چگونه می توانیم غم و غصه را از خود دور کنیم

چگونه می توانیم غم و غصه را از خود دور کنیم و از ناراحتی و اندوه رهایی پیدا کنیم چه روش هایی می تواند به ما در رفع این حالات کمک کند توصیه های روانشناسان در این زمینه را در ادامه مطلب برایتان آورده ایم راز و نیاز با خدا ،شرکت کردن در امور خیریه،تغذیه مناسب ،فعالیت روزمره به شما در کم کردن ناراحتی هایتان کمک زیادی میکند.

از دست دادن کسی یا چیزی که نسبت به آن توجه دارید می تواند موجب اندوه و غصه تان شود. ممکن است دچار عذاب روحی عمیقی شوید تا آنجا که درد و ناراحتی لحظه ای رهایتان نکند.

واکنش ها در برابر اندوه کاملا عادی هستند. اما چگونه می توان بر غم و غصه های خود غلبه کرد؟

روش های زیر می توانند مفید باشند:
کمک بخواهید

یکی از موثرترین عامل در رهایی از اندوه، حمایت دیگران است.

اگر احساس غم و اندوه فراوان می کنید حتما با کسی که می توانید به او اعتماد کنید مانند دوست یا اعضای خانواده تان صحبت کنید و اندوه تان را درمیان بگذارید.

با این کار می توانید از بار آن غم بکاهید.

اما اگر در موقعیتی هستید که فرد قابل اعتمادی که بتواند کمک تان کند در دسترس ندارید از ایمان تان کمک بگیرید.

در این شرایط راز و نیاز با خدا و کسی که او را نیروی برتر می دانید بسیار به بهبودی حال تان کمک می کند.

اگر بازهم نتوانستید اندوه تان را فراموش کنید حتما با روانشناس و یا مشاور تماس گرفته و با استفاده از روش های مناسب و پیشنهادی او در خصوص وضعیت تان به خود کمک کنید.

مراقب خود باشید

هنگام اندوه و ناراحتی خیلی مهم است مراقب خود باشید.

در حقیقت باید برای شفای روح تان درد و اندوه وارد شده را بپذیرید.

دوری کردن از احساساتی چون غم و فقدان فقط روند بهبودی را طولانی تر می کند.

می توانید احساسات بدتان را به روش های خلاقانه ای مانند نوشتن آنها بروز دهید.

یا با شرکت کردن در امور خیریه غم خود را فراموش کنید.

موقع اندوه و افسردگی به راحتی غذا خوردن فراموش می شود اما وعده های غذایی تان را ازدست ندهید چراکه ذهن و بدن درکنار هم فعالیت می کنند.

اندوه تان را تشخیص دهید

گاهی اوقات افراد غم و اندوه را با افسردگی اشتباه می گیرند.

البته از آنجایی که این دو مورد علایم بسیار مشابه ای دارند تشخیص آن دو از هم گاهی اوقات بسیار سخت می شود.

غم و اندوه ترکیبی از انواع متفاوتی احساسات است.

یعنی فرد حتی در عین غمگین بودن ممکن است لحظه ای موضوعی برای خندیدن داشته باشد اما فرد افسرده دایما احساس تهی بودن و ناامیدی می کند.

بنابراین با تشخیص درست رو درمانی صحیحی به کار برید. اگر فکر می کنید زندگی دیگر ارزشی ندارد، ایکاش می مردید، دایم خودتان را به خاطر اتفاق افتاده سرزنش می کنید، به دیگران نمی توانید اعتماد کنید، نمی توانید فعالیت های روزمره تان را از سر بگیرید شما افسرده شده اید و حتما باید از کمک های حرفه ای بهره مند شوید.

چه کنیم تا اطرافیان دوستمان داشته بشند

مهر ۲, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

دوست داشته شدن توسط اطرافیان نیازمند برخی رفتارها و احساسات در شماست تمیز و مرتب بودن ،جذاب بودن ،قاطع بودن ،مودب بودن و بسیاری ویژگی های دیگر باعث تاثیرگذاشتن شما بر اطرافیان خواهد شد رفتار دوستانه و صمیمانه شما باعث دوست داشتنی تر شدن شما می شوند .

این بدان معناست که ما کارهایی را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم خیلی راحت می‌گوییم چرا نمی‌توانند من را همین‌طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟

واقعیت این است که برای آن‌که دوستمان بدارند باید دوست داشتنی باشیم. دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید.

وقتی با دیگران رو به رو می شوید بلافاصله سلام کنید. منتظر نمانید آنها سلام کنند آنها را به اسم کوچک صدا بزنید نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید.

طوری رفتار کنید که انگار از زندگی حسابی لذت می برید همیشه به خوبی‌ها فکر کنید حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید و غر نزنید.

جذاب باشید

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می‌تواند زیبا باشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می‌تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباس‌ها، حالت‌های روانی و ….در این امر موثر است.

اگر می‌خواهید فردی موفق و نافذ در قلب‌ها باشید و از موفقیت لذت ببرید نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید.

تمیز و مرتب باشید

وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.

افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند. بیشتر افراد برای آن‌که جذاب باشند شلوغ می‌کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می‌گفت: نگفتن صلاح است، کم گفتن طلا است، پر گفتن بلا است.

تأثیر سکوت

سکوت تاثیر روانی فوق‌العاده‌ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می‌کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است. ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. آدم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.

مودب باشید

افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود. اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم، من می‌خواهم شاد و جذاب باشم.

یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید: امروز سلامتی، موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید. همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم، سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.

قاطع باشید

قاطع باشید و هدف‌های‌تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش، چون همیشه دارای برنامه‌ریزی منظمی هستند، دارای جذابیت زیادی می‌باشند. آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند. هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است.

به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است. مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید، در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت‌های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی‌توانم و نمی‌شود و … هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می‌خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید.

چگونه می توان روی دیگران تأثیرگذار گذاشت؟

تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری و حدود و کیفیت آن، بستگی به توانایی‌ها و قابلیت های انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم ترین اموری که در اثرگذاری دخالت دارند، ویژگی های معنوی و روحی – از قبیل اراده استوار، اخلاق نیکو، حسن معاشرت – و آگاهی‌ها و توان های علمی بالاست. اثرپذیری مثبت نیز به میزان انعطاف پذیری و حقیقت طلبی شخص، ارتباط دارد. تأثیرپذیری‌های منفی، برخاسته از ضعف آگاهی و اراده است. بنابراین، هر اندازه در تقویت اراده خود و گسترش صفات نیک و خلق و خوی پسندیده و افزون سازی آگاهی ها و دانش های خویش، به ویژه در زمینه مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی، تلاش کنید، به تدریج توان تأثیرگذاری بیشتری خواهید داشت. با رعایت اصول و نکات زیر، می‌توانید میزان تأثیرگذاری خـــــود را افزایش دهید:

برخورد با نشاط

اولیــن روش موءثر ارتباطی، به منظور جلب نظر دیگران و تأثیرگذاری بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به نحوی که موفقیت یا شکست در ایجاد ارتباط موءثر، به آن بستگی دارد. سلام و احوال پرسی کردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذیرش وی، راه نفوذ در قلب اوست. در فرهنگ اسلامی نیز نسبت به اموری از قبیل سلام کردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبی به دیگران، سفارش زیادی شده است.

آغاز مثبت

یک یا چند نکته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسایی و برجسته سازید و با تحسین صادقانه به جهت وجود آن امور مثبت، ارتباط خود را با وی محکم سازید و هیچ گاه رابطه خود را با نکته‌ای منفی آغاز نکنید.

عدم سرزنش مستقیم

در صورتی که اشتباه و لغزشی در طرف مقابل مشاهده کردید، به طور مستقیم از او گلایه نکنید و وی را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید. وقتی تذکر اخلاقی با کنایه و اشاره گفته شود، زودتر اثر می بخشد تا این که با صراحت از گناه یا اشتباه انتقاد شود. چه بسا برخورد مستقیم و بی پرده با گناه و لغزش در مراحل اولیه، سبب گستاخی و جرأت بیشتر وی شود و زشتی کار در نظر او رنگ باخته، به توجیه آن بپردازد و یا به شکل دیگری مقاومت کند. بنابراین، باید مانند یک دوست دلسوز یا مشاوری دانا، با خطاکار برخورد کنید.

خودگشایی

قبل از انتقاد از دیگران، می توانید به برخی از اشتباهات، شکست ها و ناکامی های خود در زندگی و چگونگی اصلاح و بهبود آنها اشاره کنید.

اعتراف به خطاهای خویش، باعث نزدیکی به شخص می شود و راه صمیمیت را هموار می کند. در این جا اطلاعاتی در زمینه های مختلف و برخی مشکلات و پیشینه خود ارائه کنید تا زمینه مراوده و ارتباط فراهم شود.

خودگشایی، اضطراب را کاهش می دهد؛ چون آنان اطمینان می یابند که در دچار شدن به ترس‌ها، تردیدها، مشکلات، سختی ها و ناکامی‌های خود تنها نیستند.

در استفاده از این روش، نباید افراط کرد؛ زیرا موجب می شود توجه شخص بیش از حد به شخص شما معطوف شود و از طرف دیگر، این مسئله نباید موجب افشای اسرار و رازهای پنهان آدمی شود.

شنونده خوب بودن

بکوشید شنونده خوبی باشید و زمینه ای فراهم آورید که دیگران درباره خود، برای شما حرف بزنند. اگر کسی احساس کند شنونده خوبی برای سخنان خود یافته است، به راحتی می تواند افکار و احساسات خود را به او منتقل کند و به ایجاد ارتباط با او اقدام کند. در این مرحله، شنونده می‌تواند به تأثیرگذار خوبی تبدیل شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، شنونده بسیار خوبی بود. همین خلق نیکوی آن حضرت، یکی از مهم ترین عوامل محبوبیت او در بین مردم بود و موجب شد که آن حضرت بتواند تأثیرات عمیقی در جامعه به جای گذارد.

ابراز احساسات

یکی دیگر از عوامل مؤثر در برقراری ارتباط مؤثر، تشخیص دقیق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنها است. با بازگردانی احساسات به گوینده، به او القا می کنیم که سخنانش را فهمیده، برای او ارزش و احترام قائلیم.

شنونده خوب، آن است که با ابراز احساسات مثبت، به عنوان عکس العمل، تأثیرگذاری خود را افزایش دهد. ابراز احساساتی نظیر حرکت سر، به نشانه تأیید گفتار طرف مقابل، باز کردن چشم ها و کشیدگی صورت به موقع شگفت زدگی، تحسین زبانی و استفاده از بعضی تکیه کلام ها چون آفرین، چه جالب و… از عوامل مؤثر در این زمینه است.

به عبارت دیگر، به پیام های کلامی و غیرکلامی مخاطبان، پاسخ و واکنشی صادقانه، عینی، دل‌سوزانه داشته باشید و با آنان همدل باشید تا آنان دریابند شما به آن چه آنها می گویند، گوش می‌دهید و صحبت های آنان را دنبال می کنید.

ارج گذاری

به دیگران اعتبار بدهید؛ شخصیت‌شان را ارج بنهید و کاری کنید که احساس اهمیت و شخصیت کنند.

پذیرش مثبت بدون شرط

کاری کنید که طرف مقابل احساس کند او را به دلیل ارزش ذاتی‌اش پذیرفته اید و به او اهمیت می دهید و به عنوان یک انسان، مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نکات ضعف و عیوبی که دارد، مورد پذیرش شماست. این توجه و پذیرش مثبت، به طرف مقابل، احساس ارزشمندی می بخشد و تأثیرپذیری اش را نسبت به شما افزایش می دهد. بنابراین، باید طرف مقابل را بدون قید و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتی و ماهیت انسانی اش پذیرفت و به او احترام صادقانه گذاشت.

رفتار مطلوب

رفتارهای خوبی را که از دیگران نسبت به خود انتظار دارید، نسبت به او انجام دهید و به عبارت دیگر آن چه را برای خود می پسندید، برای وی نیز بپسندید و او را به سوی آن رهنمون شوید.

افت شدید روحی و روانی پس از طلاق

اکثر کسانیکه طلاق گرفته اند و متارکه کرده اند از نظر روحی و روانی افت شدید می کنند و توانایی مدیریت زندگی خود را ندارند و اعتماد بنفس و اراده خود را نسبت به قبل از دست می دهند.

اگرچه طلاق یک ناهنجاری اجتماعی است اما با گسترده شدن زندگی شهری لزوم پرداختن به مسائل بعد از طلاق و مدیریت اتفاقات بعد از آن مخصوصا در میان جوانان بیش از پیش احساس می شود. ، آسیب شناسان و روانشناسان اجتماعی معتقدند احساساتی نظیر ناامیدی، یاس، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد، فساد اخلاقی و … مشکلاتی است که ممکن است بعدازطلاق به سراغ زوج هایی بیایید که زندگی مشترک خود را از دست داده اند.

بر اساس مطالعات جامعه شناختی، طلاق فرآیندی است که ابتدا دارد، اما انتهایی ندارد، به این معنا که طلاق صد درصد اتفاق نمی افتد و صرفا این مسئله به شکل حقوقی پایان می پذیرد، اما مسائل عاطفی ناخودآگاه در ذهن طرفین می ماند.

بسیاری از افرادی که متارکه کرده اند خود را فردی ناتوان و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند با یکدیگر فرق دارند. مردان طلاق را یک حادثه ناگهانی می دانند و زنان آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرایند طولانی قلمداد می کنند . شاید به همین دلیل است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان دارند اما این اتفاق برایشان تنش زا تر است .

آسیب های زنانه طلاق چیست ؟

علی بنی اسدی، روانشناس بالینی، استاد دانشگاه و مشاور خانواده در یک تقسیم بندی کلی آسیب های طلاق را به دو بعد فردی و خانوادگی تقسیم می کند و به مهر می گوید: ترس از تنهایی پس از طلاق، احساسی است که زنان بیش از مردان ابراز می کنند. این ترس بیشتر ناشی از این نگرانی است که آیا شریک زندگی دیگری خواهند داشت؟ ترس از این که نتوانند بدون یک مرد زندگی کنند و فرزندان خویش را به تنهایی بزرگ کرده و شغلی بیابند و از نظر مالی خود و فرزندانشان را تامین کنند.این ترس ها ناشی از نگاه واقع بینانه در زندگی فردی و اجتماعی است.
این استاد دانشگاه دومین آسیب فردی را احساس گناه می داند و می گوید: گاهی زنان مطلقه با احساس گناه زیادی درباره متلاشی شدن خانواده دست به گریبان هستند. به اعتقاد برخی از صاحب نظران مهم ترین احساسی که پس از طلاق در پدر و مادری که متارکه کرده اند پدید می آید، احساس گناه و خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان است. به علاوه بیم از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت، احساس گناه را افزایش می دهد.
این روان شناس بالینی از مشکلات روحی و جسمی، به عنوان سومین آسیب فردی طلاق یاد می کند و می گوید: نبود همسر و تنهایی پس از طلاق موجب می شود که بیشتر زنان پس از جدایی به ناراحتی های روحی و جسمی دچار شوند و همچنان نیازهای عاطفی خود را در شوهر سابق خود جست وجو کنند.
کمبود معاشرت و تفریح ها به علت مسائل شهرنشینی در کلانشهرها، بر مشکلات عاطفی زن می افزاید. البته مشکلات روحی پس از طلاق به مراتب بیش از صدمات جسمانی آن است. زن مطلقه به علت نداشتن استقلال اجتماعی از پایگاه اجتماعی معینی برخوردار نیست و به خانواده پدر یا برادر وابسته است.
این مشاور خانواده در ادامه مشکل دوگانگی نقش را آسیب دیگری می داند که بر اثر طلاق به سراغ زنان می آید و می گوید: زنان در ارتباط با فرزندان خود با دوگانگی نقش مواجه می شوند و حضور نداشتن پدر، فرزندان را دچار مشکل می کند. زن مطلقه برای فرزندانش هم باید پدر باشد هم مادر. مرد نیز در صورتی که کودک با او زندگی کند، باید هم نقش مادر و هم نقش پدر را بر عهده بگیرد.
وی پنجمین آسیب را مشکلات اقتصادی عنوان می کند و می گوید: یکی از مهم ترین مشکلات زنان پس از طلاق مسئله اقتصادی است. این موضوع برای زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتری جلوه می کند. واکنش اعضای خانواده نسبت به طلاق و جدایی مختلف است. در برخی موارد آنان نگرانند عضو متارکه کرده خانواده شان ، از نظر اقتصادی و مالی به آن ها وابسته شود. طلاق می تواند وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد مانند شغل او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از دیگر مسائل و مشکلات زنان مطلقه، تهیه مسکن و مکانی برای زندگی است.
دایره آسیب های فردی طلاق برای زنان بسیار گسترده است، بنی اسدی به انزوا و اختلال در هویت اجتماعی به عنوان آسیب دیگر زوج های طلاق گرفته اشاره می کند و می گوید: طلاق شرایطی ایجاد می کند که به کاهش نفوذ اجتماعی و حتی تضعیف برخی موقعیت ها و فرصت های اجتماعی فرد منجر می شود.
در برخی مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه ای است که آن ها احساس می کنند دیگر جایی در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام یک مجرد است و نه در مقام یک متأهل. جامعه ما تعریف و جایگاه مناسبی را برای وی در نظر نمی گیرد و نگرش منفی نسبت به فرد مطلقه وجود دارد.
مشاور خانواده کاهش فرصت های ازدواج برای زنان مطلقه را هم به فهرست این آسیب ها اضافه می کند و می گوید: زنان مطلقه نسبت به مردانی که متارکه کرده اند، کمتر ازدواج مجدد می کنند. از جمله علل اجتماعی این وضعیت، وجود فرزندان، سن زن و تمایل نداشتن مردان برای ازدواج با زن مطلقه است.
در فرهنگ ایرانی زنان مطلقه برای ازدواج، از اعتبار کمتری برخوردارند و مردی که ازدواج نکرده است کمتر به سراغ آن ها می رود و در اغلب موارد مردانی که زنان خود را از دست داده یا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاری آن ها می روند، در این شرایط زن مطلقه دیگر نمی تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف مقابل، بسیار تنزل می کند و بسیاری از شرایط ناگوار را به اجبار پذیرا می شود؛ زیرا در غیر این صورت برای همیشه تنها خواهد ماند.
آسیب های اختصاصی مردان چیست ؟
دکتر پرویز مظاهری عضو انجمن روانپزشکان ایران درباره تاثیرات زیانبار طلاق بر مردان می گوید: از آنجا که بسیاری از مردان توانایی کمتری در کنار آمدن با مشکلات دارند و توانایی روانی زنان در این گونه مسائل بیشتر و علت آن نیز ترشحات هورمون استروژن است، هنگام متارکه، مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسائل تربیتی و مسائل حاکم بر زندگی ضربه بیشتری می بینند.
دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید و افسوس احساسی است که بیشتر مردان با آن درگیر می شوند .
دکتر فربد فدایی، روان پزشک هم در این رابطه می گوید: بلافاصله بعد از جدایی، برای بیشتر مردان دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید به وجود می آید. تضاد از این نظر که مردمتارکه کرده همیشه این تردید را دارد آیا تصمیم اش درست بوده یا نه وهمیشه با این سوال که آیا می توانسته کار بهتری انجام دهد یا نه مواجه است.
بین طلاق و دیگر آسیب ها تفاوت قائل شویم
آسیب های اجتماعی بعد از طلاق موضوعی نگران کننده است که هنوز تحقیقاتی برای شناسایی دقیق این مشکل آغاز نشده است .
محمود گلزاری معاون وزیر ورزش و جوانان در این رابطه به مهر می گوید: خانمی که در جامعه طلاق می‌گیرد از لحاظ شخصیتی با فرد دزد و حتی معتاد متفاوت است و شخصیت او، شخصیت پرآسیبی نیست، چرا که این فرد قربانی یک انتخاب و یا یک ناسازگاری شده است.
وی ادامه می دهد : باید بین طلاق و بقیه آسیب‌ها تفاوت قائل شد و ازدواج با زنان مطلقه‌ نباید در میان جامعه یک فعل مذموم باشد. نگاه منفی به بعد از جدایی باید از بین برود.متاسفانه افراد پس از طلاق رها می شوند و مدیریت پس از طلاق در کشور وجود ندارد. حتی در بسیاری موارد شاهد هستیم که زوج ها پس از طلاق پشیمان شده و با چند جلسه روانشناسی می توان دوباره آنها را به زندگی مشترک با همسرشان برگرداند. به همین دلیل درصدد هستیم کارگروه ویژه طلاق را در وزارتخانه ایجاد و جوانان را پس از طلاق مدیریت کنیم. البته در این کارگروه، تلاش هایی برای کاهش آمار طلاق در سطح جامعه انجام می شود.
گلزاری در مورد راه‌اندازی کارگروه طلاق می گوید: لازم است همراه با شناسایی راهکارهای پیشگیری از طلاق در زمینه اصلاح موارد قانونی طلاق تلاش کنیم، بنابراین با همکاری معاونت پیشگیری از وقوع جرم و معاونت فرهنگی قوه قضاییه و سازمان بهزیستی این موضوع را پیگیری می‌کنیم و در این زمینه کارشناسان معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری و وزارت کشور نیز به ما کمک می‌کنند.
گروه های مردم نهاد وارد میدان شوند
اما برای آن که این آسیبها کم تر متوجه جوانان طلاق گرفته شود چه باید کرد ؟ اصغر مهاجری آسیب شناس در این رابطه به مهر می گوید :به جای آنکه حمایت های بعد طلاق را از زوج ها جوان داشته باشیم باید برنامه هایی برای پیش از ازدواج و در نحوه انتخاب همسر پیش بینی کنیم تا عوامل افزایش طلاق را در میان خانواده ها کاهش دهیم. به اعتقاد این آسیب شناس آموزش جامعه پذیری زناشویی در سه سطح روابط زناشویی، روانی و اجتماعی می تواند کمکی برای کاهش آمارهای طلاق داشته باشد. بسیاری وقت ها با یک آگاهی بخشی می شود از رسیدن یک زندگی به نقطه جدایی جلوگیری کرد.
مهاجری ادامه می دهد: اما اگر طلاق اتفاق افتاد تنها کاری که می توانیم انجام دهیم کمک های درمانگرایانه است. باید کاری کنیم که ترکش های عاطفی بعد از طلاق کمتر بر روح و روان زوج ها اثر بگذارد و تلاش کنیم انرژی منفی این حادثه که ممکن است به پرخاشگری و افراط و تفریط های رفتاری بدل شود از روح زوجین بیرون برود. بنابراین یکی از راه کارها روان درمانی است. همچنین باید نگاه های سنگین و قبحی که در خصوص زنان و مردان طلاق گرفته در جامعه وجود دارد از بین برود تا کمتر در این رابطه قضاوت شود.
امان الله قرایی مقدم آسیب شناس نیز در این رابطه به مهر می گوید: اگر زنان و مردان طلاق گرفته را بدون توجه رها کنیم ممکن است به انواع آسیب های اجتماعی دچار شوند .
وی ادامه می دهد: نهادهایی مانند بهزیستی باید برای زنانی که طلاق می گیرند برنامه ریزی داشته باشد و برای آنها که حرفه ای ندارند ، با حرفه آموزی شغل ایجاد کنند.
وی می افزاید: برای کاهش آسیب های روانی باید به دلیل فراگیری طلاق در سنین زیر ۳۰ سال مراکز مشاوره و روان درمانی ایجاد شود و این زوج ها زیر نظر مشاوران و مددکاران اجتماعی تلاش کنند از نظر روحی کمتر دچار آسیب شوند اما صدمه روحی که طلاق به زنان و مردان می زند در تمام عمر فراموش نمی شود و شاید گروه درمانی نیز دردرمان زوج های طلاق گرفته موثر باشد .
این جامعه شناس تاکید می کند: بیش از نهادهای دولتی ، سازمان های مردم نهاد هستند که می توانند مراکز حمایتی از جوانان طلاق گرفته را ایجاد کند.

توصیه هایی برای قبل از طلاق

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید!!!اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید.

در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:

▪ ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید
اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند
ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند
▪ بعضی از زوجین شاید شما هم جزو این دسته باشید – برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت. حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید.
این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود
▪ معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود.
چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.
▪ پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.
▪ اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.
● حق طلاق با کیست؟
«طلاق» شیوه رسمی پایان دادن به زندگی خانوادگی است که قدمت تاریخی آن با قدمت ازدواج برابری می‏کند. طلاق با صرف‏نظر از مضمون مشترک آن، شرایط و مقرّرات متفاوتی در ادیان و فرهنگ‏های گوناگون داشته است. بر خلاف نظام‏های حقوقی گذشته، که معمولاً بر اراده شوهر در طلاق تأکید داشتند، نظام‏های حقوقی جدید به دلیل تأثیر اندیشه‏های مساوات‏جویانه، حرکتی به سمت پذیرش «طلاق توافقی» و دیگر الگوهای مستلزم کاهش نقش شوهر را نشان می‏دهند
در دیدگاه اسلام، حق شوهر در امر طلاق پذیرفته شده است. مجموعه‏ای از تفاوت‏های جنسی طبیعی بین زن و مرد و نیز تفاوت‏های جنسیتی در نقش‏های اجتماعی موجب گردیده‏اند اسلام حق طلاق را برای شوهر قایل شود. به نظر می‏رسد بی‏توجهی به این تفاوت‏ها، آن‏گونه که در جوامع غربی مشاهده می‏کنیم، تأثیر بسیاری بر افزایش طلاق دارد
ثالثا، اسلام با برخی جرح و تعدیل‏ها در قاعده اولیه طلاق، کوشیده است از یک‏جانبه‏گرایی به نفع مردان، که در بسیاری از موارد منجر به تضییع حقوق زنان می‏گردد، جلوگیری کند؛ ثبوت حق طلاق برای زن در فرض ناتوانی یا خودداری شوهر از پرداخت نفقه، اعتبار قاعده «عسر و حرج» در زندگی زناشویی و نیز قاعده «اشتراط در ضمن عقد» از مهم‏ترین این جرح و تعدیل‏ها هستند
نکاتی که بیان شدند در قوانین مدنی ایران به طور کامل لحاظ گردیده‏اند. به موجب ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی «مرد می‏تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد.» ماده ۱۱۲۹ هم می‏گوید: «در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می‏تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می‏نماید؛ همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه بر حسب ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز در صورتی که برای محکمه ثابت شود دوام زوجیت موجب عسر و حرج است، زن می‏تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند.
قاعده «اشتراط وکالت زن در طلاق» نیز در ماده ۴ قانون ازدواج مصوّب سال ۱۳۱۰ لحاظ گردیده است. بر حسب این قاعده، زن می‏تواند در عقد نکاح یا عقد لازم دیگری، وکالت خود را از طرف شوهر در اجرای صیغه طلاق شرط کند و این شرط می‏تواند مطلق یا مقیّد به شرایطی خاص باشد؛ مثلاً، در صورتی که شوهر با او بدرفتاری و ناسازگاری کند

منبع : زن روز

آثار سوء طلاق روی فرزندان

طلاق و آثار سوء آن به روی فرزندانحال که تصمیم نهایی مبنی بر جدا شدن والدین از یکدیگر شده، به راستی این امر چه عواقبی را برای خود آنان و چه مشکلاتی را برای فرزندانشان در بر خواهد داشت؟

هر چند طلاق همواره مراحل قانونی خود را طی می کند و یک سیر منطقی را دنبال مینماید، اما بسیاری از وجوه احساسی آن در بیرون از جلسه دادگاه خودشان را نشان می دهند. والدین موظفند تا با آموزش های لازم در زمینه تاثیرات سوء آن، هم در مورد خود و هم در مورد فرزندانشان آشنایی پیدا کنند.
زمانیکه سخن از در نظر گرفتن حقوق فرزندان و طرز برخورد با آنها به میان می آید، باید مراقب بود تا هیچ گاه قوانین زیر از ذهن دور نشوند: تنها افرادی که در بطن ماجرای طلاق گرفته اند، اما با این وجود باز هم به فرزندان خود علاقمند هستند، پدر و مادر میباشند.
در حالیکه وکلا، قضات، مشاوران اجتماعی و مسئولان بهزیستی از هیچ تلاشی برای یافتن علایق کودکان کوتاهی نمی کنند، تنها والدین هستند که بر اساس عشق لایزال خود می توانند تصمیمات صادقانه ای در جهت رشد و ارتقای آنها بگیرند. به علاوه پدران و مادران همراهان همیشگی هستند که :
۱) حتی زمانیکه طلاق قطعی شده و به مرحله اجرا در می آید، باز هم در کنار فرزندان خود باقی می مانند و به آنها عشق می ورزند؛
۲) پس از جدایی به اندازه کافی در کنار آنها باقی بمانند تا بتوانند تاثیرات سوء طلاق را بر روی آنها از نزدیک مشاهده کنند؛
۳) و نهایتا این قدرت و اختیار را دارند تا تصمیمات مهم را در مورد فرزندانشان اتخاذ نمایند.
خوشبختانه تفاوت کمی میان فرزندان طلاق و کودکانی که در کنار هر دو والدین خود زندگی می کنند، وجود دارد. به همین دلیل چندان دور از تصور نیست که پس از طلاق کودک از نظر روان شناسی همچنان به رشد طبیعی خود ادامه دهد و با سلامت نسبی پرورش پیدا کند. البته باید توجه داشته باشید که این امر یک نتیجه گیری کاملا کلی است و ممکن است در موارد اختصاصی نتیجه با آنچه در این قسمت ذکر شد به طور کلی متفاوت باشد.
مسئله دیگری که در این قسمت باید مورد توجه قرار داد، این است که آیا تغییرات ایجاد شده در رفتار کودکان صرفاً به دلیل ماهیت طلاق و جداشدن والدین از یکدیگر صورت می پذیرند، یا اینکه به دلیل مناقشه هایی است که در خانه از نظر آنها می گذرد.
به عبارت دیگر آیا مشکلات فرزندان برخاسته از تغییر در سیستم بنیادین خانواده است، یا اینکه تنها پی آمد درگیری های پی در پی، تنش های اقتصادی، و مراقبت های ناکافی است؟ اگر مبنا را بر روی کشمکش ها و درگیری های خانوادگی و نه جدا شدن پدر و مادر از یکدیگر بگذاریم، آنگاه باید اذعان داشت که تاثیرات سوء آن شایع تر شده و منطقه وسیع تری از مشکلات را به خود اختصاص می دهند. البته اگر بنا را بر اساس چنین فرضیه ای استوار کنیم، تئوری دیگری مطرح خواهد شد: در خانواده هایی که پدر و مادر در کنار هم زندگی می کنند نیز ممکن است فرزندان شاهد جر و بحث و مشاجره های گاه و بی گاه باشند؛
● چه کمکی از دست والدین مطلقه بر می آید
▪ والدین باید چه کاری انجام دهند
ـ در مورد طلاق با فرزندان صحبت کنید
اگر آنها به اندازه کافی بزرگ شده اند و معنا و مفهوم زندگی مشترک را درک می کنند، می توانید با دیدی باز وضعیت موجود را برایشان توضیح دهید. سن فرزندان، تعیین کننده طرز بیان و نوع مطالبی است که در طی گفته های خود باید به آنها اشاره داشته باشید.
▪ کودک را نیز در جریان امور قرار دهید:
سعی نکنید از زیر بار مسئولیت های خانوادگی خود شانه خالی کنید. نقش های قبلی خود که قبل از طلاق نیز وجود داشته اند را به دست فراموشی نسپارید.
▪ چیزی بیش از یک حمایت معمولی به آنها ارائه دهید
میزان حمایتی که زن و شوهر هر یک در فرآیند هضم جریان طلاق از محیط بیرون دریافت می کنند، تاثیر بسزایی بر روی حس مسئولیت پذیری آنها در قبال فرزندانشان دارد. تحقیقات گویای این مطلب هستند که ۳۰ درصد از خانم ها و آقایون پس از جدا شدن از همسرانشان دچار افسردگی می شوند. اگر در یک چنین شرایط بقرنجی قرار گرفتید، می توانید به دنبال پشتیبانی و حمایت از جانب اقوام، دوستان، مراکز مشاوره اجتماعی و….باشید. البته باید بدانید که تاثیرات سوء طلاق حتی منابع حمایت شما را نیز تحت الشعاع قرار می دهند. دوستان و خانواده ممکن است به دلیل ثبت تجربه طلاق در زندگی از شما فاصله گرفته و تمایل چندانی به ساپورت فرزندان شما از خود نشان ندهند.
● ارتقا توانایی های فردی
قابلیت ها و مهارت های شخصی والدین، ارتباط مستقیمی با توانایی حمایت آنها از فرزندانشان دارد. پژوهش های اخیر به پدر و مادرهای تازه طلاق گرفته پیشنهاد میکند که:
۱) توانایی خود را در عرصه شغلی ارتقا بخشند (شغل جدیدی را شروع کنند)؛
۲) گرایشات سنتی خود را در مورد سکس تغییر دهند ( این امر به آنها کمک می کند تا به وسیله اراده با احساسات منفی مقابله کرده و آنها را تغییر دهند)؛
۳) توانایی های فردی خود را به منظور ایجاد روابط جدید اجتماعی افزایش دهند؛
۴) در صدد ادامه تحصیل برآیند ( شاید این امر از نظر اقتصادی چندان مقرون به صرفه به نظر نرسد)؛
۵) درآمد خود را افزایش دهند ( طلاق معمولا باعث می شود تا نحوه زندگی از نظر کیفی، از استاندارهای معقول فاصله بگیرد، به ویژه برای خانم های خانه داری که پس از مدت ها مجبور می شوند از خانه، وارد محیط جدید کاری بشوند)؛
۶) از نظر احساسی خود را متحول کنید و عواطف درونی تان را رشد دهید؛
۷) با یک نیروی تازه در صدد جبران گذشته برآیید و سعی کنید سلامت عاطفی خود را از نو بدست آورید ( ارتباط مستقیمی بین میزان آسیب و توانایی افراد در وقف دادن خودشان با شرایط جدید وجود دارد). هر چه والدین سریعتر و راحتتر بتوانند خود را با شرایط موجود وقف دهند و سریعتر بهبودی حاصل نمایند، این روند در فرآیند بهبودی فرزندانشان نیز تاثیر گذاشته و آنها را قادر می سازد تا زودتر به شرایط آرمانی پیش از طلاق باز گردند.
● تعریف تازه از نقش های والدین
کودک باید به طور کامل در جریان امور قرار گرفته و تغییر و تعدیل در نقش های خانوادگی والدینش را به درستی درک کند، او باید بداند از این پس چه کسی، چه نقشی را به عهده خواهد داشت. چه کسی آشپزی می کند؟ و این کار را چه زمانی می تواند انجام دهد؟ کدامیک از آنها از این به بعد او را از کلاس فوتبال به خانه بر میگردانند؟ و … البته پیش از اینکه اینطور مسائل را با فرزندان خود در میان بگذارید، ابتدا خودتان باید بر سر آنها به توافقق دست پیدا کنید.
یکی دیگر از مواردی که به واسطه طلاق تحت الشعاع قرار می گیرد مقوله نظم و انضباط است. چه کسی تصمیمات نهایی را می گیرد و چگونه آنها را به مرحله اجرا خواهد گذاشت؟ باید دانست، یکی دیگر از مضرات طلاق از این قرار است که توقع و انتظارات معقول پدر و مادر از فرزندان کاهش پیدا کرده و به همین دلیل تمایل کمتری برای گفتگو با آنها از خود نشان می دهند و چندان رقبتی به برقراری ارتباط ندارند. می بایست تلاش کنید و تا آنجا که می توانید انتظارات خود را با موارد مشابه آن در پیش از طلاق مطابقت دهید.
اگر نسبت به رفتار فرزند خود بی توجهی کنید و روی او کنترلی نداشته باشید، در آینده شاهد تاثیرات زننده این بی توجهی بر روی خصوصیات اخلاقی کودک خود خواهید بود.
● ایجاد سازگاری میان کودک و همسالانش
کودکان معمولا از قضیه طلاق پدر و مادر خود خجالت می کشند و از درمیان گذاشتن این موضوع با هم سن و سال های خود به شدت می هراسند. فرزند شما چگونه میتواند این موضوع را با همسالان خود مطرح کند؟
این امر چه تاثیری در رابطه او با جمع دوستانش می گذارد؟ آیا مجبور می شود دوستان قبلی خود را ترک کرده و در پی یافتن دوستان جدیدی براید؟ لازم به ذکر است که نقش والدین در تفهیم این تغییر ناگهانی به فرزندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
● آسیب هایی که در پی تشخیص اشتباه والدین در ازدواج پدید می آید:
زن و شوهرهایی که از یکدیگر جدا می شوند، به درستی می دانند که خودشان جزء تنها افرادی نیستند که نتوانسته اند زندگی مشترک موفقی را دنبال کنند؛ اما باید این مطلب را نیز در نظر داشت که عواقب طلاق فقط محدود به زن و مرد نمی شود، بلکه کل خانواده را در بر می گیرد. آیا کودک شما هم می تواند قبول کند که مبحث طلاق برای بسیاری از افراد دیگر در سطع جامعه عمومیت دارد؟ پدر و مادر باید به عمق آثار طلاق در فرزندان خود بیندیشند و همواره راههای مکالمه و گفتگو و ارتباط متقابل با فرزندانشان را باز نگه دارند.
● پذیرش ازدواج مجدد پدر و مادر:
اگر یکی از والدین و یا هر دوی آنها تصمیم به ازدواج مجدد بگیرند، الزامی است پیش از اینکه دست به هر گونه اقدامی بزنند، تاثیرات بالقوه این امر بر روی کودکان را در نظر گرفته و پیشاپیش خود را برای رویارویی با آنها آماده سازند.
● مواردی که والدین باید حتی الامکان از آن اجتناب ورزند
▪ مشاجره و کشمکش:
کودکان به مشاجره های پس از طلاق به مثابه نوعی تفرقه نگاه می کنند و این مسئله سبب می شود میزان آسیب دیدگی آنها از این تعارض خانوادگی افزایش پیدا کند.
▪ ناسازگاری بیشتر والدین:
پس از طلاق، انتظارات والدین از فرزندان خود نسبت به گذشته تغییر پیدا می کند. به علاوه آنها تصور می کنند که نباید اجازه دهند فرزندشان بیش از این از نظر احساسی آسیب ببیند، به همین دلیل در نحوه منطقی انجام وظایف پدری و مادری خود خلل ایجاد کرده و با دید عاطفی و احساسی با قضیه برخورد می کنند. آنها باید مطلع شوند که اگر تنها به خاطر حفظ سلامت روانی کودکانشان هم که شده، باید از نظر تربیتی، یک محیط کاملا پایدار و با ثبات را ایجاد نموده و برای نگهداری و مراقبت فرزندان خود از تکنیک های موثر و علمی بهره بجویند.
▪ حمایت کمتر از فرزندان:
کودکان پس از طلاق نیاز به حمایت عاطفی بیشتری نسبت به گذشته پیدا می کنند. متاسفانه چنین نیازی درست مصادف می شود با موقعی که مدت زمان وجود پدر و مادر در کنار بچه ها کاهش پیدا می کند . آنها باید تا آنجایی که می توانند تلاش کنند تا نیازهای روحی و عاطفی کودکان خود را برآورده سازند.
▪ استفاده ابزاری از کودک بر علیه همسر:
متاسفانه در حین طلاق، خانم ها و آقایون درگیر جنگ های عاطفی با یکدیگر میشوند. هنگامیکه خشم و خشونت بر آنها مستولی می شود، حاضرند تا هر کاری که از دستشان بر می آید برای مقابله با طرف دیگر انجام دهند. در این شرایط هیچ قربانی دیگری بهتر از فرزندانشان را پیدا نمی کنند. ابراز خشونت وجوه متفاوتی دارد که میتواند شامل موارد زیر نیز باشد: نسبت دادن صفات نا مناسب به کودک، سلب کردن حقوق مسلم او، اهانت و تهدید های بیجا و بی مورد و غیره. این امر کودک را در موقعیت روحی نامطلوبی قرار داده و سبب می شود تا احساس ناکامی عاطفی و اضطراب غیر قابل وصفی در او ایجاد شود.
● دو گانگی و تغییر مالکیت در والدین
گاهی اوقات یکی از طرفین، برای خوار کردن طرف مقابل، او را در نظر فرزند کوچک میکند و دست به تحقیر جایگاه اجتماعی او میزند. با استناد به دلایل روان شناختی، جدایی فرزند و ایجاد فاصله میان او و پدر یا مادر مسئله خوشایندی نبوده و عواقب خطرناکی را در آینده و حال او به وجود خواهد آورد.
● فاکتورهای کلی موثر بر میزان آسیب
مطالبی که در این قسمت از نظر شما خواهد گذشت، حالت کلی داشته و تقریبا به صورت تعمیم داده شده بیان شده اند. شاید برخی از آنها راجع به یک موضوع خاص صحت داشته باشند ولی برای شرایط مشابه دیگر، صادق نباشند.
▪ کیفیت رابطه
اگر ارتباط فرزند با پدر و مادر در سطح بالایی باشد و از نظر عاطفی وابستگی شدیدی نسبت به آنها داشته باشد، پس از طلاق، آسیب های بزرگتری متوجه او خواهند بود. تصور عام از این قرار است که اگر فرزند بتواند در جریان طلاق، ارتباط مناسبی با یکی از والدین خود برقرار کند، آنگاه آسیب کمتری دیده و از ضرر و زیان مشاجرات خانوادگی در امان خواهد بود. اما “لاتزک” و همراهانش بر طبق بررسی های علمی که در سال ۱۹۹۶ انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که این باور از دیدگاه علمی، هیچ گونه جایگاهی ندارد و کودک می بایست با هر دو نفر (یعنی هم پدر و هم مادر) رابطه مناسبی برقرار کند.
▪ مهیا کردن محیط خانه
سن کودک نقش مهمی را در برداشت او از طلاق بازی می کند. همچنین محیط خانه نیز درک او را نسبت به موضوع جدایی تحت الشعاع قرار می دهد. تحقیقات حاکی از این مطلب هستند که تعداد بسیاری از کودکان، محیط خانه را حتی پیش از طلاق، رضایتبخش تصور می کنند و به آن علاقه دارند. پژوهشگران بر این باورند که اگر کودک، به غلط محیط ناخوشایند خانه را در ذهن خود فضایی شاد و سالم بپندارد، انگاه واکنش او نسبت به طلاق حادتر و جدی تر خواهد بود.
از سوی دیگر کودکانی که می دانند خانه آنها پیش از طلاق دارای محیط چندان خوشایندی نیست، شاید در ذهنشان بتوانند به این نتیجه دست پیدا کنند که طلاق راه حل مشکل والدینش می باشد. همچنین توصیه می شود مشاجرات خانوادگی در حضور کودک انجام نشود چراکه در غیر اینصورت او از رشد عاطفی و درک منطقی محروم می ماند.
▪ جنسیت کودک
کودکان در صورتیکه نتوانند نیازهای عاطفی خود را در محیط خانه برآورده سازند، به سمت مربی و یا معلم خود متمایل می شوند، کاری که برای دخترها خیلی راحت تر از پسر هاست. با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه، می توان گفت تاثیرات سوء طلاق بر روی فرزندان پسر خیلی بیشتر از دختران است چراکه معمولا در جریان جدایی، پسرها مجبور می شوند از فرد همجنس خود که نقش الگو را برایشان بازی می کرده، جدا شوند. عکس العمل فرزندان پسر به این قضیه شامل موارد زیر می باشد:
۱) در مقایسه با فرزندان دختر از نظر اجتماعی سطح پایینی از توانایی ها را از خود بروز می دهند (پسرها اغلب متوقع، ناسازگار، پرخاشگر، نابالغ، و دارای مشکلات درونی شخصی بیشتری خواهند شد)؛
۲) تنبیهات و تعارضاتی که از طرف والدین نسبت به فرزندان اعمال می شود، در مواجهه با فرزند پسر شدید تر است؛
۳) مشکلاتی برای پسران در رابطه با مدرسه، ابراز خشونت، مخالفت با جمع، و عمل بر طبق انگیزه های آنی در آنها ایجاد می شود که به وفور در آنها قابل مشاهده خواهد بود.
▪ ارتباط میان پدر و مادر
مهم ترین فاکتور برای ارزیابی میزان حاد بودن ضربه ای که از جانب طلاق متوجه فرزندان می شود، در ارتباط مستقم با مشاجرات و دعواهای خانوادگی است.
▪ ازدواج مجدد:
هر چند ازدواج مجدد والدین، می تواند پشتوانه خوبی هم از نظر مالی و هم از حیث حمایت و نظارت عاطفی را فراهم آورد، اما متاسفانه شواهد کمی در این زمینه وجود دارد که اثبات کند، ازدواج مجدد، می تواند موفقیت و سلامت کودک را تضمین کند.
▪ سن کودک:
تحقیقات نتایج مختلفی را در این زمینه به فرد ارائه می دهند که در موارد بسیاری با یکدیگر متناقض هستند؛ اما به هر حال باید اذعان داشت که سن کودک در این جریان، نقش مهمی را بازی می کند.
● سن کودک، نظریات احتمالی مختلفی را پیش رو قرار می دهد:
▪ نوزادان و کودکان نو پا
اگر چه اطلاعات کاملی در این زمینه در اختیار نداریم، اما مسئولیت تمام امور به عهده خود والدین می باشد. آنها باید تعیین کنند که فرزند، از نظر عاطفی با کدامیک از آنها رابطه تنگاتنگ و شدید تری برقرار کرده. او در سنی است که به سرعت از محیط اطراف تاثیر می پذیرد، بنابراین نیازمند یک محیط کاملا امن و آرام است. والدین باید سعی کنند رفتار خود را مانند گذشته ادامه دهند تا کودک متوجه تغییر خاصی نشده و به رشد سالم خود ادامه دهد.
باید توجه داشت که اگر کودک ارتباط شدید تری با مادر داشته باشد و مادر از نظر فیزیکی در دسترس نباشد ( محصل یا شاغل باشد ) این مورد می تواند نتایج نه چندان مطبوعی را به همراه داشته باشد. بررسی های علمی گویای این مطلب هستند که پس از طلاق، برخی از نوزادان برخی از توانایی های قبلی خود را از دست می دهند؛ (به عنوان مثال توانایی کنترل ادرار، تمایل به بغل شدن) این کودکان حالاتشان دائما در حال تغییر است و به نظر می رسد که از چیزی می ترسند. همچنین ممکن است با مشکلاتی در غذا خوردن و خوابیدن نیز مواجه شوند.
▪ سن ۳-۹
در این سن چون کودکان هنوز وارد مدرسه نشده و با محیط جمعی آشنایی زیادی ندارند، ( به ویژه از سن ۳ تا ۶ سالگی ) افکار آنها ماهیت خود محوری دارد و خودشان را در مرکز تمام اتفاقات زندگی قرار می دهند، به همین دلیل در تصوراتشان، خود را مقصر اصلی طلاق فرض می کنند و دائما در حال سرزنش کردن خود هستند.
در حالیکه خودشان را مقصر فرض می کنند، همزمان این قدرت را نیز به خود می دهند که دو مرتبه پدر و مادر را مجددا کنار هم بیاورند؛ به عنوان مثال با خود تصور می کنند که: اگر من بچه خوبی باشم، پدر، دوباره به خانه بر می گردد.
انفصال عاطفی و احساسی کودک چه از پدر و چه از مادر بسیار دشوار است و اگر دقیق تر به قضیه نگاه کنیم متوجه می شویم که بدترین جای طلاق هم همین قسمت می باشد. در این سن، کودک روزنه های اجتماعی کمتری دارد تا بتواند در صورت نیاز به آنها پناه ببرد. نقش والدین در چنین مواقعی به بالاترین میزان خود می رسد.
هر چند این گروه سنی نسبت به گروه قبلی از توانایی درک بالاتری برخوردار است و راحت تر می تواند مشکلات را تحلیل و بررسی نماید، اما بازهم به مثابه درک و فهم خود، غم و غصه و اندوه بیشتری را تجربه خواهد کرد. در چنین مواقعی افسردگی در این کودکان به وفور زیاد می شود. هر چه سن کودک در این گروه بالاتر برود، بیشتر می تواند از افکار خودمحورانه فاصله بگیرد؛ اما هر چه سن او به ۳ سالگی نزدیک تر باشد، سرزنش های فردی بیشتر شده و خودش را عامل این طلاق می داند؛ هر چه بزرگتر شود، سعی می کند تا با استدلالهای شخصی، یکی از طرفین و یا هر دوی آنها را مقصر بداند.
▪ ۹ سالگی به بعد
در این سنین، فرزندان دیگر نسبتا به راحتی قادر به تشخیص محیط ناخوشایند خانه هستند. البته طلاق در نظر آنها امری کاملا غریب الوقوع می نماید و بالطبع تحت تاثیر آسیب های شدید روانی و اجتماعی قرار می گیرند. هر چه کودک بزرگتر شود، دوستان و مدرسه می توانند از نظر اجتماعی بیشتر به او کمک کنند. خودش هم بهتر می تواند از پشتیبانی های عاطفی والدین، برای رسیدن به خواستهایش، بهره بگیرد. والدین باید بدانند که هر چه فرزندان بزرگتر می شوند و به مرحله ای می رسند که نوبت برقراری روابط صمیمی با جنس مخالف است، همواره با ترس جلو می روند و همیشه توانایی های خود را زیر سوال می برند که آیا می توانند رابطه را حفظ کنند یا خیر.
● تاثیرات روانشناختی طلاق بر روی کودکان
بر خلاف والدین، بچه ها به هیچ وجه نمی توانند خودشان را آماده کنند تا از محیط خانوادگی خارج شوند. برای بیشتر بچه ها زندگی کردن با یکی از والدین تنها به معنای مردن نفر دوم است. پژوهشگرانی با نام های “آماتو” و “کیت” در تحقیقاتی که در سال ۱۹۹۱ انجام دادند، به این نتیجه دست پیدا کردند که : “فرزندانی که مرگ یکی از والدین خود را تجربه می کنند، خیلی راحت تر می توانند نسبت به کودکانی که قربانی طلاق شده اند، با قضیه کنار بیایند.
” هم پدر و هم مادر باید خودشان را آماده پذیرایی از افکارهای کوکشان مبتین بر مردن دیگر شریک زندگی کنند. ممکن است کودک پیش از طلاق ارتباط عاطفی شدیدی را با یکی از والدین خود برقرار کرده باشد؛ حال اگر شخصی که فرزند از نظر عاطفی به او دلبستگی شدیدی دارد، پس از جدایی نقش کمرنگتری را در پرورش او ایفا کند و همچنین فرد دیگری که بیشتر اوقات درکنار فرزند باقی می ماند اعمال نفر دیگر را خوار کرده و شخصیت او را در نظر کودک تحقیر نماید صرفا با این کار خود موجبات ناراحتی کودک را فراهم می آورد. برخی احساست عمومی در چنین کودکانی عبارتند از:
۱)انکار و تکذیب؛
۲)احساس باخت؛
۳) اضطراب؛
۴) ناسازگاری؛
۵) تنهایی؛
۶)خشونت؛
۷) نداشتن ثبات قدم؛
۸) مظالم بدنی ( نظیر: سردرد، بی اشتهایی، حالت تهوع، استفراغ و اسهال)
● مشکلات رفتاری مشترک در فرزندان طلاق
طلاق و مسائل روان شناختی که همراه با ان وارد زندگی می شوندف موجب میشوند تا کودک یک سری حالات غیر متعادل را از خود بروز دهد. سوء رفتار و بی انضباطی در خانه و محل تحصیل افزایش پیدا می کند. رفتارهای نامتعارفی که باید مراقب آنها بود به شرح زیر می باشند:
● مشکلات تحصیلی
پرخاشگری در مقابل والدین (به عنوان مثال زمانی که برای دیدار یکی از والدین ‌‌[که مراقبت او را به عهده ندارد] می روند، موقع برگشت به خانه بهانه جویی می کنند)
▪ مصرف الکل و مواد مخدر
▪ گرایش به برقراری رابطه جنسی
▪ تاثیرات دراز مدت احتمالی
در حالیکه طلاق برای تمام کسانیکه درگیر آن می شوند، بسیار دردناک می باشد، تحقیقات دراز مدت در این رابطه نشان داده اند که گذر زمان نقش مثبتی را در این زمینه ایفا می کند. تاثیرات سوء آغاز طلاق، پس از دو سال تقریبا می توانند به دست فراموشی سپرده شوند و شرایط به حالت عادی بازگردد. با این حال بازهم مشکلات احتمالی مداومی حتی تا سال های متمادی پس از طلاق نیز ادامه خواهند داشت. هر چه درگیری میان والدین بیشتر باشد، مشکلات پش از طلاق نیر مدت زمان بیشتری می طلبند تا به دست فراموشی سپرده شوند. از این نوع مشکلات می توان به این موارد اشاره داشت: ۱) عدم توانایی کودک در برقراری رابطه با والدین؛ ۲) درصد بالای مشکلات رفتاری؛ ۳) درصد احتمالی بالای اخراج از مدرسه
● تحصیلات:
تحقیقات معین می کنند که احتمال ترک تحصیل فرزندان طلاق نسبت به کودکانی که در کنار پدر و مادر زندگی می کنند، بیشتر است. این حقیقت در مورد خانم ها بیشتر از آقایون صحت دارد. فرضیه بر این است که آنها از نظر مالی کمتر از طرف والدین حمایت می شوند که این امر تاثیر مخرب تری بر روی خانم ها دارد تا آقایان. تحصیلات پایین به نوبه خود مشکلات بسیار بزرگتر و جدی تری را در آینده برای فرد به وجود می آورند.
● مشکلات بستری
در نتیجه طلاق برخی از کودکان در زمان بزرگسالی در رابطه خود با جنس مخالف و دیگر روابط رمانتیک خود دچار مشکل می شوند. به دلیل تجربه طلاق در زندگی خانوادگی، آنها همیشه با این ترس زندگی می کنند که امکان خیانت وجود دارد، و تصور می کنند که “الزام به سرسپردگی” از نظر ماهیت، امر بی معنایی است.
▪ مداخله
▪ سن و درمانهای پزشکی
برای کودکان پیش دبستانی مداخله پزشکی باید از طریق گردآوری و نمایاندن نقش خانواده برای کودک به مرحله اجرا در آید. در جلسات باید با کودک گفتگو شود و جایگاه اصلی او را در ذهنش تثبیت کنند. همچنین باید به والدین گفت که توانایی ها تعلیم و تربیتی خود را افزایش داده و از مشاجره های گاه و بی گاه پرهیز نمایند. کودکان در این سن معمولا هیچ تمایلی به صحبت کردن در مورد طلاق و جدایی از خود نشان نمیدهند؛ بنابراین باید در مورد این موضوع بطور غیر مستقیم با آنها صحبت کنید. به عنوان مثال (من بچه ای را می شناسم که از جدا شدن پدر و مادرش، احساس ناراحتی می کند.) به احتمال زیاد تاثیرگذاری با اتکا به چنین شیوه ای مثمر ثمرتر خواهد بود. اما با بچه های بزرگتر، باید بطور مستقیم رفتار نمود. در سنین بالاتر بچه ها راحت تر می توانند خوب و بد را از هم تشخیص داده و احساسات خود را با طرف مقابل در میان بگذارند.
● معالجه گروهی
در این بخش بچه ها با بچه های دیگر و به همراه یک مشاور در کنار هم می نشینند و صحبت می کنند. در طول جلسه بچه ها تجربیات و احساسات خود را مطرح می کنند؛ مشاور آنها را با راه حل های متفاوت و تکنیک ها نوین حل مشکل آشنا می کند و همچنین می توانند از حمایت و پشتیبانی همسالان خود نیز بهرمند شوند.
● مسئولیت مشترک
اگر پدر و مادر بتوانند بدون جر و بحث و مشاجره هر دو با هم مسئولیت نگهداری از فرزند خود را به عهده بگیرند، آنگاه پژوهشگران معتقدند که این کار هم به نفع والدین است و هم به نفع کودک. با یک چنین برنامه ریزی کودک هم از نظر مالی و هم از نظر اقتصادی تحت حمایت مکفی قرار خواهد گرفت.
▪ سایر منابع کمکی
متخصصان سلامت رفتاری تعلیم دیده اند که چگونه با کودکان و نوجوانان به منظور حل مشکلات روحی و اجتماعی وارده از سوی طلاق ارتباط برقرار کنند. سایر مواردی که می توانید از طریق آن حمایت شوید عبارتند از: روانشاس، مشاور، مامور اجتماعی، روان درمانگر، مشاور مدرسه، معلم، پزشک خانوادگی، پزشک اطفال، عالم مذهبی، بیمه و مراکز خدمات رسانی، مراکز بهزیستی، خدمات اعصاب و روان و…می باشند.

