چطور می توانیم استرس خود را کاهش دهیم؟

یک و یا دو بار نفس عمیق بکشید، چند نفس عمیق و آهسته به از بین بردن استرس خیلی کمک می کند . معمولا” وقتی ما دچار استرس می شویم کوتاهتر و تندتر نفس می کشیم بنابراین این کار باعث می شود که نفس کشیدن شما به حالت عادی بازگردد.

فکر کردن به چیزهای خوب یک راه ساده برای کم کردن استرسهای آنی است . وقتی به این فکر می کنید که دوستان و خانواده تان چقدر دوستتان دارند و یا چه بچه های فوق العاده ای دارید و یا حتی وقتی به گذراندن یک تعطیلات عالی در کنار ساحل زیبا فکر می کنید ، احساس شادی می کنید و همین احساس ساده باعث می شود شما لبخند بزنید و استرستان کم شود.

نگرش خود نسبت به زندگی را تغییر دهید و وقتی به موقعیتهای مختلف و نتایج آنها فکر می کنید سعی کنید بیشتر مثبت اندیش باشید. به جای اینکه نگران کارهایی باشید که امروز نتوانستید انجام بدهید به کارهایی فکر کنید که با موفقیت و بطور کامل انجام داده اید.

گاهی اوقات در زندگی موقعیتها و شرایط بدی پیش می آید که ما میدانیم به هیچ شکل نمی توانیم آن را تغییر بدهیم و یا نتیجه آن را کنترل کنیم ، در چنین مواردی باید سعی کنیم نسبت به آن بی خیال باشیم وهمه چیز را به حال خودش رها کنیم.

به جای صحبت کردن از طریق ایمیل و یا تلفن از جای خود بلند شوید و به دیدن فردی که می خواهید با او صحبت کنید، بروید، به این ترتیب برای یک مدت کوتاه از موقعیتی که در آن قرار گرفته اید خارج می شوید و استرستان کمتر می شود.

غذاهایی مصرف کنید که ارزش غذایی بالا داشته باشند. به جای غذاهای فرآوری شده ، از میوه ها ، سبزیجات ، ماهی اسنک و آجیل استفاده کنید.

بخندید ، سعی کنید در طول روز تا آنجایی که می توانید بخندید . بعضی ها با جک گفتن می خندند و برخی با تماشا کردن فیلمهای کمدی و گوش کردن به برنامه های طنزمی خندند ، در هر صورت فرقی نمی کند زیرا خنده در هر حال استرس محصور شده دربدن شما را آزاد می کند.

مترجم: فرشته مشاور

آفتاب

سفر عمر ما را طولانی می کند !

مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان داده است افرادی که بیشتر به تعطیلات و مسافرت می روند زندگی طولانی تری دارند و بهتر می خوابند. در اینجا مزایای مختلف سفر را ذکر می کنیم.

وقتی صحبت از سلامت می شود ما اغلب به رژیم غذایی و ورزش فکر می کنیم اما سفر نیز یکی از ارکان ضروری برای سلامت جسم و روح است. فاصله گرفتن از مسئولیتها و کارهای تکراری روزانه باعث می شود بدن شما از استرس خلاص شود و خودش را بازیابی کند. این موضوع نه تنها یک حس مشترک بین همه ماست بلکه تحقیقات انجام شده در این زمینه نیز اثبات کرده اند که افرادی که بیشتر به تعطیلات می روند و مسافرت می کنند ، بهتر می خوابندو کمتراز سایرین به بیماریهای قلبی مبتلا می شوند.

حتما” لازم نیست که سفر ما طولانی باشد ، سفر کوتاه نیز به همان اندازه مفید است. حتی یک سفر سه روزه هم ، خواب و حال و هوای ما را بهبود می بخشد به شرط اینکه در طول مدت سفر به جای برنامه ریزی برای فعالیتهای مختلف ، استراحت کنید.

راه رفتن و گشت و گذار در خیابانهای یک شهر جدید روی حال و هوای شما تاثیر خوبی دارد و این تاثیرات مثبت حتی زمانیکه به خانه بر می گردید نیز همراه شما خواهند بود.

نتایج یک تحقیق جدید نشان داده است که مسافرت و آزاد کردن ذهن ، خلاقیت و قدرت حل مشکلات را بهبود می بخشد.

مترجم: فرشته مشاور

آفتاب

۴ راه برای مقابله با استرس

دی ۸, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

زندگی در دوران کنونی مملوء از استرس و نگرانی است و می تواند در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد.

به گزارش سرویس سلامت ایسنا، روزنامه هوفینگتون پست نوشت: چهار راهکار وجود دارد که افراد موفق با انجام آن توانسته اند بر استرس خود غلبه کنند و جزء افراد موفق به حساب آیند.

افراد موفق این ویژگی را دارند که می توانند در مواجهه با مشکلات خود را آرام کنند و استرس خود را کاهش دهند. همچنین افراد با این ویژگی می توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.

بزرگ فکر کردن می تواند به فرد کمک کند تا در مقابله با استرس و سختی ها مقاومت داشته باشد.

یکی دیگر از موارد مورد توجه این است که فرد برنامه ریزی داشته باشد و تمامی کارهای روزمره اش را بر اساس آن انجام دهد.

به گزارش ایسنا، همچنین افراد موفق سعی می کنند هرازگاهی در حین فعالیت روزمره شان به مدت پنج الی ۱۰ دقیقه به کارهایی بپردازند که از آن لذت می برند.

اضطراب از مهمترین عوامل افزایش بیماری های قلبی وعروقی در کشور است

مهر ۲, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

رییس انجمن جراحان قلب ایران گفت :اضطراب و ترس از مهمترین دلایل ابتلا به بیماری های قلبی وعروقی است و تاثیر اضطراب بر قلب و عروق به مراتب بیش از چاقی و کم تحرکی است.

به گزارش انجمن جراحان قلب ایران ، دکترˈ محمد علی یوسف نیا ˈ یادآور شد که بیماری های عروق کرونر علت های مختلفی دارد اما یکی از عمده ترین آنها بیماری های روان تنی است.

وی با تاکید بر اهمیت سلامت روان در جامعه خاطر نشان کرد: درصورتی که بتوانیم، جامعه را از نظر روانی سالم نگه داریم در زمینه پیشگیری از بیماری ها همچون بیماری های قلب و عروق به دستاوردهای بزرگی دست خواهیم یافت.

یوسف نیا افزایش ثبات و امنیت را راهکار موثری در راه ارتقای سلامت جامعه دانست و گفت: از سوی دیگر افزایش خنده و نشاط در جامعه در کاهش بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری های قلبی و عروقی موثر است .

وی از افزایش تعداد مراکز قلب و عروق در کشور خبر داد و افزود : درحال حاضر در زمینه جراح و متخصص قلب و عروق کمبودی در کشور نداریم و برخلاف گذشته که بیماران برای درمان بیماری های قلبی به خارج کشور اعزام می شدند، امکان مداوای تمام بیماری های قلبی در کشور وجود دارد.

رییس انجمن جراحان قلب ایران خاطرنشان کرد: بیمارستان های کشور از نظر تجهیزات پزشکی برای درمان بیماران قلبی و عروق در وضعیت مناسبی هستند اما باید کادر پزشکی که با این تجهیزات سر و کار دارند نحوه ستفاده از این تجهیزات جدید پزشکی را فرابگیرند.

به گفته وی اولین کنگره مشترک قلب و عروق ایران با هدف آموزش متخصصان و تبادل تجربیات میان پزشکان داخل و خارج کشور ۴ تا ۷ مهر ماه امسال در مرکز همایش های بین المللی رازی تهران برپا می شود.

وی ادامه داد: این کنگره برای اولین بار به طور مشترک با انجمن قلب و عروق ایران، انجمن بیهوشی قلب و انجمن علمی داروسازان ایران برگزار می شود.

رییس انجمن جراحان قلب خاطرنشان کرد: در این کنگره که با حضور جمع زیادی از مهمانان از خارج کشور برگزار می شود، علاوه بر بحث روی تکنیک ها، روش ها و تحقیقات درمانی، راهکارهای جدید برای رفع نیازهای درمانی کشور ارایه می شود.

مشاوره ژنتیکی ازدواج یکی از راهکارهای پیشگیری از اختلالات روانی است

مهر ۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و امور رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: یکی از عوامل مهم ایجاد اختلالات سایکوزی و یا جنون در افراد، عوامل ژنتیکی است که با مشاوره ژنتیکی قبل از ازدواج می توان از وقوع آن پیشگیری کرد.

به گزارش ایرنا از دانشگاه علوم پزشکی مشهد ،دکتر محمدرضا فیاضی بردبار با بیان اینکه میزان ابتلا به این نوع اختلالات در جامعه در حدود یک درصد است، افزود: احتمال ابتلا در افرادی که یکی از والدینشان ژن ابتلا به این بیماری را داشته باشند در حدود ۱۲ برابر افراد عادی است و اگر هر دو والد این ژن را داشته باشند این احتمال به ۴۰ برابر می رسد.

وی در ارتباط با تعریف اختلال عصبی در دنیا اضافه کرد: یکی از تعاریف جامع و کاملی که در تمام دنیا رایج است که فرد معیارها و نشانه های اختلال را در مدت زمان مشخصی که برای بیماری های متفاوت تفاوت دارد را داشته باشد.

فیاضی بردبار ادامه داد: به عنوان مثال تنها به فردی که نشانه هایی مانند بی خوابی، بی اشتهایی، احساس غم و کم شدن امید به زندگی را به مدت حداقل ۲ هفته داشته باشد افسرده گفته می شود.

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد در ارتباط با شایع ترین اختلالات روانی در ایران تاکید کرد: شایع ترین اختلالات در ایران مانند تمام مناطق دنیا اختلالات اضطرابی است که در بانوان شایع تر است و بیماری افسردگی در این طبقه بندی جایگاه دوم را دارد.

فیاضی بردبار با اشاره به اینکه اضطراب بیماری است که انواع مختلف دارد ادامه داد: برخی از اختلالات اضطرابی هستند که منشا آنها ترس از مقوله های مختلفی مانند حیوانات، تاریکی، مرگ و مقوله هایی از این دست است که در نوجوانی دیده می شود و جلوی فعالیت روزانه افراد را نمی گیرد و در مواقع مقطعی به افراد دست می دهد.

وی ادامه داد: نوع دیگر اختلال، اختلال اضطراب منتشر است که فرد حداقل به مدت ۶ ماه باید علائم مختلف اضطرابی مانند تپش قلب، عرق کردن بدن و لرزش صدا را داشته باشد در اینگونه موارد افراد به طور معمول دچار عوارض جسمانی که می شوند به پزشکان متخصص در زمینه های دیگر مانند قلب مراجعه می کنند و معمولا مشکلات آنها حل نخواهد شد.

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به عوامل موثر در ایجاد این قبیل استرس ها اظهار داشت: برای اینگونه افراد تئوری ژنتیک صدق می کند ولی عوامل محیطی مانند وقوع عوامل استرس زا مانند فوت ویا عوامل ارتباطی نیز بسیار موثر است.

عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و امور رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: نوع دیگری از اضطراب نیز وجود دارد که در اصطلاح به آن حملات هراس می گویند در این نوع اختلال فرد در مواقع ناگهانی مورد حمله حاد اضطرابی قرار می گیرد که گاهی اوقات نیز بی دلیل رخ می دهد و اینگونه از افراد نیاز به درمان تخصصی و در برخی از موارد درمان های فاز حاد پیدا می کنند.

فیاضی بردبار در ادامه با اشاره به اختلال افسردگی خاطر نشان کرد: اختلال افسردگی که به نسبت در بانوان شایع تر است با احساس غمگینی تفاوت دارد برخی از احساسات در برخی از موقعیت ها طبیعی است ولی بیماری افسردگی حالتی است که سبب می شود فرد عملکرد عادی نداشته باشد و از فرآیندهای عادی زندگی لذت نبرند و بیشتر در دهه سوم و چهارم زندگی دیده می شود.

وی با اشاره به راهکارهای پیشگیری از اختلالات عصبی خاطر نشان کرد: این اختلالات ریشه های ژنتیکی دارند و می توان با انجام ازدواج های انتخاب شده از بروز اینگونه موارد جلوگیری کرد و همچنین با استفاده از آموزش های مهارت زندگی از سنین کودکی تا پایان عمر مانند حل مساله، انطباق با استرس و فعال شدن در زمینه های مختلف از بروز بیماری های روانی جلوگیری کرد.

راز یک ازدواج موفق ” عصبانیت صادقانه ” است

شهریور ۷, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي, راهنماي خانواده

حقیقات جدید پژوهشگران نشان می‌دهد راز یک ازدواج موفق «عصبانیت صادقانه» است، نه همیشه «بخشیدن» و همواره «فراموش کردن».

اغلب گفته می‌شود بخشیدن و فراموش کردن در زندگی مشترک شیوه‌‌ای مطلوب‌تراست؛ اما روانشناسان بر این باورند که عصبانیت هم می‌تواند بهترین راه جهت حل مشکلات در مواقع لازم باشد.

جیمز مک‌نالتی، استاد دانشگاه تنسی طی پژوهش‌های خود به این نتیجه دست یافت که بخشیدن همیشگی در ازدواج در واقع می‌تواند دلخوری‌ها را افزایش دهد و این‌که «نارضایتی کوتاه‌مدت از یک مکالمه حاوی عصبانیت، اما صادقانه» می‌تواند برای سلامت یک رابطه مشترک در درازمدت سودمند باشد.

پژوهش‌های این دانشمند حاکی از آن است که بخشش دائمی در ازدواج می‌تواند تبعات ناخواسته منفی در پی داشته باشد. به گفته وی در زندگی مشترک لحظاتی رخ می‌دهند که طرف مقابل به روشی علیه دیگری تخطی می‌کند. برای مثال، یک شریک می‌تواند از لحاظ مالی بی‌مسؤلیت، ناراست و یا فاقد نیروی حمایت‌کننده باشد.

هنگامی که این رویدادها به وقوع می‌پیوندند باید در خصوص عصبانی شدن یا بخشیدن تصمیم درست گرفت. پژوهش‌های این محقق نشان می‌دهد که پارامترهای مختلفی می‌تواند کارایی بخشش را پیچیده کند.

این مولفه‌ها شامل سطح توافق‌پذیری شریک یا شدت و تکرار تخطی است. یافته‌های وی نشان می‌دهد عصبانیت هم می‌تواند نقش مهمی در علامت دادن به شریک تخطی‌گر در خصوص این که رفتار آزاردهنده وی قابل پذیرش نیست، باشد.

استرس باعث افزایش ریزش مو می شود

مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو, روانشناسي

یک متخصص پوست و مو با تاکید بر نقش بیماری های عصبی و استرس در افزایش ریزش مو، افزود: بیماری های عفونی مثل سل، تب های طولانی، عمل های جراحی و بیهوشی از جمله مواردی هستند که زمینه ریزش مو را فراهم می کنند.

دکتر نجفیان در گفت وگو با خبرنگار سلامت ایسنا، برای جلوگیری از ریزش مو تاکید کرد: باید تمام غذاها را به اندازه کافی مصرف کرد به ویژه مصرف پروتئین ها که سازنده مو هستند. همچنین چون سلول ها باید مواد را ترکیب کرده و آنها را بسازند اگر کسی کم خونی داشته باشد به علت فقر آهن دچار ریزش مو می شود از سوی دیگر کمبود اسید فولیک نیز در افزایش ریزش مو موثر است.

وی ادامه داد: این کمبودها به دو دلیل اتفاق می افتد، ممکن است فردی از میوه و سبزیجات و گوشت به میزان کافی استفاده نکند و یا اینکه از این مواد به میزان کافی استفاده کند اما به دلیل اختلال در جذب مواد غذایی، مواد لازم را جذب نکند.

دکتر نجفیان در خصوص مراقبت های ویژه از مو در تابستان، اظهار کرد: اگر تابش آفتاب بر موها متعادل باشد برای رشد مو مفید است. همچنین شنا در استخرهای پر از کلر و مواد ضدعفونی و شیمیایی موها را خشک کرده و از حالت اصلی خود خارج می کند به گونه ای که شانه کردن آن بسیار مشکل می شود که باعث ریزش موها می شود.

وی تاکید کرد: قرار گرفتن در زیر آفتاب و رفتن به استخرها به طور کلی اشکالی ندارد اما باید اعتدال را رعایت کرد و اگر موی فرد خشک و شکننده شد، باید با استفاده از مرطوب کننده هایی که به شکل ژل ها و روغن ها در بازار موجودند، موی خود را مرطوب کنند.

وی درباره استفاده از شوینده های مختلف برای کاهش ریزش مو، اظهار کرد: تاثیر شوینده ها بر ریزش مو چندان نیست و گمان مردم این است که هر چه بیشتر موی خود را بشویند رویش آن بیشتر می شود اما اگر موی فردی بیمار نباشد، استفاده از مواد شوینده تاثیری بر آن ندارد.

وی افزود: بعضی از مردم این گونه فکر می کنند که استفاده از صابون های قدیمی بهتر از مواد شوینده جدید است. این طرز فکر به این دلیل است که پاک کنندگی آنها به خاطر خاصیت قلیایی شان بیشتر است، اما این خاصیت باعث می شود مو به جای ریزش در چند هفته در همان لحظه شستن بریزد. صابون های جدید که به آنها شبه صابون یا صابون بدون صابون می گویند بهتر از صابون های سنتی است که مو را شفاف کرده و برای سلامتی پوست بهتر است اما این هم به معنای این نیست که ریزش مو را معالجه کنند.

این متخصص پوست و مو در پایان اظهار کرد: مهم ترین نکته در مورد ریزش مو این است که در این مورد نباید زیاد نگران شد و در عین حال نباید فراموش کرد که در پس از مشاهده ریزش مو حتما باید به پزشک مراجعه کرد. زیرا گاهی ریزش مو علامت بیماری مهمی است مثلا ممکن است کسی دچار سرطان باشد و بیماری اش به شکل ریزش مو ظاهر شود و گاهی اوقات نیز فرد پس از درمان یک بیماری مثل حصبه دچار ریزش مو می شود که در این صورت نیز باید به پزشک مراجعه کرد. همچنین عدم مراجعه به پزشک ممکن است باعث شود ریزش مویی که قابل درمان است، ادامه پیدا کند.

شیزوفرنی چیست ؟

تیر ۳۱, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

شیزوفرنی یک بیماری مزمن و تضعیف کننده مغز است. این حالت ممکنست باعث شود شما کاملاً از مردم و فعالیت های جهان کناره گیری کرده و به دنیایی از اوهام و واقعیت های مجزا بپردازید.

شیزوفرنی یک نوع بیماری روحی است که در آن فکر تخریب می شود و برداشت انسان از واقعیت غیر عادی می گردد. جنون یکی از نشانه های عملکرد نامرتب مغز است. این بیماری تقریباً ۱% جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. شیزوفرنی در مردان نوعاً در سنین ده سالگی تا بیست سالگی روی می دهد. در بانوان، شروع شیزوفرنی در سنین ۲۰ سالگی یا اوایل ۳۰ سالگی است.

معمولاً هیچ درمانی برای شیزوفرنی وجود ندارد اما از طریق ارتباط نزدیک با یک روانپزشک یا متخصصین سلامت مغزی شیزوفرنی با موفقیت کنترل می شود- به خصوص در صورت تشخیص سریع خوشبختانه به کمک داروهای جدیدتر همچنان این اختلال هر چه بیشتر قابل کنترل می شود.

علائم

علائم شیزوفرنی شامل موارد زیر است:

·  توهم- اعتقادات شخصی که مبتنی بر واقعیت نیستند، از قبیل سوء ظن به اینکه مورد آزار واقع شده اید یا بر علیه شما توطئه چینی شده است.

·   توهمات عجیب- به عنوان مثال اعتقاد به اینکه افراد مریخی مغز شما را کنترل می کنند.
·   توهم بینایی، شنیداری- دیدن یا شنیدن چیزهایی که واقعیت ندارند، به عنوان مثال صداهای خیالی .
·   ناسازگاری
·   بی احساس بودن یا نشان دادن نامناسب احساسات
·   احساس شدید به تحت نظر بودن
·   اشکال در عملکرد در کار یا موقعیتهای اجتماعی
·   انزوای اجتماعی
·   مشکل داشتن با سلامتی شخصی
·   حرکت های غیر هماهنگ و دست و پا چلفتی

عموماً، شیزوفرنی  موجب پیشروندۀ آهسته تخریب در توانائی عملکرد در نقشهای مختلف به خصوص در شغل یا زندگی شخصی می شود. علائم شیزوفرنی بسیار متنوع هستند. شخص ممکنست در مواقع مختلف به طور مختلفی رفتار نماید. او ممکنست بسیار مشوش یا پریشان باشد یا در یک حالت از خود بیخودی، بیحرکت، بدون پاسخقرار گیرد، یا در بسیاری از مواقع رفتار عادی داشته باشد. علائمی که به طور پیوسته و پیشرفته اتفاق می افتد ممکنست اشاره به شیزوفرنی داشته باشد.

به طور عمومی، شیزوفرنی علائمی دارد که در سه دسته منفی، مثبت و شناختی تقسیم بندی می شوند.

علائم منفی

علائم منفی در شروع بیماری روی می دهد و ممکنست شخص فکر نکند که به درمان احتیاج دارد. به این دلیل منفی نامیده می شوند که اشاره به فقدان رفتاری یا ویژگی شخصیتی دارند. علائم منفی عموماً همراه با تخریب آرام عملکرد است که منجر به فعالیت اجتماعی کمتر می شود. چنین علائمی ممکنست شامل موارد زیر باشد:

·   احساسات کند(فقدان ابراز)
·   احساسات نامناسب(خندیدن به هنگام مشاهده صحنه های خطرناک)
·   تغییر در کلام(صحبت کردن به صورت یکنواخت و کند)

علائم مثبت

علائم مثبت شامل توهم بینایی – شنیداری و توهم در افکار می شود. این موارد مثبت نامیده می شوند چون به رفتاری اشاره می کنند که به شخصیت افزوده می شود.

·  توهم بینایی و شنیداری: توهمات بینایی و شنیداری وقتی اتفاق می افتند که شما چیزهایی حس می کنید که وجود ندارند. شایع ترین توهم در شیزوفرنی شنیدن اصوات است. شما ممکنست در مکالمه با صداهایی باشید که هیچکس دیگر نمی شنود. یا ممکنست شما حس کنید که آن صداها راهنمائی هایی به شما می دهند که چه کاری انجام دهید. توهمات دیداری شنیداری ممکنست منجر به صدمه زدن به دیگران گردد.

·  توهم در افکار: توهمات در افکار عقاید شخصی سرسختانه هستند که در واقعیت وجود ندارند. شایع ترین نوع شیزوفرنی، شیروفرنی بدبینی (paraniod) است که در آن شما افکار غیر منطقی دارید که دیگران قصد آزار شما را دارند یا اینکه بر علیه شما توطئه چینی می کنند. به عنوان مثال، برخی افراد مبتلا به شیزوفرنی ممکنست اعتقاد داشته باشند که تلویزیون رفتارهای آنها را هدایت می کند یا اینکه نیروهای خارجی افکار آنها را کنترل می کنند.

علائم و نشانه های شناختی

این علائم نافذتر از علائم مثبت و منفی هستند. علائم ادراکی ممکنست شامل موارد زیر باشد:

·   مشکل در فهم اطلاعات ورودی
·   مشکل در توجه
·   مشکلات حافظه ای

اشتباهات در تشخیص شیزوفرنی

شیزوفرنی ممکنست به تنهایی یا توام با سایر حالت های روانپزشکی یا پزشکی باشد. اشتباه در شناخت شیزوفرنی و ارتباط آن با سایر بیماریهای ذهنی بسیار فراوان است. واقعیت های زیر کمک به روشن شدن این مساله می کنند که کدامیک شیزوفرنی است و کدامیک نیست:

·   شیزوفرنی با تجزیه شخصیت یا چند شخصیتی بودن یکسان نیست. چند شخصیتی بودن یک اختلال جداگانه و نادر می باشد.
·  با وجود آنکه برخی افراد دارای شیزوفرنی گرایشهای خشونت آمیزی دارند، بیشتر آنها چنین رفتاری ندارند خیلی از آنها به داخل خود فرومی روند تا اینکه با دیگران مباشرت کنند.
·  هر کسی که رفتار بدبینانه یا بی اعتمادی دارد شیزوفرنی ندارد. برخی افراد اختلال شخصیتی بدبینی دارند و آن عبارتست از بدبینی یا بی اعتمادی به دیگران بدون دیگر ویژگی های شیزوفرنی.
·  هر کسی که صداهایی می شنود دارای شیزوفرنی نیست برخی افراد دارای افسردگی ممکنست صداهایی بشنوند. شنیدن صداها ممکنست ناشی از یک بیماری پزشکی جدی یا از اثرات دارو باشد.

استفاده از مواد مخدر و شیزوفرنی
با وجود آنکه استفاده از مواد مخدر یکی از علائم شیزوفرنی نیست، استفاده از مواد مخدر در افراد دارای شیزوفرنی شایع تر است. نیکوتین شایعترین ماده مخدر مورد استفاده در افراد دارای شیزوفرنی است. تخمین زده می شود که ۷۵درصد تا ۹۰درصد افراد دارای شیزوفرنی سیگار می کشند، در مقایسه با یک چهارم کل جمعیت معمول متأسفانه برخی از مواد مخدر از قبیل امفتامین، کوکائین و ماری جوانا، می توانند علائم شیزوفرنی را بدتر کنند. مواد مخدر دیگر، مانند نیکوتین می توانند با داروهای شیزوفرنی تداخل داشته باشند.

علل

با وجود آنکه محققین اعتقاد دارند که عامل ژنتیکی در شیزوفرنی نقش بازی می کند، آنها هنوز علت یا علل شیزوفرنی را نیافته اند. در مقایسه با ۱۰درصد افرادی که یک فرد نزدیک خانواده شان بیماری شیزوفرنی دارد، حدود ۱درصد کل جمعیت دچار شیزوفرنی می شوند. ساختار ناشناخته یا شیمیایی غیرعادی مغز ممکنست به ایجاد بیماری کمک کند.

چه موقع باید به دنبال توصیه های پزشکی بود

شیزوفرنی در ماهیت خودش، غالباً بیماری نیست که شخص احتمال داشته باشد که داوطلبانه به دنبال درمان باشد. برای شخصی که شیزوفرنی دارد، توهمات بینایی و شنیداری و توهمات در افکار خود را واقعی می پندارد و اغلب اعتقاد دارد که به کمک پزشکی نیاز ندارد. اگر شما عضوی از خانواده یا دوست شخصی هستید که علایم احتمالی شیزوفرنی یا یک بیماری دیگر را نشان می دهد، ممکنست لازم باشد خودتان آن فردی باشید که او را برای بررسی به یک متخصص پزشکی می برد. به علاوه، افراد دارای شیزوفرنی بیشتر احتمال خودکشی دارند، بنابراین اگر شخص محبوب شما در مورد اقدام به خودکشی سوال می کند، سریعاً به دنبال کمک پزشکی باشید.

غربالگری و تشخیص

پیش از تشخیص شیزوفرنی، احتمالاً پزشک شما سایر عواملی که ممکنست علائم شیزوفرنی را ایجاد کنند بررسی می نماید. ممکنست سایر بیماری های مغزی یا فیزیکی علت هایی شبیه به شیزوفرنی ایجاد کنند.

پزشک شما می خواهد با خانواده شما و تاریخچه پزشکی شما به بحث بپردازد و یک بررسی فیزیکی انجام دهد. پزشک شما ممکنست نمونه های خون یا ادرار شما را بخواهد تا ببیند داروها، مواد مخدر یا یک بیماری فیزیکی دیگر سبب بروز علائم شیزوفرنی در شما نباشد.

