فاصله گذاری مناسب بین بچه ها را کاملاً روشن کرده است، چون در این بین نه تنها سلامت جسمی و ذهنی کودک وضع بهتری پیدا می کند بلکه والدین هم فرصت رسیدگی به بچه ها را پیدا کرده و کیفیت زندگی و تکامل کودکان بسیار بهتر و بیشتر می شود. در اکثر بررسی ها مشخص شده است وقتی فاصله بین کودکان کمتر از ۲ سال باشد احتمال کاهش بهره هوشی (IQ) در کودک بیشتر از خانواده هایی است که فاصله بین بچه هایشان بیشتر از ۲ سال است.

ضمناً وقتی فاصله سنی بچه ها از هم بسیار زیاد باشد امکان برقراری ارتباط و بازی با هم در آنها کم می شود. البته در بعضی موارد این فاصله گذاری ها به دلیل بی دقتی نیست. گاهی بارداری ناخواسته اتفاق می افتد و گاهی مادر به دلیل نازایی به وسیله روش های مختلف درمان شده است و می ترسد که با افزایش سن امکان بارداری مجدد در او بسیار کمتر شود، در نتیجه به فاصله کمی بچه دوم را به دنیا می آورد.

با توجه به تمامی این نکات و با دقت به این موضوع که در مورد فاصله مطلوب بین بارداری ها هنوز بحث و اختلاف نظر وجود دارد، اما دانشمندان همچنان معتقدند این فاصله نباید کمتر از ۱۸ ماه (البته بعضی ها حداقل ۱۸ تا ۲۳ ماه را توصیه می کنند) یا بیشتر از ۵ سال باشد چون در هر دو حالت، امکان بروز مشکلاتی برای کودکان و والدین وجود دارد.

منبع: Planning a Family: Web MD
گردآورنده: طلعت ساکی
روزنامه اعتماد

خواب نوزادان

اگر برای خواباندن کودک خود هر شب بامشکل مواجه هستید باید بدانید که این فقط مشکل شما نیست. تقریبا یک چهارم از کودکان زیر ۵ سال مشکل خواب دارند. امتناع کردن از خواب یا راه رفتن در خواب، گاهی هر دو با هم مشکلات رایج خواب کودکان هستند.

وقتی کودک شما در خواب راه می رود، مسلما این مساله در الگوی خواب شما هم تاثیر می گذارد و ممکن است منجر به افسردگی شما بشود.
از چه روش های خواباندن می توان کمک گرفت؟

به کار بردن روش هایی که در ادامه ذکر می کنیم، می تواند به شما کمک کند تا فرزند خود را که حدود ۶ هفته سن دارد، راحت تر بخوابانید. در اجرای این راه ثابت قدم باشید و روش ها آن را حتی در تعطیلات نیز اجرا کنید.

• با روحیه شاد و سرزنده در طول روز به کودک خود غذا بدهید و در طول شب نیز با آرامش و سکوت این کار را انجام دهید. این کار کمک می کند تا ساعت بدن فرزند شما تنظیم شود و تفاوت روز و شب را درک کند.
• به فرزند خود این اجازه را بدهید از ۶ هفته گی تا ۸ هفته گی، خودش بخوابد. وقتی او خواب آلوده اما هنوز بیدار است او را زمین بگذارید و به پشت بخوابانید. اگر همیشه سعی کنید فرزندتان را شیر یا او را تکان بدهید تا بخوابد، او به این کار عادت می کند و دیگر نمی تواند خودش به تنهایی بخوابد. بنابراین، این مساله کاملا به شما بستگی دارد.
• یک عادت خوابی مشخص تعیین کنید. سعی کنید این عادت کوتاه و ساده باشد. مثلا او را حمام کنید، پوشکش را عوض کنید، لباس راحت تنش کنید و برای او آواز بخوانید یا قصه تعریف کنید. حتی می توانید با فرزند خود حرف بزنید. مطمئن شوید اتاق خواب کودک شما بهترین مکان برای استراحت اوست. بهتر است این کارها بیشتر از ۴۵ دقیقه طول نکشند.
• وسایل مطمئنی همچون پتو یا بالشتک های شکل دار به او بدهید. بد نیست چند دقیقه ای آنها را نزدیک خود نگه دارید تا بوی شما را به خود بگیرند. اگر به فرزند خود شیر می دهید می توانید مقدار از شیر سینه خود را روی یک تکه پارچه بچکانید. کودکان شامه بویایی قوی دارند و هنگامی که وحشت زده از خواب می پرند، استشمام بوی شما می تواند آنها را آرام کند.
چرا کودک من درست نمی خوابد؟
• اگر فرندتان ۴ یا ۵ ماهه است به او اجازه دهید راحت گریه کند. اگر بعد از زمین گذاشتن او، کودکتان گریه می کند حتما به او توجه کنید. به آرامی او را نوازش کنید و سعی کنید حرف های خوب بزنید تا به آرامی بخوابد. آرام اما قوی باشید. اتاق را ترک کنید و حدود ۲ تا ۵ دقیقه منتظر بمانید و سپس دوباره به فرزند خود سر بزنید. این کار را چندین بار تکرار کنید تا او آرام بخوابد. می توانید فاصله زمانی را در هر بار سر زدن، بیشتر کنید.
• اگر دوست دارید فرزندتان در رختخواب شما بخوابد، او را در آغوش بگیرید. او را آرام کنید و او به خوبی متوجه می شود که زمان خواب فرارسیده است. او را در کنار خود بخوابانید و نوازش کنید، خودتان را به خواب بزنید و سعی کنید به او بفهمانید که زمان خواب است. اگر فرزند شما ۶ ماهه یا کوچک تر است، بهتر و مطمئن تر است درون ننو در کنار تخت شما بخوابد.
• روش های آرام کننده کودک خود را با همسر خود نیز در میان بگذارید. به این ترتیب، می توانید با کمک هم به خواباندن فرزند خود اقدام کنید. اگر فرزندتان به اندازه کافی بزرگ شده است دیگر به شیر دادن شبانه او نیازی نیست و کودک می تواند به واسطه پدر خود نیز بخوابد.
• در طول روز می توانید با در آغوش گرفتن کودکتان به او احساس امنیت و آرامش بدهید. اگر هنگام شب از خواب بیدار شد، سعی کنید دلیل آن را پیدا کنید. آیا پوشکش خیس شده است؟ آیا لباس خوابش راحت است؟ سردش شده است و … .

افسردگی

همه ما گاهی دچار افسردگی و خلق پایین می شویم . بطور مثال وقتی ارتباط ما با یکی از دوستان و آشنایمان قطع می شود احساس بدی پیدا می کنیم . اما این حالت بعد از چند روز بهبود یافته و ما دوباره به زندگی عادی خود بازمی گردیم .

اما روانشناسان و پزشکان برای چنین حالتی اصطلاح افسردگی را بکار نمی برند   بلکه آنان افسردگی را بیماری شدید تری میدانند که یک شخص حداقل چند هفته دچار آن است و به غیر از روح و روانش جسم او را نیز تحت تاثیر قرار می دهند.

علائم افسردگی از دو طرق روانی و جسمی قابل تشخیص است.

مهمترین علائم روانی افسردگی :

۱- خلق پایین : خلق پایین در افسردگی عبارت است از احساس غم ‍ . پوچی . از دست دادن . در مواردی که خلق پائین وجود دارد شخص زود رنج شده و با کوچکترین مشکلی تمایل یه گریه کردن دارد .

۲- احساس اضطراب : در افراد عادی پس از بر طرف شدن یک عامل اضطراب آور به حالت طبیعی باز می گردد .

و لی در افراد افسرده حتی بعد از برطرف شدن عامل احساس اضطراب تا مدتها باقی خواهد ماند .

۳- از دست دادن عواطف و احساسات : از مهمترین نشانگان افسردگی است و شخص مبتلا نسبت به همسر . دوست و یا حتی فرزند خود هیچ احساسی نشان نمی دهد.

۴- اختلال در حافظه : این مشکل ممکن است گاهی به قدری در فرد شدید باشد که با بیماری دمانس یا زوال عقل اشتباه گرفته شود.

۵- از دست دادن میل جنسی : بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی در ارتباط جنسی دچار مشکل هستند و این مشکل به دلیل بی رغبتی به این امر است.

مهمترین علائم جسمی افسردگی :

۱- کم خوابی : شخص افسرده در طول شب چندین بار از خواب بیدار می شود و دوباره خوابیدن ممکن است برایش مشکل باشد.

۲- احساس کندی حرکات : حرکات فرد افسرده بسیار کند به نظر می رسد و این احساس در خود فرد نیز وجود دارد .

۳- از دست دادن اشتها : در بسیاری از موارد ممکن است وزن فرد مبتلا به شدت کاهش یابد و این امر ناشی از کاهش اشتها در شخص است حتی بعضی افراد ممکن است به کلی دست از غذا خوردن بکشد. البته در برخی موارد ممکن است اشتهای فرد بیشتر شود.

اقدامات کمکی و درمانی در زمینه افسردگی

- مراجعه به روانشناس و روانپزشک : اولین و مهمترین اقدام در زمینه بیماریهای روانی مراجعه به متخصص است . در بسیاری از موارد مشاوره و حتی در صورت نیاز دارو درمانی کمک شایانی به فرد مبتلا می کند.

- به خودتان استراحت بدهید : اگر یکنواختی کار و فعالیتهای روزانه شما را خسته کرده است به خودتان استراحت بدهید . این امر به شروع دوباره و با انگیزه به شما کمک می کند.

- پرداختن به امور مورد علاقه : بسیاری از مورد علاقه از قبیل هنر . ورزش و …. به جلوگیری و یا درمان از افسردگی موثر است این امر حتی شامل رفتن به مکانهای مورد علاقه از قبیل رستوران . پارک و … نیز می شود.

- تغییر در شیوه زندگی : تا حد امکان از یکنواختی در زندگی جلوگیری کنید حتی میتوانید مسیر حرکت خود از خانه تا محل کار را تغییر دهید.

- اهمیت دادن به برنامه غذائی : تغذیه ناصحیح نقش مهمی ابتلا به بیماریهای خفیف روانی دارد . بنابراین اهمیت دادن به تغذیه درست حائض اهمیت است .

ترس از هیولا و تاریکی در کودکان

خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

ممکن است کودکی به دلیل افکار و نگرانی هایی که از دید شما واقعی به نظر نمی رسند با مشکلات خواب مواجه باشد. او ممکن است تصور کند که یک هیولا در زیر زمین و یا جن در رختخواب و یا در جایی بیرون از پنجره است.

اگر چه او این جور مواقع به شدت می ترسد اما معمولاً ترسش را بروز نمی دهد. به او دلگرمی بدهید و بگویید که مراقبش هستید و او کاملاً در امان است. برایش یک قصه بگویید و آهسته صحبت کنید. اگر در دراز مدت ببیند که شما به هنگام این وحشت ها مراقبش هستید اطمینان خاطر بیشتری به دست می آورد.

بد نیست برایش توضیح دهید که این چیزهایی که باعث وحشت او شده اند سایه اشیاء هستد نه هیولا. به کودکتان بگویید که هیولا وجود خارجی ندارد.

اما احساس نگرانی و ترس و اضطراب های او واقعیت دارند. او نمی تواند درک کند که این احساسات خودش هستند که او را  چنین مضطرب و پریشان می سازد. او باید با استفاده از تخیلاتش بر این احساسات غلبه کند و باید به اطمینان خاطر برسد. به این ترتیب دیگر نیاز به حمایت در مقابل ترس از هیولا نخواهد داشت.

او به یک درک بهتری از احساسات و تمایلات خود نیاز دارد. همچنین باید دریابد که اگر شلوارش را خیس کند و یا اگر نسبت به خواهر یا برادرش بداخلاقی کند و یا عصبانی شود هیچ حادثه ناگواری رخ نخواهد داد و یا در این گونه مواقع او باید اطمینان داشته باشد که شما اوضاع را تحت کنترل دارید و مراقبش هستید .

کــــــــــودکـــی که از تاریکــــی می ترسد

اکثر کودکان دوست ندارند در تاریکی کامل و یا در اتاقی که درش بسته است بخوابند . هیچ فایده ای هم ندارد که ما به کودکمان بیاموزیم که در تاریکی کامل بخوابد.

بهتر است که به هنگام خواب، اتاق خواب او را با چراغ کم نور روشن نگه داریم؛ بدین ترتیب هرگاه کودک بعد از خوابی که می بیند بیدار شود می تواند موقعیت خود را در اتاق بیابد و رویا و واقعیت را از هم تشخیص دهد. همچنین اگر در، باز باشد او کمتر احساس جدایی و تنهایی می کند.

خــــــــــواب بــــــد

همه بچه ها گاهی دچار کابوس می شوند اما این کابوسها نمی تواند موجب بروز اختلالات دائمی خواب  شود. آنچه را که بیشتر خانواده ها به عنوان کابوس های مکرر تلقی می کنند به معنای واقعی، خواب ترسی و نیمه بیداری های مقطعی مشابه است .

وقتی کودک از خوابی وحشتناک سراسیمه بیدار می شود نباید او را مجبور کرد که به تنهایی بخوابد و بحث در مورد خواب ترسناک کودک چه همان موقع و چه صبح برای اصلاح وضع مفید خواهد بود. این کار به کودک کمک می کند تا موقعیت خود را بازیابد و بفهمد که هیچ خطری او را تهدید نمی کند.

اگر کودک دچار کابوس های مکرر می شود باید به شیوه های مختلف با او صحبت  کنید. وقتی کودک از ترس شکایت دارد سعی کنید تا ماهیت آنچه که سبب ترس او می شود برایش شرح دهید.

اکثر بچه ها اظهار می کنند که خیلی ترسیده اند در حالی که اصلا هم نترسیده اند، اما چنین می گویند تا شما را به نزد خود بکشانند .

اگر کودک اظهار می کند که ترسیده اما علائم ترس و وحشت در او مشاهده نمی شود ( بیشتر والدین قدرت تشخیص چنین امری را دارند ) باید در تصمیم خود با ثبات باشید وهمچنان برنامه و عادت خواب را رعایت نمایید و او را به جایش برگردانید.

البته مواردی نیز وجود دارد که کودک واقعاً به هنگام شب به طور نامعقول وحشتزده و مضطرب می شود؛ در چنین موقعی تأکید شما بر برنامه تعیین شده نه تنها کاری از پیش نمی برد بلکه وضع را بدتر می کند. اگر او را در اتاقش تنها رها کنید و در را به روی او ببندید آرام و قرار نخواهد گرفت بلکه ممکن است دچار حمله هیستریک ( هیجان و تشنج ) شود.

او نیاز به توجه و همدردی دارد.در چنین موقعیتی ترس شبانه تنها مشکل نیست بلکه خود نشانه خود آشفتگی احساسی است که باید درمان شود.در هفته های اول درمان، در اغلب موارد بدون مراجعه به روانپزشک این مشکلات برطرف میشوند.

اگر ترس در کودک به تازگی عارض شده حتی اگر این ترس واقعی هم باشد، ظرف چند هفته از بین میرود. البته باید علت ترس و اضطراب او را در طول روز ریشه یابی کنید. به او کمک کنید تا به این ترس غلبه کند.

او می ترسد که به هنگام شب در اتاقش تنها بماند. بهتر است در طول روز ساعاتی را در اتاق به مطالعه و بازی و یا صحبت کردن با او سپری کنید. به مرور می توانید او را تشویق کنید تا ساعات بیشتری را ابتدا در روز و سپس عصر، بدون شما و در اتاق خودش بگذراند. هنگامیکه ترس او کاهش یافت باید برای برقراری مجدد برنامه روزمره ی خواب او و جلوگیری از جایگزینی برنامه موقت به جای برنامه دائمی از خود ثبات نشان بدهید.

با این حال اگر کودک همچنان با مشکل ترس مواجه است و طی ماه هیچ گونه علامتی از بهبود در وی مشاهده نشد و همچنین اگر ترس های شبانه او با وحشت واقعی همراه بود و متوجه شدید که نمی توانید برنامه خواب او را از سر بگیرید می بایست با یک روان پزشک مشورت کنید .

تبیان

ترس از شب در کودکان

خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

ممکن است کودک شما مثل بسیاری از بچه های دیگر شب ها احساس ترس و اضطراب  کند؛ این ترس به سن او و مرحله رشد احساسی و جسمی او بستگی دارد و همین طور هم که بزرگتر می شود با انواع مختلفی از تنشها مواجه می گردد.

او باید یاد بگیرد وقتی که او را با پرستار و یا در مهدکودک و یا مکان بازی تنها می گذارید صبور باشد و بپذیرد که شب ها جدا از شما بخوابد. همچنین باید بیاموزد که رفتار خود و همین طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را کنترل کند.

کودک درباره موضوعاتی از قبیل مرگ، خدا، بهشت و جهنم تفکر می کند و دچار ترس و نگرانی می شود. به زودی در می یابد که والدین برای او آرزوهایی دارند و می ترسد که از عهده آنها بر نیاید .

کــــــــــودک نگــــــــــران

کودک در هر مرحله از رشد که باشد، حوادث خاصی ممکن است در او ایجاد نگرانی بکند، به عنوان مثال وقتی او بازی های گروهی و یا رفتن به مهدکودک را آغاز کند برای مدتی ممکن است جدایی از والدین او را نگران کند. ممکن است برای ترک ما در طول روز و شب و یا برای رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمایلی نشان ندهد و اگر شما بیمار شوید احساس تقصیر کند و فکر کند که  کلمات پرخاشگرانه ی او این بیماری را در شما ایجاد کرده است.

زمانیکه می خواهیم به کودک دستشویی رفتن را یاد بدهیم دوره دیگری از نگرانی را در او مشاهده می کنیم .

او دائماً می ترسد که مبادا نتواند خود را کنترل کند.

حتی گاهی اوقات هول شده و شلوارش را خیس می کند و چون دوست دارد که شما را هم خوشحال کند می ترسد که شاهد ناراحتی و نارضایتی شما باشد. در بسیاری از بچه های نوپا این هیجانات در شب اوج می گیرد و رفتن به سوی رختخواب به معنای کنترل هیجانات است .

دیدن فیلم یا برنامه وحشتناک برای بچه های بزرگتر زنگ خطر است. کودک ۵-۶ ساله ممکن است از دیدن صحنه بچه دزدی و یا پرخاشگری کودک در مقابل والدین به شدت آشفته شود.

چنین صحنه هایی برای کودک کاملاً واقعی به نظر می آید. همه کودکان تخیلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودی نسبت به آن احساس گناه میکنند. مواردی از قبیل بیماری، اختلافات خانوادگی، جدائی، طلاق،‌ اعتیاد و مرگ و میر باعث ایجاد تشویش، نگرانی، احساس گناه و ترس در هر سنی از زندگی کودک میشوند.

در شب کودک از کنترل دنیای پیرامونش مأیوس میشود، زیرا نمیتواند به طور مداوم محیط اطراف و تخیلات ناشی از احساسات خود را کنترل کند و همین وضعیت باعث بروز ترس در او میشود. جوانان هم به خاطر این که تغییرات احساسی و جسمی سریع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از کودکی به بزرگسالی می رسند، نگرانی های اساسی را متحمل می شوند. آنها به آینده ، امتحانات ،‌ شغل ، پول می اندیشند و با فشارها و تمایلات  شخصی زیادی مواجه و گاهی ناگزیر می شوند با معیارهای خانوادگی در برخوردهای اخلاقی مخالفت کنند و ممکن است نظامهای ارزشی جدید را پایه گذاری کرده و ارزش های قدیمی را کنار بگذارند و تصور کنند که والدین آنها دیگر تکیه گاه مناسبی نیستند ، و یا به طور کل حمایت والدین خود را  رد کنند .

در طول روز راحت تر می توان نگرانی را تحت کنترل درآورد ؛ اکثر  بچه ها در طول روز سرگرم  هستند و فرصتی ندارند تا به مشکلاتشان فکر کنند. اما در تاریکی شب که به رختخواب می روند و چراغ را خاموش می کنند کاری جز فکر کردن ندارند و در تخیلات خود فرو می روند و همین که خواب آلوده می شوند توانایی خود را برای برخی افکار از دست می دهند و کنترل چندانی روی احساسات، تمایلات شدید و ترس های خود ندارند و در این موقع احساسات و یا حتی اعمالشان خیلی بچگانه می شود. در این وضعیت نامناسب، کودک چهار پنج ساله همان اطمینانی را نیاز دارد که  احتمالاً کودکان ۲-۳  ساله در طول روز به آن نیازمند هستند .

کودک ۴-۵ ساله ای که در روز بدون هیچگونه مشکلی شما را رها کرده و به مهد کودک میرود، ممکن است در شب برای رفتن به رختخواب مشکلات بسیاری را به وجود آورد. سرزنش کردن و اظهار این مطلب که او مثل بچه های کوچک رفتار می کند هیچ فایده ای ندارد. بهتر است بفهمید که چرا او احساس ناامنی می کند.

حتی کودکی که  در طول روز به خوبی از خود مراقبت می کند و از اعتماد به نفس خوبی برخوردار است ممکن است در شب وقتی سیل افکار به او هجوم می آورد این اطمینان را ازدست بدهد. در چنین  موقعیتی او به شما نیاز دارد تا بیشتر مراقبش باشید .

بسیاری از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه کرده اند. بچه ها برای فرار از خواب درخواستهای متفاوتی از قبیل شنیدن داستان، تماشای تلویزیون و بازی دارند. برخی کودکان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع میکنند؛ گاهی اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارند و برای فرار از افکار نگران کننده مرتب تکان می خورند.

اگر کودک شما به دلیل ترس و نگرانی برای خوابیدن با مشکل مواجه است، در طول روز با او بیشتر صحبت کنید و به او اطمینان بدهید که او را حمایت میکنید. با اینحال لزومی ندارد تغییرات اساسی در برنامه خواب بوجود آورید؛ برای دقایقی او را ماساژ دهید و یا مدتی بیشتر از سایر اوقات پیش او بنشینید، اما برنامه و روال روزمره او را تا جایی که امکان دارد ثابت نگه دارید.

تبیان

با بهانه گیری کودکان چه کنیم؟

تربیت کودکان کار دشواری است. به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد.

در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند.

به شما اطمینان میدهم که با استفاده از پاره ای روشها می توانید در شرایطی که فرزندتان بدرفتاری میکند خونسردی خود را حفظ نمایید و شیوه ای مناسب در پیش گیرید، بخصوص هنگامی که با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :

بهانه گیــــــــری و نق نق کـــــــردن

بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان، به ویژه  قبل از این که بتوانند به خوبی صحبت کنند ، رایج است. این کار یکی از معدود راه هایی است که توسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه که نمی توانند به دست آورند ابراز کنند. هر قدر هم که این مسئله  ناراحت کننده باشد، والدین باید بدانند که علت بهانه گیری کودکشان فقط دیدن عکس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است ولی حتی کودکان دبستانی هم وقتی که به مقصودشان نمیرسند ) با بهانه گیری، احساسات درونی خود را آشکار می کنند و در نتیجه آرامش می یابند .

چگــــونه با آن کنار بیایید

وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق کرد، از او بخواهید که به صورتهای مختلف ابتدا در گوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و … چیزی را که میگوید، تکرار نماید.این روش درست مثل یک بازی توجه او را جلب خواهد کرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود. در مورد کودک دبستانی خود میتوانید از چند روش کلی استفاده کنید. به محض اینکه شروع به بهانه گیری کرد، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید: “داری نق نق و بهانه گیری میکنی و من گوش نمیکنم ، پس بهتر است که آرام و  شمرده صحبت کنی . ” اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تکرار کنید. اگر شیوه  گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق کنید. می توانید بگویید: ” وقتی بدون نق نق کردن بگویی که چه می خواهی، بیشتر دوستت خواهم داشت.”  اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید. به خاطر بسپارید که با مهار عکس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید. بعد به او بگویید که می دانید دلیل ناراحتی اش چیست و از این طریق با او به توافق برسید. به عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید که قبل از نهار شیرینی بخورد، ناراحت شده است، پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید که پس از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .

اقـــــدام پیشگیــــــــــرانه

هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می کند به او گوش دهید و تحسینش کنید. با این عمل به او یاد می دهید که اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن را به دست خواهد آورد .

پــــــرخاشگـــری

والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند، نه فقط به این دلیل که اغلب در مکان های عمومی با بدخلقی کودک خود مواجه می شوند، بلکه بدین سبب که احساس می کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند. خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد. زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند .

چگـــــونه با آن کنار بیایید

روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ، آن است که از ابتدا آنرا مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف است . در عوض می توانید بگویید: ” وقتی از گریه کردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم. ” و به اتاق دیگری بروید. اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی توانید او را تنها بگذارید ، پیش او بمانید. اگر به طرف شما آمد ، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده چیزی را که می خواهد به او ندهید. خود را به کار دیگری مشغول کنید . به عنوان مثال مطالعه کنید. با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند. اغلب پرخاشگری های بچه ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف می شود. در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود. به او بگویید: ” اینجا پیش تو می مانم تا وقتیکه آرام شوی و با هم صحبت کنیم. ” اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید .

اقــــدام پیشگیــــــــرانه

پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند. کودکان به دلایل مختلفی این کار را انجام می دهند. به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذکر می کنیم :

هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آنرا بدست آورد.
وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد.
وقتی که خسته شده باشد.

پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه گیری منجر شود، می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید. اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد با پازلی که خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی کند ، یا به او در این بازی کمک کنید و یا اینکه توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد، جلب کنید. از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده اش برمی آید نداشته باشید. خردسالان به این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند، نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند. بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به فروشگاه و یا بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می دانید معطل می شوید، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید .

دعـــــــــــوای میــــــان فــــــــــرزندان

رقابت و هم چشمی میان فرزندان یک خانواده، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است. اگر دعوای آنها مهار نشود، روی روابط عاطفی میان فرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .

چگـــونه با آن کنار بیایید

بهترین راه برای مبدل کردن دعوای میان کودکان به صلح و آرامش، این است که ابتدا آنها را از یکدیگر جدا کنید تا آرام شوند. سعی نکنید میان آنها قضاوت کنید، حتی اگر شاهد بوده باشید که یکی از بچه ها، دیگری را عمداً تحریک کرده و دعوا را شروع کرده است.( باید برای تصحیح این رفتار، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید.) در غیر اینصورت یا طرف یکی از آنها را میگیرید و یا اینکه به میدان دعوا کشیده میشوید که هیچکدام از آنها کمکی به شما نخواهد کرد .

اقــــــــــدام پیشگیـــــــــــــــرانه

رقابت میان کودکان خود را نمی توانید بطور کامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بکاهید. احترام به علائق یکدیگر را به کودکان خود تأکید کنید. به آنها بیاموزید که نسبت به مالکیت شخصی یکدیگر احترام قائل شوند و چیزی را که به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند. هیچوقت کودکان خود را با هم مقایسه نکنید. در موقعیت هایی که معمولاً بین کودکان اختلاف ایجاد می شود، مقرراتی وضع کنید. به عنوان مثال جای هر یک را بر صندلی ماشین از قبل تعیین کنید و یا مشخص کنید که هر یک از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .

بازیگــــــــوشـــــــــی

فرض کنید که با کودک پیش دبستانی خود قرار گذاشته اید که بعد از مسواک زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برایش قصه بگویید. ولی بیست دقیقه بعد می بینید که می خواهد ماشین های اسباب بازی خود را در دستشویی بگذارد. احتمالاً تا به حال چیزی شبیه به این موضوع را تجربه کرده اید. دلیل آن این است که مفهوم گذشت زمان برای خردسالان کاملاً با بزرگسالان متفاوت است. وقتی که آنها غرق در انجام کاری می شوند فکر می کنند تا وقتیکه فعالیت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حرکت خود باز ایستاده است. بنابراین بازیگوشی آنها تا زمانیکه خواندن ساعت را بیاموزند تمامی ندارد. گاهی پدر و مادرها می بایست به بچه های خود گوشزد کنند که وقتشان را تلف نکنند .

چگـــــــونه با آن کنار بیایید

اگر می خواهید فرزند خود را از فعالیتی وارد فعالیت دیگری کنید چیزی در این مورد به او نگویید. به عنوان مثال شب هنگام به جای این که به او بگویید که موقع خواب است، او را با گفتگو راجع به کارهایی که در طول روز انجام داده است مشغول کنید. او هم غرق در صحبت می شود و متوجه نخواهد شد که چه وقت از دستشویی بیرون آمده و به رختخواب رفته است.

روش دیگــــــــــــر :

چون درک مفهوم زمان برای کودکی که هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعالیت هایی از قبیل خوردن آب میوه، زمان خواب، زمان استحمام بستگی دارد، از اینرو می توانید برنامه بعدی را در طول روز برایش توضیح دهید و به این ترتیب سرعت حرکتش را بالا ببرید. به عنوان مثال به او بگویید: ” بیا لباس خوابت را بپوش تا بتوانیم کتابی انتخاب کنیم و بخوانیم.” اگر می خواهید کودک خود را به انجام کاری تشویق کنید، مثلاًِ می خواهید که اسباب بازی هایش را جمع کند، می توانید آن فعالیت را به صورت بازی در آورید و بگویید:” ببینم می توانی تا ۵۰ که شمردم اسباب بازیهایت را جمع کنی ! ” او را مسئولیت پذیر سازید. اگر عجله دارید به او بگویید که دیرتان شده است و به کمک او احتیاج دارید. از او بخواهید که کیف شما را دم در بگذارد و ظرف غذای خودش را از یخچال بیرون بیاورد. اگر این روش نیز در مورد کودک دبستانی و بازیگوش شما مؤثر واقع نشد ، از روش جدیدتری استفاده کنید. لباسش را تنش کنید، با موهای شانه نشده و نامرتب با بسته های بیسکویت یا میوه او را به موقع به مدرسه برسانید. با این روش به فرزند خود می آموزید که هر چقدر هم که مقاومت کند، بعضی کارها مانند به موقع حاضر شدن برای سرویس مدرسه را باید در زمان خودش انجام دهد .