مشکلات روحی و روانی طلاق

اگرچه طلاق یک ناهنجاری اجتماعی است اما با گسترده شدن زندگی شهری لزوم پرداختن به مسائل بعد از طلاق و مدیریت اتفاقات بعد از آن مخصوصا در میان جوانان بیش از پیش احساس می شود. ، آسیب شناسان و روانشناسان اجتماعی معتقدند احساساتی نظیر ناامیدی، یاس، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد، فساد اخلاقی و … مشکلاتی است که ممکن است بعدازطلاق به سراغ زوج هایی بیایید که زندگی مشترک خود را از دست داده اند.

بر اساس مطالعات جامعه شناختی، طلاق فرآیندی است که ابتدا دارد، اما انتهایی ندارد، به این معنا که طلاق صد درصد اتفاق نمی افتد و صرفا این مسئله به شکل حقوقی پایان می پذیرد، اما مسائل عاطفی ناخودآگاه در ذهن طرفین می ماند.
بسیاری از افرادی که متارکه کرده اند خود را فردی ناتوان و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند با یکدیگر فرق دارند. مردان طلاق را یک حادثه ناگهانی می دانند و زنان آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرایند طولانی قلمداد می کنند . شاید به همین دلیل است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان دارند اما این اتفاق برایشان تنش زا تر است .

آسیب های زنانه طلاق چیست ؟

علی بنی اسدی، روانشناس بالینی، استاد دانشگاه و مشاور خانواده در یک تقسیم بندی کلی آسیب های طلاق را به دو بعد فردی و خانوادگی تقسیم می کند و به مهر می گوید: ترس از تنهایی پس از طلاق، احساسی است که زنان بیش از مردان ابراز می کنند. این ترس بیشتر ناشی از این نگرانی است که آیا شریک زندگی دیگری خواهند داشت؟ ترس از این که نتوانند بدون یک مرد زندگی کنند و فرزندان خویش را به تنهایی بزرگ کرده و شغلی بیابند و از نظر مالی خود و فرزندانشان را تامین کنند.این ترس ها ناشی از نگاه واقع بینانه در زندگی فردی و اجتماعی است.

این استاد دانشگاه دومین آسیب فردی را احساس گناه می داند و می گوید: گاهی زنان مطلقه با احساس گناه زیادی درباره متلاشی شدن خانواده دست به گریبان هستند. به اعتقاد برخی از صاحب نظران مهم ترین احساسی که پس از طلاق در پدر و مادری که متارکه کرده اند پدید می آید، احساس گناه و خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان است.

به علاوه بیم از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت، احساس گناه را افزایش می دهد.

این روان شناس بالینی از مشکلات روحی و جسمی، به عنوان سومین آسیب فردی طلاق یاد می کند و می گوید: نبود همسر و تنهایی پس از طلاق موجب می شود که بیشتر زنان پس از جدایی به ناراحتی های روحی و جسمی دچار شوند و همچنان نیازهای عاطفی خود را در شوهر سابق خود جست وجو کنند.

کمبود معاشرت و تفریح ها به علت مسائل شهرنشینی در کلانشهرها، بر مشکلات عاطفی زن می افزاید. البته مشکلات روحی پس از طلاق به مراتب بیش از صدمات جسمانی آن است. زن مطلقه به علت نداشتن استقلال اجتماعی از پایگاه اجتماعی معینی برخوردار نیست و به خانواده پدر یا برادر وابسته است.

این مشاور خانواده در ادامه مشکل دوگانگی نقش را آسیب دیگری می داند که بر اثر طلاق به سراغ زنان می آید و می گوید: زنان در ارتباط با فرزندان خود با دوگانگی نقش مواجه می شوند و حضور نداشتن پدر، فرزندان را دچار مشکل می کند. زن مطلقه برای فرزندانش هم باید پدر باشد هم مادر. مرد نیز در صورتی که کودک با او زندگی کند، باید هم نقش مادر و هم نقش پدر را بر عهده بگیرد.

وی پنجمین آسیب را مشکلات اقتصادی عنوان می کند و می گوید: یکی از مهم ترین مشکلات زنان پس از طلاق مسئله اقتصادی است. این موضوع برای زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتری جلوه می کند. واکنش اعضای خانواده نسبت به طلاق و جدایی مختلف است. در برخی موارد آنان نگرانند عضو متارکه کرده خانواده شان ، از نظر اقتصادی و مالی به آن ها وابسته شود. طلاق می تواند وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد مانند شغل او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از دیگر مسائل و مشکلات زنان مطلقه، تهیه مسکن و مکانی برای زندگی است.

دایره آسیب های فردی طلاق برای زنان بسیار گسترده است، بنی اسدی به انزوا و اختلال در هویت اجتماعی به عنوان آسیب دیگر زوج های طلاق گرفته اشاره می کند و می گوید: طلاق شرایطی ایجاد می کند که به کاهش نفوذ اجتماعی و حتی تضعیف برخی موقعیت ها و فرصت های اجتماعی فرد منجر می شود.

در برخی مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه ای است که آن ها احساس می کنند دیگر جایی در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام یک مجرد است و نه در مقام یک متأهل. جامعه ما تعریف و جایگاه مناسبی را برای وی در نظر نمی گیرد و نگرش منفی نسبت به فرد مطلقه وجود دارد.

مشاور خانواده کاهش فرصت های ازدواج برای زنان مطلقه را هم به فهرست این آسیب ها اضافه می کند و می گوید: زنان مطلقه نسبت به مردانی که متارکه کرده اند، کمتر ازدواج مجدد می کنند. از جمله علل اجتماعی این وضعیت، وجود فرزندان، سن زن و تمایل نداشتن مردان برای ازدواج با زن مطلقه است.

در فرهنگ ایرانی زنان مطلقه برای ازدواج، از اعتبار کمتری برخوردارند و مردی که ازدواج نکرده است کمتر به سراغ آن ها می رود و در اغلب موارد مردانی که زنان خود را از دست داده یا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاری آن ها می روند، در این شرایط زن مطلقه دیگر نمی تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف مقابل، بسیار تنزل می کند و بسیاری از شرایط ناگوار را به اجبار پذیرا می شود؛ زیرا در غیر این صورت برای همیشه تنها خواهد ماند.

آسیب های اختصاصی مردان چیست ؟
دکتر پرویز مظاهری عضو انجمن روانپزشکان ایران درباره تاثیرات زیانبار طلاق بر مردان می گوید: از آنجا که بسیاری از مردان توانایی کمتری در کنار آمدن با مشکلات دارند و توانایی روانی زنان در این گونه مسائل بیشتر و علت آن نیز ترشحات هورمون استروژن است، هنگام متارکه، مردان به دلیل وابستگی به همسر از نظر مسائل تربیتی و مسائل حاکم بر زندگی ضربه بیشتری می بینند.
دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید و افسوس احساسی است که بیشتر مردان با آن درگیر می شوند .
دکتر فربد فدایی، روان پزشک هم در این رابطه می گوید: بلافاصله بعد از جدایی، برای بیشتر مردان دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید به وجود می آید. تضاد از این نظر که مردمتارکه کرده همیشه این تردید را دارد آیا تصمیم اش درست بوده یا نه وهمیشه با این سوال که آیا می توانسته کار بهتری انجام دهد یا نه مواجه است.
بین طلاق و دیگر آسیب ها تفاوت قائل شویم
آسیب های اجتماعی بعد از طلاق موضوعی نگران کننده است که هنوز تحقیقاتی برای شناسایی دقیق این مشکل آغاز نشده است .
محمود گلزاری معاون وزیر ورزش و جوانان در این رابطه به مهر می گوید: خانمی که در جامعه طلاق می‌گیرد از لحاظ شخصیتی با فرد دزد و حتی معتاد متفاوت است و شخصیت او، شخصیت پرآسیبی نیست، چرا که این فرد قربانی یک انتخاب و یا یک ناسازگاری شده است.
وی ادامه می دهد : باید بین طلاق و بقیه آسیب‌ها تفاوت قائل شد و ازدواج با زنان مطلقه‌ نباید در میان جامعه یک فعل مذموم باشد. نگاه منفی به بعد از جدایی باید از بین برود.متاسفانه افراد پس از طلاق رها می شوند و مدیریت پس از طلاق در کشور وجود ندارد. حتی در بسیاری موارد شاهد هستیم که زوج ها پس از طلاق پشیمان شده و با چند جلسه روانشناسی می توان دوباره آنها را به زندگی مشترک با همسرشان برگرداند. به همین دلیل درصدد هستیم کارگروه ویژه طلاق را در وزارتخانه ایجاد و جوانان را پس از طلاق مدیریت کنیم. البته در این کارگروه، تلاش هایی برای کاهش آمار طلاق در سطح جامعه انجام می شود.
گلزاری در مورد راه‌اندازی کارگروه طلاق می گوید: لازم است همراه با شناسایی راهکارهای پیشگیری از طلاق در زمینه اصلاح موارد قانونی طلاق تلاش کنیم، بنابراین با همکاری معاونت پیشگیری از وقوع جرم و معاونت فرهنگی قوه قضاییه و سازمان بهزیستی این موضوع را پیگیری می‌کنیم و در این زمینه کارشناسان معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری و وزارت کشور نیز به ما کمک می‌کنند.
گروه های مردم نهاد وارد میدان شوند
اما برای آن که این آسیبها کم تر متوجه جوانان طلاق گرفته شود چه باید کرد ؟ اصغر مهاجری آسیب شناس در این رابطه به مهر می گوید :به جای آنکه حمایت های بعد طلاق را از زوج ها جوان داشته باشیم باید برنامه هایی برای پیش از ازدواج و در نحوه انتخاب همسر پیش بینی کنیم تا عوامل افزایش طلاق را در میان خانواده ها کاهش دهیم. به اعتقاد این آسیب شناس آموزش جامعه پذیری زناشویی در سه سطح روابط زناشویی، روانی و اجتماعی می تواند کمکی برای کاهش آمارهای طلاق داشته باشد. بسیاری وقت ها با یک آگاهی بخشی می شود از رسیدن یک زندگی به نقطه جدایی جلوگیری کرد.
مهاجری ادامه می دهد: اما اگر طلاق اتفاق افتاد تنها کاری که می توانیم انجام دهیم کمک های درمانگرایانه است. باید کاری کنیم که ترکش های عاطفی بعد از طلاق کمتر بر روح و روان زوج ها اثر بگذارد و تلاش کنیم انرژی منفی این حادثه که ممکن است به پرخاشگری و افراط و تفریط های رفتاری بدل شود از روح زوجین بیرون برود. بنابراین یکی از راه کارها روان درمانی است. همچنین باید نگاه های سنگین و قبحی که در خصوص زنان و مردان طلاق گرفته در جامعه وجود دارد از بین برود تا کمتر در این رابطه قضاوت شود.
امان الله قرایی مقدم آسیب شناس نیز در این رابطه به مهر می گوید: اگر زنان و مردان طلاق گرفته را بدون توجه رها کنیم ممکن است به انواع آسیب های اجتماعی دچار شوند .
وی ادامه می دهد: نهادهایی مانند بهزیستی باید برای زنانی که طلاق می گیرند برنامه ریزی داشته باشد و برای آنها که حرفه ای ندارند ، با حرفه آموزی شغل ایجاد کنند.
وی می افزاید: برای کاهش آسیب های روانی باید به دلیل فراگیری طلاق در سنین زیر ۳۰ سال مراکز مشاوره و روان درمانی ایجاد شود و این زوج ها زیر نظر مشاوران و مددکاران اجتماعی تلاش کنند از نظر روحی کمتر دچار آسیب شوند اما صدمه روحی که طلاق به زنان و مردان می زند در تمام عمر فراموش نمی شود و شاید گروه درمانی نیز دردرمان زوج های طلاق گرفته موثر باشد .
این جامعه شناس تاکید می کند: بیش از نهادهای دولتی ، سازمان های مردم نهاد هستند که می توانند مراکز حمایتی از جوانان طلاق گرفته را ایجاد کند.

بررسی جامعه شناختی پدیده طلاق

بررسی جامعه شناختی پدیده طلاقاین مقاله از منظر جامعه شناختی، پدیده طلاق را مورد بررسی قرار داده است. طلاق یک پدیده چند وجهی است; زیرا از یک جهت، پدیده حقوقی است و از جهت دیگر، یک پدیده روان شناختی و حتی یک پدیده اقتصادی و از زاویه دیگر پدیده ای اجتماعی. از آن جا که علل و زمینه های گوناگون و نیز بستر یک نظام اجتماعی در شکل گیری طلاق مؤثر می باشد، به عنوان یک پدیده اجتماعی (Social Phnomenan) در نظر گرفته است.

برخی از عوامل و زمینه های اجتماعی که در ایجاد طلاق مؤثر است، در سطح کلان و بعضی در سطح متوسط و تعدادی نیز در سطح خرد عمل می کنند، همچنین بعضی از علل، از آن چنان قوّتی برخوردارند که می توانند به عنوان علّت العلل طلاق عمل کنند، در حالی که بعضی در حد زمینه ساز و بسترسازی ایجاد این پدیده مؤثرند. از سوی دیگر، بعضی از این علل ممکن است به تنهایی کارساز بوده و برخی دیگر، نیاز به علتی غیر از علل اجتماعی داشته باشند تا بتوانند به عنوان عامل طلاق عمل کنند.
● مقدمه
از آن زمان که انسان در این جهان جای گرفت، همواره در قالب «خانواده» زندگی می کرده است. به اعتقاد ما، بر اساس آموزه های دینی، اولین انسان ها از بهشت موعود به کره خاکی هبوط کردند. حضرت آدم(علیه السلام) و حوا اولین کسانی بودند که یک «خانواده هسته ای» (Uncleaw Family) را با فرزندانشان تشکیل دادند. به تدریج، این خانواده هسته ای گسترده شد و روی کره زمین پخش گردید. تاکنون هرجا انسانی زندگی می کرده به صورت جمعی بوده است، نه فردی.
مردم شناسان می گویند: انسان های اولیه در ابتدا، به صورت گله های انسانی زندگی می کردند که به دنبال شکار از جایی به جایی سیر می کردند.
به هر روی، اولین چیزی که جامعه را قوام می بخشد و به آن صفت اجتماعی می دهد، وجود دو عنصر متفاوت به نام «زن» و «مرد» است که طبق غریزه ای که خداوند در آن ها به ودیعت نهاده کشش و جاذبه ای درونی نسبت به یکدیگر دارند و همین جاذبه است که شیرازه خانواده را تشکیل می دهد. در دین مقدس اسلام، بر نهاد خانواده تأکید فراوان شده و از مسأله عزوبت نهی شده است. پیامبر عظیم الشأن(صلی الله علیه وآله) در حدیث معروف خود از ازدواج به عنوان «سنت» خود یاد می کند. به همین دلیل، چون همواره سنّت ازدواج مورد تأیید و تأکید اسلام قرار گرفته، به عنوان یک امر مقدس درآمده است.
● ازدواج; نوعی قرارداد اجتماعی
ازدواج به عنوان یک هنجار اجتماعی، براساس توافق طرفین، بر مبنای یک سلسله اصول شکل یافته و دوام می یابد و هرقدر طرفین به آن اصول ـ مدوّن یا غیر مدوّن ـ پایبندتر باشند قوام بقای خانواده بیش تر است.
ژان ژاک روسو، که اساس نظام اجتماعی را بر مبنای قرارداد، استوار می داند، از خانواده به عنوان قدیمی ترین نوع جامعه و تنها جامعه طبیعی یاد می کند.( )
بنیان وشالوده خانواده را تفاهم، درک متقابل، فداکاری، گذشت از حقوق یکدیگر، و صبر در برابر مشکلات می سازد. اگر یکی از زوجین یا هر دو به دلایل گوناگون نتوانستند با یکدیگر سازش کنند، در این جاست که خانواده از هم گسیخته می شود. هر قدر خانواده از بنیان مستحکم تری برخوردار باشد و طرفین از جهات بیش تری با یکدیگر توافق کنند، احتمال بقای این خانواده بیش تر است.( )
● «طلاق» و تعریف آن
«طلاق» در لغت، به معنای رها کردن و آزاد کردن( ) و در اصطلاح، به معنای «ازاله قیدالنکاح بصیغه مخصوصه» است; یعنی گسستن پیوند ازدواج با لفظی مخصوص.
بنابراین، می توان گفت: «طلاق نوعی گسست و جدایی و اخلال در بنیان های اساسی خانواده است که منجر به جدایی همیشگی ـ هم راه لوازم آن ـ می شود.» البته ممکن است هر نوع اخلال و گسستی منجر به جدایی (= طلاق) نشود، گرچه در این حالت نیز خانواده کارکرد خود را از دست می دهد و آسیب های اساسی به آن وارد می شود، ولی این بخش از مسائل آسیب شناختی خانواده مورد توجه این مقاله نیست، بلکه آن نوع گسستی که منجر به «جدایی» بشود مورد بررسی است.
● طلاق; پدیده ای اجتماعی
مسأله «طلاق» در حیات انسانی دارای جنبه های گوناگونی است: از یک جهت، پدیده ای حقوقی است که در علم حقوق ـ به خصوص در بخش قانون مدنی ـ بررسی می شود و از جهت دیگر، پدیده ای اقتصادی است; به این معنا که هم می تواند «خانواده» را به عنوان یک واحد اقتصادی بر پای دارد و هم به این معنا که یک عامل اقتصادی مانند «مقدار درآمد خانواده» و به طور کلی، «فقر» موجب از هم گسیختگی خانواده می شود.
از سوی دیگر، طلاق یک پدیده روان شناختی است; چرا که بر تعادل روانی فرزندان و بستگان خانواده به شدت تأثیر می گذارد. هم چنین یک پدیده جمعیتی است; چون بر ترکیب جمعیتی و ساختار آن اثر می گذارد.( ) از سوی دیگر، طلاق یک پدیده اجتماعی نیز هست; به این معنا که علل و زمینه های اجتماعی موجود و به طور کلی، ساختار جامعه می تواند سبب از هم گسیختگی خانواده شود.
در این مقاله، این پدیده از منظر اجتماعی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار می گیرد.
با یک نگاه جامعه شناختی عواملی که به لحاظ اجتماعی در وقوع این پدیده مؤثر است و زمینه های بروز یا احتمال وقوع این پدیده را مهیا می کند، بررسی می شود:
● عوامل اجتماعی طلاق
پیش از بررسی عوامل اجتماعی طلاق بجاست انواع عواملی که در این زمینه مؤثر است، به لحاظ نوعی و شکلی مورد کاوش قرار گیرد: در یک دسته بندی کلی، این عوامل را می توان به کلان، خرد و میانه تقسیم کرد. منظور از «عوامل کلان» آن دسته عواملی است که در کل جامعه وجود دارد. اگر ارزش های غالب اجتماعی یک جامعه لذت جویی های آنی، سودگرایی و نگاه ابزاری به همه چیز باشد، به طور طبیعی، خانواده به عنوان نهاد اجتماعی، که منعکس کننده ارزش های آن است، از این فرایند متأثر می باشد. در چنین وضعیت اجتماعی، بنیاد خانواده بسیار متزلزل است.
با وجود یک عامل ـ هر چند مهم نباشد ـ خانواده از هم گسیخته می شود و ممکن است همان عامل علت اصلی طلاق شود و حال آن که از نگاه دقیق جامعه شناختی، علت را باید در جای دیگری ـ زمینه ها و شرایط اجتماعی ـ جستوجو کرد.
منظور از «عوامل خُرد» عواملی است که بیش تر با فرد یا گروه های کوچک سر و کار دارد; مثل گروه های مرجع. (در ادامه، از این عامل بحث به میان خواهد آمد.)
«عوامل میانه» ما بین عوامل خرد و کلان، دسته ای از عوامل حد وسط هستند که کارسازند; مانند تعلّقات گروهی و حزبی یا خرده فرهنگ ها و شخص یا گروهی خاص.
نکته قابل تذکر آن که این تقسیم بندی با یک نگاه کل نگرانه قابل قبول است، وگرنه یک خط کشی دقیق وتعیین حدود مشخص بین آن ها کار مشکلی است.
ممکن است در بعضی موارد، خانواده هنجارهای اساسی جامعه را رعایت نکند، اما این مسأله صرفاً موجب انفصال خانواده نشود، بلکه به صورت یک عامل پنهان و آتش زیرخاکستر باقی بماند; چنانچه خانواده با مشکل جدّی روبرو شد آن عامل بروز کند و خانواده را از هم بپاشد. علت آن که بعضی از خانواده ها پس از سالیان دراز زندگی مشترک از هم پاشیده می شود، همین است. از این موضوع در اصطلاح به «کمون عوامل» یاد می شود.
در مقابل، ممکن است عامل یا عواملی جدایی برانگیز در خانواده زمینه داشته باشد، اما به سبب وجود عامل قدرتمند دیگری زیر هاله ای از ابهام باقی بماند و عمل نکند; مثلاً، هر دو همسر متعلق به دو نژاد و دو مذهب خاصی باشند. در این صورت زمینه جدایی فراهم است، اما به دلایل یک اعتقاد مشترک این دو به هم پیوند خورده باشند. در این وضعیت، تا این «عامل غالب» پابرجاست، خانواده نیز قوام دارد.
● علل و زمینه های جامعه شناختی طلاق
۱) خانواده
جامعه شناسان «خانواده» را این گونه تعریف می کنند: «خانواده گروهی است اجتماعی و متشکل از افرادی که دارای روابط سببی (زن و شوهر) و احیاناً نسبی (با وجود فرزندان) و گاه فرزندپذیری با یکدیگرند.»( )
در این که نوع خانواده و خویشان در هم بستگی ازدواج و ادامه آن نقش مهمی دارد، جای تردید نیست. جامعه شناسان تقسیم بندی های گوناگونی برای خانواده ذکر کرده اند. در این جا، تنها آنچه به این بحث مربوط می شود ذکر می گردد.
الف) خانواده گسترده: خانواده ای است که در آن، چند نسل با یکدیگر زندگی می کنند.( )
ب) خانواده هسته ای: خانواده ای است کوچک، متشکل از زن و شوهر و احتمالاً فرزند یا فرزندان.
ویژگی های اصلی خانواده هسته ای بدین شرح است.
▪ محدودیت ابعاد خانواده از نظر اسلاف; این خانواده معمولاً جدا از والدین یا اقوام زوجین زندگی می کنند.
▪ محدودیت خانواده از نظر تعداد فرزندان; چنین خانواده ای حسب معمول، با تعداد اندکی از کودکان تشکیل می گردد.
▪ افقی بودن هرم قدرت; در خانواده هسته ای به طور معمول، تصمیمات اساسی خانه از طریق گفتوگو و تبادل نظر اتخاذ می شود. به تعبیر دیگر، در آن «دموکراسی» کوچکی برقرار است.
▪ نومکانی; خانواده هسته ای بر حسب معمول، در محلی جدا از والدین یا اقوام زوجین زندگی می کنند و همین موضوع در افقی بودن هرم قدرت مؤثر است.
در کنار این ها، عوامل دیگری هم چون استقلال اقتصادی زن در وضع معاشرتی این نوع خانواده، که در نتیجه خود را در تصمیم گیری ها شریک می داند، مؤثر است.
هر چند خانواده هسته ای با جامعه جدید صنعتی سازگار است و بالاترین امکان تحرک جغرافیایی را فراهم می آورد، اما جداشدن از پیران و تنها گذاردن آنان در این نظام، پایان غم انگیزی برای حیات انسانی رقم می زند.( )
مهم ترین نوع خانواده به لحاظ شکلی و فراوانی در جامعه، دو نوع اخیر است.
به نظر می رسد استحکام و پای داری و احتمال بقای خانواده گسترده بیش تر از خانواده هسته ای است; چرا که در خانواده گسترده، هرم قدرت به صورت عمودی است; یعنی تصمیمات عمدتاً از بالاترین شخص خانواده اتخاذ می شود و آن شخص پیرترین و داناترین شخص خانواده ـ پدر یا پدر بزرگ ـ است. در چنین خانواده ای، اگر بین فرزندان اختلافی پدید آید، معمولاً با پادرمیانی ریش سفیدان حل می شود و از فروپاشی خانواده جلوگیری به عمل می آید. در نتیجه، اتحاد و هم بستگی در این نوع خانواده بیش تر است.
اما خانواده هسته ای، که عمدتاً از یک زن و مرد تشکیل می شود، بیش تر حالت شکننده دارد. جدایی از بزرگ ترها، ایجاد فاصله فیزیکی و مکانی و جدایی محل کار از خانه، همه در تضعیف روحیه وفاق و یک دستی مؤثر است. در چنین خانواده ای، با وجود کوچک ترین مسأله ای، احتمال و زمینه از هم گسیختگی وجود دارد. البته خانواده گسترده بیش تر و هم چنین خانواده هسته ای بعضاً از دو مسأله رنج می برد:
اول. دخالت های بی مورد اطرافیان که گاهی خانواده را تا سرحد فروپاشی پیش می برد.( )
دوم. ازدواج های اجباری که در بعضی فرهنگ ها به صورت سنّت درآمده است.
البته در خانواده گسترده این موضوع بیش تر مشهود است و این سنّت، نماد عامیانه ای نیز پیدا کرده است; مثلاً، گفته می شود: «عقد پسر عمو و دختر عمو در آسمان ها بسته شده است.» چنین قراردادهایی چندان دوام نمی آورد; زیرا طرفین خود را با مسائلی مواجه می بینند که خوشایندشان نیست.( )
نکته قابل ذکر در مورد خانواده هسته ای در مقایسه با خانواده گسترده این است که از یک جهت شانس بقا و دوام دارد و آن این که فرایند انتخاب همسر آزادانه انجام می گیرد. به همین دلیل احتمال بقای آن بیش تر است. در اصطلاح، به این نوع انتخاب همسر «شیوه همسر گزینی آزاد» می گویند که به نظر پارسونز و دیگر جامعه شناسان، انتخاب آزاد همسر بر اساس عشق، یکی از ویژگی های خانواده هسته ای است. زیرا زوج جوان در انتخاب همسر آزادند و از قید و بندهای خانواده رها شده اند. بنابراین، سعی می کنند همسری انتخاب کند که مطابق میل خودشان باشد تا در آینده، کانون خانواده از هم نپاشد.( )
اما این که واقعاً ازدواجی که بر مبنای صرفاً عشق صورت گرفته چه قدر پایدار است، باید واقعیت های بیرونی اجتماعی را دید. چرا که عشق یکی از مقوّمات خانواده است، نه تمام آن.
۲) گروه مرجع و همالان
«گروه مرجع» گروهی است که الگوی ارزیابی و داوری رفتار شخص به شمار می آید.( ) یکی از عواملی که جامعه شناسان بر تأثیر آن در جهت ساخت شخصیت تأکید می کنند، تأثیر و نفوذ گروه های اجتماعی است. یکی از آن گروه ها، گروهی است که انسان در آن عضویت دارد (گروه همالان) و یا هنگام مقایسه و داوری ارزشی، رفتار و نقش خود را با آن می سنجد (مرجع). با توجه به این مقدمه، باید دید گروه مرجع و همالان چه تأثیری می تواند در پای داری و یا زوال خانواده داشته باشد.
واضح است که شخصیت انسان ابتدا در خانواده شکل می گیرد; چون اولین برخورد هرکس با پدر و مادر خود ـ که عضو گروه خانواده اند ـ می باشد. در خانواده، ارزش ها درونی شده، نهادینه می شود و فرد به خوبی جامعه پذیر می گردد و از همین طریق است که فرایند اجتماعی شدن صورت می گیرد. و بر همین اساس، جوان مبانی ارزشی خود را پی ریزی کرده، ازدواج می کند. حالا اگر پس از مدتی به هر دلیلی، گروه مرجع او عوض شود، به شکلی که نتواند به وسیله خانواده ارزش های موردنظر خود را تحصیل کند، طبیعی است که قادر به ادامه زندگی نیست. اصولاً خانواده بر محور عاطفه و ارزش های مشترک می چرخد و هرقدر طرفین نسبت به ارزش های مشترک پایبندتر باشند، خانواده از استحکام بیش تری برخوردار است. به عنوان مثال، کسی که در روستا طبق همان ارزش های خاص گروه مرجع خود ازدواج کرده است، با مهاجرت به شهر، احتمالاً گروه مرجعش نیز تغییر می کند و همین قوام خانواده را تهدید می نماید.
۳) تغییر ارزش ها، نگرش ها و هنجارها
انسان هماره در زندگی شخصی و اجتماعی خود، از ارزش ها و هنجارهای ثابتی پیروی نمی کند، بلکه این امر نیز مانند بسیاری امور دیگر در معرض تغییر و تحول است. گذشت زمان و یا حتی تغییر مکان و شرایط خاص اجتماعی دیگر از جمله عوامل تغییر ارزش ها و نگرش ها است. در ابتدای زندگی، چیزهایی برای ما ارزش به شمار می رود که شاید بعدها جاذبه خود را از دست بدهد.
عمده ترین عامل تغییر ارزش ها و نگرش ها «ارتباطات» است. نقش وسایل ارتباطی در تغییر نگرش ها و ارزش ها و تزریق هنجارها بسیار مؤثر است.
به عنوان مثال، کسی که ابتدا تحصیلات عالی برایش ارزشمند نبوده و بر همین اساس، به ازدواج در سطح ابتدایی راضی شده است، حال اگر در فرایند تغییر ارزش ها، تحصیلات عالی و مدرک برایش ارزش محسوب شود، قادر به ادامه زندگی نیست. زیاد مشاهده شده است که یکی از زوجین با کسب مدرک بالاتر، تقاضای طلاق کرده است، به ادعای این که دیگر این زوج (یا زوجه) کفو او نیست.
اگر هنجارهای زوجین باهم تفاوت داشته باشد، مثلاً زوج فردی باشد اهل جود و بخشش و در مقابل، دیگری ممسک و بخیل، در این حالت، احتمال کشمکش و گسستگی خانواده زیادتر است تا موقعی که هنجارها باهم تطابق دارند.
به نظر بعضی از جامعه شناسان، از جمله عمیق ترین علل طلاق، پیدایش بحران در ارزش ها و هنجارها است. هنگامی که انسان ها صرفاً به تمتّع می اندیشند و فقط مصالح خویش را در نظر می آورند، در چنین جامعه ای پدیده ازدواج نیز مستثنا نخواهد بود و شمار طلاق در آن افزون خواهد شد.( )
۴) تأثیر جامعه به عنوان «کل»
جامعه شناسان در یک نگاه کلی، جامعه را به انواع گوناگونی تقسیم می کنند: شهری، روستایی، صنعتی، سنّتی و کشاورزی. تقسیم بندی فردیناند تونیس (Tonnies)، جامعه شناس آلمانی، در این زمینه معروف است. وی جامعه را به «گماینشافت» (Gemeinschaft) و «گزلشافت» (gesellechaft) تقسیم می کند; چیزی در حدود معنای شهری و روستایی.( )
معیار فهم این نوع تقسیم بندی و مرزکشی بین جوامع، در نوع روابط اجتماعی حاکم بر آن جامعه است. هر قدر روابط اجتماعی حاکم بر جامعه مستحکم تر و قوی تر باشد، بنیاد نهادهای اجتماعی ـ مثل خانواده ـ محکم تر است.
طلاق در جامعه شهری و روستایی: آمار بسیاری از کشورها از جمله کشورمان ایران نشان می دهد که طلاق در میان شهرنشینان بیش تر از روستاییان است. میزان طلاق، به ویژه در نواحی صنعتی و کارگری به دلیل گسیخته شدن پیوندها و سنّت ها وحشتناک است. به عکس، ائتلاف میان زن و شوهر در جوامع روستایی پاک دل به ندرت منجر به طلاق می شود.( )
علت این مسأله را باید در خصوصیات جوامع شهری جستوجوی کرد. یکی از خصوصیات جوامع شهری تغییرات سریع اجتماعی و فرهنگی این جوامع است.( )
شهرنشینان بر خلاف روستاییان، به سنّت ها پایبند نیستند، توجه زیادی به مُد و رسوم زودگذر، زندگی شهری را متزلزل کرده است. درزندگی شهری،هنجارهاو شکل ها به سرعت تغییر می کند.
در چنین جامعه ای، تغییرات در سازمان ها و نهادهای اجتماعی به سرعت صورت می گیرد. خانواده در محیط شهری در معرض تغییر و زوال بیش تری قرار دارد تا جامعه روستایی.
این واقعیت که میزان طلاق در جوامع نوین امروزی بسیار بالاتر از دوران پیشین است، بیش تر از جامعه و ارزش های متغیر آن سرچشمه می گیرد (عامل جامعه شناختی) تا از گسیختگی و تباهی خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی. زندگی شهری و تحرّک جغرافیایی آن، از طریق کاستن انواع کارکردهایی که خانواده در گذشته عهده دار بود، مهم ترین تأثیر را بر نهاد خانواده گذاشته است. بریدن پیوند زناشویی در یک محیط صنعتی شهری بسیار آسان تر از یک جامعه کشاورزی است.( )
سستی روابط اجتماعی در جامعه صنعتی: بسیاری را عقیده بر این است که جامعه جدید صنعتی از نظر ساختاری طلاق زاست و در چنین جامعه ای، تحرک جغرافیایی به اوج خود می رسد، ثبات روابط رو به کاستی می گذارد و ارتباطات انسانی آسیب پذیر می شود. بنابراین، صنعت جدید ـ فی نفسه ـ سستی خانواده را موجب می شود.( )
۵) قشربندی اجتماعی و طلاق
قشربندی اجتماعی و طبقه اجتماعی از جمله مفاهیم اساسی جامعه شناسی است. در این جا، سؤال اساسی این است که آیا بین طبقه اجتماعی و طلاق رابطه ای وجود دارد یا نه؟
جامعه شناسان «طبقه اجتماعی» را به «گروهی از افراد جامعه که از نظر منزلت اجتماعی در یک پایگاه قرار دارند تعریف می کنند.»( )
یکی از ابعاد مربوط به طبقه اجتماعی، «خرده فرهنگی» است که حاکم بر فضای طبقه اجتماعی می باشد. شرایط در زمینه های فرهنگی یک طبقه اجتماعی بر شخصیت و تعادل شخصیتی فرد مسلماً تأثیرگذار است. حال اگر دو نفر از دو طبقه اجتماعی با دو خرده فرهنگ خاص باهم ازدواج کنند، احتمال بقای این خانواده بسیار کم است.
به عنوان نمونه، مشاهده شده است که زن شاعر با مرد تاجر ازدواج کرده و در نهایت، زندگی آن ها منجر به جدایی از هم گشته است. «هرچه طبقه اجتماعی خانواده پایین تر باشد، احتمال طلاق بیش تر است. میزان طلاق در اقشار اجتماعی پایین، رو به افزایش است. در امریکا، بیش ترین میزان طلاق در بین طبقات کم درآمد، غیرماهر و بی بهره از آموزش صورت می پذیرد و هر قدر به طبقات بالاتر نزدیک می شویم، به همان نسبت به میزان ثبات خانواده افزوده تر می شود.»( )
۶) تفاوت های قومی و نژادی
عامل دیگری که به لحاظ اهمیت، می توان آن را مستقلاً ذکر کرد، تفاوت هایی است که از ناحیه نژاد، قوم و زبان ناشی می شود. اصولاً ازدواج در یک شرایط مساعد و خوشایند به نظر طرفین و مقبول آن ها انجام می گیرد.
اما به هر دلیلی، ازدواجی که بر مبنای تفاوت هایی مثل تفاوت های قومی، زبانی، محلی و نژادی شکل گیرد، چنین ازدواجی بر پایه محکم بنا نشده است; همانند ساختمان بلندی که بر شالوده ای از شن ساخته شده باشد.
در احوال یکی از ادبای عرب، که اصالتاً ایرانی بوده است، نقل می کنند که با دختر یکی از اعراب اصیل ازدواج کرد، در حالی که خانواده دختر بسیار تعصّب داشتند که دخترشان را به غیرعرب زاده ندهند. شوهر به رسم ایرانیان، به جای این که بگوید چراغ را خاموش کن می گوید: «چراغ را بکش» (اُقتُل السراج)، یک باره زن صدای شیون بلند می کند که داماد ایرانی است و از او جدا می شود!
هرگونه تفاوت و تضاد فرهنگی و اعتقادی برای کانون خانواده مضر به نظر می رسد. معمولاً تضادها منجر به کشمکش می شود و بدین لحاظ، شالوده خانواده درمعرض خطر قرارمی گیرد.( )۷) ناهنجاری های اجتماعی و طلاق
هر جامعه ای دارای نظم اجتماعی و هنجارهایی است که بر تمامی افراد آن جامعه اشراف دارد و در واقع، دستورالعملی است که نحوه رفتار افراد جامعه را تعیین می کند. در جامعه، همه مردم یک نوع ارزش و اهداف خاصی را طی مراحل گوناگون فرایند جامعه پذیری فرا می گیرند، می پذیرند و بر اساس آن ها عمل می کنند.( ) در مقابل حالت معمولی و بهنجار افراد، حالت بهنجار و مرضی قرار دارد. کلمه «آنومی» (Anomie)به وسیله امیل دورکیم وارد قلمرو مباحث جامعه شناختی شد. این کلمه به معنای حالت مبهمی است بین فرد و جامعه که در آن، هنجارها یا از بین رفته اند یا ضعیف شده اند و یا باهم در تضادند.( )
در چنین وضعیتی است که بی سر و سامانی و بی نظمی جامعه را فرا می گیرد و فرد نابهنجار هم خود را تباه می کند و هم دیگران را.( )
در بین همه نابهنجاری های اجتماعی، در این جا، فقط به سه مورد (اعتیاد، الکل، قمار) اشاره می شود و تأثیر آن ها بر پدیده طلاق یاداوری می گردد.
در این که اعتیاد و الکل و قمار از نابهنجاری های جامعه محسوب می شود، شکی نیست. طبق قانون و عرف (که از منابع حقوقند) و نیز طبق اصول مذهبی، این پدیده ها جرم محسوب می شود و همه در جای خود، از عوامل قطعی طلاق به حساب می آید.
«اعتیاد یکی از خطرناک ترین راه های ارضای تمایلات نفسانی و شیطانی و حالت تنوع طلبی انسان است. اولین ضربه های اعتیاد بر پیکر خانواده وارد می شود. سوغات اعتیاد برای خانواده چیزی جز پریشانی و نگرانی نیست. مهم ترین تأثیر اعتیاد بر خانواده از بین رفتن کنترل، نظم و انضباط و به وجود آمدن هرج و مرج و بی بندباری است که خود زمینه ساز و فرصتی است برای فساد. اعتیاد بر خانواده به صورت گوناگون و به طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر می گذارد.»( )
در مجموع، می توان گفت: مواد مخدر وسیله مؤثری در زوال و نابودی خانواده است.( )
آفت دیگر خانواده پدیده الکلیسم است. الکل پیوند زناشویی را سست و اغلب آن را نابود می سازد. خوی تند و خشونت باده پرست، قلب همسرش را می شکند و او را از خود منزجر می سازد. زن در خانه شوهر خود تأمین جانی ندارد. در مناطق شهری که آمار استفاده از الکل بالاست، آمار طلاق نیز بالاست. در مقابل، یکی از علل پایین بودن میزان طلاق در روستاهای کشور خودمان را بی گمان می توان در اثر مصون ماندن روستاییان از شرّ شراب و آفت الکل دانست و برعکس، امکان دارد که کثرت طلاق در شهرهای بزرگ متناسب با حجم نوشابه های الکلی استعمال شده باشد.( )
پدیده دیگری که به دلیل نابهنجار بودن و جرم قانونی آن، موجب از هم گسیختگی خانه و خانواده می شود، «قمار» است.( ) این پدیده مانند مواد مخدر از چند زاویه خانواده را به اضمحلال و نابودی می کشاند: یکی از جهت اخلاقی و روانی و مهم تر از همه از بعد اقتصادی. کسی که مال باخته است، چگونه می تواند خود را اولاً از لحاظ روانی آرام نماید و ثانیاً خانه خود را اداره کند; بنابراین، ادامه زندگی برای زن در این وضعیت بحرانی بسیار مشکل است.
۸) وسایل ارتباط جمعی و طلاق
جامعه شناسان یکی از عوامل اجتماعی شدن و جامعه پذیری را رسانه های همگانی می دانند.( ) تحت تأثیر این رسانه هاست که عقاید و افکار عمومی شکل می گیرد و مخاطب اصلی و طرف داران فراوان آن ها جوانان هستند. به طور کلی، «امروزه جامعه ای که کاملاً از تأثیر رسانه های همگانی برکنار مانده باشد، حتی در میان فرهنگ های سنّتی، بسیار محدود است.»( )
بنابراین، کم تر پدیده اجتماعی و جنبه های زندگی انسانی را می توان یافت که تحت تأثیر مثبت یا منفی وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها قرار نگرفته باشد. در این بین، پدیده طلاق نیز مستثنا نیست.
«بدآموزی های وسایل ارتباط جمعی یکی از علل از هم پاشیدگی خانواده های جوان است که تحت تأثیر فیلم های مخرّب ویدیویی و تلویزیونی قرار دارند.»( )
عملکرد منفی این وسایل عبارت است از ازدیاد عطش نوخواهی و تجدّدطلبی به شکلی که از همین ناحیه، ضربه های فراوانی برخانواده وارد می آید. در کنار این مسأله، فشارهای روحی و هیجاناتی که از تماشای این فیلم ها ناشی می شود، عقده های ناشی از دیدن این فیلم ها را برخانه و خانواده تحمیل خواهد کرد.
و سرانجام این که یکی از علل نابسامانی خانواده رسانه های همگانی است و تحت تأثیر عمیق رسانه هاست که ارزش ها تغییر می کند و تغییر ارزش های یکی از زمینه های اجتماعی طلاق است. کارکرد منفی رسانه های همگانی در متزلزل کردن بنیاد خانواده امری است غیرقابل انکار.
۹) سن زوجین و طلاق
«اگر مرد و زن کم سن و سال باشند، ناسازگاری های آن ها پس از اطفای شهوتشان بیش تر است، به خصوص برای زن هایی که زیر سن بلوغ ازدواج کرده اند. این نوع ازدواج هنوز هم در جامعه ما متداول است، به ویژه در روستاهای ایران.»( )
برای بررسی بهتر مسأله و این که آیا واقعاً سن زوجین و پایین بودن آن تأثیری در پدیده طلاق دارد یا نه، باید ابتدا مسأله «ازدواج زود هنگام» بررسی شود.
«آیا ازدواج هایی که در سنین پایین صورت می گیرد بیش تر به طلاق منجر می شود یا به عکس؟ در پاسخ به این سؤال، ریچارد اودری در اثر معروفش، زمینه اجتماعی ازدواج (۱۹۷۱)، می نویسد: آنان که زودتر ازدواج می کنند زودتر به طلاق متوسل می شوند. شاید این بدان علّت است که آنان که دیر ازدواج می کنند از ازدواج انتظار یا توقع زیادی ندارند و به همان علت نیز تمایل به تسریع در گسست آن ندارند.( )
با این مقدمه، در مورد سن ازدواج باید گفت: یکی از ملاک ها و معیارهای انتخاب همسر سن طرف اوست. بیش تر مردان مایلند با زنان جوان تر از خود ازدواج کنند.( ) همین عامل احتمال دوام خانواده را تهدید می کند. اصولاً دخترانی که با عدم آمادگی روحی ـ روانی تن به ازدواج می دهند بیش تر در معرض جدایی هستند.
دانشمندان در پذیرش این که تفاوت زیاد میان زن و شوهر بیش تر موارد بر سلامت خانواده تأثیر منفی می گذارد جملگی هم داستان هستند.( )
بنابراین، می توان گفت: «فاصله وسیع سنّی یا شکاف سنّی به استقراری و پایداری کانون خانوادگی کمکی نخواهد کرد. بنابراین، شکاف سنّی احتمال دارد به عنوان یک عامل مؤثر در گسست خانواده نقش داشته باشد.»( )
خلاصه آن که، باید پذیرفت «سن» به عنوان یک ویژگی خاص جسمانی از چند جهت خانواده، ساخت و ثبات آن را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از آن جهات، این است که «شکاف سنّی بر طلاق تأثیرگذار است، تأثیر نسبی که با عوامل جاذبه جهان سنّتی تا حدودی خنثی می شد و لیک در شرایط موجود، در جوامع جدید تأثیر بیش تری می یابد.( )
۱۰) تحصیلات
یکی از شروط ازدواج موفق، در نظر داشتن مسأله «کفویت» است; یعنی هم سانی و برابری با یکدیگر از جهات گوناگون. اگر زوجین از جهات متعدد با هم دیگر برابر باشند، احتمال بقای زندگی بیش تر است. یکی از وجوه برابری، مسأله تحصیلات و هم سانی نسبی تحصیلی است. این مسأله از چند جهت قابل بررسی است:
الف) هر مقطع تحصیلی شأن اجتماعی خاصی پدید می آورد و به طور طبیعی، انسان ها در گزینش همسر، آن را معیاری مهم می شمارند و می کوشند تا سطح تحصیلی زوجین باهم برابر باشد.
ب) هر مقطع تحصیلی فضای فکری و بینشی، حتی جهان بینی خاصی پدید می آورد. به ناچار، هم سانی تحصیلی زوجین بر تشابه، سلیقه، ذوق و اندیشه آنان مؤثر است.
ج) در صورت عدم توازن شأن تحصیلی، زوج برتر (از لحاظ تحصیلی) امتیازات دیگری از طرف مقابل در راه جبران آن طلب می کند.
د) در همه شرایط و به صورت قاعده ای در همه جای جهان، میزان تحمل مردان در قبال عدم هم سانی تحصیلی بیش از زنان است; در حالی که ازدواج یک مرد دکتر با دختری دیپلمه یا کم تر از دیدگاه وجدان جمعی غیرمعقول به نظر نمی رسد، عکس آن دقیقاً نابهنجار تلقی می شود.
ه) مردان با پذیرش سطح تحصیلی کم تر همسر خود، مزایای دیگری (مثل جوانی) یا امکانات مادی را می طلبند.
و) در یک جامعه فاقد تحرک اجتماعی، تحصیلات ابزار ارتقای اجتماعی به حساب می آید.
بنابراین، در چنین جامعه ای، هم سانی تحصیلی به معنای هم سانی شأن اجتماعی و حتی طبقه اجتماعی است. نتیجه آن که بی شبهه، ازدواج انسان هایی با دو سطح متمایز آموزشی و به تبع آن، دو فرهنگ و جهان بینی متفاوت، باید آسیب پذیرتر باشد و در صورت اضافه شدن عناصر دیگر، ممکن است موجبات گرایش به طلاق فراهم آید.( )
۱۱) محکومیت های دراز مدت
بعضی از ناهنجاری های اجتماعی وقتی تبدیل به جرم شود موجب محکومیت درازمدت مجرم می گردد، به شکلی که ادامه زندگی برای یکی از طرفین مشکل می شود و این مسأله در قانون نیز پیش بینی شده است. در مفاد عقدنامه های کنونی آمده است: «مرد در صورت محکوم شدن به ۵ سال حبس به بالا، اختیار طلاق را به زن واگذار می کند.»
بنابراین، قانونگذار به عنوان نماینده افکار جامعه این مسأله را پیش بینی کرده است تا در صورت لزوم، دست زن در طلاق گرفتن باز باشد.
علت این که این مورد مستقلاً ذکر شده، در حالی که به نظر می رسد تحت عنوان «ناهنجاری های اجتماعی» بگنجد، این است که لزوماً ناهنجاری اجتماعی به لحاظ قانونی «جرم» محسوب نمی شود. بنابراین، ناهنجاری اجتماعی عنوانی عام است که با جرم از این نظر که ممکن است به محکومیت و محرومیت منجر شود، فرق دارد.
۱۲) استقلال مالی زن
یکی از مسائلی که می تواند به عنوان زمینه طلاق عمل کند «استقلال مالی زن» است. وقتی زن می بیند که به لحاظ مالی به شوهرش وابسته نیست و خود می تواند از راه کسب و کار، خود را تأمین کند و از سوی دیگر، با گرفتن مهریه خود تا حدی از این راه مشکل خود را حل نماید، هم چنین می بیند یا بچه دار نشده است (خواسته یا ناخواسته) و یا تعداد کمی بچه دارد، در این وضعیت، چندان رغبتی به زندگی ندارد و با کم ترین بی توجهی و بروز مشکل از سوی شوهر به سوی دادگاه روانه می شود; یعنی وقتی تعهد اخلاقی به زندگی نداشته باشد، کوچک ترین عامل و زمینه ای می تواند در مواقع بحرانی، مانند یک جرقه عمل کند و خانواده را از هم بپاشد.
۱۳) وجود یا فقدان فرزند
یکی از کارکردهای مهم خانواده تولید مثل مشروع است. تنظیم روابط جنسی و زاد و ولد از وظایف مهم خانواده است.( )
معمولاً کانون خانواده با وجود فرزندان، گرم نگه داشته می شود. بسیاری از خانواده ها، به خصوص از ناحیه زنان، به دلیل وجود فرزند، علاقه ای به جدایی ندارند و اگر وجود فرزندان در خانه نباشد، قادر به ادامه زندگی نیستند. «بی فرزندی و کم فرزندی موجب ناپایداری خانواده می شود. چنانچه درون خانواده ستیز و مشاجره وجود داشته باشد، اگر پدر و مادر از هم جدا شوند، بچه ها راحت ترند، اما بسیاری از خانواده ها به خاطر بچه هایشان به زندگی ناگوار خود ادامه می دهند. بنابراین، وجود فرزندان یکی از عوامل جلوگیری از طلاق است.( )
در فرهنگ عامیانه ما کسی را که دارای فرزند نیست در اصطلاح «اجاق کور» می نامند. دوام و بقای زندگی خانوادگی چنین شخصی در معرض خطر است. بنابراین، خانواده ای که با وجود فرزند گرم نشده است، از دو نوع خانواده دیگر بیش تر در معرض گسست قرار دارد.( )
۱۴) تعدد زوجات
تعدد زوجات دارای کارکردهای مثبتی است که در هم بستگی بیش تر جامعه مؤثر است، اما در عین حال، ممکن است به دلیل عدم بهره برداری مناسب، مشکلاتی را برای جامعه فراهم کند: «تعدد زوجات در کشور ما، متأسفانه در همه موارد، برپایه اصول اخلاقی در مسیر اهداف اسلامی نبوده است و در اغلب موارد، بنابر تنوع طلبی و جبران ضعف جنسی و هوس رانی مرد صورت گرفته است و کانون وحدت و صفای خانوادگی را به صحنه جدال و نفاق بین زن و شوهر تبدیل کرده است و در نهایت، منجر به طلاق شده است.( ) بنابراین، اگر از مسأله تعدد زوجات با حفظ شرایط آن خوب بهره برداری شود، می تواند دارای کارکردهای مثبت باشد. این که قرآن کریم رعایت عدالت را شرط اساسی تعدد زوجات می داند، بیانگر آن است که تعدد زوجات بدون شرط و مطلق نیست که اگر آن شروط اخلاقی و اجتماعی لحاظ نگردد، دارای ضد کارکرد شده، موجب از هم پاشیدگی خانواده می گردد.
۱۵) ویژگی های شخصیتی زوجین
بعضی از گروه های شخصیتی ـ به طور کلی ـ ذاتاً ناسازگارند و به هیچ روی، نمی توانند خود را با محیط اجتماعی و خانوادگی تطابق دهند; به لحاظ فکری و ذهنی به حد بلوغ لازم نرسیده اند، هرچند سن و سالی داشته باشد; توانایی درک مقابل خود را ندارند و ذاتاً از اخلاق خوشی برخوردار نیستند; نمی توانند در محیط خانواده جوّ سالمی برقرار کنند. جوّ عاطفی به نحوه ارتباط و طرز برخورد افراد یک خانواده باهم، نظیر افراد خانواده نسبت به هم دیگر و احساسات و علایق آن ها به یکدیگر بستگی دارد.( )
بنابراین، گروه های شخصیتی که به لحاظ عاطفی و روانی مشکل دارند، زودجوش نیستند و نمی توانند با دیگران کنار بیایند و فقط منافع خود را می بینند و در ایجاد ارتباط با طرف مقابل مشکل دارند. «افرادی که بسیار مغرور هستند و فقط سعی در ارضای تمایلات خود دارند; فقط مصالح خود را در نظر می گیرند، این ها خانه را به سوی هرج و مرج می کشانند. در چنین شرایطی است که ادامه زندگی مشکل و پایه های خانواده لرزان می شود.( )
● خلاصه و نتیجه
به طور خلاصه، می توان گفت: اصولاً تفاوت یک تحقیق علمی با کار غیرعلمی در این است که به لایه های زیرین اجتماعی یک پدیده نگاه کند و زوایای پنهان آن را آشکار سازد.
مطلب دیگر آن که در بررسی یک پدیده، زاویه دید و نگرش مشاهده گر و محقق مهم است. هر محققی از زاویه دید خود به پدیده ها می نگرد. بر این اساس، عوامل و زمینه های اجتماعی که در مورد طلاق ذکر شد، ممکن است از دید یک حقوقدانان چندان مهم و کارساز نباشد، اما از زاویه نگرش یک جامعه شناس علت العلل پدیده طلاق باشد. آنچه در این جا به عنوان «طلاق» ذکر شد، مجموعاً ۱۵ عامل بود که می توان بعضی از آن ها را به عنوان یک عامل مستقل و تأثیرگذار در بروز این پدیده در نظر گرفت و بعضی دیگر را صرفاً به عنوان زمینه ساز اما این که کدام یک در چه مواردی چه نقشی ایفا می کند، باید هر مورد خاص طلاق را به عنوان یک موضوع خاص جزئی مورد مطالعه قرار داد، آن گاه قضاوت کرد. علاوه بر این، در هر موردی ممکن است چند عامل جامعه شناختی و غیر جامعه شناختی باهم تعامل داشته باشند. عوامل جامعه شناختی بعضی از آن ها نیز ممکن است در حد زمینه سازی عمل کند و عامل دیگری ـ غیراجتماعی ـ به عنوان عامل غالب باشد و بعضی دیگر در حد یک عامل مستقل، هر موردی باید جداگانه بررسی شود.
عوامل شمرده شده در حد احصاست، نه استقصا. ممکن است عوامل دیگری باشد که از دید ما پنهان است.
مطلب آخر این که یکی از منابع حقوق «عرف» است. اهمیت عرف و جامعه ـ که اساس بحث های جامعه شناختی است ـ در وضع قوانین بسیار مهم است، انجام یک تحقیق اجتماعی پیش از وضع قوانین حقوقی ضروری می نماید، اما متأسفانه در کشور ما، عمدتاً تصمیم های قانونی، عرفی و بدون در نظر گرفتن تبعات و لوازم اجتماعی آن است.