در میان بیماری های مغزی دیگر که ممکنست نسبتاً شبیه شیزوفرنی باشند می توان از افسردگی اختلال دو قطبی، جنون های (psychoses) دیگر و استفاده از الکل یا مخدرهای دیگر را نام برد همچنین ممکنست بیماری های فیزیکی از قبیل عفونت ها، سرطان ها، اختلالات سیستم عصبی، اختلالات تیروئیدی و اختلالات سیستم ایمنی می تواند موجب علائم جنون آمیز شود. جنون همچنین می تواند عارضه جانبی برخی داروها می باشد.

درمان

داروهای ضد جنون، که داروهای neuroleptics نیز نامیده می شوند، اساس درمان را تشکیل می دهند. تا سال ۱۹۹۰، داروهای ضد جنون در کنترل علائم مثبت بیش از علائم منفی مؤثر بودند. نسل جدید داروهای ضد جنون مدیریت مؤثرتری برای علائم مثبت و منفی را تأمین می کند.

این داروهای ضد جنون شامل clozapine(Clozaril)،risperidone(Risperdal)، olanzapine(Zyprexa)، quetiapine (Seroquel)، ziprasidone(Geodon) وaripiprazole (Abilify) می شوند.

مطابق انجمن دیابت آمریکا، برخی داروهای ضد جنون می توانند خطر دیابت، چاقی و بالابودن فشار خون را افزایش دهند. به این دلیل، افرادی که Clozaril، Risperdal، Zyprexa، Seroquel، Geodon یا Abilify را مصرف می کنند باید توسط پزشکان به دقت تحت نظر و آزمایش قرار گیرد.

افراد سیگاری ممکنست به دوزهای بالاتری از داروهای ضد جنون احتیاج داشته باشند چرا که نیکوتین با این داروها تداخل دارد.

داروهای ضد جنون جدیدتر آثار جانبی کمتری دارند. به عنوان مثال، برای اغلب مردم دیسکنزی تأخیری(tardive dyskinesia (TD)) با داروهای جدید کمتر از داروهای قدیمی روی می دهد.

TD منجر به حرکات غیر ارادی دهان، لب ها، زبان و دیگر اعضاء بدن می گردد. از دیگر عوارض جانبی داروهای قدیمی، تداخل با داروهای دیگر، احتمال صرع و کاهش تعداد گلبولهای سفید را می توان نام برد. داروهای جدید پیشرفت چشمگیری در درمان شیزوفرنی بازی می کنند و باعث عدم وابستگی بیشتر و کیفیت بالاتر زندگی برای بسیاری از افراد دارای شیزوفرنی شده اند. به طور کلی، هدف درمان توسط داروهای ضد جنون کنترل مؤثر علائم در کمترین دوز ممکن می باشد. دارو و دوز مناسب از فردی تا فرد دیگر به شدت تغییر می کند. حتی با درمان خوب ممکنست بیماری شما عود کند علی رغم اینکه به دارو درمانی ادامه می دهید ولی داروها ممکنست فرکانس عود کردن ها را کاهش دهد.

عدم استفاده از داروها مشکل ساز است.
با وجود آنکه داروهای نسل جدید عوارض جانبی کمتر و نرخ پذیرش بهتری دارند، عدم پذیرش برنامه زمانبندی داروئی یک مشکل اساسی باقی می ماند. متاسفانه، برخی از افراد دارای شیزوفرنی به توصیه های درمانی خود عمل نمی کنند و وجود هر گونه مشکلی را انکار می کنند. طبیعت این بیماری مانع از کمک گرفتن این افراد و اینکه خودشان به تنهایی به برنامه درمانی عمل کنند می گردد.

درمان های غیر دارویی

با وجود آنکه درمان دارویی درمان اصلی برای کاهش علائم می باشد، بسیاری از افراد دارای شیزوفرنی از درمان های غیر داروئی بهره می گیرند. این درمان ها عبارتند از:

·   درمان فردی:
شناخت درمانی به این صورت است که یک درمانگر به شما کمک می کند نحوه برخورد با افکار و شرایط ایجاد کننده اضطراب را یاد بگیرید و خطر عود بیماریتان را کاهش دهید. شما ممکنست یادبگیرید که الگوهای منفی افکار و رفتارتان را تحت کنترل قرار دهید. بیماری شما می تواند در زندگی روزمره تان، کارهایی که افراد بدون شیزوفرنی در نظر دارند را مشکل تر سازد. متخصص درمان شناسی همچنین می تواند به شما کمک کند تا از برنامه دارویی خود پیروی کنید.

·   درمان خانوادگی:
هر دو شما و اعضاء خانواده تان می توانید از درمانی که حمایت و آموزش را برای خانواده ها مهیامی کند، بهره گیرید. چنانچه اعضاء خانواده شما بیماری شما و شرایط ایجاد کننده اضطراب را که ممکن است باعث عود بیماری شوند را درک کنند و به شما کمک کنند تا به برنامه داروئی خود عمل کنید، در اینصورت شما شانس بیشتری برای پیشرفت خواهید داشت. به طور عکس، اگر خانواده شما از شما دوری جویند و کمتر شما را درک کرده و بیشتر از بیماری شما انتقاد کنند، شما به خوبی عمل نخواهید کرد.
·   توانبخشی:

آموزش مهارتهای اجتماعی و شغلی لازم برای زندگی مستقل، بخش مهمی از درمان می باشد. به کمک یک درمانگر، شما می توانید مهارتهای اجتماعی از قبیل بهداشت خوب، آشپزی و مسافرت را فرابگیرید. افراد دارای شیزوفرنی که تحت برنامه های آموزشی مهارتهای اجتماعی یا مشاغل قرار می گیرند- و به آنها کمک می شود تا شغلی پیدا کنند و شغلشان را حفظ کنند- در مقایسه با افرادی که مهارت های اجتماعی و شغلی را دریافت نمی کنند، بهبود بیشتری در علائم خود تجربه می کنند.

امروزه افراد کمی که دارای شیزوفرنی هستند به بستری شدن دراز مدت در بیمارستان نیاز دارند چرا که افراد بیشتری به دارو درمانی یا شکل های دیگر درمان پاسخ مثبت می دهند.

مهارتهای لازم برای مواجهه با بیماری:

برای افراد خانواده و دوستان فرد مبتلا به شیزوفرنی، مواجهه با بیماری ممکن است شامل درگیری قابل توجه از نظر زمان و کوشش  باشد.

گروه های حمایتی
گروه های حمایتی که شامل متخصصین مراقبت های بهداشتی، خانواده، دوستان و محلی برای عبادات مذهبی است می تواند جزء با ارزشی از شبکه حمایت اجتماعی گسترده تری باشد.

گروه های حمایتی، افراد، خانواده ها و دوستانی که با مشکلات سلامتی مختلف فیزیکی یا فکری درگیر هستند را گردهم می آورد. گروه های حمایتی شیزوفرنی فرصتی فراهم می سازد که افراد می توانند در مشکلات مشترکشان سهیم باشند و به یکدیگر یاری رسانند.

از پزشکتان درباره گروه های حمایتی که ممکن است در مجامع شما وجود داشته باشد سوال کنید. گروه سلامت محلی، کتابخانه عمومی، دفترچه راهنمای تلفن و اینترنت نیز می توانند منابع خوبی برای یافتن یک گروه حمایتی در محله شما باشد.

پیگیری

 شما به عنوان عضوی از خانواده یا دوست کسی که شیزوفرنی دارد می توانید تفاوت عمده ای در موفقیت درمان ایجاد کنید. استفاده از داروهای ضد سایکوز مهمترین درمان شیزوفرنی است.

همچنانکه روشهای غیر دارویی نیز از اهمیت خود برخوردارند. از طریق کمک به شخص دارای شیزوفرنی جهت حفظ برنامه دارویی و تداوم آن مانع از عود بیماری می شود.

در مورد رفتارهای غیرعادی یا علائم عود بیماری که ممکنست نیاز به توجه سریع پزشکی احتیاج داشته باشد هوشیار باشید. به خاطر داشته باشید که حمایت مثبت و تشویق می تواند بسیار بهتر از انتقاد و فشار موثر باشد.

mahyanews.com

هوش هیجانی چیست؟

تیر ۱۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

«من هر چی می‌کشم از این کله خنگم می‌کشم»، «آی‌کیو مث سرنوشت آدم می‌مونه تغییرش نمی‌شه داد، فقط به جای پیشونی تو مغزش نوشته شده!»

«طرف شاید هیچی‌ام بارش نباشه‌ها ولی نمی‌دونم چه جذبه‌ای داره که زود تو یه جمع خودشو می‌کشه بالا»، «طرف معدلش بالای ۱۹ بود ولی نمی‌دونم چرا  سر کنکور گند زد»، «می‌گن دیگه دوره‌ای که IQ بالا آدمو موفق می‌کرد سر اومده، الان دوره  شده دوره EQ»، «راستی تو می‌دونی اینEQ  که می‌گن چیه؟» همه این جمله‌ها از ۲چیز حکایت می‌کنند؛ گلایه  از بهره هوشی (IQ) و اشتیاق برای شناختن بهره هیجانی (EQ).

مطلب را که بخوانید دست‌تان می‌آید که چرا این دو حرف کوچولو این‌قدر سر و صدا به پا کرده‌اند.

نوشتن در مورد هوش هیجانی، خیلی ساده نیست. نوشتن از یک واژه دقیق علمی‌ که گوش شیطان کر به همان شسته رفتگی تبدیل شده به یک واژه در روان‌شناسی عامه‌پسند. خیلی ساده است که یکهو بپریم توی حوض هوش هیجانی و بی‌خیال امپراتوری کبیر هوش شناختی شویم.

تا همین ۱۷ سال پیش هر فرد عادی یا متاسفانه هر روان‌شناس کتاب قورت‌ داده‌ای که می‌خواست از موفقیت حرف بزند، فرمانده بلامنازع ذهنش کلمه «باهوش» بود. البته چون هوش هیجانی آن موقع تعریف نشده بود، هوش مساوی بود با هوش‌ شناختی.

هوش آمدنی بود نه آموختنی!
هر کتاب بازاری هوش هیجانی را ورق بزنید و هر مقاله‌ای که در مورد این هوش بخوانید می‌بینید که منفورترین واژه همین هوش شناختی است. اما نویسنده غالبا (از فرط هیجان بالا و هوش هیجانی پایین احتمالا!) یادش می‌رود ماهیت این همیشه متهم را مشخص کند.

وقتی شما می‌روید پیش یک روان‌سنج و می‌خواهید هوشتان را بسنجد، او به طور پیش‌فرض هوش شناختی شما را می‌سنجد و وقتی می‌گویید «عدد بده» رقمی ‌را به شما می‌دهد که مردم به آن می‌گویندIQ. این عدد نشان می‌دهد که شما از نظر توانایی‌های شناختی در چه سطحی هستید.

این توانایی‌های شناختی هم برخی معلومات مدرسه‌ای مثل استدلال، توانایی حل مسئله، اطلاعات عمومی، توانایی تعریف کردن واژه‌ها و فوق فوقش توانایی ساختن یک کل از تعدادی جزئیات است. پس هوش شناختی که می‌گویند یعنی باهوش بودن در استدلال کردن، محاسبه، حل مسئله، تعریف کردن واژه‌ها، اطلاعات عمومی ‌و چیزهای کاملا عقلانی و خشکی از این قبیل.

اما این هوش شناختی ۲عیب بزرگ داشت؛ اول اینکه بیشتر می‌توانست موفقیت در تحصیل را پیش‌بینی کند نه موفقیت در جنبه‌های دیگر زندگی، و دوم اینکه پایه‌های مغزی‌اش ارثی بود. الان حتی آسان‌گیرترین و خوش‌فکرترین نظریه‌پردازان هوش هم می‌گویند آخرین حد هوش شناختی یک آدم از همان اول عمرش مشخص است.

محیط زندگی‌اش فقط می‌تواند او را به این ماکسیمم برساند یا از قافله‌ای که حقش است، عقب نگه‌اش دارد؛ اما پیش رفتن از این ماکسیمم ژنتیکی ابدا ممکن نیست. این یک پاشنه آشیل (احتمالا هوش شناختی هر دو پاشنه‌اش غیر رویین‌تر باقی مانده!) باعث شد هوش هیجانی با به بازار آمدن‌اش خیلی سر و صدا کند. چرا؟ بروید به مرحله بعد!

هوش هیجانی وارد می‌شود!
هوش هیجانی پاشنه‌هایش هم مثل بقیه بدنش رویین‌تن و فابریک باقی ماند! از یک طرف از همان اول تبلیغ شد که اگر هوش شناختی تغییرناپذیر و  ارثی است، هوش هیجانی کاملا آموختنی و وابسته به محیط است. در واقع هوش هیجانی، یک مهارت است.

از طرف دیگر، هر تحقیقی می‌شد، بیشتر ثابت می‌کرد که هوش هیجانی، پیش‌بینی‌کننده خوبی برای موفقیت در زندگی زناشویی، شغلی، عبور از بحران‌ها، تربیت فرزندان، مدیریت و حتی آموزش و پرورش است؛ آموزش و پرورشی که به طور سنتی رقابت را بر توانایی‌های شناختی گذاشته بود (و متاسفانه در کشور ما هنوز هم تاکیدش همان‌هاست).

اما این هوش دیگر چه جورش بود که می‌شد رفت نشست پیش یک نفر و لا اقل اصول «باهوش شدن» را از او یاد گرفت؛ هوشی که مثل هوش شناختی، ماشین ارثی اجدادی نیست بلکه  مثل رانندگی کردن یک مهارت است که باید خودت به‌تدریج یادش بگیری.

هوش هیجانی یعنی چه؟
ساده‌ترین و احتمالا بهترین جواب به این سؤال، یک مقدمه جنایی می‌خواهد. باید این ترکیب را از وسط نصفش کنیم و ببینیم توی هر شقه چه خبر است. «هوش» به قول پیاژه – یکی از برترین‌های روان‌شناسی قرن بیستم – در یک تعریف دو کلمه‌ای، یعنی توانایی سازگار شدن. البته این سازگار شدن در فارسی خیلی معنای منفعلی دارد.

هوش یعنی اینکه آن‌قدر آدم توانا باشد که بتواند خودش را با هر شرایط جدیدی وفق دهد و با موفقیت از چالش‌های آن شرایط بگذرد. حالا این چالش می‌تواند حل یک مسئله سر امتحان باشد (چالشی که تا قبل از ۱۹۹۰ روی شبیه  آن خیلی تاکید می‌شد) و می‌تواند مدیریت کردن خشم موقع یک بحران خانواده باشد (چالشی که  طرفداران هوش هیجانی روی آن خیلی تاکید داشتند).

پس یک طرف شقه، موفق بیرون آمدن از چالش‌های زندگی بود که اسمش را گذاشته بودند هوش. اما روح جدید در شقه دیگر این عبارت دمیده شده بود؛ یعنی هیجان. هیجان توی گفت‌و‌گوهای ما ایرانی‌ها کلمه‌ای است که همیشه مساوی است با یک حس فعال و با ریتم تند مثل خوشحالی یا خشم یا تعجب زیاد. اما در واقع حیطه هیجان در کلمه هوش هیجانی وسیع‌تر از این حرف‌هاست.

از حس غمگینی ملایمی ‌که دم غروب به‌تان دست می‌دهد گرفته تا جدی گرفتن حالت صورت‌تان هنگام دروغ گفتن به استاد در کلاس درس. در واقع هیجان هم حس‌های تند و کند درونمان را شامل می‌شود و هم نمودی که خواسته و ناخواسته با ظاهرمان بروز می‌دهیم؛ ظاهری که فقط رنگ رخساره نیست.

هوش هیجانی آمد این ۲شقه را چسباند به هم و از نو آدمی ‌دوباره ساخت؛ یعنی اگر تا قبل از تعریف شدن هوش هیجانی در روان‌شناسی معنی باهوش بودن، گذشتن موفق از چالش‌هایی بود که IQ بالا می‌خواست؛ مثلا محاسبات خفن یا اطلاعات عمومی ‌توپ، حالا دیگر هوش یک معنی دیگر هم پیدا کرده بود؛ یعنی گذشتن از چالش‌های هیجانی با استفاده از قدرت‌هایی مثل شکیبایی، توانایی همدلی کردن با دیگران، توانایی شناختن احساسات خود و توانایی مدیریت کردن هیجانات. البته یادتان باشد که معادل مفهوم  «هوش هیجانی» EI است و EQ تبدیل مفهوم هوش هیجانی به یک کمیت یا عدد؛ یعنی تست هوش هیجانی  را که از شما می‌گیرند، عددی که می‌دهند اسمش هست EQ.

قدرت‌هایی که آموختنی بودند نه ارثی
هوش هیجانی باعث شد که هم نظر روان‌شناس‌ها در مورد موفقیت آدم‌ها تغییر اساسی پیدا کند و هم اعتبار جدیدی برای روان‌شناسی آورد.

گرچه انتقادات وارد و ناواردی هم به این قضیه بود و مهم‌ترین‌اش هم از مشهورترین منتقد فروید «هانس آیزنک» که دست از سر هوش هیجانی هم بر نداشت و گفت: «این مرتیکه «گلمن» می‌خواهد همه ویژگی‌های مورد نظر خودش را بکند زیرمجموعه هوش. بعید می‌دانم نظریه این تازه به دوران رسیده‌ها علمی ‌باشد». البته الان آیزنک چند سالی هست که عمرش را داده به شما و کتاب‌های «هوش هیجانی» گلمن دارد مثل اسب فروش می‌رود. حالا این گلمن کی هست؟ قصه از کجا شروع شد را بخوانید.

قصه از کجا شروع شد؟
قصه از جای دوری شروع نشده است. این کلمه هوش هیجانی آن‌قدر بین بچه‌های رشته روان‌شناسی و مدیریت خودمان باب شده است که آدم تعجب می‌کند وقتی می‌بیند کلمه‌ای است که هنوز فقط ۱۷ سال دارد. بله! دقیقا ۱۷ سال!

سال۱۹۹۰، ۲تا آمریکایی بیکار به نام‌های  پیتر سالووی و جان مایر از ۲تا دانشگاه گنده آنجا نشستند با هم یک مقاله دادند که اولین بار کلمه هوش هیجانی در آن به کار رفته و تعریف شده بود؛ «هوش هیجانی یعنی شناخت و مدیریت احساسات خود و دیگران و استفاده از هیجانات برای هدایت فکر».

البته قبل از آنها یکی از هم دانشگاهی‌های پیتر به نام هوارد گاردنر  که سر پرسودا و البته خلاقی داشت، یک نظریه داده بود با عنوان «هوش‌های چندگانه». او در بین هوش‌های هفت‌گانه‌اش چیزی شبیه به هوش هیجانی هم گذاشته بود اما اسمش را گذاشته بود «هوش درون فردی»؛ عبارتی که هم مبهم بود و هم چندان برای یک ترکاندن در داخل و بیرون دنیای روان‌شناسی خوش‌فرم نبود (البته اگر شما با همین ۲خط از گاردنر خوشتان آمده می‌توانید بروید توی همشهری آن‌لاین یکی از مطلب‌های قبلی همین صفحه با عنوان «فیلم‌ها با ما چه می‌کنند» را جست‌‌وجو کنید).

اما سکه «هوش هیجانی» نه به نام گاردنر خورد و نه به نام سالووی و مایر. الان همه دنیا اولین نامی ‌که کنار هوش هیجانی به ذهنشان می‌رسد، «دانیل گلمن» است؛ یک روان‌شناس و در عین حال ژورنالیست دوست‌داشتنی که کتاب جذابی به نام «هوش هیجانی» را نوشت و تمام پیشخوان‌های کتاب‌های موفقیت دنیا را تسخیر کرد. نام کتاب آن‌قدر گنده بود که حتی روی جلد مجله تایم هم رفت.

احتمالا گلمن -استاد دانشگاه‌ هاروارد- هم هوش هیجانی‌اش از سالووی و مایر بیشتر بوده و هم هوش شناختی‌اش! به هر حال، او کتابی نوشت که در ایران خودمان هم بارها و بارها با نام‌هایی چون هوش هیجانی،  هوش عاطفی و هوش احساسی بارها و بارها تجدید چاپ شده و دل جماعتی را به افزایش هوش‌شان خوش کرده است.

الان هم هر دانشگاهی که رشته روان‌شناسی و مدیریت دارد، لااقل یک پایان‌نامه در مورد رابطه هوش هیجانی یا هر چیزی که فکرش را بکنید، دارد؛رابطه هوش هیجانی با شیوه‌های مدیریت، شیوه‌های آموزشی، شیوه‌های فرزندپروری، راه‌های مقابله با استرس و حتی شوخ‌طبعی!

هوش هیجانی پشت ویترین کتابخانه
کتاب‌های زیادی با ترجمه‌های خوب و بد توی بازار هستند ولی ما به رسم همکاری با جناب گلمن در هر دو جنبه روان‌شناسی و روزنامه‌نگاری کتاب‌ها را با این اولویت‌بندی پیشنهاد  می‌کنیم:

۱ ـ هوش هیجانی، دانیل گلمن، ترجمه نسرین پارسا، انتشارات رشد
۲ ـ هوش هیجانی- مهدی گنجی- انتشارات ساوالان
۳ ـ هوش هیجانی، دیدگاه سالووی و دیگران، تالیف و ترجمه دکتر نسرین اکبرزاده، انتشارات فارابی

هوش هیجانی روی وب
www.parsei.com
طبق، نتایجی که گوگل می‌دهد دقیقا ۱۴۴۰۰ سایت فارسی روی وب، نامی‌ از هوش هیجانی برده‌اند. البته احتمالا اگر شما الان این سرچ را تکرار کنید نتیجه طی این یک هفته بیشتر و بیشتر خواهد بود.

اما فقط یک سایت فارسی وجود دارد که همه هم و غمش هوش هیجانی است؛ یک روان‌شناس به نام بهمن ابراهیمی‌ که خودش ۲تا از کتاب‌های گلمن را ترجمه کرده، برداشته سیر تا پیاز هوش هیجانی را برایتان ریخته توی یک وب به نام «هوش هیجانی».

خوبی این وب، این است که در مورد هوش هیجانی از موقعی که توی کله سالووی و مایر وول می‌خورده، نوشته شده تا موقعی که شده موضوع پایان‌نامه دانشجوهای روان‌شناسی دانشگاه‌های ایران.

کاربرد هوش هیجانی در آموزش و پرورش، کاربرد هوش هیجانی در تربیت فرزندان و معرفی کتاب‌ها و تحقیقات روان‌شناسی که در مورد هوش هیجانی در ایران نوشته شده‌اند، از بخش‌های جالب این سایت‌اند.

باهوش شدن در ۶ گام
همان‌طور که حتما در متن خوانده‌اید (و اگر نخوانده‌اید جان مادرتان اول بروید متن را بخوانید!) هوش هیجانی را می‌شود آموخت. البته باهوش شدن از نوع هیجانی به همین سادگی که ما تیتر می‌زنیم، نیست ولی ما فقط قدم اول را با شما برمی‌داریم؛ دانستن و توانستن‌اش با شما.

۱ ـ احساسات خود را بشناسید. در مورد اینکه وقتی از احساسات و هیجانات حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم، در بخش «هوش هیجانی یعنی چه؟» مختصری توضیح داده‌ایم. شاید شما هم تجربه کرده باشید وقتی را که آدم اصلا نمی‌داند که چه مرگش است؛ اصلا خوشحال هست یا نیست! اگر این وقت‌های «نمی‌دونم چمه» در زندگی‌تان کم باشد برده‌اید وگرنه بد نیست گاهی از خودتان بپرسید: «من الان واقعا چه حسی دارم؟» و مهم اینکه برای حس نورسیده‌تان، نامی از پیش داشته باشید.

۲ ـ حس دیگران را بشناسید. خدایی‌اش راحت نیست ولی خب، بیشتر وقت‌ها رنگ رخساره و لرزش دست و عرق پیشانی و انحنای لب از سر درون خبر می‌دهند. لااقل این را بدانید که چه حسی، چه نشانه جهانی و صد البته چه نشانه ایرانی دارد. بهترین راهش هم این است که توی تنهایی خودتان، نشانه‌های بدنی حس خودتان را بدانید و زبان بدن خودتان را بفهمید.

۳ ـ با  دیگران  همدل شوید. توقع ندارید که گام سوم هم به‌راحتی گام اول باشد؟ این همدلی هم از آن کلمه‌هایی است که معنای غلط‌اندازی در فارسی دارد. همدلی وسیع‌تر از هم حس شدن با یک مخاطب شاد یا غمگین است. شما باید بتوانید لااقل به‌طور موقت از دریچه نگاه یک نفر دیگر به جهان نگاه کنید و بعد در مورد شرایط قضاوت کنید؛ چیزی که نیاز به استفاده کمی ‌عقل دارد و استفاده بسیار از دل. و  بیخود نیست که شده جزو اصول هوش هیجانی و بیخود نیست که روان‌شناس‌های ایرانی ترجمه‌اش کرده‌اند به همدلی.

۴ ـ مدیر هیجان‌هایتان باشید نه کارگرشان! این هم خدایی‌اش سخت است و اگر بخواهیم در مورد همه حس‌ها بگوییم، می‌شود مثنوی هفتاد من. منبع در مورد مدیریت هیجان‌ها زیاد است اما فقط بدانید که مدیریت هیجان فقط مدیریت خشم و نفرت نیست؛ گاهی شما باید غم‌هایتان را هم مدیریت کنید تا «روحتان را ذره‌ذره در انزوا نجوند». سخت است، قبول.

۵ ـ در روابط اجتماعی ماهر باشید! به خیالتان آدم‌های جذاب تاریخ همین‌طوری و یکهویی شده‌اند مصلح یک ملت؟ همه آنها اول با یک نفر ایده‌هایشان را مطرح کرده‌اند اما چون «هنر رابطه برقرار کردن با دیگران» را می‌دانستند، گروهشان از ۲ نفر تبدیل شد به یک ملت.

حالا درست است که  شما نمی‌خواهید مصلح شوید ولی با توجه به اینکه اجبارا موجودی اجتماعی هستید، بهتر است این هنر را یاد بگیرید. چطوری؟ با مشاهده روابط آدم‌های محبوب، با انرژی گذاشتن روی روابط صمیمی، با برداشتن گام ۳، با برداشتن حتی گام ۴ و به قول شریعتی با خواندن و خواندن و خواندن؛ البته نه خواندن همه کتاب‌های بازاری قفسه‌های موفقیت!

۶ ـ شکیبا باشید! بار چندم است که اینجا می‌گوییم صبور باشید؟ باز هم می‌گوییم چون تغییر کردن آدمی‌ سخت است. خیلی سخت‌تر از آنکه جز با صبوری حتی بشود تصورش را کرد. پس اگر هوشت در ۳سوت نرفت بالا، نگران نباش! لااقل ۳میلیون سوت‌بلبلی لازم است که یک نفر همین ۶ گام را همیشه بکند ملکه ذهنش. نگران نباشید و صبور باشید!

علت تعجب آور افسردگی

تیر ۱۴, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

افسردگی محرک‌های معروف زیادی دارد: ضربه‌روحی، مشکلات مالی، سوگ از دست دادن عزیزان و بیماری نمونه‌هایی از این عوامل هستند. اما اگر افسرده هستید و هیچکدام از اینها درمورد شما صدق نمی‌کند، تعیین یک دلیل خاص برای افسردگیتان کمی دشوار است. درواقع، ممکن است افسردگی شما یک دلیل خاص و مشخص نداشته باشد. در زیر به برخی از علت‌های تعجب‌آور افسردگی اشاره می‌کنیم.

۱٫ هوای تابستان: اختلال عاطفی فصلی بیشتر با افسردگی زمستانی شناخته شده است که افراد زیادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما برای تعدادی از این افراد، این نوع افسردگی در تابستان اتفاق می‌افتد. افسردگی هوای گرم زماین اتفاق می‌افتد که بدن یک تاخیر برای وفق یافتن با فصل جدید را تجربه می‌کند. این می‌تواند به‌خاطر عدم توازن در شیمی مغز و هورمون ملاتونین باشد.