اقــــــــــدامات پیشگیــــــــــــرانه

هنگامیکه می بینید کودک شما به تلویزیون توجهی ندارد و اسباب بازی هایش را گوشه ای رها کرده است، بیشتر مستعد انجام کارها و وظائف خود می باشد. بنابراین لوازمی را که موجب حواس پرتی او می شوند جمع کنید و به طور واضح به او بگویید که انتظار انجام چه کاری را از او دارید. توجه کنید که کودک شما تمام وسایل مورد نیاز خود را برای انجام کارش در اختیار داشته باشد. به عنوان مثال اگر از او می خواهید که دندان هایش را مسواک کند باید مسواک، خمیر دندان و آب را در دسترس او قرار دهید. راه دیگر جلوگیری از بازیگوشی فرزندتان این است که از شب قبل لباس و دیگر لوازم مورد نیاز او را برای فردا صبح آماده کنید. با این کار نه تنها به کودک بازیگوش خود فرصت نخواهید داد که برای انتخاب لباسش شما را معطل کند بلکه صبح، قبل از بیرون رفتن از منزل ( به  خصوص در مورد خانم های شاغل ) بدون عجله کارهایتان را انجام خواهید داد. البته اگر این کار را هر روز به طور معمول انجام دهید، بهتر است. کودک خود را به انجام بعضی از کارها عادت دهید. مثلاً شب: ابتدا خوردن غذا، بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب. صبح: ابتدا پوشیدن لباس، شانه کردن مو و مرتب کردن تختخواب، خوردن صبحانه .

حاضــــــــــر جوابــــــــی

کودک با شروع دو سالگی ، خود مختاری خویش را به حیطه آزمایش می گذارد که یکی از راه های انجام این کار حاضر جوابی به بزرگسالان است. کودک خردسال با گفتن ” نمی خواهم” یا ” نه” می خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می خواهد. چگونه با این موضوع  کنار می آیید ؟ این موضوع پیچیده ایست. زیرا اولاً می خواهید که کودکتان اولین قدم های خود را به طرف خود مختاری بردارد ، ثانیاً نمی خواهید که گستاخی او را تأیید کنید، بنابراین با حالتی جدی به او بگویید : ” نباید این طوری جواب بدهی، اگر با حرف من موافق نیستی اشکالی ندارد ولی باید مؤدبانه جواب بدهی .” برایش از جملات معترضانه مناسب مثالهایی بزنید. جملاتی مثل : ” نظر من فرق دارد ” یا ” مخالفم ” و غیــــره . به این طریق برایش روشن سازید که اگر دفعه بعد اینگونه صحبت کند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد. اجرای این روش تربیتی را ادامه دهید. اجازه ندهید که گستاخی او ادامه یابد تا اینکه روزی مجبور شوید عکس العمل شدیدی از خود نشان دهید.

اقــــــــــدامات پیشگیـــــــــــرانه

اگر کودکتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز کرد، به او توجه بیشتری کنید و به عقیده او احترام بگذارید و به او نشان دهید که برا ی عقاید او احترام قائلید و اگر نظر او مخالف نظر شماست هیچ اشکالی ندارد . نکته مهم این است که شما می بایست از نوع ارتباط خود آگاه باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید که مخالفت خود را با دیگران به صورت تمسخرآمیزی بیان می کنند، پس نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که رفتاری غیر از این داشته باشد. همین که فرزند شما بتواند خودش را بیشتر کنترل کند و یاد بگیرد که چگونه نیازها و نومیدی خود را از طرق سازنده به شما توضیح دهد، پرخاشگری، بهانه گیری و دیگر رفتارهای منفی او مسئله ساز نخواهد بود. به او یاد بدهید که بتواند به شما بگوید که چه احساسی دارد و چگونه فکر می کند. با انجام این روش رابطه ای قوی با فرزند خود ایجاد می کنید. چنین رابطه ای، هنگامی که فرزندتان به سن بلوغ میرسد، در حل مسائل به شما کمک زیادی خواهد کرد.

تبیان

راههای درمان و اصلاح دروغگویی در کودکان

خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

۱- شنــــاخت علل :

باید بدانیم چرا کودک دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند؟ هدف او از این دروغ چیست ؟

۲- دادن آگاهـــــی :

پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعاتِ لازم است. فی المثل  کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته باید بفهمد که واقعیت چیست و خواب و خیال چیست و به او تفهیم گردد که در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده است.

به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را که گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه  سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و …

۳- ایجـــاد محیــــط سالــــــم :

محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند بر حذر بدارید. زیرا کودک است و جنبه  نقش پذیری و تقلید او .

۴- رعـــایت انصــاف :

طفلی شاهد بی انصافی های والدین است. پدر و مادر را می بیند که مثلاً دراثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد ، ولی همین که نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا و متهم به سر به هوایی می کنند. کودک چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد.

۵- عفــــــــو و بخشـــــش :

در خانه و زندگی و در اداره فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است؛ ولی زیاده روی در این امر نیز درست نیست. برای واداشتن طفل به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزشها که گاهی خود هم مرتکب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت  انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهان دارد البته به شرطی که مخالف شرع و اخلاق نباشد.

۶- محــــدود کـــــردن تـــــوقعات :

از او انتظار نداشته باشید که همه ی خواست های شما را برآورده کند و کاری که شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید که آنرا انجام دهید، او برای شما انجام دهد .

۷- ایمــــن کــــردن از مجـازات :

فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و ‌مطمئن باشند که خطاهای  بی اختیار بخشوده میشود. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .

۸- پنــــد و انـــدرز :

این امر در کودکان مؤثرتر است از آن جهت که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اند و هنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است. بیان یک مسئله که این روش فلان ضرر را دارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .

۹- ارائـــــه  محبــــت :

به فرزند باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند. وجود محبت سبب می شود که طفل نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده همه گسستگی هاست و باب ملاحظات را  بین کودک و والدین پدید می آورد. او را وامی دارد در چارچوب نظامی حرکت کند که والدین برای او ترسیم کرده اند. البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .

۱۰- هشـــــدار به کـــــودک :

ما معمولاً سعی داریم به کودک تفهیم کنیم که راه او راهی درست و به صواب نیست . البته این سخنان برای همه ی اطفال قابل فهم نیست. اگرچه کودک باید  از قبل بداند که دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیانهایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت که این کار را خدا دوست ندارد و چیزی که خدا دوست نداشته باشد برایش عقوبت و مجازات تعیین می کند ، او را به جهنم و آتش می سوزاند و از محبت ها و لذتها محروم می سازد .

۱۱- اعــــلام نارضایتـــــی :

پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم کنند که از عمل او ناراضی هستند ، دوست ندارند دروغ او را بشنوند و از این که او در حضور جمع ، این دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند. والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند که آبرویشان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند. باید مسئله را به گونه ای در ذهن  بزرگ کرد تا دیگر این حالت مکرر نشود و او هوس دروغگویی نکند .

۱۲- ایجـــــــاد ســـــرخــــوردگــــی :

در مواردی که دروغگویی کودکان مکرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شکست و سرخوردگی در او ایجاد کرد؛ مثلاً آنگاه که سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویم و در برابر سخنانش بی تفاوت باشیم و در وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت کنیم و یا موضوع بحث را عوض کنیم تا او بداند در این راه توفیق نیافته است

۱۳- مـــچ گیــــری :

در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی . البته لازم است این مرحله پس از همه تذکرات، ‌اخطارها و اندرزها باشد و آنچنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساس حقارت کند. چون به هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .

۱۴- تنبیــــه و تهــــــدید :

در مواردی که هیچ یک از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه او را از دروغگویی دور داریم که البته این راه، چندان عملی نیست و تنبیه ما نشان میدهد که دیگر در تربیت، کار از کار گذشته است .

هشـــــــــدارها در اصـــــــــلاح دروغ

۱- ضـــرورت ایجاد رشــد :

در نظر ما آن کس که تن به خیانت و دروغ می دهد و هنوز به ارزش وجودی خود و به ارزش حقیقت و اخلاق پی نبرده است. پس خوب است به او فرصت رشد و زمینه آنرا بدهیم. او را واداریم که دریابد وجودش ارزنده و مهم است و ارزش بالاتر از این است که خود را کوچک کند و دروغ بگوید. اگر او در سایه دروغ توانسته است دیگران را فریب دهد و دروغ بگوید حیثیتی به دست نیاورده است؛ اگرهم به دست آورده باشد از آنِ نیست او بلکه از آنِ  دروغ است .

۲- کسب محبـــــوبیت حقیقــــــی :

کودک و حتی بزرگسال باید در یابد که محبوبیت قابل ارزش درسایه راستی است نه دروغ و خیانت ؛ اگر راست بگوید و تنبیه شود برای او ارزنده تر است تا آن که دروغ بگوید واز تنبیه برکنار گردد. در این زمینه ضروری است بین ارزش حقیقی محبوبیت و ارزش کاذب آن فرقی بگذاریم و نشان دهیم که اولی پایدار است و دومی متزلزل. این مسئله را به طفل هم می توان تفهیم کرد که اگر امروز این دروغ را گفتی و به هدف رسیدی ، فردا برای رسیدن به این هدف چه خواهی کرد ؟

۳- اعطــــای آزادی منــاســـب :

بسیاری از فرزندان ما دروغ می گویند به خاطر آن که ما فرصت و امکان راستگویی را از آنان سلب کرده ایم . اگر به آنها بگوییم که بدون ترس و وحشت آزادند که مسئله خود را با ما در میان نهند و نیازهای خود را به ما بگویند مشکل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محیط صادقانه و صمیمانه در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.

۴- تــــوجه به دوران کــــــــــودکــــی :

از ویژگی های دوران کودکی این است که ثبات و دوام ندارد. لحظه ای شاد است و لحظه ای دیگر غمگین. لحظه ای احساس نیاز به امری می کند و جان و روانش را وابسته به آن می داند و در آنی دیگر احساس استقلال دارد و فکر می کند نباید کسی بالای سر او باشد. بر این اساس اگر کودک شما دروغی گفت گمان نکنید او سر از فساد در آورده است . همین طفل با راهنمایی مناسب آن چنان پاک و معصوم خواهد شد که شما خود تعجب بودید . البته این سخن دلیل بر آن نیست که دروغ او را نادیده بگیرید. متناسب با اهمیت و عظمت دروغ  و شرایط و احوال طفل باید آن را پیگیری کرد .

۵- اعطـــای میـــــدان فعالیت :

برخی از فرزندان در خانه نقش برده ای را ایفا می کنند که اختیار هیچ چیز را ندارند . منحصراً در چارچوبی می توانند فعالیت کنند که پدر و مادر به صورت ضوابط ریز تهیه دیده و ناظر بر اجرای آن هستند. روشن است که فرزندان میدان عمل بیشتری را می خواهند  دارند و هر وقت  ضرورتی برای استفاده  از آن میدان برایشان پدید آید از آن استفاده  می کنند و در برابر بازخواست های بعدی خود را برای دروغ پردازی آماده می کنند . در زمینه سازندگی و رشد ، یک بعد قضیه این است که به او میدان حرکت و تلاش بدهید و او را در آن میدان آزاد بگذارید تا خود را بیازماید و قدرت و امکانات خود را کشف کند و برای اثبات ارزش وجودی خود نیازمند به دروغگویی نباشد .

۶- ایجـــاد زمینـــه احســـاس اعتمــــاد :

وجود زمینه احساس اعتماد باعث آن می شود که کودک خود را مجاز احساس کند که مسائل خود را به گونه های جدی با والدین در میان نهد. اگر خیانتی درباره او روا داشته شد  آنرا برای شما بازگوید و شما را در جریان کارها قرار دهد. چه بسیار فرزندان جامعه که قربانی توطئه ها و هوسهای شوم دیگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آنرا به شما نگفته اند و شما روزی از آن سر در آورده اید که کار از کار گذشته بود.

۷- خــــودداری از آبــــروریــــزی :

گاهی برخی از فرزندان، حقایق خود را با والدین در میان نمی گذارند از آن بابت که احساس می کنند آنها خود نگهدار نیستند و اگر حقیقت مسئله را بدانند آن را  نزد این و آن بازگو می کنند و در آن صورت آبروی او از میان می رود. اگر کودک احساس کند که آبرویش رفته دیگر فردی خطرناک خواهد بود و با او نمی توان زیست. همیشه سر از فتنه گیری و دروغ در خواهد آورد و همیشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .

۸- بیـــان عـــــوارض و خطـــــر :

کودکان و فرزندان ما سن و تجربه ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آنچنانکه هست ببینند. و یا آن چنان تجربه ای ندارند که بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند.در اینجاست که والدین و مربیان از طریق ذکر داستانهای مربوط به دروغگویی و فرجام آن ‌ قادر می شوند به ارشاد او پرداخته و هدایتش کنند. البته ذکر داستانها از همان سنین خردسالی و در موقعی که هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر است. روزی که او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هیچوجه حاضر به آن نمی شود .

۹- بیــــــان شــــــــرایط ارزش او :

والدین و مربیان لازم است به کودک تفهیم کنند که اگر برای او ارزش و احترامی قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعایت صداقت و درستی را نکند احترامی نخواهد داشت. به او تفهیم کنید بدان اندازه باید رشد داشته باشد که اگر راستگویی به زیان و ضرر اوست باز هم راست بگوید و صراحت و قاطعیت خود را از دست ندهد. اگر کار بدی کرده ، می تواند از آن عذر بخواهد ولی اگر دروغی از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .

۱۰- آمــــادگی بــرای پذیــــرش او :

والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند. حاضرند به حرفهای او گوش فرادهند و به احساسات و عواطف او احترام بگذارند. در برابر لغزش او خشونت به خرج نمی دهند و آبروی او را در میان جمع حفظ می کنند. این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک سلب میکند و او را در مسیر صلاح قرار میدهد .

۱۱- جنبـــه الگــــوی والـــدین :

فراموش نکنید که کودکان از ما درس می گیرند . دروغ را از ما می آموزند. اگر موضع ناروایی در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ کنید او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان  نکنید که کودک آن را نمی فهمد. او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولی همان را می آموزد وعمل می کند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برایش آسان می کنید و زمینه صدق و راستی  را از او می گیرید. در چنان صورتی شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهی بود. ایمان شما به خدا و رعایت اصول پرهیزکاری و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسی ارزنده برای فرزندان است و در نجات از این معضل کمک مؤثری خواهد برد.

۱۲- خــــــودداری از اصـــــــــرار :

گاهی شما میدانید که فرزند شما فلان غذایی را که از آن منع بوده است خورده  و لکه روی لباسش و طعم دهانش آنرا اثبات می کند و با اینحال او انکار میکند. اصرار شما بر انکارش خواهد افزود. در صورت اصرار بر انکارش نیز سعی نداشته باشید به او مارک دروغگویی بچسبانید، فعلاً مساله را نادیده بگیرید تا بعدها در خلوت او را به خطایش آگاه کنید .

دروغ در چه کسانــــی بیشتــــر است ؟

در بین آنها که ضعیف و عصبی و یا هیجانی هستند.
در آنها  که رشادت و شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند .
در بین آنها که به صورت افراطی خواستار  جلب نظر و محبت اند .
در بین آنان که قدرت نیاز در آنها نیرومند و دستیابی به هدف برایشان دشوارتر است .
در بین آنها که تکالیف شاق بر آنها تحمیل شده و قدرت تحمل آنرا ندارند .
در آنها که ایمانشان ضعیف است و فشار واِعمال قدرت شما بر آنان بسیار است .
آنها که دوران کودکی توأم با محرومیت و نابسامانی بسیار داشته اند  و محبت کافی ندیده اند .

و بالاخره آنها که از تربیت کافی ولازم برخوردار نبوده اند .

تـــذکــــری به والـــدین و مــــربیــــان

اعمال برخی از طرق برای اصلاح دروغ کودکان یا مؤثر نیست و یا اثرش چندان زیاد نیست  و حتی در مواردی ممکن است آثار معکوس و نامطلوب بر جای گذارد مثل :

سرزنش ها و ملامت های بسیار .
اعمال خشونت و تنبیه بیش از اندازه و آزار رساندن به او .
متهم کردن و دروغگو خواندن کودک و بردن آبـــروی او در نزد دیگــران .
دریغ داشتن محبت و هدایت از کودک و همچنین اعلام سلب اعتماد از او .
رها کردن طفل به حال خودش بدان امید که او در آینده خود به خود اصلاح خواهد شد .

در همه حال ضروری است سر از علت در آوریم و درد او را به صورت ریشه ای درمان کنیم ،  و نیز حسن نیت خود را نشان داده و با کودک تفاهم کنیم. زیرا او درهمه حال فرزند ما و چون چوب منبر است که نه می توان او را سوزاند و نه او را به دور انداخت باید سوخت و ساخت و او را اصلاح کرد.

تبیان

دروغگویی کودکان

خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

یکی از نکات مهم تربیتی جلوگیری از دروغگویی کودکان است. این مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است و پدران و مادران البته نه در دوران خردسالی کودک بلکه از حدود سن تمیز از آن شدیداً رنج می برند.

پایه گذاری این لغزش و خوی ناپسند از همان دوران کودکی است. در روزهای اول که بنا به علل اجتماعی و احیاناً غریزی طفل دروغ می گوید و راه حیله در پیش می گیرد ، والدین با موضع تشویق و خنده و شعف از او استقبال می کنند . غافل از این که همین امرموجب رشد و پرورش این حالت نابهنجار می شود.

تعـــــــریف دروغ

دروغ بیان سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست. معمولاً آن کس که دروغ می گوید آگاهانه به تحریف حقیقت می پردازد و امری را تأیید می کند که وجود خارجی ندارد. البته چنین امری همه گاه در باره کودکان صادق نیست. زیرا بعدها خواهیم دید که بسیاری از کودکان خردسال و آنها که در مرز سن تمیز هستند گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند  و سخنی می گویند که به نظر ما دروغ است. دروغگوئی کودکان ممیز معمولاً  با زمینه سازی ها و تدابیری اندیشیده است و در آن نقشه کشی و حساب مطرح است و طفل  آن را به خاطر وصول به هدف و مقصدی مورد استفاده قرار می دهد .

صــــــورتهای دروغ

دروغ گاه به صورت تحریف حقیقت است و زمانی به صورت وارونه نشان دادن آن . گاه به صورت گزافه گویی است و گاه به گونه ی  بیان یک مسئله و زمانی به صورت سکوت در آن باره .  مثلاً به هنگامی که درباره  کودکی نزد فرد بزرگسالی  تعریفی می شود و سخنی ذکر می گردد که او واجد آن نبوده و درعین حال بدان گوش فرا داده  و در برابرش سکوت می کند به حقیقت ، او به نوعی مرتکب دروغ شده است .

هـــــدف از دروغ

معمولاً هدف از دروغ گمراه کردن طرف مقابل و یا مشتبه کردن امری بر دیگری است تا در سایه آن به هدف و مقصدی که مورد نظر است برسد . آن کس که دروغ می گوید معمولاً قصد دارد  بر اثر آن به اغفال و فریب دیگران بپردازد و آنها را گول بزند ، آن چنان که واقعیت ها را در نیابند و دست او را تا رسیدن به مقصد باز گذارند . این هدف یا اهداف ممکن است متعدد و گوناگون باشد . از جمله نجات از مجازات ، کسب منافع مورد نظر ، جلب نظر و عنایت دیگران که  به نحوی در زندگی و سعادت او نقشی دارند . آدمی از طریق  دروغ گویی موفق می شود فردی را که به گونه ای می تواند برایش خیر و سعادت بیافریند خام کرده و او را به خود مؤمن بسازد و به پیش رود .

دروغ نشانـــــــه چیست ؟

دروغ چه در کودک و چه در بزرگسال حاکی از وجود ناامنی و اغتشاش در درون است و نشان می دهد که فرد  در وضعی نامطمئن و نا ایمن قرار دارد ؛ شخصیت  و موقعیت او در خطر است و تنها از راه  دروغ می تواند خود را ایمنی و رهایی ببخشد .

او ممکن است درمواردی دچار  احساس ضعف  یا حقارت باشد و این درد ، جان او را مورد صدمه قرارداده و آزارش دهد . به همین دلیل برای رهایی از آن و رسیدن  به تعادل و اعتدال ، این راه را انتخاب کند .

آثار دروغگـــــــوئی در فــــــــــرد

پریدگی رنگ ، ضربان شدید قلب ، خشک شدن دهان به گونه ای که زبان به زحمت در دهان حرکت می کند ، گرفتار شدن به لکنت ، آن چنان که قادر به ادای سخن نیست . بیهوده گویی بدین معنی که حرف های بی سرو ته می زند و پریشان می گوید ، عدم قدرت بر کنترل اعضاء ، نگاه های حیرت انگیز ، ‌پیدایش آثار شرم در چهره ….

البته این علائم در افرادی که جدیداً دروغ را شروع کرده اند نمایان تر است و به تدریج که فرد به دروغ عادت می کند ، این آثار در او از میان می رود ، آن چنان که در مواردی حتی قادر می شود مظلوم نمایی کند و در عین دروغگویی بگرید و خود را محق معرفی کند و چند سوگند  دروغ  هم بخورد .

دروغ از دید شـــــــرع و اخــــــــلاق

در همه مذاهب وادیان و در همه مکاتب اخلاقی دروغ امری ناپسند و مذموم ذکر شده است . این امر در شرع مقدس اسلام بدان حد زشت و منکر شمرده شده است که در قرآن کریم لعنت و نفرین خدا بر دروغگویان اعلام و ثبت گردیده است .

روایات اسلامی می گویند مؤمن را نمی توان مؤمن  خواند مگر آنگاه که دروغ را رها کند ، چه به صورت جدی و چه به صورت شوخی ،  و یا در سخنی از معصوم آمده است که شرور و مفاسد  در مخزنی و جایی جمع شده اند و کلید آن مخزن دروغ است .

خطـــــــــر و زیــــــــان دروغ

جنبه زیان بخشی و خطر آفرینی دروغ بسیار است که به نظر ما مهمترین جنبه دروغگویی تبدیل  شخصیت حقیقی و واقعی  انسان  به شخصیت ساختگی و تصنعی است .آنکس که دروغ می گوید در حقیقت می کوشد خود را از عالم واقع بیرون بکشاند و به جهان ساختگی و تصنع نزدیک سازد که در آن صورت  به تدریج از صورت شخص به شیئی منقلب می شود .

دروغ اعتماد را از  میان برمی دارد ، آدمی را در بین جمع بیگانه  می سازد ، اوضاع و حرکت جامعه را دچار  شک و تزلزل می نماید، در مواردی باعث پیدایش  درگیری و سوء تفاهم ها می شود در بین مردم بدبینی پدید می آورد. اصول و ضوابط  ادب و اخلاق را خدشه دار می سازد و خلاصه  ارزش و لذت زندگی را از بین می برد .

ضــــــــــرورت درمان

وظیفه مربیان این است که به اصلاح و درمان  این عیب از طریق دادن آگاهی های لازم ، ارائه و عرضه ی محبت واخلاص خود در سعادتمندی او ، روشنگری  و پند و اندرز ، عرضه اعتماد و اطمینان به او ، بیان این نکته که از او حمایت خواهند کرد و‌ ذکر مفاسد آن به خاطر ایجاد نفرت در درونش  نسبت به دروغ ، او را از این حالت نجات دهند .

از نظر اجتماعی هم فراموش نخواهیم کرد که کودک امروز پدر یا مادر فردای اجتماع است . اگر اصلاح نشود هم سبب وارد آمدن  ضربه ای به اجتماع خواهد شد و هم آبروی اولیای خود را خواهد برد .

یادگیــــــــــری دروغ

به عقیده اکثریت  علمای اخلاق و روانشناسان ، دروغ دارای جنبه اجتماعی و یادگیری است گو این که برخی از صاحبنظران  برای آن ، ریشه غریزی که جلوه آن در حیوانات به صورت فریبکاری و استتار  وجود دارد را نیز ذکر کرده اند ، ولی تجربه روزانه  خلاف آن را ثابت می کند .

به عقیده ما کودک از خانواده و اجتماع  و از کسانی که در اطرافش هستند دروغ را می آموزد . اصل در آفرینش او فطرت صدق است و او دروغ را از دیگران  یاد می گیرد . تحرک ذهن و فرزانگی طبیعی کودک خیلی زود او را با دروغی که می بیند یا می شنود مأنوس خواهد ساخت. تماس های اجتماعی  و دیدن صور و اشکال دروغ از این و آن خود سبب ورزیدگی و کسب مهارت او در آن زمینه می شود و این خود هشداری  است برای والدین در جهت کنترل گفتار و رفتار خود و بر حذر داشتن کودک از معاشرین دروغگو و اجتماع آلوده و فاسد .

عــــــــوامل و انگیــــــــــــــزه های دروغ

۱- تــــــــــرس از مجازات :

طفل و حتی فرد بزرگسال  دروغ می گوید  از آن بابت که از مجازات می ترسد و اگر راست بگوید از مکافات امری  که مرتکب شده ایمنی ندارد . بررسی های علمی نشان می دهند که  بیش از ۷۰% دروغهای کودکان به این علت و دلیل است ، شما اطمینان  دهید او را تنبیه  نخواهید کرد تا به شما راست بگوید .

۲- احســـــــــاس فشــــــار :

کودک اصرار دارد امری را که مرتکب شده از نظر شما  مخفی باشد و شما در ضمنِ سؤالات بسیار، به بازجویی او می پردازید . پیداست که او برای حفظ شخصیت خودهمچنان به دفاع و انکار خواهد پرداخت .

۳- ضعف و عجـــــــــــز :

در مواردی دیده می شود که والدین و مربیان تکالیف شاقی را بر فرزند تحمیل کرده اند و او قدرت انجام آن تکالیف را ندارد. بدین نظر به دروغ می گوید که وقت ندارد ،‌ از این کار سر در نمی آورد و آن را بلد نیست ، خود را به ناخوشی میزند که بیمارم  و … .

این ضعف و عجز در مواردی می تواند به صورت عکس قضیه یعنی لاف زدن و گزافه گوئی در آید تا از  این طریق ضعف  خود را در انظار دیگران جبران و ترمیم نماید .

۴- حســـــــــــادت و رقــــــــابت :

منشاء ‌برخی از دروغهای کودکان حسادت و یا رقابت است . او می بیند که برادر  یا خواهر کوچکش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب کرده و محبت آنها را  به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است . او از طریق رقابت که  در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد  می خواهد جای پایی برای خود ایجاد کند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد . زمانی هم دیده می شود که طفل  خردسال  را اذیت کرده و به گریه اش می اندازد و بعد منکر قضیه می شود .

۵- جلب نظــــــــــــرها :

گاهی شما به عنوان پدر یا مادر  در میان جمعی از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستید  و کودکی را که در میان جمع شماست فراموش کرده و یا او را به حساب نمی آورید . ناگهان می بینید که کودک با بیان مسئله ای که واقعیت ندارد لب به سخن می گشاید  و امری را با زرق و برق  و با جلوه ای خاص بیان می کند ، تا توجه تان رابه سوی خود معطوف دارد .

۶- کسب منافـــــــــــع :

شما به فرزندتان اعلام می کنید که اگر در ثلث سوم و در امتحانات آخر سال  بتواند رتبه اول  شود و یا در فلان درس فلان نمره را بیاورد برایش فلان اسباب بازی را که بسیار مورد علاقه اوست تهیه  خواهید کرد . حال  وضع او را در نظر آورید که به  فلان رتبه  و نمره دست پیدا نکرده است . ولی به آن اسباب بازی علاقه مند است . طبیعی است که با گفتن دروغ و به کار گرفتن راه خطا و نادرستی بخواهد خود را به آن منفعت برساند .

۷- خودنمائــــــــــــی و غـــــــــــــرور :

آدمی برای اینکه در میان جمع خود را دستکم نگیرد و نشان دهد که او هم کسی است به دروغ از شخصیت خود، از اهمیت خانواده و وضع خود صحبت می کند.

۸- پــــــــــوشاندن لغـــــــــــزش :

کودک نیز چون دیگران دارای حب ذات است. خودش را دوست دارد و شخصیت او در نزدش عزیز است. او ممکن است درمواردی دچار لغزش و خطا شده باشد و میداند که در این امر مورد طعنه و سرزنش دیگران قرار خواهد گرفت و شخصیت او به خطر خواهد افتاد.به همین دلیل برای پوشاندن گناه و رهایی از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ می دهد و آماده می گردد که بر خلاف واقعیت حرف بزند. البته اگر او می دانست که لغزش و خطای او بخشیده می شود تن به دروغ نمی داد .

۹- آرزو ، امیــــــــــد  :

دروغ کودک در مواردی می تواند نشان دهنده امید و آرزوی او در وصول به هدفی و مقصدی باشد. او آرزو دارد که از فلان جوی بپرد و عبور کند پس همان آرزو را به صورت تحقق یافته آن مطرح می سازد  .