۱۳ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۲۳۹
۱ـ ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ترجمه منوچهرکیا
۱۸ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۱۹۵
۱۱ـ بروس کوئن، جامعه شناختی، ترجمه منوچهر صبوری، فرهنگ معاصر تهران، ۱۳۷۰، ص ۱۰۹
۱۰ـ ر. ک. به: شهلا اعزازی، جامعه شناختی خانواده، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶، ص ۹۶
۱۲ـ ر.ک.به:باقرساروخانی،مقدمه ای برجامعه شناسی خانواده،پیشین، ص ۸۰
۱۹ـ باقر ساروخانی، پیشین، ص ۶۱
۱۵ـ محمدحسین فرجاد، بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران، اساطیر، ۱۳۷۷، ص ۱۶۱
۱۴ـ مهدی کی نیا، پیشین، ص ۷
۱۶ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۱۳۳
۱۷ـ باقر ساروخانی، پیشین، ص ۵۲
۲۸ و ۲۹ـ آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، ۱۳۷۳، ص ۸۷ / ۸۸
۲ـ ر. ک. به: باقر ساروخانی، طلاق (پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن)، دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۶، ص ۴
۲۵ الی ۲۷ـ مهدی کی نیا، پیشین، ص ۱۴۳ / ص ۵۱ / ص ۳۳۹
۲۰ـ ر. ک. به: مهدی کی نیا، پیشین، ص ۳۵۴
۲۱الی۲۴ـ ر.ک.به:محمدحسین فرجاد، پیشین ص ۱۲ / ص ۱۲ / ص ۱۱ / ۶۱
۳ـ زهرا گواهی، بررسی حقوق زنان در مسأله طلاق، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ص ۸۴
۳۷ـ همو، طلاق، پیشین، ص ۶۴
۳۸ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۶۰
۳۱ و ۳۲ـ محمدحسین فرجاد، پیشین، ص ۶۰ / ۷۴
۳۰ـ ر. ک. به: مهدی کی نیا، پیشین، ص ۳۵۵
۳۹ـ محمدحسین فرجاد، پیشین، ص ۶۰
۳۳ الی ۳۶ـ باقر ساروخانی، مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، پیشین، ص ۵۲ / ۵۳ / ۵۳ / ۸۲ ـ ۸۱
۴۱ـ مهدی کی نیا، پیشین، ص ۳۲
۴۳ـ ر. ک. به: محمدحسین فرجاد، پیشین، ص ۶۰
۴۲ـ محمدحسین فرجاد، پیشین، ص ۶۰
۴۰ـ باقر ساروخانی، طلاق، پیشین، ص ۶۸
۴ـ ر. ک. به: باقر ساروخانی، پیشین، ص ۲۵
۵ الی ۷ـ باقر ساروخانی، مقدمه ای بر جامعه شناختی خانواده، سروش، ۱۳۷۰، ص ۱۴۴، ۱۳۷، ۱۴۲
۸ و ۹ـ ر. ک. به: مهدی کی نیا، عوامل اجتماعی مؤثر بر طلاق، مطبوعات دینی، ۱۳۷۳، ص ۱۷ و ۲۵

منبع : طوبی

مشکلات طلاق برای کودک

طعم گس طلاق درکام فرزندانخانواده ، مقدس ترین و مهم ترین بخش از شبکه اجتماعی زندگی کودک است. خانواده حیاتی ترین واحد اجتماعی است که شخصیت کودک در آن پرورش می یابد. تعادل اعضای خانواده در همراه و همدل بودن اعضاست و نبود هر یک از اعضا باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای سایر افراد خانواده می شود، در این میان، طلاق حادثه ای است که مسائل و مشکلات فراوانی رابرای افراد به وجود می آورد. طلاق برای مرد و زن تجربه ای تکان دهنده و برای کودکان خاطره ای تلخ و ماندگار است.

با توجه به تلخی ها و آشفتگی های یک جدایی ، خانواده باید روشی را در پیش گیرد تا حداقل آسیب را به اعضای خود وارد کند.
طلاق بر روی مرد و زن پیامدهای خاص خود را دارد. روند طلاق در کودکان تأثیرگذارتر است و متأسفانه به گفته برخی از کارشناسان مسائل خانواده، پدر ومادر در روند طلاق به طور کلی کودکان خود را نمی بینند . کودک در جریان طلاق والدین احساس امنیت، اعتماد به نفس و تداوم زندگی خانوادگی را از دست می دهد. تأثیر طلاق در کودکان زیر ۳ سال باعث از بین بردن اعتماد و دلبستگی کودک به محیط اطراف می شود. بهانه جویی، خشم، عصبانیت، اختلالات خواب، افسردگی و انزوا از دیگر پیامدهای طلاق بر روی این کودکان است.

اثر طلاق در کودکان ۳ تا ۶ سال به گونه دیگر خودنمایی می کند، کودکان در این سن به سمت استقلال و خودکفایی گام برمی دارند و این چالش بزرگ آن ها در این سن است. کودکان در این سن برای خود قدرت های خیالی قائلند و از طرفی به والدین هم اعتماد و یا بی اعتمادی پیدا کرده اند. وقتی طلاق برخلاف دعاها و آرزوهای آنان صورت گیرد نوعی احساس گناه و شکست خوردگی در ذهن آنها به وجود می آید. با این همه میزان و اکنش های هیجانی کودکان بستگی به سن، درک و آگاهی آنان از محیط اطراف دارد. بدیهی است یکی از عواملی که سبب بروز ترس و اضطراب در کودک می شود مشکلات زن و مرد در محیط زندگی است. اغلب کودکان خردسال به دلیل عدم درک صحیح از موضوع مورد بحث والدینشان با بروز رفتارهای پرخاشگرانه و خصمانه درصدد مقابله با شرایط موجود برمی آیند و از طرف دیگر ممکن است تصور کنند که عامل اصلی اختلاف، آن ها هستند و دچار احساس گناه شوند، آنان فکر می کنند اگر رفتار دیگری در ارتباط با پدر ومادر داشته باشند، می توانند درگیری های موجود پدرومادر را کاهش دهند.
کودکان دبستانی اغلب اضطراب ناشی از مشاجره های والدین شان را با نداشتن تمرکز در انجام تکالیف مدرسه و افت تحصیلی نشان می دهند. در سنین نوجوانی فرزندان به طور کامل متوجه طلاق شده و واکنش هایی از جمله خشم زیاد، نگرانی درمورد آینده و احساس مسئولیت نسبت به درست کردن شرایط موجود را دارد و سعی در واسطه قرارگرفتن میان پدر و مادر و ایجاد صلح و آشتی در میان آن را دارند و در شرایطی نیز با خونسردی نظاره گر موضوع طلاق والدین هستند.
دکتر فربد فدایی ـ روان شناس دراین باره می گوید: سن کودک در هنگام طلاق در واکنش های آنان تفاوت ایجاد می کند. اطفالی که در سن ۳ تا ۶ سالگی هستند واکنش شدیدتری نسبت به طلاق دارند. وی تأکید می کند: «اختلالات رفتاری به صورت از دست دادن مهارت هایی که تازه کسب کرد ه اند؛ ظهور می کند، برای نمونه حرف زدن آنها کودکانه تر می شود و یا شب ادراری پیدا می کنند، زیرا مسأله طلاق برای آنان غیرقابل درک است و کودک در هنگام طلاق دچار نگرانی می شود که شاید پدر و مادر نیز او را طلاق دهند.»
به گفته او بسیاری از کودکان طلاق، در یادگیری نیز دچار مشکل می شوند و افت تحصیلی پیدا می کنند.
وی معتقد است: نوجوانان در مرحله بلوغ راحت تر مسأله طلاق را درک می کنند ولی هنوز هم دل آزرده و یاخشمگین به جدایی پدر و مادر نگاه می کنند.
او تأکید می کند: نکته بسیار مهم آن است که کودک در هرسنی خود را مقصر در طلاق پدر ومادر می داند و این موضوع کودک را آزار می دهد. بنابراین نباید دوران نداشتن تفاهم و مشاجره زن و مرد در خانه را بر روی روحیه کودک فراموش کرد حتی اگر پدر ومادر تصور کنند که با بهترین شیوه ممکن و باآرامش و متانت کامل از هم جدا شده اند، بازهم تجسم این که والدین قصد جدایی دارند برای کودک دلهره آور و ترسناک است. برخی روان شناسان معتقدند که ریشه اضطراب های دوران کودکی و یا نوجوانی در احساس گناه، تنش و نگرانی نهفته است . دراین میان خانواده هایی هستند که محیطی متشنج برای کودکان خود فراهم می آورند و دنیای سراسر شادی و امنیت کودک خود را تبدیل به استرس و نگرانی می کنند. این موارد برای کودکان مشکلات بسیاری را به وجود می آورد.
به گفته دکتر فربد فدایی، پسری که مجبور می شود با مادر خود زندگی کند در همانندسازی مثبت مردانه دچار مشکل می شود و برعکس دختری که به ناچار مجبور است با پدر خود زندگی کند قادر به همانندسازی زنانه نخواهد بود، به طور کلی کودکان در پذیرش نقش مبتنی به خود دچار مشکل می شوند.
وی تأکید می کند: گاهی اوقات یکی از والدین چند فرزند را سرپرستی می کند، این موضوع فشار بسیاری رابه فرزند بزرگتر وارد می کند و او برحسب جنسیت خود مجبور است نقش پدر و یا مادری را که طلاق گرفته ایفا کند.
فدایی معتقد است که پدران و مادران تا آن جا که ممکن است از طلاق خودداری کنند و به دنبال راه حل های سازنده تری برای رفع مشکلات خود باشند، اگر مجبور به طلاق شدند، بهتر است این اقدام به آرامی و با توجه به منافع کودکان انجام بگیرد.
البته مسأله برخورد والدین با موضوع طلاق و نوع طرح آن با فرزندان در میزان واکنش های منفی فرزندان نسبت به این مسأله نقش مؤثری خواهد داشت. به طور کلی برخی والدین قبل از قطعی شدن طلاق، آن را با فرزندان مطرح نمی کنند. برخی دیگر بدون آمادگی فرزندان موضوع طلاق را مطرح کرده و برخی فرزندان نیز به دلیل وجود درگیری های لفظی و یا فیزیکی والدین خود نسبت به ایجاد جدایی و طلاق میان والدینشان آگاهی نسبی دارند، اما در همه این موارد روح و روان فرزندان آسیب جدی خواهد دید.
با این همه ، تحقیقات نشان می دهدکه به طور معمول بعد از طلاق شرایط سختی برای فرزندان خواهد بود و اگر فرزندان نتوانند به درستی با این مسأله کنار آیند، دچار مشکلات روحی روانی بسیار جدی خواهند شد، بنابراین، لازم است نقش والدین در زندگی فرزندان به درستی ایفا شود. فرزندان را وسیله و ابزاری برای ابراز خشم نسبت به طرف مقابل خود قرار ندهیم. با کودکان خود صحبت کنیم و به آنها بگوییم طلاق تقصیر آنها نیست و به دست آنها هم قابل پیشگیری نیست. به خاطر داشته باشید که کودک هیچ گاه نمی تواند پدر و مادر خود را طلاق دهد.

پایان زندگی مشترک

زندگی در دنیای صنعتی همه مسائلش متفاوت است و گاه عجیب و غریب. تولدش، بزرگ شدنش، ازدواجش و حتی طلاقش. تا چند سال قبل طلاق پدیده ای مذموم و قبیح در جامعه به شمار می رفت و افراد در شرایط بسیار حاد به طلاق فکر می کردند و یا گاه آنقدر در پیچ و خم مراحل قانونی گم می شدند که بی خیال طلاق گرفتن از هم می شدند و سعی می کردند زندگی شان را ادامه دهند.

اما حالا با گسترش نوعی از طلاق دیگر نیاز نیست کفش آهنین برای جدا شدن از هم بپوشند و یا فقط تنها به دلیل وجود مشکلات بزرگ به دادگاه مراجعه کنند. حال آنها می تواند به راحتی به دادگاه مراجعه کنند و بعد از مدت کوتاهی از دادگاه خارج شده و فاتحانه بگویند: “راحت شدم”
● توافق برای نابودی زندگی
افزایش طلاق در زندگی هزاره سوم در ایران در حالی مرز هشدار را رد کرده است که بنا بر گفته معاون قضایی رییس کل دادگستری تهران، ۸۲درصد طلاق های کشور در سال ۸۵ توافقی بوده است.از سوی دیگر تحقیقات و مطالعات دفتر امور آسیبدیدگان سازمان بهزیستی نشان می دهد که آمار طلاق در ایران بین سال های ۷۹ تا ۹ ماهه سال ۸۶ از فراز و نشیب هایی بسیاری را طی کرده است. براساس آمارهای به دست آمده از این تحقیق تا سال ۷۹ رشد طلاق در ایران سیری آرام و تقریبا ثابتی را طی می کرده است اما از سال ۸۰ طلاق با سیر صعودی چشمگیری در ایران مواجه شده است. به طوری که میزان طلاق در سال ۸۰، ۹/۴ درصد، سال ۸۱، ۱۰/۳درصد، سال ۸۲، ۱۰/۶ درصد، سال ۸۳، ۱۰/۵ درصد، سال ۸۴، ۱۰/۷ درصد، سال ۸۵، ۱۲/۱ درصد و در نه ماهه سال ۸۶ به ۱۱/۲ درصد رسیده است.به اعتقاد بسیاری از کارشناسان افزایش طلاق در ایران به خصوص طلاق توافقی که به گفته اسحاقی معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان دو سوم از طلاق های موجود در کشور را تشکیل می دهد، هنوز در رابطه با جزئیات و آمار طلاق توافقی اطلاعات دقیقی در دست نیست.(اگر بود که هر کسی چیزی نمی گفت) این نوع جدید از طلاق به آرامی به عنوان یک مد! در میان افراد جامعه جا افتاده است و زوجینی که به دنبال بهترین گزینه برای حل مشکلاتشان هستند که گاه به دلیل طولانی بودن مراحل طلاق در دادگاه ها رخ می دهد و آنها تصمیم می گیرند به جای چندین ماه معطل شدن در دادگاه، با توافق یکدیگر طلاق بگیرند تا قاضی، آنان را به مشاور و… ارجاع ندهد.
دادگاه های خانواده هر روز مملو از کسانی است که به قصد جدا شدن از همدیگر طلاق توافقی را انتخاب می کنند چرا که معتقدند این راه آسانترین و سریعترین راه برای رهایی از زندگی جهنمی! کنار یکدیگر است. برای گرفتن طلاق توافقی کافی است که زن و شوهر به همراه شناسنامه و عقد نامه به دادگاه بروند و فرم درخواست را پر کند و بعد از پر شدن فرم و به محض آوردن ورقه آزمایشگاه با حضور یک داور که می تواند به انتخاب خود و یا دادگاه باشد طرفین از هم جدا می شوند.
● از اقدام تا طلاق فاصله ای به اندازه…
افزایش طلاق توافقی در حالی در جامعه به مرز بحران نزدیکتر می شود که به گفته کارشناسان در دادگاه های خانواده باید اصل بر اطاله دادرسی باشد تا شرایطی حاکم شود تا احتمال صلح طرفین در این رفت و آمدها و موشکافی هر چه بیشتر مشکلات آنها به صلح بیانجامد. فاطمه بداقی، نماینده قوه قضاییه در شورای فرهنگی اجتماعی زنان در این باره به برنا می گوید: «در حقوق بسیاری از کشورها زمانی با نام “مهلت فکر” یا “مهلت تجدید نظر” پیش بینی شده است که گاه سه ماه و گاهی هم تا شش ماه تعریف شده است تا شاید رابطه زوجین در این مدت به سازش بینجامد.
در ایران هم قضات معمولا برای تجدید نظر فرصتی را تعیین می کنند.» وی افزود: «وکلا و قضات قبل از شروع دادرسی تلاش شان را بر مصالحه می گذارند و این در طلاق توافقی نیز رعایت می شود. به عنوان مثال نتیجه ای که من از بررسی ۶۰ پرونده گرفته ام نشان می دهد که تنها دو پرونده در کمتر از یک هفته و یا یک روز به خواندن صیغه طلاق انجامیده است و بقیه حداقل تا یک ماه به طول انجامیده است.» این ادعا در حالی است که مشاهدات از دادگاه تهران نشان می دهد که زوج های بسیاری هر روز در دادگاه خانواده رفت و آمد می کنند که تنها در دو روز کارهای طلاقشان انجام شده است.
البته با احتساب اینکه این دو روز فاصله افتادن برای کارها هم به این دلیل بوده که باید آزمایشگاه می رفتند و تا آماده شدن جواب مدتی به طول انجامیده و یا از زمان پر کردن درخواست مدتی را صرف پیدا کردن داور برای حضور در دادرسی کرده بودند در غیر اینصورت به گفته خود این زوجین بسیار زودتر از دو روز صیغه طلاق جاری شده بود. بررسی ها و گفته های فردی که مسئول پرکردن درخواست های طلاق است نشان می دهد تمام زمان پر کردن فرم تنها ۱۰ دقیقه طول می کشد و در صورتی که زوجین کارهای دیگر مثل دادن آزمایش و پیدا کردن داور را سریع انجام دهند می تواند به سرعت هر چه تمام تر از زندگی در کنار هم استعفا دهند!
● لایحه ای که پشت هیاهو گم شد
شکل گیری این معضل در حالی هر روز به نقل محافل و به شکل گیری همایش ها و بررسی ها و تحلیل های مختلف کشیده شده است که براساس لایحه حمایت از خانواده که شهریورماه سال گذشته در کمیسیون فرهنگی مطرح شده بود و چندی پیش در کمیسیون قضایی تصویب شد ماده ای به چگونگی مراحل شکل گیری طلاق توافقی اختصاص داده شده بود. طبق این ماده (ماده ۲۷) در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند باید به مراکز مشاوره خانواده مراجعه نمایند. این مراکز ضمن ارائه خدمات مشاوره ای، سعی در سازش و انصراف آنان از درخواست طلاق می نماید. در صورت حصول سازش و انصراف از طلاق، سازش نامه تنظیم و گرنه با ذکر دقیق موارد توافق، گواهی توافق زوجین بر طلاق صادر می نماید.
فاطمه بداقی در این باره می گوید: «این ماده یکی از ماده های بسیار ارزشمند لایحه حمایت از خانواده بود که متاسفانه در میان آن هیاهو و اعتراضاتی که نسبت به بعضی از مواد این لایحه صورت گرفت، گم شد و کسی هم به آن توجه نکرد.»به هر حال این طلاق در جامعه وجود دارد و هر روز بر تعداد کسانی که راه طلاق توافقی را برای جدایی انتخاب می کنند بیشتر می شود.
حال با دلایل منطقی و یا غیر منطقی. اما با همه اینها هنوز آمار درستی درباره تعداد این طلاق ها و دلایلی که افراد به این نوع طلاق روی می آورند وجود ندارد. بی شک وقتی تا این حد به مسئله بی اهمیتی می شود و همه تنها به مزمت جدایی به این سرعت اکتفا می کنند نمی توان حرفی از کودکانی که شاهد و قربانی جدایی پدر و مادر کمتر از چند روز هستند، زد.

تاثیر طلاق بر کودک

اثرات طلاق بر کودکان‌در همه فرهنگ‌ها، بویژه در دین اسلام جز در موارد بسیار ضروری و اجتناب‌ناپذیر توصیه شده و در کلام رسول اکرم‌ص از آن به عنوان منفورترین حلال یاد شده است. طلاق همچون قطع عضوی از بدن، برای آنان که گرفتارش می‌شوند تجربه‌ای تلخ و تکان‌دهنده است.

هر قدر درباره آمار طلاق و پیامدهای آن بیشتر پژوهش کنیم، با واقعیت‌های ناخوشایند بیشتری روبه‌رو می‌شویم که زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. طلاق مانند زمین‌لرزه‌ای است که بنیان خانواده را درهم می‌کوبد و شیرازه آن را از هم می‌گسلد و افزون بر انفجار ناگهانی اولیه، پس‌لرزه‌هایی نیز خواهد داشت که از سر گذراندن آنها گاه بسیار دشوارتر است.

طلاق برای والدین پایان آمال و آرزوهاست و برای کودکان شاید پایان دنیا و رویا‌های شیرین آنان باشد. طلاق همه اعضای خانواده را دچار اضطراب می‌کند، ولی برای فرزندان ناگوارتر است.

براستی که طلاق هنوز یکی از بحران‌های وحشتناک زندگی به شمار می‌آید که جوانب و عوارض آن از دید هیچ کس پنهان نیست. والدین باید بدانند تشنج و از هم پاشیدگی ناشی از طلاق منحصر به یک یا چند‌هفته و ماه نیست.

مهم‌ترین کشمکشی که فرزندان پس از طلاق والدین به آن دچار می‌شوند، ترس از دست دادن پدر یا مادر با هم است. بزرگ‌ترین ترس کودکان از این است وقتی که به محبت پدر و مادر نیاز دارند، والدین آنها را ترک کنند و تنها بگذارند.

طلاق در کودکان خانواده شدیدا اثر می‌گذارد تا جایی که راه گریزی را برای زندگی نمی‌شناسند. مهم‌ترین آثار شوم طلاق در کودکان از این قرار است:

▪ قربانی روحی و عاطفی:
کودکان اولین قربانی طلاقند، قربانی روحی، عاطفی و حتی گاهی جسمی. کودک پس از طلاق در خانواده گیج و حسرت‌زده است و کمتر می‌تواند تعادل خود را حفظ کند، بویژه کودکی که با پدر و مادر بسیار مانوس است و دائما در دامان آنان و نازپرورده‌شان بوده است.
▪ وحشت از زندگی:
کودکی که والدینش از هم جدا شده‌اند، خانه را محل وحشت می‌داند و بیشتر در جستجوی پناهگاهی دیگر است؛ پناهگاهی که برای او تسلی‌بخش و محل امن و راحتی باشد.
بسیاری از بی‌اعتنایی‌های کودک به دنیا و دیگران هنگام جدایی والدین پیش می‌آید و این از آن جهت است که روح محدود و کوچک طفل، نمی‌تواند آن را تحمل کند.
▪ یتیمی کودکان:
کودکان پس از طلاق و جدایی والدین، حقیقتا یتیم می‌شوند. مخصوصا اگر خردسال باشند دردشان عظیم‌تر است؛ چون طفل در هر سطحی از آسایش و امکانات باشد، باز نیاز به مادر دارد. این درد برای کودکان سنگین است که نمی‌توانند خود را به مادر یا پدر برساند و برای دیدار آنان باید منتظر اوقات رسمی باشند.
گاهی طفل نیمه‌شب برمی‌خیزد و مادر را طلب می‌کند. پیداست در آن صورت چه حالی به او دست خواهد داد. این که در اثر اختلاف پدر و مادر، مادرش در خانه نیست و مثلا فردا باید او را ببیند دردی عمیق است.
▪ دربه‌دری و نابسامانی:
حاصل طلاق، دربه‌در کردن و نابسامانی فرزندان و به خود واگذاشتن آنان یا سپردن فرزندان به دست نامادری یا ناپدری است که ممکن است آنها را زجر بدهند. پس از طلاق، کودک مجسمه‌ای متحرک و عروسکی است که گاهی نزد مادر، زمانی پیش پدر، هنگامی نزد عمه، خاله، دایی و گاهی هم در پرورشگاه است و پیداست این دست به دست شدن‌ها، عادت یافتن لحظه‌ای به خوی‌ها و تربیت‌ها و فرهنگ‌های متفاوت چه تاثیری نامطلوب در روان کودک و در فرم تربیتی او می‌گذارد.
▪ احساس گناه:
گاهی کودک در جدایی والدین احساس گناه می‌کند. گمان دارد چون شیطان بوده و پدر و مادر را اذیت کرده، والدین آنان جدا شده‌اند. این مساله بیشتر از زبان معصومانه آنان شنیده می‌شود که: «مامان! بیا دیگه تو را اذیت نمی‌کنم». یا می‌گویند: «بابا! بیا قول می‌دهم دیگر شیطنت نکنم» اینان خود را مسوول احساس می‌کنند و گمان دارند اشتباهی را مرتکب شده‌اند.
▪ گیجی و بهت‌زدگی:
پس از طلاق، کودک مات و مبهوت می‌شود و حتی انگیزه تحصیل را از دست می‌دهد و با افت تحصیلی مواجه می‌شود. گاهی بیمار می‌شوند و در جستجوی پناهی برای مهرورزی، دلجویی و نوازش هستند، اینان به حقیقت بیمار نیستند، بلکه نقطه اتکای خود را از دست داده‌اند، بدینسان با دارو نمی‌توان درمانشان کرد، بلکه با نوازش می‌توان درد آنان را علاج کرد.
▪ تاثیر منفی در رشد:
بررسی‌ها نشان داده‌اند کودکانی که از مادر جدا شده‌اند، رشدشان کمتر از آنانی است که از مادر خود جدا نیستند؛ اگرچه مادر یک مربی پرورش یافته نباشد و در شرایط بهداشتی روانی مناسب تربیت نیافته باشند، فقدان مادر جلوی شکوفا شدن کودک را در تمام زمینه‌ها می‌گیرد و در شخصیت عاطفی او اثر منفی می‌گذارد.
▪ بدبینی به پدر و مادر: کودکان پس از جدایی والدین، معمولا به یکی از والدین، پدر یا مادر بدبین می‌شوند و به او با نظر کراهت می‌نگرند. معمولا یا طرفدار پدر می‌شوند یا طرفدار مادر که در هر دو صورت برای فرزند و حتی والدین نامطلوب است. ضروری است والدین لااقل در برابر کودک، عکس‌العمل مناسب داشته باشند و در حضور آنان از هم بدگویی یا شکوه نکنند.
▪ کمبودهای عاطفی:
کودکی که از پدر یا مادر جدا شده، از مهر و نوازش دو طرف سیراب نیست و اغلب با تشنگی عاطفی مواجه است و بعید نیست در جستجوی محبت، به دام افراد شیادی بیفتد و عفت و پاکدامنی خود را از دست بدهد، امری که در جوامع مختلف به نمونه‌های بسیاری از آن برخورد می‌کنیم.
▪ نابهنجاری کودکان:
بالاخره کودکانی که والدین آنان از هم جدا شده‌اند، کودکانی عادی و بهنجار نیستند. بررسی‌های روان‌شناسان آلمان نشان داده است اینان اغلب محروم از عاطفه و در بزرگسالی افرادی برای شرارت و جنایت خواهند بود.
▪ آثار عاطفی طلاق بر کودک:
آثار مستقیم طلاق بر کودک کدامند و محققان در این مورد چه یافته‌اند؟ پولاک‌ (pollak) در این باره می‌نویسد که یکی از آثار عاطفی طلاق بر کودکان این است که انسجام و هماهنگی خانوادگی را از آنان می‌گیرد. آنان درخصوص والدین و خواهران و برادران خود، احساس بی‌منزلتی و بی‌مقداری می‌کنند، همچنین نسبت به دوستانی که با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند، احساس حسادت دارند و اینها همه بارهایی است که بر شانه‌های ناتوان چنین کودکانی افکنده می‌شود. انزواطلبی و شرکت نکردن در امور اجتماعی مدرسه و فعالیت‌های فوق برنامه نیز از جمله آثار بر کودک در مدرسه است.
▪ زمینه بزهکاری و عصیان:
تحقیقات جامعه‌شناسان و بررسی‌کنندگان مسائل خانواده نشان داده است که وقوع طلاق میان زوجین می‌تواند از علل ارتکاب جرم از ناحیه اطفال باشد، سبب گمراهی کودک شود و او را به ورطه فنا سوق دهد. به هر حال، نبود پدر و مادری بالای سرکودکان سبب متلاشی شدن فکر و اندیشه سرگردانی آنهاست.
این امر ممکن است آنها را به پرتگاه دزدی، بی‌عفتی و بدبختی‌های دیگر سوق دهد و شاید یکی از علل سختگیری اسلام در جلوگیری از طلاق و از هم پاشیدگی کانون خانواده، توجه به همین امر و برای جلوگیری از وقوع جرم و جنایت باشد. تحقیقات نشان می‌دهد سطح جنایت در چنین افرادی بالا و ظرفیت جنایی‌شان زیاد است. کودکانی این چنین لااقل قابلیت ارتکاب جرم بیشتری را دارند.
▪ بی‌بند و باری‌ها:
خانه برای کودک آرامش است، محیط امن است، پدر و مادر عامل کنترل‌کننده و سازنده کودکند. وجود پدر و مادر زیر یک سقف و در کنار کودک حتی اگر کنترل مستقیمی هم صورت بگیرد، برای او یک نعمت است. زیرا باعث می‌شود طفل خود را از خیلی چیز‌ها بر حذر دارد و کنترل کند.
اما هنگامی که کودک دست پدر و مادر را از دامن خود کوتاه می‌بیند، می‌کوشد خود را آزاد و بی‌بند و قید بداند و این امر خود منشا بسیاری از آلودگی‌ها و نابسامانی‌هاست. شیوه زندگی‌ای که چنین کودکانی در مواردی در پیش می‌گیرند، به‌گونه‌ای است که حتی پاره‌ای از صفات مربوط به جنس خود را از دست می‌دهند، مثلا پسرانی این چنین کمتر موفق می‌شوند صفت مردانگی را در خود بپرورانند.
● اثر روانی طلاق‌
بررسی‌های روان پزشکان نشان داده است که طلاق و جدایی والدین از عمده‌ترین علل بیماری روانی کودکان است. وقتی زوجین از هم جدا شدند، ترس ناشی از احساس بی‌سرپرستی و واهمه‌ای ناشی از آینده‌ای مبهم برای او پدید می‌آید که روان او را جدا آزرده می‌کند. عقده‌های غیرقابل تحمل، نگرش توام با نفرت نسبت به والدین، احساس از دست دادن امنیت از عوارضی است که در این خصوص قابل ذکرند.
جدایی والدین از یکدیگر کودک را به اختلال عاطفی دچار می‌کند، حالت افسردگی، انزواجویی، تخیل رویا در بیداری برای او پدید می‌آورد. در مواردی قدرت اراده و اندیشه را از او می‌گیرد و در کل او را چنان پریشان می‌کند که اثرات شوم آن مادام‌العمر با کودکان است. تجربه طلاق برای تمام اعضای خانواده اضطراب زاست و رفتار کودکان پس از طلاق نشان‌دهنده این اضطراب است و پس از طلاق میزان اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان بالا می‌رود.
همچنین عواقب و پیامدهای طلاق یا تاثیر طلاق در پدیده‌های روانی و اجتماعی کودکان را می‌توان به طور اختصار چنین برشمرد.
▪ بزهکاری کودکان و نوجوانان، ناسازگاری‌ها و رفتارهای ضد اجتماعی.
▪ فحشا بویژه در نتیجه فقر و ناآگاهی.
▪ اعتیاد زنان، مردان، کودکان و استفاده از کودکان در توزیع مواد مخدر و دیگر فعالیت‌های غیرمجاز.
▪ پرخاشگری و ناسازگاری کودکان و نوجوانان، فرار از منزل و ولگردی آنان.
▪ کاهش میل به ازدواج در دیگر افراد خانواده بویژه بچه‌های طلاق.
▪ اهمال و مسامحه والدین در تحکیم و تربیت فرزندان و آسیب‌ دیدن روانی و اجتماعی.
▪ بچه‌های طلاق با گذشت چندین سال نمی‌توانند ثبات هیجانی و عاطفی خود را به دست آورند. از آنجا که هسته مرکزی شخصیت افراد به نظر بسیاری از پژوهشگران روان‌شناسی در دوران کودکی شکل می‌گیرد، این‌گونه کودکان در بسیاری از موارد دچار اختلالات شخصیتی خواهند شد.
▪ فرزندان طلاق در آینده اکثرا افسرده، گوشه‌گیر و منزوی هستند و اتکای به نفس آنان نیز بشدت کم می‌شود.
▪ فرزندان طلاق آینده‌ای قوی را برای خود تصور نمی‌کنند و اطمینان خود را به ارکان زندگی از دست می‌دهند و در آینده نسبت به افراد پیرامون خود و مقیاس بالاتر اجتماع، به نوعی بی‌اعتنایی و بی‌توجهی کشیده می‌شوند.

افسردگی نوجوانان

مرداد ۱۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, روانشناسي

افسردگی در تمام سنین بروز می دهد ، اما در برخی اوقات این موضوع می تواند شدت بیشتری داشته باشد. دوران نوجوانی زمانی است که بسیاری از افراد دچار افسردگی می شوند ، مقابله با افسردگی در این سن ، نیاز مند راهکار هایی است که در این مطلب به توضیح آنها می پردازیم.

با اینکه اغلب ما نشانه های افسردگی را می شناسیم اما بسیار سخت می توانیم افسردگی یک نوجوان را تشخیص دهیم. زیرا بسیاری از نوجوانان معمولی هم تحریک پذیر، دمدمی مزاج و تا حدی هم خودرأی هستند.

لازم است بدانید افسردگی در نوجوان با علائم جسمی و روحی همراه است. البته افسردگی مخصوص نوجوان نیست و در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد اماآمار آن در نوجوانان کم نیست.به طوری که یک نفر از هر ۵ نوجوان از افسردگی رنج می برد. البته متاسفانه ۷۰ درصد نوجوانان افسرده درمان درست و حسابی نمی شوند و خوب اگر افسردگی آنان درمان نشود ممکن است عوارض بدی داشته باشد: افت تحصیلی، مشکلاتی در روابط اجتماعی، گرایش به مواد مخدر، رفتار جنسی پر خطر، افزایش بیماریهای جسمی و دست زدن به خودکشی و… از جمله عوارض افسردگی درمان نشده در نوجوانان هستند.

شایعترین علامت افسردگی نوجوان، ناراحتی و غمگینی بی دلیل نوجوان است. در ضمن نوجوان افسرده تحریک پذیر و مضطرب است و با کوچکترین مساله ای عصبانی می شود و داد و بیداد می کند. گاهی ممکن است نوجوان افسرده علائم جسمی هم داشته باشد، مثلا اغلب اوقات از سردرد و دل درد شکایت کند. گاهی هم ممکن است دچار بی خوابی و تغییر عادات خواب شود و بی دلیل گریه کند.

نوجوان افسرده بسیار حساس شده و تحمل شکست و رد شدن را ندارد، بنابر این احساس می کند که هیچ کس به فکر او نیست و کسی کمکی به او نمی کند. این افسردگی باعث دوری او از هم سالان و دوستانش می شود و او را از فعالیتهای روزانه و مورد علاقه اش هم باز می دارد. نوجوان افسرده معمولاً کم حرف می شود و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، گاهی احساس گناه و بی ارزش بودن می کند. این افکار و رفتارها از یک سو تمرکز و تصمیم گیری را برای او مشکل می سازد و از طرف دیگر باعث عدم موفقیت و در نتیجه شرمساری نوجوان می شود. این چرخه خطرناک همین طور ادامه می یابد.ممکن است حتی عادات غذا خوردن او هم عوض شود. نوجوان بسته با اینکه در این زمان پرخوری کند یا بی اشتها شود؛ معمولاً دچار اضافه وزن یا لاغری بیش از حد می شود. گاهی حرکات او کند و گاهی تند می شود وممکن است حتی برای خلاصی از این افکار آزار دهنده به مصرف مواد مخدر پناه ببرد. یا اینکه به فکر خود کشی بیفتد و دست به کارهای خطرناک بزند.

از کجا بفهمیم؟

همانطور که قبلاً هم گفتیم تشخیص افسردگی در نوجوان ساده نیست، بنابر این پزشک با توجه به شدت و مدتی که علائم طول کشیده و تأثیری که بر زندگی روزانه اش گذاشته تصمیم می گیرد که چه درمانی را شروع کند. اگر شدت افسردگی خیلی زیاد باشد حتی ممکن است نیاز باشد که روانپزشک نوجوان را بستری کند. بهترین روش درمان برای افسردگی نوجوانان درمان ترکیبی است. منظور درمانی است که هم از داروها برای تسکین علائم کمک می گیرد و هم از درمان شناختی ـ رفتاری به شکل مشاوره و گفت وگو با نوجوان تا بتواند مهارت های لازم برای روبه رو شدن با افسردگی را یاد بگیرد.

اگر نوجوان هنوز به مرحله افسردگی نرسیده باشد باز هم در معرض خطر این بیماری هست و لازم است با آموزش مهارتهای لازم و تفکر مثبت او را در برابر افسردگی ایمن کنید. این نوجوانان را اگر مورد بی مهری و خشم قرار دهید؛ در تلاش برای مقابله به مثل دچار خشم غیرقابل کنترل و تنفر نسبت به خانواده می شوند.