۲٫ مصرف دخانیات: خیلی وقت است که کشیدن سیگار و سایر دخانیات یکی از عوامل افسردکی معرفی شده است اما داستان این هم مثل داستان اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ است: افرادیکه در معرض افسردگی قرار دارند بیشتر به کشیدن سیگار روی می‌آورند. اما گفته می‌شود که نیکوتین بر فعالیت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز اثر می‌گذارد و موجب بالا بردن سطح دوپامین و سروتونین (که مکانیزم عمل داروهای ضدافسردگی نیز هست) می‌شود. این می‌تواند ذات اعتیادآور دارو و تغییرات خلق‌وخو که با آن همراه است و همچنین اینکه چرا افسردگی با ترک سیگار همراه است را توضیح می‌دهد. خودداری از کشیدن سیگار و ترک آن می‌تواند به متوازن کردن موادشیمیایی مغز شما کمک کند.

۳٫ بیماری تیروئید: وقتی غده تیروئید نتواند هورمون تیروئید کافی تولید کند، به آن کم‌کاری تیروئید گفته می‌شود و افسردگی یکی از علائم آن است. این هورمون چندکاره است اما یکی از مهمترین وظایف آن عمل کردن بعنوان یک انتقال‌دهنده عصبی و تنظیم سطح سروتونین در بدن است. اگر علائم جدیدی از افسردگی را در خود مشاهده می‌کنید—مخصوصاً اگر همراه با حساسیت به سرما، یبوست و خستگی باشد—بد نیست که یک آزمایش تیروئید انجام دهید. کم‌کاری تیروئید با دارو قابل درمان است.

۴٫ عادات بد خواب: جای تعجب نیست که کمبود خواب می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری شود اما می‌تواند احتمال بروز افسردگی را نیز افزایش دهد. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۷ انجام گرفت مشخص شد که وقتی به شرکت‌کننده‌های سالم کمبود خواب اعمال شد، بعد از مشاهده تصاویر ناراحت‌کننده، فعالیت مغزی بیشتری داشتند تا آن دسته از شرکت‌کنندگان که خواب کافی داشتند. و این درست شبیه به واکنشی است که افراد افسرده دارند. اگر به اندازه کافی نخوابید، وقت کافی برای شارژ کردن دوباره سلول‌های مغزی نداشته و مغز خوب کار نخواهد کرد و یکی از عوامل مختلفی که می‌تواند موجب افسردگی شود همین است.

۵٫ فعالیت بیش از حد در فیسبوک: وقت زیادی را در چت‌روم‌ها و وبسایت‌های اجتماعی می‌گذرانید؟ تحقیقات زیادی نشان می‌دهند که این می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد، مخصوصاً در نوجوانان. معتادان به اینترنت با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش هستند و معمولاً همراهی ندارند و دیدگاهشان به دنیا تا حدی غیرواقعی است. برخی متخصصین حتی آن را “افسردگی فیسبوکی” می‌نامند. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۰ انجام گرفت، محققان دریافتند که حدود ۲/۱% از افراد بین ۱۶ تا ۵۱ سال زمان بی‌اندازه‌ای را در اینترنت سپری می‌کنند و این افراد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی متوسط تا شدید هستند. اما محققان این نکته را نیز خاطرنشان کردند که مشخص نیست که استفاده زیاد از اینترنت موجب افسردگی می‌شود یا نه یا اینکه افراد افسرده تمایل بیشتری برای گذراندن وقت خود در اینترنت دارند یا نه.

۶٫ اتمام برنامه تلویزیونی یا فیلم: وقتی چیز مهمی تمام می‌شود، مثل یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا یک بازسازی بزرگ در خانه، می‌تواند در برخی افراد افسردگی را تحریک کند. در سال ۲۰۰۹ برخی طرفداران آواتار احساس افسردگی و حتی میل به خودکشی را گزارش کردند زیرا دنیای ساختگی فیلم واقعی نبوده است. واکنش مشابهی به سری‌های آخر فیلم هری‌پاتر گزارش شده است.

۷٫ محل زندگی: بحث بر سر اینکه زندگی شهری بهتر است یا روستایی بحثی بی‌پایان است اما تحقیقات نشان می‌دهد که افرادیکه در شهر زندگی می‌کنند تا ۳۹% بیشتر در معرض اختلالات روحی هستند تا آنها که در نواحی روستایی زندگی می‌کنند. تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفت، برای این مسئله توضیح ارائه می‌دهد: شهرنشینان در بخشی از مغز که استرس را تنظیم و تعدیل می‌کند فعالیت بیشتری دارند. و مقدار بیشتر استرس می‌تواند موجب اختلالات روانی شود. میزان افسردگی در کشورها و شهرهای مختلف نیز متفاوت است. افسردگی برخی کشورها شایع‌تر می‌باشد.

۸٫ داشتن گزینه‌های انتخابی زیاد: داشتن گزینه‌های زیاد برای انتخاب کار را سخت می‌کند. البته این برای آندسته از افراد که در خرید معمولاً اولین چیزی که نظرشان را جلب می‌کند می‌خرند مشکل به شمار نمی‌رود. اما افرادی هستند که در صورت زیاد بودن گزینه‌های انتخاب، وقت بسیار زیادی را صرف بررسی چندباره هر گزینه می‌کنند تا بهترین را انتخاب کرده باشند. تحقیقات نشان می‌دهد که این سبک برخورد موجب ایدآل‌گرایی و افسردگی می‌شود.

۹٫ نخوردن ماهی: مصرف کم اسیدهای چرب امگا۳ که در ماهی سالمون و روغن‌های گیاهی یافت می‌شود می‌تواند موجب بالا رفتن احتمال ابتلا به افسردگی شود. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۴ انجام گرفت رابطه‌ای بین مصرف کم ماهی افسردگی در خانم‌ها مشخص شد اما در آقایان این مسئله دیده نشد. این اسیدهای چرب انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل سروتونین را تنظیم می‌کنند که می‌تواند علت ماجرا باشد. مکمل‌های روغن ماهی هم می‌تواند کمک کند؛ حداقل یک تحقیق تایید کرده است که این مکمل‌ها به کاهش افسردگی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک کرده است.

۱۰٫ روابط خواهربرادری ضعیف: بااینکه داشتن رابطه بد با هرکسی می‌تواند موجب افسردگی شود اما در یک تحقیق امریکای که در سال ۲۰۰۷ انجام شد، مشخص گردید که مردهایی که قبل از سن ۲۰ سالگی با خواهربرادرهای خود کنار نمی‌آمدند، در سالهای بعد و بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته‌اند. بااینکه مشخص نیست چه چیزی در رابطه خواهربرادری اینقدر مهم است، اما محققان حدس می‌زنند که این روابط می‌تواند با توانایی برقراری ارتباط افراد با هم‌سالان خود مرتبط باشد. صرفنظر از دلیل آن اما کشمکش زیاد بین خواهر و برادرها می‌تواند فرد را تا قبل از سن ۵۰ سالکی در معرض ابتلا به افسردگی قرار دهد.

۱۱٫ قرص‌های ضدبارداری: این مورد هم مانند هر داروی دیگری عوارض‌جانبی دارد. روش‌های جلوگیری خوراکی حاوی نوع سنتزی از پروزسترون هستند که تحقیقات مشخص کرده است می‌تواند موجب افسردگی در خانم‌ها شود. دلیل آن هنوز مشخص نیست و این مشکل برای همه اتفاق نمی‌افتد اما اگر خانم‌ها سابقه افسردگی دارند یا در معرض ابتلا به آن قرار دارند، با استفاده از این دارو احتمال بیشتری برای افسرده شدن آنها وجود دارد. بعضی از خانم‌ها قادر به استفاده از این داروها نیستند و پزشکان تلاش می‌کنند یک روش جلوگیری دیگر برای آنها پیدا کنند.

۱۲٫ داروها: افسردگی می‌تواند ازجمله عوارض‌جانبی بسیاری از داروها باشد. به عنوان مثال، آکوتان و نوع ژنتیکی آن (ایزوترتینیون) برای از بین بردن جوش‌های پوستی تجویز می‌شود اما افسردگی و فکر خودکشی ازجمله خطراتی است که افراد را با مصرف این دارو تهدید می‌کند. افسردگی یک عارضه‌جانبی ممکن داروهای اضطراب و خواب‌آور مثل والیوم و زاناکس، لوپرسور، که برای درمان فشارخون بالا تجویز می‌شود، می‌باشد؛ داروهای پایین آورنده کلسترول مثل لیپیتور و پریمارین برای سندرم‌های پیش از یائسگی نیز از این جمله هستند. هر زمان که دارو جدیدی برایتان تجویز می‌شود حتماً قسمت عوارض‌جانبی آن را مطالعه کنید و حتماً از پزشکتان سوال کنید که در خطر ابتلا به آن قرار نداشته باشید.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی علمی، آموزشی، دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی

فکر کردن به مرگ ، آدمها را مهربان می کند!

تیر ۱۳, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

معمولا” مردم سعی می کنند از فکر کردن به مرگ خودداری کنند اما محققان آمریکایی معتقدند که فکر کردن درباره مرگ تاثیرات خوبی روی ما دارد و باعث می شود ما آدمهای بهتری باشیم.

آقای کنت ویل در دانشگاه میسوری ، تاثیرات فکرکردن به مرگ و تغییراتی که این تفکرات در افراد ایجاد می کنند را مطالعه و بررسی کرد.علاوه بر این ، او بطور جداگانه به بررسی عکس العمل آدمهایی پرداخت که مستقیما” با فجایع و مرگ و میر در ارتباط نبوده اند اما از وقوع چنین فجایعی باخبر و آگاه شده اند .

بنا به گفته آقای ویل ، اغلب مردم بعد از فکر کردن به مرگ ، احساس می کنند به ارتباط برقرار کردن با دیگران به شدت نیاز دارند و به همین دلیل اغلب سعی می کنند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

آقای ویل گفت:” بیشتر آدمها بعد از فکر کردن به مرگ به دنبال راهی هستند تا آسایش و آرامش کسانی که دوستشان دارند را تا آنجایی که می توانند تامین کنند و برای حفظ ارزشهای مهم بیشتر تلاش می کنند. این تفکر باعث می شود این افراد بهتر و عمیق تر درک کنند که دنیا فانی و قابل پیش بینی است و محلی برای مهر ورزیدن و انجام کارهای نیک است. در نتیجه مردم بعد از فکر کردن راجع به مرگ بردبارتر ، دلسوزتر و مهربانتر می شوند.”

مترجم: فرشته مشاور

بازی های رایانه ای دارای آثار مثبت آموزشی، درمانی و هوشی هستند

یک روانشناس گفت: علی رغم تبلیغاتی که بر علیه بازی های کامپیوتری انجام می شود که البته در اغلب اوقات درست هستند، این بازی ها می توانند دارای آثار مثبت و موثر درمانی و آموزشی باشند.

دکتر رضا رستمی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران، با بیان اینکه از بازی های کامپیوتری رویکردهای مهمی چون آموزش، درمان، افزایش خلاقیت، هوش، حافظه و یادگیری استفاده می شود، گفت: اگر این بازی ها با مطالعه و علم کافی طراحی شوند می توانند نتایج موثری داشته باشند.

این روانشناس خاطرنشان کرد: علی رغم تبلیغاتی که علیه بازی های کامپیوتری می شود که البته در اغلب اوقات درست هستند، این بازی ها می توانند دارای آثار مثبت و موثر درمانی، آموزشی و هوشی باشند.

دکتر رستمی با بیان اینکه در رویکرد درمانی بازی های کامپیوتری می توان از درمان مشکلات زبانی، گفتاری، شنوایی، حافظه و آلزایمر استفاده کرد، یادآور شد: بازیهای کامپیوتری همچنین می توانند نقش بسیار مهمی در کمک به درک مفاهیم و همچنین بهبود توجه و تمرکز داشته باشند.

وی در خصوص تبلیغات منفی در خصوص بازیهای رایانه ای اظهار داشت: این بازیها در صورتی که در سن نامناسب، با شرایط و در زمان های نامناسب انجام شود و شرایط هیجانی غیرواقعی و یا خشونت زیادی را ایجاد کند، می تواند موجب ایجاد آثار مخرب شود که متاسفانه هم اکنون بیشتر بازیها دارای این اثرات هستند.

این دانشیار دانشگاه تهران تاکید کرد: هم اکنون کمپانی ها و سازمان های بزرگی در خصوص بازیهای رایانه ای سرمایه گذاری های بسیار کلانی انجام می دهند زیرا این بازی ها می توانند برای افزایش توانمندی های افراد نظیر بهبود دامنه لغات، آموزش زبان، افزایش خلاقیت کاربرد و اثربخشی داشته باشد.

این روانشناس با بیان اینکه یک بازی کامپیوتری هم چون یک کتاب باید دارای مقدمه، بدنه و نتیجه گیری باشد، گفت: هرعملی که با مطالعه، هدف گذاری شده و تخصصی انجام شود می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد.

دکتر رستمی افزود: بازی های کامپیوتری در صورتی که بدون مطالعه و صرفا برای هیجان انجام شود دارای اثرات مثبت بسیار کمی خواهد بود و به میزان زیادی مخرب خواهد بود.

وی در رابطه با ارزیابی بازیهای کامپیوتری اظهار داشت: هم اکنون مهمترین هدف این بازیها جنبه تفریحی و هیجانی آنها است و نوجوانان هم طبیعتا با توجه به روحیات بیشتر به این بخش تمایل دارند.

طبقه بندی سنی بازی ها، وظیفه بسیار مهم بنیاد ملی بازیهای رایانه ای است

این روانشناس با تاکید بر اهمیت سن در انجام بازیهای کامپیوتری گفت: مضمون و محتوای بازیها باید برای سن نوجوانان و کودکان مناسب باشد و همانطور که فیلم و سریال ها طبقه بندی می شوند و برخی از آنها برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع است. در رابطه با بازیها هم باید چنین طبقه بندی هایی وجود داشته باشد.

وی افزود: شاید یکی از وظایف بسیار مهم ستاد بنیاد ملی بازیهای رایانه ای رنکینگ و طبقه بندی بازی ها باشد به علت اینکه خیلی از خانواده ها اطلاع ندارند که چه مضمون و محتوایی برای سن فرزند آنها مناسب نیست.

دکتر رستمی در خصوص برگزاری جشنواره بازی های کامپیوتری تصریح کرد: متولیان برگزاری چنین جشنواره هایی باید به بخش روانشناسی بازیها از نظر تربیتی، آموزشی توجه بیشتری داشته باشند.

این دانشیار دانشگاه تهران با بیان اینکه هم اکنون برنامه نویسان و متخصصین بازی های کامپیوتری این بازیها را می نویسند، خاطرنشان کرد: مسئولین باید از حضور متخصصین روانشناسی و روانپزشکان در برنامه ریزی این بازیها و در چنین جشنواره هایی استفاده کنند.

استرس از عوامل بروز آفت در دهان است

خرداد ۲۵, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفت: بروز آفت در دهان به خودی خود خطرناک نیست، ولی باید بررسی و علت بروز آفت مشخص شود.

دکتر “مریم رباتی” در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار کرد: آفت عارضه ای است که در مخاط دهان ظاهر می شود و زخم هایی عودکننده و دردناک ایجاد می کند. افراد در هر سنی ممکن است به این بیماری مبتلا شوند، با این وجود شیوع این عارضه در فاصله سنی ۱۰ تا ۲۰ سال بیشتر است.

وی افزود: زخم های آفت معمولا به شکل دایره و یا بیضی شکل و به رنگ خاکستری تا زرد مشاهده می شوند و حاشیه آنها قرمز رنگ است. این زخم ها معمولا در مخاط گونه و زبان و کف دهان بروز می کنند.

رباتی با اشاره به این که مصرف مواد غذایی تحریک کننده مانند ترشی و غذاهای تند درد آفت را تشدید می کند، تصریح کرد: ۲۴ ساعت پیش از ظاهر شدن زخم آفت، فرد در آن ناحیه احساس سوزش و خارش می کند. زخم آفت نیز یک تا دو هفته پس از ظاهر شدن، خود به خود از بین می رود.

این متخصص بیماری های دهان خاطرنشان کرد: در گذشته تصور بر این بود که عوامل میکروبی موجب بروز این عارضه می شوند، ولی در حال حاضر مواردی مانند دخالت های سیستم ایمنی، زمینه ارثی و ژنتیکی، استرس، تروما، وارد شدن ضربه به مخاط و عوامل هورمونی را از عوامل بروز این بیماری می دانند. همین عوامل هورمونی نیز موجب می شود که این عارضه بیشتر در زنان مشاهده شود.

وی ادامه داد: این زخم ها به درمان خاصی نیاز ندارند و خود به خود بهبود می یابند. همچنین می توان با استفاده از داروهای ضد درد و بی حس کننده مخاط، درد ناشی از این زخم ها را کاهش داد. گاهی از داروهای کورتیکو استروئیدی نیز استفاده می شود.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز اظهار کرد: عارضه آفت خطرناک نیست، ولی علت بروز آن باید بررسی شود. گاهی برخی بیماری های دیگر نیز می توانند موجب بروز آفت در دهان شوند، به همین دلیل علت بروز آفت بسیار مهم است.

وی ادامه داد: اگر آفت حالت عودکننده دارد و پس از مدتی دوباره ایجاد می شود و یا اینکه پس از ۲۵ سالگی برای نخستین بار بروز کرده، می تواند خطرناک باشد و باید به پزشک مراجعه شود.

شیوه‌های پرورش عزت نفس

خرداد ۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

کودکان از ویژگی‌های منحصربه‌فرد و متفاوتی نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ حتی میان فرزندانی که در یک خانواده بزرگ شده‌اند نیز تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد، و در حقیقت همین تفاوت‌هاست که یک کودک را از دیگری متمایز کرده و در عین حال به او ویژگی انحصاری نیز می‌بخشد.

تفاوت بین صفات گوناگون جسمانی، توانایی‌های ذهنی، مهارت‌ها، دلبستگی‌ها، شایستگی‌ها، علایق، بیزاری‌ها، نگرانی‌ها و هراس‌هاست که هر کودک را از دیگری مجزا می‌کند و بیانگر بی‌همتایی و یگانگی کودکی نسبت به کودک دیگر است. در حقیقت ارزیابی کودک از مجموعه این صفات، “عزت‌نفس” نامیده می‌شود.
تعریف عزت‌نفس

عزت‌نفس تحت عنوان نگرش و خودباوری مثبت و مطلوب فرد از مهارت‌ها، شایستگی‌ها و محدودیت‌هایش تلقی می‌شود و مهم‌ترین جنبه خود پرورانی‌ست (خودپرورانی: توانایی بازنمایی ذهنی کودکان و امکان فکر کردن و صحبت کردن کودک در مورد خودش) که بر رفتار آتی و سازگاری روانی درازمدت شخص تأثیر بسزایی می‌گذارد.

بدیهی است کودکی که به خاطر موفقیت‌هایش تحسین و تشویق شده و تلاش‌هایش در امور دشوار (حتی در صورت عدم موفقیت) مورد تأیید و تقدیر والدینش قرار می‌گیرد، ارزیابی مثبتی از خود خواهد داشت، و برعکس کودکی که مداوم سرزنش شده و موفقیت‌هایش مورد بی‌توجهی و بی‌اعتنایی والدین قرار گرفته و یا والدینش را در تلاش برای تبدیل کردن او به چیزی می‌یابد که نیست؛ به ارزیابی منفی از خود می‌رسد و خود را غالباً درمانده و ناتوان تصور می‌کند.

اما توجه به این نکته که والدین و مربیان چگونه می‌توانند کودکان را در پرورش صحیح این مهم یاری کنند از اهمیت خاصی برخوردار است که به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم

شیوه‌های پرورش عزت‌نفس

۱) در انجام هر کاری انتظار رفتار ماهرانه از کودک نداشته باشید:

کاری را که فرزندتان انجام داده تحسین کنید؛ حتی اگر کودک شما به درستی از عهده انجام آن بر نیامده باشد. والدینی که توجه فرزندشان را تنها به جنبه عدم موفقیت در کاری معطوف می‌کند موجب شکل‌گیری خودپنداره منفی و عزت‌نفس پایین در فرزندشان می‌شوند. ضروریست والدین در صورت لزوم برای اصلاح بیشتر به راهنمایی و تمرین متوسل شوند و به کودک بیاموزند که چگونه در آینده موفق‌تر باشد.

۲) از مقایسه مثبت یا منفی کودکان با دیگران اجتناب ورزید:

در مقابل کارها و رفتار فرزندان به اعتبار خود آن رفتار مستقیماً و بدون اظهارنظر در مورد کودک دیگری، این کار را انجام دهید؛ این‌گونه مقایسه‌ها (قیاس‌ها) نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه، مشکلات بیشتری را نیز به‌وجود می‌آورد. چنین رفتاری تنها این نکته را به کودک منتقل می‌کند که به خوبی و با ارزشی کودکی نیست که پدر و مادر از او صحبت می‌کنند، افزودن بر آن پدر یا مادر بچه دیگری را بیشتر دوست دارند.

۳) از کودک بخواهید آزادانه عقیده و سلیقه شخصی‌اش را در مورد موضوعات بیان کند:

حق انتخاب به کودکان، احساس مسئولیت و کنترل بر زندگی می‌دهد. والدین باید سعی کنند عمداً برای کودکان موقعیت‌هایی ایجاد کنند تا کودکان مجبور باشند در آن موقعیت‌ها انتخاب کنند و تعمیم بگیرند.

در صورتی که کودکان هنوز قادر به تصمیم‌گیری نیستند، آن‌ها را درگیر انتخاب‌های آسان کنید به‌عنوان مثال اجازه دهید آن‌ها تصمیم بگیرند چه موقعی و به چه ترتیبی یک تکلیف را انجام دهند.

به این ترتیب، کودکان درمی‌یابند که در امور مربوط به خودشان مقداری مسئولیت دارند و این موقعیت، موجب تقویت احساس مسئولیت و استقلال کودکان می‌شود و آن‌ها را فردی خودمختار بار می‌آورد. همچنین مشارکت متقابل در امور به کودکان کمک می‌کند احساس با ارزش بودن کنند.

۴) کودکان را نه تنها به سبب موفقیت بلکه، به خاطر تلاش و کوششی که انجام داده‌اند تشویق و تأیید نمایید:

والدین باید در پی فرصت‌هایی باشند تا تلاش‌های فرزندشان را در انجام کارهایی که تازه آموخته‌اند و انجام‌شان به‌صورت تمام و کمال برای کودک دشوار است، مورد تقدیر و تأیید قرار دهند. این چنین واکنشی، اعتمادبه‌نفس کودک را تقویت کرده و به او کمک می‌کند تا با علاقه‌مندی بیشتری پذیرای دشواری‌های جدید باشد. کودکان در هر کاری که سعی بر انجامش دارند بهترین نخواهند بود، ولی می‌توانند این نکته مهم را فرا گیرند که کوشش‌هایشان به حساب می‌آید و همیشه مورد ستایش قرار می‌گیرند.

۵) گوش دادن با حساسیت را بیاموزید:

هنگامی که والدین به احساسات و افکار کودکشان به اندازه کافی توجه نمی‌کنند، کودکان دچار ناامیدی و رنجش خاطر می‌شوند و چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که عقایدشان احمقانه و غیرقابل توجه و به دردنخور است، اینکه دوست‌داشتنی نیستند و کسی آن‌ها را دوست ندارد.

پدر و مادی که با دقت به حرف کودکشان گوش می‌دهند، به او می‌فهمانند که برای صحبت‌ها و عقایدش ارزش قایل‌اند و به خود او نیز احترام می‌گذارند. این واکنش احترام‌آمیز، سبب افزایش اعتماد‌به‌نفس در کودک و همچنین ارزش قائل شدن کودک نسبت به خودش می‌شود.

۶) سعی کنید رابطه‌ای سازنده و نزدیک با کودک برقرار کنید:

با ترتیب دادن زمان‌هایی که کاملاً در دسترس هستید، نشان دهید که می‌خواهید با کودک باشید و وقت زیادی را صرف او کنید: برخی موارد لازم است والدین بدون قضاوت کردن تنها گوش فرا دهند و تنها در برخی موارد احساسات و افکارشان را بیان کنند.

۷) همواره سعی بر یادآوری و تأکید نقاط قوت فرزندتان کنید:

این روش به موفقیت‌های بزرگتری منجر می‌شود و سبب ارتقای اعتمادبه‌نفس و ایجاد احساس ارزشمندی در کودک می‌شود. به خاطر داشته باشید که حتماً بعد از هر موفقیت برای (کودک) پاداشی در نظر بگیرید و پاداش‌ها و تشویق‌ها و ابراز تحسین‌تان بلافاصله و بی‌درنگ انجام شود.

نقاشی کودکان

خرداد ۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

تجسم دنیای بی‌پایان در وسعت یک “برگ کاغذ”

می‌گویند پیکاسو در لحظه‌ای از زندگیش برای آن که خود را از فرهنگ حاکم بر جامعه آزاد کند و شکل، بیان تازه‌ای را پیدا کند که با محتوای جدید فرهنگی تناسب نداشته باشد و ناتورالیسم قرن ۱۹ با مدل‌های تغییرناپذیر خود قادر به مقابله با آن نباشد، تصمیم می‌گیرد مدتی « کمتر از خوب» نقاشی کند. بدین ترتیب او با جابه‌جا کردن رئالیسم بصری با رئالیسم روشنفکرانه، راه کوبیسم را پیش گرفت. شیوه‌ای که تا آن زمان، کاری روی آن صورت نگرفته بود، به خاطر همین موضوع نیز هرکس برداشتی از آن داشت.

هنرمند کوبیست نیز درست مانند کودکی که توانایی نقاشی کردن دارد در تصویر‌نگاری خود، از مجموعه شناخت‌هایش استفاده می‌کند و درست مانند نقاشی‌های کودکان، حروف و کلمات او می‌توانند به تصاویر متصل شوند و حتی با آن یکی شوند. کودک نیز باید زمانی تصمیم بگیرد که “کمتر از خوب” نقاشی کند و راه خود را پیش گیرد. این فرصت را اطرافیان باید در اختیار او قرار دهند.

کودک و نقاشی

در عرصه نقاشی، از نظر کودک پیش از آنکه نتیجه و محصول کار جالب باشد، اجرای آن اهمیت دارد؛ زیرا کودک احساس می‌کند کاری مربوط به خود را انجام می‌دهد، کاری مختص به دنیای خود او که امید دارد اطرافیان آن را درک کنند. کودک باید توانایی کسب تجارب مربوط به خود، نه تجارب ما را داشته باشد. به همین دلیل است که بزرگسالان نباید در پی آن باشند که آثار کودکان از نظر صوری و برداشت هنری صحیح باشد.

نقاشی به مثابه برون‌ریزی

کودکان همیشه نقاشی می‌کشیده‌اند. از دیرباز، این عمل به مثابه نوعی برون‌ریزی حتی ناخواسته، به کمک کودکان می‌آمده است. برای همین است که این امر بسیار عادی می‌تواند به شیوه‌های مختلف تعبیر شود.

همه ما روزی با چشمان کودکی‌مان به دنیا نگاه کرده‌ایم، اما آنچنان از آن دور افتاده‌ایم که برای فهم نقاشی کودکان، نگاه کردن به آن برایمان کافی نیست و باید آن‌ها را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم. نقاش حاوی یک موضوع تحولی است که با رشد کودک، این مفهوم نیز تحول می‌یابد. کودک نقاشی را بر اساس فهم خود از دنیای اطرافش می‌کشد نه ادراکش. برای همین است که به نقاشی‌های کودکان بزرگتر برچسب ادراک می‌زنیم، چون مرتبط با واقعیت بیرونی است، تخیل بیشتر مهار شده و تحریف واقعیت کمتر است، خودسانسوری گریبان کودک را می‌گیرد و کودک همه آنچه را در ذهن دارد روی کاغذ نمی‌ریزد.