۱۰- انتقـــــــــــام گیــــــــــــــری :

در مواردی دروغگویی نوعی انتقام گیری است و او می خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر که آزارش رسانده اند، ‌با سوزاندن دلِ آنها که روزی دل او را سوزانده اند  انتقام بگیرد. آنها معمولاً با گفتن دروغی پدر و مادر خود را مضطرب می سازند، ‌و حتی در مواردی سعی دارند آبروی آنها را ببرند. از آن بابت که روزی آنها آبروی او را نزد دوستش برده اند. این گونه رفتار در کودکانی که ظرفیت روحی مناسبی ندارند واغلب احساس مظلومیت و ضعف وحقارت می کنند بیشتر دیده می شود. آنها اعمال این روش را برای خود نوعی دفاع و مقابله می پندارند.

۱۱- بــــازی کــــــــــودکانه :

کودک است و بازی،‌ تمایل به لذت بازی او را وامی دارد که در مواردی با دروغ های خود  دیگران را هم بازی دهد .

۱۲- تخیــــــــل کــــــودکانه :

این از مسائل مهم  و از نکات اساسی روانشناسی کودک است که طفل در موارد بسیاری بین واقعیت و  تخیل  فرق نمی گذارد. چه بسیارند مسائلی که او در ذهن آن را تخیّل و تصویر می کند و بعد همان را به عنوان یک واقعیت مطرح می سازد. این امر در کودکانی که کمتر از پنج سال دارند به فراوانی دیده می شود  و والدین ناآگاه به جای تفهیم  کودک او را به باد مسخره و سرزنش می گیرند و متهمش می سازند که دروغ گفته است. دروغ او به واقع دروغ نیست. نوعی تصور و خیال است و گاهی هم نتیجه داستان روز قبل مادر و یا رؤیای شب قبل اوست. به خصوص که او از بیان واقع در رؤیا و تفاوت گذاری بین این دو عاجز است .

۱۳- ناشیگـــــــــــــری در تــــــــــربیت :

بررسی ها نشان داده اند والدینی که توانسته اند محیط  خانه را محیطی پر از صدق و صفا سازند و ضوابط  اخلاقی را در خانه رعایت کرده و هشیار باشند فرزندانشان صادق و راستگو بار خواهند آمد.

۱۴- الگــــــــــــوی غلط :

چشم و گوش کودک  دریچه هایی از او به سوی جهان خارج هستند.  آنها نگاه می کنند شما چه می گویید و چه می کنید. شما ممکن است دائماً فرزندان خود را نصیحت کنید که راست بگویند ولی عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نکنید طفل آنچه را که از شما دیده و شنیده است می آموزد یا در اجتماع امروز یا فردای خود آن را پیاده می کند. همه ی رفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرایت خواهد کرد .

۱۵- تشــــــــــویق غلط :

گاهی کودکی را می بینیم که به علت شیرین زبانی  دوران خردسالی  دروغی را که مثلاً از کسی یاد گرفته با زبان کودکانه اش در حضور پدر و مادر می گوید  و آنها بدون توجه به عواقب آن شروع به تشویق و بوسیدن او می کنند. طفل بی خبر از همه مسائل ، از این پذیرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت و روز بعد برای این که محبت بیشتری ببیند دروغ بزرگتری را خواهد گفت و این امر به تدریج در او به صورت عادت در می آید .

۱۶- آزمــــــــــــودن والـــــــــدین :

گاهی کودکان دروغی را می گویند تا در سایه آن بتوانند پدر و مادر را آزمایش کرده و  موضع آنها را در برابر این امر دریابند. می دانید فرزندان ما به علت ناآگاهی و بی تجربگی در دنیایی از معماها و چراها قرار می گیرند و نمی دانند  در برابر آنها چه موضعی اتخاذ کنند.سخنی را به دروغ می گویند و منتظر می مانند که عکس العمل  آنها را ببینند. اگر عکس العمل منفی  بود می گویند  شوخی کردم و دروغ بود ، اگر مثبت بود به ادامه آن راه می پردازند. براین اساس این دروغ برای کشف است نه مسئله ای دیگر .

عوامل و انگیزه های دیگری هم در این زمینه وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.

امکـــــــــــان اصلاح دروغگـــــویــــــــــــی

این که آیا  امکان  اصلاح و درمان کودک دروغگو وجود دارد یانه ؟ پاسخ ، مثبت است. کودک در مرحله آغاز زندگی است و امکان  ایجاد هر گونه تحول و تغییری  در او وجود دارد و او بیش از هر سن دیگری نقش پذیر است.

تبیان

چه کنیم تا فرزندان کمرو نداشته باشیم ؟

فرزندی دارم که بشدت از جمع گریزان است. نمی داند در حضور مردم چگونه باید رفتارکند،صورتش به شدت سرخ می شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هیچ وقت ازحق خود دفاع نمی کند.

کمرویی مقوله ای ناروشن است، هر چه نزدیکتر به آن بنگریم. تنوع بیشتری در آن مشاهده می کنیم.بنابراین قبل از آن که درباره نحوه مقابله با آن فکر کنیم، باید از مضمون کمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم.

تعــــریف کمــــرویی

کمرویی، صفت فردی است که به خاطر ترسویی،احتیاط کاری و عدم اطمینانش،نزدیک شدن به آن مشکل است.فرد کمرو هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهای مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. در گفتار یا کردار خود ملاحظه کار است،از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسوست.ممکن است فرد کمرو کناره گیر یابی اعتماد ویاازخمیر مایه ی دیگری باشد: شخصیتی پرسش انگیز، بی اعتمادومشکوک. فرهنگ لغت، کمرویی رابه عنوان ناراحت بودن در حضوردیگران تعریف می کند.

امابه نظرنمی رسد که این تعریف مطلب زیادی به آنچه عموماَدرباره کمرویی می دانیم بیفزاید هیچ تعریف واحدی کفایت نمیکند. زیرا کمرویی برای افراد مختلف دارای معانی متفاوت است.کمرویی شرایط پیچیده ای است که آثارمختلفی بر جای می گذارد، از ناراحتی مختصر تا ترس بی مورد از مردم و روان رنجوری حاد.

علل کمـــــــــرویی

کمرویی علل مختلفی دارد، بعضی از آنها از این قرارند:

• وجود فــــرد کمرو در خانواده مثل پدر،یا مادر کمـــرو  و الگوگیری کودک از او
• تحقیــــر کـــودک در خانه و مدرسه
• برچسب کمـــرویی بر کـــودک زدن و تلقین کمــــرویی به او
• مقایسه کـــودک با دیگــــران
• توقــــع بیش از حد از کـــودک داشتن
• تجارب منفــــی کـــودک در موقعیتهای مختلف
• نقل مکان هـــای مکــــرر خانواده
• تـــــرتیب توالد
• طلاق یا مـــرگ یکی از والــــدین
• آرمان گــــرایی والدین و یا جامعـــــــه

راههــــای پیشگیــــری ازکمــــرویی در کــــودکان:

بیشتراوقات خجالت هنگامی در طفل ایجاد می شود که او در زندگی خانوادگی خود تکیه گاه مطمئنی نمی یابد تا با اطمینان و اعتمادبه آن، شخصیت خویش را ثبات بخشد.همین کمبود باعث می شود که کودک شما از تجربه کردن وقایع تازه و عجیب برحذر باشد .ممکن است شما اظهار کنید که: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط این یکی کمرو شده؟ توجه داشته باشید حتی در یک خانواده که نحوه تعلیم وتربیت درآن یکسان است همه افراد بهره یکسانی از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه کمرویی فرزند خود شدید،به هیچ وجه او را با فرزندان دیگر مقایسه نکنید. همچنین نباید رفتار و کردار او را تایید کنید مثلا بگویید: آفرین چه دختر ساکتی! و یا او بچه بسیار خوبی است، همیشه گذشت می کند. بدانید که کودک شما مثل شاخه نورس وتری، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در کمال دقت و ظرافت رفتارنمایید، زیرا کمرویی و یا برعکس اعتماد به نفس او، در خانواده شکل می گیرد.

از کـــودک خود توقـــع انجام کارهای محــــال را نداشته باشید.
سعی کنید انجام کارهایی را از کـــودک درخواست نمایید که می دانید ازعهده آنها برمی آید.و مثلا اگر در دوره تـــرس های کودکانه است از او نخواهید که در استخــری از آب بپرد و یا به زیرزمین تاریک برود.

زیاد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشید.

اگر ترس و نگرانی شمادر مورد فرزندتان زیاد از حد باشد، ناخودآگاه این ترس را به کودکتان نیز منتقل می کنید. اگر این روش را ادامه دهید، امکان عمل و ابتکار را از او می گیرید. سعی کنید همه چیز را از قبل برای آماده نسازید، بلکه به او کمک کنید تا بتواند در برابر موقعیت هایی که احتمال خطر در آن می رود عکس العمل مناسبی نشان دهد. درضمن سن و سال او را از یاد نبرید و او را به انجام کارهای ساده تشویق کنید که از هر عامل دیگری در تصحیح رفتارش مناسبتر است.

ابتکـــارات کـــودک را دست کم نگیـــرید.
به کارهای کودک خودبها بدهید وبدانید که او در حدتوان خود توانسته کارهایی هر چند کوچک را انجام دهد. نکته مهم آن است که او به خود و به نیروی خود اطمینان پیدا کند و نتایج کارهای خویش را بسنجد. تجربه اندوزی فعلی اوست که اساس رشدش را در آینده فراهم میکند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل: مواظب باش و یــا حواست راجمع کن خودداری کنید وبه جای این القاآت منفی، محیط او را از عوامل خطرزا تخلیه کنید.

تـــولد نـــوزاد جدید
تولد نوزاد جدید همواره باواکنش های خاصی از جانب کودک بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراین موقعیت ،عبارت است ازسهیم کردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترین روش آن است که مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشویم.به خصوص درروزهای اول تولد در مقابل کودک ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازیم واین کارراحتمادرغیاب کودک بزرگتر انجام دهیم.

کـــودک را از مدرســـه نتــــرسانید.
ورود به مدرسه رادروازه دخول به اجتماع فرزندتان بدانید و هر ترس و تردیدی را از دل دور کنید. کودک را با تنبیهات احتمالی مدرسه نگران نسازید.توجه داشته باشید که کودک در صورتی این گام های نخستین را با موفقیت برخواهد داشت که والدین با عقل وتدبیر، اوراآماده این کار ساخته باشند. سعی کنید او را به حال خود واگذارید تا تجارب تلخ و شیرین این ایام را خود تجربه کند و بیش از حد نگران او نباشید.

کشــف عوامــــل جاذب

به کـــودکان در کشف هر چیز جذب کننده ای که دروجودشان هست کمک کنید و از امروز به تعریف کردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چیزهای جذب کننده ای که در اعمال و وجود او می یابید، بپردازید.

عــرصه بـــرخوردهای کـــودک را با محیط خارج گستــــرش دهید.
شـــرایطی به وجود آورید که کودکان نحوه استفاده از معلومات کودکان دیگر را، به عنوان یک منبع فرا بگیرند و از یکدیگر کمک بخواهند و به یکدیگر کمک کنند. هدف، تمرین و تشویق همکاری، اشتراک مساعی و دوستـــی برای ایجاد یک جامعه دمــــوکراتیک است. علاوه بر آن بازی ها و اسباب بازیهایــــی که به دو بازیکن یا بیشتـــر نیاز دارند باید بــرای تقویت بازی اشتـــراکی در دسترس باشند.

کـــودکان را وابستـــه به خود نکنیــــد.

فرزندان یا شاگردان خود را صرفا به این دلیل که بهتر می توانید آنان را تحت کنترل یا سازماندهی در آورید، تشویق به وابستگی نکنید. وابستگی مانند شکلات کشی است، هرچند مزه آن خوب است اما همیشه در آخرکار،به دندان شما می چسبد.

حس قبــــول مسئولیت را در کـــودکان تقـــویت کنید.
به کودکان یاد بدهیدکه مسئول کارهای خودشان باشند.کودکان را تشویق کنید که درمقابل دیگران نیز مسئول باشند،البته نه فقط در کمک کردن به افراد سالمند برای عبور از خیابان، بلکه در کمک کردن به خواهران و برادران در انجام کارهای خانه، کمک به شما در زمان ناراحتی یا کمک به همکلاس هایی که نیازمند یاری می باشند.

کــــــودک را از شکست نتـــرسانید.
بروز برخی اشتباهات را مجاز بدانید و بگذارید کودک با صرف وقت کافی متکی به نفس ترشود. کودکان کمرو به دلیل اضطراب ناشی ازشکست در کار یا انجام نادرست عملی از انجام هر کاری می ترسند. به کودکان بیاموزید به استقبال مخاطرات حساب شده بروند و شکست را متحمل شوند.

احساس لــذت درتنهایـــــی

ترتیبی بدهید که کودکان به هنگام تنهایی باخودشان راحت باشند. تنهایی، زمانیکه به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط با خود انتخاب می شود می تواند تجربه ای مثبت باشد. این به آن معناست که مکان هایی اختصاصی و اوقاتی فردی در اختیار کودک شما قرارداده شود. همچنین به آن معناست که زندگی کودک را با فعالیت های گروهی برنامه ریزی شده پرنکنیم. بنابر موقعیت حتی به آن معناست که کودک را به انجام فعالیت های انفرادی مانند پیاده روی در اطراف منزل،رفتن به موزه وسینما،یا کودکان بزرگتر رابه گردش در پارک تشویق کنیم.

نـــوازش، اطمینـــان و عطـــوفت

سعی کنیدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان کمرو ) را قدری بیشتر نوازش کنید. تماس جسمانی باعث می شود که کودک احساس طرد شدن نکند.این کار احساس رضایت را در او ایجاد می کند و واقعیت وجودی او را مورد تأیید قرار می دهد.

آخــــر اینکــــــــــه :

والدین محترم بدانند که دستورالعمل هایی که ذکر شد، بسیار ساده و عملی است.بااین حال اگر باز هم احساس نمودید که فرزند کمرویی دارید، هرگز مایوس نشوید و خود را نبازید،بهترین کار این است که کار را به کاردان بسپارید و از کارشناسان متخصص کمک بخواهید. در ضمن سعی کنید که رفتارتان کاملا طبیعی باشد.در این صورت کودکان هم آرامش خاطر پیدا می کنند و روند درمان به سرعت پیش خواهد رفت.

” هـــرگـــــز از کـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازید. ”

سیمین خوش کام
samiraeslamieh.blogfa.com

انضباط در کودکان

انضباط یعنی حذف رفتار غلط از طریق آموزش. به این ترتیب انضباط صرفا تنبیه نیست و هدف غائی آن آموزش خویشتنداری به کودک است. تنبیه طاقت فرسای کودک به منظور کنترل رفتار او فرایند یادگیری را مختل کرده و در قبال تکیه برکنترل خارجی بهای گزافی رامی پردازد که همانا تکوین نیافتن خویشتنداری است.

روشهای شایع و موثر در کنترل رفتار نامطلوب کودکان عبارتند ازسرزنش؛ تنبیه بدنی وتهدید کردن ؛که آثار جانبی زیانبار بالقوه ای براحساس امنیت و اعتمادبه نفس کودکان دارند. هر چه از سرزنش بیشتر استفاده شود اثربخشی آن بیشتر تقلیل می یابد.

نبایداجازه داد که دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودی درباره یک میل خاص کودک تجاوز کرده وبه عبارات تحقیرآمیزی برسد که کودک ممکنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقی کند. سرزنش ممکنست تا سطح بدرفتاری روانی افزایش یابد.

تاثیر تنبیه بدنی خفیف وت کراری نیزبتدریج کم شده و والدین را وسوسه می کند تا تنبیه جسمی را شدیدتر کنند و به این ترتیب خطربدرفتاری باکودک را افزایش می دهد. شاید قویترین و از نظر روانشناسی ؛زیانبارترین راه کنترل کودک آن است که والدین تهدید کنندکه کودک را رها یا از او صرف نظر می کنند.

کودکان در هرسنی ممکنست تا مدتها پس ازتهدید در ترس و اضطراب باشند که مبادا والدین را ازدست بدهند. یکی از روشهای رایج دیگر عبارتست از تقویت مثبت رفتار پسندیده که وسیله ای کارآمد برای شکل دادن به رفتارکودک است؛ بویژه اگرتقویت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسندیده صورت گیرد. این روش؛ خویشتنداری و اعتماد به نفس را تقویت می کند.

تربیت فرزند شامل برقراری توازنی پویا بین محدود کردن ازیک سو و دادن آزادی ابراز وجود و امکان کاوشگری و تشویق آنها ازسوی دیگراست. کودکانی که رفتار غیر قابل کنترل دارند هنگامی که برای رفتارهایشان محدودیتهای روشنی تعیین وبرآنها تاکید می شوداصلاح شوند.به طور کلی با اعمال محدودیتهای روشن ؛کودک احساس راحتی وامنیت بیشتری می کند.

به هرحال والدین باید درمورد زمان ومکان اعمال محدودیت با یکدیگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت کودک؛محدودیت وپیامد شکستن آن را بوضوح به وی نشان دهند.تاکید بر اجرای محدودیت بایدثابت ومحکم باشد. یادگیری تعداد زیادی ازحدومرزهای رفتاری برای کودک دشواربوده و ممکنست مانع رشد طبیعی خودمختاری درکودک شود لذاحد و مرزهاباید منطقی وباتوجه به سن و مزاج کودک و سطح رشد و نمو تعیین شوند.

خاموش شدن نیزروشی منظم برای حذف یک رفتار آزاردهنده ونسبتا بی ضرر بانادیده گرفتن آن است.برای انجام این شیوه ابتدا باید دفعات عادی بروز رفتارثبت شود تادرک واقع گرایانه ای ازابعاد مشکل وارزیابی میزان پیشرفت درحذف آن بدست آید .بایدبه جای رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسندیده ای که والدین بتوانند آنرا تقویت کنند به کودک یاد داد. والدین باید بدانندکه رفتار ناپسند قبلی ؛ پیش ازآنکه کاهش یابد؛ممکنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزایش داشته باشد. روش محروم کردن نیز یکی ازروشهای بسیار مفید دیگر برای تغییر رفتارهای نامناسبی که نمی توان آنها را نادیده گرفت می باشد. این روش شامل یک دوره کوتاه انزواست که سبب قطع رفتار می شود. انجام این روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهی از سوی والدین است. روشهای ساده انزوا از قبیل ایستانیدن کودک در گوشه اتاق یا فرستادن او به اتاق خودش ممکن است مؤثر باشند.

اگراین روشها مؤثر نباشند؛ روش سیستماتیک تری را باید به کارگرفت .مثلا یکی از برنامه های درمانی بسیارمؤثر در روش محروم کردن آن است که هنگام وقوع رفتارمورد نظربازی کودک راقطع واوراوادارکنیم که درمحل منزوی ملالت باری برای مدت کوتاهی بنشیند.این پیامد اجتناب ناپذیروناخوشایند رفتار نامطلوب موجب می شود که کودک یاد بگیرد ازاین رفتار اجتناب کند. اگر شیوه محروم کردن باتوجه به حقیقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسیله آموزشی پرقدرتی است که احتمال آثار جانبی آن کمتر از سایر روشهای انضباطی است.

” ژن‌ها ” در شیوه عطسه کردن شما نقش دارند

عطسه نوعی واکنش دفاعی یا رفلکس بدن به مواد محرک تنفسی یا التهاب مجاری تنفسی یا برای دفع ترشحات در هنگام بیماری است. مکانسیم عطسه خروج سریع هوای بازدمی بر اثر انقباض عضلات تنفسی است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، رفلکس عطسه بسیار شبیه رفکلس سرفه است به استثنای اینکه به جای مجاری تنفسی تحتانی مربوط به مجاری بینی است. استیمولوس ایجاد کننده رفلکس عطسه تحریک در مجاری بینی است و ایمپالسهای مرکز رو از طریق عصب پنجم به پیاز مغز تیره می‌روند که در آنجا رفلکس عطسه تحریک می‌شود. به این ترتیب مقدار زیادی هوا به سرعت از طریق بینی عبور می‌کند و به این ترتیب به پاک کردن مجاری بینی از مواد خارجی کمک می‌کند.

محققان می‌گویند، همین واکنش طبیعی ساده، نشان می‌دهد ما با دیگران چه تفاوت‌هایی داریم و زیر و بم‌های شخصیت‌مان را آشکار می‌کند. پس اگر می‌خواهید کمی مرموز بمانید و به آسانی کشف نشوید، عطسه‌هایتان را حبس کنید.

ارث پدری

شاید حتی برای نزدیک‌ترین اطرافیان‌تان، شیوه عطسه کردن شما عجیب به نظر برسد؛ اما محققان می‌گویند، شما به هر شکلی که عطسه کنید، باز هم مقصر نیستید. از نظر آنها، ژن‌ها در انتقال یک شیوه عطسه کردن به شما نقش دارند. پژوهش‌های آنها نشان می‌دهد، عطسه کردن هم مثل خیلی از رفتارهای دیگر، به شما ارث می‌رسد و دانستن همین واقعیت کافی است تا باور کنید عطسه‌ها، بهتر از شناسنامه شما می‌توانند در معرفی کردن‌تان نقش داشته باشند؛ زیرا بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی هم از طریق ژن‌ها به شما منتقل می‌شود.

بمب عطسه‌ای؛ نشانه یک کلامی

اگر با صدای بلند عطسه می‌کنید و نمی‌خواهید درونیات‌تان آشکار شود، بهتر است جلوی افرادی که با آنها رودربایستی دارید، مانع عطسه‌تان شوید، چراکه بررسی‌ها ثابت کرده عطسه‌های بلند، مخصوص آدم‌های مقتدر و سلطه جوست. البته نگران نباشید، زیرا چنین عطسه‌ای می‌تواند خصوصیات مثبت شما را آشکار کند و به دیگران نشان دهد که شما در تصمیم‌گیری‌های بحرانی خوب و سریع عمل می‌کنید و فردی کاری هستید. محققان می‌گویند، کسانی که عطسه‌شان مثل یک بمب منفجر می‌شود، آدم‌های قاطعی هستند که می‌تواند نقش یک رهبر خوب و یک مدیر موفق را بازی کنند. نتایج پژوهش دیگری هم ثابت می‌کند، افرادی که با صدای بلند عطسه می‌کنند دوست دارند در گروه‌های دوستانه و کاری نقش رهبر را بازی کنند و همچون یک مدیرتوانا و یک رئیس با نفوذ، قدرت اداره دیگران را دارند. به اعتقاد پژوهشگران اگر کاری به اینگونه افراد سپرده شود، با تمرکز و تعهدی که به خرج می‌هند، به خوبی از پس آن برمی‌آیند.

درستکار‌های تر و تمیز

رعایت کردن اصول نظافت، تنها آداب دانی شما را نشان نمی‌دهد. محققان می‌گویند، کسانی که هنگام عطسه کردن، دستمال جلوی دهان و بینی‌شان می‌گیرند، خصوصیات بهتری دارند که می‌تواند دیگران را به سمت‌شان جذب کند. از نظر آنها اگر شما چنین رفتاری را داشته باشید، به دیگران نشان می‌دهید انسانی شایسته و قابل‌اعتمادید. از نظر پژوهشگران فنون عطسه خوانی، می‌گویند چنین فردی، نه تنها با ادب است و قانون‌های معاشرت را خوب می‌داند، بلکه با دقت، درستکار و بسیار منطقی هم است.

بررسی‌های دیگر هم ثابت کرده کسانی که هنگام عطسه کردن جلوی دهان خود را می‌گیرند، بسیار موقر و متعادل هستند و دوست دارند دیگران در موردشان تصور خوبی داشته باشند. آنها قبل از انجام هر کاری و گرفتن هر تصمیمی حسابی فکر می‌کنند و همه جنبه‌های موضوع را می‌سنجند تا مبادا راه را بیهوده اشتباه بروند یا دل کسی را بشکنند. چنین افرادی از عهده اداره یک زندگی به خوبی برمی‌آیند، زیرا حسابگر و دقیق هستند و بسیاری از موضوعاتی که از دید آدم‌های دیگر پنهان می‌ماند را می‌بینند و به آنها توجه می‌کنند.

عطسه زشت؛ مخصوص افراد جالب

اگر عطسه‌ای زشت و نتراشیده دارید، نگران نباشید. حتی این عطسه‌های نابهنجار هم می‌توانند به دیگران بگویند که خصوصیات ویژه و قابل توجهی دارید. پژوهشگران معتقدند، کسانی که با صدای بسیار بلند و خشن عطسه می‌کنند و به جای یک مرحله، چند بار عطسه‌شان را تکرار می‌کنند، افراد مشتاقی هستند که در کنارشان حسابی خوش می‌گذرد. مطالعات نشان می‌دهد این افراد ویژگی‌های خوب اجتماعی بسیاری دارند و توانایی ایجاد انگیزه در دیگران و تاثیر گذاشتن بر نظراتشان را دارند. شاید چنین عطسه‌ای برای مخاطبان شما عجیب به نظر برسد، اما می‌تواند رازهای شنیدنی شخصیت شما را هم به گوش آنها برساند.

از نظر پژوهشگران، آدم‌هایی که به این شکل عطسه می‌کنند، برونگرا هستند و دوستان زیادی دارند. این افراد هرگز تنها نمی‌مانند، زیرا به خاطر سابقه خوبشان، همیشه آدم‌هایی به آنها وفادار می‌مانند و در لحظات سخت به دادشان می‌رسند. بررسی‌ها ثابت کرده، نباید این افراد را به بی‌کلاسی و بی‌ادبی متهم کنیم، زیرا این شیوه عطسه کردن، چندان به خواسته آنها بستگی ندارد و این عطسه‌های بلند تا حدودی ناخودآگاه بیرون می‌پرند.

تک عطسه‌ای‌های مهربان

اگر فقط یک عطسه می‌کنید، خوشحال باشید و بدون ترس در مقابل دیگران عطسه کنید. بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که فقط یک عطسه می‌کنند آدم‌های خوب و مهربانی هستند که به راحتی با دیگران کنار می‌آیند. اگر خواستگار شما فوت و فن عطسه‌خوانی را بداند، با دیدن تک عطسه‌های شما، می‌فهمد که فردی خون‌گرم، مفید و حامی دیگران هستید و می‌توانید در جریان زندگی مشترک، برایش نقش همسری مهربان و فداکار را بازی کنید. اگر یک فرد قدرت‌طلب به خواستگاری شمایی که آرام و بی‌صدا عطسه می‌کنید بیاید، احتمالا هر شرطی را از طرف شما می‌پذیرد و از دست‌تان نمی‌دهد، زیرا بررسی‌های دیگر هم ثابت کرده‌اند کسانی که ملایم عطسه می‌کنند، شخـــــــصیتی آرام دارند و به اطرافیانشان وفادار می‌مانند. از نظر پژوهشگران این افراد، شخصیتی وابسته دارند و اگر به کسی دلبسته باشند، هر سختی‌ای را به خاطر او تحمل می‌کنند.

عطسه ناگهانی نشانه زرنگی

عطسه بعضی از افراد آداب و رسوم خاصی دارد و چند ثانیه‌ای مقدماتش طول می‌کشد، اما بعضی عطسه‌های دیگر، خیلی سریع و بدون مقدمه بیرون می‌پرد. پژوهشگران معتقدند، کسانی که ناگهانی و خیلی زود عطسه می‌کنند، آدم‌های تند و تیزی هستند. اگر خواستگار شما بتواند عطسه‌تان را معنا کند، ممکن است بیشتر از شما حساب ببرد، زیرا پژوهشگران می‌گویند، کسانی که به این شکل عطسه می‌کنند، نکته‌سنج و تیزبین هستند و نمی‌توان به سادگی موضوعات را از آنها پنهان کرد. پس اگر می‌خواهید گربه را دم حجله بکشید و به او نشان دهید نمی‌تواند شما را فریب دهد و مقابلش تند و بی‌مقدمه عطسه کنید. پژوهشگران معتقدند، این افراد در مواقع بحرانی به بهترین شکل ممکن عمل می‌کنند و از پس مشکلات برمی‌آیند. این افراد آدم‌شناس‌های خوبی هستند و معمولا در کمترین فرصت، می‌توانند موقعیت‌ها را ارزیابی کنند و بدانند که فرد مقابلشان چند مرد حلاج است. اگر عطسه شما ناگهانی باشد، بعید نیست بتواند عنان زندگی را خودتان به دست بگیرید و در صورت ازدواج با مردی سازگار، مهم‌ترین تصمیم‌ها به خواسته شما گرفته شود.

خانم‌ها مرموزترند

درحالی که عطسه کردن می‌تواند خصوصیات کلی شما را فاش کند، اما محققان معتقدند خانم‌ها با این فاش‌کننده راز مشکل دارند. بررسی‌های آنها نشان می‌دهد، ۳۰ درصد خانم‌ها ترجیح می‌دهند، جلوی عطسه شان را بگیرند و در مقابل دیگران، مانع از بیرون پریدن عطسه شوند. البته خاموش کردن عطسه، کار چندان دشواری هم نیست. تنها کافی است چند لحظه انگشت‌تان را زیر بینی‌تان بگیرید. این کار در بیشتر مواقع، شما را به نتیجه‌ای که می‌خواهید می‌رساند.

پدر، الگوی شخصیتی بسیاری از کودکان است

با تأکید بسیار زیاد بر اهمیت جایگاه مادر خوب در طی دهه‌های اخیر، شاید پدرها احساس کنند نقش آنها چندان اهمیتی ندارد.