ممکن است نوجوان شما منزوی باشد و از والدین، دوستان و مردم دوری کند. او ممکن است فکر کند هیچ کس واقعاً او را درک نمی کند و برایش اهمیت قائل نیست. به جای این که او را سرگردان کرده یا در اشتباه نگه دارید، محبت خود را به او ابراز کنید و نشان دهید واقعاً نگرانش هستید. از طعنه و کنایه زدن و انتقاد خودداری کنید، زیرا او این عمل شما را طرد کردن خود تلقی می کند.

چرا خودکشی؟

در آمریکا سومین عامل مرگ نوجوانان خودکشی است. در این کشور سالانه ۵۰۰۰ نوجوان بین ۱۰ تا ۲۴ سال خودکشی می کنند. زیرا وقتی افسردگی درمان نشود نوجوان آن قدر ناامید می شود که خیال می کند تنها راه باقی مانده در زندگی او خودکشی است. پس اگر خدای ناکرده نوجوان شما هم افسرده است و اگر لجباز شده و با خشونت رفتار می کند و اگر حرفهایی می زند که شما متوجه می شوید احساس گناه می کند، اگر راجع به مرگ شعر می گویدو نقاشی می کشد و یا نسبت به مرگ حساس شده و از مرگ حرف می زند و یا شما را تهدید می کند که دست به خودکشی خواهد زد.. اگر وسایل و متعلقات خودش را به دیگران می بخشد و از جمع و فعالیتهای روزانه دوری می کند؛ بهتر است مراقب او باشید چون ممکن است دست به خودکشی بزند.

چرا و به چه علت؟

عده ای معتقدند علت افسردگی، وجود احتمالی یک ژن بارز است که آمادگی آسیب پذیری دارد. در این نظریه افسردگی یک اختلال ژنتیک است و نوجوانانی که اعضای خانواده شان به افسردگی دچارند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند. برخی دیگرسعی کرده اند ثابت کنند که افسردگی ناشی از تغییرات بدنی (مغزی و غده ای) است این مطالعات کمبود نوراپی نفرین را به عنوان عامل عمده در بروز افسردگی مشخص کرده اند.بطور معکوس هم در نتیجه افزایش نسبی دوپامین امکان بروز افسردگی وجود دارد.

بسیاری از روان پزشکان بالینی معتقدند استرس های محیطی و حوادث زندگی نقش مهمّی در بروز افسردگی دارند. بعضی از تحقیقات نیز وجود رابطه بین عوامل استرس زای محیطی (مثل مرگ و فقدان ها) و شروع افسردگی را تأیید کرده اند.

مهمترین عامل های سبب ساز افسردگی عوامل روانی هستند مانند: خشم های سرکوب شده، اتکاء و احتیاج زیاد به محبت دیگران، احساس حقارت و گناه شدید، اضطراب و ترس زیاد و حالت دفاعی شدید در مقابل مسائل زندگی. همه این موارد در طی دوران کودکی شکل می گیرند، هرگاه ارتباط بین والدین (که معمولاً خود مشکل دارند) و کودک قطع شده و رفتار آنها سبب طرد کودک و جلوگیری از ابراز عواطف و خواسته هایش شود زمینه بروز افسردگی آماده می شود. هم چنین رفتارهای نابهنجار والدین مانند اضطراب زیاد، عدم اعتماد به نفس، وسواس، احساس گناه شدید پرخاشگری، افسردگی و حساسیت زیاد خود عامل مهمی در همانندسازی و تقویت رفتارهای نابهنجار کودکان و نوجوانان است.

۱۰ فرمان برای والدین نوجوان افسرده

والدین یک نوجوان افسرده بودن و درست و سنجیده رفتار کردن، کار راحتی نیست. می توانید از این توصیه ها کمک بگیرید:

۱) اگر رفتار و اخلاق نوجوان شما به گونه ای است که مشکوک هستید ممکن است افسرده شده باشد، با پزشک مشورت کنید. اگر او سالم باشد ضرر نمی کنید اما اگر افسردگی اش درمان نشود ممکن است اعتیاد و خودکشی برای او به بار بیاورد.

۲) خانواده می تواند پناه خوبی برای یک نوجوان افسرده باشد. با فرزندتان مهربان باشید و به او اجازه دهید که احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد. روابط خوب و محکم با نوجوانتان به شما این امکان را می دهد که در همان مراحل اولیه افسردگی از حال او با خبر شوید و بتوانید سریعتر اقدام کنید. علائم افسردگی در نوجوانتان نباید شما را ناراحت کند و مهمتر این که رفتاری پرخاشگرانه با او نداشته باشید و هرگز او را مسخره نکنید.

۳) گوش شنوا باشید. از نصیحت کردن و فرمان دادن و دعوا کردن خودداری کنید و سعی کنید در عوض به مشکلات و احساسات فرزندتان گوش کنید و بفهمید که چه چیزهایی ذهن او را درگیر خودش کرده. درباره مشکلات خانواده هم به نحوی که بر آنها تاثیر منفی نداشته باشد و آنها را نگران نکند. صحبت کنید. در عین حال فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات خود یا هر نگرانی دیگری که دارد را هر طور می خواهد با شما در میان بگذارد.

۴) نوجوانتان را تشویق کنید مهارتهای مورد علاقه اش را یاد بگیرد.همین مهارتها می تواندبه او انگیزه تلاش برای زندگی بدهد. مثلا اگر نقاشی یا ورزش خاصی را دوست دارد به او اجازه دهید در آن زمینه پیشرفت کند. همچنین لازم است این اطمینان را در آنها ایجاد کنید که کاملاً طبیعی است گاهی بعضی چیزها را بخوبی یاد نگیرند و تنها چیزی که برای آموختن نیاز دارند، زمان و تمرین بیشتر است.

۵) موفقیت فرزندتان در یک زمینه کوچک را بزرگ کنید و بگذارید مغرور شود. این تشویق به او کمک می کند که استعداد خود را بشناسد و تلاش بیشتری برای کسب موفقیتهای بیشتر کند.

۶) از پیش داوری و قضاوت بی موقع خودداری کنید. اجازه دهید نوجوان گام های طبیعی خود را در مسیر رشد بردارد و او را با انتظارات بیش از حد خود یا ایجاد دیگر مسئولیت های خانوادگی به زحمت نیندازید

۷) با آنها در مورد موضوعاتی نظیر فشار همسالان، انتخاب یک برنامه روزمره، دوستیابی، مسائلی نظیر سیگار کشیدن، مواد مخدر و مسائل جنسی تا حدی که امکان دارد و می تواند برای آنها مفید باشد، صحبت کنید. دورادور او را تحت نظر داشته باشید و با دوستانش هم آشنا باشید.

۸) اجازه دهید فرزندتان در هر زمانی که به شما نیاز دارد، حتی اگر خسته هستید، با شما حرف بزند و مسائلش را به شما بگوید. او را برای آخر هفته منتظر نگذارید، اما در عین حال آنقدر در دسترس نباشید که وقتی برای تنها بودن و خلوت کردن نداشته باشد.

۹) برنامه ای بریزید که فرزندتان شبها زود و به موقع به خواب برود. تحقیقات پزشکی نشان داده بچه هایی که زودتر می خوابند، خواب کافی داشته و کمتر به افسردگی مبتلا می شوند. متخصصان انجمن خواب آمریکا اعلام کرده اند۸ تا ۹ ساعت خواب برای نوجوان شما لازم است. دیگر نظارت بر کافی بودن خواب با شما!

۱۰) لازم است بدانید کسانی که داروهای ضد افسردگی مصرف می کنند ممکن است بیشتر به خودکشی فکر کنند و بنابر این اگر نوجوان شما طبق توصیه پزشک داروی ضد افسردگی می خورد دیگر با خیال راحت او را رها نکنید. بلکه لازم است رفتار و اخلاق او را زیر نظر داشته باشید و مراقب علائم میل به خودکشی باشید تا بتوانیدبا پزشک درمیان گذاشته و به موقع جلوی او را بگیرید.

علائم افسردگی

تغییر در عادت های غذایی و برنامه خواب (خوردن و خوابیدن بسیار زیاد یا بسیار کم)
تغییرات قابل توجه در وزن (افزایش یا کاهش)
بی علاقگی نوجوان به حضور در مدرسه یا کاهش کارایی در مدرسه
گوشه گیری، کناره گیری از دوستان یا اعضای خانواده
بروز عصبانیت و طغیان ناگهانی
بی قراری یا اضطراب عمومی
واکنش تند دربرابر انتقاد، حتی انتقاد سازنده
بی علاقگی و خودداری از شرکت در تفریحات و سرگرمی هایی که پیش از این، به آن ها علاقه مند بوده اند
دودلی، عدم تمرکز، فراموشکاری
احساس بی ارزش بودن و گناه
شکایت های پی درپی از بیماری درعین سلامت کامل جسمی
نداشتن انگیزه و اشتیاق برای زندگی روزمره
استفاده از مواد مخدر و الکل
فکر کردن و حرف زدن درباره خودکشی

انجام کارهای خانه جلوی سرطان سینه را می گیرد

مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, خانه داری

نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهد کارهای ساده ای مانند انجام کارهای خانه از ابتلا به برخی بیماری های مهلک و خطرناک جلوگیری کند.

شاید کارهای خانه مانند گردگیری، شستشوی ظروف، جارو کشیدن و غیره، در ظاهر بیهوده و تکراری و البته خسته کننده ای به نظر برسند، اما باید بدانید که همین کارهای ساده جان شما را نجات می دهند.

نتایج یک پژوهش انگلیسی که در سال ۲۰۰۶ انجام شده است نشان می دهد کارهای خانه از ابتلا به سرطان سینه پیشگیری می کنند.

در این پژوهش محققان روی نزدیک به دویست هزار زن از نه کشور اروپایی بررسی هایی انجام دادند. آنها به این نتیجه رسیدند خانم های یائسه ای که در هفته ۱۶ تا ۱۷ ساعت کار خانه مانند آشپزی، گردگیری و غیره انجام می دهند، به میزان ۲۰ درصد کمتر در معرض سرطان پستان قرار می گیرند.

علاوه بر این، مشخص شد خانم های کمتر از ۵۰ سالی که این کارها را انجام می دهند نیز به میزان ۳۰ درصد کمتر از خانم هایی که دست به سیاه و سفید نمی زنند، به سرطان سینه مبتلا می شوند.

پس لطفا دستمال گردگیری و جاروبرقی را بردارید و خانه تاان را مثل دسته ی گل کنید.

نشانه‌های افسردگی نوجوانان

مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : محیط زیست, روانشناسي

نشانه‌های رایج افسردگی نوجوانان

تغییر در عادت‌های غذایی و برنامه ی خواب (خوردن و خوابیدن بسیار زیاد یا بسیار کم)
تغییرات قابل توجه در وزن (افزایش یا کاهش)
بی علاقگی نوجوان به حضور در مدرسه یا کاهش کارایی در مدرسه
گوشه‌گیری، کناره گیری از دوستان یا اعضای خانواده
بروز عصبانیت / طغیان ناگهانی
بی قراری یا اضطراب عمومی
واکنش‌ تند دربرابر انتقاد، حتی انتقاد سازنده
خود پسندی یا خطاکاری
مشکلات غیرمعمول با مراجع قدرت
بی‌علاقگی و خودداری از شرکت در تفریحات و سرگرمی هایی که پیش از این، به آن ها علاقه مند بوده‌اند
دودلی، عدم تمرکز، فراموشکاری
احساس بی‌ارزشی و گناه
شکایت های پی درپی از بیماری درعین سلامت کامل جسمی
نداشتن انگیزه و اشتیاق برای زندگی روزمره
استفاده از مواد مخدر / الکل
فکر کردن به خودکشی یا بیان آن

علل افسردگی
دلایل فراوانی برای بروز افسردگی در نوجوانان وجود دارند. معمول‌ترین این دلایل عبارت ا ند از:

یک اتفاق ناگوار مهم در زندگی همچون مرگ یکی از اعضای خانواده یادوست نزدیک، جدایی والدین، برهم‌خوردن رابطه با دوستی از جنس مخالف، انتقال به مدرسه یا محله ی جدید.
بی توجهی به نیازهای عاطفی / فیزیکی، جدا شدن از یک پشتیبان مهم در زندگی، بدرفتاری دیگران، پایمال شدن عزت نفس.
تغییرات فراوانی که در زمان بسیار کوتاهی رخ دهند، می‌توانند سبب افسردگی شوند. برای بعضی از نوجوانان، حتی یک تغییر بزرگ در یک مرحله از زندگی می تواند به افسردگی بیانجامد.
فشار روانی، به ویژه هنگامی که نوجوان حمایت عاطفی اندکی ازسوی والدین، دیگر اعضای خانواده یا دوستان دریافت می کند.
رخدادهای ناگوار پیشین یا تجربیاتی مانند سو‌ء استفاده ی جنسی، سوء استفاده‌های عمومی، و تجربه‌های ناگوار دیگری که در کودکی روی داده‌اند و در سال‌های نوجوانی دوباره یادآوری می شوند. بسیاری از کودکان می‌توانند این گونه رویدادها را به موقع درک کنند، اما آن ها را به خاطر می‌سپارند. با افزایش سن، این اتفاقات و تجربیات، روشن‌تر می شوند و معانی جدیدی پیدا می کنند.
تغییرات مربوط به بلوغ، احساساتی را سبب می شوند که زیرشاخه ی افسردگی به شمار می آیند.
مصرف مواد مخدر یا مواد دیگری از این دست، می تواند سبب تغییراتی در فرایندهای شیمیایی مغز شود که در بسیاری موارد سبب انواعی از افسردگی می شوند.
برخی براین باورند که بعضی از مشکلات پزشکی مثل کم‌کاری تیروئید، بر کارکرد هورمون‌ها و توازن روحیات افراد تاثیرمی گذارند.دردهای فیزیکی مزمن نیز می توانند سبب افسردگی شوند. در بسیاری از موارد، افسردگی‌هایی که به علت مشکلات پزشکی به وجود می آیند، پس از درمان ، از بین می‌روند.
افسردگی یک اختلال ژنتیک است و نوجوانانی که اعضای خانواده‌شان به افسردگی دچارند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند.

آمار و داده‌های موجود
افسردگی، معمول‌ترین اختلال یا بیماری روانی در میان نوجوانان و بزرگسالان است. آمار زیر نشان می‌دهد، توجه به این مسئله تاچه اندازه مهم و ضروری است:

در حدود ۲۰ درصد افراد، افسردگی را در نوجوانی تجربه می کنند.
در ۱۰ تا ۱۵ درصد نوجوانان، نشانه‌های افسردگی پیوسته بروز می‌کند.
حدود ۵ درصد نوجوانان، به طور دائم دچار افسردگی شدید هستند.
حدود ۸.۳ درصد نوجوانان، دست کم یک سال افسردگی را تجربه می کنند.
بسیاری از نوجوانان، بیش از یک بار دچار افسردگی می شوند. ۲۰ تا ۴۰ درصد آن ها، بیش از یک بار در دو سال پیاپی به افسردگی دچارمی شوند و ۷۰ درصد هم قبل از رسیدن به بزرگسالی بیش از یکبار افسرده می شوند. دوره‌های افسردگی نوجوانان معمولا ۸ ماه طول می کشد.
دیستیمیا (افسرده‌خویی)، نوعی افسردگی خفیف ولی بلند مدت، ۲ درصد نوجوانان را آزار می دهد و کم و بیش همین تعداد از نوجوانان در سال‌های آخر نوجوانی به اختلال دوقطبی دچار می شوند. ۱۵ درصد نوجوانان افسرده، سرانجام به اختلال دوقطبی مبتلا می‌شوند.
درصداندکی از نوجوانان نیز به افسردگی فصلی گرفتار می شوند که معمولا در ماه های زمستان در مناطق سردسیر رخ می دهد.
۳۰ درصد نوجوانانی که به افسردگی دچار می شوند، مشکلات بسیاری هم در مورد مصرف موادمخدر پیدا می‌کنند.
کمتر از ۳۳ درصد نوجوانانی که به افسردگی دچار می شوند ، تحت درمان قرار می گیرند .

اضطراب در نوجوانان
اضطراب خویشاوند افسردگی، افراد را در همه ی گروه های سنی می‌آزارد و می‌تواند به ویژه برای نوجوانان زیان‌بخش باشد. کاملا معمولی و حتی رایج است که افراد، اضطراب را تجربه کنند؛ مخصوصا در دوره‌های پرتنش زندگی، مانند پیش از یک آزمون یا ملاقات‌های مهم. برای بسیاری، این اضطراب سودمند است، چون سبب ایجاد انگیزه در آن ها می‌شود تا مطالعه ی بیشتری انجام دهند یا رفتار بهتری داشته باشند. اما برای افراد فراوان دیگری، اضطراب، بیش از دوره‌های پرتنش استاندارد است. تنش‌های گاه و بی گاه سبب نگرانی نمی شود و حتی می‌تواند برای سلامتی سودمند باشد، اما بسیاری از افراد به طور پیوسته اضطراب را تجربه می کنند. مردم، به ویژه نوجوانانی که از اضطراب رنج می‌برند، درمی‌یابندکه درزندگی روزمره ی آن ها ممکن است مشکلاتی همانند ترس‌ها یا نگرانی‌های طولانی مدت پیش آید.
اضطراب، مهلک نیست، اما می تواند توانایی افراد برای کارکرد معمول در زندگی روزمره را با مشکل جدی روبه رو کند. احساس ترس و نگرانی شدید، به کم‌خوابی می انجامد و خواب سالم و کافی را برای افراد بسیار مشکل می‌کند. اضطراب می تواند سبب سردرد، درد معده و حتی حالت تهوع شود. به علاوه ،تنش می تواند سبب از دست دادن اشتها شود یا تغذیه ی افراد را دچار مشکل کند. یکی از دشوارترین جنبه‌های اضطراب برای دانش‌آموزان، دشواری در تمرکز است. هنگامی که فردی نگران مسئله‌ای است، درذهن وی به طور پیوسته افکار آزاردهنده‌ای راه می یابد و این مسئله، از تمرکز نوجوان بر تکالیف مدرسه و دیگر مسائلی که نیاز به تمرکز ذهنی دارند به میزان قابل توجهی می‌کاهد. این تاثیرات اضطراب، می تواند زندگی روزانه ی نوجوانان را مختل سازد و آن ها را از آرامش و لذت زندگی محروم کند.
اگرچه به نظر می رسد اضطراب یک علت واحد ندارد، اماروشن شده است اضطراب می تواند در خانواده منتقل شود. این واقعیت نشان می‌دهد که ممکن است اضطراب عامل ژنتیک یا ارثی داشته باشد. اگر یکی از اعضای خانواده‌تان به اضطراب دچار است، به این معنا نیست که شما نیز مضطرب خواهید شد. اگرچه احتمال ابتلای افرادی که اعضای خانواده‌شان اضطراب دارند، بسیار بالاست.
انتقال‌دهنده‌های عصبی درون مغز روحیات انسان را تنظیم می کنند، در نتیجه، عدم تعادل در این انتقال‌دهنده‌ها می تواند سبب تغییر روحیات شود. اختلال در این انتقال‌دهنده‌ها سروتونین (serotonin) نامیده می شود و عامل اضطراب است. جالب توجه آنکه، اختلال سروتونین در مغز مستقیما به افسردگی مربوط است. به همین دلیل، داروهای SSRI، معمولا به عنوان داروهای ضد افسردگی شناخته می شوند و برای درمان اضطراب مورد استفاده قرار می‌گیرند. دارو می‌تواند به میزان زیادی این احساسات نامطلوب را آزاد کند،اما همیشه کارآمدترین نوع درمان نیست.
افزون بر دارو، درمان‌های اضطراب شامل درمان‌های شناختی – رفتاری، انواع دیگر گفتاردرمانی، و استراحت و تمدد اعصاب و بیوفیدبک برای کنترل تنش های ماهیچه‌ای هستند. گفتاردرمانی می تواند کارآمدترین درمان برای نوجوانان باشد، چون در این نوع درمان آن ها به بحث در باره ی احساسات شان با کارشناس بهداشت روانی می پردازند. بسیاری از نوجوانان، صحبت در مورد تنش و اضطرابی راکه با آن دست وپنجه نرم می کنند بسیار سودمند می یابند. در نوع خاصی از گفتاردرمانی که درمان شناختی – رفتاری نامیده می شود، نوجوانان برخی از ترس‌های خود را فراموش می کنند. این روش‌های درمانی، راه های جدیدی را به افراد می آموزند تا بر ترس‌ و اضطراب خود چیره شوند و با احساسات شان درست برخورد کنند.

آسپیرین در پیشگیری از سکته های قلبی و مغزی نقش دارد

شایعترین عامل سکته های قلبی بیماری آترواسکلروز و تشکیل پلاک های آتروترومبوتیک در عروق خونرسان به عضله است که تشکیل این پلاک ها شاید از بدو تولد شروع و دراثر بسیاری عوامل خطر شناخته شده و بسیاری عوامل ناشناخته بتدریج پیشرفت کرده و دراثر عواملی مثل کلسترول و فاکتورهای التهابی و یا عفونی و عوامل انعقادی و اختلالات همو دینامیکی که بواسطه ریسک فاکتورهای قلبی مثل سابقه فامیلی و خانوادگی و افزایش کلسترول و پرفشاری خون و استعمال سیگار و دیابت و چاقی و بی تحرکی و تغذیه نامناسب و…..سبب تنگی در عرو ق خونرسان (سرخرگهای کرونری )قلب می شود که برحسب شدت تنگی زمانی که تنگی عروق کرونر به حدود ۶۰-۷۰درصد رسید علایم بیماری کرونر بصورت درد قفسه سینه یا تنگی نفس یا طپش قلب هنگام فعالیت بروز میکند .

ولی متاسفانه بسیاری از سکته قلبی بواسطه سوارشدن لخته خون یا ترومبوز روی یک پلاک کوچک و ناپایدارو تنگی کرونری کوچک اتفاق می افتد که سبب انسداد کامل یا نزدیک به کامل و حمله قلبی می شود که سلولهای انعقادی و فاکتورهای انعقادی عامل تشکیل ترومبوز دراین حالت می باشند .که سلول اصلی دراین وضعیت پلاکت های خون هستند که نقش اصلی آسپیرین مهار برگشت ناپذیر پلاکتها و جلوگیری از تشکیل ترومبوز جدید یا گسترش لخته قدیمی است لذا همراه با کنترل عوامل خطر و زمینه های مساعد کننده بیماری کرونر آسپرین تجویز می شود.
آسیرین بعنوان یک داروی کم خطر و بسیار رایج دربیماری های مختلف قلبی و مغزی و عروق محیطی مورداستفاده قرار می گیرد .این دارو دردوزهای متفاوت بررسی شده است .که بر اساس آخرین راهکارها دراکثر بیماران دوزهای ۷۵تا۳۲۵ میلی گرم برحسب بیماری با تجویز پزشک معالج شروع میشود.آسپرین بصورت برگشت ناپذیری پلاکتهای خون درطول عمر پلاکت یعنی ۱۰-۷روز مهار کرده و با رقیق کردن خون از تکیل لخته جلوگیری کرده و استعدادخونریزی را افزایش می دهد که شایعترین عارضه دارو خونریزی و تشدید زخم های گوارشی است .
درپیشگیری ثانوی بیمارانی که سابقه سکته قلبی سکته های ایسکمیک مغزی جراحی بای پس کرونری آنژیوپلاستی کرونری بیماری عروق محیطی جراحی عروق یا آنژین قلبی دارند آسپرین بادوزهای از ۷۵-۳۲۵میلیگرم تامدت نامشخص یا پایان عمر باید مصرف کنند که حدود ۲۵درصد ریسک حوادث نامطلوب مکرر را کاهش می دهددربعضی از بیماران مثل آنژیوپلاستی کرونر برای یک مدت توام با داروهای ضد پلاکت دیگری مثل پلاویکس یا پراسوگرل استفاده می شود یا دربعضی بیماران با تعویض دریچه فلزی قلب توام با داروی ضد انعقاد وارفارین مصرف می شود که درتمام موارد مصرف آسپرین بر حسب مورد بیماری و طول مدت مصرف و دوز مصرفی و داروی مورد نیاز همراه فقط با صلاحدید پزشک معالج بیمار است .

باتوجه به شیوع بیماری های عروق کرونر و سکته های قلبی و مغزی لزوم یک استراتژی پیشگیرانه دارویی موردتوجه دست اندرکاران بهداشت ودرمان قرارگرفته ومطالعات متعدد و گاهی نتایج ضد ونقیضی دراین رابطه انجام شده تا باتجویز داروهای کم خطر قبل از بروز بیماری بعنوان پیشگیری اولیهریسک این بیماری های کشنده را به حداقل ممکن برسانند . شاید بتوان گفت تنها دارویی که بعنوان پیشگیری اولیه درگروههای خاص ازبیماران مورد استفاده قرار گرفته و تجویز آن اثبات شده است داروی آسپرین با حداقل دوز ۷۵ میلی گرم و بصورت یکروز درمیان می باشد که دربعضی مطالعات بین ۵۰-۲۵درصد ریسک حوادث قلبی را می تواند کاهش دهد.

براساس آخرین راهکارهای انجمن های علمی بین المللی قلب مصرف آسپرین دربیماران مرد با وجود ریسک فاکتورهای متعدد قلبی در سنین ۷۹-۴۵سال ودر زنان باوجود ریسک فاکتور های قلبی درسنین ۷۹-۵۵سال درصورت کنترل فشارخون می تواند ریسک سکته قلبی را درمردان و ریسک سکته مغزی ایسکیک در زنان را کاهش می دهد .لذا در این گروه های سنی مصرف دوز کم آسپرین با قبول ریسک افزایش ریسک خونریزی گوارشی توصیه می شود.بیشترین کاربرد پیشگیرانه اولیه آسپیرین دربیماران با ریسک بالای حوادث قلبی و مغزی است مصرف داروی جایگزین پلاویکس یا کلوپیدوگرل بعنوان پیشگیری اولیه تو صیه نمی شود .مگر مواردی که پزشک معالج شما تجویز نماید.

مصرف آسپیرین در بیماری قلبی

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, جهان پزشكي

در برخی از افراد مصرف منظم آسپرین، روشی برای پیشگیری از عود برخی علایم یا وقایع قلبی می‌باشد. اگر درگذشته دچار حمله قلبی، حمله گذرای ایسکمیک (TIA) یا یک سکته مغزی ایسکمیک یا آنژین قلبی عود کننده (درد سینه) شده‌اید، ممکن است پزشک برای شما آسپیرین تجویز نماید. نتایج برخی از تحقیقات نشان داده‌اندکه ممکن است مصرف آسپیرین به پیشگیری از وقوع اولین بار این رخدادها نیزکمک نمایند.

آسپیرین به جریان خون کمک می‌کند و احتمال تشکیل لخته خون را کاهش می‌دهد. آسپیرین از طریق کاهش فعالیت پلاکت‌ها در خون عمل می‌کند. وقتیکه پلاکت‌ها مقداری از چسبندگی خود را از دست می‌دهند، احتمال تشکیل لخته خون کمتر می‌شود. همچنین ممکن است آسپیرین به محافظت در برابر التهاب سرخرگ‌ها کمک کند که در اثر تصلب‌شرایین (آترواسکلروز) رخ می‌دهد. همچنین ممکن است آسپیرین به پیشگیری از بروز حمله قلبی در افراد مبتلا به دیابت (بیماری قند خون) کمک کند.

مصرف مرتب آسپیرین با مصرف گاهگاهی آن برای مواردی مثل سردرد فرق می‌کند. مصرف مرتب آسپیرین دارای برخی از عوارض جانبی می‌باشد. شما بدون مشورت با پزشک نباید شروع به مصرف آسپیرین برای درمان بیماری قلبی خود نمایید.

برای پاسخ به این پرسش که آیا مصرف آسپرین برای شما مفید است یا خیر، پزشک ابتدا یک ارزیابی اولیه انجام می‌دهد. پزشک ابتدا سابقه پزشکی و خانوادگی، سایر داروهای مصرفی از جمله ویتامین‌ها یا مکمل‌های گیاهی، آلرژی‌ها و احتمال بروز برخی عوارض جانبی خاص مانند خونریزی معده را در شما بررسی می‌نماید.

سپس پزشک میزان خطر نسبی را در برابر منافع مصرف دارو می‌سنجد و مقدار (دوز) صحیح مصرف آسپیرین را در شما تعیین می‌نماید. اگر مبتلا به برخی از بیماری‌ها مثل اختلالات خونریزی دهنده، آسم، اولسرها (زخم‌ها) و یا بیماری کلیوی هستید، ممکن است مصرف آسپیرین در شما گزینه خوبی نباشد.

اگر پزشک مصرف آسپیرین را به شما توصیه نمود، بهتر است دقیقا مطابق توصیه وی آسپیرین را مصرف نمایید تا از حداکثر فواید آن بهره‌مند شده و احتمال عوارض جانبی آن به حداقل برسد. برگه دستور مصرف موجود در جعبه محتوی آسپیرین برای مصرف عمومی است، نه برای بیماران قلبی، لذا آن را مطالعه نمایید ولی از دستورات پزشک خود تبعیت کنید.

برچسب محصولی را که خریده‌اید بخوانید تا مطمئن شوید که قرص، حاوی مقدار صحیحی از دارو می‌باشد که پزشک مصرف آن را برای شما توصیه نموده است. برچسب موجود بر روی قوطی دارو را برای یافتن نام ماده موثر دارو (تحت عنوان “آسپیرین” یا “استیل سالیسیلیک اسید”) بررسی نمایید. اگر دچار هرگونه عارضه جانبی پس از شروع مصرف آسپیرین مانند درد معده، سو هاضمه، دل پیچه یا مدفوع سیاه رنگ (نشانه خونریزی داخلی) شدید، بلافاصله به پزشک مراجعه کنید.

هشدار

مصرف آسپیرین در طی یک حمله قلبی یا سکته مغزی

اگر شما دچار علایم هشداردهنده حمله قلبی (نظیر درد سینه) شدید، مهمترین اقدام تماس با اورژانس یا ۱۱۵می‌باشد. هرگز بدین صورت عمل نکنید که ابتدا آسپیرین مصرف کنید تا ببینید که آیا درد کم می‌شود یا خیر و سپس با اورژانس تماس بگیرید. بلکه ابتدا با اورژانس تماس بگیرید و سپس یک عدد آسپیرین بزرگسالان مصرف نمایید.گرچه آسپیرین خود سبب درمان حمله قلبی نمی‌شود، اما بسیاری از متخصصین جویدن یک عدد آسپیرین بزرگسالان به هنگام احتمال حمله قلبی را توصیه می‌نمایند. البته اگر به آسپیرین حساسیت دارید یا مبتلا به نوعی بیماری هستید که مانع استفاده شما از آسپیرین می‌شود، آسپیرین مصرف ننمایید و در این رابطه به توصیه‌های پزشک خود عمل کنید.

پاسخگوی اورژانس (تلفن ۱۱۵) ممکن است ابتدا از شما در مورد حساسیت دارویی سوال نموده و سپس مصرف آسپیرین را توصیه نماید . همچنین تکنسین پزشکی اورژانس ممکن است یک عدد آسپیرین را همراه با سایر داروها به شما تجویز نماید. یک قرص آسپیرین بزرگسالان ممکن است احتمال مرگ به علت حمله قلبی را در حدود ۲۰ درصد کاهش دهد که باعث می‌شود مصرف آسپیرین یکی از هزینه اثربخش‌ترین اقدامات حیات‌بخش در پزشکی محسوب می‌شود.

اگر شما یا یکی از اعضای خانواده‌تان دچار سکته مغزی شده‌اید، آسپیرین مصرف نکنید یا استفاده از آن را به فرد بیمار توصیه نکنید، چرا که تمامی سکته‌های مغزی توسط لخته خون ایجاد نمی‌شوند. پرسنل بخش اورژانس بهترین افراد برای تصمیم‌گیری در مورد این مسئله هستندکه آیا مصرف آسپیرین در نوع خاصی از سکته مغزی مفید و بدون‌خطر می‌باشد یا خیر؟

آفت‌ دهان‌

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, جهان پزشكي

آفت‌ دهان‌ عبارت‌ است‌ از زخمهای‌ دردناکی‌ که‌ در مخاط‌ دهان‌ به‌ وجود می‌آیند. آفت‌ دهان‌ سرطانی‌ نیست‌. آفت‌ دهان‌ ممکن‌ است‌ با عفونت‌ هرپسی‌ (ناشی‌ از ویروس تبخال‌) اشتباه‌ گرفته‌ شود. این‌ نوع‌ زخم‌ می‌تواند در هر دو جنس‌ رخ‌ دهد، اما در زنان‌ شایع‌تر است‌. آفت عود کننده از مهمترین نوع آفتهاست؛ زخمهای عود کننده بطور معمول در دوران طفولیت تا بلوغ شروع می‌شوند و بهبودی آن حدود ۱ تا ۴ هفته طول می‌کشد. زخم آفت معمولاً گرد یا بیضی بوده و یک حاشیه قرمز رنگ با مرکز زرد یا خاکستری دارد.

علل‌ و عوامل ایجاد کننده

علت واقعی این بیماری هنوز ناشناخته است. سابقه خانوادگی در یک سوم بیماران دیده می‌شود. در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد بیماران اختلالاتی مانند کمبود آهن یا فولیک اسید یا ویتامین B12 دارند. عواملی مانند هیجانات روحی، ضربه، قاعدگی، حساسیتهای غذایی نیز در ایجاد این بیماری مؤثرند. این بیماری همچنین در ایدز و بندرت در کودکان همراه با گلودرد و تب و در بعضی از بیماریهای دیگر دیده می‌شود.

با گذشت سن شدت بیماری کاهش و یا بهبود می‌یابد و تاکنون عامل عفونی برای این بیماری کشف نشده است. اما علل‌ زیر محتمل‌تر به‌ نظر می‌رسند:

استرس عاطفی‌ یا جسمانی‌، اضطراب‌، یا ناراحتی‌ و عصبی‌ بودن‌ پیش‌ از عادت‌ ماهانه‌
آسیب‌ به‌ مخاط‌ دهان‌ در اثر خشن‌ بودن‌ دندانهای‌ مصنوعی‌، غذای‌ داغ‌
مسواک‌ زدن‌، یا کار دندانپزشکی‌
آزردگی‌ و تحریک‌ ناشی‌ از غذاهایی‌ مثل‌ شکلات‌، غذاهای‌ ترش‌ و اسیدی‌ (سرکه‌، غذاهای‌ دودی‌)، آجیل‌ها یا چیس‌های‌ نمک‌ زده‌ شده‌
عفونتهای‌ ویروسی

علایم‌ شایع‌ آفت دهان‌

کوچک‌، بسیار دردناک‌، و کم‌ عمق‌ هستند و توسط‌ یک‌ غشای‌ خاکستری‌ پوشیده‌ شده‌اند. حاشیه‌ آنها توسط‌ یک‌ هاله‌ قرمز پررنگ‌ احاطه‌ شده‌ است‌.
این‌ زخمها می‌توانند روی‌ لب‌ها، لثه‌ها، داخل‌ گونه‌ها، زبان‌، کام‌ و گلو ظاهر شوند. به‌ هنگام‌ حمله‌ آفت‌ معمولاً ۳-۲ زخم‌ به‌ وجود می‌آیند، اما ظهور یک‌ باره‌ ۱۵-۱۰ زخم‌ با هم‌ دیگر خیلی‌ بعید نیست‌.
زخمها ممکن‌ است‌ در ۳-۲ روز اول‌ بسیار دردناک‌ باشند به‌ نحوی‌ که‌ فرد موقع‌ خوردن‌ یا صحبت‌ کردن‌ دچار ناراحتی‌ می‌شوند.
گاهی‌ قبل‌ از بروز زخم‌، برای‌ ۲۴ ساعت‌ احساس‌ مورمور یا سوزش‌ وجود دارد.

انواع آفت
آفت یک بیماری شایع بوده و تا ۲۰ درصد جمعیت را مبتلا می‌سازد. در افرادی که سطح اقتصادی و اجتماعی بالاتری دارند شایعتر است و سه فرم عمده دارد:
آفت مینور
فرم مینور یا کوچک حدود ۸۰ درصد موارد را شامل می‌شود. این فرم عمدتاً در گروه سنی ۱۰ تا ۴۰ سال دیده شده و ناراحتی مختصری ایجاد می‌نماید. زخمهایی بین ۲ تا ۴ میلیمتر در لب‌ها ، گونه‌ها ، کف دهان و زیر زبان ایجاد می‌شود. این زخمها در لثه‌ها ، کام و روی زبان شایع نیستند. تعداد زخمها در یک زمان معمولاً کم بوده و بین ۱ تا ۶ عدد متغیر است. ضایعات طی ۷ تا ۱۰ روز بهبود یافته ولی با فواصل نامنظمی ممکن است عود کند. زخمهای معمولاً گرد و یا بیضی بوده ولی ممکن است خطی باشند. رنگ زخم ابتدا زرد رنگ بوده ولی بتدریج خاکستری می‌شود. حاشیه زخم ملتهب و قرمز رنگ است و بهبودی بدون جوشگاه صورت می‌پذیرد.
آفت ماژور
فرم ماژور یا بزرگ حدود ۱۰ درصد موارد را شامل می‌شود. این زخمها بزرگتر بوده ، عود بیشتری داشته ، مدت بیشتری باقی می‌ماند و از نوع مینور دردناکتر می‌باشد. اندازه آنها ممکن است از یک سانتیمتر هم بزرگتر شده و در هر جای دهان حتی روی زبان و کام نیز دیده شوند. تعداد آنها کم ( معمولاً ۱ تا ۶ عدد ) و طی ۱۰ تا ۴۰ روز بهبود می‌یابند. بهبودی آنها می‌تواند با بجا گذاشتن جوشگاه باشد.
فرم شبه تبخال
این فرم در سنین کمی بالاتر از فرمهای قبلی دیده شده در خانمها شایعتر است. این فرم به شدت دردناک بوده و آنقدر فواصل عود کم است که زخم تقریباً بطور مداوم وجود دارد. این فرم با ایجاد تاولهای ریز شروع می‌شود که سریعاً تبدیل به زخمهای کوچک ( ۲ میلیمتری ) می‌شوند. این ضایعات در هر جای دهان ممکن است باشند. این زخمها بزرگتر شده و به یکدیگر می‌پیوندند تا یک زخم ‌بزرگ که طی ۱۰ روز یا بیشتر بهبود می‌یابد، تشکیل شود. به دلیل شباهت ظاهری این فرم آفت به تبخال ، فرم شبه تبخال نام گرفته است، ولی دلیلی بر دخالت ویروس تبخال در این بیماری وجود ندارد.
پیشگیری‌

دندانهای‌ خود را روزانه‌ حداقل‌ دوبار مسواک‌ بزنید و مرتباً از نخ‌ دندان‌ استفاده‌ کنید تا تمیزی‌ و سلامتی‌ دهان‌ و دندانها حفظ‌ شود.
حتی‌المقدور سعی‌ کنید استرس نداشته‌ باشید.
از تماس‌ نزدیک‌ با افراد دچار عفونت خودداری‌ کنید.
دقت‌ کنید که‌ آفت‌، بیشتر بعد از خوردن‌ چه‌ نوع‌ غذایی‌ رخ‌ می‌دهد.
از خوردن‌ غذاهایی‌ که‌ به‌ نظر باعث‌ آغاز حمله‌ می‌شوند، خودداری‌ کنید.

درمان
تنها راه درمان آفت راجعه، رعایت مواردی است که باعث صدمه و تحریک مخاط، دهان می‌شود مثلا از مصرف غذاهای سفت و خشن مانند برنج برشته شده (ته دیک) و یا مسواک زدن به طرز ناصحیح، خوردن گردو و غذاهای محرک خیلی سرد و خیلی داغ خوددداری شود. همچنین بهتر است آزمایشهایی جهت انداره گیری آهن خون و ویتامین B12 و اسید فولیک نیز داده شود تا چنانچه کمبودی از این حیث در بدن وجود دارد، برای همیشه برطرف شود. اگر علائم دیگری مثل زخم در ناحیه تناسلی و مشکل چشمی یا مفصلی وجود نداشته باشد، موارد یاد شده کفایت می‌کند.

عموما در اکثر بیماران با گذشت عمر بهبود یافته یا دفعات عود کم می‌شود. در صورتی که در یک فرد بالغ آفت شروع یا تشدید شود بایستی به یک عامل زمینه‌ای مشکوک شویم. اکثر زخمهای‌ آفتی‌ بدون‌ برجای‌ گذاشتن‌ جوشگاه‌ در عرض‌ ۲ هفته‌ خوب‌ می‌شوند. حملات‌ مکرر آفت‌ شایع‌ هستند. آفت‌ ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ یک‌ زخم‌ حداکثر ۳-۲ بار در سال‌ تا بروز بدون‌ وقفه‌ چندین‌ زخم‌ در سال‌ رخ‌ دهد. ابتدا بایستی بیماریهایی که آفت معمولاً به همراه ‌آنها دیده می‌شود یا عوامل مستعد کننده عمومی برای ایجاد آفت رد شوند. درمان همیشه رضایت‌ بخش نیست ولی رعایت بهداشت دهان و استفاده از دهان شویه تتراسایکلین، می‌تواند به بهبودی بیمار کمک نماید. در صورتی که ارتباط با یک ماده غذایی ( مثل گردو ، پسته و … ) دیده می‌شود بایستی آن ماده غذایی از رژیم غذایی بیمار حذف شود.

امکان‌ دارد توصیه‌ به‌ کشت‌ زخم شود تا بتوان‌ آفت‌ را از زخم‌ هرپسی‌ افتراق‌ داد، یا احیاناً اگر عفونت‌ باکتریایی‌ ثانویه‌ وجود داشته‌ باشد آن‌ را تشخیص‌ داد.
دهان‌ را روزانه‌ ۳ بار یا بیشتر با محلول‌ نمک‌ (نصف‌ قاشق‌ چایخوری‌ نمک‌ در حدود یک‌ لیوان‌ آب‌ حل‌ شود) شستشو دهید، البته‌ به‌ شرط‌ اینکه‌ خیلی‌ دردناک‌ نباشد.
زخمها را مرتباً با کمک‌ گوش‌ پاک‌ کن‌ یا چیزی‌ شبیه‌ آن‌ که‌ آغشته‌ به‌ پراکسید هیدروژن ۲% باشد پاک‌ کنید.
اگر آفت‌ در اثر خشن‌ بودن‌ دندان‌، بریس‌ یا دندان‌ مصنوعی‌ ایجاد شده‌ باشد، بایستی به‌ دندانپزشک‌ مراجعه‌ شود. تا زمانی‌ که‌ این‌ نوع‌ مشکلات‌ برطرف‌ نشود آفت‌ دهان‌ خوب‌ نمی‌شود.

بی‌حس‌کننده‌های‌ موضعی‌ برای‌ تخفیف‌ درد مناسب است.
خمیر حاوی‌ یک‌ مشتق‌ استرویید به‌ همراه‌ تریامسینولون استوناید. اگر به‌ محض‌ شروع‌ زخم‌ مالیده‌ شود، می‌تواند از بروز درد جلوگیری‌ کند.
دارویی‌ که‌ برای‌ حمله‌ قبلی‌ آفت‌ تجویز شده‌ است‌ را نگاه‌ دارید. در صورت‌ بروز مجدد آفت‌، بلافاصله‌ آن‌ را مصرف‌ کنید. درمان‌ هر چقدر زودتر آغاز شود، آفت‌ خفیف‌تر خواهد بود.

آسپیرین برای قلب مفید است

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, داروسازی

پژوهشگران می گویند مصرف روزانه آسپیرین برای محافظت از بیماری قلبی مفید است بررسی‌های متعدد سودمندی مصرف روزانه آسپیرین را برای سلامت قلبی نشان داده‌اند.

کارآزمایی‌های بالینی بزرگ که سال‌ها به طول انجامیده‌اند، نشان داده‌اند در افرادی که سابقه حمله قلبی، سکته مغزی یا “حمله ایسکمیک گذرا” (TIA) (سکته ناقص) داشته‌اند، مصرف روزانه آسپیرین با دوز پایین احتمال تکرار عارضه قلبی را کاهش می‌دهد.

آسپیرین در پیشگیری اولیه هم مفید است- یعنی این دارو خطر اولین حمله قلبی در مردن و اولین سکته مغزی در زنان (به جز آنهایی که دیابت دارند) را کاهش می‌دهد. به علاوه اگر آسپیرین در حین حمله قلبی یا بعد از آنژیوپلاستی یا جراحی بای‌پس مصرف شود، باعث بهبود عاقبت بیمار می‌شود.

البته همه افراد نمی‌توانند آسپیرین مصرف کنند. برخی از افراد نسبت به آن آلرژی یا عدم تحمل دارند و این دارو ممکن است باعث زخم معده و در برخی از موارد به خصوص در دوزهای بالا باعث خونریزی شدید گوارشی شود. همچنین افرادی که به طور مرتب الکل مصرف می‌کنند، نباید آسپیرین بخورند.

گرچه آسپیرین باعث حفاظت در مقابل سکته مغزی ایسکمیک (ناشی از کاهش خونرسانی) می‌شود، اندکی خطر نوع کمتر شایع سکته مغزی، سکته مغزی هموراژیک (خونریزی‌دهنده) را افزایش می‌دهد، بنابراین نباید بوسیله افراد دچار اختلالات خونریزی‌دهنده مصرف شود.

همچنین افراد مبتلا به بیماری ویروسی- به خصوص کودکان و نوجوانان- نباید آسپیرین مصرف کنند، زیرا خطر بالقوه دچار شدن به سندروم مرگبار “رای” (Reye) وجود دارد.

بالاخره باید به یاد داشت که آسپیرین با برخی از داروهای دیگر تداخل دارد، بنابراین اگر داروی دیگری مصرف می‌کنید، پیش شروع به مصرف آسپیرین با پزشکتان مشورت کنید (برای مثال آسپیرین اثر داروهای رقیق‌کننده خون مانند وارفارین را افزایش می‌دهد و مصرف همزمان آن با ایبوپروفن منافع قلبی-عروقی‌اش را خنثی می‌کند.

در صورتی که تحت اعمال جراحی ساده یا اعمال دندانپزشکی قرار می‌گیرید، نیز باید آسپیرین‌تان را قطع کنید.

دوز توصیه‌شده آسپیرین برای پیشگیری از مشکلات قلبی- عروقی از ۸۱ میلی‌گرم (یک آسپیرین بچه) تا ۳۲۵ میلی‌گرم روزانه متفاوت است. معمولا تجویز آسپیرین به این منظور با حداقل دوز شروع می‌شود.

توصیه کنونی انجمن قلب آمریکا این است که افراد در معرض خطر بالای حمله قلبی و افرادی که سابقه حمله قلبی دارند، در صورت توصیه پزشک معالج‌شان روزانه آسپیرین با دوز کم بخورند. اما سرخود مصرف آسپیرین را شروع نکنند.

البته شمار قابل‌توجهی از افراد به اثر محافظتی آسپیرین در دوزهای پایین پاسخ نمی‌دهند. این به اصطلاح “افراد مقاوم به آسپیرین” حدود یک چهارم جمعیت دچار بیماری قلبی- عروقی را تشکیل می‌دهند.

علت این وضعیت نامعلوم است، ممکن است علت دیابت، گوناگونی ژنتیکی یا بیماری پیشرفته باشد. اما مشخص است که همه افراد آسپیرین را به شیوه مشابهی در بدن‌شان سوخت‌وساز نمی‌کنند. در نتیجه یک دوز موثر ممکن است برای شما کافی نباشد، یا این دوز برای شما بیش از حد بالا باشد و باعث خونریزی شود.

گرفتگی عضلات

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار

گرفتگی عضلات یکی از شایع‌ترین عوامل ایجاد درد شدید در پشت و گردن افراد است.از اولین نشانه‌های گرفتگی عضلات، درد شدیدی است که بسته به موقعیت ناحیه صدمه‌ دیده، در پشت یا گردن ظاهر می‌شود. این درد که با انقباض دردناک ماهیچه همراه است، ممکن است بین چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد.

با گرفتگی عضلات چه کنیم؟

صبح که از خواب بیدار می‌شوید، اگر به علت درد و گرفتگی عضلات گردن نتوانید سرتان را بچرخانید چه می‌کنید؟تا به‌ حال برایتان پیش آمده است که حین انجام کارهای عادی روزانه، به‌ طور ناگهانی دچار درد شدیدی در قسمتی از بدنتان ‌شوید؛ مثلا وقتی خم شده‌اید تا شیئی را از روی زمین بردارید یا هنگامی که سرتان را موقع خروج از پارکینگ برای احتیاط و نگاه‌ کردن به عقب بر‌گردانده‌اید؟ حتی ممکن است تنها بعد از کش ‌دادن بدنتان پس از یک سفر هوایی طولانی، دچار این نوع دردهای ناگهانی شدید شوید.

این دردها معمولا آن ‌قدر شدید هستند که شاید حتی به سختی بتوانید از جایتان تکان بخورید، زیرا ماهیچه‌های اطراف ستون فقرات ، از قوی‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین نقاط بدن هستند و گرفتگی آنها می‌تواند منجر به بروز دردهای ناراحت ‌کننده در ناحیه پشت و گردن شود.گرفتگی عضلات یکی از شایع‌ترین عوامل ایجاد درد شدید در پشت و گردن افراد است. این درد اگرچه گاهی با بعضی روش‌های سنتی معمول قابل کنترل است و نیازی به درمان از طریق روش‌های جراحی ندارد، اما در صورت مشاهده بعضی علائم باید سریعا به پزشک مراجعه کرد.