ارزیابی نقاشی کودکان از منظر روانشناسی

به گفته‌ هارلو: برای کودک، بازی و نقاشی وسیله اصلی سیاحت، خودآگاهی و به گذشته نگریستن است. رسم خط‌خطی و اصولاً هر نوع فعالیت بدوی هنری می‌تواند معرف یکی از مراحل تکامل باشد. کودکان مسائل و مشکلاتی را که در ارتباط با بزرگسالان برایشان به وجود می‌آید مطرح می‌کنند، درست به همین خاطر است که نقاشی برای آنان به صورت یک فعالیت اجتماعی در می‌آید. نقاشی‌های کودکان اگر هم از نظر شکل ظاهری بی‌اهمیت جلوه کند، ولی هرگز به طور کامل بی‌اهمیت نیست. هر اتفاقی که در خانواده و مدرسه رخ می‌دهد، از سوی کودک جذب می‌شود و در موقعیت‌هایی خاص به نوبه خود ظاهر می‌شود. این ظاهر شدن می‌تواند در پهنه کاغذ سفید نقاشی باشد. آن وقت نقاشی می‌تواند سرشار از پیام باشد، خواه برای کسانی که آن را تشریح می‌کنند و خواه برای کسانی که آن را به فراموشی بسپارند.

شاید یکی از کسانی که بتواند نقاشی کودک را بر اساس دانسته‌ها و تجارب خود تفسیر کند روان‌شناس است. مهم این است که چطور یک روان‌شناس فاصله بین تفسیر خود از موضوع و عملکرد کودک را پر کند.

در حقیقت ناهمطرازی‌ها و تحریف‌هاست که به کمک روان‌شناس می‌آید تا ارزش بالینی نقاشی را بیشتر به نمایش بگذارد. کودک هنگام نقاشی از واقعیت جدا می‌شود و ناهشیارش را وارد میدان می‌کند. کودک به کمک نقاشی، کشمکش‌ها و دلهره‌های درونی‌اش را آشکار می‌کند و به این طریق اثر آن‌ها را کاهش می‌دهد. در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منتقل می‌شوند، به صورتی جداگانه در می‌آیند که کمتر سنگین و دلهره‌آور است. به همین دلیل به هنگام نقاشی، کودکان از نمادها استفاده می‌کنند.

نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد و نه تنها برای او امکان شناسایی محیط و شرکت خود را در آن فراهم می‌سازد و یا سئوالاتی برایش مطرح می‌کند بلکه، به او امکان می‌دهد تا مسائلی را که به صورت نامنظم از همه طرف برایش مطرح می‌شود به شکل صورت‌بندی شده منظم کند. به این ترتیب کودک با تجزیه مسائل مختلف موفق می‌شود شالوده کم و بیش منظم و درستی از آن‌ها ارائه دهد. روان‌شناس می‌کوشد تا از دیدگاه خاص خود، حداکثر داده‌های معنادار را در رابطه با موضوعی که به منظور اقدام بالینی تحت نظر او قرار گرفته، گردآوری کند. بر همین اساس از یک آزادی درک و ارزشیابی بسیار وسیع‌تری برخوردار است. موانع و ملاحظاتی که دست و پای نزدیکان کودک (پدر و مادر) را می‌بندد و مانع از برخورد جدی با مسائلی که نقاشی نشان می‌دهد می‌شود، روان‌شناس را محدود نمی‌کند. اما وصف این نکته را نمی‌توان نفی کرد که عمل و داوری‌های روان‌شناس به وسیله یک نظام ارزشی هدایت می‌شود. نظام ارزش‌هایی که از یک طرف به شخص او اختصاص دارند و از طرف دیگر در نظام ارزش‌های جامعه‌ای که در آن به زندگی حرفه‌ای خود می‌پردازد، شریک هستند. محیطی که یک زمان کودک را از چیزی نهی می‌کند و زمانی دیگر او را به سمت آن فرا می‌خواند زمانی به او می‌گوییم این کار خوب است انجامش بده و زمانی دیگر می‌گوییم خوب نیست انجامش نده؛ بایدها و نبایدها.

نظام ارزشی دوبعدی که کودک در حصار آن به بند کشیده می‌شود… نگاه نقطه‌ای که دو گزینه بیشتر ندارد: سیاه یا سفید، خوب یا بد، به همین دلیل این نظام ارزش‌ها می‌تواند بر کار و تحلیل روان‌شناس اثر بگذارد، البته روا نخواهد بود که از در نظر گرفتن و قبول آنچه کودک درک می‌کند و با آن زندگی می‌کند، امتناع ورزد. اگر پیش‌داوری کند که کودک متهم است چون خود را با نظام ارزشی والدین و جامعه مطابقت نداده و بر اساس آنچه در ناهشیاری‌اش می‌گذرد نقاشی کشیده، شم بالینی خود را که هر روان‌شناس به آن احتیاج دارد زیر پا گذاشته است. به این علت که، نظام ارزشی کودک با بزرگسال متفاوت است. کودک در سیر تحول به این نظام می‌پیوندد. کودک گاهی به شکست آری، و گاهی نه می گوید. گاهی مواقع شکست برای او مثل موفقیت است و گاه برعکس. بعضی مواقع کودک تن به شکست می‌دهد تا خودش را اثبات کند، در مدرسه تنبلی می‌کند تا به پدر و مادرش ثابت کند که وجود دارد. به همین خاطر است که نگاه و تفسیر کور از نقاشی آگاهانه نیست. نباید معقتد باشیم که کودک همان چیزی است که در نقاشی نشان داده و جز این نیست و تفسیر ما هم فقط در همان اطراف پرسه زند، گاهی مواقع کلامی که کودک روی نقاشی می‌گذارد، تفسیر ما را از نقاشی دگرگون می‌کند، یعنی مثلاً کودک در حین نقاشی چه می‌گوید، در مورد چیزهایی که می‌کشد چه اظهارنظری می‌کند یا هنگام کشیدن کدام قسمت‌های نقاشی مکث می‌کند و…

نقاشی جلوه‌ای از ادراک کودک از دنیای پیرامون

آنچه کودک در نقاشی می‌کشد مهم است ولی آنچه نمی‌کشد هم مهم است، آنچه از کشیدنش واهمه دارد، آنچه نمی‌خواهد یا نمی‌تواند بکشد. هرآنچه کودک در نقاشی «بیان می‌کند» (که در حقیقت نقاشی بیان مکتوب کودک است از آنچه که توانایی ابراز آن را به شیوه‌ای دیگر ندارد) برای کسی بیان شده است.

“مخاطب کودک” هیچ‌کس نیست، اما همه مخاطب آنند!

اطرافیان برای کودک، اشخاص «با معنایی» هستند و تصویری از خود به کودک ارائه می‌دهند. تصاویری که می‌تواند رنگی با سیاه و سفید باشند، شفاف یا کدر، دوست داشتنی یا مرعوب‌کننده، تصاویری که او در ذهن خود آن‌ها را دستکاری می‌کند، به مادر بال می‌دهد برای پریدن تا از دست نق‌نق‌های خواهر کوچولوی تازه متولد شده خلاص شود، به دست پدر دسته گل می‌دهد و لبخند بزرگی که سراسر صورتش را پوشانده. خواهر بزرگتر را کوچک می‌کند جوری که هر وقت دلش خواست پاکش کند، طوری که آب از آب تکان نخورد. او همه این‌ها را روی کاغذ پیاده می‌کند اگر بتواند و صد البته اگر «بخواهند». حالا او نقاشی را کشیده و مسأله اصلی این‌جاست که افرادی که آن‌ها برای کودک معنادار بودند و به او به نحوی نقاشی را برای آن‌ها کشیده، آیا کودک نیز برای آن‌ها به همان اندازه با‌معناست؟ نقاشی او را پر کردن بیهوده‌ی وقتی می‌دانیم که کودک می‌توانست به شیوه‌ای ارزشمند‌تر آن را پر کند (مثلاً خواندن زبان انگلیسی) یا حداقل کمی روی آن تأمل می‌کنیم؟ البته انتظار این‌که مادر یا پدر فکر کنند، این یک ورق کاغذ می‌تواند آن قدر پراهمیت باشد که دلیل ناخن جویدن‌های فرزندشان را می‌توانند در آن جستجو کنند خیلی توقف بیجایی است. اما با آگاه کردن والدین و این که برای آن یک تکه کاغذ ارزش قائل شوند می‌تواند راه‌گشا باشد.

پیوند نقاشی کودکان با رویاها

در این معنا می‌توان میان بیان مفهوم نقاشی و تعبیر خواب و رؤیا شباهت‌هایی دید. خواب و رؤیا یک مرحله تنظیم و تقسیم‌بندی آگاهانه افکار و خاطرات و دوباره‌سازی ناخودآگاهانه حوادث قبلی است. نقاشی نیز همین‌گونه است. نقاشی کودک را در مراحلی که حوادث اطراف را دسته‌بندی و عرضه می‌کند و روند تدریجی و تکامل یافته‌ای از زمان خط‌خطی کردن تا زمانی که خطوط معنی‌دارد و بالاخره مبتنی بر قوانین پرسپکتیو و شالوده منظمی رسم می‌کند، می‌تواند چیزی شبیه به خواب و ر‌ویا معنی کرد. نقاشی نیز مانند خواب و رؤیا به کودک امکان می‌دهد تا اطلاعاتی را که از دنیای بیرون کسب می‌کند از هم جدا سازد و سپس آن‌ها را دوباره تنظیم کند. کودک در هر دو مورد خود را از ممنوعیت‌ها رها می‌سازد. به همین دلیل اگر آموزش نقاشی را بر پایه تصحیح نقاشی قرار دهیم و در آن به کودکان از سنین پایین تمرین کپی و تقلید کردن را بیاموزیم اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ایم.
جزیره من قانون خودم را دارد!

بیشتر آزمایش‌هایی که برای تعیین هوش انجام می‌گیرد، دارای محدودیت‌های ارزشی و فرهنگی است، در حالی که آزمایش‌های رفتاری که بر اساس تجزیه و تحلیل نقاشی‌های کودکان انجام می‌شود، از وسیله بیان مخصوص روحیه کودکان بهره می‌گیرد. به همین منظور نقاشی کودکان از دیدگاه جامعه‌شناسی نیز حائز اهمیت است، زیرا علاوه بر مشخص نمودن روابط کودک در ارتباط با دیگر افراد خانواده، نشانگر وجود روش خاصی در روابط خانوادگی است که از لحاظ فرهنگ‌های مختلف، مفاهیم مختلفی دارند. آنچه کودک در طول کشیدن نقاشی‌اش بیان می‌کند مهم است، آنچه بیان نمی‌کند هم مهم است، آنچه که بیان نشده کشیده می‌شود و آنچه که کشیده شده بیان نمی‌شود و این قدرت روان‌شناس است که آنچه را که کودک بیان نکرده او بیان کند، در حقیقت یک جور ترجمه است. او خط و خطوط کشیده شده، رنگ‌های به کار رفته، ارتباطات، دوری‌ها و نزدیکی‌ها، وسعت و نیروی خطوط، آهنگ و ناحیه‌ی ترسیم و بسیاری موارد دیگر را تفسیر می‌کند. چیزی که حذف می‌شود شاید به ظاهر فقط چند خط کج و معوج باشد ولی در نهایت کلیتی به نام یک «انسان» را تشکیل داده و کودک آن را نام‌گذاری کرده. روان‌شناس، زبان نقاشی را به زبان قابل فهم برای خودش و دیگران ترجمه می‌کند. شاید او مترجم دردهای کودک است به زبانی آشنا و قابل فهم برای دیگرانی که توانایی درک زبان کودک را ندارند یا شاید نمی‌خواهند داشته باشند. زبانی که قواعدش مختص کودک است و بس. اوست که صفات و قیود و افعال زبانش را تعیین می‌کند و در چارچوب آن یک تکه کاغذ هرطور که بخواهد حرف می‌زند و می‌اندیشد. گاهی مواقع هم خارج از آن چارچوب عمل می‌کند آخر آنجا جزیره اوست و او آزادانه در آن جولان می‌دهد. تنها بومیانی که ساکن آن جزیه باشند زبان او را می‌فهمند. جزیره‌ای که ما آن را داخل آب‌های نامتناهی محدود می‌کنیم و فکر نمی‌کنیم اگر او روزی بخواهد پا از آن بیرون بگذارد آیا می‌داند چگونه؟ آیا قواعد ساختن قایق را بلد است؟ آیا فقط زبان جزیره ناشناخته خود را بلد است یا اینکه زبان مردمان دیگر را هم آموخته. ما گاه نمی‌دانیم که کودک تا ابد نمی‌تواند داخل جزیره خود بماند شاید روزی جزیره بخواهد زیر آب برود و ما حواسمان نیست. شاید یک صبح که از خواب بیدار شدیم ببینیم که جزیره زیر آب رفته است.

چقدر خوب می‌شد که پدر و مادر، بومی همان جزیره‌ای بودند که کودکشان ساکن آن است. آن وقت زبان یکدیگر را می‌فهمیدند بدون آن‌که نیازی به مترجم باشد مترجمی که دردهایشان را برای همدیگر ترجمه کند. کسی چه می‌داند، شاید آن موقع همه روان‌شناس‌ها به سراغ موضوعی قابل توجه‌تر می‌رفتند مثلاً تعبیر رویاها بویژه رویاهای کودکان، کسی چه می‌داند.

حالا کودکمان درون جزیره‌اش نشسته، یک عینک آفتابی زده، رو به افق روی نوک بالاترین درخت جزیره‌اش دارد نقاشی می‌کشد. پرندگان زیادی دور و برش آواز می‌خوانند، صدای برخورد امواج به ساحل جزیره را می‌شنود. به هیچ‌کدام اعتنایی نمی‌کند کار خودش را می‌کند، نقاشی‌اش را می‌کشد، می‌خواهد تا دو ساعت دیگر که مادر از سر کارش برمی‌گردد نقاشی را به مادرش نشان دهد. آخر آن را برای مادرش کشیده، نقاشی که مادرش در آن دو تا بال دارد، پدرش لبخند می‌زند، خواهر نق‌نقو را اصلاً نکشیده، چقدر هم دلش خنک شده، خودش را بین پدر و مادر کشیده و دست هر دو را گرفته. در آخرین لحظات اتمام نقاشی تصمیم گرفته خواهر بزرگتر را نکشد و او را خط‌خطی کرده است. بعد صدای در را می‌شنود، انگار مادر آمده. مادر داد می‌زند: «مگه نگفتم ساعت دو غذا را خاموش کن، بوی سوختگی کل آپارتمان را برداشته». صدای پرنده‌ها قطع می‌شود، موج‌ها دیگر به ساحل نمی‌خورند، عینکش را بر می‌دارد از درخت پایین می‌آید. نقاشی‌اش تمام شده. حالا داخل اتاقش پشت میزش نشسته، نقاشی خود را ورنداز می‌کند فکر می‌کند که یک نقاشی تازه بکشد. این دفعه خودش را اصلاً نمی‌کشد دوباره عینکش را می‌زند می‌رود روی نوک بالاترین درخت جزیره تنهائیش. کاش مادر هم بومی جزیره تنهایی کودکش بود.

با این نقاشان کوچک چگونه باشیم؟

برتون معتقد است:« رئالیست‌ترین هنرمندان نیز هرگز آنچه را که کشیده‌اند، همه آن‌چه که می‌بینند نیست، آن‌چه می‌شنوم هیچ ارزشی ندارد فقط چشم‌های بازم می‌بینند و اگر بسته هم باشند بیشتر می‌بینند. مهم این است که هنر را از آن‌چه تاکنون شناخته شده رها کنیم و تمام موضوع‌ها و نمادها را به گوشه‌ای افکنیم. باید از خود مطمئن باشیم: تجلی الهامی که ما از یک اثر هنری داریم، این الهام و ادراک باید آن‌چنان قوی باشد و آن‌چنان برای ما لذت یا درد پدید آورد که مجبور به نقاشی کردن شویم، درست مثل گرسنه‌ای که وقتی نان به دستش برسد مانند یک حیوان بدان حمله می‌برد. این گرسنگی را نباید از کودکانمان بگیریم.

نقش رنگها در بهبود بخشیدن به زندگی

خرداد ۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, خانه داری, روانشناسي

تا به حال شده است برای این که احساس آرامش بیشتری کنید خودتان را بین ملحفه های سبزرنگ بپیچانید تا به خواب روید؟آیا برایتان پیش آمده هنگام انجام یک مصاحبه شغلی لباسی به رنگ قرمز بپوشید و آن را عامل موفقیت خود بدانید؟

آیا رنگهایی که در لباس و دکوراسیون خانه شما به کار رفته اند می توانند رفتار و سطح انرژی یا زندگی شما را بهبود بخشند؟ می توانید امتحان کنید.

سبز لیمویی:

پوشیدن لباسی به این رنگ یا استفاده از آن در تزیین و دکوراسیون منزل می تواند توانایی منطقی و پیگیر بودن شما را بیفزاید.
سبز لیمویی به شما این امکان را می دهد که بفهمید برای پیشرفت بیشتر خود به چه چیزی نیاز دارید.

سبز:
لباس یا دکوراسیون سبزرنگ کمک می کند احساس نزدیکی بیشتری با طبیعت داشته باشید و نیز باعث می شود به دیگران احساس راحتی و آرامش بیشتری ببخشید.
استفاده از این رنگ همانند یک خاک حاصلخیز باعث می شود دنیایی پربار برای شما به وجود آید. طبیعت ذاتی این رنگ که نوعی توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشویق می کند به نجوای درون خود گوش دهید و بفهمید برای این که شما و دیگران از احساس راحتی بیشتری برخوردار باشید به چه چیزی نیاز دارید.
سبز کله اردکی:
این رنگ توانایی شما را در قدرت انتقال فکر افزایش می دهد. همچنین باعث می شود سیاست بیشتری در زندگی تان داشته باشید.
استفاده از این رنگ که نوعی آبی آمیخته با سبز است به شما این باور را القا می کند که می توانید با دست خود آینده ای دلخواه بسازید.
آبی:
لباس و آرایش آبی رنگ ، شما را بیشتر رویایی می کند و الهامات شما را افزایش می دهد. این رنگ بسیار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان می شود.
اثر آرامش بخش این رنگ باعث می شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و رویاها و اهدافتان نظم و ترتیب بیشتری بگیرند.

نیلی:
رنگ لباس یا تزیینات و آرایشی که به رنگ نیلی باشد می تواند قدرت خطرپذیری شما را افزایش دهد. نیلی اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد تا به نقشه هایی که در سر می پرورانید جامه عمل بپوشانید.
استفاده از رنگ نیلی که نوعی آبی آمیخته با قرمز است ، کمک می کند آینده ای خوب و برنامه ریزی شده را برای خودتان ایجاد کنید.
این رنگ به شما کمک می کند دلواپسی هایتان را به کارهایی مثبت تبدیل کنید.

بنفش:
رنگ بنفش بر خیالپردازی شما می افزاید و کمک می کند احساس قدرت و اختیار بیشتری کنید.این رنگ همچنین سبب تقویت کردن عمق احساسات شما می شود و شما را صاحب اراده ای مصمم تر می کند و توانایی تان را در ارائه راهبردهای جدید در زندگی افزایش می دهد.
بنفش تیره:
این رنگ اشتیاق و خوشبینی شما را افزایش می دهد. استفاده از این رنگ به شما الهام می کند باید کاری جدید را آغاز کنید.
اگر لباسی به این رنگ بپوشید یا در دکور منزلتان از این رنگ بهره گیرید بد گمانی شما را کاهش می دهد و فرصتهای جدیدی را برای شما می گشاید.
قرمز:
لباس و آرایش قرمزرنگ شما را بیشتر اهل عمل می کند و پرمایه و مبتکر می سازد. استفاده از قرمز آتشین به شما علم و قدرت این را می دهد که حرف دلتان را براحتی بزنید و آنچه را دوست دارید به دنیا بگویید.

نارنجی پررنگ:
استفاده از این رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک می کند به شخصیت خود احترام بیشتری بگذارید. نارنجی پررنگ شما را تشویق می کند تا خودتان را قبول داشته باشید و آنها را که دوستشان دارید، تحسین کنید.

نارنجی:
رنگ نارنجی به شما احساس شهامت و بیباکی می دهد. این رنگ که گرمترین رنگ اتمسفر است نظم و ترتیبی را که نیاز دارید تا انتظارات غیرواقعی را از خود دور کنید به شما می بخشد.

طلایی:
استفاده از رنگ طلایی در لباس و آرایش یا وسایل منزل باعث می شود احساسات و سرزندگی شما بیدار شود. استفاده از رنگ طلایی به شما نیرویی می بخشد تا آن چیزی را که باعث خرسندی و رضایت خاطرتان می شود، پیدا کنید.
زرد:
رنگ زرد باعث می شود ذهنتان بیشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترین رنگ در طیف است ذهنی سیال تر و بازتر را برای شما خلق می کند.
این رنگ سبب می شود نقطه نظرات دیگران را بهتر بفهمید و سیاست بیشتری در زندگی خود اعمال کنید.
سیاه:
استفاده از این رنگ باعث می شود توانایی بیشتری در تمرکز کردن داشته باشید. استفاده از رنگ مشکی ، یعنی غیبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان می دهد.
در تاریکی ، افکار شما باطنی و درونی شده و بهتر می توانید برروان و احساسات درست خود تمرکز کنید.

قهوه ای:
لباس قهوه ای رنگ یا اتاقی که به این رنگ تزیین شده باشد، آگاهی و هوشیاری شما را افزایش می دهد. این رنگ به شما کمک می کند واقعیت هر موقعیتی را بهتر دریابید و بدانید چه چیزی برای شما بهترین خواهد بود.
سفید:
لباس یا دکوراسیون سفیدرنگ قدرت تحلیل شما را افزایش می دهد. استفاده از رنگ سفید که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادی و رهایی بیشتری می بخشد.
این رنگ هر موقعیت یا ارتباطی را که باعث می شود بتوانید از حل مشکلاتتان برآیید برای شما روشن می کند.

رنگ قرمز

این رنگ نشان میل شدید نسبت به چیزی یا کاری و نمادی از حسرت، تمایل و اشتیاق است .قرمز رنگ عشق و خون است. قرمز رنگ جنگ و جرات و جسارت است. قرمز رنگ نفسانیات و اعلام خطر است و سمبل عشق و تحرک. در بسیاری از کشورها از جمله ستانهندو رنگ لباس عروسی قرمز است. وبسیاری از کشو رها هم رنگ قرمز را رنگ شادی می‌‌دانند.

روانشاسی رنگ قرمز

انسان‌هایی که علاقه وافری به رنگ قرمز دارند در رده تیپ روانشاسی قرمز قرار می‌‌گیرند. قرمزها انسان‌های قدرتمندی هستند و از انرژی سرشاری برخوردارند.به گونه‌ای که ذخیره انرژی انها نا تمام به نظر می‌‌رسد. انها هیچگاه در ابتدا از سختی و سهولت کار پرسشی نمی‌کنند بلکه بی درنگ دست به کار می‌شوند. انان مدیرانی قوی، سر سخت، جاه طلب، حکم فرما و خواستار اولویت و ارجحیت هستند به گونه‌ای که هیچ ایراد و انتقادی هر چند کوچک نمی‌پذیرند. سبک رهبری آنان سلطه جویانه، ارباب گونه، ریاست طلبانه و گاه ستیزه جویانه و تجاوز کارانه است. انسان قرمز با کمال علاقه مدیریت و رهبری را به دست گرفته و نقشی تعیین کننده ایفا می‌کند. در اجتماع رخدادها قرار می‌گیرد و این کار رانیز با علاقه و تمایل انجام می‌‌دهد .

تیپ قرمز بسیار رک و صادق است. همسر مناسب این افراد. فردی از تیپ آبی است. یک زندگی خانوادگی آرام و هارمونیک برای این افراد تنها با تیپ آبی قابل درک است. چرا که آبی‌ها عقب می‌‌نشینند و فرمان پذیری می‌کنند تیپ قرمز در درون خود تصور اثبات شده نادرستی دارد و گمان می‌کند که هیچ مشکلی با دیگران ندارد. دلیل این واقعیت پنهان است که او معمولاً به نظرها و عقاید اطرافیانش گوش نمی‌سپارد و علاقه‌ای به شنیدن آنها ندارد.

قانون زندگی قرمزها می‌‌گوید: انسان می‌تواند هر آنچه را می‌‌خواهد بدست آورد. و خواستن توانستن است. شعار قرمز هاست .

قرمز رنگ انسان‌های تند خو و آتشین مزاج است که با کمی ناراحتی از کوره در میروند

قرمز رنگ متولدین فرودین است. تعداد بسیار کمی از متولدین برج قوچ رنگ قرمز را رنگ مورد علاقه خود نمی‌دانند

افسردگی نوجوانان

خرداد ۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

چه زمانی باید نگران فرزندان خود باشید؟؟؟

زمانی که فرزند نوجوان شما تا پاسی از روز میخوابد و زمانی هم که بیدار میشود کسل و خسته است و عموما بد خلق بوده و احساس دلتنگی میکند… خودش را در اتاقش پنهان میکند و از حضور در جمع اجتناب میکند ….

ایا فردی با چنین خصوصیاتی را نوجوان می نامند؟؟

متخصصین اعصاب بر این گمانند که مغز نو جوا نان به گو نه ای طراحی شده که دچار طلاطم و گردنکشی میشوند و در ان دوره از خانواده دوری می گزینند…

چنین تمایلاتی ممکن است منجر به جدا شدن فرزند از والدینشان شده و به دوستان خود بپیوندند

اما همان تمایلات مشابه میتواند بیان اینکه چه زمانی در فرایند رشد نوجوان میتواند منجر به افسردگی شده و درمان خاص خود را نیاز دارد… .

از هر ۱۲ نوجوان یک نفر به طور مشخص از افسردگی رنج میبرد… قبل از انکه به سن ۱۸ سالگی برسد…

زمانی که دختران به سن بلوغ میرسند  دو برابر پسران دچار افسردگی میشوند… تقریبا نیمی از نوجوانان افسرده که تحت درمان نیستند میل به خود کشی در انها دیده میشود که این سومین عامل مرگ و میر در این سنین است…

تفاوتهای اشکار و مهمی بین ناراحتی های عادی زمان رشد  و افسردگی وجود دارد…

یک جدایی درد ناک… طرد توسط هم سن و سالان…اخذ نمره پایین در مدرسهیا عدم پذیرش از سوی بزرگسالان میتواند غم و نا امیدی را برای چند روز در یک نوجوان به دنبال داشته باشد.

افسردگی میتواند برای هفته ها و ماه ها ادامه داشته و بر زندگی نوجوان مسلط شود و یا ممکن است بی هیچ دلیلی علایم ان در فرد ظاهر شود.

کودکان افسرده – منظور کودکانی که به دلیل بیولوژیکی در مقایسه با دیگران حساسیت بیشتر نسبت به استرس های محیطی دارند – اغلب اوقات احساس بد بختی میکنند و کمتر خوشحال هستند.
((اما افسردگی همیشه معادل غمگینی نیست))

نو جوان ممکن است این حالت را به صورت احساس خستگی/کسل بودن و یا سر درد و دل درد اظهار کند…به جای انکه  روحیه خود را بد توصیف کند.

انرژی/خواب و اشتها میتواند دچار اختلال شود.

برخی از کودکان افسرده در کلاس درس در ارتباط با دوستان و خانواده ضعیف عمل میکنند.در حالی که برای نوجوانان تفکر در مورد اخلاقیات و معنای زندگی امری طبیعی به شمار می اید… اما تمایل به خود کشی یا فکر مرگ در یک نوجوان امری غیر طبیعی است. به داروهای ضد افسردگی نباید بعنوان یک نوشدارو  و یا بعنوان یک سم نگاه کرد.