هیچ چیز نمی‌تواند بیشتر از این حقیقت نداشته باشد! کارشناسان در حال حاضر به این قضیه پی برده‌اند که پدرها نسبت به آنچه قبلاً‌ تصور می‌شد، الگوهای شخصیتی بسیار قوی برای بچه‌ها محسوب می‌شوند.

طرز برخورد دختران با مردان و پسران با زنان بیشتر از طریق مشاهده طرز برخورد پدر یا مادر شکل می‌‌گیرد. توقعات یک دختر مبنی بر چگونگی رفتار مردان با او بیشتر بستگی به این دارد که او در خانه چه چیز را شاهد بوده است.

▪ هشدار: رفتارهای پدر با مادر تأثیر عمده‌ای بر تمایل دختر به شباهت یا تفاوت با مادرش دارد. اگر پدر، مادر را سرزنش و طرد کند، دختر دوست ندارد شبیه مادرش باشد.

پسران نیز مانند دختران در مورد چگونگی رفتار با زنان از پدرشان الگو می‌گیرند. آنها با زنانی که در زندگیشان نقش اصلی را بازی می‌‌کنند با روشی شبیه به رفتار پدر خود با مادرشان، رفتار می‌کنند. حتی اگر پسری از بدرفتاری فیزیکی و عاطفی پدر خود با مادرش بیزار باشد، به احتمال زیاد همین الگو را با بدرفتاری با همسر خود، تکرار خواهد کرد. با چنین عملکردی او لذت رضایت از یک ارتباط عاشقانه را از دست می‌دهد.از این بدتر این که، ممکن است پدر با انتقال سوء رفتار به پسران خود، این سیکل خشونت و بدرفتاری را همیشگی کند. نوجوانان امروزی ممکن است بیش از حد مادی‌گرا به نظر برسند، اما برخلاف آنچه اکثر افراد تصور می‌کنند، آنها به اندازه پدرشان به مبلغ چک ماهیانه حقوق او اهمیت نمی‌دهند.

تحقیقی نشان می‌دهد، رضایت کلی نوجوانان از زندگی به کیفیت روابط آنها با پدرشان و موقعیت اقتصادی خانوادگی بستگی دارد. نوجوانانی که روابط گرم و صمیمانه‌ای با پدر خود دارند مثبت‌‌گرا و با اعتماد به نفس‌تر بوده‌ و می‌توانند در اتفاقاتی که برایشان می‌افتد، مؤثرتر عمل کنند. آن دسته از نوجوانانی که در مورد رابطه‌شان با پدر خود احساس خوبی ندارند بدبین‌تر بوده و قادر به پذیرش مسئولیت‌ زندگی خود نیستند.

▪ نکته اساسی: با فرزندان نوجوان خود در مورد اهمیت احترام به همسرتان صحبت کنید، اما این به تنهایی کافی نیست. نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که نوجوانان به عملکرد پدرشان بیشتر از گفته‌های او توجه کرده و شبیه به آن عمل می‌کنند.
اگر می‌خواهید فرزندان شما به همسرتان احترام بگذارند، باید ابتدا خود شما با طرز برخورد و عملکردتان این رفتار را به آنها آموزش دهید. با وجود این حقیقت که پدران نقش بسیار مهمی در زندگی نوجوانان بازی می‌کنند، متأسفانه آنها حضور چشمگیری در زندگی نداشته و اکثر اوقات غایب هستند.

در کتاب «تشنه پدر» نوشته «مارگو مین» اشاره شده است: در آمریکا، ۲۰ درصد از نوجوانان در پایان هر هفته پدر خود را می‌بینند. ۵۰ درصد از نوجوانان هیچ تماسی با پدر خود ندارند و ۳۰ درصد هر چند وقت یک بار با او تماس دارند. در حقیقت بیش از ۱۲ میلیون از نوجوانان در طول روز هیچ ارتباطی با پدر خود ندارند.

دغدغه دختران نوجوان این است که علاوه بر جسمشان، افکار و احساسات آنها نیز مورد تحسین قرار گیرد. پدران در این مرحله نقش مهم و منحصر به فردی را بازی می‌کنند. اکثر مردان وقتی به طور ناگهانی متوجه می‌شوند دختر کوچکشان به دختری جوان بدل شده است، در ابتدا یکه می‌خورند. تحسین جذابیت دختران توسط پدر بسیار مهم است چرا که به دید مناسب دختران نسبت به خود کمک می‌کند.بعضی از مردان اعتقاد دارند، آگاهی از وضعیت جنسی دخترشان به نوعی نابهنجار یا اشتباه است اما در حقیقت این قضیه امری صحیح و عادی است. وقتی پدری همزمان با لذت بردن از شخصیت دخترش، جنسیت او را نیز تصدیق کند، می‌تواند به او کمک کند تا به خودش افتخار نماید.
بعضی ازمادران در مورد رفتار دختران نوجوان با پدرشان و این که در بعضی از اوقات ممکن است خود را لوس کنند و لوس شوند.تفاوت در نوع نگاهی است که بیننده دارد. مثلاً‌ وقتی دختر کوچکی روی زانوی پدرش می‌نشیند، او را در آغوش گرفته و شروع به قلقلک دادن او می‌کند.
همه تصور می‌کنند که او دختری بازیگوش و مهربان است. اما اگر همان دختر کوچک که به دختر جوانی تبدیل شده است، این کار را انجام دهد، ممکن است این عمل از دید دیگران حرکتی ناپسند به حساب آید. او به هیچ وجه چنین منظوری ندارد! در ذهنش او هنوز همان دختر کوچولوی پدرش است.هشدار: اگر وقتی دختر کوچکتان بر روی زانوی شما می‌نشیند، او را از خود برانید فقط عمیقاً گیجش کرده‌اید. با توجه به نوع مدی که در بین جوانان وجود دارد، اگر دختری نوجوان در خانه یا مهمانی لباس نامناسب بپوشد و یا در طی گردش‌های خانوادگی غیر متعارف راه برود، پدر و مادر او آشفته و ناراحت می‌شوند.
ایجاد محدودیت در این زمینه نه تنها برای راحتی خوددختران نوجوان اهمیت دارد بلکه به دختران کمک می‌کند تا درک درستی از خودشان پیدا کرده و به این قضیه که دیگر بزرگ شده‌اند توجه کنند.
علاوه بر این، از آنجایی که سایر مردان به آنها به دید یک بزرگسال می‌نگرند، آگاهی دختران از تأثیری که بر روی دیگران دارند، بسیار مهم است. این موضوع به طور بالقوه موضوعی خجالت‌آور برای نوجوانان و والدینشان است.
اگر به دخترتان با لحنی تند و عصبانی بگویید باید لباس مناسب‌تر بپوشد یا رفتارش را با پدرش تغییر دهد، ممکن است او احساس کند به خاطر جنسیتش باید خجالت بکشد. بزرگ شدن دختران نباید به این معنی باشد که او آغوش پدر یا مهربانی و توجه او را از دست بدهد. با او آرام و مهربان برخورد کنید.
▪ حقیقت: پدران در جدا کردن دختران از مادرانشان در حین دعوا، نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند. دختران در حین دعواها و اختلاف‌هایی که با مادرشان دارند، برای این که از پشتیبانی پدرشان بهره‌مند شوند، به سوی او گرایش پیدا می‌کنند. پدران می‌توانند با همدلی و بدون این که طرف هیچ کدام از آنها را بگیرند به از بین رفتن تنش‌ها کمک کنند تا دوباره ارتباط مناسبی بین دختر و مادر برقرار شود.
اشکالاتی که در روابط دختر و پدر وجود دارد معمولاً‌ باعث ایجاد اختلالاتی مانند اختلال در غذا خوردن دختران می‌شود. نویسنده کتاب «تشنه پدر» می‌گوید: توجه پدران به غذا خوردن دختران باعث می‌شود اعتماد به نفس آنها بالا رود. پدران باید دختران خود را به روشی متعادل مورد مهر و محبت خود قرار دهند. این قضیه به دخترها کمک می‌کند تا تغییرات جسمی خود را پذیرفته و در مواجهه با پسران اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند.
اگر دختران از سوی پدر- که مهمترین مرد در زندگی آنهاست- مورد تأیید قرار نگرفته و پذیرفته نشوند، به خود شک کرده، به سرزنش خود پرداخته و حتی افسرده می‌شوند. از سوی دیگر ممکن است از روابط اجتماعی سرباز زده، گوشه‌گیر شده، بی‌بند و بار رفتار کرده و یا این که در غذا خوردن آنها اختلال ایجاد شود.
▪ هشدار:دختر شما نیاز دارد او را به عنوان یک فرد کامل بپذیرید. اگر بگوییم یک پسر به پدر و مادرش هم برای ابراز محبت آنها و هم پذیرش صحیح او- همانطوری که هست- نیاز دارد، بیراهه نگفته‌ایم. پذیرش پسر همانطور که او می‌خواهد ممکن است برای پدرش سخت باشد. بخصوص اگر از هنگام تولد او برای آینده‌اش نقشه‌هایی ریخته باشد.
این واقعیت است که معمولاً‌ پدران در رؤیای داشتن پسری هستند که با رفتن به همان دانشکده‌ای که آنها رفته‌اند، عضویت در انجمن مشابه، وارد شدن به شغل مشابه یا به عهده گرفتن شغل خانوادگی، راه پدرشان را ادامه دهد. بسیاری از پدران خود قربانی آرزوهای خانواده‌هایشان شده‌اند.
زحمت و رنجی که خانواده‌هایشان به آنها تحمیل کرده‌اند تا راهی را بروند که خود شخصاً‌ نتوانسته‌اند آن را دنبال کنند. پدران با کشف این که پسرشان برای آینده خود نقشه‌ای متفاوت با نظر آنها دارد، ضربه روحی می‌خورند. بسیاری از پدران از طریق مخالفت با خواسته پسرشان می‌خواهند او را به سمتی که خود تمایل دارند هدایت کنند.
متأسفانه این واقعیت که پسران علاوه بر نپذیرفتن خواسته پدرشان، ممکن است هرگز توجهی جدی نیز به نظرات او نداشته باشند قدری بی‌رحمانه است. پسرها می‌خواهند کاملاً‌ مستقل عمل کنند. به ندرت فرزند جگر گوشه‌ای پیدا می‌شود که بخواهد با پیگیری رؤیاهای پدرش، زندگی خود را وقف کرده و نهایتاً‌ خود را قربانی کند.
▪ حقیقت: جبران خلیل جبران (نویسنده و شاعر) در مورد فرزندان چنین می‌گوید: شما می‌توانید به آنها عشق بورزید اما نباید افکارتان را به آنها منتقل کنید. آنها باید افکار خود را داشته باشند. شما می‌توانید جسم آنها را سکنی دهید اما روح آنها را نه!‌ آنها باید روحشان را در خانه فرداها سکنی دهند، جایی که شما نمی‌توانید آن را ببینید، حتی نمی‌توانید آن را در رؤیایتان تصور کنید!

چرا بچه ها دروغ می گویند؟

دروغگویی از نظر لغوی به معنای کتمان واقعیت است. فرد دروغگو از طریق دروغ گفتن ضعفهای خود را می پوشاند و شنونده را گمراه می سازد. خود را از تنبیه نجات می دهد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می کند.

یکی از عوامل دروغگویی، ترس در کودکان است. اگر کودک به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. والدین و مربیان باید از هر کودک انتظاراتی داشته باشند که با واقعیات و امکانات او منطبق است در غیر این صورت دروغگویی کودک تقویت و تشدید خواهد شد.

همه انسانها در محدوده ای برابر پا به عرصه وجود می گذارد. هیچکس از کودکی دروغگو به دنیا نیامده است. همه انسانها راه فکر کردن و توجیه اعمال خویش را از دیگران آموخته و تکامل یافته اند. درستی یا نادرستی از طریق کلمات و اعمال دیگران به ما القا می شود و ما این کلمات و اعمال را در ذهنیات خود تلفیق کرده، سرانجام شخصیت خود را شکل می دهیم.

به مثالهایی چند از توجیه افرادی که در مواردی دچار اشتباه شده اند دقت کنید: من حق داشتم که این خطاها را انجام دهم ، افراد دیگر زیاد به این مسأله اهمیت نمی دهند هرکس دیگری هم که بود همین کار را می کرد . راستی شما فکر می کنید که این گونه توجیهات استادانه چگونه توسط بعضی از جوانان ونوجوانان بیان می شوند؟

آنها این مسائل را از جامعه خود آموخته اند، از کسانی که با آنها سروکار دارند و با ارزیابی اعمال درست و نادرست که توسط ذهنیات هر یک انجام شده است اعمال خود را با این گونه توجیهات همراه می سازند. به خاطر همین است که می گوییم والدین نقش مهمی در تکوین شخصیت فرزندان خود بازی می کنند و این نقش در سالهای اولیه تربیت کودکان ارزشی به غایت والا دارد.

برای اینکه فرزندان خود را راستگو تربیت کنیم ابتدا می بایست نسبت به اعمال خود نهایت دقت را داشته باشیم و نیز درارتباط خود با دیگران دقت کنیم، زیرا در یک جامعه معمولاً تربیتهای متفاوتی وجود دارد. تربیت کودک می بایست از همان دوره طفولیت او آغاز شود، صداقت و راستگویی از مواردی است که باید قبل از سنین مدرسه به آن توجه شود.

البته ما باید توجه داشته باشیم که کودک اساساً قصد فریب والدین را ندارد، ولی توجیهات او راهی برای فرار از مجازات است.

دروغ گفتن یکی از رفتارهای متداول کودکان ۴ـ۵ ساله است که از لحاظ اخلاقی اشکالی ندارد. کودکان در این سن و سال معمولاً به دو شکل دروغ می گویند که نخستین آن خیال پردازی است، کودک با جعل داستان یا با طرح مبالغه آمیز بعضی از واقعیات، اغلب خواسته خود را با ما درمیان می گذارد و غیرمستقیم از امیالش صحبت می کند.

در این صورت بهتر است که پدر ومادر در تأیید خواسته کودک حرف بزنند. دروغ نوع دوم دروغ به اصطلاح مفید است، دروغی است که بزرگترها هم می گویند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آمیز می گذارند تا به جای نتیجه بد، نتیجه خوب بگیرند. در این مرحله از رشد کودک تنها کار درست را در خواسته خود می جوید و با استفاده از دروغ برای رسیدن به خواسته اش تردیدی به خود راه نمی دهد.

در این موارد باید به کودک تفهیم کنیم که از راستگویی و صداقت او خوشحال می شویم باید بداند که دروغ و دروغگویی را دوست نداریم. باید توجه داشت که این مسأله در سنین بالاتر رفتاری ناپسند است که به کودک شخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد.

هرگاه کودک شما در موقعیت نامطمئن و ناامن قرار گیرد و احساس خطر یا حقارت کند به گفتن دروغ متوسل می شود. کودک دروغگو به گفته هایش ایمان ندارد و به طور قاطع و صریح حرف نمی زند، به تدریج اعتماد خود را به دیگران از دست می دهد و نسبت به اطرافیان بدبین می شود.

متأسفانه برخورد بسیاری از والدین در این موارد با تنفرهمراه است زیرا از خود سؤال می کنند که چرا فرزندشان دست به چنین عملی زده است؟ در برخورد با چنین مواردی والدین نباید به چشم یک آدم دروغگو به کودک نگاه کنند و یا دائماً به آنها ظنین باشند زیرا چنین برخوردی عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت.

برای درمان دروغگویی شناخت علل آن کاملاً ضروری است، دروغگویی به عنوان یک مشکل علل گوناگون و متعددی دارد که درا ینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

بــــررســــــی علل دروغگویـــــــی

همانطور که قبلاً هم اشاره شد یکی از علتهای دروغگویی آموزش نادرست خانواده است. در خانواده ای که پدر و مادر و دیگر اعضای آن همواره به یکدیگر دروغ می گویند نمی توان انتظار داشت که کودکی راستگو تربیت شود.

۱ـ دروغگویی کودک ممکن است برای جلب توجه اطرافیان باشد. چنانچه کودکی در خانواده یا مدرسه مورد بی توجهی اطرافیان قرار گیرد، برای نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممکن است به گفتن دروغ در زمینه های گوناگون متوسل شود.

۲ـ کودکانی که نسبت به دوستان و اطرافیان خود احساس کمبود می کنند، ممکن است برای جبران کمبودها در زمینه های گوناگون نظیر شغل والدین، محل سکونت، وضع تغذیه، دوستان و تفریحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسیله به طور موقت تسکین دهند.

۳ـ ترس نیز از دیگر عواملی است که موجب دروغگویی می شود. اگرکودک به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به دروغگویی متوسل می شود. باید اذعان کرد که سختگیریهای افراطی و برخوردهای خشن والدین ومربیان با کودک از علل مهم دروغگویی کودک محسوب می شود.

۴ـ گاهی نحوه بیان و برخورد والدین و مربیان با کودک او را به دروغ گفتن وامی دارد و به او دروغگویی را می آموزد. به عنوان مثال والدین به کودکی که مرتکب عمل خلافی شده است اصرار می ورزند که او این کار را انجام نداده است بلکه دیگری مثلاً همسایه یا دوست یا برخی موجودات خیالی سبب آن بوده اند. در این حالت والدین علاوه بر آنکه کودک را دروغگو بار می آورند او را به گریز از قبول مسئولیت رفتارش نیز وامی دارند.

۵ـ انتظار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنان با دوستان وهمکلاسیها در زمینه های گوناگون از دیگر عوامل دروغگویی کودکان می شود دراین صورت کودک از طریق دروغ می تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه یابد و هم والدین را راضی و خشنود سازد و نظر آنان را به سوی خود جلب کند.

درمـــــــــان دروغگویــــــی

برای پیشگیری و درمان دروغگویی، والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد شیرین و تلخ از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد.

اگر کودک پی ببرد که والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی کنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت، همچنین والدین و مربیان باید از طرح پرسشهایی که کودک به آنها به احتمال قوی پاسخ نادرست خواهد داد خودداری کنند.

در صورت مشاهده دروغ، والدین و مربیان نباید شتابزده عمل کنند و به تنبیه کودک مبادرت ورزند. برای بازداشتن کودک از دروغگویی و اصلاح رفتار آنان باید روش برخورد باتوجه به موقعیت انتخاب شود که برخی از روشها به اختصار عبارت است از:

۱- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :

در وهله اول کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی باارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را درعمل تجربه کند. والدین و مربیان نباید در برابر دروغهای کودکان برآشفته شوند و او را کتک بزنند.

بیان نتایج زشت و تلخ دروغگویی به صورت داستان برای آنها می تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگویی مفید واقع شود. همچنین اگر والدین و مربیان، کودک را در خلوت ( نه در جمع ) در جوی محبت آمیز و پرعطوفت با مضرات و نتایج دروغگویی آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگیری و نیز درمان دروغگویی می تواند مؤثر باشد.

۲- اجــــازه بیان احساســـات :

کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند و در صورتی که بیان احساسات، باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازند و نباید برای احساساتش تنبیه شود. برای نمونه اگر کودکی از برادر کوچکش خوشش نمی آید، باید به او اجازه داده شود که احساساتش را بیان کند، پس از شنیدن نظر کودک، والدین باید ضمن تحلیل رفتار خود با کودک و یافتن علل پیدایش چنان احساسی به راهنمایی کودک و تغییر رفتار و احساسات او مبادرت ورزند.

در مواردی که کودک مرتکب کار خطایی شده ولی راست می گوید، باید به ملایمت و به طور صحیح به او تذکر داده شود که رفتارش درست و پسندیده نیست و باید آن را تغییر دهد. هشدار به کودک، همدردی با او در مواردی که لازم است، نادیده گرفتن حرفهای کودک و بی توجهی به آنها از روشهایی است که در مواقع مشخص می تواند برای پیشگیری و درمان دروغگویی کودکان استفاده شود.

۳- تعـــــــدیل انتظارات از کــــــودکان :

والدین و مربیان باید از هر کودک انتظاراتی داشته باشند که با واقعیات و امکانات او منطبق است در غیر این صورت، دروغگویی کودک تقویت و تشدید خواهد شد. چون کودک توان عملی ساختن خواسته های اطرافیان را ندارد به گفتن دروغ متوسل می شود بنابراین از کودک باید انتظارات در حد توانش داشته باشیم.

چرا کودکان از تاریکی می ترسند؟

برخی کودکان قادر نیستند در تاریکی بخوابند. وحشت برخی کودکان از تاریکی، برخلاف تصور بعضی از والدین که آن را تلاش کودک برای جلب توجه می دانند، می تواند ناشی از شب کوری باشد. پژوهشگران می گویند که این ناراحتی نادر و تشخیص طبی آن دشوار است.

چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهی به تاریکی عادت می کند، اما چشم برخی از کودکان، که ظاهرا از هیچ گونه ضعف بینایی رنج نمی برند و در محیط پرنور به خوبی می بینند، به تاریکی عادت نمی کند.

تـــــــــرس از ســــایه

پژوهشگران بیمارستان عمومی “گارتناول” در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتایج تحقیقات خود در “نشریه پزشکی بریتانیا” یکی از دو نوع ناراحتی مادرزادی شب کوری را تشریح کرده اند.

والدین یک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بی وقفه از نابینایی در تاریکی شکایت می کند. او به سختی به خواب می رفت و در تاریکی قادر به حرکت از یک اتاق تاریک به اتاق تاریک دیگر نبود، در حالی که می توانست به سوی محیط روشن حرکت کند.

پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بینایی مبتلا است نزد پزشک بردند.

مورد دوم به یک دختربچه دو ساله مربوط می شد که علاوه بر مشکل بینایی در تاریکی دائم به اشیا برخورد می کرد و زمین می خورد. این دختر بچه نیمه شب درحال گریه از خواب برمی خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمی رفت و شدیدا وحشتزده می شد. او همچنین از سایه می ترسید.

پزشکان دریافتند که در خانواده این کودک، مشکلات بینایی از جمله شب کوری سابقه دار است. به این کودک چراغ قوه ای داده شد تا در تاریکی با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد. به نظر می رسد به این ترتیب وحشت او از شب برطرف شده باشد.

گروه پژوهشگران که سرپرستی آن را “گوردون داتون”، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت:

“نابینایی شبانه در کودکان می تواند باعث وحشت عمیق از تاریکی شود.”

وی افزود:

“تشخیص این ناراحتی و اختیار دادن به کودک برای کنترل نور محیط می تواند زندگی خانوادگی را متحول کند.

بررسی شب ادرارى در کودکان

شب ادرارى یا ناتوانى در کنترل ادرار (Enuresis)، یکى از اختلالات رایج دوران کودکى است که در بعضى موارد مى تواند مسائل و مشکلات جدى روان شناختى مثل کاهش عزت نفس، احساس شرمسارى، خودکم بینى و پرخاشگرى به دنبال داشته باشد.

براساس تعریف انجمن روان شناسان، زمانى که کودک (۵ سال به بالا) به طور مکرر دو بار در هفته و در مدت سه ماه متوالى، بدون داشتن بیمارى جسمانى خاصى مثل دیابت، صرع، عفونت هاى سیستم ادرارى، نارسایى هاى سیستم عصبى و… رختخواب خود را خیس کند، دچار مشکل شب ادرارى یا ناتوانى در کنترل ادرار است.

میزان شیوع این اختلال به دلیل تنوع علل و معیارهاى اجتماعى گوناگون قدرى مشکل است، ولى آمارها نشان مى دهند که تقریباً ۸۵ درصد کودکان تا سن پنج سالگى قادرند در طول شب خشک بخوابند و ۱۵ درصد باقى مانده نیز با کمى آموزش و حمایت والدین و مربیان شان مى توانند پاکیزه خوابیدن را بیاموزند. تنها ۲ _ ۱ درصد کودکان هستند که تا سن ۱۵ _ ۱۴ سالگى توانایى کنترل ادرارشان را هنگام خواب هنوز به دست نیاورده اند.

انـــواع شب ادرارى در کـــــودکان

به طور کلى، شب ادرارى هاى کودکان به دو گروه تقسیم مى شوند.
گروه اول، کودکان خردسال زیر پنج سال که هنوز مراحل کنترل ادرار را در طول شب نیاموخته اند. گروه دوم، کودکانى که بعد از سه ماه متوالى که قادر بوده اند شب ها خشک بخوابند، مجدداً دچار ناتوانى در کنترل ادرارشان شده اند.

عـــوامل موثــــر در بــــــروز شب ادرارى

محققان بر این باورند که شب ادراریهاى گروه اول، ناشى از نارسایى و عدم رشد کافى اندامهاى دفع ادرار، عوامل رشد، وراثت و مشکلات هورمونى است و شب ادراریهاى گروه دوم، حاصل مشکلات کلیوى، مثانه، مجارى ادرارى، عفونتهاى گوناگون سیستم دفع ادرار، تنشها، استرسها و فشارهاى روحى – روانى ناشى از تغییرات زندگى کودک است.

تاخیــــــر در رشـــد اندامهــــا

رایج ترین علت ناتوانى کودکان در کنترل ادرار، تاخیر در رشد اندام ها و سیستم اعصاب مرکزى آنهاست که موجب کاهش توانایى آنان بر عمل تخلیه مثانه مى شود. زمانى که مثانه کودک پر مى شود، اندام هاى عصبى دفعى پیام هایى که به مغز مى فرستد، کودک را براى دستشویى رفتن هوشیار مى کنند. چنانچه این بخش از سیستم عصبى کودک دچار ضعف و تاخیر در رشد باشد، پیام عصبى لازم به مغز نمى رسد.

اختــــلالات خــــــواب

بررسى نوارهاى مغزى کودکان شب ادرار نشان مى دهد که نارسایى امواج مغز و افزایش فعالیت آن مى تواند در بعضى موارد مانع از بیدار شدن به موقع کودک براى دستشویى رفتن شود. به عبارت ساده تر، این گروه از کودکان ممکن است خوابى کاملاً طبیعى و آرام داشته باشند، ولى براى بیدار شدن به موقع دچار مشکل مى شوند.

عامـــل وراثت

تحقیقات نشان مى دهند که تقریباً ۷۵ درصد کودکان مبتلا به شب ادرارى، داراى والدین و یا خواهر و برادرهایى بوده اند که آنها نیز این مشکل را داشته اند. این احتمال در بین کودکان شب ادرار که یکى از والدین شان مبتلا به شب ادرارى بوده است ، به ۵۰ درصد مى رسد و چنانچه سابقه خانوادگى این بیمارى در آنها موجود نباشد، فرزند شان نیز به طور حتم تا ۶ سالگى این مشکل را پشت سر خواهد گذاشت. آزمایش هاى گوناگون نشان داده اند که ژن حامل اختلال شب ادرارى بر روى کروموزم شماره ۱۳ قرار دارد.

مشکـــــلات هـــــورمونى

تحقیقات نشان مى دهند میزان هورمون کاهش ادرار (ADH)در کودکان شب ادرار به حد طبیعى نیست. میزان ترشح طبیعى این هورمون در کودکان سالم (در طول خواب) موجب کاهش فعالیت کلیه ها و دیرتر پرشدن مثانه (در طول ۱۲ _ ۸ ساعت) مى شود. در حالى که در کودکان شب ادرار، عدم توازن این هورمون موجب بروز شب ادرارى در آنان مى شود.

عفـــــونتهـــاى سیستـــــم دفع ادرار

کودکى که مبتلا به عفونت هاى کلیوى و سیستم دفع ادرار است، بیش از کودکان سالم نیاز به دستشویى رفتن پیدا مى کند. این کودکان هنگام دفع، دچار احساس سوزش، درد و ناراحتى مى شوند و ادرار آنها اغلب کدر و بدبو است. همچنین تب و درد در ناحیه پشت (کلیه ها) از دیگر علائم عفونت هاى ادرارى است.

دیـــــابت

دیابت یا بیمارى قند در کودکان نیز مى تواند عاملى براى شب ادرارى آنان باشد. علائم دیابت عبارتند از: تکرر ادرار،  تشنگى بیش از اندازه، خستگى و بى حالى در طول روز، کاهش وزن و کم تحرکى، زیاد شدن اشتها و پرخورى.

عـــــوامل جسمانــــــــى

بعضى از تحقیقاتى که در زمینه علل شب ادرارى کودکان صورت گرفته است، نشان مى دهد که این کودکان داراى مثانه اى کوچکتر از حد معمول هستند. زمانى که والدین گزارشى از گنجایش کم مثانه کودک شب ادرارشان مى دهند، معمولاً این کودکان در طول روز هم دچار ناتوانى در کنترل ادرارشان هستند.

عـــــــــوامل روانشناختــــــى

در بعضى موارد نیز شب ادرارى کودکان عکس العمل و پاسخى، نسبت به تعارضات هیجانى، اضطراب ها و نابسامانى هاى عاطفى کودک است. پژوهش هاى روان شناسان و دیگر متخصصان بهداشت روانى کودکان نشان مى دهد، بچه هایى که درگیر تغییرات و دگرگونى هایى در محیط خانه و مدرسه خود هستند، گاهى دچار شب ادرارى مى شوند.

بحران عاطفى در خانه و خانواده نیز مى تواند منجر به بروز این اختلال در کودکان شود. تغییر منزل یا مدرسه، انتقال به شهر دیگر، طلاق و جدایى والدین، تولد نوزاد جدید در خانواده، بدرفتارى و خشونت هاى خانوادگى، فشارها و استرس هاى گوناگون و… مى توانند عاملى براى ناتوانى کودک در کنترل ادرارش باشند. در اغلب موارد نیز کودکان نسبت به این گونه تغییرات عاطفی_ هیجانى خود آگاه نیستند و نمى دانند که بین شدت احساسات و شب ادرارى آنان ارتباطى وجود دارد.