گرفتگی عضلات یکی از عکس‌العمل‌های حفاظتی و طبیعی بدن نسبت به مشکلاتی است که در ماهیچه یا رشته‌های عصبی اطراف آن پیش آمده است. گرفتگی پشت ممکن است به دلایل مختلفی بروز کند. معمولا حرکات ناگهانی نامناسب ممکن است باعث کشش‌های شدید در بافت ماهیچه‌ای و عصبی این قسمت شده و درد و ناراحتی برای ما ایجاد کند. گرفتگی عضلات پشت گاهی هم می‌تواند نشانه‌ای از وجود صدمات و مشکلات در قسمت‌های درونی خود ستون فقرات مثل مهره‌ها یا دیسک‌ها و زردپی‌ها (رشته‌های پیوندی که مهره‌ها را به هم متصل می‌کنند) باشد.

این درد معنی ‌داراز اولین نشانه‌های گرفتگی عضلات، درد شدیدی است که بسته به موقعیت ناحیه صدمه‌ دیده، در پشت یا گردن ظاهر می‌شود. این درد که با انقباض دردناک ماهیچه همراه است، ممکن است بین چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد.این درد و انقباض معمولا دو هدف دارد: یکی این که شما را متوجه وجود مشکل در بدنتان کند و دیگر این که حرکات شما را محدود سازد تا مانع صدمات بیشتر در آن ناحیه از بدنتان گردد. این علائم معمولا‌ بر اثر فعالیت بدنی زیاد تشدید می‌شوند و عموما پس از یک دوره استراحت، کمتر شده یا از بین می‌روند.

چه باید کرد؟
بیشتر اوقات اگر گرفتگی عضله علت پزشکی جدی نداشته باشد، با یک دوره درمانی ساده در چند روز یا چند هفته بهبود پیدا می‌کند. اما اگر هر یک از علائم زیر را در خود مشاهده کردید، فورا به پزشک مراجعه کنید:

– تغییر در نحوه عملکرد روده‌ها و مثانه، به طوری که در کنترل آنها دچار مشکل شوید.
– ضعف ماهیچه‌ها در ناحیه بازوها و ساق پاها و عدم تعادل هنگام راه ‌رفتن، و احساس کاهش – – تــدریجــی توانایی در طی مسیری که معمولا به راحتی پیاده‌روی می‌کرده‌اید.
– حساس گسترش درد و بی‌حسی در دست و پا به ویژه هنگام عطسه، سرفه یا موقع نشستن.
– بدتر شدن درد در حالت دراز کشیدن و بی‌خوابی در طول شب از شدت درد.
– درد همراه با تب، کاهش وزن و دیگر نشانه‌های بیماری.

اگر هیچ یک از علائم ذکر شده در بالا را نداشتید، شاید با انجام کارهایی بتوانید خودتان درد و گرفتگی ماهیچه‌هایتان را کاهش دهید، یا بعضی از علائم آزاردهنده و مشکل‌ساز آن را از بین ببرید.

از نو حرکت : انجام فعالیت‌های روزانه و معمول (البته شاید با سرعت کمتر و مطمئنا با خودداری از انجام کارها و حرکاتی که ممکن است دوباره شما را دچار مشکلاتی کند) بهترین و مناسب‌ترین راه برای شروع یک دوره ی درمانی است. استراحت کوتاه‌ مدت مشکلی ایجاد نخواهد کرد،اما خوب است بدانید که انجام فعالیت‌های سبک، بهبود وضعیت شما را تسریع می بخشد. بنابراین از دراز کشیدن و استراحت‌های طولانی ‌مدت خودداری کنید.

کمپرس سرد : در ۷۲ ساعت (سه روز) اولیه‌ پس از شروع گرفتگی عضلات،‌ فورا تعدادی قطعه یخ را در کیسه و سپس پارچه‌ای بپیچید و حداکثر ۲۰ دقیقه روی موضع دردناک قرار دهید. این کار را چندین بار در طول روز تکرار کنید. کمپرس سرد، درد و ورم ناحیه دردناک را کاهش می‌دهد و با بی‌حس کردن بافت عضلانی آن منطقه، تحریکات عصبی را کم می‌کند.
البته باید مراقب باشید، زیرا کمپرس سرد طولانی (بیش از ۲۰ دقیقه) در ناحیه مورد نظر می‌تواند باعث انقباض بیشتر عضلات و افزایش درد شود.

کمپرس گرم : پس از گذشت سه روز از آغاز درد ، می‌توانید روش کمپرس گرم را شروع کنید. کمپرس گرم باعث شل ‌شدن ماهیچه‌های منقبض‌ شده و افزایش جریان خون در آنها می‌شود.

این کار حتما باید پس از ۷۲ ساعت اولیه گرفتگی عضلات آغاز شود تا التهاب فروکش کند. استفاده از گرمای مرطوب بهتر از گرمای خشک است، زیرا میزان از دست‌دهی آب بدن را کاهش می‌دهد. برای این کار می‌توانید از انواع کمپرس‌های مرطوب مانند کیسه‌های آب‌ گرم مخصوص کمپرس، حمام آب‌گرم یا جکوزی استفاده کنید.

داروهای ضد‌درد و آرام‌بخش : انواع داروهای ضد درد مانند آسپیرین، ایپوبروفن، استامینوفن یا ناپروکسن می‌توانند درد را کاهش دهند و ورم و گرفتگی عضلات را کم کنند. داروهای متنوعی وجود دارند که بدون نیاز به نسخه پزشک قابل‌‌ خریداری هستند، اما حتما در مورد مصرف آنها با پزشک مشورت کنید. او به شما کمک می کند تا مناسب‌ترین دارو را تهیه کنید.

موضع‌بند‌های طبی : استفاده کوتاه‌ مدت از سینه ‌‌بند‌های طبی نیز می‌تواند برای کاهش درد گرفتگی عضلات مفید باشد. این‌گونه تجهیزات طبی (سینه‌بند یا گردن‌بند طبی) با ثابت نگه‌ داشتن و گرم کردن ماهیچه‌های محل مورد نظر، درد را کاهش می دهند. فراموش نکنید که در مورد استفاده از انواع کمربند، گردن‌بند و سینه‌بندهای طبی و سایز و نوع مناسب آن حتما با پزشک خود مشورت کنید تا راهنمایی‌های لازم را به شما بدهد.
البته هرگز روی این نگهدارنده‌های خارجی برای درازمدت حساب نکنید، زیرا رها گذاشتن عضله‌ها و اجازه حرکت به آنها می‌تواند برای بهبود مشکلات و صدمات شما مفید باشد.

اگر هیچ یک از روش‌های پیشنهادی بالا کارساز نبود و با هیچ‌کدام از مراقبت‌های خانگی نتوانستید درد، التهاب و گرفتگی عضلات خود را کم کنید، حتما به مراکز درمانی مراجعه کنید؛ شاید آنها روش‌های مراقبتی و درمانی دیگری را به شما ارائه بدهند.

عضله هم بگیر نگیر داره
برای جلوگیری از ایجاد دوباره صدمات در پشت و گردن و پیشگیری از گرفتگی دردناک عضلات باید قدرت و توانایی‌ عضلات خود را زیاد کنید و برای انعطاف‌پذیری ماهیچه‌ها، تاندون‌ها و زرد‌پی‌هایی که ستون فقرات پشت‌تان را نگهداری ‌می‌کنند، برنامه‌ریزی و تلاش کنید. روش‌های زیر به این منظور پیشنهاد می‌شود:

– برای انجام ورزش‌های هوازی سبک – که به پشت و ستون فقرات و مفاصل فشار وارد نمی‌کنند مثل دوچرخه ‌سواری ، پیاده ‌روی یا شنا برنامه‌ریزی کنید. اگر ورزش در فضای باز برایتان ممکن نیست، از دستگاه‌ها و وسایل ورزشی مانند دوچرخه‌های ثابت و … که در سالن‌های ورزشی موجود هستند، استفاده کنید. حتی می‌توانید یکی از آنها را خریداری کرده و در خانه داشته باشید و مرتبا از آن استفاده کنید.

– با تقویت عضلات شکم و پشت خود (بدن ‌سازی) یک سینه‌ بند طبی طبیعی برای نگهداری ستون فقرات خود خواهید داشت.
– کشش آرام عضلات، انعطاف‌پذیری آنها را زیادتر می‌کند. همچنین باعث می‌شود خون بیشتری به سمت عضلات‌تان جریان پیدا کند.

هشدار، هشدار!

اگر به طور مرتب دچار گرفتگی عضلات می‌شوید، پیش از برنامه‌ریزی برای انجام هر گونه فعالیت کششی و ورزشی، حتما با پزشک معالج خود مشورت کنید (حتی اگر به انجام فعالیت‌های ورزشی عادت دارید!).

زمانی‌ که ماهیچه‌ها، اعصاب و دیگر بافت‌های بدن تحت تاثیر گرفتگی، التهاب دارند، یا در مراحل اولیه بهبود به سر می‌برند، باید از تحرک زیاد و وارد کردن هر نوع فشار بر آنها خودداری کنید، زیرا ممکن است صدمات بیشتری به آنها وارد نمایید یا روند درمان را آهسته کنید.

پزشک آنلاین

سنگ کلیه

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, بيماري غير واگير

سنگ کلیه بیماری جدیدی نیست. حتی می گویند، فرعون هم به بیماری سنگ کلیه مبتلا بوده و یکی از ویژگی های طبیب مشهورش، سینوهه، توانایی درمان درد سنگ کلیه بوده است. با پیشرفت علم پزشکی، درمانهای پیشرفته تری برای بیماری سنگ کلیه کشف و ابداع شده که سنگ کلیه را جزو بیماری های ساده دنیا کرده است.

اما هنوز هم درد سنگ کلیه اگر نگوییم طاقت فرساترین دست کم یکی از وحشتناک ترین دردهایی است که تاکنون بدن انسان تحمل کرده است. به همین دلیل درباره چگونگی پیشگیری و درمان درد سنگ کلیه با دکتر سید کاظم فروتن، جراح و متخصص کلیه و مجاری ادرار صحبت کردیم .

همه ما سنگ کلیه را به عنوان یک درد وحشتناک پهلو می شناسیم، آیا سنگ کلیه علائم دیگری هم دارد؟

سنگ کلیه می تواند بدون علامت باشد تا زمانی که کلیه را از کار بیندازد. یعنی ممکن است کلیه سنگ بسازد، علائم هم ندهد و کسی هم متوجه نشود و در نهایت روزی کلیه را نارسا کند. اما یکی از مهم ترین علائم سنگ کلیه درد است.

این درد معمولا” شب ها شروع می شود و فرد را از خواب بیدار می کند. در واقع درد سنگ کلیه شدید و غیرقابل تحمل است. خانم هایی که تجربه زایمان را داشته اند و بیمار سنگ کلیه هم هستند، می گویند، درد زایمان قابل مقایسه با درد سنگ کلیه نیست. واقعا” این بیماران هنگام درد خیلی زجر می کشند. یکی دیگر از علائم سنگ، تغییر رنگ ادرار به صورت خونی یا رنگ چای شدن است. بعضی از بیماران سنگ کلیه، با علامت عفونت مراجعه می کنند. در این موارد، سنگ کلیه جزو اورژانس های پزشکی است و باید فورا” به آن رسیدگی شود.

اندازه سنگ کلیه با شدت علائم سنگ کلیه ارتباطی دارد؟

خیر، هیچ ارتباطی بین اندازه و علائم سنگ کلیه وجود ندارد.

درد چه موقع ایجاد می شود؟

معمولا” سنگ کلیه وقتی می خواهد دفع بشود، درد ایجاد می کند و وقتی جایش ثابت شد، درد از بین می رود، به عبارتی وقتی درد سنگ کلیه از بین رفت، مفهومش دفع سنگ کلیه نیست. یعنی وقتی درد شروع شد و بعد تسکین پیدا کرد، باید تکلیف سنگ مشخص شود و نباید بیمار فکر کند که چون دیگر درد ندارد پس همه چیز خوب شد و سنگ از بین رفت. باید به کمک سونوگرافی و عکس رادیولوژی مخصوص کلیه و مجاری ادرار، این سنگ پیگیری شود و اگر پیدا نشد آن وقت بگوییم که سنگ افتاده است و یک نفس راحت بکشیم .

همانطور که خودتان گفتید، برخی سنگ های کلیه علامت ندارند، با این حساب افرادی که هیچ علامتی ندارند، از کجا بفهمند که سنگ کلیه دارند؟

تشخیص سنگ کلیه در کسانی که تاکنون سنگ کلیه نداشته اند، هیچ علامتی هم ندارند، کمی مشکل است. از طرفی نمی توان به تمام افراد جامعه هم توصیه کرد که بروند و سونوگرافی و رادیولوژی بشوند، چرا که احتمال دارد سنگ کلیه داشته باشند. بنابراین ما توصیه می کنیم در کسانی که ممکن است کلیه سنگ ساز داشته باشند و دلایلی به نفع سنگ کلیه در آنها وجود دارد، بررسی های لازم صورت گیرد، مثلا” کسانی که در فامیل درجه یکشان سابقه سنگ کلیه وجود دارد، هر سال یا هر دو سال یکبار، برای این بررسی ها به پزشک مراجعه کنند. افرادی هم که خودشان سابقه سنگ کلیه دارند، باید سالی یکبار تحت سونوگرافی و بررسی های لازم قرار بگیرند.

چرا کلیه بعضی از افراد سنگ ساز است؟

اینکه چرا سنگ کلیه ایجاد می شود؟ چرا در یک کلیه بیشتر از دیگری سنگ تولید می شود؟ چرا بعضی بیشتر و بعضی کمتر سنگ کلیه دارند؟ سئوالاتی هستند که هنوز بطور مشخص جواب آنها پیدا نشده است. اما در این زمینه نظریه هایی وجود دارد. مثلا” اگر غلظت مواد داخل ادرار زیاد شود، می تواند زمینه ساز سنگ کلیه شود یا در برخی موارد زمینه های ارثی برای تشکیل سنگ مطرح است که استعداد فرد را در ابتلا به سنگ کلیه افزایش می دهد.

سنگ چگونه تشکیل می شود؟

وقتی غلظت موادی در داخل یک محلول بیش از حد شود، در نهایت به حالت فوق اشباع در می آیند و به کریستال تبدیل شده و رسوب می کنند، مثل اتفاقی که موقع تولید نبات رخ می دهد. نبات رابا همین روش تولید می کنند. ابتدا محلول شکر و آب را غلیظ می کنند، و سپس داخل این محلول غلیظ نخ آویزان می کنند تا کریستال های شکر دور این نخ جمع شوند و نبات تولید شود. این همان اتفاقی است که هنگام تشکیل سنگ کلیه می افتد. وقتی غلظت مواد در ادرار زیاد شود، زمینه تشکیل هسته سنگ در ادرار فراهم می شود. وقتی هم که این هسته اولیه ایجاد شد، سایر مواد دور این هسته رسوب می کنند و سنگ بزرگ می شود.

جنس سنگ کلیه معمولا” چیست؟

شایع ترین نوع سنگ کلیه ، سنگ های کلسیمی هستند. شاید حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از انواع سنگ های کلیوی سنگ های کلسیمی هستند. این سنگ های کلسیمی هم عموما” به صورت نمک های کلسیم هستند. یعنی مثلا” اگزالات کلسیم یا فسفات کلسیم، بعد از سنگ های کلسیمی، سنگ های عفونی، اسید اوریکی و سایر انواع سنگ ها شیوع دارند. ولی اکثر افرادی که گرفتار سنگ کلیه می شوند، در واقع گرفتار سنگهای کلسیمی هستند

این کلسیمی که در کلیه غلظتش بالا می رود و سنگ می شود، از کجا می آید؟

این کلسیم ممکن است ، بیش از حد از روده جذب شود. ببینید ، ما در طول روز حدود هزار میلی گرم کلسیم مصرف می کنیم که از این مقدار چیزی حدود یک سومش جذب می شود. اگر این میزان جذب به هر دلیلی افزایش یابد، مثلا” میزان کلسیمی که مصرف می کنیم، زیاد باشد،می تواند باعث تشکیل سنگ شود. ممکن است، میزان کلسیمی که از طریق کلیه دفع می شود، به دلیل یک بیماری افزایش یابد. البته این بیماری ها عموما” بیماری های مربوط به استخوان و هورمون های مربوط به آن هستند.

مثلا” در بیماری هیپرپاراتیروئیدی ، برداشت کلسیم از استخوان ها افزایش می یابد و می رود که از کلیه دفع شود و تبعا” غلظتش در ادرار افزایش یافته و باعث تشکیل سنگ می شود. در بعضی از موارد هم کلسیمی که به کلیه می رسد زیاد نیست ولی خود کلیه به دلیل مشکلی که دارد، بیش از حد کلسیم را دفع می کند.

ماجرا از این قرار است: حدود ۹۵ درصد کلسیمی که در ابتدای واحدهای کلیوی وارد ادرار می شود، دوباره در کلیه باز جذب می شود. اگر کلیه ای نتواند این ۹۵درصد کلسیم را باز جذب کند، مسلما” غلظت کلسیم ادرار بالا می رود و زمینه ساز تشکیل سنگ می شود.

به این ترتیب، کسانی که کلیه سنگ ساز دارند، باید مصرف مواد غذایی کلسیم دار را کم کنند؟

نخیر! تفکری که می گوید کسانی که کلیه سنگ ساز دارند. نباید لبنیات بخورند، کاملا” غلط است.

چون اولا برخی افراد هستند که بدنشان به کلسیم اضافه نیاز دارد. مثلا” زنان باردار و کسانی که دچار پوکی استخوان هستند.

ثانیا” در برخی موارد سنگ کلیه ، ما به بیمار توصیه می کنیم که بیشتر کلسیم مصرف کند. مثلا” در سنگ های اگزالات کلسیم، اگر شما کلسیم بیشتری مصرف کنید، این کلسیم در روده به اگزالات متصل می شود و اصلا” از روده جذب نمی شود و به این ترتیب ، یون اگزالات که افزایش آن در ادرار باعث تشکیل اگزالات کلسیم در کلیه شده و رسوب می کرد و سنگ اگزالات کلسیمی تشکیل می داد، اصلا” وارد بدن نمی شود.

پس بیمارانی که کلیه سنگ ساز دارند، باید از چه غذاهایی پرهیز کنند؟

تقریبا” تنها چیزی که ما توصیه می کنیم که بیماران سنگ کلیه از آن پرهیز کنند، نمک است . ببینید، یکی از مواد غذایی که باعث تولید سنگ در کلیه می شود، نمک است. البته ما سنگ نمک که نداریم ولی نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسیمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طریق کلیه باید دفع شود. اما مشکل همین جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کلیه را وارد ادرار شود، با خودش کلسیم را وارد ادرار می کند و به این ترتیب غلظت کلسیم ادرار افزایش می یابد. بنابراین همان نمکی که هنگام پختن غذا به آن زده می شود کافی است و افرادی که کلیه سنگ ساز دارند، نباید سرسفره به غذایشان نمک بزنند و مواد شور مثل خیار شور را مصرف نکنند.

کسانی که کلیه سنگ ساز دارند، باید چه مواد غذایی را بیشتر مصرف کنند؟

در ابتدا گفتیم که اگر غلظت مواد در ادرار زیاد شود، زمینه های تشکیل سنگ کلیه فراهم می شود. حالا می گوییم که برای جلوگیری از تشکیل سنگ کلیه باید این غلظت مواد را کم کنیم. به عبارتی باید ادرار را تا می توانیم، رقیق کنیم. یعنی فردی که کلیه سنگ ساز دارد، باید آب و مایعات زیادی مصرف کند.

چقدر باید آب و مایعات مصرف کرد؟

چقدر آب خوردن مهم نیست . چقدر ادرار داشتن مهم است. ممکن است فردی در محیطی گرم زندگی کند یا فعالیت روزانه اش زیاد باشد، روزی ۵ تا پارچ هم آب بخورد ، ولی باز کافی نباشد. چون همه این ۸ لیوان آبی که می خورد، عرق می شود و چیزی از آن به ادرار نمی رسد تا رقیق شود.

این فایده ای برای پیشگیری از سنگ کلیه ندارد. برای همین باید ملاک، میزان ادرار باشد نه میزان آبی که فرد می خورد. ما به بیماران توصیه می کنیم آنقدری آب بخورند که روزانه بیش از ۲ لیتر ادرار داشته باشند. یا بعبارتی در طول خواب شبانه یک بار برای ادرار کردن به دستشویی بروند. بیماری که کلیه سنگ ساز دارد، اگر احساس تشنگی کند و بعد آب بخورد، از قافله عقب مانده است. یعنی چنین بیمارانی نباید هیچ وقت احساس تشنگی کنند و همیشه قبل از احساس تشنگی آب بخورند.

این بیماران باید شب ها هنگام خواب یک لیوان بالای سرشان باشد، موقع کار روی میزشان یک لیوان آب باشد . یعنی برای دسترسی به آب نباید بیمار مشکلی داشته باشد.

اینکه برخی بیماران آب چشمه خاصی را مصرف می کنند، یا فقط آب معدنی می خورند، کار درستی است؟

این سئوال شایعی در بین بیماران مبتلا به سنگ کلیه است . اما ما اصلا” به چنین سئوالی اعتقاد نداریم. مگر تمام افرادی که از آب شهر استفاده می کنند، سنگ کلیه تولید کرده اند که حالا این بیماران آب شهر را استفاده نکنند.

تازه برعکس وقتی بیماران خودشان را به یک نوع آب خاص مثلا” آب فلان چشمه محدود می کنند، وقتی به آن آب دسترسی ندارند، کمتر آب می نوشند و همین می تواند زمینه ساز تولید سنگ کلیه شود. اما اصل مصرف آب نوع آن نیست، بلکه حجم و مقدار آن است که باید زیاد باشد. آب هندوانه و ماءالشعیر و از این قبیل درمان های سنتی هم اشکالی ندارند ولی آنها هم اصولا” از طریق افزایش حجم ادرار از سنگ سازی کلیه جلوگیری می کنند. ما توصیه می کنیم ، بیماران هر داروی سنتی که سهل الوصول است، خیلی هم گران نیست، ضرری هم ندارد و مورد تائید پزشکان است مصرف کنند، ولی در کنارش آب و مایعات زیادی بخورند

اگر کسی زیاد آب بخورد و سنگ کلیه اش دفع شود، چه باید بکند؟

اگر کسی سنگش را انداخت دلیل نمی شود که همین حالا سنگی در کلیه اش وجود نداشته باشد. چنین بیماری وقتی به ما مراجعه می کند، اگر درد داشته باشد، با مسکن دردش را ساکت می کنیم و بعد بررسی های خودمان را شروع می کنیم . معمولا” این بررسی ها شامل عکس KUB و سونوگرافی کلیه است. سپس بر اساس یافته های این بررسی اولیه تصمیم می گیریم. برای بیمارمان چه کار بکنیم.

یعنی بر اساس جنس، اندازه و محل سنگ کلیه تصمیم می گیریم که برای بیمار چه روش درمانی اتخاذ کنیم. اما یک نکته مهم را باید در مورد درمان سنگ کلیه بگویم و آن این که تقریبا” امروزه دیگر جراحی باز کلیه در درمان سنگ کلیه لزومی ندارد مگر در موارد بسیار خاص که خیلی هم نادر هستند.

یعنی در حال حاضر در همین کشور خودمان به راحتی می توان سنگ های کلیه را با روش هایی مثل سنگ شکن و جراحی مختصر یا همان PCN درمان کرد. توصیه من به تمام بیماران سنگ کلیه این است که اگر جراحی به آنها گفت که باید برای درمان سنگشان جراحی باز کلیه شوند، حتما” با یکی دو جراح کلیه و مجاری ادرار دیگر هم در این مورد مشورت کنند

واریکوسل

واریکوسل اتساع و پیچ خوردگی غیر طبیعی شبکه وریدی ( سیاهرگی ) بالای بیضه هاست. شیوع آن زیر ۱۰سال نادر است ولی در بالغین جوان ۱۵% و در مردان نابارور ۲۰ تا ۴۰% میباشد.در کسانی که با ناباروری ثانویه مراجعه می نمایند یعنی قبلا بچه دار شده اند شیوع آن به ۷۰% میرسد. ۹۰% موارد طرف چپ ودر ۱۰% موارد دو طرفه است علت این پدیده طولانی تر بودن ورید تخلیه کننده خون بیضه چپ به ورید کلیوی و همچنین زاویه عمودی تر آن نسبت به سمت راست می باشد.

واریکوسل شایعترین علت قابل اصلاح ناباروری در مردان میباشد. علت ایجاد ان اختلال در تخلیه وریدی یا نارسایی دریچه های وریدی بیضه است. نظریه های گوناگونی در مورد مکانیسم اسیب بیضه ها وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
افزایش دمای بیضه ها یا کاهش جریان خون و اکسیژن رسانی یا انتقال مواد و متابولیتهای کلیه ها و غدد فوق کلیه به بیضه ها و یا ترکیبی از اینها.

واریکوسل میتواند باعث کاهش رشد بیضه و در نهایت کوچک شدن بیضه گردد. همچنین با اثر بر اسپرمها باعث کاهش حرکت و تعداد انها و تغییر مورفولوژی(شکل ظاهری) انها خواهد شد. واریکوسل به طور مستقیم اثری بر توانایی جنسی یا ایجاد انزال زودرس ندارد.

در بیماری که با ناباروری و واریکوسل مراجعه می نماید علاوه بر معاینه و شرح حال باید حداقل دو یا سه آزمایش منی برای تصمیم گیری وجود داشته باشد. با توجه به حساسیت آزمایش باید در آزمایشگاهی انجام گردد که به طور تخصصی این آزمایش را انجام می دهند.

معاینه باید با دست و ابتدا در حالت ایستاده و سپس در حالت خوابیده انجام گردد تا مشخص شود آیا با دراز کشیدن واریکوسل کاهش چشمگیر پیدا می کند یا نه که اگر نکرد سونوگرافی شکم و لگن برای بررسی بیشتر انجام گردد. در زمان معاینه ممکن است وریدها مانند واریس پا قابل مشاهده باشند یا مانند کیسه پر از کرم قابل لمس باشند یا بازور زدن قابل لمس شوند که این معیارها بیانگر شدت واریکوسل می باشد. در تشخیص واریکوسل معاینه بالینی حرف اول و آخر را می زند و سونوگرافی برای مواردی به کار می رود که معاینه مشکل باشد مانند بیماران بسیار چاق یا موارد خفیف. البته از سونوگرافی داپلر یا رنگی می توان برای تایید عود ( برگشت خون به سمت بیضه ها) پس از عمل کمک گرفت.

درجه بندی واریکوسل
گرید ۳ : وریدها در حالت ایستاده قابل مشاهده اند
گرید ۲ : وریدها در حالت ایستاده قابل لمس میباشند
گرید ۱ : وریدها هنگام زور زدن قابل لمس میباشند
واریکوسل ساب کلینیکال: که با معاینه قابل لمس نیستند ولی با سونوگرافی تشخیص داده می شود.

در چه مواردی واریکوسل نیاز به درمان دارد؟
در ابتدا با توجه به اینکه بسیاری از بیماران در زمانی که تشخیص واریکوسل برای آنها گذاشته می شود نگران و مضطرب میشوند باید خاطر نشان کنم که واریکوسل یک بیماری خوش خیم است اما درمان دارویی ندارد وتنها روش درمان آن جراحی است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

تصمیم گیری برای عمل بستگی به فاکتورهای گوناگونی مانند: شدت واریکوسل و سن بیمار و وضعیت باروری (تاهل و داشتن یا نداشتن فرزند) دارد. در مواردی که بیمار واریکوسل گرید دو یا سه داشته باشد و با ناباروری مراجعه نموده باشد نیاز به عمل جراحی واریکوسلکتومی دارد. اگر واریکوسل با اختلال در آزمایش منی همراه باشد باز هم نیاز به عمل دارد (همان طور که گفته شد باید حداقل دو یا سه آزمایش منی برای تصمیم گیری وجود داشته باشد).

در برخی رفرنس ها اگرمرد جوانی با واریکوسل قابل مشاهده یا قابل لمس (درجه سه یا دو) مراجعه نماید و فعلا قصد بچه دارشدن هم نداشته باشد برای پیشگیری از اثرات نامطلوب آن بر باروری توصیه به عمل می شود. درمورد جراحی واریکوسل های بسیار خفیف یا ساب کلینیکال اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد اما ما توصیه به عمل نکرده و فقط آنها را پیگیری می کنیم.

درمان واریکوسل
همان طور که گفته شد واریکوسل درمان دارویی ندارد و تنها روش درمان آن جراحی است. روشهای درمان آن یا با روشهای با برش جراحی است یا با روش آمبولیزاسیون (فرستادن لخته) از طریق پوست:

۱) روش استاندارد طلایی جراحی واریکوسل روش اینگوینال میکروسکوپیک می باشد که با برش کوچک پایین شکم نزدیک خارج ریشه آلت و بالای بیضه و با کمک میکروسکوپ انجام میشود. مزیت این روش حفظ شریان (سرخرگ) و عروق لنفاوی و عصب می باشد و میزان عود نیز کمتر است (حدود۱تا۲%).

۲ )روش جراحی اینگوینال که تقریبا مانند روش اول است اما بدون میکروسکوپ انجام می شود و بنابراین عوارض آن بیشتر است (عود۹تا۱۶% و هیدروسل۳تا ۳۹%).

۳) روش جراحی رتروپریتوان که با برشی بالاتر از روش قبلی انجام می شود. عود ۱۱تا۱۵% و هیدروسل ۷% ممکن است ایجاد گردد.

۴) روش جراحی با لاپاروسکوپ که با ایجاد حدود سه سوراخ در شکم و فرستادن گاز به داخل شکم برای ایجاد فضای کافی برای کار انجام میشود. اما در این روش احتمال اسیب عروق بزرگ یا روده ها یا مثانه و… هر چند ناشایع وجود دارد. هیدروسل ۵تا ۸% و عود کمتر از ۲% است و احتمال آسیب شریان نیز وجود دارد.

۵) روش آمبولیزاسیون از راه پوست که از راه وریدهای کنار ران به صورت موضعی لخته خون خود بیمار یا کویل یا مواد سنتتیک و مصنوعی دیگر به داخل وریدها فرستاده می شوند. این روش نیاز به متخصص رادیولوژی ماهر در این زمینه و تجهیزات پیشرفته دارد. عود ۴تا۱۱% دارد. این روش در مواردی که بیش از دو بار واریکوسل عود کرده باشد توصیه می شود.

مراقبت پیش و پس از عمل
پس از تصمیم گیری برای عمل و انجام آزمایشات روتین خون و بررسی اسپرم موهای ناحیه عمل شب قبل یا صبح عمل تراشیده می شوند. ازساعت ۱۲ شب قبل از عمل بیمار دیگر چیزی نمی خورد. عمل با بیهوشی عمومی یا بیحسی از کمر(نخاعی) بسته به شرایط بیمار و صلاحدید متخصص بیهوشی انجام می گردد. مدت زمان عمل بستگی به فاکتورهای گوناگون دارد و متوسط ۳۰ تا ۴۰ دقیقه می باشد. بیمار همان روز یا فردا صبح مرخص میشود و به مدت حداقل ۷تا ۱۴ روز استراحت پزشکی خواهد داشت. بهتر است نزدیکی از روز هفتم به بعدانجام گردد.

عوارض
عوارض کوتاه مدت پس از عمل شامل: درد یا عفونت زخم یا خونریزی یا خونمردگی اطراف ناحیه عمل و … می باشد. در برخی موارد ممکن است درد خفیفی برای مدتی باقی بماند یا بی حسی اطراف ناحیه عمل یا پوست کیسه بیضه ایجاد شود.

عوارض بلندمدت: عود واریکوسل/ هیدروسل(جمع شدن مایع اطراف بیضه) / کوچک شدن بیضه(کمتر از ۱%).

پیگیری
حدود ۳تا ۴ ماه پس از عمل اولین ازمایش اسپرم انجام می شود و پس از آن با همین فاصله تا یکسال یا تا زمان بارداری همسر ازمایش انجام می گردد. میزان بارداری پس از عمل در مطالعات مختلف بین ۳۰ تا ۶۰% گزارش شده است. اگر زوج پس از درمان همچنان نابارور باشند توصیه به انجام روش های کمک باروری می شود.

زگیل تناسلی

همانطور که جوامع در حال تغییر و تحول هستند، میزان شیوع و بروز بیماری ها نیز تغییرات شگرفی داشته است؛ در این بین گاه اولویت واکسیناسیون برخی بیماری ها کمرنگ تر می شود و بیماری های دیگر در اولویت قرار می گیرند…

۳ دهه قبل، شایع ترین بیماری مقاربتی سوزاک بود و یک دهه پیش، عفونت های کلامیدیایی. اما اکنون در بسیاری از نقاط دنیا، زگیل تناسلی شایع ترین بیماری مقاربتی به شمار می رود. هرچند از وجود آمارهای مطمئن در کشور در مورد میزان شیوع و بروز این بیماری خبری نیست ولی دکتر محمدرضا صفری نژاد، اورولوژیست و استاد دانشگاه، معتقد است شیوع این بیماری در کشور به طرز نگران کننده ای در حال افزایش است. به همین بهانه با او گفت وگو کرده ایم تا راجع به این بیماری و برنامه واکسیناسیون کشورهای مختلف برای پیشگیری از ابتلا به زگیل تناسلی بیشتر برایمان توضیح دهند.

احتمال انتقال زگیل تناسلی چقدر است؟

زگیل تناسلی جزو بیماری های آمیزشی محسوب می شود و به شدت مسری است به طوری که فقط در یک بار رابطه زناشویی با فرد آلوده به این بیماری، احتمال انتقال آن

۶۰ درصد خواهد بود. هرچند استفاده از کاندوم خطر انتقال بیماری را کاهش می دهد ولی آن را به صفر نمی رساند. عامل ایجاد این بیماری هم نوعی ویروس به اسم «ویروس پاپیلوم انسانی» (HPV) است که بیش از ۱۰۰ نوع مختلف دارد و نوع ۶ و ۱۱ آن، علت بروز ۹۰ درصد زگیل های تناسلی هستند. البته در تمام افراد آلوده به «ویروس پاپیلوم انسانی» باوجود آلوده بودن ناحیه تناسلی به ویروس، ضایعات زگیلی دیده نمی شود و آلودگی آنها مخفی است با این حال ناقل عفونت اند و می توانند آن را به دیگران منتقل کنند. سایر انواع ویروس پاپیلوم انسانی می توانند باعث ایجاد سرطان گردن رحم در خانم ها شوند. دو نوع ۱۶ و ۱۸ عامل ۷۰ درصد موارد سرطان دهانه رحم، ۸۰ درصد سرطان مقعد، ۶۰ درصد سرطان های واژن و ۴۰ درصد سرطان های فرج هستند. این دو نوع ویروس عامل ایجاد بیشتر سرطان های داخل حفره دهان نیز هستند.

این بیماری چه علایمی دارد؟

زگیل های تناسلی در هر دو جنس زن و مرد دیده می شوند. علایم آن معمولا به صورت تجمع خوشه ای زگیل ها تظاهر می یابد. این تجمع خوشه ای، از چند عدد تا گرفتاری وسیع تمام ناحیه تناسلی و مقعد متفاوت است. در خانم ها علاوه بر قسمت خارجی دستگاه تناسلی، این زگیل ها داخل و خارج واژن، گردن رحم و نیز در اطراف مقعد هم دیده می شوند. اگر در خانمی زگیل قابل رویت در قسمت خارجی دستگاه تناسلی وجود داشته باشد، باید از نظر وجود ضایعات زگیلی داخل واژن، گردن رحم، داخل مجرای ادرار و سایر نقاط مجاور دستگاه تناسلی نیز بررسی شود. بسیاری از زگیل های داخل واژن بدون علامت هستند و گاهی تنها علامت آنها خونریزی پس از برقراری رابطه زناشویی است.

میزان شیوع آن در هر دو جنس یکسان است؟

بله، میزان شیوع زگیل های تناسلی در خانم ها به همان اندازه مردان است ولی علایم آن در خانم ها کمتر است. این زگیل ها در مردان معمولا در نوک آلت تناسلی دیده می شوند ولی در تنه آلت تناسلی، روی کیسه بیضه و اطراف و داخل مقعد نیز می توان آنها را یافت. این بیماری علاوه بر خطرهای بهداشتی عدیده ای که دارد، باعث بروز مشکلات اجتماعی و خانوادگی نیز می شود. گاهی وقتی خانمی به دلیل ابتلا به زگیل تناسلی نزد پزشک می رود، پزشک صراحتا می گوید شوهر شما رابطه خارج از خانواده دارد و این ویروس از وی به شما منتقل شده است. برعکس این مساله نیز صادق است و ممکن است به مرد مبتلا گفته شود از طریق همسرش به این ویروس آلوده شده است. این آغاز بگومگوهای خانوادگی است که گاهی کار را به طلاق می کشاند.

هرچند گاهی ضایعات خیلی کوچک هستند و قابل مشاهده نیستند یا ظاهری گول زننده دارند و شبیه سایر بیماری های پوستی به نظر می رسند ولی برخلاف ایدز به آسانی تشخیص داده و باعث می شود فرد در پی یافتن علت مشکل باشد. تشخیص زگیل های ناحیه تناسلی بر اساس سابقه و ظاهر ضایعات آسان است. در این صورت باید ضایعات را قابل مشاهده کرد. برای این کار پزشک محل موردنظر را با اسیداستیک ۵ درصد آغشته و مدت ۱۰ ۵ دقیقه صبر می کند. اگر ضایعه سفید شود، دلیل بر وجود زگیل تناسلی است. این اقدام تشخیصی در زنان توصیه نمی شود. علاوه بر این، امروزه با انبوه اطلاعاتی که در رسانه ها و اینترنت ارائه می شود، آگاهی بیماران بالا رفته و به آسانی پی می برند دچار بیماری آمیزشی شده اند.

آیا این بیماری درمان قطعی دارد؟

با دانش فعلی این بیماری درمان قطعی ندارد و داروی ضدویروسی برای آن موجود نیست. به این دلیل و به دلیل اهمیت نقش این زگیل ها در ابتلا به سرطان های دستگاه تناسلی خانم ها، به ویژه سرطان دهانه رحم، از یک دهه قبل دانشمندان برای ساخت واکسن موثر علیه این بیماری اقدام کرده اند. در حال حاضر دو نوع واکسن موثر علیه این بیماری تایید شده که عبارتند از: «گارداسیل» و «سرواریکس». این واکسن ها از ابتلا به ویروس پاپیلوم انسانی نوع ۱۶ و ۱۸ جلوگیری می کنند. واکسن «گارداسیل» هم تا ۹۰ درصد از ابتلا به انواع ۶ و ۱۱ جلوگیری می کند.

برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری برنامه واکسیناسیون کشورهای مختلف چگونه است؟

سازمان بهداشت جهانی و مسوولان بهداشتی کشور آمریکا، بسیاری از کشورهای اروپایی، استرالیا و کانادا، واکسیناسیون دخترهای نوجوان در سنین ۱۲- ۱۱ سالگی را بر ضد این ویروس توصیه می کنند ولی اگر خانمی با سن بالاتر واکسیناسیون علیه ویروس پاپیلوم انسانی را انجام نداده باشد باز هم می تواند تا سن ۲۶سالگی این کار را انجام دهد. با صلاحدید پزشک می توان برای سنین بالاتر نیز این واکسن را تزریق کرد. اگر خانمی قصد ازدواج با مردی که مبتلا به این بیماری است، دارد هم باید این واکسن را تزریق کند. در کشورهای غربی هم قبل از سن شروع رابطه جنسی توصیه می شود این واکسن تزریق شود. البته اگر چند سال از برقراری رابطه زناشویی گذشته باشد ولی هنوز واکسن تزریق نشده باشد هم باز خانم ها از تزریق واکسن سود می برند ولی نه به اندازه ای که واکسیناسیون قبل از شروع فعالیت جنسی انجام شده باشد، چون این افراد ممکن است به بعضی از انواع ویروس پاپیلوم انسانی آلوده شده باشند.

مردان از چه سنی می توانند این واکسن را تزریق کنند؟

بین ۹ تا ۲۶سالگی ولی در اروپا و آمریکا واکسیناسیون تمام مردان مثل خانم ها توصیه نمی شود. عیب اصلی این واکسن هزینه زیاد آن است چون باید در ۳ دوز تزریق شود و هر دوز آن ۱۳۰ دلار آمریکا هزینه دارد.

در ایران برنامه واکسیناسیون چگونه است؟

متاسفانه در کشور ما واکسیناسیون علیه بیماری زگیل تناسلی اجباری نیست و بیشتر مردم از این بیماری، عوارض آن و وجود واکسن موثر علیه آن بی خبر هستند. در حال حاضر در ایران هزینه هر دوز این واکسن حدود ۲۵۰ هزار تومان است، درحالی که در کشورهایی که برنامه واکسیناسیون علیه این بیماری را در برنامه ملی خود گنجانده اند، شرکت های بیمه درصد قابل توجهی از هزینه این واکسیناسیون را پوشش می دهند، چون هزینه پیشگیری بسیار کمتر از هزینه های تشخیصی و درمانی بیماری و عوارض آن است.

من متخصص بهداشت نیستم و می دانم توصیه برای واکسیناسیون یک بیماری به مطالعه های خاص نیاز دارد ولی به عنوان کارشناس و محقق این حوزه توصیه می کنم مسوولان بهداشتی کشور در این مورد بررسی علمی انجام دهند زیرا ممکن است سونامی این بیماری در کشور گریبانگیر همه شود.

درمان سوزاک

سوزاک بیماری جنسی که به راحتی قابل درمان است! گاهی بیماران از بیان بیماریهای مقاربتی خویش احساس شرمساری می‌کنند اما این مطلب را باید بدانند که تمامی‌این بیماریها براحتی قابل پیشگیری است وآموزش در این زمینه اولین قدم در پیشگیری می‌باشد.

سوزاک‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ عفونی‌ در دستگاه‌ تناسلی‌ که‌ از راه‌ آمیزشی‌ منتقل‌ می‌شود. در مردان‌، این‌ عفونت‌ در پیشابراه‌ رخ‌ می‌دهد، در زنان‌، در پیشابراه‌ (مجرایی‌ که‌ ادرار را از مثانه‌ به‌ بیرون‌ هدایت‌ می‌کند) و نیز دستگاه‌ تولید مثل‌، و در هر دو جنس‌ ممکن‌ است‌ راست‌روده‌، گلو، مفاصل‌، یا چشم‌ها نیز درگیر شوند. این‌ عفونت‌ در تمام‌ سنین‌ رخ‌ دهد (حتی‌ کودکان‌ کم‌ سن‌ و سن‌ سال‌ که‌ مورد تجاوز قرار می‌گیرند). حداکثر شیوع‌ این‌ عفونت‌ بین‌ ۲۰تا۳۰ سالگی‌ است‌. دوره‌ کمون‌ بیماری‌ (از زمان‌ ورود میکرب‌ تا بروز علایم‌) ۲ تا۱۰ روز است‌..

همانطور که در بالا ذکر شد این بیماری از طریق تماس جنسی منتقل می‌شود و عامل آن گنوکوک می‌باشد . در مردان ۷-۲ روز پس از تماس جنسی با فرد آلوده ترشحات چرکی از مجرای ادرار خارج شده و میزان دفع ادرار نیز کاهش و با سوزش می‌باشد. . درصد کمی‌از مردان بدون نشانه بالینی هستند .

در خانمها پس از آلودگی ، التهاب دهانه رحم به وجود آمده که در بیشتر موارد بدون نشانه است ولی در برخی از خانمها پس از نزدیکی ترشحات غیرعادی یا خونریزی وجود دارد .
در بیست درصد از موارد ، عفونت در مراحل عادات ماهانه به رحم رسیده و باعث التهاب رحم ، ‌لوله های زهدان و برخی نواحی لگن می‌شود که گاهی چنین حالتی منجر به عقیم شدن و یا حاملگی خارج از رحم می‌شود .

دختران در سنین قبل از بلوغ ممکن است در اثر تماس جنسی مستقیم با ترشحات بالغین آلوده ، دچار التهاب گنوکوکی واژن و رحم شوند . نوزادان و ندرتاً بالغین ممکن است مبتلا به عفونت کنوکوکی ملتحمه چشم شوند که اگر به سرعت و به مقدار کافی درمان نشوند ممکن است منجر به کوری گردد . در صورتیکه آلودگی به صورت سیستمیک در بدن پخش شود منجر به درگیری مفاصل و پوست و گاهی بندرت قلب و پرده های مغزی می‌شود . در صورتیکه درمان آلودگی و التهاب مفصلی به تأخیر افتد منجر به ضایعات دائمی‌مفصلی میشود .
التهابهای غیرگنوکوکی مجاری ادراری – تناسلی و التهاب چرکی مخاطی رحم که ممکن است با عوامل دیگر غیر از گنوکوک ایجاد شده باشند ، در اغلب موارد با عفونت گنوکوکی همراه بوده و تشخیص بالینی سوزاک را دچار اشکال می‌کند .

تشخیص بیماری از طریق آزمایش میکروسکوپی گسترش ترشحات دستگاه تناسلی رنگ آمیزی شده با روش گرم یا کشت این ترشحات در محیطهای اختصاصی کشت … صورت می‌گیرد.
حداکثر شیوع این بیماری در طبقات اقتصادی پائین جامعه وجود دارد.در حال حاضر موارد مقاوم به داروهای قدیمی‌افزایش یافته است و داروهای جدید تنها کاربرد درمانی دارند .

مخزن :
انسان تنها مخزن شناخته شده این عامل عفونی است .

دوره واگیری :
این زمان نزد موارد درمان نشده(در حالیکه با مراجعه سریع و به موقع چند ساعت بعد از شروع درمان مؤثر ، واگیری بیماری خاتمه می‌یابد) ممکن است برای ماهها ادامه داشته باشد.

علایم‌ شایع‌

زنان‌ معمولاً علایم‌ کمی‌ دارند یا اصلاً علامتی‌ ندارند. اما علایم‌ در مردان‌ معمولاً برجسته‌تر هستند.
* سوزش‌ به‌ هنگام‌ ادرار
* ترشحات‌ غلیظ‌ به‌ رنگ‌ سبز ـ زرد از آلت‌ تناسلی‌ مردان‌ یا مجرای‌
* تب‌ خفیف و یا لرز بدون‌ تب
* گاهی‌ درد به‌ هنگام‌ مقاربت
* ‌درد مفاصل به خصوص در ناحیه مچ دست و مچ پا‌
* ورم مفاصل به همراه بثورات
* بثورات‌ (نقاط قرمز وصورتی خصوصاً روی‌ کف‌ دست‌)
* گاهی‌ گلو درد خفیف

‌علل‌

عفونت‌ ناشی‌ از باکتری‌های‌ گنوکک‌ که‌ در بافت‌ نرم‌ و مرطوب‌ به‌ خوبی‌ رشد می‌کنند. باکتری‌ها معمولاً از راه‌ آمیزشی‌ انتقال‌ می‌یابند،اما در بعضی‌ از موارد منشأ عفونت‌ مشخص‌ نیست‌. در صورت‌ مقاربت‌های‌ غیرطبیعی‌، ممکن‌ است‌ راست‌روده‌ یا دهان‌ نیز دچار عفونت‌ شوند.

عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر
* داشتن‌ شرکای‌ جنسی‌ متعدد
* خودفروشی‌
* سوءاستفاده‌ جنسی‌ از کودکان‌
* عبور نوزاد از کانال‌ زایمانی‌ مادری‌ که‌ دچار عفونت‌ است‌.

پیشگیری :

اولین اصل مبتنی بر رابطه جنسی سالم می‌باشد . پس بهتر است از بی‌بند و باری‌ جنسی‌ خودداری‌ کنید و به ارتباط با یک نفر اکتفاء کنید.
جهت جلوگیری از ابتلا در اشخاصی که مشکوک به آلودگی به این بیماری می‌باشند حتماً بایستی از کاندوم استفاده شود .
اقدامات دیگری که خاص پیشگیری از ابتلا به سوزاک است مثل پیشگیری داروئی در چشم نوزادان و توجه به تماسهای بیماران مبتلا به سایر بیماریهای عفونی نیز اجرا می‌گردد .
ترشحات بیمار و اشیایی که به آنها آلوده شده اند بایستی گندزدایی شود
موارد این‌ عفونت‌ باید گزارش‌ شود تا از گسترش‌ آن‌ جلوگیری‌ شود. این‌ عفونت‌ گاهی‌ همزمان‌ با سیفلیس‌ و عفونت‌ کلامیدیایی‌ رخ‌ می‌دهد. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ همکاری‌ مناسب‌ اهمیت‌ زیادی‌ دارد و مطمئن‌ باشید که‌ هویت‌ شما نزد پزشک شما محرمانه‌ خواهد ماند.
عواقب‌ مورد انتظار

با درمان‌ معمولاً در ۱-۲ هفته‌ خوب‌ می‌شود.
عوارض‌ احتمالی‌
* عفونت‌ گنوککی‌ چشم‌. این‌ عفونت‌ می‌تواند باعث‌ نابینایی‌ در کودکان‌ شود.
* مسمومیت‌ خون‌ (سپتی‌ سمی‌ گنوککی‌)
* آرتریت‌ عفونی‌ (عفونت‌ مفصل‌)
* بیماری‌ التهابی‌ لگن‌ (منظور عفونت‌ احشای‌ تناسلی‌ در زنان‌)
* آندوکاردیت‌
* در صورت‌ عدم‌ درمان‌، گاهی‌ در مردان‌ ناتوانی‌ جنسی‌ رخ‌ می‌دهد.
* ناباروری‌ در زنان‌

افسردگی

تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, روانشناسي

هنگامی که پزشکان درباره افسردگی بحث می‌کنند، هدف آنها معالجه بیماریی است که “افسردگی عمده” (major depression) نامیده می‌شود.

هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

علائم افسردگی

از جمله علائم بیماری افسردگی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

داشتن احساس غم واندوه،ناامیدی و گریه‌های مکرر.
از دست دادن علاقه یا خوشایند بودن چیزهایی که ازآن لذت می‌برید(شامل مسائل جنسی)
احساس گناه، درماندگی یا بی ارزشی
به مرگ فکر کردن یا خودکشی.
خواب بیش از حد، یا مشکل در به خواب رفتن.
از دست دادن اشتها و کاهش یا افزایش وزن به طور ناخواسته.
احساس خستگی زیاد در تمام مدت.
اشکال در تمرکز و تصمیم گیری.
داشتن دردهای مبهم یا حاد و بهتر نشدن آنها با درمان‌های معمول.
احساس بی‌قراری، عصبانیت و دلخوری زود هنگام.

علت افسردگی چیست؟

به نظر می‌رسد که افسردگی علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال می‌کند.

افسردگی می‌تواند با دغدغه‌ها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار.

خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم می‌تواند علت افسردگی باشد.

“دچار شدن به افسردگی به دلیل ضعف شخصیت، تنبلی یا بی‌ارادگی نیست.”

افسردگی چطور تشخیص داده می‌شود؟

اگر شما علائم فوق را دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید، قطعا می‌توانید از او کمک بگیرید. از پزشک خود انتظار نداشته باشید که فقط با نگاه کردن به شما به افسردگی شما پی ببرد.

هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود، زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت.

اولین بار که شما در مورد احساس خود با پزشک سخن می‌گویید، ممکن است او از شما سوالاتی درباره نشانه‌های آن، سلامت شما، وسابقه مشکلات سلامت در خانواده‌تان بپرسد. همچنین پزشک ممکن است شما را مورد معاینه جسمی قرار دهد یا آزمایش‌های دیگری را برای شما درخواست کند.

درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را می‌توان هم با دارو، و هم با مشاوره یا هر دو درمان کرد.

داروهای ضدافسردگی: داروهای بسیاری را می‌توان برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار داد.

این داروها “ضد افسردگی” (antidepressant) نامیده می‌شوند. آنها عدم تعادل شیمیایی در مغز را که باعث افسردگی می‌شود، اصلاح می‌کنند.

تاثیرداروهاثی ضد افسردگی‌ بر هر فردی متفاوت است. بنابراین حتی اگر یک دارو بر بیماری شما تاثیری نداشته باشد، ممکن است داروی ضدافسردگی دیگر بر شما موثر باشد.

ممکن است یک هفته بعد از شروع مصرف داروها بهبودی را احساس کنید. اما احتمالا تاثیرات کامل دارو را تا ۸ تا ۱۲ هفته بعد از شروع مصرف آن نخواهید دید.
در هفته اول مصرف دارو ممکن است عوارض جانبی آن در شما ظاهر شود. اما میزان این عوارض جانی بعد از هفته دوم مصرف دارو به شدت کاهش می‌یابد.

تا کی به دارو نیاز خواهم داشت؟

مدت زمان نیازتان به مصرف دارو به میزان افسردگی شما بستگی دارد. ممکن است دکتر از شما بخواهد داروها را برای ۴تا ۶ ماه یا بیشتر مصرف کنید.

شما نیاز دارید به مدت زمان کافی دارو مصرف کنید تا احتمال عود افسردگی شما کاهش پیدا کند. در این زمینه حتما با پزشک خود مشورت کنید.

روان درمانی چیست؟

در روان درمانی ممکن است شما با یک پزشک خانوادگی، یک روانپزشک یا روان‌درمانگر درباره شرایط زندگی‌تان صحبت کنید.

ممکن است موضوع بحث شما با این درمان‌گران در مورد افکار و عقاید یا روابط خانوادگی‌تان باشد. یا ممکن است بر رفتاری‌های‌تان متمرکز شوید، و اینکه این رفتارها چگونه بر زندگی شما اثر می‌گذارد و چگونه می توانید آنها را تغییر دهید.

معمولا روان‌درمانی برای مدت معینی مثلا بین ۸ تا۲۰ جلسه انجام می‌شود.

آیا لازم است بستری شوم؟

معمولا با مراجعه به پزشک می‌توانید افسردگی را درمان کنید. اگر شما عارضه پزشکی دیگری دارید بر روی درمان تاثیر دارد، یا اگر خطر خودکشی در شما بالا باشد نیاز به درمان در بیمارستان دارید.

کی افسردگی به پایان می‌رسد؟

درمان افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها، یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

خطر اصلی درمان نکردن افسردگی، خودکشی است. معمولا درمان افسردگی در مدت ۸ تا ۱۲ هفته یا کمتر باعث بهبودی شما می‌شود.

گذر از افسردگی

برای گذر از یک دوره افسردگی به این نکات توجه داشته باشید:

تند نروید، از خودتان انتظار زیاد نداشته باشید. هر کاری را به صورت طبیعی انجام دهید. برنامه‌ای واقع گرایانه تنظیم کنید.
به افکارمنفی که ممکن است در شما وجود داشته باشد،‌ اعتنا نکنید. افکاری از قبیل مقصر دانستن خود یا انتظارات غلط. این فکر بخشی از افسردگی است. اینها افکاریست که افسردگی شما را تشدید می‌کند.
خودرا با فعالیت‌هایی در گیر کنید که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند یا احساس موفقیت را در شما به وجود می‌آورد.
زمانی که افسرده‌اید تصمیم‌گیری‌های عمده درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بزرگی بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بخواهید.
اجتناب از مواد روانگردان غیرمجاز. این مواد سبب افسردگی شدید می‌شوند و تداخل‌های خطرناکی با داروی ضد افسردگی تجویزشده برای شما دارند.
به نظر می‌رسد که فعالیت جسمی باعث بروز واکنش‌های شیمیایی در بدن می‌شود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
ورزش کردن ۴تا۶ بار در هفته، هر بار حدود ۳۰ دقیقه، هدف خوبی است.اما کمترین فعالیت جسمی هم می‌تواند مفید باشد.
امیدواری خود را حفظ کنید. برطرف‌شدن کامل افسردگی شما نیاز به گذر زمان خواهد داشت.

خودکشی

افرادی که افسردگی دارند بعضی وقت‌ها به فکر خودکشی می‌افتند.

این فکر بخشی از افسردگی است.اگر شما به آزار رساندن خود فکر می‌کنید، به پزشک خود، دوستانتان، خانواده خود یا به مراکز محلی مشاوره مقابله با خودکشی، مراجعه کنید.

فورا درخواست کمک کنید. خبر خوش این است که پزشکان می‌توانند به شما کمک کنند و افسردگی شما قابل درمان است.

چرا باید افسردگی را درمان کرد؟

درمان زودرس کمک می‌کند از بدتر شدن افسردگی یا مزمن و مداوم‌شدن آن جلوگیری شود.
فکر کردن به خودکشی در بین افراد افسرده رایج است. اگر شما برای افسردگی‌تان درمان دریافت نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا می‌کند. درمان موفقیت‌آمیز افسردگی، ‌افکار خودکشی را برطرف خواهد کرد.
درمان می‌تواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذت بردن از زندگی کمک کند.
درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک کند.

هنگامی که پزشکان درباره افسردگی بحث می‌کنند، هدف آنها معالجه بیماریی است که “افسردگی عمده” (major depression) نامیده می‌شود.

هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

علائم افسردگی

از جمله علائم بیماری افسردگی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

داشتن احساس غم واندوه،ناامیدی و گریه‌های مکرر.
از دست دادن علاقه یا خوشایند بودن چیزهایی که ازآن لذت می‌برید(شامل مسائل جنسی)
احساس گناه، درماندگی یا بی ارزشی
به مرگ فکر کردن یا خودکشی.
خواب بیش از حد، یا مشکل در به خواب رفتن.
از دست دادن اشتها و کاهش یا افزایش وزن به طور ناخواسته.
احساس خستگی زیاد در تمام مدت.
اشکال در تمرکز و تصمیم گیری.
داشتن دردهای مبهم یا حاد و بهتر نشدن آنها با درمان‌های معمول.
احساس بی‌قراری، عصبانیت و دلخوری زود هنگام.

علت افسردگی چیست؟

به نظر می‌رسد که افسردگی علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال می‌کند.

افسردگی می‌تواند با دغدغه‌ها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار.

خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم می‌تواند علت افسردگی باشد.

“دچار شدن به افسردگی به دلیل ضعف شخصیت، تنبلی یا بی‌ارادگی نیست.”

افسردگی چطور تشخیص داده می‌شود؟

اگر شما علائم فوق را دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید، قطعا می‌توانید از او کمک بگیرید. از پزشک خود انتظار نداشته باشید که فقط با نگاه کردن به شما به افسردگی شما پی ببرد.

هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود، زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت.

اولین بار که شما در مورد احساس خود با پزشک سخن می‌گویید، ممکن است او از شما سوالاتی درباره نشانه‌های آن، سلامت شما، وسابقه مشکلات سلامت در خانواده‌تان بپرسد. همچنین پزشک ممکن است شما را مورد معاینه جسمی قرار دهد یا آزمایش‌های دیگری را برای شما درخواست کند.

درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را می‌توان هم با دارو، و هم با مشاوره یا هر دو درمان کرد.

داروهای ضدافسردگی: داروهای بسیاری را می‌توان برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار داد.

این داروها “ضد افسردگی” (antidepressant) نامیده می‌شوند. آنها عدم تعادل شیمیایی در مغز را که باعث افسردگی می‌شود، اصلاح می‌کنند.

تاثیرداروهاثی ضد افسردگی‌ بر هر فردی متفاوت است. بنابراین حتی اگر یک دارو بر بیماری شما تاثیری نداشته باشد، ممکن است داروی ضدافسردگی دیگر بر شما موثر باشد.

ممکن است یک هفته بعد از شروع مصرف داروها بهبودی را احساس کنید. اما احتمالا تاثیرات کامل دارو را تا ۸ تا ۱۲ هفته بعد از شروع مصرف آن نخواهید دید.
در هفته اول مصرف دارو ممکن است عوارض جانبی آن در شما ظاهر شود. اما میزان این عوارض جانی بعد از هفته دوم مصرف دارو به شدت کاهش می‌یابد.

تا کی به دارو نیاز خواهم داشت؟

مدت زمان نیازتان به مصرف دارو به میزان افسردگی شما بستگی دارد. ممکن است دکتر از شما بخواهد داروها را برای ۴تا ۶ ماه یا بیشتر مصرف کنید.

شما نیاز دارید به مدت زمان کافی دارو مصرف کنید تا احتمال عود افسردگی شما کاهش پیدا کند. در این زمینه حتما با پزشک خود مشورت کنید.

روان درمانی چیست؟

در روان درمانی ممکن است شما با یک پزشک خانوادگی، یک روانپزشک یا روان‌درمانگر درباره شرایط زندگی‌تان صحبت کنید.

ممکن است موضوع بحث شما با این درمان‌گران در مورد افکار و عقاید یا روابط خانوادگی‌تان باشد. یا ممکن است بر رفتاری‌های‌تان متمرکز شوید، و اینکه این رفتارها چگونه بر زندگی شما اثر می‌گذارد و چگونه می توانید آنها را تغییر دهید.

معمولا روان‌درمانی برای مدت معینی مثلا بین ۸ تا۲۰ جلسه انجام می‌شود.

آیا لازم است بستری شوم؟

معمولا با مراجعه به پزشک می‌توانید افسردگی را درمان کنید. اگر شما عارضه پزشکی دیگری دارید بر روی درمان تاثیر دارد، یا اگر خطر خودکشی در شما بالا باشد نیاز به درمان در بیمارستان دارید.

کی افسردگی به پایان می‌رسد؟

درمان افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها، یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

خطر اصلی درمان نکردن افسردگی، خودکشی است. معمولا درمان افسردگی در مدت ۸ تا ۱۲ هفته یا کمتر باعث بهبودی شما می‌شود.

گذر از افسردگی

برای گذر از یک دوره افسردگی به این نکات توجه داشته باشید:

تند نروید، از خودتان انتظار زیاد نداشته باشید. هر کاری را به صورت طبیعی انجام دهید. برنامه‌ای واقع گرایانه تنظیم کنید.
به افکارمنفی که ممکن است در شما وجود داشته باشد،‌ اعتنا نکنید. افکاری از قبیل مقصر دانستن خود یا انتظارات غلط. این فکر بخشی از افسردگی است. اینها افکاریست که افسردگی شما را تشدید می‌کند.
خودرا با فعالیت‌هایی در گیر کنید که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند یا احساس موفقیت را در شما به وجود می‌آورد.
زمانی که افسرده‌اید تصمیم‌گیری‌های عمده درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بزرگی بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بخواهید.
اجتناب از مواد روانگردان غیرمجاز. این مواد سبب افسردگی شدید می‌شوند و تداخل‌های خطرناکی با داروی ضد افسردگی تجویزشده برای شما دارند.
به نظر می‌رسد که فعالیت جسمی باعث بروز واکنش‌های شیمیایی در بدن می‌شود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
ورزش کردن ۴تا۶ بار در هفته، هر بار حدود ۳۰ دقیقه، هدف خوبی است.اما کمترین فعالیت جسمی هم می‌تواند مفید باشد.
امیدواری خود را حفظ کنید. برطرف‌شدن کامل افسردگی شما نیاز به گذر زمان خواهد داشت.

خودکشی

افرادی که افسردگی دارند بعضی وقت‌ها به فکر خودکشی می‌افتند.

این فکر بخشی از افسردگی است.اگر شما به آزار رساندن خود فکر می‌کنید، به پزشک خود، دوستانتان، خانواده خود یا به مراکز محلی مشاوره مقابله با خودکشی، مراجعه کنید.

فورا درخواست کمک کنید. خبر خوش این است که پزشکان می‌توانند به شما کمک کنند و افسردگی شما قابل درمان است.

چرا باید افسردگی را درمان کرد؟

درمان زودرس کمک می‌کند از بدتر شدن افسردگی یا مزمن و مداوم‌شدن آن جلوگیری شود.
فکر کردن به خودکشی در بین افراد افسرده رایج است. اگر شما برای افسردگی‌تان درمان دریافت نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا می‌کند. درمان موفقیت‌آمیز افسردگی، ‌افکار خودکشی را برطرف خواهد کرد.
درمان می‌تواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذت بردن از زندگی کمک کند.
درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک کند.

علل و درمان ریزش مژه

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو

آیا شما هم ریزش مژه دارید؟ آیا به طور مکرر دچار گل مژه می شوید؟ آیا این موضوع باعث ناراحتی تان شده است، پس خواندن این مطلب را به شما توصیه می کنیم.
چشم

تحقیقات نشان می‌دهد ریزش مژه علل متفاوتی دارد.

اگر ریزش مژه با نازک شدن موهای سر همراه باشد، علت آن حملات سیستم ایمنی بدن به فولیکول‌ موها است.

علل ریزش مژه

– کم کاری تیروئید

– به هم خوردن تعادل هورمونی بدن

– بیماری‌های سیستم ایمنی

– مشکلات تغذیه‌ای به خصوص کمبود شدید پروتئین یا سوء تغذیه

– واکنش‌های حساسیتی و آلرژیکی به مواد آرایشی و بهداشتی

شست‌وشوی مژه‌ها بعد از حمام آب گرم و همچنین پیروی از رژیم غذایی کم کالری و دریافت نکردن مواد غذایی به میزان کافی می‌تواند در نازک شدن مژه‌ها تاثیرگذار باشد.
در پایان روز و قبل از خواب، آرایش چشمان خود را به طور کامل پاک کنید

بهبود ریزش مژه

– از رژیم های لاغری غیر اصولی استفاده نکنید.

– از مواد شوینده و آرایشی استاندارد استفاده نمایید.

– در پایان روز و قبل از خواب، آرایش چشمان خود را به طور کامل پاک کنید.

گل مژه را جدی بگیرید

با وجود این که گل مژه که در لبه پلک و در مسیر مژه‌ها قرار دارد، پس از چند روز خود به خود و حتی بدون درمان بهبود می‌یابد، اما درمان و توجه به یک سری نکات برای پیشگیری از بروز آن الزامی است.

کنار مژه‌ها، غدد چربی قرار دارد که با ترشحات خود مانع از خشک شدن چشم می‌شوند و زمانی که این ترشحات، غیرطبیعی گردند و یا ریشه مژه ملتهب شود، گل مژه به وجود می‌آید.

گل مژه به طور معمول پلک پایین را گرفتار می کند، در طول ۴ یا ۵ روز نوک آن متراکم تر می شود و سپس سر باز می کند.

ورم لبه پلک، درد و قرمزی آن از علائم گل مژه است.

این علائم به مدت چند روز شدید شده و به تدریج فروکش می کند و گاهی اوقات اگر درمان لازم انجام نشود، تبدیل به کیست شده و ممکن است به جراحی و تخلیه نیاز پیدا کند.

افرادی که مستعد آکنه (جوش) هستند، بیشتر در معرض زدن گل مژه قرار دارند.

مالیدن مژه ها نیز زمینه را برای ایجاد گل مژه آماده می کند و گاهی لبه پلک نیز التهاب پیدا می کند.

گل مژه خیلی عفونی نیست، اما از چشمی به چشم دیگر سرایت می کند.
کمپرس یا شست وشو با آب گرم باعث گشاد شدن غدد چربی و در نتیجه خارج شدن چربی زیر لبه پلک و بهوبد گل مژه می‌شود

پیشگیری از بروز گل مژه

برای پیشگیری از زدن گل مژه رعایت موارد زیر الزامی است:

– شستشوی روزانه لبه پلک

– رعایت بهداشت چشم

– عدم مصرف غذاهای چرب، سرخ کرده، شیرینی و شکلات

بهبود گل مژه

– اگر برآمدگی روی پلک، فقط قرمز و حساس است، آن را به حال خود بگذارید و به آن دست نزنید.

– چنان چه گل مژه ای بدنماد و دردناک است، روی پلک یک گاز استریل یا دستمال تمیز بگذارید و رویش را خیلی نرم باندپیچی کنید.

– اگر گل مژه پر از چرک و دردناک شده است، از کمپرس گرم به مدت چند دقیقه، هر ۲ تا ۳ ساعت یک بار استفاده کنید، یعنی پارچه ای نخی و تمیز را داخل آب داغ کنید و بعد از گرفتن آب اضافی، آن را بر محل برآمدگی به آرامی قرار دهید.

کمپرس یا شست وشو با آب گرم باعث گشاد شدن غدد چربی و در نتیجه خارج شدن چربی زیر لبه پلک می‌شود.

با این کار درد تسکین می یابد و چرک های گل مژه در سر آن جمع می شود و سر باز می کند. شما باید چرک ها را پاک کنید.

– استفاده از آنتی بیوتیک‌ها و داروهای ضد التهاب هم می توانند در بهبود آن موثر باشد.

– اگر توانستید مژه را در وسط گل مژه مشاهده کنید با یک موچین، خیلی آرام آن را بیرون بکشید. اگر بیرون نیامد دیگر با آن کاری نداشته باشید و به کمپرس گرم هم چنان ادامه دهید.

اگر مژه خارج شود چرک بیرون می ریزد و پلک سریع خوب می شود. چرک را با آب گرم و پارچه نخی تمیز کنید.

– اگر لبه پلک را پوسته های شوره مانند گرفته باشد، به احتمال زیاد بلفاریت یا التهاب لبه پلک نیز وجود دارد و بهتر است به چشم پزشک مراجعه کنید.

ریزش مژه

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, پوست و مو

بسیاری از خانم‌ها هنگام مراجعه به مطب‌های پوست و مو از ریزش مژه‌ها و کم ‌پشت شدن آنها شاکی هستند. فرم مژه‌ها و میزان پرپشتی و طول آنها موضوعی است که به‌طور ژنتیکی تعیین می‌شود، ولی اگر شما قبلا مژه‌ای پرپشت یا بلند داشته اید و حالا دچار ریزش مژه شده اید، در این صورت علل متعددی می‌تواند عامل این موضوع باشد که به ترتیب اهمیت، توسط متخصص پوست باید بررسی و درمان شود.

ریزش موهای مژه می‌تواند ناشی از انواع التهاب موضعی و عفونت‌ها، بیماری‌های خودایمنی، بعضی از تومورهای لبه پلک، بیماری‌های داخلی و غدد، وضعیت روحی و روانی و میزان استرس‌های وارده به فرد و نیز عوارض مصرف برخی از داروها باشد.

با توجه به پریود زمانی و شکل بالینی ریزش مژه‌ها و نیز شدت ریزش و وضعیت سلامت هر فرد، ممکن است یکی از عوامل فوق عامل ریزش باشند.

التهاب لبه پلک ‌ها

در التهاب‌های لبه پلک‌ها که بلفاریت نامیده می‌شود، به دلیل تورم و ادم حاصله از این حالت، مژه‌ها راحت‌تر از معمول کنده شده و ریزش آنها تسریع می‌گردد. ولی باید توجه کنید که در این حالت ریزش کامل یک یا چند قسمت از مژه‌ها ناشایع است و فقط به هنگام شستشو و یا مالش پلک‌ها ممکن است تعدادی از مژه‌ها به دست بیمار بیایند.

التهاب لبه پلک‌ها می‌تواند ناشی از عفونت، درماتیت سبوره، آلرژی و یا ضربه و دستکاری محل باشد. عفونت‌های ناشی از استافیلوکوک در لبه پلک لازم است سریعا کنترل و درمان شود، در غیر این صورت اگر التهاب طولانی شود و یا تکرار گردد، احتمال ریزش مژه‌ها به دلیل ادم حاصله وجود دارد.

در درماتیت سبوره نیز در واقع یک نوع عفونت انگلی در لبه پلک‌ها حادث می‌گردد و التهاب مشابهی را به صورت تورم و پوسته‌ریزی ایجاد می‌کند. این حالت نیز اگر شدید باشد و کنترل نشود، احتمال ریزش مژه وجود خواهد داشت.

بعضی اوقات در حالت‌های عفونت شدید باکتریایی (مانند تب مخملک) نیز ریزش و کم‌ پشتی مژه‌ها قابل مشاهده است که البته بعد از رفع بیماری، قابل برگشت است. البته عفونت‌های ناشایع‌تری از قبیل سل پوستی یا جذام نیز باعث ریزش‌های خاصی در ابرو و مژه‌ها می‌شوند که در بیماران معدودی قابل بررسی است و جزو علل شایع بیماری محسوب نمی‌شوند.

عفونت‌های ویروسی شدید که باعث تب و ضعف عمومی می‌شوند، می‌توانند با ریزش موقت موها از جمله مژه‌ها همراه شوند که این حالت نیز بعدا قابل برگشت است.

بعضی اوقات التهابات لبه پلک‌ها ناشی از بیماری موضعی یا داخلی نیست و صرفا به علت ضربه و آسیب از جمله مالش شدید پلک‌ها (در نتیجه خارش مزمن ناحیه) و نیز حساسیت به وسایل آرایشی مختلف از جمله سایه چشم، خط چشم و به ویژه ریمل می‌باشد. ریمل و خط چشم‌هایی که ضدآب هستند و شستن آنها به آسانی صورت نمی‌گیرد، می‌توانند باعث حساسیت تماسی یا آلرژیک شده و التهاب لبه پلک‌ها را به همراه داشته باشند و یا احیانا موقع شستشو باعث مالش شدید مژه‌ها و پلک‌ها شوند که در هر دو صورت، بیمار با ریزش مژه‌ها مواجه خواهد شد.

ریزش موی سکه‌ای

یکی دیگر از علل شایع ریزش مژه‌ها، ریزش موی سکه‌ای (آره‌آتا) است. در این حالت تمام یا قسمتی از مژه‌ها به ‌طور ناگهانی خالی می شود. این حالت می‌تواند در ناحیه‌ ابرو و کف سر و … نیز رخ دهد. این حالت یک بیماری ایمنی محسوب می شود و با توجه به شدت بیماری، درمان‌های خاصی را می‌طلبد.

علل دیگر

– بیماری‌های داخلی و هورمونی از جمله کم ‌کاری و پرکاری تیرویید. کم‌کاری هیپوفیز و کم‌کاری غده پاراتیرویید نیز در تعداد معدودی از بیماران قابل بررسی است.

– مصرف طولانی مدت برخی داروها از جمله داروهای ضد کلسترول، ضد انعقاد خون ، ضد تیرویید، ایندرال، والپروییک اسید. ریزش مژه‌ها به دنبال مصرف کوکائین نیز گزارش شده است.

– مسمومیت با داروهایی مانند بیسموت، آرسنیک و مصرف زیاد ویتامین A در بیمارانی خاص.

– رژیم‌های لاغری بسیار کم کالری یا سوء تغذیه

– انواع کم خونی (آنمی) به ویژه کم خونی فقر آهن و کم خونی داسی شکل

– بیماری‌های مزمنی مانند آکنه، روزاسه و پسوریازیس در بیمارانی که علایم دیگر بیماری را داشته باشند.

– رادیوتراپی برای تومورهای چشم

– آسیب‌های حرارتی (چه گرما و چه سرما) در ناحیه پلک‌ها و حاشیه پلک‌ها؛ مثل انواع سوختگی و نیز فریز کردن پلک ها.

– تتوی لبه پلک‌ها و پشت پلک‌ها با ایجاد عفونت، التهاب مزمن و یا آلرژی به مواد مورد استفاده.

– وضعیت روحی و روانی فرد نیز بسیار مهم بوده و میزان استرس‌های وارده به فرد و نیز نحوه مقابله فرد با استرس‌های محیطی قابل بررسی است. برخی از بیماران به ویژه نوجوانان به دنبال حالات روحی مانند تنش، افسردگی، ترس، اضطراب و بی‌قراری دچار حالتی به نام تریکوتیلومانیا می‌شوند. در این حالت خود فرد قسمتی از موهای سر، ابرو یا مژه را می کند و باعث از بین رفتن آنها می‌شود. برخی از بیماران از این کار خود اطلاع نداشته و یا آن را انکار می‌کنند، لیکن معاینه دقیق توسط پزشک و مشاهده نوع و شکل ریزش، تشخیص را مسجل خواهد کرد. البته انواعی از حالت فوق به صورت عادتی و بدون اضطراب و بی‌قراری نیز مشاهده شده است.

– تزریقات مکرر سم بوتاکس A برای بیماری فلج یک طرفه صورت.

البته مطالعه این لیست طولانی نباید باعث نگرانی شما شود. توجه کنید که بسیاری از بیماری‌ها یا حالاتی که در بالا به آنها اشاره کردیم ممکن است شایع نباشند و صرفا در برخی بیماران و با توجه به حالات زمینه‌ای بیمار قابل بررسی باشند. در واقع بسیاری از مواردی که خانم ها با شکایت ریزش مژه مراجعه می‌کنند، وضعیت‌هایی موقت مانند مالش شدید، مصرف لوازم آرایشی، آلرژی‌های مختلف و … مطرح است که با درمان‌هایی ساده و موقت قابل رفع می‌باشند.

خوشبختانه این مشکل قابل حل است

حالات فوق چنانچه به آسیب و اسکار دایمی لبه پلک‌ها منجر نشده باشند، قابل درمان هستند و پس از رفع علت و عامل اصلی بیماری، مژه‌ها به تدریج، حالت و طول طبیعی خود را باز خواهند یافت.

ریزش ابرو و مژه

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو

ابروها و مژه های ما به چهره مان شکل و چهارچوب می دهد. زمانی که مژه ها و ابروها کم پشت شوند و یا یکدفعه ای بریزند، وضعیت واقعا استرس زایی برای فرد ایجاد خواهد شد! برای چند لحظه خود را بدون مژه و بدون ابرو تصور کنید! اما علت این ریزش موی ابرو و مژه ها چیست؟

ریزش مژه‌

عوامل متعددی باعث ریزش ابروها و مژه ها می شوند، نظیر بیماری ها، استرس و تغذیه نامناسب. اما ریزش مژه ها و ابروها نباید طبیعی تلقی شوند. بنابراین آگاهی از علت و نیز درمان این مشکل می تواند در کاهش استرس ناشی از ابتلا به آن موثر باشد.

ریختن مژه ها و ابروها علاوه بر تغییر چهره فرد، برخی راه های حفاظت از چشم ها را که از زمان تولد وجود داشته، از فرد می گیرد. مژه ها مانع ورود بسیاری از مواد خارجی نظیر گردوغبار به چشم ها می شوند. حتما شما هم بارها درد و سوزش ناشی از ورود گردوخاک به چشم ها را تجربه کرده اید.

ابروها از ورود آب و سایر مایعات به چشم ها جلوگیری می کند.

یشترین ناراحتی افراد از ریختن مژه و ابروها، ایجاد احساس خجالت و ناراحتی از تغییر چهره است. اما لازم است بدانید که ریختن مژه ها و ابروها می تواند نشانه برخی مشکلات خفیف تا شدید باشد که به بررسی آنها می پردازیم.

۱- سن

افزایش سن می تواند به کاهش تعداد مژه ها منجر شود. با افزایش سن موهای تمام بدن شروع به کم شدن و البته تغییر رنگ می کنند. این فرایند طبیعی ممکن است برای مژه ها و ابروها نیز مانند سایر موهای بدن اتفاق بیافتد.
استفاده از لوازم آرایشی دیگران و نیز استفاده مداوم و بیش از چهار ماه از یک ماده آرایشی بهداشتی می تواند به ریختن مژه ها منجر شود

۲- عفونت ها

وجود عفونت در بدن می تواند به ورم و التهاب پلک ها منجر شود. اما فراموش نکنید عفونت و التهاب پلک ها یک بیماری شایع مثل سرماخوردگی نیست و بهتر است در صورت وجود عفونت، هرچه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.

۳- مشکلات پوستی

التهاب پوست در مناطق نزدیک به چشم ها می تواند به ریزش مژه ها و ابروها منجر شود. بیماری هایی نظیر پسوریازیس، اگزما و نیز درماتیت تماسی می تواند منجر به ایجاد جوش و تاول، پوسته پوسته شدن و همچنین خارش متوسط تا شدید گردد.

خاراندن مداوم پوست ملتهب، اگرچه احساس آرامش لحظه ای به فرد می دهد، اما باعث ریختن موهای این نواحی از پوست می شود.

۴- حساسیت ها

حساسیت به مواد آرایشی می تواند در هر دوره ای از زندگی ایجاد شود. یکی از علائم آلرژی و حساسیت به مواد آرایشی همین ریزش مژه وابرو است. استفاده از لوازم آرایشی دیگران و نیز استفاده مداوم و بیش از چهار ماه از یک ماده آرایشی بهداشتی می تواند به ریختن مژه ها منجر شود.

۵- بیماری های سیستمیک

زنان مبتلا به بیماری های خودایمنی نظیر لوپوس، گاهی اوقات قسمتی از مژه ها و ابروهای خود را از دست می دهند.

علامت مشهود بیماری آلوپسی نیز ریختن تمام موهای نواحی صورت است، حتی موهای ابرو و مژه.

ویتیلیگو (تصویر کناری) بیماری پوستی دیگری است که به دلیل کاهش رنگدانه های پوست، قسمت هایی از پوست به صورت تکه تکه سفیدرنگ می شود. اگر این بیماری نواحی نزدیک به ابروها و مژها ها را درگیر کند، احتمال ریزش ابرو و مژه ها وجود خواهد داشت.

۶- تغذیه نامناسب

تغذیه نیز مانند سایر بیماری های پوست و مو یک عامل مهم و تاثیرگذار در نظر گرفته می شود. علت ریزش مژه ها می تواند تنها به دلیل تغذیه نامناسب و تضعیف ریشه موها در نتیجه بیماری های تغذیه ای نظیر بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و … باشد که به طور فراگیر بر وضعیت پوست و موی کل بدن تاثیر خواهد گذاشت.

۷- التهاب و ورم پلک ها

بیماریی است که باعث ایجاد ضایعات فلس‌مانند در تمام نواحی چشم و پلک ها می شود. خارش، ورم و حساسیت به نور مشکلات شایع این بیماری است که می تواند به ریختن مژه ها نیز منجر شود.

۸- بیماری غده تیروئید

کم کاری و پرکاری تیروئید می تواند بر وضعیت ابروها و نیز مژه ها و پلک ها تاثیر گذارد. اگرچه ریختن مژه ها و ابروها علامت متداول و رایج در تمام بیماران مبتلا به پرکاری و کم کاری تیروئید نیست، ولی پس از بررسی علت ریزش ابروها و مژه ها در بیماران، در بسیاری از موارد علت به مشکلات تیروئیدی فرد مربوط بوده است.

۹- بیماری وسواس مو کندن

این وسواس که تریکوتیلومانیا نام دارد، در بسیاری از افراد دیده می شود و به تمایل بیش از حد و بی اختیار کندن موهای سر، موهای ابرو و مژه ها منجر خواهد شد. این اختلال یا ارثی بوده و یا از اختلال عملکرد انتقال دهنده های عصبی مغز ناشی می شود.

موی پرپشت

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, مطالب وبلاکها, پوست و مو

صاحبان علم برای کشف راه های جدید حفظ زیبایی و پیشگیری از پیری زودرس پوست و بخصوص ریزش مو تلاش می کنند. در این میان آنچه اکنون در بیماری های مرتبط با پوست و مو بیشتر به آن توجه می شود افزایش ابتلا به سرطان های پوست به علت قرار گرفتن بیش از حد در برابر آفتاب و حساس شدن پوست و به ویژه ازبین رفتن لایه ازن است.

نکته مهم این است که هم اکنون بسیاری از مردم جامعه نسبت به پیشگیری از آسیب دیدن پوست خود بی توجه هستند و پس از آن که متوجه آسیب پوستی شدند نیز توجه چندانی به درمان آن نمی کنند و همین عوامل به مرور زمان موجب ابتلا به سرطان های مختلف پوستی می شود.

دکتر الکس خدوی، از متخصصان ایرانی پوست و مو در آمریکا است و سال ها تحقیقات او در زمینه بیماری های پوستی نشان داد که DHT عامل نهفته و علت اصلی بسیاری از مشکلات پوستی از جمله آکنه و ریزش مو است . حاصل مطالعات وی منجر به کشف و تولید محلول های ضدریزش مو شد که هم اکنون به عنوان مؤثرترین دارو در دنیا پذیرفته شده و در ایران نیز به تأیید رسیده است.

دکتر الکس خدوی در گفت وگو با خبرنگار « ایران» می گوید: «در سن ۱۹ سالگی به علت ریزش موی خود به دنبال چاره ای برای درمان این بیماری رفتم. در تحقیقات به این نتیجه رسیدم که هورمون بدی در بدن موجب ایجاد هورمون DHT می شود و این هورمون عامل اصلی ریزش مو است . با پیشرفت تحقیقات دریافتم که اگر بتوان DHT را با مواد طبیعی روی پوست کم کرد، نه فقط ریزش مو بلکه احتمال ابتلا به آکنه و سرطان نیز کم می شود.»

وی با بیان این که DHT عامل اصلی حادترین بیماری های درماتولوژی است، می افزاید: «ریزش مو و آکنه بیشترین علتی است که افراد به خاطر آن به متخصصان پوست و مو مراجعه می کنند. همچنین شایع ترین سرطان های پوست BCC نام دارد که بیشتر در ناحیه صورت مشاهده می شود. این سرطان به سایر قسمت های بدن رسوخ نمی کند، اما به مرور زمان در همان ناحیه مبتلا، بزرگ می شود، اما نوعی دیگر از سرطان پوست ملو نوما نام دارد و علاوه بر این که روی صورت، پوست سر یا بدن قابل مشاهده است، اثرات آن در صورتی که جراحی نشود به مغز، ریه و کبد نیز سرایت می کند.»

دکتر الکس خدوی با بیان این که بیماری پوستی ملونوما موروثی است، می گوید: «کسانی که پوست کمرنگی دارند یا در ژن آنها ابتلای به ملونوما وجود داشته باشد بیشتر از دیگران به این بیماری پوستی مبتلا می شوند، البته مهمترین عامل ابتلا به این بیماری قرار گرفتن در برابر آفتاب است، بنابراین باید توجه داشت که پوست را حتماً از آفتاب حفظ کرد.»

وی درباره کشف داروهای جدید برای درمان ریزش مو، توضیح می دهد: «استفاده از این داروها روی پوست سر نه فقط موجب کاهش ریزش مو می شود، بلکه رشد مو را بیشتر و بافت آن را نیز کلفت تر می کند و در نتیجه محیطی برای رشد مو و بخصوص رشد بیشتر و تقویت موهای ضعیف فراهم می شود. البته باید توجه کرد که این داروها شما را نه به ۲۰ سال قبل، بلکه دست کم به پنج سال قبلتان بر می گرداند.»

وی درباره وجود بعضی باورهای غلط در بین مردم و درمان های مختلف بی پایه و خرافاتی برای کاهش ریزش مو می گوید: «سال هاست که بسیاری می گویند اگر موادی خاص مثلاً زرده تخم مرغ را روی موی سر بمالید موجب بهبود رشد مو می شود، متأسفانه این کارها نه فقط به بهبود ریزش مو کمک نمی کند بلکه استفاده از آنها گاهی موجب شوره زدن و ریزش مو می شود. این در حالی است که کنترل ریزش مو فقط با کنترل هورمون DHT ممکن است که راه های درمان آن نیز مشخص است.»

این متخصص پوست و مو می گوید: «ریزش ۶۰ تا صد تار موی سر در روز طبیعی است و در غیر این صورت باید حتماً به پزشک مراجعه کرد. در هر حال افرادی که از درمان های جلوگیری از ریزش مو استفاده می کنند باید توجه داشته باشند که انتظار معجزه داشتن از درمان ها بسیار بیهوده است و با کنترل DHT و مصرف داروهای درمان ریزش مو فقط می توان موجب بهبود و کنترل ریزش آن شد.»

وی همچنین درباره حفاظت از پوست صورت تأکید می کند: «مهمترین نکته در حفاظت از پوست، قرار نگرفتن بیش از حد در برابر نور خورشید است. همچنین برنزه کردن به هر روش، سولاریوم یا در معرض آفتاب قرار گرفتن خطرات زیادی دارد. بخصوص در سولاریوم ها چون UV.A زیادی برای برنزه کردن استفاده می شود، پوست بیشتر و عمیق تر آسیب می بیند. به نحوی که اثرات این کار بر سطح عمیق پوست تأثیر گذاشته و ابتلا به سرطان نوع ملونوما را به دنبال خواهد داشت.»

دکتر خدوی در پایان با تأکید بر این که پیری زودرس اتفاقی تدریجی است، با تأکید بر پیشگیری از این امر با درمان بموقع، می گوید: «هم اکنون پزشکان در تلاش برای کشف راه های جدید درمان بیماری ها و جلوگیری از پیری پوست هستند. همچنین در زمینه درمان مشکلات و بیماری های مرتبط با مو نیز جدای از پیشرفت هایی که اکنون برای افزایش رشد مو صورت گرفته است هم اکنون کارهای تحقیقاتی برای افزایش طول مو نیز در حال انجام است که به نظر می رسد سه تا پنج سال دیگر به نتیجه برسد.»

شامپوی خوب

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو

از زمانی که اولین تولیدکننده صنعتی شامپو در دهه ۱۹۳۰، این فرآورده را در مقیاس کوچک تولید نمود تا زمان حال که این محصول پرفروش‌ترین محصول بهداشتی شده است، زمان زیادی می‌گذرد. با این وجود در مورد شامپو باورهای غلطی وجود دارد که بسیاری از آنها ناشی از تبلیغات شرکت‌های تجاری است.

تاثیر شامپوها با آب گرم افزایش پیدا می‌کندبسیاری از افراد عادت دارند سر خود را با آب گرم بشویند و معتقدند این کار چربی موها را تمیزتر کرده و شامپو نیز بهتر کف می‌کند. اما این باور تا حد زیادی نادرست است.

بهتر است قبل از مصرف شامپو، موها را با آب ولرم بشویید. هنگام آبکشی موها، ابتدا با آب گرم و در انتها با آب ولرم و حتی سرد موها را بشویید تا منافذ غدد چربی پوست سر بسته شوند. این کار موجب می‌شود تا موها دیرتر چرب شوند. استفاده از آب گرم به تنهایی توصیه نمی‌شود.

شستشوی مو هرچه بیشتر، بهتر

برخی معتقدند باید هر روز موهایشان را شامپو بزنند. برخی نیز معتقدند هفته ای یک بار شامپو بزنند. در حقیقت فاصله شامپوکردن موها بستگی به نوع مو دارد. به طور کلی مواد شوینده برای زدودن چرک و آلودگی‌های محیطی و ترشحات چربی و غدد عرق استفاده می‌شود.

اگر موهایتان زود کثیف و چرب می‌شود، دفعات شستشو را می‌تواند افزایش دهید، اما باید به خاطر داشته باشید که شستشوی زیاد همراه با شانه زدن، موجب شکستگی موها می‌شود.

در مورد موهای چرب، حداکثر هفته‌ای ۳ بار شستشو با شامپوی مخصوص موی چرب توصیه می‌شود.به خاطر داشته باشید غلافی که به طور طبیعی دور مو وجود دارد، همراه مقداری چربی که از غدد چربی پوست سر ترشح می‌شود، مانند لایه‌ای روی ساقه مو را گرفته و مانع تبخیر آب در ساقه مو می‌شود. اگر این غلاف آسیب ببیند، قدرت نگهداری آب کم و در نهایت مو خشک و شکننده می‌شود که یکی از علت‌های مهم آن شستشوی زیاد و مصرف مواد شوینده نامناسب است.

شامپوها هرچه قوی‌تر، بهتر

هرچند شامپوهای قوی موهای چرب را بهتر تمیز می‌کنند، اما مصرف آن در درازمدت به هیچ وجه توصیه نمی‌شود.

چنانچه مو و پوست سرتان چرب باشد، بهتر است از شامپوی گیاهی استفاده کنید، چون شستشوی مرتب مو با شامپوهای قوی و شیمیایی به موی سر آسیب می‌رساند.

به یاد داشته باشید یک شامپو باید قدرت پاک کنندگی ملایمی‌ داشته باشد. شامپویی که کل چربی موها را بزداید، شامپوی مطلوبی نیست.

شامپو

شامپوهای ویتامینه، مو را تقویت می‌کنند

تمام کسانی که از شامپوهای ویتامینه یا تقویت کننده استفاده می‌کنند، از پانتنول در داخل شامپو استقبال می‌کنند. این ویتامین، به عنوان حالت دهنده و نرم‌کننده در شامپوها، اسپری مو و حالت دهنده‌های مو مصرف فراوانی دارد. در فرآورده‌هایی که به منظور مراقبت از مو تولید می‌شوند، پانتنول میزان آب ساقه مو و در نتیجه الاستسیته آن را افزایش می‌دهد. پانتنول می‌تواند از مناطق فاقد کوتیکول وارد ساقه مو شود و حالت پذیری، درخشش و نرمی‌مو را افزایش داده و از الکتریسیته ساکن آن بکاهد. با تمام این خواص مثبت، پانتنول تاثیری بر افزایش ضخامت مو به طور دایم ندارد. در واقع به علت جذب آب توسط این ویتامین، موها قدری ضخیم‌تر به نظر می‌رسند که البته پس از مدتی از بین می‌رود.

حتی به گفته بسیاری از متخصصان، تقریبا تمامی ‌ویتامین‌ها برای رشد موها ضروری هستند، اما باید بدانید:بسیاری از ویتامین‌ها که نام آنها روی شامپوها درج می‌شود، اصولا به داخل مو نفوذ نمی‌کنند و ذکر نام آن ها صرفا یک نوع تبلیغ تجاری محسوب می‌شودو استفاده از این ویتامین ‌ها هیچ تاثیری روی موهای شما نخواهد داشت.

حامل‌های ویتامین باید طوری باشند تا ویتامین بتواند فعالیت خود را حفظ کند و از طرفی نباید با ویتامین ترکیب شود یا آن را غیرفعال یا تجزیه کند. همچنین باید شرایط نفوذ ویتامین به مو را فراهم کند. در طول ساخت، در بسته‌بندی نهایی و در طول مصرف، باید ویتامین در فرم فعالش باقی بماند. مهم تر از همه این‌که، ویتامین باید به بافت هدف خود برسد. این شرایط سخت تولید باعث شده بسیاری از شامپوها و محصولات آرایشی و بهداشتی مربوط به مو که ادعای ویتامینه بودن می‌کنند، در حقیقت خالی از ویتامین موثر باشند.

شامپوهای تقویتی باعث رشد مو می‌شوند

شامپوهای تقویتی موجب رشد مو نمی‌شوند و این باور یکی از رایج‌ترین باورهای غلط در مو و شامپو است که سالانه در تمام دنیا موجب فروش میلیون‌ها شامپوی تقویتی موی سر می‌شود، زیرا شامپوهای تقویت کننده ملکول‌های بزرگی دارند که جذب پوست سر نمی‌شوند.

در عین حال، این شامپوها مانند لایه ای روی ساقه مو را می‌پوشانند و باعث ترمیم آسیب‌های آن می‌شوند، اما بر رشد مو تاثیری ندارند. حتی اگر رشد مو کم است علت آن شامپو نیست، چون بزرگ‌ترین خاصیت یک شامپو تمیز کنندگی موست و بزرگ‌ترین آسیبی که ممکن است موها دیده باشند آسیب‌دیدگی به علت استفاده از رنگ‌های مو و دکلره کردن و … است که برای این کار هم شامپوهای مخصوصی وجود دارد.

بعضی شامپوها جلوی ریزش مو را می‌گیرند

بسیاری از مردم شامپوهای گران‌قیمت ویتامینه را برای جلوگیری از ریزش مو می‌خرند. در حالی که استفاده از شامپوها و لوسیون‌های حاوی ویتامین‌ها اصولا تاثیری در جلوگیری از ریزش مو ندارند و پس از شستشو با آب نیز تقریبا از دست می‌روند، بنابراین افزودن این ها به مواد شوینده ارزش چندانی ندارد.

ویتامین‌ها به ویژه ویتامین‌های C و E خاصیت ضد رادیکال‌های آزاد را دارند و در سطح پوست اگر به حالت ثابت باقی بمانند، می‌توانند تا اندازه‌ای در پیشگیری از آسیب‌های پوستی در مقابل نور آفتاب موثر باشند، ولی روی موهایی که فاقد خواص پوست زنده هستند، چنین اثراتی ندارند.

اکثر شامپوهایی که تحت عنوان جلوگیری از ریزش مو با قیمت‌های گزاف فروخته می‌شوند، در واقع شامپوهای بسیار ملایمی‌هستند که به ساقه مو آسیب نمی‌رسانند و به نوعی ساقه موهای باقی‌مانده را محافظت می‌کنند.

زیبایی مو

تیر ۷, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, پوست و مو

زیبایی مو از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است چرا که در زیبایی چهره تأثیر مستقیم می‌گذارد اما باید در نظر داشت این زیبایی تابع جنس و حالت مو می‌باشد.

برخی از موها دارای حالتی زشت و زننده هستند و به اصطلاح دارای حالت‌های مجعد، وز دار و … و همواره بانوان در تلاش هستند حالت آن‌ها را تغییر دهند در این میان برخی از بانوان استفاده از اتوهای مو را در پیش می‌گیرند که اصلا انتخاب مناسبی نیست و صاف شدن مو توسط آن‌ها ماندگار نبوده و حتی سبب آسیب شدید به مو می‌شود.

۱- استفاده‌ی درست از نرم کننده‌ها
استفاده از نرم کننده‌ها ممکن است روشی سریع برای دستیابی به موهایی زیبا باشد اما استفاده‌ی نادرست از این محصول می‌توانند سبب زشتی موهایتان شود. برای انتخاب نرم کننده مناسب می‌بایست ابتدا جنس موهای خود را در نظر گیرید و متناسب با آن نرم کننده معتبری تهیه کنید؛ از انتخاب نرم کننده های بی نام و نشان به شدت به پرهیزید.
هنگام استفاده از نرم کننده‌ها دقت داشته باشید که این ماده فقط باید بر روی ساقه‌ی موها مالیده شود و در انتها باید موها را به طور کامل شستشو دهید تا ذره ای نرم کننده باقی نماند.

۲- در محیط مرطوب توقف ممنوع!
محیط‌های مرطوب سبب وز شدن موها می‌شوند. همچنین در نظر داشته باشید رطوبت هوا به مجعد شدن موها کمک بیشتری می‌کند. تا جای ممکن سعی کنید در محیط‌های مرطوب نمانید.