اما این داروها میتوانند در درمان کودک افسرده بکار روند…

نگرانی شایعی که در مورد این نوع داروها وجود دارد / بلا فاصله بعد از شروع مصرف داروهای ضد افسردگی  / در برخی از کودکان بیشتر حالت اظطراب و بی قراری دیده میشود و در برخی نیز افکار خودکشی افزایش میابد.

اما افسردگی به خودی خود  تبعات خطرناکی دارد . یکی از پیامدهای افسردگی : میل به خودکشی است و میتواند بهبود سلامتی انسان را به تاخیر بیاندازد

هر نوجوانی درمان با داروهای ضد افسردگی را باید بر اساس تجویز و نسخه پزشک شروع کند و خانواده باید به طور همزمان اثرات دارو را روی نوجوان بررسی کند که ایا  حال عمومی او بهتر شده است یا خیر …

درمان دارویی تنها بخشی از روش و راه درمان است.معیارهایی برای سنجش میزان بهبود درمان بیماری افسردگی وجود دارد.نتایج تحقیقات نشان داده است که تمرینات معتدل ایروبیک میتواند  علایم افسردگی را تقریبا در نیمی از نوجوانان و بزرگسالان تخفیف داده و بهبود ببخشد.

خواب خوب و داشتن عادات غذایی مناسب میتواند در بهبود روحیه فرد بسیار مفید باشد…بهره گیری از روان درمانی در کشف ریشه و علل افسردگی میتواند بسیار موثر باشد تا از احساس درماندگی و رها شدگی بیرون بیایند و راه هایی را برای انکه هر چیزی در سر جای خود قرار گیرد به نوجوان ارائه میکند.

وقتی که نوجوان به فعالیتی که برایشان با ارزش بوده و مورد علاقه شان است می پردازند و فعالیتهای خیر خواهانه مانند کمک به دیگران و امور خیریه میتواند در بهبود وضعیت روحی انان بسیار مؤثر باشد.

مطالعات ثابت کرده است که رفتارها و فعالیتهای نوع دوستانه/بخش تشویقی و انگیزشی مغز انسان را فعال میکند.

در اینده احتمال دارد داروهای ضد افسردگی بهتری تولید شود که ابزارهای مفید تری برای تشخیص و درمان کودکان باشد/ اما هم اکنون این امکان برای نوجوانان وجود دارد که بیاموزند چگونه ارتباطات خود را تثبیت کنند… با حمایت و پشتیبانی از نوجوانان در چنین شرایطی می توان دوران انتقال از کودکی به نوجوانی را برای انان ساده تر و به انها کمک کرد تا زتدگی سرشار از نشاط و انرژی را در دوران بزرگسالی بسازند.

چگونه اعتماد به نفس کودکمان را افزایش دهیم؟

خرداد ۲, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي, راهنماي خانواده

ارج نهادن به موفقیتهای کودک و محبت بی قید و شرط راهکاری موثر در تقویت اعتماد به نفس اوست.

به گزارش  وب دا، عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه اعتماد به نفس به معنای ارزیابی عاطفی و شناختی فرد نسبت به توانایی ها و نقاط ضعف خود است، اظهار داشت: در این راستا والدین نقش مهم و موثری را در تقویت اعتماد به نفس فرزندان خود ایفاء می کنند.

دکتر عاطفه سلطانی فر با اشاره به اینکه والدین باید موقعیت هایی را برنامه ریزی کنند تا کودک بتواند احساس موفقیت را تجربه کند، اظهار داشت: تشویق فعالیت های مثبت کودکان و تلاش وی برای انجام وظایفش اثر بسیار مطلوبی برحفظ انگیزه برای ادامه تلاش و بهبود اعتماد به نفس کودک دارد.

فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان با تاکید بر اینکه محبت بدون قید و شرط خود را به کودکان نشان دهید و اجازه دهید آنها بدانند که ارزشمند و دوست داشتنی هستند، تصریح کرد: اینکار را به شیوه های گوناگون مانند صرف وقت با کودک، انجام فعالیت های مثبت و لذت بخش همراه با وی، استفاده از کلام محبت آمیز و ابراز علاقه به وی می توانید انجام دهید.

عضو مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: وظایف آسان را به کودکان واگذار کنید تا کودک به خوبی از عهده آن برآید و به تدریج بر دشواری وظایف بیفزایید. در هر مرحله تلاش کودک رابرای انجام وظیفه اش تحسین کنید .

دکتر عاطفه سلطانی فر با اشاره به اینکه کودکان در سنین ۳ تا ۵ سالگی به صورتی فزاینده با والدین خود همانند سازی می کنند و آنها را الگوی موفقیت و توانایی خود می دانند، خاطر نشان کرد: الگوی واقعی خوش بینی و اعتماد به نفس مثبت برای فرزندتان باشید و اگر احساس می کنید بیش ازحد معمول خسته، افسرده یا مضطرب هستید، یا اعتماد به نفس کافی ندارید حتما برای داشتن احساس بهتر نسبت به خود و ارائه الگوی مناسب برای فرزندانتان در جستجوی راه حل باشید.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه زمانی که کودک احساس شکست یا درماندگی می کند والدین باید مداخله کنند، اظهار داشت: درسال های قبل از دبستان، کودکان به احساس طرد شدن یا ناکامی بسیار حساس هستند آنها موضوعات را سیاه یا سفید می بینند و بسیاری مواقع پیچیدگی احساسات خود را درک نمی کنند زمانی که کودک احساس ناکامی یا شکست می کند با وی همدلی کنید. سپس به او کمک کنید تا موارد مثبت یا موفقیت آمیز را درموقعیت های دیگر به یاد آورد و درحل مشکل فعلی به او یاری دهید. این کار را با استفاده ازتوانایی های کودک و تشویق تفکر درباره ی راه حل های ممکن توسط خود او انجام دهید.

کمبود عاطفی و سهولت دسترسی؛ عوامل مصرف سیگار در بین نوجوانان

اردیبهشت ۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روان شناس سلامت گفت : سیگار دروازه ورود به مصرف مواد مخدر سنگین است که کمبود عاطفی و سهولت دسترسی به آن از مهمترین عوامل مصرف آن است.

فتح الله محمدیان در گفت وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: زمینه زیستی، فرهنگ خانواده و جامعه، تنشهای خانوادگی از جمله عوامل تاثیر گذار در گرایش نوجوانان به سیگار و مصرف مواد مخدر سنگین است.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه آسایش روانی در خانواده در جلوگیری از گرایش نوجوان به سیگار نقش موثری دارد تصریح کرد: وقتی آشفتگی و هرج و مرج در خانواده به وجود بیاید فرزند از محبت کمتری برخودار می شود، و ساده ترین راه را برای جبران کمبود عاطفی خود در سیگار می بینند.

این دانشجوی دکترای روانشناسی سلامت همچنین ادامه داد: اگر خانواده شرایطی فراهم کنند تا فرزندان خود را تا سن ۲۱سالگی از گرایش به مصرف سیگار نجات دهند ار این سن به بعد جوان قدرت “نه گفتن” به گروه همسالان خویش را پیدا خواهد کرد و احتمال خیلی کمی دارد به سمت مواد مخدر گرایش پیدا کند.

محمدیان با بیان اینکه بنابر تحقیقات انجام شده اگر مادر خانواده ضد سیگار باشد فرزندان هم ضد سیگار می شوند خاطر نشان کرد: موضوعی در بین نوجوانان بخصوص پسران وجود دارد، که با سیگار کشیدن برای خود ایجاد هویت بزرگ منشی می کنند، که این عمل منفی علاوه بر اینکه برای نوجوان ایجاد هویت بزرگ شدن را ندارد بلکه پیامدی بسیار خطر ناک در پی خواهد داشت.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه کمبود امکانات برای گذراندان اوقات فراغت نوجوانان یکی دیگر از عوامل گرایش به طرف سیگار می شود تصریح کرد: با دسترسی آسان و راحت به امکانات تفریحی و فرهنگ سازی مناسب و سوق دادن جوانان به طرف سرگرمی های درست و سالم می توان با این معضل مقابله کرد.

وی به قیمت پایین سیگار در کشور اشاره و خاطر نشان کرد: در جامعه ای که هر کسی در هر سنی به راحتی می تواند سیگار بخرد نباید انتظار داشت این معضل در جامعه کمتر شود و باید دولت تمهیداتی بیندیشد که سیگار در مراکزی خاص و به گروه های سنی خاصی فروخته شود.

وی با بیان اینکه هنوز دید منفی به مصرف سیگار در جامعه ما شکل نگرفته است اظهار کرد: مدارس یکی از جایگاه های است که می تواند نگرش منفی در بین نوجوانان نسبت به سیگار ایجاد کرد که این موضوع رسالت معلمان و آموزش و پرورش را بیشتر می کند.

محمدیان به تاثیر شیوه های آموزشی در تبیین ضررهای سیگار و مواد مخدر اشاره و تصریح کرد : اگر به جای سخنرانی های طولانی و کم تاثیر، از هنر عکس و فیلم در مکان های پر مخاطب و بخصوص مدارس استفاده شود بهتر می توان نگرش منفی نسبت به سیگار را در بین نوجوانان ایجاد کرد.

استرس عاملی برای ایجاد پارکینسون

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک متخصص بیماری های مغز و اعصاب گفت: استرس، ضربه های مکرر به مغز و سابقه خانوادگی از مهمترین دلایل ایجاد بیماری پارکینسون در افراد است.

دکتر سید مسعود نبوی در گفت وگو با خبرنگار سلامت ایسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه بیماری پارکینسون یک بیماری پیش رونده است، اظهار کرد: این بیماری با اختلالات حرکتی و از بین رفتن سلول های مغزی دوپامین که برای حرکت بسیار ضروری است، ایجاد می شود.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به علائم این بیماری بیان داشت: کندی و کم شدن حرکات، خشکی در اندام ها، سفتی عضلات، لرزش بدن و عدم ثبات در راه رفتن و ایستادن از علائم این بیماری است که اغلب از سن ۶۵ سال به بالا بروز پیدا می کند.

این عضو هیات مدیره انجمن مغز و اعصاب ایران در خصوص دلایل ایجاد این بیماری گفت: عامل ژنتیک در بیماران پارکینسون تاثیر بیشتری دارد و دلیل اصلی این بیماری محسوب می شود اما عوامل محیطی نیز می توانند نقش موثری داشته باشند.

وی در ادامه اظهار داشت: تاثیر عوامل محیطی کاملا ناشناخته و نامعلوم است ولی تاثیر مواد سمی و سموم کشاورزی، سرما و آب های آلوده مشخص شده است.

دکتر نبوی در مورد علائم این بیماری بیان داشت: افسردگی، اختلالات شناختی، اختلال در کار حافظه، سردرد، فشا خون و اختلالات گوارشی (یبوست) از علائم بیماری پارکینسون است.

وی درمورد درمان این بیماری اظهار داشت: درمان دارویی قطعی برای این بیماری وجود ندارد و داروهایی که دوپامین مغز را بیشتر کند و موجب سرعت بهتر و لرزش کمتر شود توصیه می شود.

این متخصص بیماری های مغز و اعصاب با اشاره به دستگاه جدید که برای درمان این بیماری استفاده می شود، گفت: دستگاه دیبی اس یا تحریک عمقی مغز برای بیمارانی کاربرد دارد که به درمان دارویی پاسخ منفی داده اند و عملکرد بدنشان بهبود پیدا نکرده است.

دکتر نبوی در ادامه افزود: این دستگاه در مورد تمام بیماران کاربرد ندارد و تنها در مورد بیمارانی کاربرد دارد که حرکات شدید و اضافه در بدن دارند.

این عضو هیات علمی دانشگاه با اشاره به راه های دیگری که به بیماران پارکینسون کمک می کند اظهار داشت: گفتار درمانی و کارهای توانبخشی در بهبود بیماری موثر است و حرکات و لرزش ها را کاهش می دهد.

وی در ادامه تصریح کرد: در کنار درمان دارویی می توان از فیزیوتراپی نیز بهره گرفت اما تاثیر آن به مراتب کمتر از اقدامات توانبخشی می باشد.

فشارهای روانی باعث افزایش عفونت در خون می شوند

فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

تحقیقات جدید در آمریکا ثابت کرد که فشارهای روحی و روانی مداوم باعث افزایش میانگین بروز عفونت در خون و ابتلا به بیماری می شوند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از نشریه مغز، رفتار و ایمنی آمریکا، این تحقیقات حاکی است: فشار مزمن و مداوم ناشی از شوک های روحی و روانی میانگین بروز عفونت ها در خون انسان را افزایش می دهد که این امر به نوبه خود باعث بالارفتن خطر ابتلا به بیماریهای خطرناک به ویژه بیماریهای قلبی می شود.

این تحقیقات را گروهی از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سن فرانسیسکو آمریکا از ۱۰۰۰ فرد ۴۵ تا ۹۰ سال انجام دادند.

پژوهشگران ارتباط بین میزان ضربه های روحی و روانی شدید و میانگین عفونت را در بدن این افراد بررسی کردند و دریافتند قرار گرفتن انسان در مرض فشارهای مداوم در سالهای طولانی باعث افزایش سطح عوامل بروز عفونت در خون می شود.

این تحقیقات تاکید کرد: باید بیماران قلبی بیش از دیگران به این نتایج توجه کنند زیرا آنها اساساً سطح بالایی از عوامل بروز عفونت را دارا هستند.

آموختن، بهترین راه درمان افسردگی و فشار روانی است

فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

تحقیقات جدید پزشکی نشان می دهد که تامل و آموختن برخی مهارتهای تفکر بهترین راه برای درمان افسردگی، نگرانی و فشارهای روانی روزانه است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از نشریه “Emotion آمریکا، این تحقیقات حاکی است: فواید بیشمار تامل، اندیشیدن و استراحت تنها به شخصیت خود انسان و سلامت روانی او محدود نمی شود بلکه پژوهشگران دریافته اند که این امر جنبه عاطفی انسان را تقویت کرده و احساس عطوفت و مهربانی او درقبال دیگران را افزایش می دهد.

به گفته پژوهشگران، این امر همچنین قدرت انسان را در ارتباط گیری با دیگران بالا می برد. احساس افسردگی را کاهش می دهد و احساس نگرانی، تنش و فشارهای روزانه را به خود فرد می شناساند.

این تحقیقات زیر نظر گروهی از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو آمریکا از ۸۲ هزار معلم زن ۲۵ تا ۶۰ سال انجام شد و همه آنها تحت برنامه فشرده انجام برخی از تمرین ها و مهارتهای تفکر و تامل قرار گرفتند.

پژوهشگران مخصوصاً قشر معلم را برای تحقیقات خود انتخاب کردند زیرا شغل آنها از بیشترین شغل های دارای فشار روانی روزانه است و همچنین این معلم ها می تواند ساز و کارها و راهبردهای تعیین شده را فوراً در شغل خود اجرا و آن را همچنین به دانش آموزان منتقل کنند.

این برنامه فشرده درباره تمرکز و مهارت های اندیشیدن، تامل و تمرین چگونگی برخورد با موقعیت هایی است که احساس عطوفت و مهربانی نسبت به دیگران را به همراه دارد.

نتایج این تحقیقات نشان داد که معلم ها بعد از سپری کردن این تمرین ها آرامش بیشتری گرفتند و رابطه خوبی درباره وضعیت های عاطفی برقرار کردند و توانستند عواطف و احساسات خودشان نسبت به دیگران و همچنین عواطف و احساسات دیگران درقبال خودشان را بهتر درک کنند و روابط جدید خوبی را با دیگران شکل دهند.

آب بازی شیوه ای برای پرورش خلاقیت کودکان

بهمن ۲۱, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

بازی با آب یکی از بهترین، اساسی ترین و لذت بخش ترین کارهایی است که کودکان انجام می دهند. آب جذبه ای سحرآمیز برای آنها دارد. کودکی که با آب بازی می کند، در حال یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و فرو رفتن در زمین است. این کودک پس از آنکه به عنوان موجودی کوچک در دنیایی بزرگ، یک روز سخت را پشت سر گذاشت، با آب بازی آرامش می یابد.

آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی ها، فشارها و تنش ها رهایی یافته و احساس آرامش می کند. چون کودکان آب بازی را بسیار دوست دارند از این طریق می توان مفاهیم و مطالب بسیاری را به آنها آموخت و موجبات رشد مهارت ها و توانایی های مختلف آنها را فراهم ساخت.

● رشد توانایی ها و مهارت های مختلف کودکان به وسیله آب بازی:

الف) رشد خلاقیت و ابتکار:

آب بازی کمک می کند تا بچه ها افکار خلاقشان را رشد بدهند. از آنجا که آب بازی جذابیت بسیاری برای کودکان دارد، آنها ساعت ها وقتشان را صرف آن می کنند. والدین و مربیان می توانند به وسیله بازی های متنوع و از طریق پرسش های مختلف، تفکر خلاق را در کودکان پرورش دهند. بعضی از این پرسش های پرورش دهنده:

۱) چطور باران در آسمان شکل می گیرد؟

۲) چه چیزهایی در آب شناورند و چه چیزهایی زیر آب می روند؟

۳) چطور باران و برف در آسمان شکل می گیرد؟

۴) چه چیزهایی با آب می پزند؟

بعضی از بازی های پرورش دهنده خلاقیت عبارتند از:

۱) اشیا گوناگونی به کودک بدهید که آن را داخل آب قرار داده، ببینید که آیا فرو می رود یا روی آب شناور می ماند و درباره آن صحبت کنید”چه اتفاقی می افتد؟” اوه نگاه کن روی آب ایستاده شنا می کند” “نگاه کن، آن یکی پایین رفت، زیر آب”

۲) دو ظرف هم حجم با شکل ظاهری متفاوت انتخاب کنید یکی از ظرف ها را پر از آب کرده و آب آن را در ظرف دیگری بریزید تا کودکان متوجه حجم یکسان هر دو ظرف شوند.

ب) رشد شناختی:

کودکان بر اثر کسب تجربه با آب بازی یاد می گیرند که بعضی اشیا در آب فرو رفته و بعضی روی آن شناور می مانند (سنگ، چوب، پلاستیک، فلز و …) بعضی اجسام مثل: اسفنج، پارچه و کاغذ آب را به خود جذب می کنند و بعضی مثل پلاستیک آب را اصلابه خود جذب نمی کنند. کودک از طریق آب بازی با منابع اب مانند: چشمه، قنات، رود، دریا و دریاچه آشنا می شود.

ج) رشد عاطفی و هیجانی:

کودکان عاشق آب بازی هستند. در آب بازی کودکان آرامش یافته و احساس قدرت می کنند. آب بازی باعث بر انگیختن کنجکاوی کودکان شده و از نظر عاطفی برایشان ارضاء کننده است.

د) رشد گویایی و افزایش گنجینه واژگان:

زبان جزیی از وجود هر شخص می باشد و محتوای زبانی نه تنها برای ارتباط بلکه برای کمک به تفکر فرد مهم است. کودکان از طریق آب بازی با واژه های جدیدی آشنا می شوند که کمک به تقویت گنجینه لغات آنها می نماید و مفاهیم زیادی مانند: شناکردن، ریختن، شناور شدن، زیر آب رفتن، موج، برف، رود، یخ، دریا و …. را یاد می گیرند.

هـ) ایجاد هماهنگی بدنی:

کودک می آموزد که هنگام پر کردن دو ظرف هماهنگی چشم و دست لازم است. تسلط بر حرکات ظریف در یادگیری برای ریختن، فشار دادن، تعادل و … یکی از ویژگی های آب بازی است.

و) رشد اجتماعی:

کودکان به هنگام آب بازی یاد می گیرند که چطور با دیگران رابطه برقرار کنند و به وسیله آب بازی حس تعاون، همکاری، مشارکت، اطاعت از قوانین و مقررات بازی، رعایت نوبت و انعطاف پذیری را یاد می گیرند.

● مکان آب بازی برای کودکان

آب بازی را می توان در فضای باز و بسته انجام داد. آب بازی در فضای باز راحتر است. در غیر اینصورت در فضای بسته باید کفپوش مناسبی مورد استفاده قرار گیرد. موزاییک، آسفالت یا کاشی مشبک (حجم دار) می تواند مفید باشد، زیرا در صورت خیس شدن می توان به آسانی آن را خشک کرد. محل آب بازی باید جایی انتخاب شود که مقدار آب ریخته شده از ظرف به داخل چاه فاضلاب برود (کف اتاق یا محل آب بازی باید چاه فاضلاب داشته باشد).

● ظروف و لباس آب بازی برای کودکان

ظرف مخصوص آب بازی باید در کنار لوله های آب باشد تا برداشتن آب آسان تر باشد. اگر آب بازی به صورت شنا یا دست و پا زدن نباشد، پیش بندهای پلاستیکی برای محافظت لباش کودکان بهترین وسیله است، بهتر است پیراهن کودکان آستین کوتاه باشد تا کودک راحتر بازی کند.

● وسایل آب بازی برای کودکان

۱) طشت بزرگ یا وان حمام پر از آب.

۲) نی نوشابه، آبپاش، لوله، قیف (وسایلی که آب در آنها نمی ماند)

۳) انواع بطری های خالی پلاستیکی مانند: بطری شامپو، مایع ظرفشویی، قوری پلاستیکی و … (وسایلی که وقتی داخل آب قرار می گیرد حباب ایجاد می کند)

۴) همزن های پلاستیکی، سرنگ های بدون سر سوزن، قطره چکان، رنگ های خوراکی به منظور تغییر رنگ آب.

۵) اسفنج، دستمال کاغذی، قرقره، قاشق و انواع وسایل و اسباب بازی هایی که در آب فرو رفته و یا روی آن شناور می مانند.

۶) عروسک، لباس و پارچه برای شست و شو و چگونگی شستن و نظافت اعضای بدن.

۷) صابون یا پودر لباسشویی برای تولید کف و انجام بازی های متفاوت با آن.

● راه های بازی با آب برای کودکان

راه های متنوعی برای بازی با آب وجود دارد که در ذیل به اختصار به چند نمونه اشاره می کنیم:

۱) یک ظرف بزرگ پر از آب با تعدادی اسباب بازی برای کودکتان در نظر بگیرید تا بتواند تجربیاتی با عروسک پلاستیکی شناور و ماشین کوچک غیر شناور، یک تکه چوب، یک تکه صابون و چند قطعه یخ شناور داشته باشد.

۲) یک تنگ پلاستیکی شفاف را پر از آب کنید و به کودک نشان دهید که از پشت تنگ آب، دستهایش چقدر بزرگ دیده می شوند.

۳) چندین ظرف پلاستیکی کوچک را با آب رنگ پر کرده و در فریزر بگذارید تا یخ ببندند. این یخ ها می توانند به منزله آجرهایی در قلعه برفی باشند یا می توانند به آرامی در وان یا استخر آب شوند.

۴) از ظروف مخصوص اسپری برای آبپاشی کردن می توانید استفاده کنید. کودک می تواند برای مثال قسمتی از دیوار خانه را رنگ بزند یا با آبپاش یا اسپری، چمن ها و گیاهان را آبیاری کند.

● نکات ایمنی برای آب بازی:

۱) کودکان خردسال معمولاً در آبی به عمق کم نیز ممکن است غرق شوند، وقتی آنها در کنار هر نوع آب از وان حمام گرفته تا حوض، از جوی گرفته تا استخر و حتی وقتی کنار آکواریوم هستند، آنها را زیر نظر بگیرید.

۲) از ظروف نشکن برای اب بازی استفاده کنید، هرگز ظرفی با جنس شیشه، سرامیک، سفال یا چینی و سایر مواد شکننده به کار نبرید.

۳) برای نگهداری و مراقبت از بچه های خردسال هرگز به کودکان بزرگتر اعتماد نکنید.

۴) حتی بهترین شناگران بزرگسال نیز ممکن است دچار گرفتگی عضلانی شوند، از این رو احتیاط را رعایت نموده و مراقب باشید تا آنها دچار حادثه نشوند.

۵) هیچ کودک زیر ۸ سالی نباید بدون حضور بزرگتر وارد آب شود.

۶) در کنار سواحل دریا مراقب کودکان باشید، حتی اگر شناگران قابلی هستند، به آنها اجازه ندهید بدون همراهی شما وارد آب شوند.

۷) وان یا ظرف اب بازی را بعد از اتمام بازی همراه با کودک خالی کنید. تمیز کردن این ظروف قسمتی از مکاشفه کودک است. همراه با او خالی شدن آب را ببنید و شگفت زده شوید.

۸) شنا کردن را هر چه زودتر به کودک بیاموزید و به یاد داشته باشید حلقه های بادی و کمربندهای نجات الزاماً جلوی غرق شدن کودک را نمی گیرند.

پورتال سیمرغ ( www.seemorgh.com )

با توقع زیاد از فرزندان، آینده آنها را تباه نکنید!

بهمن ۱۱, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک دکترای روانشناسی معتقد است: آرزوهای خارج از حد توان موجب قربانی شدن اهداف مناسب در زندگی می شود.

دکتر بدری السادات بهرامی در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا ـ منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینکه برای تعیین هدف و راه و روش صحیح در زندگی داشتن علاقه، به تنهایی کافی نیست، گفت: شرط کسب موفقیت در هر رشته، داشتن استعداد خاص در آن زمینه است.

وی با اشاره به اینکه والدین باید در انتخاب هدف مناسب، چگونگی درست آرزو کردن را به فرزندان خود بیاموزند، گفت: گاه به تصور اینکه خواستن توانستن است ممکن است فرزندان را تشویق کنید در راه مورد علاقه خود تلاش کنند درحالی که باید با ارزیابی صحیح و شناسایی توانایی واقعی فرزند، به وی بیاموزید راهی را انتخاب کند که قادر به انجام آن باشد.

این مدرس دانشگاه شهید بهشتی با تاکید بر اینکه موفقیت فرزندان با انتخاب راه مناسب موجب افزایش اعتماد به نفس آنان می شود، گفت: توقع زیاد از فرزندان موجب تباهی آینده شان می شود.

دکتر بهرامی با بیان اینکه آرزوهای خارج ازحد توان موجب قربانی شدن اهداف مناسب در زندگی می شود، یادآور شد: باید ارزیابی کنید رسیدن به آرزو به چه قیمتی تمام می شود. صرف وقت جهت تحقق آرزوها ممکن است موجب تحلیل انرژی و قربانی شدن روابط خانوادگی شود.

این روانشناس با تاکید بر اینکه مراقب باشید تا دچار خیال پردازی نشوید، گفت: بهتر است از تفکرات و خیال پردازی به عنوان طرح ذهنی برای حرکت مثبت استفاده شود تا به طرح ها رنگ داده شود.

دکتر بهرامی خاطر نشان کرد: باید به فرزندان بیاموزید با واقعیت زندگی کنند و در جهت کسب مهارت هایی که بالقوه توانایی دارند تلاش کنند تا به آرامش و صلح درونی برسند.

تحت فشار قرار دادن فرزندان برای کسب نمره عالی در امتحان نتیجه منفی دارد

یک روان پزشک گفت: تحت فشار قرار دادن فرزندان از سوی والدین برای کسب نمره عالی در امتحان موجب بروز استرس و اضطراب در آن ها می شود.

دکتر عارفه مبشر در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه خوزستان، اظهار کرد: درس نخواندن و مطالعه ناکافی دروس در فصل امتحانات موجب ایجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان و دانشجویان می شود. وجود استرس و اضطراب در حد طبیعی در ایام امتحانات لازم و مفید است، ولی نباید از حد طبیعی فراتر رود.

وی افزود: دانش آموز و یا دانشجویی که اضطراب شدید دارد و در جلسه امتحان دچار لرزش، تپش قلب و عدم تمرکز حواس می شود به درمان نیاز دارد و باید به روانپزشک مراجعه کند.

مبشر تصریح کرد: برخی از افراد مضطرب هنگام مراجعه به روانپزشک داروی روانگردان و انرژی زا مطالبه می کنند و بر این باورند که این داروها تمرکز آن ها را افزایش می دهد. مصرف داروهای روانگردان تمرکز فرد مصرف کننده را به طور موقت افزایش می دهد، ولی با گذشت زمان نتیجه منفی خواهد داشت و مشکلاتی روحی و روانی مانند افسردگی و کاهش تمرکز را به دنبال دارند.