روشهاى درمــــان شب ادرارى کــــــودکان

اولین گام براى درمان کودکان شب ادرار آن است که والدین و اعضاى موثر خانواده سعى کنند با رعایت برنامه اى منظم براى خواب و خوراک کودک، خشک خوابیدن در طول شب را به او بیاموزند. در این زمینه توجه به نکات زیر مى تواند مفید باشد:

۱- هیچ گاه از تنبیه، سرزنش، انتقاد و یا شرمنده کردن کودک براى درمان و کاهش شب ادرارى او استفاده نکنید.
۲- قبل از این که کودک براى خوابیدن به رختخواب برود، به او یادآورى کنید که به دستشویى برود. اگر کودک گفت که نیازى به دستشویى ندارد، از او بخواهید که به هرحال سعى کند، مثانه اش را خالى کند.
۳- نوشیدن مایعات را دو ساعت قبل از خواب محدود کنید (حتى غذاها و خوراکى هایى که آب زیادى دارند مثل بستنى،  ژله، سوپ و…).
۴- سعى کنید کودک را چند بار در طول شب بیدار کنید. نایلون و یا مشمعى زیر ملافه تشک کودک پهن کنید تا بتوانید در صورت نیاز تنها ملافه را عوض کنید.
در نظر داشته باشید،  تقریباً ۹۸ درصد شب ادرارى هاى کودکان به تدریج تا سنین ۱۲ _ ۱۰ سالگى بهبود مى یابند. به طور کلى روش هاى درمان شب ادرارى کودکان به دو گروه تقسیم مى شوند،  درمان هاى غیردارویى و درمان هاى دارویى.

الف) درمانهاى غیـــــــر دارویـــــــــــى

مثل روشهاى انگیزشى، استفاده از وسایل و زنگ هاى حساس به رطوبت، ورزش هاى مخصوص تقویت مثانه، درمان هاى روان نشاختى، رژیم غذایى و….

روشهاى انگیـــــزشــــى:

بر طبق این روش ها به کودک کمک مى شود تا شرایط خود را بهتر درک کند و دچار احساس ناتوانى، ضعف عزت نفس و خودکم بینى نشود. به عبارتى خود را عامل اختلال نداند بلکه تلاش کند تا نقش موثرى در بهبود و روند درمان ایفا کند. یکى از این روش ها استفاده از رژیم هاى غذایى و نمودار روزانه است که طى آن کودک سعى مى کند با یک برنامه تنظیم شده و کاهش نوشیدنى هاى گوناگون در طول شب، خود را کنترل کند و خشک بخوابد. معمولاً این شیوه درمان در ۲۵ درصد موارد موجب کاهش ۷۰ درصد از شب ادرارى کودکان مى شود.

استفــــاده از وســــــایل و زنگهـــاى حســـاس به رطـــــــــوبت:

یکى از موفق ترین شیوه هاى کاهش شب ادرارى کودکان، استفاده از وسایل حساس به رطوبت است. این زنگ ها دونوع هستند، دسته اول به زیرشلوارى کودک و دسته دوم به ملافه رختخواب کودک بسته مى شوند. در هر دو حالت با کمترین نم و رطوبتى به صدا در مى آیند و کودک را از خواب بیدار مى کنند. بعد از مدتى که کودک نسبت به زمان پر شدن مثانه اش حساس مى شود و قبل از آن که رختخوابش را خیس کند،  بیدار مى شود و به دستشویى مى رود. چنانچه کودک نسبت به صداى زنگ حساس نباشد، وظیفه والدین است که فوراً او را بلند کنند و به دستشویى ببرند. هنگام استفاده از این گونه وسایل، باید زیرشلوارى کودک مجدداً عوض شود و هیچ گونه رطوبتى نداشته باشد تا دستگاه درست کار کند. در طول درمان،  هیچ گاه کودک را تنبیه و سرزنش نکنید، خیلى آرام و خونسرد بلند شوید و بدون کمترین دلخورى و اوقات تلخى او را به دستشویى ببرید. باز هم به خاطر داشته باشید که کمک ها و همراهى هاى شما مى تواند مشکل کودک را تخفیف دهد، پس او را به دلیل مشارکتش در برنامه درمان، تشویق و ترغیب کنید تا کودک دچار بحران روحى نشود. براساس گزارش هاى مختلف تقریباً ۷۰ درصد از شب ادرارى هاى نوع اول با استفاده از این شیوه بهبود مى یابند. پزشکان و متخصصان کودک پیشنهاد مى کنند، کودکانى که از این روش براى درمان خود استفاده مى کنند، بهتر است تا سه هفته بعد از این که توانستند کاملاً خشک بخوابند، از دستگاه هاى حساس به رطوبت استفاده کنند.

ورزشهـــاى مخصـــــــــوص تقـــویت مثانــــه:

گروهى از پزشکان و متخصصان کودک توصیه مى کنند براى درمان شب ادرارى کودکان مى توان آنها را تشویق کرد تا ورزش هاى کششى و حرکات بدنى اى انجام دهند که موجب گنجایش بیشتر مثانه آنها و بالارفتن توان کنترل بیشتر آنها بر اعمال مثانه شان مى شود. این حرکات و نرمش ها در طول روز انجام مى شود و زمانى که کودک احساس مى کند مثانه اش پر شده است، سعى مى کند با کشش بدنى، گنجایش آن را بیشتر کند. روش دیگر آن است که از کودک مى خواهند هنگامى که در طول روز به دستشویى مى رود تا ادرار کند، چند لحظه اى جلوى ریزش ادرارش را بگیرد و دوباره  ماهیچه انتهایى مجراى ادرارى اش را رها کند. این کار موجب تقویت ماهیچه هاى انتهایى مجراى ادرارى مى شود. نتایج تحقیقى که در این زمینه صورت گرفته است نشان مى دهد، ۶۶ درصد کودکانى که از این روش استفاده کرده اند، تا ۲۰ درصد بهبود یافته اند و توانسته اند روند درمان را پس از مدتى تسریع بخشند.

درمانهـــــــــاى روانشناختــــى:

یکى دیگر از روش هاى درمان شب ادرارى در کودکان استفاده از روش هاى روان شناختى است، به ویژه در مواردى که شب ادرارى کودک ناشى از تغییرات و تعارضات عاطفى _ هیجانى (مثل تولد نوزاد جدید، شرایط استرس آور درسى _ مدرسه اى و…) و یا بحران هاى عاطفى (مثل جدایى و طلاق والدین، درگیرى هاى خانوادگى و…) است. اساس درمان هاى روان شناختى، کمک به کودک و خانواده اش براى یافتن عامل و علت اصلى شب ادرارى کودک است. این روش ها به آنها یاد مى دهد که چگونه با کودک شب ادرار باید کنار آمد و به او کمک کرد تا با مشکلش روبه رو شود و درصدد حل آن برآید. از جمله درمان هاى روان شناختى، روش تشویقى است که براساس آن والدین جدول هفتگى اى تهیه مى کنند و شب هایى را که کودک توانسته خشک بخوابد در آن علامت مى زنند (ستاره اى به کودک مى دهند). بعد از آن که تعداد علامت ها (ستاره ها) به ده رسید،  جایزه اى که کودک انتخاب مى کند،  برایش فراهم مى آورند.

ب) درمانهــــــــاى دارویـــــــــى

در سال هاى اخیر، براى درمان شب ادرارى کودکان از دارودرمانى استفاده مى شود. بسیارى از  این داروها، عملاً براى درمان مشکلات دیگرى مثل، افسردگى، اضطراب و… تجویز مى شوند. ایمى پرامین یکى از رایج ترین داروهاى ضدافسردگى است که براى درمان شب ادرارى به کودکان هم داده مى شود. این دارو تا میزان ۳۰ درصد مى تواند شب ادرارى کودک را کاهش دهد.

ایمـــى پــــرامین :

براى کنترل ادرار در طول شب (و حتى روز) داده مى شود. لازم به ذکر است که این گونه داروها براى درمان بلندمدت شب ادرارى کارایى ندارند. به عبارت دیگر، اگر دارو قطع شود، کودک مجدداً دچار شب ادرارى و عدم کنترل بر مثانه خواهد شد. مشکل دیگرى که این گونه داروها پدید مى آورند، عوارض جانبى آنهاست، به خصوص که این عوارض در کودکان شدیدتر است. چنانچه کودکى به ناچار از شیوه دارودرمانى براى حل مشکل شب ادرارى اش استفاده مى کند، بهتر است حتماً زیر نظر پزشک متخصص باشد.

داروهاى دسمــــــــــــوپسین:

انواع دیگر داروهایى که براى حل مشکل شب ادرارى کودکان به کار برده مى شوند، استفاده از داروهاى دسموپرسین است. این داروها موجب تغییراتى در هورمون هاى بدن (ADH) مى شوند.

این شیوه درمان، در مورد کودکانى مى تواند موثر باشد که هورمون ADH در بدن شان دچار نارسایى است. این دارو موجب کاهش آب ادرار و دیرتر پرشدن مثانه کودک در طول مدتى که خواب است، مى شود. مصرف این دارو براى کودکان خردسال به صورت افشانه اى و در بینى است. اغلب والدین گزارش کرده اند که استفاده از این دارو خیلى سریع مى تواند شب ادرارى را در کودکان کاهش دهد.

پزشکان نیز توصیه مى کنند اگر کودک توانست بعد از سه ماه که از این دارو استفاده کرد، خشک بخوابد، بهتر است مصرف آن را به تدریج کاهش داد. متاسفانه این گروه داروها هم مثل داروهاى ضدافسردگى، زمانى که مصرف آنها قطع مى شود، تاثیر خود را در بدن کودک از دست مى دهند و مجدداً علائم شب ادرارى در او ظاهر مى شود.

در این گونه موارد، گروهى از پزشکان پس از شروع دوباره شب ادرارى، تجویز دارو را از سر مى گیرند و گروهى از والدین تصمیم مى گیرند صبورانه با این مشکل فرزندشان در خانه کنار بیایند و فقط شب هایى که کودک دور از خانه اش مى خوابد، از این گونه اسپرى ها و داروها استفاده کنند.

اگر چه شب ادرارى هاى کودکان گاهى سبب ناراحتى والدین، اعضاى خانواده و خودِ کودک مى شود، اما خوشبختانه در اغلب موارد بدون درمان خاصى بهبود مى یابند.

اما از آن جایى که گاهى این مشکل مى تواند علامت بیمارى جسمانى حادى باشد، بهتر است براى حل مشکل و درمان به موقع با پزشک متخصص مشاوره اى انجام دهند. در نظر داشته باشید، انتخاب بهترین شیوه درمان در هر کودکى متفاوت است و باید متناسب با شرایط جسمى _ روحى او انتخاب شود.

شب ادراری در کودکان

شب ادراری کودکان مشکلی است که برای کودکان وخانوادة آنها از زمانهای دور موجود بوده است . شرح خیس کردن کودکان در نوشته های ۱۵۵۰ سال قبل از میلاد هم دیده می شود لذا علی رغم پیشرفت دانش بشر در مورد مکانیسم ایجاد شب ادراری هنوز معلومات ما در مورد چگونگی ایجاد شب ادراری و نحوه درمان قطعی آن کامل نیست.

درسن شیرخوارگی ادرار کردن طفل کاملا رفلکسی و بی اختیار است . در این سن, پر شدن مثانه باعث تحریک گیرنده هایی در جدار مثانه می شود و هرچه مثانه پرتر باشد این تحریکات بیشتر می شود تا اینکه رفلکسی از طریق این گیرنده ها ونخاع ایجاد شود و منجربه انقباض مثانه و تخلیه آن گردد .

با بزرگتر شدن کودک وتکامل مراکز عصبی,بنظرمی رسد که درسن۱تا۲سالگی کودک می تواند پر شدن مثانه خود را درک کند و تدریجا این توانایی را بدست می آورد که مدت کمی تخلیه مثانه را به تعویق بیاندازد در سالهای دوم تا سوم عمر , با تکامل مراکز عصبی , مغز کنترل بیشتری روی اعمـال مثانه پیدا می کند و در نتیجه طفل قادر می شود که مدت بیشتری ادرار را در مثانه نگاه دارد معمولا تا سه سالگی اکثر اطفال بخوبی قادرند ادرارشان را در روز کنترل کنند اما توانایی کنترل ادرار در شب , اکثرا دیرتر حاصل می شود .

در سن ۴ تا ۵ سالگی مراکز عصبی مغز قادرند انقباضات مثانه را در خواب هم کنترل کنند بعلاوه تا این سن ظرفیت مثانه کودک هم زیاد شده و می تواند حجم بیشتری ادرار را نگاهداری کند. البته این روند تکامل در جوامع گوناگون سرعت یکسانی ندارد . حتی دریک جامعه هم در طبقات مختلف می تواند متفاوت باشد. وحتی در دختر ها معمولا این کنترل زودتر از پسر بچه ها بوجود می آید.

‏تعــــــریف شب ادراری :

در صورتی که کودکی به طور مکرر حداقل ۲ بار در هفته و به مدت حداقل ۳ ماه پیاپی بدون استفاده از داروهای ادرار آور و یا بدون داشتن بیماریهای زمینه ای مانند دیابت و صرع و بیماریهای سیستم اعصاب بستر خود را خیس کند , و سن کودک بالای ۵ سال باشد, می توان او را بعنوان کودک دچار شب ادراری مورد بررسی قرار داد.

بطور کلی شب ادراری در ۱۰ تا ۱۵% کودکان حدود ۶ ساله موجود است اما هر چه سـن بالاتـر می رود تعدادی ار کودکان خود بخود بهبودی پیدا می کنند . بطوریکه در سن ۱۰ سالگی حدود ۵% از کودکان و در ۱۵ سالگی تنها ۱% کودکان شب ادراری دارند. و باید توجه داشت که شب ادراری در پسرها ۲ تا ۳ برابر دختر هاست.

علـــل شب ادراری در کــــودکان:‏

در بیش از ۸۰% از موارد ، کودک مبتلا به شب ادراری هیچ بیماری و یا عیب و نقص عضوی و بدنی ندارد و در کمتر از ۲۰% موارد ممکن است بیماری هایی مانند : دیابـت , عفونت ادراری , بیماریهای مادرزادی کلیه , نوعی کم خونی و عیوب نخاع و بیماریهای سیستم اعصاب , علت شب ادراری باشد . که خوشبختانه در مورد فرزند شما با توجه به معاینات وآزمایشات انجام شده اینگونه مشکلات وجود ندارد . لذا شب ادراری در فرزند شما یک بیماری تلقی نمی شود و آیندة کودک شما کاملا روشن است . و این شب ادراری سرانجام حتی بدون درمان برطرف خواهد شد.

توجه داشته باشید این خیس کردن , در هنگام خواب اتفاق می افتد , و کودک شما هیچگونه دخالتی در آن ندارد لذا تنبیه و تحقیر طفل در نزد خودتان یا دیگران ویا مسخره کردن وی , نه تنها هیچگونه تاثیری در بهبودی آن ندارد بلکه با ایجاد فشار روحی وضع کودک را به مراتب بدتر می کند.

ثابت شده است عوامل ارثی و سوابق والدین نیز در بروز شب ادراری موثر است . اما باید توجه داشت همانطور که زمان راه افتادن و حرف زدن بچه ها با همدیگر متفاوت است , روند بالارفتن ظرفیت مثانه و زمان قدرت کنترل مثانه نیز در کودکان ممکن است باهم متفاوت باشد.

مسایل روحی و عاطفی از مهمترین علل شب ادراری هستند . این مورد بخصوص در نزد کودکانی دیده می شود که قبلا کنترل ادرار داشته اند اما اکنون دچار شب ادراری شده اند. از جمله عوامل روحی که می تواند سبب شب ادراری گردد میتوان از موارد زیر نام برد:

تولد یک نـــوزاد درخانواده که موجب می شود توجه پــدر و مـادر به نــوزاد معطوف گردد و به کودک بزرگتــــر کمتر مورد توجه قرار گیرد .

جدایـــی پـــدر و مـــادر

اختلافات و کشمکشهـــای درون خانـــواده

جابجایـــی خانواده

مسافـــرت یا فوت یکی از والدین

تحقیـــر و تنبیه بیش از حد بزرگتـــر ها نسبت به کودک

ایجــاد تــرس و هیجــان و اضطــراب شدید در کودک با شنیدن ویا دیدن مناظر, فیلمها ویا بازی های ترسناک کامپیـــوتری

از دیگر عوامل بسیار مهم در شب ادراری که به تازگی و در سالهای اخیر بسیار اهمیت پیدا کرده است , آلرژی و حساسیت کودک به غذا ها و بخصوص شیـــر گاو است . لذا باید دقیقاً توجه داشت که در چه شبهایی و با مصرف چه موادو یا غذاهایی این شب ادراری تشدید می شود. تا از مصرف آنها پرهیـــز گردد .

قبلا تصور می شد که کودکان مبتلا به شب ادراری خواب عمیق تری دارند و یا شب ادراری ناشی از اختلال در خواب و بیدار شدن کودک است . اما بتازگی نشان داده شده است که بین خواب کودکان مبتلا به شب ادراری و سایر کودکان تفاوتی وجود ندارد و خیس کردن در هر مرحله از خواب ( چه در مرحله خواب عمیق و چه در مراحل خواب سطحی ) ممکن است اتفاق بیافتد.

درمــــــــان :

۱- از بین بردن تمامی فاکتورها و مسایل عاطفی و روحی که منجر به اضطراب و مشکلات عصبی در کودک می شود ( در قسمت قبلی به آن اشاره شد)

۲- استفاده ازتشکچه های زنگ دار که در صورت تماس با اولین قطره ادرار زنگ آن بصدا درمی آید و موجب بیداری کودک می شود. استفاده از این دستگاه باعث می شود که ظرف چند هفته یک رفلکس شرطی درکودک ایجاد شود بطوری که حتی پرشدن مثانه نیزمیتواند بتدریج باعث بیدار شدن کودک گردد.

۳- در روز باید مایعات زیادی استفاده گردد و به کودک آموزش داد تاحتی الامکان در طول روز ادرارکردن را به تاخیر اندازد تا حجم مثانه بیشتر شده و در طول شب دیرتر پر گردد، بدیهی است ار غروب آفتاب به بعد لازم است مصرف مایعات و غذاها و میوه های آبدار به حداقل برسد و کودک حتما قبل از خوابیدن ادرار کند.

۴- تشویق طفل هم در انجام این تمرینات و رعایت دقیق درمانهای دارویی و غیر دارویی بسیار مؤثر است . حتی می توان کودک را به ازای هر چند شب که خیس نمی کند تشویق نمود و در صورت عدم خیس کردن برای مدت طولانی برای وی جایزه ای نیز خرید . (‌این مسئله در مورد کودکانی که در طول روز در لباس خود نم می زنند نیز صادق است )

۵- درمانهای دارویی که از جمله آنها ایمی پیرامین است . ایمی پیرامین دارویی است که در درمان تعدادی از ناراحتی های روحی و افسردگی بکار می رود لذا ممکن است شما از مصرف آن اکراه داشته باشید . اما باید توجه داشته باشید تاثیر این دارو جدا از خاصیت ضد افسردگی آن است و از طریق تاثیر بر اعصاب مثانه عمل میکند. لذا می توانید بدون دغدغه آنرا مصرف نمایید چرا که این دارو عوارضی برای کودک شما ندارد.

در ۲۵ تا ۴۰% کودکان بدنبال مصرف این دارو بهبودی حاصل می شود اما از آنجائیکه پس از قطع دارو ممکن است شب ادراری مجددا عود نماید,لازم است این دارو حداقل برای سه ماه مصرف شود و قطع آن نیز تدریجی باشد . از داروهای دیگر می توان از قرص و اسپری بینی دسموپرسین و قرص اکسی بوتینین نام برد که در موارد خاصی می تواند مفید باشد .

۶- درمانهای روانپـــــزشکی بیشتر در مورد کودکانــــی بکار می رود که از مسایل روحــی و روانــی زیادی رنج می برند.

در پایـــان متذکـــــر می شـــــوم :

اگر چه شب ادراری سبب ناراحتی خانواده وخود کودک می گردد اما خوشبختانه در اکثر بچه ها بهبود پذیر است و حتی بدون درمان نیز این عارضه ممکن است برطرف گردد. اما از آنجائیکه شب ادراری ممکن است علامت بسیاری از بیماریهای مهم و جدی در کودک باشد , درمانهای توصیه شده برای کودک خود را هیچگاه جهت دیگران تجویز نفرمایید چون برای اثبات وجود و یا عدم وجود این بیماریها , بررسی و معاینه کودکان مبتلا به شب ادراری توسط پزشک حاذق ضروری است.

کمک به کودکان در پذیرفتن فرزند جدید خانواده

به دنیا آمدن فرزند جدید احساسات خاصی را در فرزندان قبلی بوجود می آورد. بروز نوعی حسادت در این موقعیت می تواند طبیعی باشد اما عملکرد شما و عدم غفلت از فرزند قبلی همهء اعضاء خانواده را در گذر از این موقعیت یاری می کند. نقش شما اساسی است. بیشتر بدانید.

برای کودکان اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده ممکن است چندان خوشایند نباشد. واقعیت این است که اکثر کودکان در چنین موقعیتی احساس حسادت می کنند و به راحتی این احساس را در رفتارشان نشان می دهند. پذیرفتن فرزند جدیدی در خانواده برای کودکان سنین ۱ تا ۳ سال و نیمه مشکلتر است زیرا هنوز خیلی به والدینشان وابسته هستند.

حتی گاهی عکس العملهای شدیدی از خود نشان می دهند که دقت شما را می طلبد. البته اگر حساسیتها خیلی بحرانی شد بهتر است نزد مشاور بروید. اما والدین برای آماده کردن فرزند بزرگتر چه اقداماتی می توانند به عمل آورند؟ آمادگی برای ورود عضو جدید، به حفظ آرامش طی این دوره انتقالی کمک می کند. خانم سارا ف. که یک پسر سه ساله و یک نوزاد دختر دارد تجربهء خود را برای ما نقل کرده است:

وقتی به دخترم شیر می دادم، سامان (پسرم) از من خواست با او توپ بازی کنم. او از دست کودک جدید خیلی ناراحت شد چون احساس کرد من درخواستش را رد کرده ام، و شروع به گریه کرد.

لازم بود تا کاری کنم که غصه نخورد و بین او و خواهرش کینه بوجود نیاید. به او گفتم: وقتی خواهرت شیرش را خورد می توانی با او بازی کنی. بعد توپ کوچکی را که برای دخترم خریده بودم به او دادم تا بعد از شیر، به آرامی با او بازی کند. دراینجا حس کردم که از خوشحالی چشمانش برق زد و احساس یک برادر بزرگتر به او دست داد. ضمنا عکسی از اولین بازی دونفرهء آنها گرفتم و در اتاقشان قاب کردم.

در اینجا به ذکر چند نکته می پردازیم که شما می توانید به کودکتان کمک کنید فرد جدید را راحتتر بپذیرد:

۱. با هم نقش مـــــادر را بازی کنید.

برای فرزند بزرگتر عروسک یا خرس مورد علاقه اش را بخرید و او را مامان عروسک بکنید. برایش توضیح دهید که نوزاد جدید خیلی ظریف و حساس است. بگذارید غذا دادن، بغل کردن و تمیز کردن نوزاد را با عروسکش امتحان کند. اجرای نقش مادر باعث می شود به هردوی شما خوش بگذرد .وقتی خوب از عهدهء کارش برآمد تشویقش کنید.

۲. اتاق نـــــوزاد را با هـــم تــــزئین کنید.

بگذارید فرزند بزرگتر یک نقاشی قشنگ مخصوص این اتاق بکشد و آن را همانجا نصب کنید. این کار باعث می شود احساس کند از گردونهء فعالیتهای خانه خارج نشده و در احساس خوشحالی ورود فرزند جدید سهیم است.

۳. از او بخواهیـــد در ماجــــــرا سهیـــــم باشد.

وقتی نوزاد را به منزل آوردید اجازه دهید کودک بزرگتر به شما کمک کند و از او یاری بخواهید. گرچه شما تلاش کرده اید ذهن او را برای ورود فرزند جدید آماده کنید ولی هنوز احتمال دارد از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است دوباره مانند سالهای قبل بچگانه حرف بزند یا شیشه شیرش را بخواهد. این یک رفتار طبیعی است و زیاد طول نخواهد کشید. بگذارید این رفتار را داشته باشد و با او برخورد نکنید. حتما او را مانند قبل بغل کنید و نوازش نمائید و ببوسید و ابراز محبت به او را از قبل نیز بیشتر کنید. اوقات خاصی را فقط به او اختصاص دهید و با یکدیگر خلوت کنید. می توانید با هم بازی کنید یا برایش اختصاصا داستان بخوانید یا با او غذا بخورید.

۴. با هــــم کتاب بخـــوانید.

کودکان عاشق داستان خواندن شما هستند، مخصوصا اگر ماجرای کتاب در مورد آنها باشد. با هم به سمت یک کتابفروشی یا کتابخانه قدم بزنید و کتاب یا داستانی درمورد “برادر یا خواهر بزرگتر شدن” برایش بگیرید. از اوقاتی که تنها با هم هستید لذت ببرید و کتاب را برایش بخوانید. ملاحظه می کنید که راههای مختلفی برای آماده کردن فرزندان بزرگتر جهت قبول فرزند جدید وجود دارد. درک و آگاهی شما از فشارهائی که ورود فرد تازه به خانواده وارد می کند اعضاء خانه را در گذر از این دوره یاری خواهد کرد.

فکر نو

با بدغذایی کودکان چه کنیم ؟

فرزندان ما، در واقع خود ما از لحظه تولد تا بزرگسالی با مشکلات گوناگونی روبه رو می شویم. یکی از شایع ترین این مشکلات، بویژه در سنین قبل از دبستان ، بی اشتهایی است.

عوامل بسیاری می تواند در روش غذایی و اشتهای کودک تاثیر بگذارد و ما فقط در صورتی می توانیم به او کمک کنیم که دلیل واقعی مشکل او را دریابیم و آن را بر طرف کنیم. در عین حال توجه به این نکته ضروری است که پیدایش مشکل یا ناراحتی یکی از بخشهای غیرقابل اجتناب در سیر رشد بچه هاست.

قبل از هر چیز بهتر است تعریفی از اشتها ارائه کنیم. اشتها یعنی میل خاص دستگاه های بدن که فرد را به سوی انتخاب غذای مورد نیاز و لازم هدایت می کند. اشتها نیز حالتی شبیه نفس کشیدن ، بلعیدن و سایر برنامه های بدن انسان بوده ، بی اختیار و غیر ارادی است.

بدیهی است که تمایل نداشتن کودکان به غذا، والدین را نگران می کند، اما باید به میل آنها احترام گذاشته و در ضمن به حل مساله پرداخته شود، در ضمن لازم نیست که اوقات غذا خوردن به ساعت جدال و درگیری تبدیل شود. غذا نخوردن کودکان را به بدخلقی آنها نسبت ندهید.

نیابد بچه ها را عادت داد که فقط در ساعات غذا خوردن ، چیزی بخورند. پس در هنگام بروز این مشکل چه باید کرد؟ شاید قبل از هر چیز لازم باشد که فرزند خود را نزد پزشک ببرید، زیرا بی میلی به غذا ممکن است با پیدایش هر نوع بیماری ، هر چند خفیف و جزیی ، ایجاد شود و پزشک با معاینات دقیق فرزندتان این موضوع را روشن خواهد کرد.

او بـــی اشتها نیست ، شما پـــرخورید!

گاهی اوقات والدین تصور می کنند که فرزندشان بی اشتهاست. در حالی که بیش از ظرفیت، به او غذا می دهند و وقتی که او نمی خورد، تصور می کنند که مشکلی در اشتهای وی ایجاد شده است.

اگر وضعیت رشد فرزند شما در نمودار قد و وزن مطلوب است و رشد طبیعی نشان می دهد، پس دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. غالبا تغییر رژیم غذایی نیز بی تاثیر در اشتهای کودک نیست. غذاهایی که چرب باشند، اشتیاق کودک را نسبت به غذا خوردن کمتر می کنند برای مثال اکثر بچه ها شیر را دوست دارند، اما بچه های بی اشتها شیر بدون سرشیر و شیر کم چرب را بهتر می خورند. گوشت، سبزیجات و میوه نیز از منابع غذایی خوب برای کودکان به شمار می رود.

فقط ۳ وعـــده یا بیشتــــر؟

سوال بسیاری از والدین این است که خوراکی های میان وعده های اصلی غذا برای کودکان مناسب است یا خیر؟در پاسخ به این سوال باید گفت که می توان از خوراکی های کم حجم مانند سیب، هویج، آب میوه یا میوه استفاده کرد تا علاوه بر این که مواد طبیعی را به بدن کودک می رساننذ موجب بی اشتهایی او نیز نشوند.

گاهی اوقات وقتی با فرزندتان بیرون می روید و او تقاضای یک شیرینی یا شکلات می کند. با او مخالفت نکنید، زیرا گاهی اوقات این خوراکی بیشتر غذای روح کودک شما به حساب می آید.

البته بهتر است این گونه خوراکی ها بعدازظهر یا عصر به کودک داده شود تا مانع خوردن غذای اصلی نشود.

یکی دیگر از کارهایی که والدین می توانند صورت دهند این است که یک رژیم غذایی کامل و متنوع را برای کودک در نظر بگیرند، اما به او اجازه دهند که مسوولیت انتخاب غذای خود را به عهده گیرد. بدین ترتیب او تمایل بیشتری برای خوردن غذا پیدا خواهد کرد.