۳- گرفتن سشوار در نزدیکی موها ممنوع
به طور معمول برای حالت دادن به موها از سشوار استفاده می‌شود اما باید در نظر داشت حالت گرفتن موها به واسطه حرارت شدیدی است که تولید می‌کند و این حرارت و گرمای شدید سبب خشک شدن مو شده و در نتیجه از طول عمر و دوام مو کاسته می‌شود. به همین دلیل سعی کنید تا جای ممکن از سشوار و دیگر وسایل خشک کننده استفاده نفرمایید. البته در شرایطی که چاره‌ای جز استفاده از سشوار برایتان نمانده بود حتماً توسط آبپاش موهای خود را مرطوب کنید تا از شدت صدمات وارده به حد قابل توجهی کاسته شود.

۴- زیادی شانه نکشید
اگر شما واقعاً می‌خواهید موهای زیبایی داشته باشید پس زیاد آن‌ها را شانه نکشید. برایتان عجیب است نه!؟ بگذارید با یک مثال قضیه را روشن‌تر کنم. حتماً شما هم پس از جلد کردن هدایای خود توسط کاغذ کادو برای زیباتر شدن آن از روبان استفاده کرده‌اید، حال یک سئوال!؟ شما برای فر دار کردن این روبان چه کرده‌اید؟ بله درست است شما روبان را بین دندانه های شانه گذاشته‌اید و او را محکم به دندانه‌ها کشیده‌اید؛ شاید از روش‌های دیگری استفاده کرده باشید ولی این روش و روش استفاده از قیچی معمول‌تر است. حال متوجه اصرار ما مبنی بر کم شانه کشیدن شدید!؟
پیشنهاد ما به شما استفاده از شانه های دندانه درشت و یا حتی استفاده از انگشتان دستتان است. با استفاده از انگشتان دست یا شانه‌هایی با دندانه های درشت موهای شما می‌توانند آزادنه حالت بگیرند و تحت فشار نباشند در این صورت خوش فرم‌تر خواهند شد.

۵- جنس بالشت خود را بررسی کنید
از رو بالشتی‌هایی با جنس ساتن به شدت حذر کنید. پارچه های ساتنی سبب اصطکاک شدید موهایتان شده و همین عامل موجب می‌شود موهایتان شکسته شده و از حالت معمول خود خارج شوند. پیشنهاد ما به شما استفاده از تترون، مخمل و … برای رو بالشتی هایتان هست.

نقش رژیم غذایی در پیشگیری از سرطان

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, تغذيه, جهان پزشكي

هیچ ماده غذایی واحدی نمی تواند خطر سرطان را کاهش دهد، اما ممکن است کاربرد ترکیب مناسب مواد غذایی در کاهش دادن این خطر مهم باشد. در تعیین مواد غذایی مصرفی، باید بین دست کم دو سوم مواد غذایی گیاهی و حداکثر یک سوم مواد غذایی حیوانی موازنه برقرار شود. این رژیم غذایی ابزار مهمی برای مبارزه با سرطان است.

استفاده از مواد غذایی رنگی میوه ها و سبزیجات که سرشار از موادی مغذی هستند باعث می شود با سرطان مبارزه کنیم، و هرچه پر رنگ تر باشد ، مواد مغذی بیشتری در بر دارند. و عامل خوبی برای جلوگیری از سرطان هستند.

مطلب زیر که به صورت پرسش و پاسخ تهیه شده برای رفع سوالات تهیه و تقدیم خوانندگان گرامی شده است:

۱- نخستین پرسش این است که رژیم غذایی می تواند خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهد؟

– رژیم غذایی عامل ایجاد ۴۰-۳۰ درصد از سرطان ها در مردان و ۶۰ درصد از سرطان ها در زنان است. سرطان کولون و سرطان سینه که از شیوع بالایی برخوردارند، بیشترین ارتباط را با رژیم غذایی دارند.

با یک تغییر ساده در رژیم غذایی می توان خطر ابتلا به سرطان را پایین آورد و میزان تلفات ناشی از آن را به طور چشمگیری کاهش داد.

۲- چگونه رژیم غذایی باعث پیشگیری یا پیشرفت سرطان می شود؟

– وقتی یک عامل سرطان زا وارد بدن ما می شود، سلول ها به روش های مختلفی با آن مقابله می کنند که اگر در این مرحله موفق نشوند، سلول به یک تومور تبدیل شود. بعضی از غذاها از رسیدن سلول به این مرحله پیشگیری می کنند و در نتیجه سرطان پیشرفت نمی کند. بعضی از غذاها هم ممکن است باعث سرعت یافتن رشد و تکثیر غیر طبیعی سلول و تبدیل آن به یک تومور شوند.

در پاسخ به این پرسش که «آیا پرهیز از برخورد با عوامل سرطانزا و استفاده از یک رژیم غذایی سالم می تواند به ما در کنترل عوامل ابتلا به سرطان کمک کند؟»

پاسخ می دهیم:بله.

عوامل پیش برنده سرطان در رژیم غذایی

چربی: روی چربی مطالعات دقیقی انجام گرفته و معلوم شده در بین مواد مختلف موجود در رژیم غذایی، چربی بیشترین ارتباط را با سرطان دارد.

تحقیقات آزمایشگاهی و مطالعاتی که روی عادات غذایی مردم انجام گرفته است، نشان می دهد که مصرف بالای چربی اشباع و غیر اشباع. باعث بالا رفتن احتمال ابتلا به سرطان های کولورکتال، سینه و پروستات می شود.

دانشمندان هنوز نتوانسته مشخص کنند که چگونه چربی باعث پیشرفت سرطان می شود ولی به نظر می رسد که چربی، سلول های غیر طبیعی اولیه یی را که تغییر یافته اند، در بر می گیرد و منجر به سرطانی شدن آنها می شود و یا ممکن است باعث رشد تومورهای ایجاد شده، گردد.

الکل: ارتباط دقیقی بین الکل و سرطان شناخته نشده است، اما مطالعات نشان می دهد که مشروبات الکلی خطر ابتلا به سرطان های دهان، گلو و کبد را بیشتر می کند. افراد سیگاری که مشروبات الکلی هم مصرف می کنند بیشتر در معرض خطر ابتلا قرار دارند.

غذاهای نمک سود و دودی:این غذاها وقتی که مرتب و به مقدار زیاد خورده شوند، احتمال ابتلا به سرطان معده را بالا می برند. غذاهای کباب شده روی ذغال چوب به طور چشمگیری خطر سرطان را بالا نمی برند، اما عاقلانه است که از مصرف این غذاها نیز اجتناب شود.

سایر عوامل:دانشمندان در حال مطالعه و تحقیق هستند تا دریابند که آیا چاقی، انرژی کل یا میزان پروتئین دریافتی روزانه، با خطر ابتلا به سرطان ارتباط دارد یا نه؟

احتمال اینکه افراد چاق در سن جوانی در اثر ابتلا به یکی از انواع سرطان بمیرند بیشتر از افراد دیگر است.

باید به این مساله مهم توجه کنیم: «چه چیزی بخوریم و به چه مقدار مصرف کنیم».

تحقیقات نشان می دهد که دریافت انرژی کمتر، می تواند خطر سرطان را کاهش دهد.

دیگر عوامل خطرزا

آفت کش ها:آزمایشات انجام شده بر روی حیوانات نشان می دهد که آفت کش ها می تواند ایجاد سرطان کند ولی در انسان، ارتباط بین آفت کش ها و ایجاد سرطان هنوز با ابهامات زیادی همراه است.

افزودنی های غذایی: روی مواد رنگی و طعم دهنده ها آزمایشات لازم انجام می شود و اگر سرطان زا بودن آنها مشخص شود، اجازه استفاده از آنها در محصولات غذایی داده نمی شود.

تحقیقات انجام یافته، ارتباط روشنی را بین مصرف شیرین کننده های مصنوعی (مثل سیکلامات و ساخارین) با سرطان مثانه و دیگر سرطان ها نشان نمی دهد.

کافئین: مطالعات گویای آن است که کافئین منجر به سرطان و یا پیشرفت آن نمی شود.

پرتوافکنی (اشعه دادن):هیچ مدرک علمی از ارتباط بین پرتو افکنی روی غذا و ایجاد سرطان منتشر نشده است.

FDA (سازمان غذا و داروی آمریکا)، غذاهای اشعه داده شده را از نظر ایمنی تایید می کند و اشعه داد غذا، باعث ایجاد رادیواکتیو در آن نمی شود، اما مخالفان پرتوافکنی غذا معتقدند که اشعه دادن به غذا باعث تغییراتی در آن می شود و ترکیبات جدیدی را در آن ایجاد می کند که ممکن است مضر و سرطان زا باشد.

نقش محافظتی غذاها

آزمایشات انجام گرفته نشان می دهد که خوردن سبزیجات، میوه جات و غلات کامل، به ویژه سبزی های سبز، زرد و مرکبات باعث پایین آمدن خطر ابتلا به سرطان های ریه، معده، و روده بزرگ می شود.

سعی کنید روزانه ۵ واحد میوه و سبزی و ۶ واحد از تولیدات غلات کامل مصرف کنید. هر واحد معادل نصف فنجان است، بنابراین به راحتی می توان ۲ واحد را در یک وعده غذایی میل کرد.

دیگر عوامل محافظت کننده

سلنیوم عنصری است که به کاهش شیوع سرطان کولون و پستان و دیگر سرطان ها در انسان کمک می کند.

کلسیم هم اثر محافظتی در برابر سرطان کولون دارد.

ویتامین E از ویتامین هایی است که از سرطان معده، مری و ریه پیشگیری می کند.

فیبر بخش غیر قابل هضم غذای گیاهی است.

به نظر می آید که وقتی فیبر به اندازه کافی مصرف شود، ابتلا به سرطان روده را کاهش می دهد.

غذاهای غنی از فیبر

حبوبات خشک (لوبیا قرمز و عدس)، غلات سبوس دار، بروکلی (کلم ایتالیایی)، کلم، هویج، ذرت بو داده شده، آلو بخارا و آلو خشک، دانه غلات، نخودها، کشمش، آرد کامل، غلات

اسید اسکوربیک یا ویتامین ث به محافظت در مقابل سرطان مری و معده کمک می کند.

منابع ویتامین ث عبارتند است از:

بروکلی (کلم ایتالیایی)، کلم بروکسل، طالبی و گرمک، گل کلم، مرکبات و آب آنها، کیوی، فلفل قرمز و سبز، توت فرنگی، خانواده شلغم.

هم ویتامین A و هم بتاکاروتن که شکلی از ویتامین A است، در میوه ها و سبزیجات یافت می شوند و عقیده بر این است که خطر ابتلا به سرطان ها را کاهش می دهند.

در افرادی که منابع غنی از ویتامین A مصرف می کنند، خطر ابتلا به سرطان، به خصوص سرطان ریه پایین تر از افرادی است که این غذاها را کمتر مصرف می کنند

بهترین منابع بتاکاروتن میوه ها و سبزی های زرد و سبزه تیره است.

منابع بتاکاروتن عبارت است:

زردآلو، بروکلی (کلم ایتالیایی)، طالبی و گرمک، هویج، کلم برگ (کلم پیچ)، کدو، اسفناج، سیب زمینی شیرین

ویتامین A در محصولات لبنی و مارگارین نیز یافت می شود.

برخلاف بتاکاروتن، ویتامین A اگر بیش از مقدار توصیه شده مصرف شود، می تواند سمی باشد، لذا نباید در دوزهای بالا مورد استفاده قرار گیرد، البته استفاده از دوزهای بالا در معالجه برخی بیماری ها، زیر نظر پزشک لازم است.

اکنون که به ارتباط بین رژیم غذایی و سرطان پی برده اید. ممکن است این احساس در شما پیدا شود که باید هر چه سریع تر رژیم غذایی خود را تغییر دهید. ولی بهترین راه است که این کار را به صورت فوری یک دفعه انجام ندهید. عادات غذایی شما طی زمانی طولانی ایجاد شده است و تغییر آن وقت زیادی می برد.

کلید موفقت شما میانه روی است:

مصرف غذاهایی را که چربی بالایی دارند محدود کنید و از مواد غذایی پخته شده و میان وعده هایی که چربی بالینی دارند استفاده کنید. مصرف کره، خامه سس، سالاد و گوشت را محدود کنید.

اگر برنامه رژیمی خود را با مصرف مقدار فراوانی میوه، سبزی و غلات کامل متعادل کنید، احساس گرسنگی نخواهید کرد.

وقتی یک وعده غذایی پرچرب مصرف کردید، سعی کنید با مصرف غذاهای کم چرب در طول روز، رژیم غذایی خود را متعادل کنید.

پیشگیری و درمان سرطان ریه

یکی از بیماریهای رایج امروزه که ارتباط مستقیم با آلودگی هوا دارد میتوان به سرطان ریه اشاره داشت. شهرهای با جمعیت بالا و وجود آلاینده های زیست محیطی مانند کارخانجات صنعتی و خودروها سبب بالا رفتن آمار ابتلا به سرطان ریه می شود.

بطور کلی ۲ نوع سرطان ریه وجود دارد که به انواع سلول کوچک و غیر سلول کوچک تقسیم می شود.

چرا سرطان ریه می گیریم ؟
اولین علت – اصلی ترین علت بروز سرطان ریه سیگار کشیدن است. دود سیگار بیش از ۴۰۰۰ نوع ماده شیمیایی دارد که اغلب آنها سرطان زاست. هر وسیله دیگری نظیر پیپ یا قلیان نیز شرایطی مشابه سیگار دارد و این باور که مصرف قلیان عوارض کمتری از جمله در ایجاد بدخیمی دارد، کاملاً نادرست است.
حتی در پژوهشی که انجام شده استفاده یک قلیان مساوی است با مصرف ۲۰ نخ سیگار که این موضوع اثر مخرب قلیان را بیشتر نشان می دهد.
هر چه مدت زمان استفاده از سیگار و مقدار مصرف آن در روز بیشتر باشد، شانس بروز سرطان نیز بالاتر خواهد بود.اما در صورت قطع سیگار سالانه شانس بروز سرطان بطور قابل ملاحظه ای کم می شود، بطوری که بعد از ۱۰ سال از ترک آن شانس ابتلا به ۳ / ۱ تا نصف افرادی که هنوز سیگار می کشند،خواهد رسید. بعلاوه ترک سیگار منجر به کاهش قابل ملاحظه سایر بیماری های وابسته به سیگار نظیر بیماریهایی قلبی، سکته مغزی، آمفیزم و برونشیت مزمن خواهد شد.
بعلاوه باید گفت که بسیاری از مواد شیمیایی موجود در سیگار برای کسانیکه بطور غیر مستقیم در معرض آن قرار دارند می تواند خطرناک باشد و منجر به بروز سرطان ریه شود.

دومین علت – علت دیگر بروز سرطان ریه گاز رادون است. این ماده که گازی رادیواکتیو است بر اثر تجزیه طبیعی اورانیوم در سنگ ها و خاک در هوا منتشر می شود و به راحتی می تواند از جداره خا ها، و از طریق لوله ها و فاضلاب شهری انتشار پیدا کند و از آنجایی که فرد نمی تواند این گاز را ببیند یا بوی آن را حس کند، تنها راه ارزیابی تماس فرد با این گاز، اندازه گیری اش در محیط است. تماس با رادون همراه با کشیدن سیگار به میزان قابل ملاحظه ای شانس ابتلا به سرطان ریه را افزایش می دهد

سومین علت – بروز سرطان ریه تماس با مواد شیمیایی موجود در محیطهای کاری نیز مرتبط است. از این میان آزبستوز یا همان پنبه نسوز از جمله مواد شناخته شده در این گروه است.

این ماده بسیار سمی در صنایع عایق کاری و لنت ترمز خودرو مورد استفاده قرار می گیرد و با این که یکی از تعهدات زیست محیطی سازندگان خودرو حذف این ترکیب است، اما همچنان مورد استفاده قرار می گیرد و این بدان معنی است که با هر بار توقف خودرو هنگام رانندگی، این سم سرطان زا در هوای استنشاقی ما پراکنده می شود. اما علاوه بر آن به مواد دیگری نظیر اورانیوم، آرسنیک و بعضی مشتقات نفتی نیز باید اشاره شود. زمانی که تماس های شغلی همراه با سیگار کشیدن باشد، شانس ابتلا به سرطان ریه چند برابر می شود.

سرطان ریه برای ایجاد شدن نیاز به مدت زمان زیادی دارد. اما تغییراتی که در ریه ایجاد می شود تقریباً از همان ابتدای تماس با مواد سرطان زا شروع می شود. بلافاصله بعد از شروع تماس یکسری سلولهای خاص در داخل پوشش جدار مجاری هوایی قرار می گیرند. این سلولها غیرطبیعی بوده و در صورت ادامه تماس، سلولهای بیشتری پدید می آیند و زمینه برای ایجاد سرطان فراهم می شود.

چگونه با خبر شویم سرطان ریه داریم ؟
در مراحل اولیه این سرطان هیچگونه علامتی ایجاد نمی کند. معمولاً زمانی که علایم ظاهر می شوند، سرطان در مراحل پیشرفته است. علایم سرطان ریه شامل:سرفه مزمن، خشونت صدا، خلط همراه با خون،کاهش وزن و کاهش اشتها، تنگی نفس، تب بدون هیچ علت مشخص، خس خس، تکرر بیماری هایی نظیر برونشیت یا ذات الریه و درد قفسه سینه می باشد.
این علایم در سایر بیماریهای ریوی نیز ممکن است وجود داشته باشد. بنابراین در صورت وجود این علایم می باید به پزشک مراجعه نمود تا علت آن مشخص شود. زمانیکه فرد برای معاینه مراجعه می کند، پزشک سؤالات متفاوتی در مورد تاریخچه پزشکی فرد و نیز تماس با مواد سرطان زا را از وی خواهد کرد، بعلاوه وی بیمار را معاینه نیز می کند.

سرفه کردن

اگر بیمار دارای سرفه های خلطی باشد، خلط باید از نظر وجود سرطان بررسی شود. بعلاوه ممکن است عکسبرداری از قفسه سینه یا سی تی اسکن نیز به منظور شناسایی هرگونه حالت غیر طبیعی در ریه ها درخواست شود. ممکن است به منظور مشاهده مستقیم مجاری تنفسی و ریه ها و نمونه گیری یا بیوپسی از تومور از وسیله ای بنام برونکوسکوپ، نیز استفاده شود. تمامی موارد مذکور از جمله راه هایی است که برای تشخیص سرطان ربه مورد استفاده قرار می گیرد.
ممکن است از نوع خاصی سی تی اسکن استفاده شود که در آن می توان سرطانهای بسیار کوچک که شانس درمان بالاتری دارند مورد شناسایی قرار داد. مجموعه مطالعات انجام شده بر روی روشهای تشخیصی نشاندهنده کارایی آن در تشخیص زود هنگام سرطانها، حتی به اندازه های کوچک است.

در صورت تشخیص سرطان باید تستهای دیگری نیز انجام شود تا مشخص شود که آیا سرطان به سایر نقاط بدن گسترش یافته است یا نه. این اطلاعات به پزشک کمک می کند تا بهترین روش درمانی را انتخاب کند. این تستها شامل سی تی اسکن، ام آر آی و اسکن استخوان می باشد.

راه های درمان یک سرطان سخت

نوع درمانی که برای سرطان ریه انتخاب می شود بر اساس نوع سرطان، اندازه تومور، محل آن و وسعت آن و وضعیت عمومی مریض، متفاوت است. چندین روش درمانی وجود دارد که می تواند به تنهایی یا بصورت ترکیبی مورد استفاده قرار بگیرند که شامل موارد ذیل است.

جراحی:این روش در مراحل اولیه سرطان کاربرد دارد. نوع جراحی به محل تومور بستگی دارد. بعضی از سرطانها بعلت اندازه و محل خاصی که دارند قابل جراحی نیستند و باید از روش های جایگزین استفاده کرد.

پرتو درمانی : در این روش از پرتوهای یونیزان و با انرژی بالا برای کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. این روش می تواند در ترکیب با شیمی درمانی یا جراحی مورد استفاده قرار گیرد. با استفاده از این روش می توان درد و انسداد راههای هوایی را تسکین داد.

راه های درمان سرطان ریه

شیمی درمانی: در این روش از داروهای خاص برای مقابله با سرطان استفاده می شود. این داروها از طریق رگ قابل تزریق است. اما فرمهای خوراکی آن نیز قابل مصرف است. این روش می تواند همراه با جراحی یا پرتودرمانی مورد استفاده قرار گیرد. بعلاوه در مراحل پیشرفته سرطان و به منظور تسکین علایم و بهبود کیفیت زندگی بیمار سودمند خواهد بود. در همه مراحل سرطان ریه از نوع سلول کوچک، می توان از این روش استفاده نمود

چگونه می توان از سرطان ریه جلوگیری نمود؟

* اگر سیگاری هستید، آنرا ترک کنید.
* مصرف قلیان را حتما کنار بگذارید. مصرف هر وعده قلیان معادل ده ها نخ سیگار است و به شدت سرطانزاست.

جلوگیری از سرطان ریه

* اگر سیگاری نیستید در محیط کار یا محیطهای عمومی عاری از آلودگی با دود سیگار یا هرگونه آلاینده قرار بگیرید.
* اگر در محیط های کار با گرد و غبار و بخارهای مختلف در تماس هستید در مورد نحوه حفاظت خود سؤال کنید.
* هرگز سیگار نکشید چرا که در صورت کار در محیط های آلوده شانس ابتلای شما بسیار زیادتر خواهد بود.
* درصورت بروز هرگونه علایم هشدار دهنده مانند سرفه های غیر قابل توجیه وطول کشنده بیشتر از دو هفته به پزشک مراجعه کنید.
* مراقب باشید هوای خانه هرگز راکد نماند یعنی همیشه راهی برای تهویه هوای اتاق ها به شکل منظم باقی بگذارید تا در صورتی که منزل تان عایق کاری نامناسب دارد و رادون از آنها تولید می شود، دستکم این گاز کمتر در منزل انباشته شود.

نقش یوگا در درمان سرطان

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي

هیچ کس ادعا نمی کند یوگا می تواند سرطان را درمان کند؛ با این حال، می تواند سرطان و درمان آن را چه به لحاظ جسمی و چه روانی، قابل تحمل تر کند. کاپرمن، در حین درمان مستقیماً از مزایای تمرین های یوگا بهره مند شد. «هر زمان که به جلسۀ گروه حمایتی شیمی درمانی ام می رفتم، زنان دیگر از گُر گرفتگی و تحولات خُلق وخویشان شکایت داشتند. عوارض جانبی که من به آنها دچار بودم بسیار کم تر از دیگران بود. دائم با خودم فکر می کردم ‘چرا بقیه مثل من نیستند؟ چرا وضعیت من اینقدر بهتر از دیگران است؟

اکنون که کاپرمن درمانش را به پایان رسانده، به امید اینکه به دیگر مبتلایان به سرطان فرصتی برای زندگی بهتر در حین درمان بدهد، به آنها یوگا آموزش می دهد. وی می گوید:دوست ندارم مردم فکر کنند که تشخیص سرطان به معنای پایان زندگی است.
به دلیل اینکه یوگا بسیار فراتر از چند تمرین آسانا است، مزایای بسیاری برای تمامی مبتلایان به سرطان دارد. جنانی چَپمن، یک درمانگر با استفاده از یوگا در مرکز طب تکمیلی (Integrative Medicine) اوشر در سانفرانسیسکو می گوید:وقتی صحبت از یوگا می شود، برخی بلافاصله تصور می کنند باید روی سرشان بایستند، اما جنبه های غیر جسمی یوگا ـ مانند تنفس ـ است که برای بهبودی نسبی به کار می رود.

چپمن مدت ۲۰ سال است که به مبتلایان به سرطان یوگا می آموزد و یوگایی که آموزش می دهد، یوگای ملایم با تمرکز بر تنفس و تصویرسازی است. گستردگی دامنۀ کاری وی از ملاقات بیماران بستری در بیمارستان پس از جراحی و کار بر روی روش های تنفسیشان، تا تدریس در کلاس هایی است که در آنها تمرین های جسمی آسانا آموزش داده و انجام می شود. چپمن می گوید:«در ابتدای کار، بیش تر وقت من صرف تغییر برداشت و تصور مردم دربارۀ یوگا می شود. پس از آنکه مردم می فهمند یوگا چیست، می دانند در هر زمانی می توانند یوگا انجام دهند، حتی در صورتی که سرطان داشته باشند.»
چه در مورد مبتلایان به سرطان و چه دیگر افراد، مزایای یوگا به خوبی اثبات شده است. گزارش های کسانی که یوگا انجام می دهند نشان دهندۀ بهبود یافتن گردش خون، گوارش، عملکرد تنفسی، قابلیت تحرک مفاصل، قدرت، استقامت، تعادل و وضعیت اندام های آنهاست. یوگا می تواند موجب تمدد اعصاب، بهبود خواب و از بین رفتن استرس شود. پژوهشگران با توجه به مزایای خوشایند این ورزش، اکنون در حال بررسی تأثیرات یوگا بر روی مبتلایان به سرطان هستند.

در یک بررسی در مرکز سرطان اِم دی اندرسن، بیماران به طور منظم در کلاس های یوگایی که در آنها تنفس مهار شده و تصویرسازی، به همراه روش های توجه و آگاهی و حرکات بدنی سبک تدریس و انجام می شد، شرکت کردند. گزارش بیماران بیانگر این بود که کیفیت خواب آنها به طور کلی بهبود یافته، از داروهای خواب آور کم تری استفاده می کنند، سریع تر به خواب می روند و مدت خوابشان هم بیش تر شده است.

در یک بررسی دیگر، بیمارانی که در کلاس های عادی یوگا در برنامۀ مراقبت های حمایتی مربوط به سرطان در استنفورد شرکت می کردند، اظهار کرده بودند که بانشاط تر شده اند، استرس و دردشان کاهش یافته و خوابشان آرام تر شده است.

اما، آیا یوگا هیچ خطری ندارد؟
ویژگی منحصر به فرد یوگا در جامعۀ پر شتاب کنونی ما، که پیوسته و به سرعت درحال دویدن به دنبال «هرچه بیش تر» است، این است که خط مشی یوگا دقیقاً برخلاف این روند است. در یوگا، شاگردان را تنها به انجام کاری تشویق می کنند که حس خوبی به آنها می دهد. بیش تر مربیان یوگا شاگردان را تشویق می کنند که بیش از حد به خود فشار نیاورند. در واقع، به نظر می رسد بسیاری از مربیان یوگا این سرود مانترا (Mantra) را تکرار می کنند که «اگر نفست بند بیاید (نتوانی نفس بکشی)، نباید آن کاری که باعث آن می شود را انجام دهی (if you can’t breathe, you shouldn’t be there).»

حرکات کششی

این روش، بهترین ورزش برای مبتلایان به سرطان است که ممکن است قابلیت تحرک و سلامت عمومیشان به خطر افتاده باشد. یوگا ملایم است، اما بدن را به تحرک وا می دارد.
کاپرمن توصیه می کند:«لُب کلام این است که بیماران و آنها که درمانشان موفقیت آمیز بوده باید از عقل سلیم خود همراه با توصیه های پزشک و مربی یوگا، برای تصمیم گیری در مورد آنچه برایشان بهتر است، استفاده کنند.»
زیبایی یوگا این است که انجام آن، چه در منزل و چه در کلاسی پر از شاگرد، همواره به صورت انفرادی است. این شمایید که می توانید هر حالت بدنی را برای خود آسان یا دشوار کنید.

یوگا برای همه مناسب نیست، اما با درنظر گرفتن اقداماات احتیاطی مناسب، می توان آن را هم در حین درمان و هم پس از آن انجام داد.

از شیمی درمانی تا کلاس یوگا
برای مارسیا دلاکروس، انجام دادن یا ندادن یوگا مطرح نبود، بلکه مکان و زمان آن مطرح بود. زمانی که هفت سال از اعلام بهبودی وی از سرطان پستان می گذشت، تشخیص دادند وی دوباره به همان سرطان مبتلا شده است، در منطقۀ مسکونی بروم فیلد کلورادو حدوداً یک سال بود که بیکرام (Bikram) یوگا انجام می شد. یکی از غدد لنفاوی دلاکروس را تشریح کردند و سپس شیمی درمانی وی آغاز شد. با این حال، نوع درمان، نتوانست او را از پای بیاندازد. او بلافاصله به دنبال کلاس های یوگای مخصوص مبتلایان به سرطان گشت. دلاکروس می گوید:مصرانه به دنبال یک مربی می گشتم زیرا پیشاپیش می دانستم که یوگا فوق العاده است.

دلاکروس در تمام طول شیمی درمانی در کلاس های هفتگی یوگا شرکت کرد. وی می گوید:حال که به آن زمان فکر می کنم، می بینم گویی در آن دوران به نوعی، حس بدی داشتم. اما، پس از کلاس ها حالم فوق العاده بهتر شد. انگار انرژی بیش تری پیدا کرده بودم. یوگا انرژی و توانایی ام برای تمدد اعصاب را بهبود بخشید. حتی گاهی در طول هفته، در خانه هم این حرکات را انجام می دادم.

تمام بیمارانی که تحت درمان قرار دارند، چنین سماجتی ندارند، اما مزایای یوگا فوق العاده است. دلاکروس می گوید هرگز این حس به او دست نداده که شرکت در کلاس یوگا بیهوده بوده است. وی می گوید:«حرکات کششی بسیار مفید بودند، به خصوص در ناحیۀ بازو که جراحی در آنجا انجام شده بود. چنین حرکتی به شکلی لذت بخش و بی خطر، باعث کمی کشش در آن ناحیه می شد که فوق العاده بود.
استفانی بروشینسکی، ساکن وِیل کلورادو که یکی از کسانی است که درمانشان موفقیت آمیز بوده، پس از به پایان رسیدن درمانش با یوگا آشنا شد. در ابتدا، به دلیل شرایط و سن وسالم (در شصتمین دهۀ زندگی ام بودم) نسبت به یوگا به شدت بی میل بودم. این کار اقدام بزرگی بود. رفتن به کلاسی که پر از جوانان ۲۳ ساله است، ترسناک است.

با اینکه بروشینسکی در ابتدا برای شرکت در کلاس ها بی میل بود، اکنون عضو ثابت این کلاس هاست. او می گوید یوگا به وی در کنار آمدن با خستگی مفرط پس از درمان سرطان بسیار کمک کرده است. علاوه بر این، می گوید یوگا اعتماد به نفسش را نیز تقویت کرده است. او می گوید:«زمانی که از کلاس یوگا به خانه بر می گردم، حس خیلی خوبی دارم. سال پیش حتی تصور چنین حالی هم برایم محال بود. شرکت در کلاس های یوگا بهترین اتفاقی بود که پس از ابتلا به سرطان برایم افتاد.»

مانند بسیاری دیگر از مبتلایان به سرطان، بروشینسکی نیز برای انجام فعالیت های بدنی یوگا را انتخاب کرد و به مزایایی بسیار بیش تر دست یافت.

زخم معده

در گذشته های نه چندان دور تصور می شد شیوه زندگی مانند علاقه زیاد به غذاهای پرادویه یا شغل های استرس زا، ریشه زخم معده هستند اما امروزه پزشکان دریافتند که علت اصلی زخم معده، استرس یا رژیم غذایی نیست بلکه آلوده شدن به باکتری خاصی به نام هلیکوباکتر پیلوری علت اصلی آن است.

شاید خود هلیکوباکتر عامل ایجاد زخم نباشد، اما التهاب لایه آستری معده که توسط هلیکوباکتر ایجاد می شود، زمینه ساز بروز زخم یا حتی ایجاد سرطان معده می باشد. زخمهای معده با سرعت کمتری از زخم اثنی عشر التیام می یابند، بیشتر احتمال بدخیمی دارند و اغلب همراه با التهاب معده ( گاستریت ) هستند.

این باکتری در بزاق وجود دارد و از طریق استفاده از قاشق و چنگال فرد آلوده یا خوردن غذای نیمه کاره دیگران منتقل می شود.

علائم زخم معده

رایج ترین علائم زخم معده، درد سوزشی که از جناغ سینه تا بالای ناف می تواند احساس شود. درد با حالت سوزش، سوراخ شدن یا سائیده شدن به مدت ۳۰ دقیقه تا ۳ ساعت ایجاد می شود و اکثراً به صورت سوزش سردل و سوء هاضمه می باشد و در ناحیه بالای شکم یا زیر قفسه سینه وجود دارد گاهی در شب فرد را از خواب بیدار می نماید درد در زخم معده با خوردن غذا بیشتر می شود لذا افرادی که زخم معده دارند لاغر می شوند. ولی در زخم دوازدهه ممکن است افزایش وزن ایجاد شود زیرا افراد برای کاهش درد، بیشتر می خورند. وجود خون در مدفوع، استفراغ مکرر و کم خونی از دیگر علائم است. گاهی در افراد مسن و دیابتی زخم معده بدون علامت است و ممکن است این افراد با خونریزی مراجعه نمایند.

علائم زخم معده و نشانه های آن در موارد کمتر :

* بالا آوردن خون، که با رنگ قرمز یا سیاه مشخص می شود.

* وجود خون تیره رنگ در مدفوع یا قیری شدن مدفوع

* حالت تهوع یا استفراغ

* کاهش وزن بدون دلیل

* تغییر اشتها که فرد باید هر چه سریع تر به پزشک مراجعه کند. البته باید دقت داشت که هر دردی زخم معده نیست. مهم ترین بیماری که علائم مشابه زخم معده دارد حمله قلبی است لذا از خود درمانی جدا بپرهیزید.

روش تشخیص زخم معده

برای شناخت دقیق عامل ایجادکننده زخم معده می بایست بیوپسی (نمونه برداری) کاملی از زخم مخاط معده صورت پذیرد. بیوپسی در هنگام خونریزی معده به سبب حضور خون، انجام ناپذیر یا سخت می باشد.علایم بیماری درد ناحیه فوقانی شکم (اپی گاستر) و سوزش سردل، سوء هاضمه، و وجود خون در مدفوع می باشد .اکثر زخمها کوچک هستند (با قطر کمتر از ۲ سانتیمتر) .پراکندگی زخمهای پپتیک معده معمولاً در آنتر (ابتدای معده) است.

عوامل بیماری زخم معده

برخی از داروها مانند آسپیرین، ایبوپروفن، ناپروکسن، کتوپروفن و برخی داروهای درمان کننده بیماری آرتریت (درد و ورم مفاصل) ازجمله این داروهاست که می توانند باعث زخم معده شوند به همین علت باید از مصرف هرگونه دارو بدون مشورت با پزشک خودداری کنید.

مصرف سیگار و الکل هم از دیگر علل زخم معده است.

مصرف داروهای ورم مفاصل (آرتروز)، ایبوپروفن، آسپیرین و الکل لایه مخاطی معده را در برخی نقاط تخریب کرده و همین امر سبب زخم شدن دیواره معده می گردد. عواملی همچون کورتیکواستروئیدها، سیگار کشیدن و استرس موجب تشدید دردهای معده می گردند.
در کسانی که قبلا دچار زخم معده بوده اند، استفاده از روش آندوسکوپی یا رادیولوژی و در کنار آنها تست سرولوژی برای شناخت هلیکوباکتر الزامی است.

درمان زخم معده

متداول ترین نوع درمانی که امروزه تجویز می شود، استفاده از سه نوع دارو به مدت یک هفته می باشد. دو تا از این داروها، آنتی بیوتیک می باشند و داروی سومی، یک داروی متوقف کننده قوی ترشح اسید معده (مثل اومپرازول) می باشد.
اکثر درمان هایی که امروزه برای از بین بردن عفونت هلیکوباکترپیلوری به کار می روند، بی خطر هستند و فقط ممکن است مشکلات جزئی ایجاد نمایند، اما بعضی از آنتی بیوتیک ها می توانند باعث تهوع، استفراغ و یا اسهال شوند. خیلی به ندرت ممکن است فردی که عفونت هلیکوباکترپیلوری در او ریشه کن شده است، دوباره به این عفونت دچار شود.

اگر بعد از درمان موفقیت آمیز هلیکوباکترپیلوری، علایم بیماری باز هم باقی ماندند، ممکن است این علایم به چیز دیگری مربوط باشند.

اما همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

عادتهای غذائی و رفتاری برای پیشگیری از بروز زخم معده
غذا به میزان کم بخورید و بسیار بجوید تا میزانی که غذا در دهان تبدیل به مایعی رقیق شود.
خوردن و نوشیدن بسیار داغ و سرد.
غصّه و عصبانیّت و هر نوع مشغله ناسالم باطنی پرهیز کنید.
از کشیدن سیگار اکیدن پرهیز کنید.
اگر برنج مصرف شود، به مقدار اندک و کاملاً پخته و بدون چربی باشد.
هیچ گاه معده را خالی نگذارید همیشه غذا را در پنج وعده ولی به مقدار کم مصرف کنید.
همراه غذا حتما ًروزانه یک عدد پیاز خام متوسط ( یا پیاز تر را بمقدار لازم ) مصرف کنید.
گوشت ها را بیشترآب پز و کباب شده مصرف کنید ( گوشت قرمز یا سفید ).
چای پررنگ و داغ و جوشیده را مصرف نکنید، از مصرف قهوه، کاکائو، شکلات و نوشابه گازدار به شدت بپرهیزید.
ترشیجات و مواد شور ( خیارشور و … ) مصرف نکنید.
روزانه حتماً از شیر کم چربی استفاده کنید.
از مصرف فلفل و ادویه جات تند مثل زنجبیل، میخک و خردل پرهیز جدی داشته باشید.
از نوشابه های گازدار و کنسروها ( مخصوصاً کنسرو ماهی ) خودداری کنید.
هر یک ساعت یک لیوان آب معمولی بنوشید.
سوسیس و کالباس و فست فود مصرف نکنید.
خوردن نان سنگک یا هر نانی که حجیم بوده و یا غیر برشته است اجتناب کنید.

سرطان روده

سرطان روده سومین بیماری کشنده در جهان است و متاسفانه طبق امار و ارقام قربانیان بیماری های سخت ، تعداد زیادی از ایرانیان به دلیل ابتلا به سرطان روده جان خود را از دست داده اند که این هشداری برای تمام رده های سنی در رابطه با مراقبت های بهداشتی و تغذیه ای است.

برخلاف سال های دور که سن ابتلا به بیماری ها ازجمله سرطان، دوران کهنسالی و سالمندی بود، این روزها نتایج تحقیقات نشان می دهد، سبک زندگی بر سلامت ساکنان زمین تاثیر می گذارد و جدا از آن که زنان و مردان در چه سن و سالی هستند، ممکن است متاثر از عوامل مختلف به یکی از انواع بیماری های مهلک قرن مبتلا شوند.

سرطان روده، یکی از همین بیماری هاست که سن ابتلا به آن، به زیر ۵۰ سالگی رسیده، هرچند به قول متخصصان این نوع سرطان یک بیماری نجیب و قابل درمان است.

یک فوق تخصص گوارش و کبد درباره دلایل کاهش سن ابتلا به سرطان روده به زیر ۵۰ سال می گوید:سبک زندگی امروزی مهم ترین دلیل بروز این بیماری است. زندگی ماشینی امروزی و کاهش تحرک، پیاده روی، ورزش، مصرف غذاها و میوه های فیبردار و جایگزین شدن غذاهای پرچرب، سیگار و فست فودها باعث افزایش ابتلا به سرطان روده شده است.

برای تشخیص سرطان روده حتی یک علامت کافی است

مراقبت از خود، علاوه بر این که یک مسئولیت فردی است، مسئولیتی اجتماعی نیز محسوب می شود، چراکه جامعه با حضور افراد سالم می تواند در مسیر رشد و توسعه حرکت کند. مراقبت از خود، شامل رعایت قواعد ساده رفتاری در ارتباط با خواب، وزن بدن، رژیم غذایی، ورزش، امتناع از مصرف دخانیات، الکل و داروها، انجام معاینات پزشکی دوره ای، ایمن سازی، اتخاذ تدابیر پیشگیری از بیماری ها و در نهایت، محدود کردن بیماری و پذیرش درمان آن برای بازگشت و حفظ تندرستی است.

افراد بسیاری هستند که مراقبت از خود را نه تنها نمی شناسند بلکه آن را باور ندارند و گمان می کنند بدن موظف است به صورت خودکار به وظایف خود در حفظ سلامتش عمل کند. به همین دلیل به علائم اولیه بیماری ها بی توجهی کرده و زمانی به پزشک مراجعه می کنند که مراحل درمان بیمار با دشواری های قابل توجهی مواجه می شود یا بیماری اصلا قابل درمان نیست.

به گفته دکتر فره وش، وجود خون در مدفوع، تغییر اجابت مزاج، کاهش وزن، کم خونی، دل درد یا خستگی از شایع ترین علائم ابتلا به سرطان روده است و فرد با ملاحظه حتی یکی از این علائم باید به پزشک مراجعه کند تا تحت معاینات اولیه و درمان قرار گیرد.

عضو هیأت عملی دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه می دهد:عوامل ژنتیک نیز در بروز این بیماری موثر است، اما تعداد مبتلایان این بیماری بر اثر این عامل بسیار کم است. نکته قابل توجه درباره بیماری هایی که منشأ ژنتیک دارند، آن است که بروز بیماری در یکی از اعضای خانواده به معنای ابتلای دیگران نیست، اما افراد خانواده باید ۱۰ سال قبل از سن فرد مبتلا، تحت معاینات پزشکی قرار گیرند.

پولیپ روده، مهم ترین عامل تولد سلول های سرطان روده

پولیپ ها توده های خوش خیمی هستند که در جدارهای روده، معده، بینی و رحم تشکیل می شوند و سرطانی نیستند، اما متخصصان می گویند در صورتی که پولیپ روده در مراحل اولیه برداشته نشود و رشد کند، می تواند محل تجمع سلول های سرطانی شود.

کولونوسکوپی بهترین روش بیماری یابی است که در ۹۰ درصد مواقع، پولیپ هایی که زمان کولونوسکوپی مشاهده می شوند، خیلی راحت و ساده با کمک پنس برداشته می شوند و مشکلی هم برای فرد به وجود نمی آید، اما اگر بیمار دیر مراجعه کرده باشد یا پولیپ برداشته نشود و اندازه آن به حدود دو سانت برسد، در آن صورت زنگ خطر به صدا درمی آید و لازم است، فرد تحت عمل جراحی قرار گیرد.

تشخیص و درمان سرطان روده

تحقیقات نشان می دهد، سن، جنس، نژاد و موقعیت جغرافیایی در ایجاد و شیوع بیماری ها ازجمله سرطان در جوامع نقش دارند.

سرطان روده را بیماری شایع در کشورهای توسعه یافته عنوان می کند و می گوید:سن ابتلا به این بیماری در کشورها ۵۰ تا ۷۵ سال است. افراد سالم از ۵۰ سالگی باید برای معاینات اولیه به پزشک مراجعه کنند و تا ۷۵ سالگی این معاینات را هر سال یکبار انجام دهند. بعد از این سن دیگر انجام معاینات بیماری یابی ضروری نیست و فقط فرد در صورت مشاهده علائم باید به پزشک مراجعه کند.

فوق تخصص گوارش و کبد با بیان این که این بیماری در میان آقایان بیش از خانم ها دیده می شود، تأکید می کند:شیوع سبک زندگی غربی در میان ایرانی ها و ماشینی شدن زندگی در شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان و… موجب شده است، تعداد مبتلایان سرطان روده رو به افزایش باشد. به همین دلیل توصیه ما به هموطنانمان آن است که به سبک زندگی خود و اقدامات پیشگیرانه توجه بیشتری داشته باشند.
سرطان روده قابل درمان است

کشورهای توسعه یافته سه تا پنج برابر کشورهای در حال توسعه مانند ایران، بیمار مبتلا به سرطان دارند، اما رشد تعداد این بیماران در هر سال به صفر نزدیک می شود در حالی که رشد بیماری در کشور ما رو به افزایش است تا آنجا که سرطان رتبه سوم مرگ ومیر در ایران را به خود اختصاص داده است.

سرطان روده در میان سایر سرطان ها جزو بیماری های نجیب محسوب می شود و در صورت مراجعه در مراحل اولیه، قابل درمان است.

فوق تخصص بیماری های گوارش و کبد در پاسخ این پرسش که اگر فردی متوجه وجود خون در مدفوع خود نباشد، با چه راهکار دیگری می تواند نسبت به وجود این بیماری مطلع شود، می گوید:خون یکی از علامت های مهم تشخیص بیماری است.

در آزمایش های دوره ای که فرد انجام می دهد این موضوع قابل تشخیص است، ضمن آن که کم خونی نیز یکی دیگر از مواردی است که با کمک آن، می توان بیماری را تشخیص داد. متاسفانه به همان میزان که سرطان مری و معده به دلیل بهبود وضعیت بهداشت و رفاه مردم رو به کاهش است، سرطان روده در حال افزایش و موثرترین راهکار پیشگیری از آن، تغییر سبک زندگی است.

پیشگیری از سرطان

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, خبر پزشکی

سرطان بدشانسی نیست بلکه این بیماری مهلک ساخته و پرداخت دست خود انسان ها و سبک زندگی آنان است. تغذیه و ورزش از مهم ترین راههای مقابله با این بیماری است.

تغذیه مناسب و ورزش می تواند عاملی جهت پیشگیری از بسیاری از بیماری های حاد و خطرناک مانند دیابت، گرفتگی عروق و سرطان باشد. سال هاست بالا رفتن آمار سکته های قلبی و مغزی و میزان ابتلای افراد به انواع سرطان ها نگرانی های ویژه ای را در جامعه پزشکی ایجاد کرده است، اکنون به ارائه راهکارهایی ساده برای مقابله با سرطان می پردازیم.

پیشگیری طبیعی از سرطان به اعمال تغییراتی در الگوی زندگی بستگی دارد که در اینجا به ۱۸ مورد از موثرین آنها اشاره شده است.

۱-پرهیز از نوشیدنی های شیرین

۲-مصرف نشاسته مقاوم

۳-تحرک بدنی

۴-مصرف کلم بروکلی

۵-مصرف آجیل

۶-مصرف سیر

۷-مصرف خانواده کلم

۸-خوردن کنگر فرنگی

۹-قرار گیری ۱۵ دقیقه ای در معرض خورشید

۱۰-پرهیز از مصرف گوشت گریل

۱۱-نوشیدن چای سبز

۱۲-مصرف ماهی

۱۳-تاریک نگه داشتن اتاق خواب

۱۴-مصرف پیاز

۱۵-پیاده روی در روز به مدت ۳۰ دقیقه

۱۶-پرهیز از برنزه کردن

۱۷-نوشیدن شیر

۱۸-مصرف انواع توت ها

سرطان روده بزرگ

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, بيماري واگير

سرطان روده بزرگ که تحت عنوان سرطان کولون، سرطان رکتوم و یا چنگار روده بزرگ نیز شناخته می شود، چهارمین سرطان شایع در ایالات متحده است.

بسیاری از سرطان های روده بزرگ به دلیل عوامل ناشی از سبک زندگی، و افزایش سن ایجاد می شوند و تعداد کمی از موارد به خاطر اختلالات ژنتیکی و ارثی است. عوامل خطر شامل مواردی همچون رژیم غذایی، چاقی، سیگار کشیدن، و نداشتن فعالیت جسمی کافی است.

مصرف آسپرین

عوامل مرتبط با رژیم غذایی که خطر این بیماری را افزایش می دهند شامل قرمز و گوشت فرآوری شده و همچنین الکل می شود. عامل خطر دیگر بیماری التهابی روده است که مواردی از قبیل بیماری کرون و کولیت زخمی را در بر می گیرد. برخی از شرایط موروثی که بیماری سرطان روده بزرگ را ایجاد می کنند، مواردی همچون پولیپ های آدنوماتوز خانوادگی و سرطان کولون غیرپولیپی ارثی هستند؛ اما این ها شامل کمتر از پنج درصد موارد می شوند. این بیماری معمولا با تومور خوش خیم آغاز می گردد که به مرور زمان تبدیل به سرطان می شود.

اگرچه هنوز هیچ راه قطعی برای پیشگیری از سرطان روده بزرگ پیشنهاد نشده است، ولی مراحل زیر اگر چه ساده هستند، می توانند کمک کننده باشند:

غربالگری به موقع: کولونوسکوپی به عنوان یک روش غربالگری اجازه می دهد تا متخصص گوارش با بررسی داخل کولون و رکتوم، و همچنین با حذف توده های سرطانی احتمالی و توده های پیش سرطانی، از ابتلا به سرطان روده بزرگ پیشگیری کند. همه بزرگسالان بالای ۵۰ سال این تست را باید انجام دهند و هر ۱۰ سال یکبار آن را تجدید کنند. اگرچه در برخی از موارد که احتمال ابتلا به سرطان بیشتر است، این تست باید زودتر از سن ۵۰ سالگی تکرار شود.

استفاده از آسپرین: مطالعات تصادفی نشان داده است که مصرف روزانه یک عدد آسپرین خطر ابتلا به سرطان کولورکتال را تا ۲۰ درصد کاهش می دهد. البته استفاده گسترده از این دارو توصیه نمی شود چون خطر ابتلا به خونریزی از دستگاه گوارش و بروز زخم گوارشی وجود دارد. افراد در معرض خطر سرطان کولورکتال اما می توانند روزانه ۳۲۵ میلی گرم آسپرین دریافت کنند. با پزشک تان در مورد مضرات و منافع این دارو صحبت کنید.