این روان پزشک خاطرنشان کرد: برخی افراد تصور نادرستی دارند و فکر می کنند که مصرف داروی مخدر شیشه، ذهن آن ها را قوی تر می کند. این یک باور نادرست است و مصرف شیشه عواقب وخیمی بر جسم و روح انسان دارد.

مبشر با هشدار به والدین، تاکید کرد: انتظار بیش از حد از فرزندان و تحت فشار قرار دادن آن ها برای کسب نمره عالی نتیجه منفی دارد. توقع بیش از حد والدین موجب بروز استرس و اضطراب در فرزندان می شود.

وی با اشاره به اهمیت تغذیه مناسب در فصل امتحانات، گفت: به دانش آموزان و دانشجویان توصیه می شود در فصل امتحانات مصرف میوه و آجیل را در برنامه غذایی خود بگنجانند. همچنین ساعت خواب، به ویژه در شب امتحان نباید از شش ساعت کمتر باشد. گرسنگی موجب کاهش قند خون می شود و به این ترتیب تمرکز دانش آموز کاهش می یابد به همین دلیل وعده صبحانه اهمیت می یابد.

روش های دور زدن تنهایی پس از طلاق

دی ۲۵, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

احساس تنهایی بعد از طلاق فقط به خاطر این نیست که شما همسرتان را از دست داده اید، بلکه به این دلیل است که شما پس از طلاق علاوه بر همسرتان، خانواده او و دوستان مشترک تان و حتی برخی از دوستان شخصی خودتان را از دست داده اید.

اینکه زمان تولدتان تعداد آدم هایی که به شما تبریک می گویند بسیار کمتر از گذشته شده و زمانی که به کمک نیاز دارید تعداد دوستانی که می توانید به آنها مراجعه کنید کمتر از گذشته است بسیار آزاردهنده است و می تواند موجب افزایش رنج روحی تان شود.

راهبردهای زیر که چکیده ای از مشاوره های روان شناسان برجسته آمریکایی متخصص در حوزه طلاق است، می تواند در این زمینه به شما کمک کند.

۱ با دوستان و خانواده تان باشید

زمانی که شما واقعا احساس تنهایی می کنید، کارهای که می توانید انجام دهید، اتکا به خانواده و دوستانی است که هنوز در کنارتان هستند. سعی کنید با آنها ارتباط داشته باشید. می توانید با آنها به پارک، رستوران یا مکان تفریحی بروید. این کار به شما امکان می دهد که بتوانید با آنها از احساس ها و رنج هایتان صحبت کنید.

ارتباط برقرار کردن با دوستان و خانواده به شما نشان می دهد که دقیقا از چه افکار، تجربیات و احساس هایی رنج می برید و همین شناخت تا حد زیادی به شما کمک خواهد کرد. برخی از افراد طلاق گرفته به این دلیل به انزوا پناه می برند که حوصله بودن در جمع را ندارند و احساس می کنند ممکن است با حضورشان در جمع افراد دیگر را نیز ناراحت کنند. ولی دوستان و خانواده شما که در کنار تان باقی مانده اند، شما را درک می کنند و متوجه هستند که شما مانند سابق حوصله ندارید. بنابراین به دلیل بی حوصلگی تان خود را گناهکار ندانید. اگر در این زمان بی حوصله نبودید جای تعجب داشت.

۲ – کار تازه ای را شروع کنید.

چیز دیگری که شما می توانید برای مقابله با تنهایی انجام دهید، شروع یک کار تازه است. این روش مهمی برای متمرکز کردن توجه تان به چیز دیگری غیر از تنهایی است. شما می توانید در کاری که تخصص آن را دارید، به شروع یک طرح تازه فکر کنید یا به کلاس های آموزشی یا هنری بروید. می توانید در یک گروه خیریه داوطلب شوید یا هر کار دیگری که به شما امکان می دهد به آن توجه کنید و بر چیز دیگری متمرکز شوید، انجام دهید. پرداختن به کاری که به موضوع طلاق یا تنهایی تان ارتباط ندارد، روشی مهم برای آغاز فرایند درمان تنهایی و غلبه بر فقدان شبکه های حمایت پیش از طلاق است.

۳ – به یک گروه بپیوندید.

اگرچه دوستان و خانواده برخی اوقات می توانند از شما حمایت زیادی کنند، اما برخی اوقات شما برای صحبت با آنها درباره تجربیات یا تنهایی تان راحت نیستید. انتخاب دیگر، پیوستن به گروه از افرادی است که طلاق گرفته اند.

این کار به شما امکان می دهد با کسانی که تجربیات مشابه شما داشته اند یا افرادی که در حال حاضر در شرایط شما هستند، صحبت کنید. این کار امکان ارائه بازخورد احساسات و افکارتان را به شما می دهد.

شما می توانید با پیوستن به این گروه ها دوستان خوب جدیدی نیز پیدا کنید که با شما هم زبان هستند.

عضویت در این گروه ها می تواند امکان فعالیت های مشترکی همچون مسافرت های گروهی یا فعالیت های اقتصادی یا علمی مشترک را به همراه داشته باشد.

۴ – به روان شناس یا مشاور مراجعه کنید.

مشاوره با روان شناس یا مشاور خانواده نیز می تواند در شناخت علت های رنج هایتان و حل آنها به شما کمک کند.

ماهنامه سپیده دانایی

کودکان‌ لوس

هر خانواده‌‌ای در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد. کودکان‌ بر اساس‌ این‌‌که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریبا ثابت‌ و دائمی ‌برای‌ آنها به‌‌وجود می‌آورد و تعیین‌‌کننده نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می‌‌باشد.

هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ داده شود. رشد اجتماعی‌ کودکان‌ یکی‌ از حیطه‌های رشدی‌ است‌ که‌ دقیقا به‌ ما نشان‌ می‌‌دهد آیا فرزند مطابق‌ با سن‌ تقویمی‌یا شناسنامه‌‌ای‌ خود رفتار می‌‌کند یا خیر؟ و اگر مطابق‌ با سن‌ شناسنامه‌‌ای‌ رفتار نمی‌کند چه‌ دلایلی‌ برای‌ این‌ مساله‌ وجود دارد و رفتارهای‌ او چگونه‌ شکل‌ گرفته‌ است؟

یکی‌ از سبک‌های‌ غلط‌ رفتاری‌ کودکان، ناتوانی‌ در ایجاد و برقراری‌ رابطه‌ سالم‌ با همسالان‌ است؛ یعنی‌ کودکانی‌ وجود دارند که‌ راه‌های‌ برقراری‌ ارتباط‌ سالم‌ را نمی‌دانند. این‌ گروه‌ از کودکان‌ بعضا تحت‌ عنوان‌ «کودکان‌ لوس» نامگذاری‌ می‌شوند.

چرا کودکان‌ لوس‌ می‌‌شوند؟

یکی‌ از دلایل‌ لوس‌ شدن‌ کودکان‌ روش‌‌های‌ غیرقابل‌ قبول‌ والدین‌ به‌ لحاظ‌ تربیتی‌ است. والدین‌ محبت‌‌کننده افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌گیرند، صرفا با محبت‌های‌
بی‌‌حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد.
نقش‌ تشویق‌ و تنبیه‌ در تربیت‌ کودک‌
تشویق‌ و تنبیه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربیتی‌ هستند و
بایستی‌ ویژگی‌هایی‌ داشته‌ باشند تا موثر واقع‌ شوند. این‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌‌موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، می‌‌توانند از لوس‌ شدن‌ کودکان‌ جلوگیری‌ کنند. معمولا کودکان‌ لوس، والدین‌ تسلیم‌شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌های کودک‌ فورا تسلیم‌ می‌شوند و
هر آنچه‌ که‌ او طلب‌ کند، برایش‌ فراهم‌ می‌کنند. در خانواده‌ای‌ که‌ کودک‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ می‌شود، اثری‌ از روش‌های‌ تنبیهی‌ مناسب‌ دیده‌ نمی‌‌شود. یعنی‌ چنانچه‌ کودک‌ کار اشتباهی‌ مرتکب‌ شود یا این‌‌که‌ بخواهد تعیین‌کننده‌ باشد و به‌ والدین‌ خود دستور دهد یا این‌‌که‌ با داد و فریاد و عصبانیت‌ حرف‌ خود را به‌ کرسی‌ بنشاند، در این‌ خانواده‌ هیچ‌‌گونه‌ روش‌ مناسبی‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتارها و جهت‌دهی‌ به‌ آنها وجود ندارد. این‌ نوع‌ خانواده‌ها از لحاظ‌ روانشناسی به‌ خانواده‌های‌ محبت‌کننده افراطی آزادگذارنده‌ معروفند؛ خانواده‌هایی‌ که‌ بی‌‌نهایت‌ توجه، محبت‌ و محافظت‌ در مورد فرزندان‌ خود دارند و در عین‌ حال‌ آنها را برای‌ انجام‌ هرگونه‌ عملی‌ آزاد می‌‌گذارند.این‌ مساله‌ بسیار اهمیت‌ دارد که‌ میزان‌ مقاومت، ایستادگی‌ و انعطاف‌ خود را در برابر فرزندانمان‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم. بعضی‌ از والدین‌ پس‌ از مقاومتی‌ کوتاه‌ در مقابل‌ تقاضاهای‌ فرزند، تسلیم‌ می‌شوند و خواسته‌های کودک‌ را به‌ همان‌ شکلی‌ که‌ او می‌خواهد برآورده‌ می‌کنند.
والدینی‌ محبت‌کننده‌ و در عین‌ حال‌ قاطع‌ باشیم ‌
وقتی‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ میان‌ می‌‌آید، برخی‌ از والدین‌ تصور می‌کنند که‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ مثلا پرخاشگر هم‌ باشیم‌ و یا این‌‌که‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پیروی‌ نکرد، با زور و خشونت‌ مواردی‌ را به‌ او تحمیل‌ کنیم. حال‌ آن‌که‌ در مقوله‌های تربیتی، قاطع‌ و جدی‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ از اصولی‌ پیروی‌ کنیم‌ و قوانینی‌ برای‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشیم. به‌ علاوه، اصرار به‌ اجرای‌ آن‌ قوانین‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد.
همه‌ چیز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود باید‌ انجام‌ پذیرد
چنانچه‌ کودکان‌ از قوانین‌ خانواده‌ پیروی‌ نکنند و حتی‌ خلاف‌ آن‌ عمل‌ کنند، برای‌ مثال‌ در جمع‌ فامیل‌ رفتاری‌ از آنها سر بزند که‌ مطابق‌ با موازین‌ تربیتی‌ نباشد، آیا لازم‌ است‌ که‌ مثلا در جمع‌ مورد تنبیه‌ یا سرزنش‌ قرار گیرند؟ مسلما نه؛ یادآوری‌ نکات‌ تربیتی‌ و قوانین‌ مورد نظر به‌ کودک‌ باید در منزل‌ و به‌‌طور خصوصی‌ صورت‌ گیرد.کودکان‌ برای‌ قضاوت‌ دیگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهمیت‌ فراوانی‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور دیگران‌ مورد توبیخ‌ قرار گیرند رنجیده‌ خاطر می‌شوند و در پاره‌ای‌ موارد رفتارهای‌ تلافی‌‌جویانه‌ از آنها سر
خواهد‌ زد. چنانچه‌ حریم‌ خانواده‌ امنیت‌ و اطمینان‌ لازم‌ را برای‌ کودک‌ فراهم‌ کند، او به‌ راحتی‌ می‌‌تواند اشتباهات‌ خود را بپذیرد و هر موردی‌ را که‌ به‌ او تذکر داده‌ می‌شود، تغییر دهد.
می‌توانیم‌ به‌ جای‌ ناامید کردن‌ مکرر و پی‌در‌پی‌ کودکان، آنها را به‌ داشتن‌ رفتارها و اندیشه‌ خوب‌ و مثبت‌ تشویق‌ کنیم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگی‌ بپرهیزیم. در واقع‌ باید به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشیم و به‌ این‌ نکته‌ مهم‌ توجه‌ کنیم‌ که آیا کودک‌ برای‌ انتظاری‌ که‌ از او داریم‌ آمادگی‌ لازم‌ را دارد؛ یا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟
رفتارهای‌ کودکان‌ و همین‌‌طور یادگیری‌ بسیاری‌ از رفتارها به‌ رشد سیستم‌ عصبی‌ – مرکزی‌ مربوط‌ می‌شود. پختگی‌ سیستم‌ عصبی‌- مرکزی‌ باید‌ انجام‌ شود تا کودکی‌ قادر باشد صحبت‌ کند، حرکت‌ کند، راه‌ برود، معنای‌ بسیاری‌ از مطالب‌ را درک‌ کند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد.پس‌ انتظار پیش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودرس‌ از کودکان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌های‌ روحی‌ برای‌ آنان‌ می‌شود و چنانچه‌ کودکان‌ نیز با کلام‌ و زبان‌ خود، والدین‌ را از این‌ وضعیت‌ آگاه‌ نکنند، این‌ فشارها به‌‌گونه‌‌ای‌ دیگر خود را نشان‌ می‌‌دهند. مثلا ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ علائم‌ و نشانه‌های‌ جسمانی‌ یا حرکت‌ها و پرش‌هایی‌ که‌ به‌ تیک عصبی‌ شناخته‌ می‌شوند، ظاهر گردند.اهمیت‌ و ضرورت‌ دانستن‌ مطالب‌ و نکات‌ مطرح‌ در مورد رشد کودکان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ والدین‌ این‌ شناخت‌ را می‌دهد که‌ به‌ انتظارات‌ خود نگاه‌ مجددی‌ داشته‌ باشند تا چنانچه‌ انتظارات‌ و خواسته‌‌های‌ آنها بیش‌ از حد توان‌ فرزندان‌ است‌ و یا بسیار کمتر از توانمندی‌ کودکان‌ است، رفتارهای‌ خود را اصلاح‌ کنند.فرصت‌هایی‌ که‌ به‌ کودکان‌ داده‌ می‌‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگیرند، باعث‌ می‌‌شود که‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار کنند و بسیاری‌ رفتارهای‌ اجتماعی‌ را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک‌ و نظایر آن‌ از مفاهیمی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ با قرار دادن‌ کودکان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آنها آموخت.
نتیجه‌گیری‌
رفتارهای بدی که‌ از کودکان‌ سر می‌‌زند و در واقع‌ سبک‌ زندگی‌ آنان‌ را نشان‌ می‌‌دهد، آموختنی‌ و اکتسابی‌ است.بنابراین‌ آن‌چه‌ در مورد شخصیت، عادات، تجربیات‌ و یادگیری‌ کودکان‌ مشاهده‌ می‌کنیم، همه‌ نشأت ‌گرفته‌ و تاثیرپذیر از محیط‌ زندگیشان‌ است.روش‌هایی‌ که‌ والدین‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ می‌کنند، از جمله‌ روش‌های‌ تشویقی‌ و تنبیهی، قوانین‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجرای‌ قوانین‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگیر، قاطع‌ یا تسلیم‌‌شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فکری‌ کودکان‌ و رفتارهای‌ آنان‌ بسیار موثر است.

رفتار با دوقلوها باید عادلانه باشد نه مساوی

دی ۱۷, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانپزشک در یزد با اشاره به اینکه رفتار با دوقلوها باید عادلانه باشد نه مساوی، گفت: دوقلوها حتی اگر همسان هستند باید به عنوان دو فرد مستقل با هویت جداگانه و تفاوت های فردی پذیرفته شوند و رفتار با آنها باید کاملا مستقل از همدیگر باشد.

دکتر قاسم دستجردی در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا ـ منطقه یزد، گفت: تمامی اصول فرزندپروری و تربیت کودک که در مورد سایر کودکان وجود دارد با حساسیت و دقت بیشتری بدون استثناء در مورد دوقلوها نیز اعمال می شود.

وی افزود: دوقلوهای یکسان از نظر ظاهر و ژنتیک و بسیاری مسائل رفتاری خیلی شبیه به هم هستند هرچند که آنها یکی نیستند ولی در مورد دوقلوهای ناهمسان میزان شباهت و قل نسبت به هم همانند سایر خواهر و برادرهاست.

وی ادامه داد: تولد دوقلوها علاوه بر نکات مثبتی که می تواند داشته باشد استرس زیادی را به خانواده به ویژه مادر تحمیل می کند و مادر دچار خستگی و بی نظمی در خواب و غیره خواهد شد که این موضوع می تواند افزایش تعارض در خانواده را موجب شود.

دکتر دستجردی گفت: در این میان همسر خانواده با رابطه عاطفی که با همسر خود برقرار می کند می تواند در کاهش استرس به مادر خانواده کمک کند. همچنین اگر محیط خانواده شلوغ باشد احتمال سوء رفتار از طرف مادر و یا اطرافیان مطرح است، بنابراین اطرافیان نزدیک توجه و انرژی مضاعفی به این مادر و فرزند داشته باشند تا عواقب روانشناختی بر دوقلوها و مادر کمتر شود.

وی در خصوص نکات تربیتی دوقلوها، نیز گفت: هیچ گاه نباید دوقلوها را مقایسه کرده و آنها را با صفات خاصی صدا زد حتی اگر مثبت باشد چرا که ممکن است باعث تنش در آنها شود. آنها باید با نام خودشان صدا زده شوند حتی از عبارت دوقلوها در موردشان پرهیز شود.

وی تصریح کرد: متاسفانه مقایسه در مورد دوقلوها زیاد اتفاق می افتد به همین دلیل باید در کلاس و مدرسه یکسان نباشند تا ضمن عدم مقایسه یاد بگیرند شبکه ارتباطی شان را گسترده تر کنند و مهارت های ارتباطی شان را با دیگران قویتر کنند.

وی اضافه کرد: تاکید بر یکی بودن و مثل هم رفتار کردن در مورد دوقلوها غلط است و خانواده ها باید در راستای انفرادی و مستقل بودن آنها گام بردارند. در انتخاب لباس، وسایل شخصی و حتی نوع کلاس های تفریحی از آنها نظرخواهی شود. همچنین توصیه می شود در جشن ها به ویژه جشن تولد عکس های تکی داشته باشند و در عکس های مشترک جایگاه خودشان را داشته باشند.

دکتر دستجردی خاطرنشان کرد: والدین نباید در مشاجرات، اختلاف نظرها و دعواهای دوقلوها دخالت کنند و قضاوت هم نکنند مگر اینکه موضوع خیلی جدی باشد. همچنین باید سعی شود از وابستگی آنها به هم پرهیز کنند.

۳۳ سالگی، سن رهایی از افکار خودخواهانه است

دی ۱۷, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

روانشناسان در یک مطالعه جدید دریافته اند که نگرش خودخواهانه انسان در سن ۳۳ سالگی به بعد متوقف می شود و از این سن توجه انسان نسبت به احساسات دیگران افزایش می یابد.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، گروهی از متخصصان انگلیسی در انجمن «میک اویش» پس از مطالعه روی دیدگاه ها و نگرش های ۲۰۰۰ فرد بالغ در گروه های سنی ۲۰ تا ۶۰ ساله، به این نتایج دست یافته اند.

دکتر «اما کرونین» در این مطالعه می گوید: هیچ وقت برای مقدم دانستن دیگران به خودمان، دیر نیست و این بررسی نشان داد که وقتی ما به سن ۳۳ سالگی می رسیم بیشتر برای کمک کردن به والدین و پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان تلاش می کنیم برای نفع رساندن به خانواده و دوستانمان نگرش مثبتی داریم.

به نوشته روزنامه اکسپرس، روانشناسان می گویند سنی که انسان حداکثر خودخواهی را دارد دوران نوجوانی است و اکثر مردم متوجه این مطلب می شوند که هرچه سن شان بالاتر می رود توجهشان به دیگران احساسات و نیازهای آنها افزایش پیدا می کند.

ترس از طلاق، تمایل به ازدواج را کاهش می دهد

گروهی از کارشناسان روانشناسی در آمریکا اعلام کردند ترس از طلاق و جدایی از عوامل مهم روانی است که موجب شده رغبت جوانان به ازدواج در این کشور کاهش پیدا کند.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، کارشناسان دانشگاه کورنل در یک مطالعه آماری جدید دریافته اند که تقریبا ۶۷ درصد از شرکت کنندگان جوان در این مطالعه احساسات و نگرانی های مشترکی درباره طلاق دارند.

بنا برگزارش پایگاه اینترنتی یانز، این بررسی ها حاکیست زنان از طبقه کم درآمد در این کشور ناامیدانه به مقوله ازدواج فکر می کنند و نگران هستند که اگر پیوند آنها به جدایی بینجامد، شرایط زندگی شان از این هم که هست، بدتر شود.

این ترس روانی از طلاق و نگرش منفی جوانان به ازدواج موجب افزایش نگرانی مسوولان در این کشور شده است.

مکالمه با تلفن همراه در حین رانندگی ناشی از یک اختلال اضطرابی است

شهریور ۲۹, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, خبر پزشکی, روانشناسي

روانشناسان در یک مطالعه جدید دریافته اند که اگر به استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی اعتیاد دارید، احتمالا به اختلال اضطراب مبتلا هستید.

 

 
به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، متخصصان روانشناسی در دانشگاه آرکانزاس در این مطالعه تأکید کردند: افرادی که رفتار پرخطر مکالمه با تلفن همراه در حین رانندگی را انجام می دهند ممکن است به اختلالات اضطرابی مبتلا باشند.
به گزارش هفته نامه بیزینس ویک، مونر لیمایم، پروفسور و معاون رئیس برنامه ها ی مطالعاتی این دانشگاه در کالج سا ام. والتون در این باره خاطرنشان کرد: با وجودی که برخی از مدارک علمی نشان می دهد این رفتار پرخطر می تواند تا حدی ناشی از اعتیاد باشد اما این نقاط بخشی از عامل موثر در انجام چنین رفتار خطرناکی است. چون مطالعات اخیر نشان می دهد راننده ای که اصرار به انجام این کار دارد، رفتار پرخطر وی می تواند ناشی از اختلالات اضطرابی باشد.
به گفته کارشناسان این یافته حائز اهمیت است چون می تواند به درمان چنین عادت خطرزا و افراطی منجر شود و به نفع فرد و جامعه باشد.

 
isna

کودکان پرخاشگر احتیاج به مداخلات روانشناسی دارند

تیر ۲۱, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, خبر پزشکی, روانشناسي

یک روانشناس بالینی گفت: کودکان پرخاشگری را از بزرگسالان می آموزند مگر آن که به بیماریهای زمینه ای مبتلا باشند.
دکتر مریم بختیاری در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود: کودکان پرخاشگر احتیاج به مداخلات روانشناسی دارند و لازم است شیوه برقرای ارتباط موثر و رفتار جرات مندانه به آنان آموزش داده شود تا به جای رفتار پرخاشگرانه از این روش ها استفاده کنند.
وی به والدین توصیه کرد که محیطی عاری از پرخاشگری و خشونت در خانواده فراهم کنند البته پرخاشگری می تواند به صورت منفعلانه نیز بروز کند. به عنوان نمونه مادر با فرزند خود صحبت نمی کند.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تاکید کرد: لازم است پدر و مادرشیوه های درست حل تعارض و رفتارهای سالم را به کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی بیاموزند چرا که کودکان در این سن در حال آموختن روشهای اجتماعی هستند.
وی با بیان اینکه پرخاشگری از علل فردی و اجتماعی نشات می گیرد، اظهار کرد: ناکامی یکی از دلایل پرخاشگری است. از سوی دیگر پرخاشگری را افراد به عنوان یکی از راههای حل مشکلات خود می آموزند چرا که به تجربه دریافتند که اگر پرخاش کنند سریعتر به هدف خود می رسند بنابراین ابتلا به اختلالات شخصیتی همیشه دلیل پرخاشگری نیست.
isna

آیا شما واقعا شاد هستید؟

تیر ۱۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, خبر پزشکی, روانشناسي

آیا تا به حال فکر کرده اید که منظور از شاد بودن چیست و چه عواملی می توانند شما را واقعا به شادی برسانند؟
به گزارش سرویس«بهداشت و درمان» ایسنا، اگر می خواهید انسان شادی باشید آیا تا به حال به این درک مهم رسیده اید که برای شاد بودن خودتان، نباید دیگران را غمگین کنید و نباید شادی را از آنها بگیرید؟
و اما یک نکته مهم دیگر این است که شادی نیز مانند هر صفت دیگری باید در انسان پرورش پیدا کند و به ثمر برسد.
سایت اینترنتی لایف هاک در یک مقاله جالب به نقل از روانشناسان بالینی، فهرستی از راه کارها و روش هایی را ارائه کرده که به شما کمک می کنند صفت شاد زیست واقعی را در خود پرورش دهید و شاهد رشد این فاکتور مهم روانی در خلق و خوی خود باشد. سعی کنید عواملی را که موجب شادیتان می شوند، درک و پیدا کنید.
هر فردی نیازهای منحصر به خودش را برای شاد شدن دارد. به عبارت دیگر آنچه که یک نفر را خوشحال می کند با عامل خوشحال شدن در فرد دیگر بسیار متفاوت است. به این ترتیب عامل شادی منحصر به خودتان را پیدا کرده و از اینکه فاکتور شاد کننده شما با دیگران فرق می کند هیچ نگران نباشید.

زندگی خود را طوری برنامه ریزی کنید که به اهدافی که معتقد هستید شما را شاد می کنند، دست پیدا کنید.
وقتی به هدفتان می رسید بدون شک خلق و خوی شما تا حد زیادی بهبود پیدا می کند و برای رسیدن به هدف بعدی انگیزه بیشتری پیدا می کنید. وقتی به هدفتان می رسید در خود احساس ارزش می کنید و این حس حال شما را واقعا خوب می کند.

دوستان شاد بیابید و اطراف خود را از آدم های شاد و راضی پر کنید. بدیهی است که احاطه شدن در میان افرادی که افکار منفی دارند، شادی شما را در احساسات منفی خفه می کند. در واقع فکر منفی مثل عفونت احساس مثبت را می خورد و واگیردار است.
وقتی اشتباهی از شما سرمی زند به جای افسوس خوردن به دنبال راه حل بگردید. افراد شاد اجازه نمی دهند که اشتباهات گذشته روحیه و حال خوب آنها را خراب کنند بلکه اندکی فکر می کنند و شرایط را مطابق میلشان تغییر می دهند.

هر روز چند دقیقه ای درباره کارها و فاکتورهایی که شما را شاد می کنند، بیندیشید. این چند دقیقه تفکر به شما فرصت می دهد که روی چیزهای مثبت در زندگی تان متمرکز شوید و این کار باعث تداوم شادی شما می شود.
نکته مهم دیگر این است که هر روز یک کار خوب برای خودتان انجام دهید. مثلا یک ناهار خوشمزه بخورید، استخر بروید، یا فقط چند دقیقه به طور آگاهانه چهره خود را در وضعیت حال خوب نگه دارید. هر چند برخی مواقع لازم است جدی باشید اما در شرایط مناسب شوخی کردن و خندیدن را فراموش نکنید.
توجه به سلامتی یکی دیگر از فاکتورهای مهم شاد بودن است. اضافه وزن یا عدم دریافت مواد مغذی ضروری برای بدن می تواند تاثیر منفی روی خلق افراد داشته باشد. به علاوه ورزش کردن موجب آزاد شدن آندروفین در بدن می شود که حاصل آن ایجاد احساس شادی است.
و بالاخره اینکه به شاد بودن و خرسندی اهمیت بدهید. کسانی که به شاد بودن و شاد زیستن ارزش و بها نمی دهند در واقع به طور ناخودآگاهی با شاد بودن می جنگند. اگر لازم است هر روز به خودتان اهمیت شاد بودن را یادآوری کنید.