نمــــــودار سینوســـــی اشتــــــها

نکته قابل توجه دیگر این است که اشتها متغییر است. حتی مقدار شام و ناهار افراد با یکدیگر فرق می کند، سن کودک و میزان نیاز او به انرژی ، همچنین احساسات او، همه در مقدار و نوع غذای مصرفی تاثیر دارند. کودکان ، معمولا در سالهای دوم و سوم زندگی کمتر از سال اول غذا می خورند و در این دوران سرعت رشد هم نسبت به سال اول کندتر می شود، بنابراین آنها به انرژی کمتری نیز احتیاج دارند و غذای بسیاری نمی خواهند، که همه این موارد طبیعی است و نباید آنها را وادار به غذا خوردن کرد.

از دیگر عوامل موثر بر اشتهای کودکان ، جو حاکم بر زمان صرف غذاست. بهتر است که کودکان غذا را با شادی بخورند. اگر هنگام صرف غذا همه خوشحال و راضی باشند و از غذاخوردن لذت ببرند، می توانند آهسته غذاخوردن و زمین ریختن غذای کودک را بهتر تحمل کنند و با آرامش بیشتری با او کنار بیایند.

در ضمن افرادی که برای کودک عزیز و مهم هستند در احساسات کودک نقش بسزایی داشته و حالت آنها در حین غذاخوردن برای بچه الگو می شود. نگرانی و ترس بیش از هر چیز موجب بی اشتهایی کودکان می شود.

توجه داشته باشید که نگرانی و استرس والدین، بیش از آنچه تصور کنید بر فرزندان تاثیر دارد و از آنجایی که فرزندان تجربه کافی در زندگی ندارند، ممکن است با احساس ناراحتی والدین بترسند که نکند والدین به دلیل مشکلاتی که دارند. فرزندشان را ترک کرده یا دیگر او را دوست نداشته باشند و همین مساله عاملی برای نگرانی و ترس آنها شده ، اشتهای آنان را بشدت کاهش می دهد. پس تا حد امکان فضای آرام و شادی را برای فرزندان ایجاد کنید تا آنها نیز با آرامش و خوشحالی مراحل رشد خود را پشت سر بگذارند.

ایران مانیا

لجاجت در کودکان

وقتی که کودک راه رفتن و تکلم را بیاموزد، روش های بیان مشکلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه  تخریب و عدم تحرک و مخالفت جویی و منفی کاری و مانند اینها ابراز کند.

در دو تا سه سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی را به کودک بیاموزند . اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز کودک به محبت را ارضاء کند ، کودک به تدریج تحت کنترل درخواهد آمد.

اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صحیحی نباشد ، طفل ممکن است که رفتارهای ناهنجار این دوره را تشدید کند و امکان دارد که این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند.

طفل خردسالی که از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت کمی ابرازشده به دو شکل واکنش نشان می دهد : اولاً ممکن است نهایت کوشش خود را با توانایی محدودی که دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به کار برد و به یک کودک در خود فرو رفته مبدل شود .

ثانیاً امکان دارد کودک سرکشی بار آید. سرکش بودن طفل ممکن است به شکل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد.

هرگاه از طفلی که به شکل غیر فعال سرکش باشد بخواهند تا کاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می کند ولی  به حدی در انجام آن کار تعلل می ورزد که هرگز آن کار انجام نمی شود. در صورتی که بیشتر اطفال سرکش مهاجم آشکارا از دستورات سرپیچی می کنند.

ولی در هر دو حال، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد کودکشان جامه ی عمل بپوشانند. کودک سرکش مهاجم در مورد هر چیز که از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد که مجازات برای چنین کودکی مؤثر نخواهد بود.

او در قبال کوششهایی که برای اصلاحش به کار می رود، مقاومت نشان می دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی کاری او به صورت فعالیت های خرابکارانه خود نمایی می کند. به نحوی که اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال کودکانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر کودکان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و کشمکش می شود. چنین کودکی بیش از اندازه ، خودبین و قدرت طلب است .

کودک غیرفعال سرکش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشکالات کمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی که در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را که از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه که طفل سرکش مهاجم مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او مجازات نمی شود.

لجـــــاجت و کـــج خلقـــــــــــی

لجبازی کودک ممکن است واکنشی باشد که کودک در قبال کوچکترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممکن است مانع کاری که کودک میل دارد انجام دهد، شوند، در این حال کودک تحریک وعصبانی می شود و چیزهایی از این قبیل می گوید: “هیچ کس مرا دوست ندارد .

هیچ وقت کسی چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند که انجامش از عهده ام خارج است”. ممکن است کودک دراین حال خود را به زمین بکوبد ، سرش را به زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد.

در عصبانیت های معمولی ، این حالت فقط یکی دو دقیقه طول می کشد و با خسته شدن طفل برطرف می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به آهستگی هق هق می کند و حتی اغلب ممکن است از حرکتی که کرده و عدم کنترلی که نشان داده است ، پشیمان شود .

ولی در حین عصبانیت نمی توان با استدلال طفل را آرام کرد ؛ زیرا در این لحظات تماس کودک با محیط تا حدود زیادی قطع شده است. برای فهم لجاجت و بدخلقی کودکان و درمان آن بایستی تمایل کودک و انتظارات والدین را به خوبی شناخت و در جهت هماهنگ کردن آن اقدام کرد. حالت بد خلقی وعصبانیت کودک را می توان به منزله دریچه اطمینانی دانست برای برطرف کردن هیجانات شدیدی که طفل نمی تواند آنها را کنترل کند.

تبیان

انضباط در کودکان

انضباط یعنی حذف رفتار غلط از طریق آموزش. به این ترتیب انضباط صرفا تنبیه نیست و هدف غائی آن آموزش خویشتنداری به کودک است. تنبیه طاقت فرسای کودک به منظور کنترل رفتار او فرایند یادگیری را مختل کرده و در قبال تکیه برکنترل خارجی بهای گزافی رامی پردازد که همانا تکوین نیافتن خویشتنداری است.

روشهای شایع و موثر در کنترل رفتار نامطلوب کودکان عبارتند ازسرزنش؛ تنبیه بدنی وتهدید کردن ؛که آثار جانبی زیانبار بالقوه ای براحساس امنیت و اعتمادبه نفس کودکان دارند. هر چه از سرزنش بیشتر استفاده شود اثربخشی آن بیشتر تقلیل می یابد.

نبایداجازه داد که دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودی درباره یک میل خاص کودک تجاوز کرده وبه عبارات تحقیرآمیزی برسد که کودک ممکنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقی کند. سرزنش ممکنست تا سطح بدرفتاری روانی افزایش یابد.

تاثیر تنبیه بدنی خفیف وت کراری نیزبتدریج کم شده و والدین را وسوسه می کند تا تنبیه جسمی را شدیدتر کنند و به این ترتیب خطربدرفتاری باکودک را افزایش می دهد.

شاید قویترین و از نظر روانشناسی ؛زیانبارترین راه کنترل کودک آن است که والدین تهدید کنندکه کودک را رها یا از او صرف نظر می کنند.

کودکان در هرسنی ممکنست تا مدتها پس ازتهدید در ترس و اضطراب باشند که مبادا والدین را ازدست بدهند. یکی از روشهای رایج دیگر عبارتست از تقویت مثبت رفتار پسندیده که وسیله ای کارآمد برای شکل دادن به رفتارکودک است؛ بویژه اگرتقویت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسندیده صورت گیرد. این روش؛ خویشتنداری و اعتماد به نفس را تقویت می کند.

تربیت فرزند شامل برقراری توازنی پویا بین محدود کردن ازیک سو و دادن آزادی ابراز وجود و امکان کاوشگری و تشویق آنها ازسوی دیگراست. کودکانی که رفتار غیر قابل کنترل دارند هنگامی که برای رفتارهایشان محدودیتهای روشنی تعیین وبرآنها تاکید می شوداصلاح شوند.

به طور کلی با اعمال محدودیتهای روشن ؛کودک احساس راحتی وامنیت بیشتری می کند. به هرحال والدین باید درمورد زمان ومکان اعمال محدودیت با یکدیگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت کودک؛محدودیت وپیامد شکستن آن را بوضوح به وی نشان دهند.

تاکید بر اجرای محدودیت بایدثابت ومحکم باشد. یادگیری تعداد زیادی ازحدومرزهای رفتاری برای کودک دشواربوده و ممکنست مانع رشد طبیعی خودمختاری درکودک شود لذاحد و مرزهاباید منطقی وباتوجه به سن و مزاج کودک و سطح رشد و نمو تعیین شوند.

خاموش شدن نیزروشی منظم برای حذف یک رفتار آزاردهنده ونسبتا بی ضرر بانادیده گرفتن آن است.برای انجام این شیوه ابتدا باید دفعات عادی بروز رفتارثبت شود تادرک واقع گرایانه ای ازابعاد مشکل وارزیابی میزان پیشرفت درحذف آن بدست آید .بایدبه جای رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسندیده ای که والدین بتوانند آنرا تقویت کنند به کودک یاد داد.

والدین باید بدانندکه رفتار ناپسند قبلی ؛ پیش ازآنکه کاهش یابد؛ممکنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزایش داشته باشد. روش محروم کردن نیز یکی ازروشهای بسیار مفید دیگر برای تغییر رفتارهای نامناسبی که نمی توان آنها را نادیده گرفت می باشد. این روش شامل یک دوره کوتاه انزواست که سبب قطع رفتار می شود.

انجام این روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهی از سوی والدین است. روشهای ساده انزوا از قبیل ایستانیدن کودک در گوشه اتاق یا فرستادن او به اتاق خودش ممکن است مؤثر باشند.

اگراین روشها مؤثر نباشند؛ روش سیستماتیک تری را باید به کارگرفت .مثلا یکی از برنامه های درمانی بسیارمؤثر در روش محروم کردن آن است که هنگام وقوع رفتارمورد نظربازی کودک راقطع واوراوادارکنیم که درمحل منزوی ملالت باری برای مدت کوتاهی بنشیند.

این پیامد اجتناب ناپذیروناخوشایند رفتار نامطلوب موجب می شود که کودک یاد بگیرد ازاین رفتار اجتناب کند. اگر شیوه محروم کردن باتوجه به حقیقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسیله آموزشی پرقدرتی است که احتمال آثار جانبی آن کمتر از سایر روشهای انضباطی است.

افسردگی در کودکان

افسردگی در کودک و بزرگسال معنای مشابهی ندارد و نشانه های هر کدام متفاوت است. به طور کلی، افسردگی عبارت است از احساس درماندگی و به بن بست رسیدن؛ گاهی این اختلال علائم جسمانی دارد و گاهی علائم روانی؛ در بسیاری از موارد نیز علائم جسمانی و روانی همزمان دیده می شود. پژوهش ها نشان داده است که افسردگی می تواند از آغاز زندگی یعنی دوران نوزادی هم پدید آید.

برای مثال ، زمانی که نوزاد به مرحله ای از رشد می رسد که مادر خود را می شناسد ( شش تا هشت ماهگی ) جدا شدن از مادر موجب بروز حالات افسردگی در طفل می شود.

نشـــانه هـــا

کودک افسرده فاقد انرژی لازم است و احساس خستگی می کند . از لحاظ ظاهر نیز رنگی پریده دارد. تمرکز حواس او پایین می آید؛ چنانچه قادر به توجه کردن و تمرکز داشتن نیست و خود را فردی بی ارزش و بی کفایت احساس می کند. افکار مربوط به مرگ هم در او بروز می کند.

فکر خودکشی ( البته بدون طرح و نقشه معین ) نیز در بعضی کودکان افسرده دیده می شود.

کودکان افسرده به لحاظ پایین بودن سطح توجه تمرکز، اغلب قادر به درس خواندن نیستند.

یادگیری آنها کُند می شود و علاقه ای به درس و مدرسه نشان نمی دهند. افت تحصیلی برای آنها پیش می آید و حتی برخی از آنان ، پس از چند روز تعطیلی و به مدرسه رفتن ، ابراز بی علاقگی می کنند. به تدریج این فقدان تمایل ، به ترس از مدرسه تبدیل می شود.

در این شرایط والدین معمولاً علت را در مدرسه جست و جو می کنند؛ در حالی که اغلب ، علت این نوع ترس افسردگی کودک است و از آن جا که کودکان افسرده بسیار به مادر وابسته می شوند نگران از دست دادن مادر یا بیمار شدن او هستند و به این ترتیب از مدرسه دوری می کنند. سردرد، دل درد ، سرگیجه و حالت تهوع از دیگر نشانه های جسمانی افسردگی است. از علائم رفتاری نیز می توان به این موارد اشاره کرد: کودکان افسرده معمولاً دروغ می گویند ، گاهی دزدی می کنند و بعضاً تمایل به کار خلاف دارند.

علتـــــــها

افسردگی یک بیماری است که علت های آن می تواند ژنتیکی ، روانشناختی ، زیستی یا محیطی باشد ؛ هر یک از عوامل ذکر شده می تواند ، هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به بروز افسردگی بینجامد. در صورتی که علت ، ژنتیکی باشد بایستی به اختلاف سطح هورمون ها و مواد بیوشیمیایی بدن توجه کرد و در عوامل روانشناختی به رابطه ی والدین و کودک و همین طور به حالات روحی و روانی پدر و مادر.

افسردگی به معنای فقدان یا از دست دادن است. کودکان افسرده فرد ، محیط یا چیزی دوست داشتنی را از دست داده اند و یا آن را هرگز به دست نیاورده اند. حتی بعضی از روانکاوان افسردگی را معادل عزاداری دانسته اند و عنوان کرده اند که کودک افسرده برای از دست دادن شخص یا چیزی عزیز و دوست داشتنی ، گویی عزاداری می کند.

شاید در پاره ای موارد به نظر برسد که کودک چیزی را از دست نداده ، اما مسلماً در بین چیزهایی که دارد. فقدان چیزی را احساس می کند؛ برای مثال ، کودک مادر دارد ولی مادر دلخواهش نیست ؛ یا پدر دارد ، اما پدر دلخواه را ندارد. این گونه مضامین هم به عنوان فقدان سمبلیک مطرح هستند و موجب افسردگی می شوند . گاهی رفتار والدین از نوع آزاردهنده ، تحقیر کننده و مقایسه کننده است که حالات افسردگی را در کودک به وجود می آورد. در پاره ای از موارد هم ، مادر خود افسرده است و کودک در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامی حالات وی را دریافت می کند. به طور کلی چنانچه محیط زندگی کودک ، مطلوب نباشد ( از نظر محبت ، توجه و …. ) و نیازهایش ارضا نشود؛ خطر افسردگی برای او وجود دارد.

پیشگیـــــــری و درمــــــان

خانواده و فضای روانی آن در پیشگیری از افسردگی و درمان این اختلال تأثیر بسیار دارد. البته در صورتی که افسردگی ، حاصل عوامل درونی باشد ، درمان آن قدری متفاوت است و بایستی کودک نزد روانپزشک متخصص برده شود و سپس روان درمانی صورت گیرد.

اما برای درمان افسردگی های محیطی ( که بیشترین نوع افسردگی کودکان را شامل می شود ) ساختن فضایی دوستانه و صمیمانه ، فضایی که کودک در آن احساس کند همه دوستش دارند و نیازهایش را به موقع و به جا برآورده می کنند ، از مهمترین عوامل است.

پدر و مادر افرادی هستند که کودک به آنها علاقه بسیار دارد و وجودشان به ویژه در دوران کودکی لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفی و عاری از عشق و پذیرش ، می توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراین وجود محیطی سرشار از عشق و محبت و روابطی سالم و صمیمی برای کودکان ضروری است و نبایستی آنان را از این نعمت محروم کنیم.

همچنین باید بکوشیم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طریقی مثبت و مؤثر پیوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمایلات منطقی و طبیعی پاسخ داده شوند و سعی کنیم جلوی فقدان آنچه را که ضروری و لازم است بگیریم.

از دیگر عواملی که به بروز افسردگی کمک می کنند و برای پیشگیری ، باید به آنها توجه کرد. عبارت اند از:

- جدا شدن از خانواده و منابع حمایت کننده عاطفــی

- تعویض مدرسه و از دست دادن دوستــان

- مهاجـــــرت

- عوض کــــــردن منــــزل

- تبعیض بین فرزندان و مقایسه کردن آنها با یکدیگر

- به رخ کشیدن نکات منفی کودک و ابراز نکردن صفات مثبت او

- از دست دادن عزیزان ، ( از آن جا که مرگ در اختیار بشر نیست. منظور از توجه در این زمینه آن است که خود و فرزندانمان در این شرایط برخورد مناسبی داشته باشیم)

- شکایت والدین از ناراحتیهای جسمانی که کودکان را نگران از دست دادن آنها می کند

- مطرح کردن مسائل و مشکلات اقتصادی در حضور فرزندان

- عنوان کردن حوادث و اتفاقات ناگوار اجتماعی

در درمان کودکان افسرده توجه به علت افسردگی اهمیت فراوان دارد؛ برای مثال چنانچه منبع حمایتی ای را که کودک از دست داده بشناسیم، می توانیم جایگزین خوبی برای او در نظر بگیریم. همان طور که قبلاً گفته شد. افسردگی در اثر فقدان به وجود می آید؛ بنابراین در درمان باید به فکر به دست آوردن چیزهای مطلوب و دوست داشتنی برای کودک باشیم.

اجازه دهیم کودک افسرده صحبت کند و احساس خود را بیان نماید. به احساس او احترام بگذاریم و سعی کنیم با تغییر رفتار خودمان تفسیر کودک از وقایع پیرامونش را عوض کنیم.

گاهی نیز لازم است محیط کودک را قدری تغییر دهیم. کودکان، خود بهترین منابع اطلاع رسانی به بزرگسالان هستند. یعنی از خود کودک می توانیم اطلاعاتی در مورد این که چرا غمگین است به دست آوریم. در بسیاری موارد، افسردگی کودک به نوع رابطه او با عزیزانش به خصوص مادر مربوط می شود.

گاهی نیز رفتار خشونت بار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او ، به بروز حالات غمزدگی و افسردگی در کودک می انجامد. در این صورت، آموزش والدین برای این که چگونه با فرزندشان رفتار کنند می تواند بسیار کمک کننده باشد.

سختگیری های افراطی پدر و مادر هم می تواند تولید افسردگی و بی پناهی کند. بنابراین روان درمانی حمایتی، آموزش والدین، تغییر محیط و به دست آوردن چیزهای مطلوب، از نکات مهمی است که در درمان افسردگی کودک بایستی به آنها توجه کرد.

چطور می توانیم استرس خود را کاهش دهیم؟

یک و یا دو بار نفس عمیق بکشید، چند نفس عمیق و آهسته به از بین بردن استرس خیلی کمک می کند . معمولا” وقتی ما دچار استرس می شویم کوتاهتر و تندتر نفس می کشیم بنابراین این کار باعث می شود که نفس کشیدن شما به حالت عادی بازگردد.

فکر کردن به چیزهای خوب یک راه ساده برای کم کردن استرسهای آنی است . وقتی به این فکر می کنید که دوستان و خانواده تان چقدر دوستتان دارند و یا چه بچه های فوق العاده ای دارید و یا حتی وقتی به گذراندن یک تعطیلات عالی در کنار ساحل زیبا فکر می کنید ، احساس شادی می کنید و همین احساس ساده باعث می شود شما لبخند بزنید و استرستان کم شود.

نگرش خود نسبت به زندگی را تغییر دهید و وقتی به موقعیتهای مختلف و نتایج آنها فکر می کنید سعی کنید بیشتر مثبت اندیش باشید. به جای اینکه نگران کارهایی باشید که امروز نتوانستید انجام بدهید به کارهایی فکر کنید که با موفقیت و بطور کامل انجام داده اید.

گاهی اوقات در زندگی موقعیتها و شرایط بدی پیش می آید که ما میدانیم به هیچ شکل نمی توانیم آن را تغییر بدهیم و یا نتیجه آن را کنترل کنیم ، در چنین مواردی باید سعی کنیم نسبت به آن بی خیال باشیم وهمه چیز را به حال خودش رها کنیم.

به جای صحبت کردن از طریق ایمیل و یا تلفن از جای خود بلند شوید و به دیدن فردی که می خواهید با او صحبت کنید، بروید، به این ترتیب برای یک مدت کوتاه از موقعیتی که در آن قرار گرفته اید خارج می شوید و استرستان کمتر می شود.

غذاهایی مصرف کنید که ارزش غذایی بالا داشته باشند. به جای غذاهای فرآوری شده ، از میوه ها ، سبزیجات ، ماهی اسنک و آجیل استفاده کنید.

بخندید ، سعی کنید در طول روز تا آنجایی که می توانید بخندید . بعضی ها با جک گفتن می خندند و برخی با تماشا کردن فیلمهای کمدی و گوش کردن به برنامه های طنزمی خندند ، در هر صورت فرقی نمی کند زیرا خنده در هر حال استرس محصور شده دربدن شما را آزاد می کند.

مترجم: فرشته مشاور

آفتاب

سفر عمر ما را طولانی می کند !

مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان داده است افرادی که بیشتر به تعطیلات و مسافرت می روند زندگی طولانی تری دارند و بهتر می خوابند. در اینجا مزایای مختلف سفر را ذکر می کنیم.

وقتی صحبت از سلامت می شود ما اغلب به رژیم غذایی و ورزش فکر می کنیم اما سفر نیز یکی از ارکان ضروری برای سلامت جسم و روح است. فاصله گرفتن از مسئولیتها و کارهای تکراری روزانه باعث می شود بدن شما از استرس خلاص شود و خودش را بازیابی کند. این موضوع نه تنها یک حس مشترک بین همه ماست بلکه تحقیقات انجام شده در این زمینه نیز اثبات کرده اند که افرادی که بیشتر به تعطیلات می روند و مسافرت می کنند ، بهتر می خوابندو کمتراز سایرین به بیماریهای قلبی مبتلا می شوند.

حتما” لازم نیست که سفر ما طولانی باشد ، سفر کوتاه نیز به همان اندازه مفید است. حتی یک سفر سه روزه هم ، خواب و حال و هوای ما را بهبود می بخشد به شرط اینکه در طول مدت سفر به جای برنامه ریزی برای فعالیتهای مختلف ، استراحت کنید.

راه رفتن و گشت و گذار در خیابانهای یک شهر جدید روی حال و هوای شما تاثیر خوبی دارد و این تاثیرات مثبت حتی زمانیکه به خانه بر می گردید نیز همراه شما خواهند بود.

نتایج یک تحقیق جدید نشان داده است که مسافرت و آزاد کردن ذهن ، خلاقیت و قدرت حل مشکلات را بهبود می بخشد.

مترجم: فرشته مشاور

آفتاب

۴ راه برای مقابله با استرس

دی ۸, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

زندگی در دوران کنونی مملوء از استرس و نگرانی است و می تواند در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد.

به گزارش سرویس سلامت ایسنا، روزنامه هوفینگتون پست نوشت: چهار راهکار وجود دارد که افراد موفق با انجام آن توانسته اند بر استرس خود غلبه کنند و جزء افراد موفق به حساب آیند.

افراد موفق این ویژگی را دارند که می توانند در مواجهه با مشکلات خود را آرام کنند و استرس خود را کاهش دهند. همچنین افراد با این ویژگی می توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.

بزرگ فکر کردن می تواند به فرد کمک کند تا در مقابله با استرس و سختی ها مقاومت داشته باشد.

یکی دیگر از موارد مورد توجه این است که فرد برنامه ریزی داشته باشد و تمامی کارهای روزمره اش را بر اساس آن انجام دهد.

به گزارش ایسنا، همچنین افراد موفق سعی می کنند هرازگاهی در حین فعالیت روزمره شان به مدت پنج الی ۱۰ دقیقه به کارهایی بپردازند که از آن لذت می برند.

اضطراب از مهمترین عوامل افزایش بیماری های قلبی وعروقی در کشور است

مهر ۲, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

رییس انجمن جراحان قلب ایران گفت :اضطراب و ترس از مهمترین دلایل ابتلا به بیماری های قلبی وعروقی است و تاثیر اضطراب بر قلب و عروق به مراتب بیش از چاقی و کم تحرکی است.

به گزارش انجمن جراحان قلب ایران ، دکترˈ محمد علی یوسف نیا ˈ یادآور شد که بیماری های عروق کرونر علت های مختلفی دارد اما یکی از عمده ترین آنها بیماری های روان تنی است.

وی با تاکید بر اهمیت سلامت روان در جامعه خاطر نشان کرد: درصورتی که بتوانیم، جامعه را از نظر روانی سالم نگه داریم در زمینه پیشگیری از بیماری ها همچون بیماری های قلب و عروق به دستاوردهای بزرگی دست خواهیم یافت.

یوسف نیا افزایش ثبات و امنیت را راهکار موثری در راه ارتقای سلامت جامعه دانست و گفت: از سوی دیگر افزایش خنده و نشاط در جامعه در کاهش بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری های قلبی و عروقی موثر است .

وی از افزایش تعداد مراکز قلب و عروق در کشور خبر داد و افزود : درحال حاضر در زمینه جراح و متخصص قلب و عروق کمبودی در کشور نداریم و برخلاف گذشته که بیماران برای درمان بیماری های قلبی به خارج کشور اعزام می شدند، امکان مداوای تمام بیماری های قلبی در کشور وجود دارد.

رییس انجمن جراحان قلب ایران خاطرنشان کرد: بیمارستان های کشور از نظر تجهیزات پزشکی برای درمان بیماران قلبی و عروق در وضعیت مناسبی هستند اما باید کادر پزشکی که با این تجهیزات سر و کار دارند نحوه ستفاده از این تجهیزات جدید پزشکی را فرابگیرند.

به گفته وی اولین کنگره مشترک قلب و عروق ایران با هدف آموزش متخصصان و تبادل تجربیات میان پزشکان داخل و خارج کشور ۴ تا ۷ مهر ماه امسال در مرکز همایش های بین المللی رازی تهران برپا می شود.

وی ادامه داد: این کنگره برای اولین بار به طور مشترک با انجمن قلب و عروق ایران، انجمن بیهوشی قلب و انجمن علمی داروسازان ایران برگزار می شود.

رییس انجمن جراحان قلب خاطرنشان کرد: در این کنگره که با حضور جمع زیادی از مهمانان از خارج کشور برگزار می شود، علاوه بر بحث روی تکنیک ها، روش ها و تحقیقات درمانی، راهکارهای جدید برای رفع نیازهای درمانی کشور ارایه می شود.

مشاوره ژنتیکی ازدواج یکی از راهکارهای پیشگیری از اختلالات روانی است

مهر ۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و امور رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: یکی از عوامل مهم ایجاد اختلالات سایکوزی و یا جنون در افراد، عوامل ژنتیکی است که با مشاوره ژنتیکی قبل از ازدواج می توان از وقوع آن پیشگیری کرد.

به گزارش ایرنا از دانشگاه علوم پزشکی مشهد ،دکتر محمدرضا فیاضی بردبار با بیان اینکه میزان ابتلا به این نوع اختلالات در جامعه در حدود یک درصد است، افزود: احتمال ابتلا در افرادی که یکی از والدینشان ژن ابتلا به این بیماری را داشته باشند در حدود ۱۲ برابر افراد عادی است و اگر هر دو والد این ژن را داشته باشند این احتمال به ۴۰ برابر می رسد.

وی در ارتباط با تعریف اختلال عصبی در دنیا اضافه کرد: یکی از تعاریف جامع و کاملی که در تمام دنیا رایج است که فرد معیارها و نشانه های اختلال را در مدت زمان مشخصی که برای بیماری های متفاوت تفاوت دارد را داشته باشد.

فیاضی بردبار ادامه داد: به عنوان مثال تنها به فردی که نشانه هایی مانند بی خوابی، بی اشتهایی، احساس غم و کم شدن امید به زندگی را به مدت حداقل ۲ هفته داشته باشد افسرده گفته می شود.

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ارتباط با شایع ترین اختلالات روانی در ایران تاکید کرد: شایع ترین اختلالات در ایران مانند تمام مناطق دنیا اختلالات اضطرابی است که در بانوان شایع تر است و بیماری افسردگی در این طبقه بندی جایگاه دوم را دارد.

فیاضی بردبار با اشاره به اینکه اضطراب بیماری است که انواع مختلف دارد ادامه داد: برخی از اختلالات اضطرابی هستند که منشا آنها ترس از مقوله های مختلفی مانند حیوانات، تاریکی، مرگ و مقوله هایی از این دست است که در نوجوانی دیده می شود و جلوی فعالیت روزانه افراد را نمی گیرد و در مواقع مقطعی به افراد دست می دهد.

وی ادامه داد: نوع دیگر اختلال، اختلال اضطراب منتشر است که فرد حداقل به مدت ۶ ماه باید علائم مختلف اضطرابی مانند تپش قلب، عرق کردن بدن و لرزش صدا را داشته باشد در اینگونه موارد افراد به طور معمول دچار عوارض جسمانی که می شوند به پزشکان متخصص در زمینه های دیگر مانند قلب مراجعه می کنند و معمولا مشکلات آنها حل نخواهد شد.

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به عوامل موثر در ایجاد این قبیل استرس ها اظهار داشت: برای اینگونه افراد تئوری ژنتیک صدق می کند ولی عوامل محیطی مانند وقوع عوامل استرس زا مانند فوت ویا عوامل ارتباطی نیز بسیار موثر است.

عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و امور رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: نوع دیگری از اضطراب نیز وجود دارد که در اصطلاح به آن حملات هراس می گویند در این نوع اختلال فرد در مواقع ناگهانی مورد حمله حاد اضطرابی قرار می گیرد که گاهی اوقات نیز بی دلیل رخ می دهد و اینگونه از افراد نیاز به درمان تخصصی و در برخی از موارد درمان های فاز حاد پیدا می کنند.