ویتامین دی: تحقیقات نشان می دهد که افراد با سطوح پایین تر ویتامین دی در خون یعنی زیر ۲۰ نانوگرم در میلی لیتر در معرض خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ هستند. در حالی که این میزان اگر بالاتر از ۳۰ نانوگرم در میلی لیتر باشد، خطر سرطان روده بزرگ کاهش خواهد یافت. توصیه بر دریافت روزانه ۲۰۰۰ واحد بین المللی ویتامین دی است.

نکته:شناخت عوامل خطر در مورد سرطان روده بزرگ اهمیت زیادی دارد:سن بالای ۵۰ سال، سابقه خانوادگی، مصرف مکرر گوشت قرمز، مصرف الکل، سابقه بیماری التهابی روده، سابقه پولیپ، سطوح پایین ویتامین دی، چاقی، شیوه زندگی کم تحرک، سیگار کشیدن، دیابت نوع ۲٫

اصلاح رژیم غذایی: عادات غذایی قابل ملاحظه می تواند خطر ابتلا به سرطان کولورکتال را افزایش دهد. همانطور که گفته شد مصرف بیش از حد گوشت گاو، گوشت بره و گوشت های فراوری شده مانند بیکن خطر ابتلا به این سرطان را افزایش می دهد. گوشت های فراوری شده به دلیل وجود ترکیبات نیتروژن در گوشت به نام آمین هتروسیکلیک، خطرناک هستند. توصیه بر مصرف دو وعده گوشت قرمز به عنوان غذای اصلی در هفته است. مصرف الکل نیز به افزایش خطر سرطان روده بزرگ کمک می کند. رژیم غذایی با قند خون بالا نیز باید برای پیشگیری از این بیماری حذف شود.

سرطان روده بزرگ

ورزش: هنوز به طور واضح اثبات نشده که ورزش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را کاهش می دهد اما مطالعات ا ین نکته را ثابت کرده که چاقی خود عامل خطر ابتلا به این بیماری است. پس اگر چاق و البته کم تحرک هستید، ۱۵۰ دقیقه ورزش هوازی متوسط تا شدید در هفته را فراموش نکنید.

نقش سوسیس در بروز سرطان روده بزرگ

سوسیس از موادی چون چربی و مخلوط گوشت خوک و گاو فاسد تهیه می شود و این امر سبب بروز عارضه سرطان در بدن افراد می شود.

گزارش ها حاکی از آن است که خوردن یک سیب در روز انسان را بنا بر گفته پزشکان ایمن و سالم نگه می دارد اما مصرف یک وعدهسوسیس اثری کاملا برعکس و منفی بر افراد می گذارد.

بر اساس گزارش دانشمندان علم تغذیه فست فود ها سوسیس بوسیله مهاجران آلمانی در قرن نوزدهم به کشور آمریکا وارد شد و امروزه به یکی از غذاهای لذیذ و محبوب مردم آمریکا در آمده است که بر اساس تحقیق کارشناسان سازمان غذایی آمریکا گوشت به کار برده شده در سوسیس علت اصلی بروز سرطان در افراد مصرف کننده است.

در بعضی از کارخانجات در آمریکا سوسیس را از چربی شکم حیوانات و پوست آنها تهیه و با اضافه کردن افزودنی های مختلف به صورت خمیر درآورده و برای ازبین بردن بوی بد زخم آنها عطر و مقادیر زیادی نمک اضافه می کنند.

سوسیس از چه چیزی درست شده

دانشمندان علم تغذیه می گویند در برخی از سوسیس ها موادی چون نیترات، نیتریت ، مواد آلی و نیو گلوماتات در درجه حرارت بالابا چربی فراوان تهیه می شود و ماده ای به مراتب سمی تر از سیگار درست می کنند که باعث بروز سرطان روده بزرگ در افراد مصرف کننده می شود.

گفتنی است با مصرف سوسیس یک گام به بیماری های پانکرانس ، معده ، مثانه و سرطان روده بدون آنکه خود متوجه شده نزدیک تر می شوید.

تفاوت، علائم و نشانه‌های سرطان و زخم معده

درد شکم، کاهش وزن و بی‌اشتهایی به غذاهای گوشتی از علائم سرطان معده است که در بین زنان و مردان ایرانی جزو سرطان‌های بسیار شایع محسوب می‌شود و بیشتر هم در سنین بالا بروز می‌کند.

دکتر ابوالقاسم اباسهل افزود: اکنون برنامه غربالگری در کشورهای دیگر بسیار قوی عمل کرده و نقش موثری در پیشگیری از ابتلا به سرطان معده ایفا می‌کند.
عضو هیات مدیره جامعه جراحان ایران، راه درمان این نوع سرطان را در وهله اول جراحی عنوان کرد و گفت: کشورهایی که میزان شیوع سرطان معده در آنها زیاد است، درمان پیشگیرانه را مقدم می‌دانند.

وی افزود: در گذشته قبل از اینکه مسائل آندوسکوپی مطرح شود سرطان‌ها دیر شناسایی می‌شد و آن موقع خیلی درمان ناامید کننده بود اما از زمانی که آندوسکوپی در اختیار قرار گرفت و با تجهیزات پیشرفته معده را می‌بینند، سرطان‌ها در مراحل ابتدایی‌تر شناسایی می شوند. ابتلا به بیماری سرطان می‌تواند زمینه ارثی و ژنتیکی نیز داشته باشد اما این قطعی نیست.

عضوپیشین انستیتو سرطان ایران درباره علائم شایع سرطان معده با بیان اینکه معده حجم نسبتا بزرگ متسعی دارد و اغلب تا زمانی که توده رشد کند علامتی نداشته و یا علائمی مثل خونریزی را از خود نشان می دهد، افزود: زمانی که بیماری گسترش پیدا کند تهوع، درد و بی‌اشتهایی را به همراه خواهد داشت. درد در ناحیه شکم، قسمت فوقانی، میانی شکم ( اپی گاستریک) و احساس توده در شکم (که از علایم دیررس و پیشرفته این بیماری است)، احساس خستگی و ضعف و بی حالی که می تواند علایم ثانویه کم خونی باشد، از دیگر نشانه‌های اولیه این عارضه است.

عضو هیات مدیره جامعه جراحان ایران با بیان اینکه بی‌اشتهایی به ویژه بی‌اشتهایی به غذاهای گوشتی و کاهش وزن که گاهی با اتساع شکم و آسیت (جمع شدن آب در شکم) در موارد پیشرفته می‌شود، گفت: ممکن است همراه با توده باشد که دراین صورت می‌تواند باعث انسداد معده ویا روده شود. گاهی نیز بیماران با علایم متاستاتیک به پزشک مراجعه می کنند مانند درگیری غدد لنفاوی ناحیه گردن که باعث بزرگی در این ناحیه می شود و یا علایم دیگر متاستاز مانند زردی و برآمدگی شکم که نشانه درگیری کبد است. در مراحل ابتدایی، جراحی و برداشتن تومور اولیه می تواند بسیار مؤثر باشد. حتی زمانی که سرطان گسترش یافته باشد می‌توان برای جلوگیری از خونریزی‌های طولانی و انسداد معده از روش جراحی استفاده کرد.

به گفته دکتر اباسهل، از عوامل افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان معده، رژیم‌های غذایی شامل غذاهای دودی، گوشتی و نمک اندود، غذاهای محتوی نشاسته زیاد و فیبر کم است و از سوی دیگر استفاده از غذاهایی که دارای غلات زیاد باشند، ماهی و سبزیجات تازه حاوی ویتامین ها به خصوص ویتامین A و C احتمال ابتلا به سرطان معده را کم می کند.

وی با اشاره به اینکه سرطان معده با زخم معده متفاوت است، گفت: زخم معده نوعی آسیب خوش خیم به مخاط و زیرمخاط دستگاه گوارش است. به طور معمول بین ترشح اسید معده و این آسیب ارتباط وجود دارد. زخم معده اغلب همراه با زخم دوازدهه است و در مردان سیگاری، میانسال یا مسن با گروه خونی O و پراسترس بیشتر دیده می‌شود. زخم معده با سرعت کمتری از زخم اثنی عشر التیام می‌یابند، بیشتر احتمال بدخیمی دارند و اغلب همراه با التهاب معده ( گاستریت ) هستند. علایم بیماری زخم معده نیز درد ناحیه فوقانی شکم (اپی گاستر) و سوزش سردل، سوء هاضمه و وجود خون در مدفوع است. اغلب درد مدت کوتاهی پس از مصرف غذا یا در زمان گرسنگی ایجاد می‌شود. اما تا زمانی که آندوسکوپی ونمونه برداری صورت نگیرد، تشخیص قطعی داده نمی شوند.

وی درباره تاثیر تغذیه بر این بیماری گفت: در جوامع مختلف نوع تغذیه در ایجاد سرطان و شیوع بیشتر آن سرطان، در منطقه مربوطه تفاوت دارد. به عنوان مثال مسئولان وزارت بهداشت چین و سازمان بهداشت جهانی، علاقه وافر چینی‌ها به انواع ترشی و شورها و مصرف غذاهای دودی مثل ماهی دودی و کشیدن سیگار را علت شیوع بیش از حد سرطان معده در این کشور می‌دانند. البته درکنار مسائل تغذیه‌ای عوامل محیطی نیز بسیار موثر است. در واقع فناوری باعث شده سرطان‌ها مانند قارچ‌های هرز سر بازکنند. غذاهای پر انرژی، کم تحرکی و چاقی نیز باعث این بیماری شده است

کافئین مهم‏ترین عنصر موجود در چای است

کافئین به صورت محرک عمل می‏کند و بر سیستم عصبی تأثیر می‏گذارد. عمل تحریک‏آمیز بسیار ملایم کافئین کمک به جلوگیری از احساس خستگی می‏کند.

کافئین در نوشیدنی‏هایی مانند قهوه، چای، شکلات و داروها وجود دارد، البته بیشترین کافئین مصرفی اختصاص به نوع چای و قهوه دارد.

چای یک مدر ضعیف است، نوشیدن چای و قهوه تولید ادرار را تحریک و افزایش می‏دهد. مقدار کم تا متوسط کافئین (به عبارتی ۲۰ تا ۲۰۰ میلی‏گرم) می‏تواند در انسان یک نمودار ذهنی ایجاد نماید که عموما به عنوان فرح‏بخش شناخته می‏شود. این مقدار از کافئین موجب کاهش میزان احساس خواب‏آلودگی یا خستگی می‏گردد.

مصرف یک فنجان قهوه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلی‏گرم کافئین و یک فنجان چای حدود ۳۰ تا ۵۰ میلی‏گرم کافئین دارد.

کافئین در مقادیر کم می‏تواند به عنوان یک تقویت‏کننده مثبت عمل کند. یعنی حدود ۱۰۰ میلی‏گرم کافئین می‏تواند در انسان حالت سرخوشی خفیفی ایجاد کند. در حالی که مصرف حدود ۳۰۰ میلی‏گرم آن نه تنها به عنوان تقویت‏کننده مثبت عمل نمی‏کند بلکه می‏تواند موجب افزایش اضطراب و ناراحتی خفیف شود.

معمولاً وقتی کافئین مصرفی بالای ۲۵۰ میلی‏گرم باشد و یکسری علائمی مانند عصبانیت، بیقراری، صورت قرمز و اختلال معده‏ای روده‏ای هم وجود داشته باشد دلیل بر مسمومیت است.

البته کافئین یک نیمه عمر نسبتا کوتاه داشته (حدود ۳ تا ۶ ساعت)، بنابراین مسمومیت با آن به طور سریع رفع می‏گردد و عواقب مهمی به جا نخواهد گذاشت.

افرادی که نشانه‏های اضطراب، بی‏نظمی قلبی، التهاب مری، بیخوابی دارند و همچنین خانم‏هایی که بیماری به نام فیبرکیستیک پستان دارند باید مصرف کافئین را کاهش داده یا قطع کنند.

ترک کردن قهوه و چای

افرادی که به مقدار زیاد چای و قهوه مصرف می‏کنند در صورتی که تصمیم دارند آن را ترک کنند، نباید در ایامی باشد که کارهای مهم انجام می‏دهند مثلاً برای دانشجویان نباید در فصل امتحانات باشد علت این توصیه آن است که در بعضی افراد که اقدام به ترک می‏کنند ممکن است یکسری ناراحتی مانند سردرد و خستگی، اضطراب و تحریک‏پذیری ایجاد شود.

نکته مهم این است که مصرف‏کنندگان باید به صورت تدریجی مصرف محصولات حاوی کافئین را کنار بگذارند.

سیگار کشیدن مادر در بارداری خطرناک است

سیگار کشیدن فشار خون شما را بالا برده و میزان اکسیژن و مواد مغذی دریافتی کودک شما را کاهش می ‏دهد. سیگار کشیدن باعث لخته شدن خون نیز می ‏شود. این دو دلیل از جمله دلایل مضر بودن سیگار کشیدن طی بارداری هستند.

آمار نشان می ‏دهد که حدود ۱۲% همه زنان حامله سیگار می ‏کشند. زن بارداری که در روز ۲۰ نخ سیگار (یک بسته) دود می ‏کند،

در طول یک دوره بارداری بیش از ۱۱۰۰۰ بار دود تنباکو را وارد دستگاه تنفس خود می ‏کند!

علاوه بر عوارض ذکر شده فوق، در واقع وقتی شما سیگار می ‏کشید، جنین شما نیز سیگار می ‏کشد؛ بدین معنی که دود سیگار از

جفت می ‏گذرد و وارد بدن جنین می ‏شود.

یک مطالعه جدید نشان داده است که جنین در مقایسه با مادر در تماس با غلظت بسیار بیشتری از نیکوتین قرار می ‏گیرد.

این غلظت بالا می تواند باعث شود که کودک پس از به دنیا آمدن، علایم قطع مصرف نیکوتین را نشان دهد.

به‏ علاوه اگر شما طی بارداری سیگار بکشید، دو برابر احتمال می ‏رود که کودک شما در زمان بلوغ، سیگارکش قهاری شود.

دود تنباکو حاوی بسیاری از مواد مضر است که برخی از آنها عبارتنداز: نیکوتین، مونوکسیدکربن، سیانید هیدروژن، قطران، رزین‏ها و

برخی عوامل ایجاد کننده سرطان (سرطان‏زا) . این مواد به تنهایی یا همراه با هم می ‏توانند به جنین در حال تکامل آسیب برسانند.

سیگاری ‏ها بیش از غیرسیگاری ‏ها در دوران حاملگی دچار مشکل می ‏شوند.

شواهد پزشکی نشان می ‏دهند که سیگار کشیدن در دروان بارداری خطر مرگ یا آسیب جنین را افزایش می ‏دهد.

سیگار کشیدن در جذب ویتامین‏های B و C و فولیک ‏اسید اختلال ایجاد می ‏کند.

کمبود فولیک ‏اسید می تواند سبب بروز اختلالات لوله عصبی و افزایش بروز عوارض ناشی از بارداری در مادر شود.

بیش از ۳۰ سال است که می ‏دانیم نوزادان به دنیا آمده از مادران سیگاری ، ۷ انس (حدود ۲۰۰ گرم) کم وزن‏ تر هستند.

به همین دلیل حتی روی بسته ‏های سیگار نیز به زنان در مورد سیگار کشیدن در دوران بارداری هشدار داده شده است.

کاهش وزن تولد با تعداد سیگارهایی که مادر می ‏کشد، ارتباط مستقیم دارد.

به ‏طوری که اگر مادر در سایر بارداری ‏های خود سیگار نکشد، این اثرات در سایر فرزندان مشاهده نخواهد شد.

برخی منافع ترک سیگار شامل:
دادن انرژی بیشتر به شما
کمک به تنفس راحت ‏تر
کمک به احساس طعم بهتر غذا
کاهش احتمال سقط خودبه‏ خودی
افزایش میزان اکسیژن و مواد مغذی دریافتی کودک
اطمینان به اینکه ریه کودک نرمال خواهد بود و به خوبی کار خواهد کرد
کم کردن احتمال زایمان زودرس و کاهش وزن کودک در زمان تولد
بعد از فقط یک روز ترک سیگار، کودک شما اکسیژن بیشتری می ‏گیرد

چسب‏ های نیکوتینی ، آدامس ‏های نیکوتین ‏دار و زایبان

مطالعات متعدد نشان داده‏اند که سیگار کشیدن در دوران بارداری ، اثرات زیانباری دارد.

ممکن است بخواهید بدانید که آیا می ‏توانید از فرآوده‏ ای استفاده کنید که به شما در ترک سیگار کمک کند یاخیر؛ فرآورده ‏هایی مانند چسب، آدامس یا قرص‏های ترک سیگار.

اثرات ویژه این سه ماده بر روی جنین در حال تکامل ناشناخته است.

نیکوترول که به صورت اسپری دهانی ، اسپری بینی و چسب موجود است، ماده محبوبی برای ترک سیگار است.

نیکوترول تحت اسامی تجاری نیکودرم و نیکورت به فروش می ‏رسد.

تمام فرآورده‏ های نیکوترول حاوی نیکوتین هستند و استفاده از آن‏ها در دوران بارداری توصیه نمی ‏شود.

زایبان (بوپروپیون هیدروکلراید ) یک داروی خوراکی است که فاقد نیکوتین است و از آن برای ترک سیگار استفاده می ‏شود.

این دارو به عنوان یک عامل ضد افسردگی و به نام‏های ولبوترین و ولبوترین SRارائه می ‏شود.

با این حال استفاده از زایبان برای زنان باردار توصیه نمی ‏شود.

اگر باردارهستید،پژوهشگران توصیه می ‏کنندکه ازمصرف آدامس،چسب و قرص ترک سیگار بپرهیزید.

اگر سؤالی در این مورد دارید،باپزشک خود مشورت کنید.

چطور سیگار کشیدن روی کودک شما و شما تأثیر می ‏گذارد

جنین در حال رشدی که مادرش سیگار می ‏کشد، بسیار صدمه می ‏خورد. سیگار کشیدن باعث باریک شدن مویرگ‏های جفت می ‏شود.

این مویرگ‏ها، حامل خون، اکسیژن و سایر مواد مغذی برای جنین هستند.

باریک شدن مویرگ‏ها می تواند موجب کاهش تغذیه جنین از بدن شما شود که در نهایت خود سبب کم ‏بودن وزن هنگام تولد و کوچک جثه بودن کودک می ‏شود.

سیگار کشیدن در دوران بارداری خطر سقط خودبه ‏خودی و مرگ جنین یا مرگ نوزاد بلافاصله پس از زایمان را افزایش می ‏دهد.

این خطر با تعداد سیگارهایی که زن باردار می ‏کشد، ارتباط مستقیم دارد.

این خطرات در زن بارداری که بیش از یک بسته سیگار در روز مصرف می ‏کند، ۳۵% افزایش می ‏یابد، یا حتی احتمال تولد کودکی با انگشتان

دست و پای پره‏ دار یا عدم داشتن انگشتان افزایش می ‏یابد.

غلظت زیاد نیکوتینی که کودک شما دریافت می ‏کند ممکن است به حساسیت نیکوتین در کودک بعد ازتولد منجر شود.

ممکن است بچه ‏های کوچک‏تر نسبت به کودکان بیشتر تحریک ‏پذیر باشند.

مشخص شده است کودکان مادران سیگاری در مقایسه با فرزندان مادران غیرسیگاری ، ضریب هوشی کمتری دارند و بیشتر دچار اختلال

در روخوانی متون می ‏شوند، همچنین مشخص شده است که بروز سندرم حداقل نقص کارکرد مغزی (پرتحرکی ) در بین کودکانی که

مادرانشان در دوران بارداری سیگار کشیده‏ اند، بیشتر است.

سیگار کشیدن در دوران حاملگی با افزایش وزن بعدی کودکان در زندگی مرتبط است.

به‏ علاوه، کشیدن سیگار بیشتر در حاملگی ، احتمال بیشتری را برای کاهش IQ کودکتان به همراه دارد.

کودکان سیگاری ‏ها بیشتر از عفونت‏های گوش حاد رنج می ‏برند و تا سن ۵ سالگی به استفاده از تیوب نیاز دارند،  مشکلات تنفسی نیز در آنان بیشتر محتمل است.

سیگار کشیدن میزان بروز عوارض جدی در مادر را نیز افزایش می ‏دهد.

خطر کنده شدن جفت در افراد سیگاری متوسط به میزان ۲۵% و در زنان باردار سیگاری شدید، تا ۶۵% افزایش می ‏یابد.

پدیده جفت سرراهی نیز در بین سیگاری ‏ها شایع‏تر است.

خطر بروز این حالت در سیگاری ‏های متوسط، ۲۵% و در سیگاری ‏های شدید، ۹۰% افزایش می ‏یابد.

هم اکنون سیگار کشیدن را متوقف کنید.

چه باید کرد؟ پاسخ به نظر ساده است ولی در واقع این طور نیست: سیگار کشیدن را ترک کنید.

حقیقت آن است که زنی که در دوران بارداری سیگار می ‏کشد، از کاهش مصرف یا ترک آن، سود خواهد برد و این عمل برای کودک در حال رشد وی هم مفید خواهد بود.

تقریبا تمام سیاست‏ های بیمه سلامت در حال حاضر پوشش کاملی برای حداقل یک نوع برنامه ترک سیگار دارد. با شرکت بیمه خود برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید.

علائم انزجار و عقب ‏نشینی از سیگار طبیعی و واقعی است اما آنها علامت این هستند که بدن شما در حال بهبود است.

این علائم شامل افسردگی ، بی ‏خوابی ، تحریک ‏پذیری ، اضطراب و عدم استراحت کافی است.

طی دوره انزجار، اشتیاق و علاقه به استعمال دوباره سیگار ممکن است بیشتر باشد، اما بعد از چند هفته، این علائم کاهش خواهد یافت.

برخی مطالعات نشان می ‏دهند که یک مادر غیرسیگاری و جنین وی که در معرض دود سیگار قرار دارند (دود سیگار در محیط)، در تماس با

نیکوتین و سایر مواد مضر قرار می ‏گیرند. شاید بارداری انگیزه خوبی برای ترک سیگار در تمام افراد خانواده باشد!

راهنمایی برای ترک سیگار

فهرستی از کارهایی که دوست دارید به جای سیگار کشیدن‏ انجام دهید تهیه کنید، به ‏خصوص فعالیت‏هایی که بصورت دستی انجام می ‏شوند مانند پازل یا بافتنی .

فهرستی از وسایلی که می ‏خواهید برای خود یا کودکتان بخرید. تهیه کنید. پولی که معمولاً خرج سیگار می ‏کنید را برای خرید این وسایل کنار بگذارید.

تمام محرک‏ هایی را که باعث می ‏شوند به سیگار کشیدن روی بیاورید شناسایی کنید.

فکر کنید که چگونه می ‏توانید از آنها دوری کنید و یا به صورت دیگری با آن‏ها برخورد کنید.

به جای سیگار کشیدن پس از غذا، دندان‏هایتان را مسواک کنید، ظرف‏ها را بشویید و یا برای پیاده‏ روی بیرون بروید.

اگر همیشه در داخل اتومبیل سیگار می ‏کشید، داخل و بیرون ماشین را تمیز کنید و از یک تهویه هوا استفاده کنید.

همراه با رادیو یا نوار موسیقی آواز بخوانید. به نوارهای داستانی گوش دهید یا برای مدتی از اتوبوس استفاده کنید.

آب زیاد بنوشید.

اگر همچنان با ترک سیگار مشکل دارید، تحقیقات نشان داده‏ اند که تأثیر استفاده از نظرات فردی که قبلاً سیگار را ترک کرده است،

دو برابر بیشتر از ترک سیگار به تنهایی است.

می ‏توانید مستقیما با فردی که این تجربه را دارد، صحبت کنید.

آیا کافئین مفید است؟

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, تغذيه, جهان پزشكي

کافئین خطر ابتلا به سرطان هایی مثل سرطان ‌های روده، دهان و حلق را کاهش می ‌دهد و سبب کاهش احتمال بروز بیماری ‌های قلبی و پوسیدگی‌ های دندانی می‌ شود

۱- طبق بررسی ‌های پژوهشگران دانشگاه بارسلون مصرف همزمان کافئین و قند می ‌تواند برای حافظه و حواس شما مفید باشد. در واقع مغز این افراد به انرژی کمتری برای به یادآوری امور نیاز دارد.

۲- بنا بر گفته محققان آمریکایی به نظر می رسد که کافئین شانس ایجاد سرطان تخمدان در زنان را کاهش می ‌دهد. اثر کافئین در زنانی که از قرص های جلوگیری از بارداری و یا داروهای هورمونی پس از یائسگی استفاده نمی‌ کنند، بیشتر است. مصرف قهوه فاقد کافئین تاثیر واضحی نداشت.

۳- مصرف کافئین می ‌تواند قدرت و تحمل عضلات را در فعالیت‌ های ورزشی افزایش دهد. مصرف کافئین روی گیرنده‌ های عضلات اسکلتی اثر گذاشته و به طور موقت انرژی را افزایش می ‌دهد.

۴- بین مصرف کافئین و بروز بیماری پارکینسون رابطه عکس وجود دارد، به عبارتی دیگر، کافئین از احتمال بروز بیماری پارکینسون پیشگیری می ‌کند.

۵- مصرف مقدار متعادل کافئین، اختلالات شناختی در رابطه با افزایش سن و نیز بروز بیماری آلزایمر را کاهش می‌ دهد.

۶- کافئین با ایجاد تعادل در عملکرد مغز، از نقایص حرکتی و نیز زوال عقل پیشگیری می ‌کند.

۷- کافئین احساس خوب بودن، شادی، انرژی، هشیاری و اجتماعی بودن را در فرد تقویت می ‌کند.

۸- کافئین تحمل انجام حرکات ایروبیک را افزایش می ‌دهد.

۹- مصرف کافئین منجر به کاهش احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ می ‌شود.

۱۰- قهوه دارای مقدار زیادی آنتی‌ اکسیدان است. آمریکایی ‌ها ۱,۲۹۹ میلی ‌گرم آنتی ‌اکسیدان از ۱٫۶۴ فنجان قهوه خود در روز دریافت می ‌کنند. (چای دارای ۲۹۴ میلی‌ گرم آنتی‌ اکسیدان و بعد از آن موز با ۷۶ میلی ‌گرم، لوبیای خشک با ۷۲ میلی‌ گرم و ذرت با ۴۸ میلی‌ گرم در ردیف ‌های بعدی جای دارند).

۱۱- کافئین برای انقباض سریع عروق خونی کاربرد دارد و برای به حداقل رساندن سرخی و التهاب پوست صورت استفاده می شود.

۱۲- کافئین را می توان به عنوان یک موهبت برای کسانی دانست که از اختلال پوستی که منجر به بروز لکه های قرمز بر بینی و پیشانی می شود، رنج می برند.

۱۳- کافئین، قرمزی و تورم چشم را کاهش می دهد.

۱۴- کافئین خطر ابتلا به سرطان هایی مثل سرطان ‌های روده، دهان و حلق را کاهش می ‌دهد و سبب کاهش احتمال بروز بیماری ‌های قلبی و پوسیدگی‌ های دندانی می‌ شود.

۱۵- کافئین می تواند از نقرس جلوگیری کند.

اثرات مضر کافئین

* کارشناسان از کافئین به عنوان یک تیغ دو لبه نام می برند زیرا از یک سو می تواند بر خلق وخوی افراد اثر مثبتی بر جای گذارد و خستگی را از او دور سازد، اما از سوی دیگر ممکن است تعادل فرد را مختل کند.

* مصرف عادی کافئین(۲۰ تا ۲۰۰ میلی گرم) اعتیاد نمی آورد، اما برخی کارشناسان بر این باورند که مصرف زیاد آن، تحمل فرد را نسبت به اثرات این ماده، بالا می برد.

* مصرف کافئین تحریک پذیری فرد را افزایش می دهد و گاهی باعث می شود که فرد رفتار نامطلوبی از خود نشان دهد.

* از جمله اثرات مضر دیگر این ماده بی نظمی در دفع ادرار و همچنین اختلال و بی نظمی در فعالیت قلب است.

* مصرف پیوسته و زیاد کافئین موجب کندی واکنش ‌فرد می ‌شود.

در دوران سرماخوردگی از مصرف چای پررنگ، قهوه و یا ترکیبات حاوی

کافئین مانند نوشابه‌ های گازدار و غذاهای سرخ کردنی و همچنین

ترشی‌ جات پرهیز کنند، زیرا علائم سرماخوردگی را تشدید می ‌کند
* افرادی که نوشیدنی حاوی کافئین زیاد مصرف کرده بودند، یکباره احساس هوشیاری بیشتری داشتند اما پس از نیم ‌ساعت، به مراتب کندتر واکنش نشان می ‌د‌ادند.

* علاقه مندان به نوشیدن قهوه بهتر است به جای زیاده روی در خوردن قهوه در هنگام صبح چند دقیقه در بیرون از خانه قدم بزنند. چرا که مصرف این نوشیدنی ممکن است خطر ابتلا به افسردگی و ناامیدی را افزایش دهد.

* محققان در مطالعات پیشین دریافته ‌اند که آنتی اکسیدان‌ ها سبب کاهش التهاب و آسیب ‌های سلولی می‌ شوند. با این حال دکتر لوین تاکید کرد؛ افراد خاص مثل بیماران دیابتی، زنان باردار و افرادی که مشکل خواب دارند باید مصرف قهوه را به یک یا دو فنجان در روز محدود کنند.

* در دوران سرماخوردگی از مصرف چای پررنگ، قهوه و یا ترکیبات حاوی کافئین مانند نوشابه‌ های گازدار و غذاهای سرخ کردنی و همچنین ترشی‌ جات پرهیز کنند، زیرا علائم سرماخوردگی را تشدید می ‌کند.
قهوه

افزودن مواد کافئین دار به شیر، درست است؟
نسکافه، کاکائو، قهوه یا چای را به شیرتان اضافه نکنید، زیرا که این نوشیدنی ‌ها دارای اگزالات هستند و اگزالات با کلسیم ترکیب شده و مانع از جذب این ماده معدنی می‌ شود.

به همین دلیل است که متخصصان تغذیه می ‌گویند افزودن کاکائو به شیر صحیح نیست اما در واقع، باید گفت که صرفا اضافه کردن یک قاشق مرباخوری کاکائو به شیر که حدود ۳ گرم می ‌شود، آن‌ قدر اگزالات ندارد که مانع جذب کامل کلسیم شود.

به همین دلیل، لازم است اولویت ‌ها را در نظر بگیرید. اگر کسی می ‌تواند شیر ساده را بنوشد، اولویت با مصرف آن است اما اگر فردی نمی ‌تواند شیر ساده را بخورد، افزودن مقدار کمی کاکائو، چای یا نسکافه برای بهتر کردن طعم شیر آن‌ قدر مشکلی ایجاد نخواهد کرد و در جذب کلسیم شیر تاثیر چندانی نخواهد گذاشت. اما برخی شیرکاکائوهای آماده، کاکائوی بسیار بالایی دارند و مصرف ‌شان به جای شیر توصیه نمی ‌شود زیرا بیشتر از آن که شیر طعم ‌دار شده باشد، نوعی نوشیدنی شیرین به حساب می ‌آید، در حالی که تهیه شیر کاکائو در خانه با مقدار کمی ‌کاکائو می‌ تواند مفید باشد

نوشیدنی های کافئین دار را در چه زمانی مصرف کنیم؟

برای بهره مندی بیشتر از خواص سودمند قهوه در پیشگیری از ابتلا به دیابت، این نوشیدنی را ظهر، مصرف کنید.

تاثیر مصرف قهوه در ظهر در کاهش خطر ابتلا به دیابت به مراتب بیش از زمانی است که این نوشیدنی در ساعات دیگر روز مصرف شود. به عبارت ساده تر مصرف قهوه هنگام ناهار، خطر ابتلا به دیابت را حدود ۳۳ درصد کاهش می دهد.

همچنین نتایج تحقیقات دیگر در برزیل نیز تایید می کند نوشیدن دست کم یک فنجان قهوه همراه با صرف نهار، احتمال ابتلا به دیابت نوع دو را تا یک سوم کاهش می دهد.
قهوه

تاثیر کافئین بر پسران و دختران

کافئین موجود در قهوه، پسران را بیشتر از دختران به هیجان و جنب و جوش می ‌اندازد. به گزارش دیلی‌نیوز، کافئین روی پسرها تاثیر قوی‌ تری نسبت به دخترها دارد.

در این تحقیق مشخص شد که پسرها بعد از مصرف نوشیدنی حاوی کافئین مدت بسیار طولانی‌ تری نسبت به دخترها به انجام بازی ‌های رایانه ‌ای مشغول می‌ شوند.

تغذیه در کودکان ۱ روزه تا ۱۲ ماهه

۱- همانطور که می دانید شیر مادر از لحظه تولد تا پایان ماه ششم زندگی ، نیازهای شیرخوار را تأمین می کند و کودک به جز قطره آ + د یا مولتی ویتامین نیاز به هیچ ماده غذائی دیگر (حتی آب و آب قند ) ندارد.

۲- از پایان ماه ششم (پایان ۱۸۰ روزگی) نیاز غذائی کودک تنها با خوردن شیر مادر تأمین نمی شود و باید علاوه بر شیر مادر به کودک غذای کمکی نیز داده شود.

۳- تا یک سالگی در هر بار تغذیه شیرخوار با غذای کمکی ابتدا کودک را با شیر مادر تغذیه کنید.

۴- همزمان با شروع غذای کمکی تا پایان دو سالگی روزانه ۱۵-۱۰ قطره آهن یا ۵/۱ میلی لیتر شربت آهن و یا روزانه ۳۰ قطره مولتی ویتامین آهن دار به شیرخوار بدهید.

۵- علاوه بر دادن قطره یا شربت آهن به کودک ادامه مصرف روزانه ۲۵ قطره مولتی ویتامین یا ویتامین آ+د را تا سن ۲ سالگی کودک فراموش نکنید.

۶- همزمان با شروع تغذیه کودک( پس از شش ماهگی )می توانید آب جوشیده سرد شده را به دفعات و با حجم مورد علاقه شیرخوار به او بدهید.

۷- از ۱۲-۶ ماه هر چند دفعه که کودک تمایل دارد به او شیر مادر بدهید.

۸- شربت آهن یا قطره را بین دو وعده شیر مادر در عقب دهان شیرخوار بریزید و بلافاصله مقداری آب جوشیده سرد شده به او بدهید یا با پنبه مرطوب روی دندانهایش بکشید تا از سیاه شدن آنها جلوگیری شود.

۹- از استفاده از شیر گاو به جای شیر خشک یا شیر مادر در کودکان زیر یکسال به دلیل خطر خونریزی های گوارشی (خونریزی مخفی) جداً خودداری نمائید.

۱۰- از مصرف عسل ، سفیده ی تخم مرغ به دلیل ایجاد بیماری در کودکان زیر یکسال خودداری کنید.

۱۱- از مواد غذائی نظیر گیلاس ، کیوی،انواع توت ،آلبالو،انگور،خربزه ،بادام زمینی و کشمش به دلیل ایجاد خفگی به دلیل بلع نادرست توسط کودک و ایجاد حساسیت تا یکسالگی در تغذیه کودک استفاده ننمائید.

۱۲- از به کار بردن غذاهای سرخ کرده ، اسفناج،مرکبات به دلیل ایجاد حساسیت تا یکسالگی در تغذیه کودکان استفاده نکنید.

۱۳- قبل از یکسالگی از افزودن شکر ،نمک و ادویه به غذاهای کودک پرهیز کنید زیرا ذائقه ی کودک در این زمان شکل می گیرد ،به جز غذاهائی مانند فرنی که دستور تهیه آن شکر وجود دارد .

۱۴-تا حد امکان از مصرف کره ،خامه ،سرشیر و روغن های جامد گیاهی و حیوانی به علت نقش آنها در ابتلا به بیماری های مزمن مانند بیماری های قلبی عروقی ،دیابت ،سرطانها و … در سنین بزرگسالی اجتناب نمائید.

۱۵- سن اضافه کردن مواد غذائی مختلف به غذای کودک (۷-۵) روز فاصله بگذارید تا اگر ناسازگاری به یک ماده ی غذائی وجود دارد شناخته شود.

۱۶- برای غذا دادن به کودک ساعات مشخص و برنامه منظم روزانه در نظر بگیرید.

۱۷- حتماً غذای جامد و نیمه جامد را در وضعیت نشسته به کودک خود بدهید.

۱۸- در هنگام غذا دادن به به کودک می بایست صبور باشیم.

۱۹- هنگام غذا خوردن به کودک خود بیشتر توجه کنید.

۲۰ – هر غذای کمکی را برای کودک شیرخوار (۳-۱) قاشق مربا خوری شروع و در طی ۷ روز آن را به (۱۵-۱۰) قاشق مرباخوری در روز برسانید.

۲۱- دقت کنید که شروع غذای کمکی جدید به معنی قطع غذاهای کمکی قبلی نیست بلکه برای متنوع ساختن تغذیه کودک می توانید ۲ یا ۳ نوع از غذاهای کمکی که قبلاً به کودک داده اید را نیز تهیه کرده و در طول روز به او بدهید.

۲۲- همزمان با افزایش سن کودک ، علاوه بر تغذیه کودک با شیر مادر ، دفعات تغذیه تکمیلی را بر اساس طرح ذیل افزایش دهید.

سن کودک                                           دفعات تغذیه تکمیلی در روز

ماه هفتم                                         از یکبار در روز شروع کنید و به سه بار در روز برسانید

ماه هشتم                                               ۴ بار

ماه نهم و دهم                                          ۵-۴ بار

ماه یازدهم و دوازدهم                                 ۵ بار

۲۳- با مراجعات مرتب به واحد های بهداشتی و پزشکان از صحیح بودن روش تغذیه کودکتان مطمئن شوید.

تغذیه در کودکان ۶-۲ ساله

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مامایی, مشروح اخبار, تغذيه, جهان پزشكي

۱-رعایت تنوع ، تعادل و تناسب از اصول تغذیه صحیح است که برای دستیابی به آن می توان روزانه از کلیه گروه های غذائی و جانشین های آن استفاده نمود.

۲- آنچه مسلم است مصرف موادی چون چیپس ، پفک و سایر تنقلات کم ارزش نمی تواند نیازهای غذائی کودک را تأمین کند ، زیرا این مواد ارزش غذائی ندارند و علاوه بر این نمک ، انواع چربی های مضر ، مواد افزودنی مانند رنگ ها و نگهدارنده های موجود در آنها موجب ابتلا به انواع بیماری ها خواهند شد.

۳- با وجود اینکه بستنی در گروه شیر و لبنیات مواد غذائی قرار می گیرد ، ولی با توجه به مقدار زیاد چربی اشباع و شکر آن ، بهتر است جانشین مواد غذائی موجود در گروه شیر و لبنیات نشود و در صورت تمایل کودکان ، حداکثر ۳-۲ با در هفته مصرف شود.

۴- می بایست به گونه ای برنامه ریزی کنیم که کودک ما روزانه از ۵ وعده غذائی شامل ۳ وعده اصلی و ۲ میان وعده مقوی و مغذی استفاده نماید.

۵- قسمت مهم از انرژی کودک از صبحانه تأمین می شود ، بنابراین خوردن صبحانه یکی از مهمترین وعده های غذائی اصلی می باشد.

۶- خوردن صبحانه یکی از مهمترین عادات غذائی است که تناول آن در ابتدای کودکی شکل می گیرد.

۷- گذاشتن وقت کافی برای خوردن صبحانه (۳۰-۲۰ دقیقه ) از اهمیت زیادی برخوردار است .

۸ – مهم بودن صرف صبحانه برای اعضای خانواده می تواند تشویق کننده کودک برای خوردن صبحانه باشد.

۹- دادن شام در ابتدای شب به کودک و خوابیدن او در ساعت معینی از شب می تواند به تحریک اشتهای او برای خوردن صبحانه کمک کند.

۱۰- یک سوم انرژی روزانه کودکان باید از میان وعده ها (صبح و بعد ازظهر) تأمین شود.

۱۱- مصرف مواد غذائی در فاصله هر چهار تا شش ساعت برای نگه داشتن غلظت قند خون کودک در حد طبیعی ضروری است.

۱۲- میان وعده ها را معمولاً ساعت ۱۰ الی ۱۰:۳۰ صبح به کودک بدهید.

۱۳ – فاصله میان وعده غذائی صبح با ناهار و میان وعده عصر با شام می بایست باشد.

۱۴- بهتر است قبل از خواب ، نصف لیوان شیر یا نیمی از یک موز به کودک داده شود.

۱۵- برای صرف غذای کودک زمان کافی در نظر بگیرید و از شتاب و عجله در هنگام غذا خوردن کودک یا غذا دادن به کودک اجتناب کنیم.

۱۶- کودک در محیط آرام بهتر غذا می خورد ، بنابراین از بلند کردن صدای رادیو و تلویزیون ، رفت و آمد زیاد ، امر و نهی به کار بردن روشهای تربیتی در هنگام غذا خوردن کودک پرهیز نمائیم .

۱۷- به خاطر داشته باشیم که بازی با غذا ، ریخت و پاش آن ، غذا خوردن با دست بخشی از مراحل طبیعی تغذیه کودک ۱ ساله (نوپا) است.

۱۸- اشتهای کودک مانند خلق و خوی آن متغیر است بنابراین اگر یک روز کمتر از روزهای قبل غذا خورد ، نگران نشویم.

۱۹ – خستگی ، بی تحرکی و خواب ناکافی کودک از مهم ترین عامل از بین بردن اشتهای اوست ، بنابراین بهترین زمان برای صرف غذا ، بعد از استراحت اوست.

۲۰- دادن غذای یکنواخت و تکراری سبب بیزاری کودک می شود، پس بهتر است تنوع را در برنامه غذائی کودک رعایت نمائیم.

تشنج چیست؟

تشنج یک فعالیت غیرطبیعی مغز است که می تواند به صورت لرزش بدن ،سفت شدن بدن ،خیرگی چشمها،پرش اندام ها،زمین خوردن های مکرر،کاهش سطح هوشیاری و یا شل شدن بدن خودش را نشان دهد.

روش تشخیص تشنج چیست؟

مهم ترین روش تشخیص ابتدا شرح حال بیمار است و برای قطعی کردن نوع تشنج یا شرایط بیمار ،نوار مغز و یا تصویر برداری مغزی به روش های ام آر آی یا سیتی اسکن و یا آزمایشات خون انجام می شود و یا بررسی مایع مغزی نخاعی لازم است.

آیا تشنج حالت فامیلی و یا ارثی دارد؟

در بعضی مواقع تشنج حالت ارثی دارد ولی گاهی هم تشنج می تواند علت های غیر ارثی مثل مشکلات ساختاری مغز داشته باشد.

اگر در خانه کودک دچار تشنج شد چه اقداماتی باید انجام دهیم؟

ابتدا خونسردی خود را حفظ کرده ،کودک را به پهلوی راست یا چپ می خوابانیم .اگر زبان بین دندان هایش گیر افتاده است،آن را آزاد می کنیم در غیر این صورت سعی در باز کردن دهان کودک نمی کنیم. اگر تشنج در کمتر از پنج دقیقه قطع شد که در فرصت مناسب به بیمارستان مراجعه شود ولی اگر تشنج ادامه یافت سریعاً کودک را به بیمارستان می رسانیم.

آیا می توانیم داروئی را در هنگام تشنج در منزل به کار ببریم؟

بله ،بعد از اینکه کودک به پهلو خوابانده شد در صورتی که تشنج بیشتر از پنج دقیقه طول بکشد از دیازپام مقعدی(رکتال) استفاده می شود و کودک را به بیمارستان می رسانیم .البته در موارد نادری خطر ایست تنفسی وجود دارد که در این صورت اگر کودک در هنگام استفاده از شیاف دیازپام دچار وقفه تنفسی شد باید به وی تنفس دهان به دهان داد ولی در صورت تنفس خود به خود فقط کودک را به پهلو می خوابانیم.

آیا رژیم غذائی خاصی جهت بیماران تشنجی وجود دارد و آیا غذائی باعث بدتر شدن تشنج می شود؟

در اغلب بیماران ،غذای خاصی که باعث تشنج شود وجود ندارد و اغلب تصورات اشتباه که غذاهای سرد مثل لبنیات ،خیار و … آن را تشدید می کند ،منبع علمی ندارد البته در بعضی مواقع رژیم های غذائی خاصی وجود دارد که بیمار زیر نظر متخصص تغذیه انجام می دهد که به عنوان یک درمان ضد تشنج می باشد. از این رژیم ها می توان به رژیم کتوژنیک و یا رژیم با میزان نمایه قند پائین (LGIT ) اشاره کرد.

چه مواردی تشنج را تشدید می کند؟

اغلب تشنج ها با بی خوابی ،خستگی مفرط تشدید و تحریک می شوند و از علت های دیگر تشدید می توان به بعضی از داروها مخصوصاً داروهای افزایش دهنده تمرکز و گاهی مواجه شدن با نورهای شدید ،اشاره کرد.

آیا کودک تشنجی محدودیت های خاصی در زندگی دارد ؟

بهتر است کودک از رفتن به جاهای بلند مثل کوه نوردی ،انجام کارهائی که عدم تمرکز باعث آسیب می شود مثل دوچرخه سواری ،رانندگی با ماشین و ورزش هائی که احتمال ضربه به سر وجود دارد منع شود و بهتر است کودک هیچ گاه تنها گذاشته نشود و حتی هنگام استحمام در را از داخل قفل نکند و هیچ گاه از وان استفاده نکند.در ضمن در صورتی که تمایل به رفتن به استخر دارد ،بهتر است در قسمت های عمیق نرود و حتماً یک فرد با نظارت مستقیم داشته باشد.

داروهای ضد تشنج

تیر ۴, ۱۳۹۵ توسط :   موضوع: : مشروح اخبار, جهان پزشكي, داروسازی

یک دارو مثل بقیه داروها و یک ماده شیمیائی می باشد که برای بیماری شما توسط پزشک تجویز شده است.این دارو در درمان و کنترل تشنج ضروری می باشد.

آیا داروی ضد تشنج عوارضی هم دارد؟

بله،داروی ضد تشنج هم مثل بقیه داروها عوارضی دارد که بسته به نوع دارو متفاوت می باشد ولی اغلب، عوارض گذرا و گاهی هم قابل چشم پوشی می باشند مثل بی قراری،بی توجهی،چاقی یا لاغری و گاهی هم خطرناک مثل دانه های پوستی حساسیتی

کدامیک از عوارض داروهای ضد تشنج خطرناک است و نیاز به آگاه ساختن پزشک دارد؟

در صورتی که بیمار شما بعد از استفاده از دارو دچار خواب آلودگی ،سرگیجه و عدم تعادل ،استفراغ و درد شکم ،ضایعات پوستی شبیه سرخک یا مخملک به رنگ قرمز در روی سطح بدن شد یا بعد از استفاده از دارو تشنج های بیمار زیادتر شد یا تغییری در صحبت کردن وی پدیدار شد باید پزشک را مطلع نمود.

آیا زمان استفاده از داروی ضد تشنج مهم است؟

بله،هم زمان و هم میزان داروی ضد تشنج بسیار مهم است و حتماً باید دقیقاً حساب شود .البته حدود یک ساعت تأخیر در دادن دارو اهمیت کمی دارد ولی تأخیر بیشتر مشکل آفرین است.

اگر یک دفعه دارو فراموش شود چه کار باید کرد؟

باید به محض فهمیدن، همان میزان برای بیمار تجویز شود و در سر موعد بعدی دارو مثل قبل استفاده شود.

آیا آزمایش خون جهت بیمار تشنجی نیاز است؟

بعضی از موارد برای کنترل سطح دارو و بعضی دیگر برای بررسی احتمال عوارض خونی یا کبدی باید به صورت دوره ای کنترل شوند که این فواصل توسط پزشک معالج تعیین می شود.

در صورت استفاده از شربت چگونه باید از آن استفاده کرد؟

اولاً شیشه شربت باید تکان داده شود و ثانیاً میزان دارو بر حسب میلی لیتر به وسیله سرنگ و یا قطره چکان درجه دار برای بیمار حساب شود و هیچ گاه به قاشق اطمینان نکنید.

اگر بیمار بعد از خوردن داروی ضد تشنج استفراغ کرد چه کار باید کرد؟

اگر در کمتر از نیم ساعت این اتفاق بیفتد بهتر است دارو تکرار شود در غیر این صورت کاری نمی کنیم.

آیا داروی ضد تشنج اعتیاد آور است؟

خیر،اعتیاد آور نیست ولی گاهی قطع ناگهانی آن خطرناک است و فقط در صورت تأیید پزشک دارو را قطع نمائید و در صورت تمام شدن دارو یا سریعاً آن را تهیه نمائید یا با پزشکتان مشورت نمائید.(به هر صورت قطع ناگهانی دارو بسیار خطرناک است)

دوره درمان داروهای ضد تشنج چه مدت است؟

حداقل مدت درمان ضد تشنج ۲ سال است ولی شاید تا ۴ سال هم طول بکشد.پزشک در این مورد باید تصمیم گیری کند.

آیا نوار مغز دوره ای جهت کنترل تشنج بیمار لازم است؟

اغلب جهت تشخیص و شروع درمان تشنج، نوار مغز لازم است.در ضمن برای قطع درمان هم لازم است ولی در صورت عدم تشنج، نوار مغز دوره ای لازم نیست.

« برگه‌ی پیشبرگه‌ی بعد »