اگرچه شادی را به سختی می توان تعریف کرد اما اکثر مردم خوب می دانند که در چه مواقعی شاد و چه مواقعی غمگین هستند.
isna

اضطراب همرا با سرکوفت، تیک های عصبی را تشدید می کند

تیر ۷, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

یک روانپزشک با اشاره به اینکه تیک به معنی انقباضات عضلانی سریع، تکراری و غیرارادی است، گفت: اضطراب عامل اصلی بروز تیک های عصبی نیست اما اگر با سرکوفت اطرافیان روبرو شود آن را تشدید می کند.

دکتر حامد محمدی کنگرانی عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان ایران در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران اظهار داشت: تیکهای عصبی به دو دسته حرکتی و صوتی تقسیم می شوند و همانطور که می تواند حرکت ایجاد کند باعث ایجاد صوت نیز می شود. تیک حرکتی می تواند ساده و یا پیچیده باشد که شامل حرکاتی مانند پلک زدن، تکان دادن گردن و یا شستن مکرر یک لیوان است.

وی افزود: انقباضات صوتی در ناحیه حنجره مانند سرفه کردنهای زیاد و صاف کردن سینه، تیکهای صوتی هستند و گاهی ممکن است فرد هر دو نوع تیک صوتی و حرکتی را با هم داشته باشد.

دکتر محمدی تیک را بیماری کودکان دانست و ادامه داد: تیک در بین پسرها شایع تر است و در تعریفات علمی شروع تیک را قبل از ۱۸ سالگی می دانند و معمولا سن متوسط شروع تیک از ۷ سالگی است.

۲۵ درصد کودکان دچار تیک های گذار می شوند

این متخصص روانپزشکی انواع تیک را گذرا و مزمن دانست و گفت: تیک های گذرا خیلی شایع هستند و۲۰ تا ۲۵ درصد بچه ها ممکن است یک دوره تیک گذرا داشته باشند که مدت آن کمتر از یک سال است و علائم آن خود به خود برطرف می شود. همچنین تنها یک تا دو درصد کودکان به تیک های مزمن مبتلا می شوند که بیش از یک سال طول می کشد.

وی اظهار داشت: درمان تیک های ساده و گذرا، ندیدن است. وظیفه والدین این است که با کودک کاری نداشته باشند تا تیک خود به خود برطرف شود در حالی که در تیک های مزمن که شدت تیک شدید است و معمولا باعث مشکلاتی در مدرسه و جامعه می شود نیاز به مداخله و دارو درمانی وجود دارد.

اختلال «توره» شدیدترین و شایع ترین نوع تیک است

دکتر محمدی در ادامه با بیان اینکه تیک «توره» مختص کودکان و شدیدترین و مشهورترین نوع تیک است، گفت: در این اختلال تیک صوتی و حرکتی با هم وجود دارند و حتی ممکن است چند نوع از آنها با هم دیده شوند مانند تکرار فحاشی در کودکان که این اختلال همراه تیکهای مزمن نیاز به درمان دارویی دارد.

وی خاطرنشان کرد: احتمال ارثی بودن در تیک های مزمن و اختلال توره زیاد است در حالی که در تیک ساده و گذرا نقشی ندارد. همچنین تیکهای مزمن و توره نیز بر اثر اضطراب و نگرانی تشدید می شوند.

این متخصص روانپزشکی بهترین راه درمان تیک را توجیه خانواده و معلمین دانست و افزود: از آنجایی که تیک عملی غیرارادی است بنابراین در وهله اول باید در آرامش برطرف شود در غیراین صورت با دو روش دارویی و غیردارویی مداخله می کنیم که در بیشتر موارد از تلفیق این روشها استفاده می شود.

عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان ایران تصریح کرد: بسیاری از مردم عادتهای ارادی مانند ناخن جویدن را با تیک اشتباه می گیرند، این عادات به منظور کاهش اضطراب هستند و به راحتی می توان جلوی آنها را گرفت در حالی که تیک ها غیرارادی هستند و تشخیص آنها با پزشک متخصص است.

وی با اشاره به اینکه نوع درمان بر مبنای نوع تیک، زمان شروع آن و میزان تاثیر آن بر فرد مشخص می شود، گفت: زمانی اقدام به درمان اهمیت دارد که اعتماد به نفس فرد در جامعه تحت تاثیر تیک کم شود.

دکتر محمدی در پایان افزود: تیک در بزرگسالان بسیار نادر بوده و ممکن است ادامه تیک دوران کودکی باشد که تحت تاثیر اضطراب تشدید شده باشد. معمولا تیک با بالا رفتن سن فروکش می کند بدین منظور بهتر است با مشاهده عادات به پزشک مراجعه شود تا در صورت تایید تیک توسط متخصص درمان لازم انجام شود.

با تغذیه مناسب، استرس را مدیریت کنید

تیر ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, تغذيه, روانشناسي

استرس یکی از عوامل تاثیرگذار بر شیوه زندگی است. رژیم غذایی متعادل و تمرین تنفس عمیق، ساده ترین و به صرفه ترین روش های کنترل استرس است. غذاها به واسطه ویتامین ها و املاح خود کاهش استرس را سبب می شوند.
به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، مهم ترین تغییراتی که در بدن در زمان استرس اتفاق می افتد عبارتند از افزایش هورمون های استرس (آدرنالین و کورتیزول)، افزایش قند و چربی خون، افزایش ضربان قلب و فشار خون، افزایش تنفس، تجمع سمومی مانند دی اکسید کربن ولاکتات ها در بدن، تغییرات هیجانی در نتیجه تغییرات شیمیایی در مغز، اختلالات گوارشی (شبیه سندرم روده تحریک پذیر) و تضعیف ایمنی بدن.

 

نقش تغذیه در مدیریت استرس چیست؟
یک رژیم غذایی متعادل در حفظ سلامت و کمک به کاهش استرس اهمیت زیادی دارد. برخی غذاها و نوشیدنی ها تحریکات قوی در بدن ایجاد می کنند و مستقیما سبب بروز استرس می شوند. این تحریکات گرچه ممکن است در کوتاه مدت لذت بخش باشند اما در درازمدت می توانند عوارض نامطلوبی داشته باشند.
از مواد غذایی زیر که علائم و نشانه های استرس را افزایش می دهند کمتر مصرف کنید:
چای، قهوه، کاکائوو شکلات
نوشیدنی های حاوی جوش شیرین و نوشابه های کولا
غذاهای آماده و هله هوله ها
زرده تخم مرغ
کره، پنیر، میگو و گوشت
روغن نارگیل
بادام هندی و سایر مغزها (بادام، پسته، گردو و ..)
شکر
مهم ترین عوامل تشدید کننده و یا ایجاد کننده حالاتی شبیه استرس عبارتند از:
کافئین:
این ماده در چای، قهوه، شکلات و نوشابه های گازدار وجود دارد. کافئین سبب آزادشدن هورمون آدرنالین دربدن و افزایش استرس می شود. زمانی که این ماده در حد متعادل مصرف شود هوشیاری افزایش یافته و فعالیت قلب، سیستم عصبی و عضلات نیز بالا می رود. مصرف بیش از اندازه کافئین اثری مشابه استرس طولانی مدت در بدن ایجاد می کند. به نظر می رسد مصرف کافئین با افزایش کلسترول و فشارخون ارتباط دارد. اگر به مصرف زیاد این ماده عادت کرده اید باید مصرف آن را به تدریج کاهش دهید.
شکر:
شکر یک ماده غذایی اساسی محسوب نمی شود. این ماده تامین کننده انرژی در کوتاه مدت بوده و سبب افزایش فعالیت برخی غدد و تحریک پذیری، کاهش تمرکز و افسردگی می شود. مصرف زیاد شکر بار زیادی به غده لوزالمعده برای تولید انسولین نیز وارد می کند که احتمال پیشروی به سوی دیابت را افزایش می دهد. بنابراین میزان قند خون را ثابت نگهدارید و در مصرف شکر احتیاط کنید.
نمک:
نمک سبب افزایش فشارخون و عدم ثبات هیجانی می شود. نمک پتاسیم در این خصوص می تواند جایگزین بهتری برای نمک سدیم باشد. از مصرف هله هوله ها و غذاهای آماده حاوی نمک مانند سوسیس، ژامبون، همبرگر، انواع شور، چیپس و آجیل های شور پرهیز کنید.
غذاهای حیوانی:
افزایش میزان پروتئین در غذاهای مصرفی سبب افزایش هیجان و استرس می شود. بنابراین توصیه می شود مصرف غذاهای حیوانی به ویژه گوشت قرمز را کاهش دهید.
غذاهای سرخ کرده و پرچربی:
اینگونه غذاها سبب ضعف سیستم ایمنی می شود. از مصرف غذاهای حاوی چربی های اشباع (چربی های گوشت و …) پرهیز کنید. چربی ها سبب چاقی می شوند که خود بار اضافی بر سیستم قلب و عروق وارد می سازد. چربی بالا از علل ابتلا به سرطان سینه، روده بزرگ و پروستات است.
سیگار:
برخی افراد برای مقابله با استرس سیگار می کشند. به نظر می رسد این عمل در کوتاه مدت سبب رهایی از استرس می شود اما اثرات زیانبار مصرف سیگار درطولانی مدت بسیار شدید است. این مضرات که در نهایت گریبانگیر فرد می شود با اثر زودگذر آن قابل مقایسه نیست. سیگار مسوول انواع سرطان ها، فشارخون بالا و انواع بیماری های قلبی و ریوی است.

 

مواد غذایی موثر در بهبود استرس
غذاهای حاوی کربوهیدرات بالا:
کربوهیدرات ها سبب آزاد شدن ماده سروتونین در مغز شده و ایجاد آرامش می کنند. مواد غذایی حاوی کربوهیدرات عبارتند از برنج، ماکارونی، سیب زمینی، نان، ذرت بوداده و کلوچه های کم کالری، برای رهایی از استرس توصیه می شود معادل یک لیوان ماکارونی یا برنج یا یک عدد سیب زمینی تنوری میل شود. به خاطر داشته باشید که مصرف زیاد مواد غذایی نشانه ای می تواند موجب اضافه وزن و چاقی شود.
غذاهای پرفیبر:
استرس سبب ایجاد گرفتگی عضلانی و یبوست می شود. در اینگونه موارد مواد فیبردار مصرف کنید تا حرکات دستگاه گوارش شما تنظیم شده و روده ها به خوبی کار کنند. در غذای روزانه شما باید حداقل ۲۵ گرم فیبر وجود داشته باشد. میوه ها، سبزی ها و غلات سبوس دار منابع بسیار خوب فیبر هستند. در وعده صبحانه، میوه میل کنید و از غلات کامل و نان های سبوس دار مانند سنگک استفاده کنید.
سبزی ها:
تولید سروتونین در مغز به نوع تغذیه شما بسیار حساس است. مصرف بیشتر سبزی ها تولید سروتونین را در مغز شما افزایش می دهد و به شما کمک می کند تا براسترس خود غلبه کنید.

هورمون‌هایی که شما را عاشق می‌کند!

تیر ۱, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

همه مرد و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند، دوست دارند زندگی‌شان دوام داشته باشد. دانش امروز نشان می‌دهد احتمالا نوع عمل هورمون‌های ما در داشتن یک زندگی سعادتمند دخیل هستند.
سال‌هاست که علم در حال کاوش منشأ عصبی- زیستی احساسات ماست. داستان پریان پر است از عشق در اولین نگاه، ازدواج، بچه‌دار شدن، خوشبخت زندگی کردن و مرگ. باوجود مشغله‌های دنیای امروز، داشتن چنین زندگی‌ای، آرزوی هر زوجی است…

به نوشته خبرآنلاین، همه مرد و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند، دوست دارند زندگی‌شان دوام داشته باشد. دانش امروز نشان می‌دهد احتمالا نوع عمل هورمون‌های ما در داشتن یک زندگی سعادتمند دخیل هستند.

در اولین برخورد، بدن شما و فرد مقابلتان اطلاعات متفاوتی را رد و بدل می‌کنند. تبادل اطلاعات با فرومون‌ها، نوعی ترکیبات حیاتی که از غدد لنفاوی زیر بغل و اطراف اندام‌های جنسی ترشح می‌شوند، انجام می‌‌گیرد. فرومون‌های آزاد شده از بدن فرد این اطلاعات را به طرف مقابل در غده‌ای واقع در زیربینی انتقال می‌دهند. به دلیل همین ترکیب‌های حیاتی است که هر فردی بوی مخصوص به خود را دارد و طرف مقابل قادر به تشخیص این بو است. زنان بهتر از مردان می‌توانند از روی بوی بدن افراد به اطلاعات آنها دست پیدا کنند و مثلا میزان جاذبه جنسی یا خیانتکار بودن یا نبودن مردان را تشخیص دهند.

بعد از طی مرحله نخست، در صورتی که نگاه، خنده یا ژستی از فرد مقابل باعث جذب زن یا مرد شود، شخص احساس می‌کند عاشق طرف مقابل است. دلیل آن هم افزایش آدرنالین در بدن است که فعالیت مغزی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود فرد احساس خوبی داشته باشد.

وقتی فردی حس می‌کند عاشق طرف مقابل شده، حالت سرخوشی به او دست می‌دهد و این حالت نتیجه فعالیت فنیل اتیل آمین یا نوعی آمفتامین مغزی طبیعی است که در شکلات هم وجود دارد و انرژی و اشتیاق فرد را افزایش می‌دهد. البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد و برای اینکه این حالت در فرد بماند به فعالیت‌هایی نیاز است تا دوباره سبب ترشح آن شوند.

طبیعت برای آنکه شما را همچنان مجذوب همسرتان نگه دارد، ماده دیگری در گنجه دارد. دوپامین، حامل عصبی، مسبب حس خوشبختی و آرامش است. اکسی توسین هم هورمونی است که «بانوی عشق» لقب گرفته است. صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یک نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن می‌شود. اکسی توسین به‌مقدار بسیار زیادی در اولین رابطه عاشقانه در بدن ترشح می‌شود و البته این هورمون عامل انقباض‌های دوره زایمان است.

وقتی دو نفر به هم وابسته می‌شوند و اعتماد کامل بینشان شکل می‌گیرد، ترشح این هورمون در بدن آغاز می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت این هورمون جزو معدود هورمون‌هایی است که ترشح آنها نه تنها دلایل فیزیولوژیک، بلکه احساسی دارد. اکسی توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم می‌شود و افراد را به داشتن رابطه زناشویی مکرر، یک زندگی بادوام، داشتن فرزندان و…ترغیب می‌کند. شاید این سوال در ذهنتان پیش بیاید که با وجود ترشح این هورمون، چطور همسران عشق را فراموش می‌کنند و جدا می‌شوند؟

در جواب باید گفت برای ترشح مداوم این هورمون لازم است که زوجین دینامیک و فعال باقی بمانند. به مرور زمان میزان دوپامین ترشحی بدن کاهش می‌یابد و از میزان اشتیاق کاسته می‌شود.

برای افزایش آن لازم است زن و مرد خلاق باشند و مدام در مورد خاطرات یا آرزوهایشان صحبت کنند. هر جرقه‌ای می‌تواند سبب ترشح اکسی توسین شود. اگر جرقه‌ای نباشد، طبیعی است که به مرور آتش خاموش می‌شود.

برای تداوم زندگی، ایجاد خلاقیت و تازگی بر عهده جنس مونث است در غیر این صورت عشق به راحتی از بین می‌رود و کاری از دست هورمون‌ها برنمی‌آید.

زنان بیش ازمردان، دچار پرخاشگری کلامی می شوند

خرداد ۲۰, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب اجتماعي, روانشناسي

 بیشتر افراد در هنگام بروز خشم، دو حالت پرخاشگری و یا مخفی کاری را از خود نشان می دهند که هیچ یک از این روشها راه مناسبی برای بروز خشم محسوب نمی شود و هر یک عوارض خاص خود را دارد، بنابراین افراد باید با روشی منطقی از طریق اعتراض کردن و یا صحبت کردن با طرف مقابل خشم خود را کنترل و بروز دهند.

 

دکتر شهربانو قهاری در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، با اشاره به تفاوت های بروز خشم در بین زنان و مردان گفت: معمولا بر اساس خصوصیات خانواده و فرد، افراد برای کنترل خشم خود یا دست به پرخاشگری می زنند و یا آن را مخفی کرده و خشم خود را فرو می خورند .

با این حال زنان بیشتر دچار پرخاشگری های کلامی، فریاد زدن، فحاشی و مردان بیشتر دچار پرخاشگری های فیزیکی می شوند.

این روانشناس بالینی در خصوص عوارض فرو خوردن خشم اظهار داشت: برخی از افراد بنا به علت هایی همچون ترس، شرم و مواردی از این دست، اقدام به کنترل خشم خود می کنند و با صحبت نکردن و حل مسئله، خشم خود را مخفی می کنند که این راه کنترل خشم می تواند عوارضی از جمله انواع سردردها، زخم معده و دستگاه گوارش، افسردگی و اضطراب ها را به دنبال داشته باشد.

دکتر قهاری ادامه داد: افراد به هنگام بروز خشم باید به شیوه ای سالم با آن برخورد کنند به طوری که نه خشم خود را فروببرند و نه به صورت پرخاشگرانه آن را بروز دهند.

بنابراین با استفاده از شیوه های کلامی و جملات معقول، بدون تحقیر و متهم کردن فرد مقابل و با ذکر علت ناراحتی و خشم خود به گفت وگو و صحبت کردن منطقی بپردازند. دراین شرایط هم خود فرد آرام شده و هم فرد مقابل به راحتی پذیرای وی می شود.

با نوشیدن یک لیوان آب و یا پیاده روی ، خشم خود را کنترل کنید

این روانشناس بالینی، مرحله ی بیش از خشم را مرحله مهم در کنترل خشم دانست و تصریح کرد: خشم به یکباره ظهور نمی کند به طوری که وقتی فردی دچار عصبانیت و خشم می شود، احساس برانگیختگی کرده و سپس اقدام به بروز آن می کند.

بنابراین احساس برانگیختی آغازگر مرحله پیش از خشم است که افراد می توانند با نوشیدن یک لیوان آب سرد، پیاده روی، صحبت کردن و انجام فعالیت های لذت بخش، خشم خود را در همین مرحله کنترل کنند تا احساس برانگیختی در این مرحله به بروز خشم منجر نشود.

وی افزود: پس از مرحله پیش از خشم، مرحله خشم اتفاق می افتد که فرد به شدت عصبانی است. در این مرحله باید به او آموزش داده شود تا از میان شرایط بد و بدتر، شرایط بد را انتخاب کند به طوریکه فرد اگر کنترل اعصاب خود را ندارد بهتر است فریاد بزند تا فحش بدهد.

به بالشت و یا شئ ضربه بزند تا به کسی آسیب برساند و یا اگر فرد اهل فریاد زدن نیست بهتر است صحنه را ترک کند تا به خود آسیبیی نرساند.

دکتر قهاری، پشیمانی را نشانه ی مرحله پس از خشم دانست و افزود: وقتی افراد، مرحله ی خشم را پشت سر گذاشته و وارد مرحله ی پس از خشم می شوند نوعی احساس پشیمانی به آنها دست می دهد.

با این وجود افرادی هم هستند که نه تنها احساس پشیمانی نکرده، بلکه خوشحال نیز هستند. این افراد در کوتاه مدت حس خوبی دارند اما پس از مدتی به کرات عصبانی می شوند.

در این بین افرادی نیز هستند که از روشهای تنبیهی استفاده می کنند به طوری که مدام خود را سرزنش کرده و به سود و زیان و عواقب کار خود می اندیشند.

وی ادامه داد: این افراد دچار نوعی خودخوری و بروز احساسات منفی و فکر کردن به پیامدهای منفی و غیراخلاقی بودن آن می شوند. در این بین برای جبران کردن و پایان دادن به این شرایط راه های تشویقی و یا تنبیهی برای خود در نظر می گیرند به طوری که می توانند پولی را به عنوان جریمه به صندوق های خیریه بپردازند و از فرد مقابل عذرخواهی کنند.

دکتر قهاری در پایان با اشاره به بروز پیامدهای منفی در مرحله ی پس از خشم خاطرنشان کرد: بهترین راه حل در این شرایط، همدلی فرد با کسی است که به او خشم کرده است.

بنابراین خودش را به جای فرد مقابل قرار داده تا از ادامه حالت خشم خود جلوگیری کند.

در نهایت فرد باید واقع بینانه عمل کند تا با رسیدن به یک نتیجه گیری اخلاقی از ادامه ی خشم خود دست بردارد.

آیا شما برای به دست آوردن آرامش به غذا خوردن روی می آورید ؟

خرداد ۱, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

گاهی اوغات انسان ها برای کاهش استرس و اضطراب به سراغ غذا و تنقلات و شیرینی جات می روند و گاهی حتی بدون آنکه گرسنه باشند غذای زیادی می خورند یا خرده خواری می کنند که نتیجه آن چاق و چاق تر شدن است.

اگر شما از این دسته افراد هستید، بهتر است راه دیگری برای آرامش پیدا کنید که با سلامتی شما مغایرت نداشته باشد. دفعه بعد که بدون احساس گرسنگی به سراغ غذا می روید، از خود بپرسید چرا من این راه را برای تسکین خاطر انتخاب کرده ام؟ آیا راه دیگری وجود ندارد ؟
به عنوان مثال :
اگر نگران هستید، نگرانی خود را با دیگران تقسیم کنید، درد دل و مشورت نمایید، راهی برای رفع آن پیدا کنید، نه اینکه نگرانی ها را در خودتان بریزید .
اگر غمگین هستید، کاری بکنید که شاد شوید. همه به دوستان و تفریح نیاز دارند، مطالعه، پیاده روی، صحبت با دوستان، گوش دادن به موسیقی، نقاشی و کارهای دستی و خلاصه هر کاری که موجب شادی شما شود مفید است. قطعا کاری وجود دارد که از انجام آن لذت می برید.

اگر رژیم دارید و از رژیم گرفتن خسته شده اید، دلیل آن را پیدا کنید تا مشکل حل شود. شاید لازم باشد با پزشک یا متخصص تغذیه خود مشورت کنید، دلیل خستگی شما هر چه باشد آن را حل کنید. وقت خودتان را برای پیدا کردن آرامش در ظرف شیرینی و پاکت چیپس و یخچال تلف نکنید، اینها برایتان سودی ندارند و فقط شما را چاق تر می کنند.

در عوض برنامه ای برای خود بریزید و به حل مشکلات اقدام کنید و شادی خود را افزایش دهید .

دنیای تغذیه

چرا گوش شنوای همسرم باشم ؟

اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي, راهنماي خانواده

برخورداری از گوش شنوا برای سخنان شریک زندگی از ارزش بسیار بالایی در روابط میان دو نفر برخوردار است که نمی‌توان از آن چشم پوشید و …
یکی از راه‌های برقراری ارتباط مؤثر و سازنده، گوش دادن به سخنان دیگران در روابط فردی است، روشن است که از طریق کسب این مهارت و تخصص ضروری برای زندگی در دنیای امروز، می‌توانیم مخاطب را به ادامهٔ ارتباط و تعامل ترغیب سازیم و از این منظر از اختلاف نظر‌ها و سؤتفاهم‌های احتمالی بکاهیم.
به دلیل گرفتاری‌های شغلی و نیز مشکلات اقتصادی، معیشتی و روزمرگی‌های زندگی، زنان و شوهران زمان بسیار کمی را در قیاس با آنچه که شایسته است، در برقراری ارتباط در راستای بهبود شرایط زندگی مشترک خود و حل و فصل مشکلات خود اختصاص می‌دهند و این امر باعث ضعیف شدن روابط فردی و اجتماعی آنان می‌گردد و‌گاه به تلخ شدن کام زندگی و حتی جدایی می‌انجامد.
کاظم نیک جو؛ روان‌شناس و مشاور خانواده، در گفتگو با خبرنگار جامعه آژانس خبری روز (دی نا)، در خصوص چگونگی پیدایش و بروز مشکلات زنان و شوهران به واسطهٔ عدم برقراری ارتباط مؤثر و سالم در زندگی مشترک گفت: در برخی موارد زنان و مردان برای مشاورهٔ پیش از طلاق به روان‌شناس مراجعه می‌کنند و یا بعد از جدایی برای بهبود شرایط روانی خود راهکار می‌خواهند و بعد از گذشت جلسات درمانی، درمی یابند، اساسی‌ترین مشکلات آنان به دلیل عدم برقراری ارتباط کلامی و شنوایی پدیدار گشته است.
وی در ادامه تصریح کرد: بذل دقت در گوش دادن به حرف همسر، در عین حال که به ایجاد و حفظ روابط خوب و مطلوب توأم با احترام متقابل منجر می‌گردد، از کشمکش‌ها و تنش‌ها در زندگی جلوگیری می‌کند.
مشاور خانواده و روان‌شناس افزود: برای نمونه می‌توان به مردان و زنانی اشاره کرد که در محیط‌های اجتماعی و شغلی خود، برای سایر همکاران و یا ارباب رجوعان، سنگ صبور هستند و در محفل‌های دوستانه از آنان به عنوان یک مشاور شایسته نام برده می‌شود، اما در خانه و برای همسر خود اندک زمانی را جهت گوش دادن به درد دل و گفتنی‌های شریک زندگی خود صرف نمی‌کنند.
وی در ادامه تأکید کرد: تصدیق، بحث، گفتگو و‌گاه انتقاد می‌تواند به تقویت روابط بین دو نفر کمک شایان ذکری نماید، زیرا آنان از این راه در می‌یابند که برای دیگری ارزشمند هستند و امور روزانه و مشکلات یکی از آن دو دیگری را هم می‌رنجاند و همچنین کسب موفقیت‌ها و پیروزهای آنان باعث سربلندی همسرانشان خواهد شد.
مشاور خانواده؛ تحسین، انعکاس احساسات، تعبیر و تفسیر کردن، تصدیق و یا رد عقاید زنان از سوی شوهران و بالعکس را زمانی سازنده دانست که نخست به حرف‌های یکدیگر با دقت گوش داده باشند تا سرسری و صرفاً جهت رفع تکلیف زمان خود را صرف نکرده باشند و افزود: برخورداری از گوش شنوا برای سخنان شریک زندگی از ارزش بسیار بالایی در روابط میان دو نفر برخوردار است که نمی‌توان از آن چشم پوشید.
نیک جو از زنان و شوهران جوان خواست، گوش دادن را به عنوان یکی از اصول اولیهٔ زندگی مشترک خود پایه گذاری کنند و تأکید کرد: دقت و توجه در این امر اگر از آغاز زندگی زنان و شوهران به یک اصل اجتناب ناپذیر تبدیل نشود، با گذر زمان مشکلات میان آنان بیشتر و بیشتر شده و‌گاه راهی برای جبران باقی نخواهد ماند.
در پایان گفتگو نیک جو از ارتباط کلامی و شنیداری موفق به عنوان راهی برای کسب اطلاع از نیاز همسران نام برد و گفت: استفاده از این فن و مهارت می‌تواند نیاز‌ها و احتیاجات مردان و زنان را در طول زندگی مشخص سازد، تا در جهت نیل به آنان تلاش شود و چنانچه همسران برای یکدیگر گوش شنوا نداشته باشند، از وقایع جاری زندگی یکدیگر بی‌خبر می‌مانند و نقش مؤثر آنان در جهت رفع نیاز‌ها و دستیابی به خواسته‌ها کمرنگ می‌گردد و با از بین رفتن این نقش، روابط و تعامل میان آنان مثبت و سازنده نخواهد بود و به بروز مشکلات جدی منجر خواهد شد.

در خواب آموخته های روز را تمرین می کنیم

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

مطالعه جدیدی نشان می دهد که افرادی که در خواب راه می روند، هنگام خواب همان حرکاتی را انجام می دهند که در طول روز و وقتی بیدار بوده اند یاد گرفته اند. انگار خواب فرصتی برای تمرین آموخته ها در مغز است.