فیاضی بردبار در ادامه با اشاره به اختلال افسردگی خاطر نشان کرد: اختلال افسردگی که به نسبت در بانوان شایع تر است با احساس غمگینی تفاوت دارد برخی از احساسات در برخی از موقعیت ها طبیعی است ولی بیماری افسردگی حالتی است که سبب می شود فرد عملکرد عادی نداشته باشد و از فرآیندهای عادی زندگی لذت نبرند و بیشتر در دهه سوم و چهارم زندگی دیده می شود.

وی با اشاره به راهکارهای پیشگیری از اختلالات عصبی خاطر نشان کرد: این اختلالات ریشه های ژنتیکی دارند و می توان با انجام ازدواج های انتخاب شده از بروز اینگونه موارد جلوگیری کرد و همچنین با استفاده از آموزش های مهارت زندگی از سنین کودکی تا پایان عمر مانند حل مساله، انطباق با استرس و فعال شدن در زمینه های مختلف از بروز بیماری های روانی جلوگیری کرد.

راز یک ازدواج موفق ” عصبانیت صادقانه ” است

شهریور ۷, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي, راهنماي خانواده

حقیقات جدید پژوهشگران نشان می‌دهد راز یک ازدواج موفق «عصبانیت صادقانه» است، نه همیشه «بخشیدن» و همواره «فراموش کردن».

اغلب گفته می‌شود بخشیدن و فراموش کردن در زندگی مشترک شیوه‌‌ای مطلوب‌تراست؛ اما روانشناسان بر این باورند که عصبانیت هم می‌تواند بهترین راه جهت حل مشکلات در مواقع لازم باشد.

جیمز مک‌نالتی، استاد دانشگاه تنسی طی پژوهش‌های خود به این نتیجه دست یافت که بخشیدن همیشگی در ازدواج در واقع می‌تواند دلخوری‌ها را افزایش دهد و این‌که «نارضایتی کوتاه‌مدت از یک مکالمه حاوی عصبانیت، اما صادقانه» می‌تواند برای سلامت یک رابطه مشترک در درازمدت سودمند باشد.

پژوهش‌های این دانشمند حاکی از آن است که بخشش دائمی در ازدواج می‌تواند تبعات ناخواسته منفی در پی داشته باشد. به گفته وی در زندگی مشترک لحظاتی رخ می‌دهند که طرف مقابل به روشی علیه دیگری تخطی می‌کند. برای مثال، یک شریک می‌تواند از لحاظ مالی بی‌مسؤلیت، ناراست و یا فاقد نیروی حمایت‌کننده باشد.

هنگامی که این رویدادها به وقوع می‌پیوندند باید در خصوص عصبانی شدن یا بخشیدن تصمیم درست گرفت. پژوهش‌های این محقق نشان می‌دهد که پارامترهای مختلفی می‌تواند کارایی بخشش را پیچیده کند.

این مولفه‌ها شامل سطح توافق‌پذیری شریک یا شدت و تکرار تخطی است. یافته‌های وی نشان می‌دهد عصبانیت هم می‌تواند نقش مهمی در علامت دادن به شریک تخطی‌گر در خصوص این که رفتار آزاردهنده وی قابل پذیرش نیست، باشد.

استرس باعث افزایش ریزش مو می شود

مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو, روانشناسي

یک متخصص پوست و مو با تاکید بر نقش بیماری های عصبی و استرس در افزایش ریزش مو، افزود: بیماری های عفونی مثل سل، تب های طولانی، عمل های جراحی و بیهوشی از جمله مواردی هستند که زمینه ریزش مو را فراهم می کنند.

دکتر نجفیان در گفت وگو با خبرنگار سلامت ایسنا، برای جلوگیری از ریزش مو تاکید کرد: باید تمام غذاها را به اندازه کافی مصرف کرد به ویژه مصرف پروتئین ها که سازنده مو هستند. همچنین چون سلول ها باید مواد را ترکیب کرده و آنها را بسازند اگر کسی کم خونی داشته باشد به علت فقر آهن دچار ریزش مو می شود از سوی دیگر کمبود اسید فولیک نیز در افزایش ریزش مو موثر است.

وی ادامه داد: این کمبودها به دو دلیل اتفاق می افتد، ممکن است فردی از میوه و سبزیجات و گوشت به میزان کافی استفاده نکند و یا اینکه از این مواد به میزان کافی استفاده کند اما به دلیل اختلال در جذب مواد غذایی، مواد لازم را جذب نکند.

دکتر نجفیان در خصوص مراقبت های ویژه از مو در تابستان، اظهار کرد: اگر تابش آفتاب بر موها متعادل باشد برای رشد مو مفید است. همچنین شنا در استخرهای پر از کلر و مواد ضدعفونی و شیمیایی موها را خشک کرده و از حالت اصلی خود خارج می کند به گونه ای که شانه کردن آن بسیار مشکل می شود که باعث ریزش موها می شود.

وی تاکید کرد: قرار گرفتن در زیر آفتاب و رفتن به استخرها به طور کلی اشکالی ندارد اما باید اعتدال را رعایت کرد و اگر موی فرد خشک و شکننده شد، باید با استفاده از مرطوب کننده هایی که به شکل ژل ها و روغن ها در بازار موجودند، موی خود را مرطوب کنند.

وی درباره استفاده از شوینده های مختلف برای کاهش ریزش مو، اظهار کرد: تاثیر شوینده ها بر ریزش مو چندان نیست و گمان مردم این است که هر چه بیشتر موی خود را بشویند رویش آن بیشتر می شود اما اگر موی فردی بیمار نباشد، استفاده از مواد شوینده تاثیری بر آن ندارد.

وی افزود: بعضی از مردم این گونه فکر می کنند که استفاده از صابون های قدیمی بهتر از مواد شوینده جدید است. این طرز فکر به این دلیل است که پاک کنندگی آنها به خاطر خاصیت قلیایی شان بیشتر است، اما این خاصیت باعث می شود مو به جای ریزش در چند هفته در همان لحظه شستن بریزد. صابون های جدید که به آنها شبه صابون یا صابون بدون صابون می گویند بهتر از صابون های سنتی است که مو را شفاف کرده و برای سلامتی پوست بهتر است اما این هم به معنای این نیست که ریزش مو را معالجه کنند.

این متخصص پوست و مو در پایان اظهار کرد: مهم ترین نکته در مورد ریزش مو این است که در این مورد نباید زیاد نگران شد و در عین حال نباید فراموش کرد که در پس از مشاهده ریزش مو حتما باید به پزشک مراجعه کرد. زیرا گاهی ریزش مو علامت بیماری مهمی است مثلا ممکن است کسی دچار سرطان باشد و بیماری اش به شکل ریزش مو ظاهر شود و گاهی اوقات نیز فرد پس از درمان یک بیماری مثل حصبه دچار ریزش مو می شود که در این صورت نیز باید به پزشک مراجعه کرد. همچنین عدم مراجعه به پزشک ممکن است باعث شود ریزش مویی که قابل درمان است، ادامه پیدا کند.

شیزوفرنی چیست ؟

تیر ۳۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

شیزوفرنی یک بیماری مزمن و تضعیف کننده مغز است. این حالت ممکنست باعث شود شما کاملاً از مردم و فعالیت های جهان کناره گیری کرده و به دنیایی از اوهام و واقعیت های مجزا بپردازید.

شیزوفرنی یک نوع بیماری روحی است که در آن فکر تخریب می شود و برداشت انسان از واقعیت غیر عادی می گردد. جنون یکی از نشانه های عملکرد نامرتب مغز است. این بیماری تقریباً ۱% جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. شیزوفرنی در مردان نوعاً در سنین ده سالگی تا بیست سالگی روی می دهد. در بانوان، شروع شیزوفرنی در سنین ۲۰ سالگی یا اوایل ۳۰ سالگی است.

معمولاً هیچ درمانی برای شیزوفرنی وجود ندارد اما از طریق ارتباط نزدیک با یک روانپزشک یا متخصصین سلامت مغزی شیزوفرنی با موفقیت کنترل می شود- به خصوص در صورت تشخیص سریع خوشبختانه به کمک داروهای جدیدتر همچنان این اختلال هر چه بیشتر قابل کنترل می شود.

علائم

علائم شیزوفرنی شامل موارد زیر است:

·  توهم- اعتقادات شخصی که مبتنی بر واقعیت نیستند، از قبیل سوء ظن به اینکه مورد آزار واقع شده اید یا بر علیه شما توطئه چینی شده است.

·   توهمات عجیب- به عنوان مثال اعتقاد به اینکه افراد مریخی مغز شما را کنترل می کنند.
·   توهم بینایی، شنیداری- دیدن یا شنیدن چیزهایی که واقعیت ندارند، به عنوان مثال صداهای خیالی .
·   ناسازگاری
·   بی احساس بودن یا نشان دادن نامناسب احساسات
·   احساس شدید به تحت نظر بودن
·   اشکال در عملکرد در کار یا موقعیتهای اجتماعی
·   انزوای اجتماعی
·   مشکل داشتن با سلامتی شخصی
·   حرکت های غیر هماهنگ و دست و پا چلفتی

عموماً، شیزوفرنی  موجب پیشروندۀ آهسته تخریب در توانائی عملکرد در نقشهای مختلف به خصوص در شغل یا زندگی شخصی می شود. علائم شیزوفرنی بسیار متنوع هستند. شخص ممکنست در مواقع مختلف به طور مختلفی رفتار نماید. او ممکنست بسیار مشوش یا پریشان باشد یا در یک حالت از خود بیخودی، بیحرکت، بدون پاسخقرار گیرد، یا در بسیاری از مواقع رفتار عادی داشته باشد. علائمی که به طور پیوسته و پیشرفته اتفاق می افتد ممکنست اشاره به شیزوفرنی داشته باشد.

به طور عمومی، شیزوفرنی علائمی دارد که در سه دسته منفی، مثبت و شناختی تقسیم بندی می شوند.

علائم منفی

علائم منفی در شروع بیماری روی می دهد و ممکنست شخص فکر نکند که به درمان احتیاج دارد. به این دلیل منفی نامیده می شوند که اشاره به فقدان رفتاری یا ویژگی شخصیتی دارند. علائم منفی عموماً همراه با تخریب آرام عملکرد است که منجر به فعالیت اجتماعی کمتر می شود. چنین علائمی ممکنست شامل موارد زیر باشد:

·   احساسات کند(فقدان ابراز)
·   احساسات نامناسب(خندیدن به هنگام مشاهده صحنه های خطرناک)
·   تغییر در کلام(صحبت کردن به صورت یکنواخت و کند)

علائم مثبت

علائم مثبت شامل توهم بینایی – شنیداری و توهم در افکار می شود. این موارد مثبت نامیده می شوند چون به رفتاری اشاره می کنند که به شخصیت افزوده می شود.

·  توهم بینایی و شنیداری: توهمات بینایی و شنیداری وقتی اتفاق می افتند که شما چیزهایی حس می کنید که وجود ندارند. شایع ترین توهم در شیزوفرنی شنیدن اصوات است. شما ممکنست در مکالمه با صداهایی باشید که هیچکس دیگر نمی شنود. یا ممکنست شما حس کنید که آن صداها راهنمائی هایی به شما می دهند که چه کاری انجام دهید. توهمات دیداری شنیداری ممکنست منجر به صدمه زدن به دیگران گردد.

·  توهم در افکار: توهمات در افکار عقاید شخصی سرسختانه هستند که در واقعیت وجود ندارند. شایع ترین نوع شیزوفرنی، شیروفرنی بدبینی (paraniod) است که در آن شما افکار غیر منطقی دارید که دیگران قصد آزار شما را دارند یا اینکه بر علیه شما توطئه چینی می کنند. به عنوان مثال، برخی افراد مبتلا به شیزوفرنی ممکنست اعتقاد داشته باشند که تلویزیون رفتارهای آنها را هدایت می کند یا اینکه نیروهای خارجی افکار آنها را کنترل می کنند.

علائم و نشانه های شناختی

این علائم نافذتر از علائم مثبت و منفی هستند. علائم ادراکی ممکنست شامل موارد زیر باشد:

·   مشکل در فهم اطلاعات ورودی
·   مشکل در توجه
·   مشکلات حافظه ای

اشتباهات در تشخیص شیزوفرنی

شیزوفرنی ممکنست به تنهایی یا توام با سایر حالت های روانپزشکی یا پزشکی باشد. اشتباه در شناخت شیزوفرنی و ارتباط آن با سایر بیماریهای ذهنی بسیار فراوان است. واقعیت های زیر کمک به روشن شدن این مساله می کنند که کدامیک شیزوفرنی است و کدامیک نیست:

·   شیزوفرنی با تجزیه شخصیت یا چند شخصیتی بودن یکسان نیست. چند شخصیتی بودن یک اختلال جداگانه و نادر می باشد.
·  با وجود آنکه برخی افراد دارای شیزوفرنی گرایشهای خشونت آمیزی دارند، بیشتر آنها چنین رفتاری ندارند خیلی از آنها به داخل خود فرومی روند تا اینکه با دیگران مباشرت کنند.
·  هر کسی که رفتار بدبینانه یا بی اعتمادی دارد شیزوفرنی ندارد. برخی افراد اختلال شخصیتی بدبینی دارند و آن عبارتست از بدبینی یا بی اعتمادی به دیگران بدون دیگر ویژگی های شیزوفرنی.
·  هر کسی که صداهایی می شنود دارای شیزوفرنی نیست برخی افراد دارای افسردگی ممکنست صداهایی بشنوند. شنیدن صداها ممکنست ناشی از یک بیماری پزشکی جدی یا از اثرات دارو باشد.

استفاده از مواد مخدر و شیزوفرنی
با وجود آنکه استفاده از مواد مخدر یکی از علائم شیزوفرنی نیست، استفاده از مواد مخدر در افراد دارای شیزوفرنی شایع تر است. نیکوتین شایعترین ماده مخدر مورد استفاده در افراد دارای شیزوفرنی است. تخمین زده می شود که ۷۵درصد تا ۹۰درصد افراد دارای شیزوفرنی سیگار می کشند، در مقایسه با یک چهارم کل جمعیت معمول متأسفانه برخی از مواد مخدر از قبیل امفتامین، کوکائین و ماری جوانا، می توانند علائم شیزوفرنی را بدتر کنند. مواد مخدر دیگر، مانند نیکوتین می توانند با داروهای شیزوفرنی تداخل داشته باشند.

علل

با وجود آنکه محققین اعتقاد دارند که عامل ژنتیکی در شیزوفرنی نقش بازی می کند، آنها هنوز علت یا علل شیزوفرنی را نیافته اند. در مقایسه با ۱۰درصد افرادی که یک فرد نزدیک خانواده شان بیماری شیزوفرنی دارد، حدود ۱درصد کل جمعیت دچار شیزوفرنی می شوند. ساختار ناشناخته یا شیمیایی غیرعادی مغز ممکنست به ایجاد بیماری کمک کند.

چه موقع باید به دنبال توصیه های پزشکی بود

شیزوفرنی در ماهیت خودش، غالباً بیماری نیست که شخص احتمال داشته باشد که داوطلبانه به دنبال درمان باشد. برای شخصی که شیزوفرنی دارد، توهمات بینایی و شنیداری و توهمات در افکار خود را واقعی می پندارد و اغلب اعتقاد دارد که به کمک پزشکی نیاز ندارد. اگر شما عضوی از خانواده یا دوست شخصی هستید که علایم احتمالی شیزوفرنی یا یک بیماری دیگر را نشان می دهد، ممکنست لازم باشد خودتان آن فردی باشید که او را برای بررسی به یک متخصص پزشکی می برد. به علاوه، افراد دارای شیزوفرنی بیشتر احتمال خودکشی دارند، بنابراین اگر شخص محبوب شما در مورد اقدام به خودکشی سوال می کند، سریعاً به دنبال کمک پزشکی باشید.

غربالگری و تشخیص

پیش از تشخیص شیزوفرنی، احتمالاً پزشک شما سایر عواملی که ممکنست علائم شیزوفرنی را ایجاد کنند بررسی می نماید. ممکنست سایر بیماری های مغزی یا فیزیکی علت هایی شبیه به شیزوفرنی ایجاد کنند.

پزشک شما می خواهد با خانواده شما و تاریخچه پزشکی شما به بحث بپردازد و یک بررسی فیزیکی انجام دهد. پزشک شما ممکنست نمونه های خون یا ادرار شما را بخواهد تا ببیند داروها، مواد مخدر یا یک بیماری فیزیکی دیگر سبب بروز علائم شیزوفرنی در شما نباشد.

در میان بیماری های مغزی دیگر که ممکنست نسبتاً شبیه شیزوفرنی باشند می توان از افسردگی اختلال دو قطبی، جنون های (psychoses) دیگر و استفاده از الکل یا مخدرهای دیگر را نام برد همچنین ممکنست بیماری های فیزیکی از قبیل عفونت ها، سرطان ها، اختلالات سیستم عصبی، اختلالات تیروئیدی و اختلالات سیستم ایمنی می تواند موجب علائم جنون آمیز شود. جنون همچنین می تواند عارضه جانبی برخی داروها می باشد.

درمان

داروهای ضد جنون، که داروهای neuroleptics نیز نامیده می شوند، اساس درمان را تشکیل می دهند. تا سال ۱۹۹۰، داروهای ضد جنون در کنترل علائم مثبت بیش از علائم منفی مؤثر بودند. نسل جدید داروهای ضد جنون مدیریت مؤثرتری برای علائم مثبت و منفی را تأمین می کند.

این داروهای ضد جنون شامل clozapine(Clozaril)،risperidone(Risperdal)، olanzapine(Zyprexa)، quetiapine (Seroquel)، ziprasidone(Geodon) وaripiprazole (Abilify) می شوند.

مطابق انجمن دیابت آمریکا، برخی داروهای ضد جنون می توانند خطر دیابت، چاقی و بالابودن فشار خون را افزایش دهند. به این دلیل، افرادی که Clozaril، Risperdal، Zyprexa، Seroquel، Geodon یا Abilify را مصرف می کنند باید توسط پزشکان به دقت تحت نظر و آزمایش قرار گیرد.

افراد سیگاری ممکنست به دوزهای بالاتری از داروهای ضد جنون احتیاج داشته باشند چرا که نیکوتین با این داروها تداخل دارد.

داروهای ضد جنون جدیدتر آثار جانبی کمتری دارند. به عنوان مثال، برای اغلب مردم دیسکنزی تأخیری(tardive dyskinesia (TD)) با داروهای جدید کمتر از داروهای قدیمی روی می دهد.

TD منجر به حرکات غیر ارادی دهان، لب ها، زبان و دیگر اعضاء بدن می گردد. از دیگر عوارض جانبی داروهای قدیمی، تداخل با داروهای دیگر، احتمال صرع و کاهش تعداد گلبولهای سفید را می توان نام برد. داروهای جدید پیشرفت چشمگیری در درمان شیزوفرنی بازی می کنند و باعث عدم وابستگی بیشتر و کیفیت بالاتر زندگی برای بسیاری از افراد دارای شیزوفرنی شده اند. به طور کلی، هدف درمان توسط داروهای ضد جنون کنترل مؤثر علائم در کمترین دوز ممکن می باشد. دارو و دوز مناسب از فردی تا فرد دیگر به شدت تغییر می کند. حتی با درمان خوب ممکنست بیماری شما عود کند علی رغم اینکه به دارو درمانی ادامه می دهید ولی داروها ممکنست فرکانس عود کردن ها را کاهش دهد.

عدم استفاده از داروها مشکل ساز است.
با وجود آنکه داروهای نسل جدید عوارض جانبی کمتر و نرخ پذیرش بهتری دارند، عدم پذیرش برنامه زمانبندی داروئی یک مشکل اساسی باقی می ماند. متاسفانه، برخی از افراد دارای شیزوفرنی به توصیه های درمانی خود عمل نمی کنند و وجود هر گونه مشکلی را انکار می کنند. طبیعت این بیماری مانع از کمک گرفتن این افراد و اینکه خودشان به تنهایی به برنامه درمانی عمل کنند می گردد.

درمان های غیر دارویی

با وجود آنکه درمان دارویی درمان اصلی برای کاهش علائم می باشد، بسیاری از افراد دارای شیزوفرنی از درمان های غیر داروئی بهره می گیرند. این درمان ها عبارتند از:

·   درمان فردی:
شناخت درمانی به این صورت است که یک درمانگر به شما کمک می کند نحوه برخورد با افکار و شرایط ایجاد کننده اضطراب را یاد بگیرید و خطر عود بیماریتان را کاهش دهید. شما ممکنست یادبگیرید که الگوهای منفی افکار و رفتارتان را تحت کنترل قرار دهید. بیماری شما می تواند در زندگی روزمره تان، کارهایی که افراد بدون شیزوفرنی در نظر دارند را مشکل تر سازد. متخصص درمان شناسی همچنین می تواند به شما کمک کند تا از برنامه دارویی خود پیروی کنید.

·   درمان خانوادگی:
هر دو شما و اعضاء خانواده تان می توانید از درمانی که حمایت و آموزش را برای خانواده ها مهیامی کند، بهره گیرید. چنانچه اعضاء خانواده شما بیماری شما و شرایط ایجاد کننده اضطراب را که ممکن است باعث عود بیماری شوند را درک کنند و به شما کمک کنند تا به برنامه داروئی خود عمل کنید، در اینصورت شما شانس بیشتری برای پیشرفت خواهید داشت. به طور عکس، اگر خانواده شما از شما دوری جویند و کمتر شما را درک کرده و بیشتر از بیماری شما انتقاد کنند، شما به خوبی عمل نخواهید کرد.
·   توانبخشی:

آموزش مهارتهای اجتماعی و شغلی لازم برای زندگی مستقل، بخش مهمی از درمان می باشد. به کمک یک درمانگر، شما می توانید مهارتهای اجتماعی از قبیل بهداشت خوب، آشپزی و مسافرت را فرابگیرید. افراد دارای شیزوفرنی که تحت برنامه های آموزشی مهارتهای اجتماعی یا مشاغل قرار می گیرند- و به آنها کمک می شود تا شغلی پیدا کنند و شغلشان را حفظ کنند- در مقایسه با افرادی که مهارت های اجتماعی و شغلی را دریافت نمی کنند، بهبود بیشتری در علائم خود تجربه می کنند.

امروزه افراد کمی که دارای شیزوفرنی هستند به بستری شدن دراز مدت در بیمارستان نیاز دارند چرا که افراد بیشتری به دارو درمانی یا شکل های دیگر درمان پاسخ مثبت می دهند.

مهارتهای لازم برای مواجهه با بیماری:

برای افراد خانواده و دوستان فرد مبتلا به شیزوفرنی، مواجهه با بیماری ممکن است شامل درگیری قابل توجه از نظر زمان و کوشش  باشد.

گروه های حمایتی
گروه های حمایتی که شامل متخصصین مراقبت های بهداشتی، خانواده، دوستان و محلی برای عبادات مذهبی است می تواند جزء با ارزشی از شبکه حمایت اجتماعی گسترده تری باشد.

گروه های حمایتی، افراد، خانواده ها و دوستانی که با مشکلات سلامتی مختلف فیزیکی یا فکری درگیر هستند را گردهم می آورد. گروه های حمایتی شیزوفرنی فرصتی فراهم می سازد که افراد می توانند در مشکلات مشترکشان سهیم باشند و به یکدیگر یاری رسانند.

از پزشکتان درباره گروه های حمایتی که ممکن است در مجامع شما وجود داشته باشد سوال کنید. گروه سلامت محلی، کتابخانه عمومی، دفترچه راهنمای تلفن و اینترنت نیز می توانند منابع خوبی برای یافتن یک گروه حمایتی در محله شما باشد.

پیگیری

 شما به عنوان عضوی از خانواده یا دوست کسی که شیزوفرنی دارد می توانید تفاوت عمده ای در موفقیت درمان ایجاد کنید. استفاده از داروهای ضد سایکوز مهمترین درمان شیزوفرنی است.

همچنانکه روشهای غیر دارویی نیز از اهمیت خود برخوردارند. از طریق کمک به شخص دارای شیزوفرنی جهت حفظ برنامه دارویی و تداوم آن مانع از عود بیماری می شود.

در مورد رفتارهای غیرعادی یا علائم عود بیماری که ممکنست نیاز به توجه سریع پزشکی احتیاج داشته باشد هوشیار باشید. به خاطر داشته باشید که حمایت مثبت و تشویق می تواند بسیار بهتر از انتقاد و فشار موثر باشد.

mahyanews.com

هوش هیجانی چیست؟

تیر ۱۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

«من هر چی می‌کشم از این کله خنگم می‌کشم»، «آی‌کیو مث سرنوشت آدم می‌مونه تغییرش نمی‌شه داد، فقط به جای پیشونی تو مغزش نوشته شده!»

«طرف شاید هیچی‌ام بارش نباشه‌ها ولی نمی‌دونم چه جذبه‌ای داره که زود تو یه جمع خودشو می‌کشه بالا»، «طرف معدلش بالای ۱۹ بود ولی نمی‌دونم چرا  سر کنکور گند زد»، «می‌گن دیگه دوره‌ای که IQ بالا آدمو موفق می‌کرد سر اومده، الان دوره  شده دوره EQ»، «راستی تو می‌دونی اینEQ  که می‌گن چیه؟» همه این جمله‌ها از ۲چیز حکایت می‌کنند؛ گلایه  از بهره هوشی (IQ) و اشتیاق برای شناختن بهره هیجانی (EQ).

مطلب را که بخوانید دست‌تان می‌آید که چرا این دو حرف کوچولو این‌قدر سر و صدا به پا کرده‌اند.

نوشتن در مورد هوش هیجانی، خیلی ساده نیست. نوشتن از یک واژه دقیق علمی‌ که گوش شیطان کر به همان شسته رفتگی تبدیل شده به یک واژه در روان‌شناسی عامه‌پسند. خیلی ساده است که یکهو بپریم توی حوض هوش هیجانی و بی‌خیال امپراتوری کبیر هوش شناختی شویم.

تا همین ۱۷ سال پیش هر فرد عادی یا متاسفانه هر روان‌شناس کتاب قورت‌ داده‌ای که می‌خواست از موفقیت حرف بزند، فرمانده بلامنازع ذهنش کلمه «باهوش» بود. البته چون هوش هیجانی آن موقع تعریف نشده بود، هوش مساوی بود با هوش‌ شناختی.

هوش آمدنی بود نه آموختنی!
هر کتاب بازاری هوش هیجانی را ورق بزنید و هر مقاله‌ای که در مورد این هوش بخوانید می‌بینید که منفورترین واژه همین هوش شناختی است. اما نویسنده غالبا (از فرط هیجان بالا و هوش هیجانی پایین احتمالا!) یادش می‌رود ماهیت این همیشه متهم را مشخص کند.

وقتی شما می‌روید پیش یک روان‌سنج و می‌خواهید هوشتان را بسنجد، او به طور پیش‌فرض هوش شناختی شما را می‌سنجد و وقتی می‌گویید «عدد بده» رقمی ‌را به شما می‌دهد که مردم به آن می‌گویندIQ. این عدد نشان می‌دهد که شما از نظر توانایی‌های شناختی در چه سطحی هستید.

این توانایی‌های شناختی هم برخی معلومات مدرسه‌ای مثل استدلال، توانایی حل مسئله، اطلاعات عمومی، توانایی تعریف کردن واژه‌ها و فوق فوقش توانایی ساختن یک کل از تعدادی جزئیات است. پس هوش شناختی که می‌گویند یعنی باهوش بودن در استدلال کردن، محاسبه، حل مسئله، تعریف کردن واژه‌ها، اطلاعات عمومی ‌و چیزهای کاملا عقلانی و خشکی از این قبیل.

اما این هوش شناختی ۲عیب بزرگ داشت؛ اول اینکه بیشتر می‌توانست موفقیت در تحصیل را پیش‌بینی کند نه موفقیت در جنبه‌های دیگر زندگی، و دوم اینکه پایه‌های مغزی‌اش ارثی بود. الان حتی آسان‌گیرترین و خوش‌فکرترین نظریه‌پردازان هوش هم می‌گویند آخرین حد هوش شناختی یک آدم از همان اول عمرش مشخص است.

محیط زندگی‌اش فقط می‌تواند او را به این ماکسیمم برساند یا از قافله‌ای که حقش است، عقب نگه‌اش دارد؛ اما پیش رفتن از این ماکسیمم ژنتیکی ابدا ممکن نیست. این یک پاشنه آشیل (احتمالا هوش شناختی هر دو پاشنه‌اش غیر رویین‌تر باقی مانده!) باعث شد هوش هیجانی با به بازار آمدن‌اش خیلی سر و صدا کند. چرا؟ بروید به مرحله بعد!

هوش هیجانی وارد می‌شود!
هوش هیجانی پاشنه‌هایش هم مثل بقیه بدنش رویین‌تن و فابریک باقی ماند! از یک طرف از همان اول تبلیغ شد که اگر هوش شناختی تغییرناپذیر و  ارثی است، هوش هیجانی کاملا آموختنی و وابسته به محیط است. در واقع هوش هیجانی، یک مهارت است.

از طرف دیگر، هر تحقیقی می‌شد، بیشتر ثابت می‌کرد که هوش هیجانی، پیش‌بینی‌کننده خوبی برای موفقیت در زندگی زناشویی، شغلی، عبور از بحران‌ها، تربیت فرزندان، مدیریت و حتی آموزش و پرورش است؛ آموزش و پرورشی که به طور سنتی رقابت را بر توانایی‌های شناختی گذاشته بود (و متاسفانه در کشور ما هنوز هم تاکیدش همان‌هاست).

اما این هوش دیگر چه جورش بود که می‌شد رفت نشست پیش یک نفر و لا اقل اصول «باهوش شدن» را از او یاد گرفت؛ هوشی که مثل هوش شناختی، ماشین ارثی اجدادی نیست بلکه  مثل رانندگی کردن یک مهارت است که باید خودت به‌تدریج یادش بگیری.

هوش هیجانی یعنی چه؟
ساده‌ترین و احتمالا بهترین جواب به این سؤال، یک مقدمه جنایی می‌خواهد. باید این ترکیب را از وسط نصفش کنیم و ببینیم توی هر شقه چه خبر است. «هوش» به قول پیاژه – یکی از برترین‌های روان‌شناسی قرن بیستم – در یک تعریف دو کلمه‌ای، یعنی توانایی سازگار شدن. البته این سازگار شدن در فارسی خیلی معنای منفعلی دارد.

هوش یعنی اینکه آن‌قدر آدم توانا باشد که بتواند خودش را با هر شرایط جدیدی وفق دهد و با موفقیت از چالش‌های آن شرایط بگذرد. حالا این چالش می‌تواند حل یک مسئله سر امتحان باشد (چالشی که تا قبل از ۱۹۹۰ روی شبیه  آن خیلی تاکید می‌شد) و می‌تواند مدیریت کردن خشم موقع یک بحران خانواده باشد (چالشی که  طرفداران هوش هیجانی روی آن خیلی تاکید داشتند).

پس یک طرف شقه، موفق بیرون آمدن از چالش‌های زندگی بود که اسمش را گذاشته بودند هوش. اما روح جدید در شقه دیگر این عبارت دمیده شده بود؛ یعنی هیجان. هیجان توی گفت‌و‌گوهای ما ایرانی‌ها کلمه‌ای است که همیشه مساوی است با یک حس فعال و با ریتم تند مثل خوشحالی یا خشم یا تعجب زیاد. اما در واقع حیطه هیجان در کلمه هوش هیجانی وسیع‌تر از این حرف‌هاست.

از حس غمگینی ملایمی ‌که دم غروب به‌تان دست می‌دهد گرفته تا جدی گرفتن حالت صورت‌تان هنگام دروغ گفتن به استاد در کلاس درس. در واقع هیجان هم حس‌های تند و کند درونمان را شامل می‌شود و هم نمودی که خواسته و ناخواسته با ظاهرمان بروز می‌دهیم؛ ظاهری که فقط رنگ رخساره نیست.

هوش هیجانی آمد این ۲شقه را چسباند به هم و از نو آدمی ‌دوباره ساخت؛ یعنی اگر تا قبل از تعریف شدن هوش هیجانی در روان‌شناسی معنی باهوش بودن، گذشتن موفق از چالش‌هایی بود که IQ بالا می‌خواست؛ مثلا محاسبات خفن یا اطلاعات عمومی ‌توپ، حالا دیگر هوش یک معنی دیگر هم پیدا کرده بود؛ یعنی گذشتن از چالش‌های هیجانی با استفاده از قدرت‌هایی مثل شکیبایی، توانایی همدلی کردن با دیگران، توانایی شناختن احساسات خود و توانایی مدیریت کردن هیجانات. البته یادتان باشد که معادل مفهوم  «هوش هیجانی» EI است و EQ تبدیل مفهوم هوش هیجانی به یک کمیت یا عدد؛ یعنی تست هوش هیجانی  را که از شما می‌گیرند، عددی که می‌دهند اسمش هست EQ.

قدرت‌هایی که آموختنی بودند نه ارثی
هوش هیجانی باعث شد که هم نظر روان‌شناس‌ها در مورد موفقیت آدم‌ها تغییر اساسی پیدا کند و هم اعتبار جدیدی برای روان‌شناسی آورد.

گرچه انتقادات وارد و ناواردی هم به این قضیه بود و مهم‌ترین‌اش هم از مشهورترین منتقد فروید «هانس آیزنک» که دست از سر هوش هیجانی هم بر نداشت و گفت: «این مرتیکه «گلمن» می‌خواهد همه ویژگی‌های مورد نظر خودش را بکند زیرمجموعه هوش. بعید می‌دانم نظریه این تازه به دوران رسیده‌ها علمی ‌باشد». البته الان آیزنک چند سالی هست که عمرش را داده به شما و کتاب‌های «هوش هیجانی» گلمن دارد مثل اسب فروش می‌رود. حالا این گلمن کی هست؟ قصه از کجا شروع شد را بخوانید.

قصه از کجا شروع شد؟
قصه از جای دوری شروع نشده است. این کلمه هوش هیجانی آن‌قدر بین بچه‌های رشته روان‌شناسی و مدیریت خودمان باب شده است که آدم تعجب می‌کند وقتی می‌بیند کلمه‌ای است که هنوز فقط ۱۷ سال دارد. بله! دقیقا ۱۷ سال!

سال۱۹۹۰، ۲تا آمریکایی بیکار به نام‌های  پیتر سالووی و جان مایر از ۲تا دانشگاه گنده آنجا نشستند با هم یک مقاله دادند که اولین بار کلمه هوش هیجانی در آن به کار رفته و تعریف شده بود؛ «هوش هیجانی یعنی شناخت و مدیریت احساسات خود و دیگران و استفاده از هیجانات برای هدایت فکر».

البته قبل از آنها یکی از هم دانشگاهی‌های پیتر به نام هوارد گاردنر  که سر پرسودا و البته خلاقی داشت، یک نظریه داده بود با عنوان «هوش‌های چندگانه». او در بین هوش‌های هفت‌گانه‌اش چیزی شبیه به هوش هیجانی هم گذاشته بود اما اسمش را گذاشته بود «هوش درون فردی»؛ عبارتی که هم مبهم بود و هم چندان برای یک ترکاندن در داخل و بیرون دنیای روان‌شناسی خوش‌فرم نبود (البته اگر شما با همین ۲خط از گاردنر خوشتان آمده می‌توانید بروید توی همشهری آن‌لاین یکی از مطلب‌های قبلی همین صفحه با عنوان «فیلم‌ها با ما چه می‌کنند» را جست‌‌وجو کنید).

اما سکه «هوش هیجانی» نه به نام گاردنر خورد و نه به نام سالووی و مایر. الان همه دنیا اولین نامی ‌که کنار هوش هیجانی به ذهنشان می‌رسد، «دانیل گلمن» است؛ یک روان‌شناس و در عین حال ژورنالیست دوست‌داشتنی که کتاب جذابی به نام «هوش هیجانی» را نوشت و تمام پیشخوان‌های کتاب‌های موفقیت دنیا را تسخیر کرد. نام کتاب آن‌قدر گنده بود که حتی روی جلد مجله تایم هم رفت.

احتمالا گلمن -استاد دانشگاه‌ هاروارد- هم هوش هیجانی‌اش از سالووی و مایر بیشتر بوده و هم هوش شناختی‌اش! به هر حال، او کتابی نوشت که در ایران خودمان هم بارها و بارها با نام‌هایی چون هوش هیجانی،  هوش عاطفی و هوش احساسی بارها و بارها تجدید چاپ شده و دل جماعتی را به افزایش هوش‌شان خوش کرده است.

الان هم هر دانشگاهی که رشته روان‌شناسی و مدیریت دارد، لااقل یک پایان‌نامه در مورد رابطه هوش هیجانی یا هر چیزی که فکرش را بکنید، دارد؛رابطه هوش هیجانی با شیوه‌های مدیریت، شیوه‌های آموزشی، شیوه‌های فرزندپروری، راه‌های مقابله با استرس و حتی شوخ‌طبعی!

هوش هیجانی پشت ویترین کتابخانه
کتاب‌های زیادی با ترجمه‌های خوب و بد توی بازار هستند ولی ما به رسم همکاری با جناب گلمن در هر دو جنبه روان‌شناسی و روزنامه‌نگاری کتاب‌ها را با این اولویت‌بندی پیشنهاد  می‌کنیم:

۱ ـ هوش هیجانی، دانیل گلمن، ترجمه نسرین پارسا، انتشارات رشد
۲ ـ هوش هیجانی- مهدی گنجی- انتشارات ساوالان
۳ ـ هوش هیجانی، دیدگاه سالووی و دیگران، تالیف و ترجمه دکتر نسرین اکبرزاده، انتشارات فارابی

هوش هیجانی روی وب
www.parsei.com
طبق، نتایجی که گوگل می‌دهد دقیقا ۱۴۴۰۰ سایت فارسی روی وب، نامی‌ از هوش هیجانی برده‌اند. البته احتمالا اگر شما الان این سرچ را تکرار کنید نتیجه طی این یک هفته بیشتر و بیشتر خواهد بود.

اما فقط یک سایت فارسی وجود دارد که همه هم و غمش هوش هیجانی است؛ یک روان‌شناس به نام بهمن ابراهیمی‌ که خودش ۲تا از کتاب‌های گلمن را ترجمه کرده، برداشته سیر تا پیاز هوش هیجانی را برایتان ریخته توی یک وب به نام «هوش هیجانی».

خوبی این وب، این است که در مورد هوش هیجانی از موقعی که توی کله سالووی و مایر وول می‌خورده، نوشته شده تا موقعی که شده موضوع پایان‌نامه دانشجوهای روان‌شناسی دانشگاه‌های ایران.

کاربرد هوش هیجانی در آموزش و پرورش، کاربرد هوش هیجانی در تربیت فرزندان و معرفی کتاب‌ها و تحقیقات روان‌شناسی که در مورد هوش هیجانی در ایران نوشته شده‌اند، از بخش‌های جالب این سایت‌اند.

باهوش شدن در ۶ گام
همان‌طور که حتما در متن خوانده‌اید (و اگر نخوانده‌اید جان مادرتان اول بروید متن را بخوانید!) هوش هیجانی را می‌شود آموخت. البته باهوش شدن از نوع هیجانی به همین سادگی که ما تیتر می‌زنیم، نیست ولی ما فقط قدم اول را با شما برمی‌داریم؛ دانستن و توانستن‌اش با شما.

۱ ـ احساسات خود را بشناسید. در مورد اینکه وقتی از احساسات و هیجانات حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم، در بخش «هوش هیجانی یعنی چه؟» مختصری توضیح داده‌ایم. شاید شما هم تجربه کرده باشید وقتی را که آدم اصلا نمی‌داند که چه مرگش است؛ اصلا خوشحال هست یا نیست! اگر این وقت‌های «نمی‌دونم چمه» در زندگی‌تان کم باشد برده‌اید وگرنه بد نیست گاهی از خودتان بپرسید: «من الان واقعا چه حسی دارم؟» و مهم اینکه برای حس نورسیده‌تان، نامی از پیش داشته باشید.

۲ ـ حس دیگران را بشناسید. خدایی‌اش راحت نیست ولی خب، بیشتر وقت‌ها رنگ رخساره و لرزش دست و عرق پیشانی و انحنای لب از سر درون خبر می‌دهند. لااقل این را بدانید که چه حسی، چه نشانه جهانی و صد البته چه نشانه ایرانی دارد. بهترین راهش هم این است که توی تنهایی خودتان، نشانه‌های بدنی حس خودتان را بدانید و زبان بدن خودتان را بفهمید.

۳ ـ با  دیگران  همدل شوید. توقع ندارید که گام سوم هم به‌راحتی گام اول باشد؟ این همدلی هم از آن کلمه‌هایی است که معنای غلط‌اندازی در فارسی دارد. همدلی وسیع‌تر از هم حس شدن با یک مخاطب شاد یا غمگین است. شما باید بتوانید لااقل به‌طور موقت از دریچه نگاه یک نفر دیگر به جهان نگاه کنید و بعد در مورد شرایط قضاوت کنید؛ چیزی که نیاز به استفاده کمی ‌عقل دارد و استفاده بسیار از دل. و  بیخود نیست که شده جزو اصول هوش هیجانی و بیخود نیست که روان‌شناس‌های ایرانی ترجمه‌اش کرده‌اند به همدلی.

۴ ـ مدیر هیجان‌هایتان باشید نه کارگرشان! این هم خدایی‌اش سخت است و اگر بخواهیم در مورد همه حس‌ها بگوییم، می‌شود مثنوی هفتاد من. منبع در مورد مدیریت هیجان‌ها زیاد است اما فقط بدانید که مدیریت هیجان فقط مدیریت خشم و نفرت نیست؛ گاهی شما باید غم‌هایتان را هم مدیریت کنید تا «روحتان را ذره‌ذره در انزوا نجوند». سخت است، قبول.

۵ ـ در روابط اجتماعی ماهر باشید! به خیالتان آدم‌های جذاب تاریخ همین‌طوری و یکهویی شده‌اند مصلح یک ملت؟ همه آنها اول با یک نفر ایده‌هایشان را مطرح کرده‌اند اما چون «هنر رابطه برقرار کردن با دیگران» را می‌دانستند، گروهشان از ۲ نفر تبدیل شد به یک ملت.

حالا درست است که  شما نمی‌خواهید مصلح شوید ولی با توجه به اینکه اجبارا موجودی اجتماعی هستید، بهتر است این هنر را یاد بگیرید. چطوری؟ با مشاهده روابط آدم‌های محبوب، با انرژی گذاشتن روی روابط صمیمی، با برداشتن گام ۳، با برداشتن حتی گام ۴ و به قول شریعتی با خواندن و خواندن و خواندن؛ البته نه خواندن همه کتاب‌های بازاری قفسه‌های موفقیت!

۶ ـ شکیبا باشید! بار چندم است که اینجا می‌گوییم صبور باشید؟ باز هم می‌گوییم چون تغییر کردن آدمی‌ سخت است. خیلی سخت‌تر از آنکه جز با صبوری حتی بشود تصورش را کرد. پس اگر هوشت در ۳سوت نرفت بالا، نگران نباش! لااقل ۳میلیون سوت‌بلبلی لازم است که یک نفر همین ۶ گام را همیشه بکند ملکه ذهنش. نگران نباشید و صبور باشید!

علت تعجب آور افسردگی

تیر ۱۴, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

افسردگی محرک‌های معروف زیادی دارد: ضربه‌روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اما اگر افسرده هستید و هیچکدام از اینها درمورد شما صدق نمی‌کند، تعیین یک دلیل خاص برای افسردگیتان کمی دشوار است. درواقع، ممکن است افسردگی شما یک دلیل خاص و مشخص نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.

۱٫ هوای تابستان: اختلال عاطفی فصلی بیشتر با افسردگی زمستانی شناخته شده است که افراد زیادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما برای تعدادی از این افراد، این نوع افسردگی در تابستان اتفاق می‌افتد. افسردگی هوای گرم زماین اتفاق می‌افتد که بدن یک تاخیر برای وفق یافتن با فصل جدید را تجربه می‌کند. این می‌تواند به‌خاطر عدم توازن در شیمی مغز و هورمون ملاتونین باشد.

۲٫ مصرف دخانیات: خیلی وقت است که کشیدن سیگار و سایر دخانیات یکی از عوامل افسردکی معرفی شده است اما داستان این هم مثل داستان اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ است: افرادیکه در معرض افسردگی قرار دارند بیشتر به کشیدن سیگار روی می‌آورند. اما گفته می‌شود که نیکوتین بر فعالیت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز اثر می‌گذارد و موجب بالا بردن سطح دوپامین و سروتونین (که مکانیزم عمل داروهای ضدافسردگی نیز هست) می‌شود. این می‌تواند ذات اعتیادآور دارو و تغییرات خلق‌وخو که با آن همراه است و همچنین اینکه چرا افسردگی با ترک سیگار همراه است را توضیح می‌دهد. خودداری از کشیدن سیگار و ترک آن می‌تواند به متوازن کردن موادشیمیایی مغز شما کمک کند.

۳٫ بیماری تیروئید: وقتی غده تیروئید نتواند هورمون تیروئید کافی تولید کند، به آن کم‌کاری تیروئید گفته می‌شود و افسردگی یکی از علائم آن است. این هورمون چندکاره است اما یکی از مهمترین وظایف آن عمل کردن بعنوان یک انتقال‌دهنده عصبی و تنظیم سطح سروتونین در بدن است. اگر علائم جدیدی از افسردگی را در خود مشاهده می‌کنید—مخصوصاً اگر همراه با حساسیت به سرما، یبوست و خستگی باشد—بد نیست که یک آزمایش تیروئید انجام دهید. کم‌کاری تیروئید با دارو قابل درمان است.

۴٫ عادات بد خواب: جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری شود اما می‌تواند احتمال بروز افسردگی را نیز افزایش دهد. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۷ انجام گرفت مشخص شد که وقتی به شرکت‌کننده‌های سالم کمبود خواب اعمال شد، بعد از مشاهده تصاویر ناراحت‌کننده، فعالیت مغزی بیشتری داشتند تا آن دسته از شرکت‌کنندگان که خواب کافی داشتند. و این درست شبیه به واکنشی است که افراد افسرده دارند. اگر به اندازه کافی نخوابید، وقت کافی برای شارژ کردن دوباره سلول‌های مغزی نداشته و مغز خوب کار نخواهد کرد و یکی از عوامل مختلفی که می‌تواند موجب افسردگی شود همین است.

۵٫ فعالیت بیش از حد در فیسبوک: وقت زیادی را در چت‌روم‌ها و وبسایت‌های اجتماعی می‌گذرانید؟ تحقیقات زیادی نشان می‌دهند که این می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد، مخصوصاً در نوجوانان. معتادان به اینترنت با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش هستند و معمولاً همراهی ندارند و دیدگاهشان به دنیا تا حدی غیرواقعی است. برخی متخصصین حتی آن را “افسردگی فیسبوکی” می‌نامند. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۰ انجام گرفت، محققان دریافتند که حدود ۲/۱% از افراد بین ۱۶ تا ۵۱ سال زمان بی‌اندازه‌ای را در اینترنت سپری می‌کنند و این افراد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی متوسط تا شدید هستند. اما محققان این نکته را نیز خاطرنشان کردند که مشخص نیست که استفاده زیاد از اینترنت موجب افسردگی می‌شود یا نه یا اینکه افراد افسرده تمایل بیشتری برای گذراندن وقت خود در اینترنت دارند یا نه.

۶٫ اتمام برنامه تلویزیونی یا فیلم: وقتی چیز مهمی تمام می‌شود، مثل یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا یک بازسازی بزرگ در خانه، می‌تواند در برخی افراد افسردگی را تحریک کند. در سال ۲۰۰۹ برخی طرفداران آواتار احساس افسردگی و حتی میل به خودکشی را گزارش کردند زیرا دنیای ساختگی فیلم واقعی نبوده است. واکنش مشابهی به سری‌های آخر فیلم هری‌پاتر گزارش شده است.

۷٫ محل زندگی: بحث بر سر اینکه زندگی شهری بهتر است یا روستایی بحثی بی‌پایان است اما تحقیقات نشان می‌دهد که افرادیکه در شهر زندگی می‌کنند تا ۳۹% بیشتر در معرض اختلالات روحی هستند تا آنها که در نواحی روستایی زندگی می‌کنند. تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفت، برای این مسئله توضیح ارائه می‌دهد: شهرنشینان در بخشی از مغز که استرس را تنظیم و تعدیل می‌کند فعالیت بیشتری دارند. و مقدار بیشتر استرس می‌تواند موجب اختلالات روانی شود. میزان افسردگی در کشورها و شهرهای مختلف نیز متفاوت است. افسردگی برخی کشورها شایع‌تر می‌باشد.

۸٫ داشتن گزینه‌های انتخابی زیاد: داشتن گزینه‌های زیاد برای انتخاب کار را سخت می‌کند. البته این برای آندسته از افراد که در خرید معمولاً اولین چیزی که نظرشان را جلب می‌کند می‌خرند مشکل به شمار نمی‌رود. اما افرادی هستند که در صورت زیاد بودن گزینه‌های انتخاب، وقت بسیار زیادی را صرف بررسی چندباره هر گزینه می‌کنند تا بهترین را انتخاب کرده باشند. تحقیقات نشان می‌دهد که این سبک برخورد موجب ایدآل‌گرایی و افسردگی می‌شود.

۹٫ نخوردن ماهی: مصرف کم اسیدهای چرب امگا۳ که در ماهی سالمون و روغن‌های گیاهی یافت می‌شود می‌تواند موجب بالا رفتن احتمال ابتلا به افسردگی شود. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۴ انجام گرفت رابطه‌ای بین مصرف کم ماهی افسردگی در خانم‌ها مشخص شد اما در آقایان این مسئله دیده نشد. این اسیدهای چرب انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل سروتونین را تنظیم می‌کنند که می‌تواند علت ماجرا باشد. مکمل‌های روغن ماهی هم می‌تواند کمک کند؛ حداقل یک تحقیق تایید کرده است که این مکمل‌ها به کاهش افسردگی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کرده است.

۱۰٫ روابط خواهربرادری ضعیف: بااینکه داشتن رابطه بد با هرکسی می‌تواند موجب افسردگی شود اما در یک تحقیق امریکای که در سال ۲۰۰۷ انجام شد، مشخص گردید که مردهایی که قبل از سن ۲۰ سالگی با خواهربرادرهای خود کنار نمی‌آمدند، در سالهای بعد و بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. بااینکه مشخص نیست چه چیزی در رابطه خواهربرادری اینقدر مهم است، اما محققان حدس می‌زنند که این روابط می‌تواند با توانایی برقراری ارتباط افراد با هم‌سالان خود مرتبط باشد. صرفنظر از دلیل آن اما کشمکش زیاد بین خواهر و برادرها می‌تواند فرد را تا قبل از سن ۵۰ سالکی در معرض ابتلا به افسردگی قرار دهد.

۱۱٫ قرص‌های ضدبارداری: این مورد هم مانند هر داروی دیگری عوارض‌جانبی دارد. روش‌های جلوگیری خوراکی حاوی نوع سنتزی از پروزسترون هستند که تحقیقات مشخص کرده است می‌تواند موجب افسردگی در خانم‌ها شود. دلیل آن هنوز مشخص نیست و این مشکل برای همه اتفاق نمی‌افتد اما اگر خانم‌ها سابقه افسردگی دارند یا در معرض ابتلا به آن قرار دارند، با استفاده از این دارو احتمال بیشتری برای افسرده شدن آنها وجود دارد. بعضی از خانم‌ها قادر به استفاده از این داروها نیستند و پزشکان تلاش می‌کنند یک روش جلوگیری دیگر برای آنها پیدا کنند.

۱۲٫ داروها: افسردگی می‌تواند ازجمله عوارض‌جانبی بسیاری از داروها باشد. به عنوان مثال، آکوتان و نوع ژنتیکی آن (ایزوترتینیون) برای از بین بردن جوش‌های پوستی تجویز می‌شود اما افسردگی و فکر خودکشی ازجمله خطراتی است که افراد را با مصرف این دارو تهدید می‌کند. افسردگی یک عارضه‌جانبی ممکن داروهای اضطراب و خواب‌آور مثل والیوم و زاناکس، لوپرسور، که برای درمان فشارخون بالا تجویز می‌شود، می‌باشد؛ داروهای پایین آورنده کلسترول مثل لیپیتور و پریمارین برای سندرم‌های پیش از یائسگی نیز از این جمله هستند. هر زمان که دارو جدیدی برایتان تجویز می‌شود حتماً قسمت عوارض‌جانبی آن را مطالعه کنید و حتماً از پزشکتان سوال کنید که در خطر ابتلا به آن قرار نداشته باشید.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی علمی، آموزشی، دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی

فکر کردن به مرگ ، آدمها را مهربان می کند!

تیر ۱۳, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

معمولا” مردم سعی می کنند از فکر کردن به مرگ خودداری کنند اما محققان آمریکایی معتقدند که فکر کردن درباره مرگ تاثیرات خوبی روی ما دارد و باعث می شود ما آدمهای بهتری باشیم.

آقای کنت ویل در دانشگاه میسوری ، تاثیرات فکرکردن به مرگ و تغییراتی که این تفکرات در افراد ایجاد می کنند را مطالعه و بررسی کرد.علاوه بر این ، او بطور جداگانه به بررسی عکس العمل آدمهایی پرداخت که مستقیما” با فجایع و مرگ و میر در ارتباط نبوده اند اما از وقوع چنین فجایعی باخبر و آگاه شده اند .

بنا به گفته آقای ویل ، اغلب مردم بعد از فکر کردن به مرگ ، احساس می کنند به ارتباط برقرار کردن با دیگران به شدت نیاز دارند و به همین دلیل اغلب سعی می کنند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

آقای ویل گفت:” بیشتر آدمها بعد از فکر کردن به مرگ به دنبال راهی هستند تا آسایش و آرامش کسانی که دوستشان دارند را تا آنجایی که می توانند تامین کنند و برای حفظ ارزشهای مهم بیشتر تلاش می کنند. این تفکر باعث می شود این افراد بهتر و عمیق تر درک کنند که دنیا فانی و قابل پیش بینی است و محلی برای مهر ورزیدن و انجام کارهای نیک است. در نتیجه مردم بعد از فکر کردن راجع به مرگ بردبارتر ، دلسوزتر و مهربانتر می شوند.”

مترجم: فرشته مشاور

بازی های رایانه ای دارای آثار مثبت آموزشی، درمانی و هوشی هستند

یک روانشناس گفت: علی رغم تبلیغاتی که بر علیه بازی های کامپیوتری انجام می شود که البته در اغلب اوقات درست هستند، این بازی ها می توانند دارای آثار مثبت و موثر درمانی و آموزشی باشند.

دکتر رضا رستمی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران، با بیان اینکه از بازی های کامپیوتری رویکردهای مهمی چون آموزش، درمان، افزایش خلاقیت، هوش، حافظه و یادگیری استفاده می شود، گفت: اگر این بازی ها با مطالعه و علم کافی طراحی شوند می توانند نتایج موثری داشته باشند.

این روانشناس خاطرنشان کرد: علی رغم تبلیغاتی که علیه بازی های کامپیوتری می شود که البته در اغلب اوقات درست هستند، این بازی ها می توانند دارای آثار مثبت و موثر درمانی، آموزشی و هوشی باشند.

دکتر رستمی با بیان اینکه در رویکرد درمانی بازی های کامپیوتری می توان از درمان مشکلات زبانی، گفتاری، شنوایی، حافظه و آلزایمر استفاده کرد، یادآور شد: بازیهای کامپیوتری همچنین می توانند نقش بسیار مهمی در کمک به درک مفاهیم و همچنین بهبود توجه و تمرکز داشته باشند.

وی در خصوص تبلیغات منفی در خصوص بازیهای رایانه ای اظهار داشت: این بازیها در صورتی که در سن نامناسب، با شرایط و در زمان های نامناسب انجام شود و شرایط هیجانی غیرواقعی و یا خشونت زیادی را ایجاد کند، می تواند موجب ایجاد آثار مخرب شود که متاسفانه هم اکنون بیشتر بازیها دارای این اثرات هستند.

این دانشیار دانشگاه تهران تاکید کرد: هم اکنون کمپانی ها و سازمان های بزرگی در خصوص بازیهای رایانه ای سرمایه گذاری های بسیار کلانی انجام می دهند زیرا این بازی ها می توانند برای افزایش توانمندی های افراد نظیر بهبود دامنه لغات، آموزش زبان، افزایش خلاقیت کاربرد و اثربخشی داشته باشد.

این روانشناس با بیان اینکه یک بازی کامپیوتری هم چون یک کتاب باید دارای مقدمه، بدنه و نتیجه گیری باشد، گفت: هرعملی که با مطالعه، هدف گذاری شده و تخصصی انجام شود می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد.

دکتر رستمی افزود: بازی های کامپیوتری در صورتی که بدون مطالعه و صرفا برای هیجان انجام شود دارای اثرات مثبت بسیار کمی خواهد بود و به میزان زیادی مخرب خواهد بود.

وی در رابطه با ارزیابی بازیهای کامپیوتری اظهار داشت: هم اکنون مهمترین هدف این بازیها جنبه تفریحی و هیجانی آنها است و نوجوانان هم طبیعتا با توجه به روحیات بیشتر به این بخش تمایل دارند.

طبقه بندی سنی بازی ها، وظیفه بسیار مهم بنیاد ملی بازیهای رایانه ای است

این روانشناس با تاکید بر اهمیت سن در انجام بازیهای کامپیوتری گفت: مضمون و محتوای بازیها باید برای سن نوجوانان و کودکان مناسب باشد و همانطور که فیلم و سریال ها طبقه بندی می شوند و برخی از آنها برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع است. در رابطه با بازیها هم باید چنین طبقه بندی هایی وجود داشته باشد.

وی افزود: شاید یکی از وظایف بسیار مهم ستاد بنیاد ملی بازیهای رایانه ای رنکینگ و طبقه بندی بازی ها باشد به علت اینکه خیلی از خانواده ها اطلاع ندارند که چه مضمون و محتوایی برای سن فرزند آنها مناسب نیست.

دکتر رستمی در خصوص برگزاری جشنواره بازی های کامپیوتری تصریح کرد: متولیان برگزاری چنین جشنواره هایی باید به بخش روانشناسی بازیها از نظر تربیتی، آموزشی توجه بیشتری داشته باشند.

این دانشیار دانشگاه تهران با بیان اینکه هم اکنون برنامه نویسان و متخصصین بازی های کامپیوتری این بازیها را می نویسند، خاطرنشان کرد: مسئولین باید از حضور متخصصین روانشناسی و روانپزشکان در برنامه ریزی این بازیها و در چنین جشنواره هایی استفاده کنند.

Next Page »