فرضیه های متعددی در مورد خواب انسان وجود دارند و این فرضیه ها با گذر زمان و مطالعات تازه در حال تغییر هستند. در گذشته تصور غالب این بود که ذهن افراد خواب، زمینه ای خالی برای فعالیت بدون جهت سلول های عصبی مغز است. اما وقتی در مطالعات به افراد چیزهای تازه ای آموزش می دادند و بعد به آن ها اجازه می دادند استراحت کنند، بعد از یک خواب خوب خیلی بهتر از یک چرت زدن کوتاه، آموخته ها را به خاطر می آوردند.

تصویربرداری های مغزی هم این یافته را تایید می کردند. تصویربرداری ها الگوهای مشابهی را بین زمانی که افراد در حال آموزش بودند و زمانی که خواب بودند، نشان می دادند. با این حال همه این یافته ها به نحوی غیرمستقیم فرضیه تمرین و تکرار آموخته ها در خواب را تایید می کردند و هیچ کدام دلیل کافی برای این فرضیه نبودند.
اما ابن بار، به گزارش وایرد، دلفین اودیت، محقق خواب در دانشگاه ماری و پیر کوری در پاریس فرانسه، برای این که تردیدها را از بین ببرد، دست به ابتکار تازه ای در مطالعه خود زده است.
وی به اتفاق همکارانش روش تازه ای را ابداع کردند که در آن به افراد در هنگام بیداری یک مهارت حرکتی جدید را آموزش می دادند و سپس خواب او را مشاهده می کردند. آن ها برای مطالعه خود از داوطلبانی استفاده کردند که اختلال خواب داشتند، کسانی که در خواب بر اساس خوابی که می دیدند حرکت می کردند، مثل خوابگردها یا کسانی که در خواب راه می روند. بنابراین اگر شرکت کننده ها در خواب همان حرکت هایی را که در بیداری یاد گرفته بودند انجام می دادند، دلیل محکمی برای تایید این فرضیه به دست می آمد که آن ها در حال تکرار آموخته های روز خود هستند.
اودیت و گروهش به شرکت کننده ها یاد می دادند که با دیدن یک رنگ خاص روی نمایشگر، جسمی با همان رنگ در اطراف خود را لمس کنند. سپس از آن ها هنگام خواب تصویربرداری می شد. چنان که در فیلم فوق می بینید، شرکت کننده ها هنگام خواب رفتاری مشابه آن چه در تکلیف روز انجام می دادند را از خود نشان دادند.
به گفته محققین، این یافته های جدید بالاخره به طور مستقیم تظاهر آموخته های روز در خواب شب را نشان می دهد. به اعتقاد آن ها، افرادی که دچار اختلالات خواب هستند، منابع خوبی برای مطالعه در مورد فرایندهای شناختی و حرکتی مغز در طول خواب هستند.
بنابراین اگر از آن دسته کسانی هستید که در خواب راه می روید یا حرف می زنید یا هر رفتاری شبیه به آن دارید، خیلی ناراحت نباشید، چون منابع ارزشمندی برای علم محسوب می شوید. با این حال اگر بعدازظهرها کلاس کاراته یا ورزش های رزمی می روید، مراقب رفتار خود هنگام خواب باشید!
بهنوش خرم روز
   (khabaronline)

اگر می‌خواهید بدانید آیا ازدواج‌تان دوام پیدا می‌کند یا نه، به عکس‌های فارغ‌التحصیلی دبیرستان همسرتان نگاه کنید

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

 لبخند؛ موفقیت ازدواج را پیش‌بینی می‌کند 

 

به گزارش لایو ساینس روانشناسان دریافته‌اند میزان لبخندهای افراد در عکس‌های قدیمی می‌تواند بیانگر موفقیت بعدی آنها در ازدواج باشد.

این پژوهشگران در یک آزمایش به عکس‌های فارغ‌التحصیلی از کالج در عده‌‌ای از افراد نگاه کردند و شدت لبخند آنها را از یک تا ۱۰ نمره دادند. هیچکدام از افرادی که در ۱۰ درصد بالا در شدت لبخند قرار داشتند،‌ بعدها طلاق نگرفته بودند،در حالیکه در افرادی که در ۱۰ درصد پایین از لحاظ لبخند قرار داشتتند،‌ در یک چهار موارد ازدواج‌شان به طلاق انجامیده بود.

این نمره دهی به شدت لبخند بر اساس میزان کشیدگی در دو عضله بود: یکی عضله‌ای که کنار دهان را به بالا می‌کشد، و دیگر عضله‌ای که دور چشم‌ها چین می‌اندازد.

در آزمایش دوم، گروه پژوهشی از این افرادی که بالای ۶۵ سال داشتند خواست عکس‌های دوران کودکی‌شان را بیاورند (میانگین سن در این عکس‌ها ۱۰ سال بود). پژوهشگران به لبخند هر یک از این افراد نمره دادند، و دریافتند که در میان افرادی که بیشترین لبخندها زده‌اند، تنها ۱۱ درصد طلاق رخ داده است، در حالیکه افرادی که در کودکی اخمو بودند،‌ در ۳۱ درصد موارد شکست در ازدواج را تجربه کرده بودند.

در مجموع این نتایج بیانگر آن بود که افرادی که در عکس‌ها‌ی‌شان اخمو بودند،‌ نسبت به افرادی که لبخند می‌زدند، ۵ برابر بیشتر ممکن است طلاق بگیرند.

ماتیو هرتنستین، روانشناس در دانشگاه دو پاوو در ایالت ایندیانای آمریکا، سرپرست این پژوهش می‌گوید: “شاید لبخند زدن بیانگر داشتن دیدگاهی مثبتی به زندگی باشد. یا شاید افرادی که لبخند می‌زنند، افراد شادتری را به سوی خود جلب می‌کنند، و این ترکیب با احتمال بیشتری باعث ازدواجی درازمدت‌ شود. ما دقیقا علت این رابطه را نمی‌دانیم.”

هرتنستین می‌گوید او به سایر توضیحات هم توجه کرده است،‌از جمله امکان این که افرادی که لبخند می‌زنند،‌دوستان بیشتری را به سوی خود جلب کنند، و اینکه شبکه حمایتی بزرگتری داشته باشند، که حفظ سلامت ازدواج را برای آنها ساده‌تر می‌‌کند.

این نتایج با الگوی بزرگتر مورد پژوهشی تطبیق دارد که بر اساس آن بسیاری ویژگی‌های شخصیتی را می‌توان با دیدن برش خیلی کوتاهی از رفتار فرد تعیین کرد.

ما اساسا خودمان را ظریف‌ترین و ساده‌ترین شکل‌ها آشکار می‌کنیم.

و نشان داده شده است که لبخند زدن در عکس با شماری از صفات از جمله طبع عموما شادمان‌تر فرد همراهی دارد.

هرتنستین می‌گوید:” به نظر من یافته‌های ما با بسیاری از بررسی‌های دیگر در ۵ تا ۱۰ سال گذشته انجام شده‌اند،‌ تطبیق دارد، که نشان می‌دهند بروز عواطف مثبت به شدت در زندگی‌‌های ما اهمیت دارد. داشتن طبیعت مثبت و شاد پیامدهای سودمند بسیاری دارد.”

این یافته‌ها از این لحاظ هم قابل‌توجه هستند، که نشان دادند رابطه میان عکس‌های گرفته شده از افراد در زمان جوانی و پیامد ازدواج که سال‌ها بعد رخ داده است، وجود دارد.

 هرتنستین می‌گوید: “این یافته‌های این نظر را تقویت می‌کند رویدادهای گذشته زندگی ما، در رابطه با موقعیت فعلی و وضع ذهنی ما، می‌تواند چیزهایی را پیش‌بینی کند که سال‌ها بعد رخ می‌دهند. نشان دادن تدوامی که در هستی ما وجود دارد،‌واقعا مهم است.”

چگونه استرس های روزمره را کاهش دهیم

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

 این موضوع را دریابید که کدام بخش از عضلات بدن دچار گرفتگی است؟ شانه ها، گردن، فک و یا قسمت های دیگر. مرحله بعد راه چاره است. قطعا برخورد با استرس و نشانه های آن از همان ابتدای شروع بیماری ساده تر خواهد بود. آرام سازی را یاد بگیرید.

 

از آنجا که گرفتگی عضلات یکی از نشانه های استرس است. آرام سازی عضلات، گرفتگی بدنی را کاهش داده و چرخه استرس را متوقف خواهد کرد. شیوه های متعددی برای آرام سازی جسم و روان مطرح شده است. انتخاب مناسب بستگی به خود شما دارد. برخی از این شیوه ها عبارتند از: نفس کشیدن: آرام و عمیق نفس بکشید. هوا را به آهستگی و با بینی به درون ریه هایتان فرو برید. احساس می کنید بادکنکی را داخل شکمتان از هوا پر می کنید. چند لحظه ای صبر نموده و سپس از راه دهان و یا بینی هوا را خارج کنید، عمیق هوا را خارج کنید بطوریکه احساس نمائید بدنتان خالی می شود.

 همانند عروسکی بادی که وقتی باد آن را خالی می کنیم دست و پاهایش شل می شود. این عمل را به آرامی و چند بار تکرار کنید. بد نیست با هر عمل بازدم عبارات یا کلماتی آرامش دهنده مانند آرام باش، آهسته، یواش را با خودتان تکرار کنید. شل کردن عضلات: سعی کنید عمل آرام سازی را با شل کردن عضلات منقبض شده در طول روز حتما انجام دهید. برای شروع به اتاق خلوتی بروید تا کسی مزاحمتان نشود.

لباس های تنگ، کفش و عینک را کنار بگذارید. روی صندلی بنشینید و کف پاهایتان را به آرامی روی زمین بگذارید، سر را مستقیم نگاه داشته و دستتان را روی پاها بگذارید. هدف منقبض کردن و سپس شل کردن قسمت به قسمت بدن است هر قسمت را که منقبض می کنید برای ۱۰ ثانیه محکم فشار دهید و توجه داشته باشید که دقیقا کدام قسمت بدن سفت شده است.
سپس بعد از ۱۰ ثانیه به آرامی عضله منقبض شده را شل کنید و دقت نمائید که چه احساسی داشتید.

برای مدت ۲۰ ثانیه عضله را شل نگه دارید و از احساس خوبی که بی شک به شما دست خواهد داد لذت ببرید. این کارها را برای هر قسمت از بدن، یکبار انجام دهید منتهی اگر در قسمتی از بدن بیشتر احساس گرفتگی می کنید، آرامسازی را دو یا سه مرتبه تکرار کنید. ابتدا از ماهیچه پیشانی شروع کرده به چشم، بینی، چانه، زبان، آرواره، لب، گردن، بازو، دست، شانه، پشت، سینه، معده، شکم و سپس ران ها و قسمت پائین پا ادامه دهید. تصویرپردازی: با تصویرپردازی راجع به خاطرات خوش و یا وقایع خوشایندی که در آینده ممکن است برایتان پیش آید، بخود آرامش دهید. وقتی آرام و خوشحال هستید، بیشتر دوست دارید صحنه های آرامش بخش را در ذهن خود تجسم کنید.

راههای دیگری هم برای کم کردن میزان استرس وجود دارند. ورزش کردن، حمام گرم، مدی تیشن و یا گوش دادن به موزیک های آرام نمونه هایی از آن است. سعی کنید شیوه ای را انتخاب کنید که برایتان مناسب تر است و آن را هر روز به مدت حداقل ۲ هفته ادامه دهید. این کار به شما کمک خواهد کرد که آرام سازی عضلات را یاد بگیرید و در مواقع استرس براحتی از آن استفاده کنید. تمرین و مداومت، فراگیری شما را بالا خواهد برد. واژه های مثبت را بکار ببرید. در مواردی که استرس دارید ممکن است افکار و واژه های منفی در مورد خودتان و موقعیتی که در آن هستید، به ذهن شما خطور کند. مهم این است چیزی که از ذهن شما می گذرد نباید بیشتر استرس زا باشد بلکه باید آرامتان کند. افکار مثبت به شما القا می کند که چگونه با موقعیتی که در آن هستید و با احساستان کنار آیید. قطعا برای کنار آمدن با موقعیت های پرتنش، فکر کردن به جنبه های مثبت، مفیدتر خواهد بود.

جملاتی چون “می توانم” “آرام باش” “قبلا هم این اتفاق افتاده چیزی نیست” نمونه ای از عبارات مثبت است.

شادترین خانواده‌ها صاحب دو دختر هستند

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

 بسیاری از خانواده‌ها علاقه دارند یک پسر و یک دختر داشته باشند، اما تحقیقات نشان می‌دهد بهترین حالت برای برقراری آرامش در خانواده داشتن دو دختر است… در این یافته که باعث تعجب بسیاری از والدین شده، محققان متوجه شدند دو فرزند دختر با احتمال کم‌تری با یکدیگر به مشکل برمی‌خورند ، با یکدیگر رفتار بهتری دارند و به ندرت والدین خود را آزار می‌دهند.

دانشمندان ادعا کردند، فرزندان دختر راحت‌تر با هم کنار می‌آیند، توجه بیش‌تری به یکدیگر دارند و اعتماد بیش‌تری به والدین خود دارند.
اما بیش‌تر شدن تعداد دختران می‌تواند نه تنها شرایط را بهتر نمی‌کند، بلکه ممکن است به فاجعه بینجامد. تحقیقات نشان می‌دهد خانواده‌هایی که دارای ۴ فرزند دختر هستند مشکلات بیش‌تری برای کنترل دعواها و مشکلات بین اعضای خانواده دارند.

محققان مطالعاتی را روی هزاران پدر و مادر که دارای فرزندان زیر ۱۶ سال بودند انجام دادند تا به بهترین ترکیب فرزندان برای رسیدن به آرامش در خانواده پی ببرند.

میزان شادی و رضایت از زندگی در بین خانواده‌هایی که دارای ۲ دختر هستند بیش‌ترین میزان است و توضیح دلیل آن چندان هم مشکل نیست. فرزندان دختر بیش تر در انجام کارهای خانه همکاری می‌کنند و رفتار بهتری هم با خود و دیگر اعضای خانواده دارند.
اما بر عکس پدر و مادرهایی که دارای ۴ فرزند دختر هستند به طور متوسط باید هر روز ۴ دعوای خانگی را حل و فصل کنند.

در مجموع پدران و مادرانی که دارای ۴ فرزند با هر جنسیتی باشد با احتمال بیش‌تری نسبت به خانواده‌های دیگر در زندگی خود با مشکل روبه رو هستند. با افزایش تعداد فرزندان، والدین فرصت کافی برای نگهداری از فرزندانشان ندارند و نمی‌توانند زمان را به طور مساوی بین همه فرزندانشان تقسیم کنند.

در این خانه‌ها معمولا یک یا تعداد بیش‌تری از فرزندان ممکن است مورد بی‌توجهی واقع شوند که همین موضوع می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل بروز مشکل در خانواده شود.

بعد از دو دختر، ایده‌آل‌ترین ترکیب برای خانواده داشتن یک پسر و یک دختر است. تقریبا ۸۶ درصد از والدین اعلام کردند یک خواهر و برادر رابطه خوبی با یکدیگر دارند و دوستان خوبی برای یکدیگر در دوران کودکی هستند.

خواهر و برادرها معمولا به ندرت با یکدیگر بر سر مسائلی مانند اسباب‌بازی‌ها و مانند آن با یکدیگر درگیری پیدا می‌کنند. اما بعد از آن‌که آن‌ها بزرگ‌تر شدند نکات مشترک کم‌تری با یکدیگر پیدا می‌کنند و ممکن است دیگر مانند گذشته با یکدیگر رابطه نداشته باشند.

سومین ترکیب محبوب در بین والدین، داشتن دو پسر است. والدین معتقدند پسرها به یکدیگر توجه زیادی نشان می‌دهند و دوستان خوبی می‌شوند، اما بعد از آن‌که آن‌ها بزرگ می‌شوند اعتماد آن‌ها به پدر یا مادر کم‌تر می‌شود.

محققان از تعدادی از پدرها و مادرها بر اساس رفتار کودکان و با در نظر گرفتن فاکتورهایی مانند راحت بودن نگهداری از آن‌ها، سازگاری با یکدیگر و مواردی از این دست بهترین ترکیب فرزندان را در یک خانواده به ترتیب از بهتر به بدتر مشخص کردند. در این مطالعه از ۲ هزار ۱۱۶ پدر و مادر نظرخواهی شد.

۱٫دو دختر
۲٫ یک پسر و یک دختر
۳٫دو پسر
۴٫ سه دختر
۵٫ سه پسر
۶٫ چهار پسر
۷٫ دو دختر و یک پسر
۸٫ دو پسر و یک دختر
۹٫ سه پسر و یک دختر
۱۰٫ سه دختر و یک پسر
۱۱٫ دو پسر و دو دختر
۱۲٫ چهار دختر

مروری برافسردگی

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

هنگامی که پزشکان درباره افسردگی بحث می‌کنند، هدف آنها معالجه بیماریی است که “افسردگی عمده” (major depression) نامیده می‌شود. هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری  افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

 

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و  جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی  یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

علائم افسردگی

از جمله علائم بیماری افسردگی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

•داشتن احساس غم واندوه،ناامیدی و گریه‌های مکرر.
•از دست دادن علاقه یا خوشایند بودن چیزهایی که ازآن لذت می‌برید(شامل مسائل جنسی)
•احساس گناه، درماندگی یا بی ارزشی
•به مرگ فکر کردن یا خودکشی.
•خواب بیش از حد، یا مشکل در به خواب رفتن.
•از دست دادن اشتها و کاهش یا افزایش وزن به طور ناخواسته.
•احساس خستگی زیاد در تمام مدت.
•اشکال در تمرکز و تصمیم گیری.
•داشتن دردهای مبهم یا حاد و بهتر نشدن آنها با درمان‌های معمول.
•احساس بی‌قراری، عصبانیت و دلخوری زود هنگام.
علت افسردگی چیست؟

 به نظر می‌رسد که افسردگی  علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال می‌کند.

افسردگی می‌تواند با دغدغه‌ها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار.

 خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم می‌تواند علت افسردگی باشد.

“دچار شدن به افسردگی به دلیل ضعف شخصیت، تنبلی یا بی‌ارادگی نیست.”

افسردگی چطور تشخیص داده می‌شود؟

اگر شما علائم فوق را دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید، قطعا می‌توانید از او کمک بگیرید. از پزشک خود انتظار نداشته باشید که فقط با نگاه کردن به شما به افسردگی شما پی ببرد.

 هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود، زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت.

اولین بار که شما در مورد احساس خود با پزشک سخن می‌گویید، ممکن است او  از شما سوالاتی درباره نشانه‌های آن، سلامت شما، وسابقه مشکلات سلامت در خانواده‌تان بپرسد. همچنین پزشک ممکن است شما را مورد معاینه جسمی قرار دهد یا آزمایش‌های دیگری را برای شما درخواست کند.

 درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را می‌توان هم با دارو، و هم با مشاوره یا هر دو درمان کرد.

داروهای ضدافسردگی: داروهای بسیاری را می‌توان برای درمان  افسردگی مورد استفاده قرار داد.

این داروها “ضد افسردگی” (antidepressant) نامیده می‌شوند. آنها عدم تعادل شیمیایی در مغز را که باعث افسردگی می‌شود، اصلاح می‌کنند.

 تاثیرداروهاثی ضد افسردگی‌ بر هر فردی متفاوت است. بنابراین حتی اگر یک دارو  بر بیماری شما تاثیری نداشته باشد، ممکن است داروی ضدافسردگی دیگر بر شما موثر باشد.

 ممکن است یک هفته بعد از شروع مصرف داروها  بهبودی را احساس کنید. اما  احتمالا تاثیرات کامل دارو  را تا  ۸ تا ۱۲ هفته بعد از شروع مصرف آن نخواهید دید.
 در هفته اول مصرف دارو ممکن است عوارض جانبی آن در شما ظاهر شود. اما میزان این عوارض جانی بعد از هفته دوم مصرف دارو به شدت کاهش می‌یابد.

تا کی به دارو نیاز خواهم داشت؟

مدت زمان نیازتان به مصرف دارو به میزان افسردگی شما بستگی دارد. ممکن است دکتر از شما بخواهد داروها را برای ۴تا ۶ ماه یا بیشتر مصرف کنید.

شما نیاز دارید به مدت زمان کافی دارو مصرف کنید تا احتمال عود افسردگی شما کاهش پیدا کند. در این زمینه حتما با پزشک خود مشورت کنید.

روان درمانی چیست؟

در روان درمانی ممکن است شما با یک پزشک خانوادگی، یک روانپزشک یا روان‌درمانگر درباره شرایط زندگی‌تان صحبت کنید.

ممکن است موضوع بحث شما با این درمان‌گران در مورد افکار و عقاید یا روابط خانوادگی‌تان  باشد. یا ممکن است بر رفتاری‌های‌تان متمرکز شوید، و اینکه این رفتارها چگونه بر زندگی شما اثر می‌گذارد و چگونه می توانید آنها را تغییر دهید.

معمولا روان‌درمانی برای مدت معینی مثلا بین  ۸ تا۲۰  جلسه انجام می‌شود.

آیا لازم است بستری شوم؟

معمولا با مراجعه به پزشک می‌توانید افسردگی را درمان کنید. اگر شما عارضه پزشکی دیگری دارید بر روی درمان تاثیر دارد، یا اگر خطر خودکشی در شما بالا باشد نیاز به درمان در بیمارستان دارید.

کی افسردگی به پایان می‌رسد؟

درمان افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها، یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

خطر اصلی درمان نکردن افسردگی، خودکشی است. معمولا درمان افسردگی در مدت  ۸ تا ۱۲ هفته یا کمتر باعث بهبودی شما می‌شود.

گذر  از  افسردگی

برای گذر از یک دوره افسردگی به این نکات توجه داشته باشید:

•تند نروید، از خودتان انتظار زیاد  نداشته باشید. هر کاری را به صورت طبیعی انجام دهید. برنامه‌ای واقع گرایانه تنظیم کنید.
•به افکارمنفی که ممکن است در شما وجود داشته باشد،‌ اعتنا نکنید. افکاری از قبیل مقصر دانستن خود یا انتظارات غلط. این فکر بخشی از افسردگی است. اینها افکاریست که افسردگی شما را تشدید می‌کند.
•خودرا با فعالیت‌هایی در گیر کنید  که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند یا احساس موفقیت را در شما به وجود می‌آورد.
•زمانی که افسرده‌اید تصمیم‌گیری‌های عمده درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بزرگی بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بخواهید.
• اجتناب از مواد روانگردان غیرمجاز. این مواد سبب افسردگی شدید می‌شوند و تداخل‌های خطرناکی با داروی ضد افسردگی تجویزشده برای شما دارند.
• به نظر می‌رسد که فعالیت جسمی باعث بروز واکنش‌های شیمیایی در بدن می‌شود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
•ورزش کردن ۴تا۶ بار در هفته، هر بار حدود ۳۰ دقیقه، هدف خوبی است.اما کمترین فعالیت جسمی هم می‌تواند مفید باشد.
•امیدواری خود را حفظ کنید. برطرف‌شدن کامل افسردگی شما نیاز به گذر زمان خواهد داشت.
خودکشی
 
افرادی که افسردگی دارند بعضی وقت‌ها به فکر خودکشی می‌افتند.

این فکر بخشی از افسردگی است.اگر شما به آزار رساندن خود فکر می‌کنید، به پزشک خود، دوستانتان، خانواده خود یا به مراکز محلی مشاوره مقابله با خودکشی، مراجعه کنید.
فورا درخواست کمک کنید. خبر خوش این است که پزشکان می‌توانند به شما کمک کنند و افسردگی شما قابل درمان است.

چرا باید افسردگی را درمان کرد؟

•درمان زودرس  کمک  می‌کند از بدتر شدن افسردگی یا مزمن و مداوم‌شدن آن جلوگیری شود.
• فکر کردن به خودکشی در بین افراد افسرده رایج است. اگر شما برای افسردگی‌تان درمان دریافت نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا می‌کند. درمان موفقیت‌آمیز افسردگی، ‌افکار خودکشی را برطرف خواهد کرد.
• درمان می‌تواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذت بردن از زندگی کمک کند.
•درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک کند.

قصه ها برای کودکان خردسال فقط یک محرک روانی و شنیداری نیستند، بلکه کارکردهای فراوانی برای این گروه از کودکان دارند

اردیبهشت ۳, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, روانشناسي

 اکثر ما در کودکی ها ی خود روزهایی را به یاد می آوریم که بزرگترها برای سرگرم کردن و یا کوتاه نمودن شب های بلند زمستان با قصه، مثل و چیستان اعضای خانواده را گرد هم می آوردند و لحظات استثنایی و دلپذیری را در پس این داستانهای راز گونه و پر معنا فراهم می کردند لحظاتی که تا کنون در یاد و خاطره باقی مانده است.
نویسندگان حوزه کودک و نوجوان هم چنین روانشناسان رشد بر این عقیده هم رای هستند که قصه-ها برای کودکان خردسال فقط یک محرک روانی و شنیداری نیستند، بلکه کارکردهای فراوانی برای این گروه از کودکان دارند .
کودکان از طریق قصه ها با محیط پیرامون خود آشنا میشوند. هر قصه ای میتواند فضایی را به وجود بیاورد که کودکان هنگام رویارویی با نمونه های واقعی، رفتار و واکنش مناسبی را از خود نشان دهند.

قصه ها به کودکان یاری می رسانند تا ارتباط ها را درک کنند رابطه ای که بین شخصیت های یک قصه وجود دارد، می تواند به کودک یاری برساند که خود چگونه این موارد را در زندگی رعایت کند.

موضوع مهم دیگر که تاثیر زیادی بر فرایند اجتماعی شدن کودک دارد این است که قصه ها پیامها و ارزش هایی را به مخاطب خود منتقل می کنند کودک در اثر شنیدن، تکرار شنیدن و حتی فکر کردن به قصه میتواند این پیامها را جذب کند و ارزشهای خانوادگی، اجتماعی و انسانی را بگیرد.غیرمستقیم بودن این پیامها موجب میشود که برای کودک دلنشین تر، جذاب تر و دوستداشتنی تر شود
هم چنین قصه ها قدرت تمرکز و دقت کودکان را افزایش میدهند .کودکان در اثر شنیدن این توانایی را به دست می آورند تا بتوانند شنیدن فعال را تجربه کنند. آنها حتی برای اینکه بتوانند ماجرا را دنبال کنند، ضروری است که دقت و تمرکز لازم را برای خوب شنیدن تمرین کنند.

برای منظم شدن و فعال شدن کودکان در امور هم قصه گویی یک آموزش جذاب است قصه ها می توانند به کودکان یاد بدهند که چگونه روی کار تمرکز کنند و با دقت آن کار را پیش ببرند.

در عین حال قصه ها موجب میشوند تا کودکان بتوانند با گسترهای از کلمه ها آشنا شوند. کلمه هایی که ممکن است در گفتگوی روزانه هیچ وقت مورد استفاده قرار نگیرند همچنین قصه ها موجب می شوند تا کودکان با تجربه ها، احساسها، عواطف و شیو ههای نگرش بزرگترها آشنا شوند.

کودکان از آن جا که هنوز تجربه گستردهای در شناخت دنیا ندارند، سعی می کنند که با ارتباط دادن بین آموخته های قبلی و موضوعهای جدید به تعادل ذهن خود کمک کنند. این روند معمولا با تخیل کودک عجین میشود و او را یاری میکند که با منطق خود به کشف و شناخت دنیا اقدام کند و بر اساس چنین روندی است که از قصه های تخیلی لذت می برند و از آنها بهره برداری میکنند.
کارکردها و ارزش های قصه ها به مراتب بیشتر از آن است که بخواهد به همین چند مورد خلاصه شود. اما همین موارد با ارزش میتواند دلایل مهمی باشد که بتوان از طریق قصه ها به رشد عاطفی، اجتماعی، کلامی و ذهنی کودک یاری نمود
جهان نیوز

Next Page »